راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی

راهبردهای آموزش در علوم پزشکی دوره هشتم فروردین و اردیبهشت 1394 شماره 1 (پیاپی 29)

مقالات

۱.

اولویت بندی شاخصهای تدریس اثربخش؛ مقایسه دیدگاه دانشجویان و اساتید دانشگاه علوم پزشکی سبزوار

کلید واژه ها: آموزشدانشجوتدریساستاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۹ تعداد دانلود : ۱۷۸
اهداف: برای تعیین شاخص های تدریس اثربخش می توان از مدیران، همکاران، خودارزیابی اساتید و دانشجویان نظرخواهی نمود. هدف از تحقیق حاضر، اولویت بندی و مقایسه شاخص های تدریس اثربخش از دیدگاه اساتید و دانشجویان بود. ابزار و روش ها: در این مطالعه توصیفی- مقطعی، 60 نفر از اعضای هیات علمی به روش سرشماری و 385 نفر از دانشجویان دانشکده های پرستاری، مامایی، بهداشت، پیراپزشکی و پزشکی دانشگاه علوم پزشکی سبزوار در سال تحصیلی 92-1391 به روش تصادفی ساده وارد مطالعه شدند. ابزار سنجش، پرسش نامه ای دوبخشی شامل خصوصیات فردی و اولویت بندی مهم ترین شاخص های تدریس اثربخش در چهار جنبه دانش پژوهی, روش تدریس, قدرت ایجاد ارتباط و شخصیت فردی بود. داده ها توسط نرم افزار SPSS 15 و با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی (آزمون مجذور کای) مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: از نظر اساتید و دانشجویان، در حیطه دانش پژوهی ویژگی علم و دانش, در حیطه روش تدریس ویژگی انتقال واضح مطالب, در حیطه قدرت ارتباط ویژگی عدالت در ارزش یابی و در حیطه شخصیت فردی ویژگی بیان شیوا و ساده، بیشترین اولویت را داشتند. در ویژگی های علم و دانش (0004/0=p), طراحی تدریس (0001/0=p), دسترسی آسان به استاد (003/0=p), ایجاد انگیزه (0001/0=p) و توضیح مجدد مطالب (003/0=p)، بین نظر استاد و دانشجو اختلاف معنی داری وجود داشت. نتیجه گیری: از دیدگاه اساتید و دانشجویان، ویژگی های علم و دانش، انتقال واضح مطالب، عدالت در ارزش یابی و بیان شیوا و ساده، بیشترین اولویت را در بررسی جنبه های شاخص تدریس اثربخش دارند. در مقایسه اولویت ها در هر حیطه، در بعضی از ویژگی ها اختلافاتی بین دیدگاه اساتید و دانشجویان وجود دارد.
۲.

نگرش دانشجویان فیزیوتراپی نسبت به دروس علوم پایه پزشکی

کلید واژه ها: تحصیلات تکمیلیدانشجویاننگرشدرمانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۲ تعداد دانلود : ۱۴۳
اهداف: نگرش دانشجویان به دروس علوم پایه در عملکرد بالینی آنان، تاثیر بسزایی دارد. هدف از این تحقیق، بررسی نگرش دانشجویان مقاطع کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته فیزیوتراپی نسبت به دروس علوم پایه بود. ابزار و روش ها: این مطالعه توصیفی به صورت مقطعی و از طریق دسترسی آسان، روی 151 نفر از دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد رشته فیزیوتراپی دانشکده های توان بخشی دانشگاه های علوم پزشکی ایران و تهران در مهر و آبان سال 1391 انجام شد. برای ارزیابی نگرش و دو زیرمقیاس اهمیت و تاثیر از پرسش نامه وست استفاده شد. تحلیل داده ها با کمک نرم افزار SPSS 17 و با استفاده از آزمون های آنالیز واریانس یک طرفه، T مستقل و رگرسیون لجستیک انجام شد. یافته ها: بین دو جنس در پاسخ به گویه های 1، 4، 7 و 8 اختلاف معنی دار وجود داشت. میانگین مقادیر نگرش و زیرمقیاس های اهمیت و تاثیر در زنان در ترم های پنجم و هفتم کارشناسی به طور معنی داری بیشتر از مردان بود. در مقطع کارشناسی ارشد در ترم اول، میزان نگرش و اهمیت زنان به طور معنی داری نسبت به مردان مثبت تر بود، اما در ترم سوم کارشناسی ارشد دو جنس از این نظر با هم اختلاف آماری معنی داری نداشتند. نتیجه گیری: نگرش مثبت دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد فیزیوتراپی به دروس علوم پایه تحت تاثیر جنسیت آنان است و زنان اهمیت بیشتری به یادگیری جزییات روند فیزیولوژیک درمان می دهند، در حالی که مردان بیشتر به نتیجه درمان تاکید دارند. با افزایش حضور زنان در مقطع کارشناسی ارشد نگرش آنان به مردان نزدیک می شود.
۳.

مقایسه روشهای آموزشی ""یادگیری مبتنی بر حل مسئله"" و ""پرسش و پاسخ"" از نظر گرایش دانشجویان بهداشت محیط به تفکر انتقادی

کلید واژه ها: تفکر انتقادییادگیرییادگیری مبتنی بر حل مسالهدانشجویان بهداشت محیط

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰۸ تعداد دانلود : ۲۱۷
اهداف: تفکر انتقادی دارای دو جنبه ""مهارت"" و ""گرایش"" است که بدون گرایش نسبت به تفکر انتقادی، بُعد مهارتی آن به وقوع نمی پیوندد. این مطالعه با هدف مقایسه تاثیر روش های یادگیری مبتنی بر حل مساله و پرسش و پاسخ بر گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان انجام گرفت. ابزار و روش ها: در این مطالعه نیمه تجربی، 27 دانشجوی رشته بهداشت محیط دانشگاه علوم پزشکی البرز در سال 1392 به شیوه سرشماری مورد مطالعه قرار گرفتند. شاخص های گرایش به تفکر انتقادی به وسیله پرسش نامه گرایش به تفکر انتقادی کالیفرنیا، قبل و پس از مداخله ارزیابی شد. به گروه یادگیری مبتنی بر حل مساله (14 نفر)، سناریوهایی برای مطالعه و تحقیق ارایه و برای گروه پرسش و پاسخ (13 نفر)، چهار جلسه پرسش و پاسخ برگزار شد. داده ها با استفاده از آزمون های T مستقل و T زوجی و به کمک نرم افزار SPSS 17 تحلیل شدند. یافته ها: بین نمره کلی گرایش به تفکر انتقادی در گروه یادگیری مبتنی بر پرسش و پاسخ، قبل (20/7±00/276) و بعد (32/16±62/306) از مداخله و همچنین در گروه یادگیری مبتنی بر حل مساله، قبل (14/28±00/278) و بعد (80/13±29/309) از مداخله تفاوت معنی داری مشاهده نشد (05/0p>). هر دو روش باعث افزایش معنی دار قدرت تحلیل، سازمان دهی اطلاعات و خوداعتمادی در دانشجویان شد (05/0p<). نتیجه گیری: با استفاده از هر دو روش یادگیری ""پرسش و پاسخ"" و ""مبتنی بر حل مساله"" می توان گرایش به تفکر انتقادی در دانشجویان را بهبود بخشید.
۴.

عوامل موثر بر رضایتمندی دانشجویان پرتوپزشکی از دوره آموزش بالینی; دانشگاه علوم پزشکی بابل

کلید واژه ها: دانشجویانارزیابی آموزشیکارآموزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۹ تعداد دانلود : ۱۱۵
اهداف: آموزش بالینی، بخش اساسی و مهم آموزش در رشته های خدماتی بهداشتی- درمانی است. این آموزش، دانشجویان را قادر می سازد تا دامنه اطلاعات و مهارت های خود را توسعه دهند. این مطالعه با هدف ارزیابی میزان رضایتمندی از دوره کارآموزی و عوامل موثر بر ارتقای آن در بخش های بالینی دانشگاه علوم پزشکی بابل انجام پذیرفت. ابزار و روش ها: در این پژوهش توصیفی- مقطعی در نیم سال اول سال تحصیلی 93-1392 نظرات 80 نفر از کارآموزان گروه پرتوپزشکی دانشگاه علوم پزشکی بابل به روش سرشماری مورد بررسی قرار گرفت. رضایتمندی دانشجویان با پرسش نامه روا و پایا ارزیابی شد. داده ها به کمک نرم افزار SPSS 19 و آزمون های مجذور کای، آزمون واریانس یک طرفه و ضریب همبستگی پیرسون مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: بیشترین رضایتمندی دانشجویان از آموزش بالینی مربوط به مشارکت مربی در امر آموزش (82٪)، تعداد و تنوع بیماران بستری (90٪) و کمترین رضایتمندی مربوط به امکانات رفاهی (75/13٪)، برگزاری کلاس های توجیهی (24٪) و کمبود فضای فیزیکی (5/22٪) بود. بین رضایتمندی از عملکرد مربیان و رضایتمندی از کیفیت آموزش بالینی با جنسیت و نوع رشته تحصیلی ارتباط معنی داری مشاهده نشد (05/0p>). بین رضایتمندی کلی از آموزش بالینی با نوع کارآموزی نیز ارتباط معنی داری گزارش نشد. رضایتمندی کلی از آموزش بالینی با نمره آزمون کارآموزی دانشجویان، ارتباط معنی داری داشت (05/0p<). نتیجه گیری: برای افزایش کیفیت آموزش بالینی باید ضعف امکانات رفاهی مراکز آموزشی و کمبود فضای آموزشی برطرف شود.
۵.

نقش ویژگی های شخصیتی، شیوه های یادگیری و فراشناخت در پیش بینی تفکر انتقادی دانشجویان کارشناسی

کلید واژه ها: تفکر انتقادییادگیریشناختآزمون های شخصیتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۲ تعداد دانلود : ۳۲۸
اهداف: روان شناسان و مربیان در تلاش برای درک تفاوت های افراد دارای قدرت تفکر انتقادی و فاقد آن هستند. تفکر انتقادی، براساس نظریه دوعاملی، نتیجه تعامل توانایی های شناختی و گرایش های شخصیتی است. هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش ویژگی های شخصیتی، شیوه های یادگیری و فراشناخت در پیش بینی تفکر انتقادی بود. ابزار و روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، 240 نفر از دانشجویان کارشناسی دانشگاه شهیدچمران اهواز (130 دختر و 110 پسر) در سال تحصیلی 91-1390 به صورت تصادفی چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسش نامه پنج عاملی نئو، پرسش نامه سبک های یادگیری کلب، پرسش نامه آگاهی فراشناختی شرا و دنیسون و آزمون مهارت های تفکر انتقادی کالیفرنیا- فرم ب بود. تحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون، تحلیل رگرسیون گام به گام و تحلیل همبستگی کاننی انجام شد. یافته ها: بازبودن به تجربه (41/0b=)، وجدانی بودن (28/0b=)، مفهوم سازی انتزاعی (39/0b=)، آزمایشگری فعال (22/0b=)، مشاهده تاملی (12/0b=)، دانش شناخت (47/0b=) و تنظیم شناخت (29/0b=) در پیش بینی تفکر انتقادی موثر بودند. بازبودن به تجربه و وجدانی بودن (25/0r2=)، شیوه های یادگیری مفهوم سازی انتزاعی، مشاهده تاملی و آزمایشگری فعال (21/0r2=) و ابعاد فراشناختی دانش شناخت و تنظیم شناخت (3/0r2=) نقش مهمی در تبیین تفکر انتقادی داشتند. ترکیب خطی مهارت های تفکر انتقادی (تحلیل، ارزیابی و استنباط) به وسیله ترکیب خطی عوامل گرایشی- شناختی (بازبودن به تجربه، وجدانی بودن، مفهوم سازی انتزاعی، آزمایشگری فعال، دانش شناخت و تنظیم شناخت) قابل پیش بینی بود. نتیجه گیری: ویژگی های شخصیتی، شیوه های یادگیری و فراشناخت به عنوان عوامل گرایشی- شناختی، نقش قابل توجهی در تفکر انتقادی دانشجویان دارند.
۶.

دانش، نگرش و مهارت دانشجویان پزشکی نسبت به آموزش الکترونیک؛ دانشگاه علوم پزشکی کرمان

کلید واژه ها: دانشجویاننگرشمهارتدانشآموزش الکترونیک

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۹۴
اهداف: با توجه به گسترش آموزش الکترونیکی و تاثیر عمده ای که این نوع آموزش بر پیشرفت دانشگاه های ایران دارد، لازم است میزان دانش و نوع نگرش دانشجویان نسبت به این شیوه جدید آموزشی، همچنین میزان مهارت دانشجویان در استفاده از آن به منظور بهبود سطح کیفی و کمّی دانشگاه ها ارزیابی شود. هدف این مطالعه، تعیین میزان دانش، نگرش و مهارت دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان نسبت به آموزش الکترونیکی بود. ابزار و روش ها: در این پژوهش توصیفی- مقطعی در سال 1392، 196 نفر از دانشجویان پزشکی دانشگاه علوم پزشکی کرمان به روش طبقه ای نسبتی انتخاب شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه ای دارای روایی و پایایی بود. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های ضریب همبستگی پیرسون، آنالیز واریانس و T مستقل و با کمک نرم افزار SPSS 19 انجام شد. یافته ها: میزان دانش و مهارت دانشجویان نسبت به آموزش الکترونیک ""متوسط"" و نگرش آنها ""زیاد"" بود. رابطه معنی داری بین دانش و مهارت (82/0=r؛ 001/0=p) و همچنین دانش و نگرش (37/0=r؛ 001/0=p) مشاهده شد ولی بین مهارت و نگرش (82/0=r؛ 35/0=p) ارتباط معنی داری وجود نداشت. همچنین بین دانش و مهارت افراد براساس جنسیت اختلاف معنی دار مشاهده شد، اما بین نگرش براساس جنسیت، اختلاف معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی کرمان نگرش مثبتی نسبت به آموزش الکترونیکی دارند، اما با توجه به سطح دانش و مهارت متوسط، هنوز آمادگی لازم برای اجرای این نوع آموزش در این دانشگاه وجود ندارد.
۷.

ارکان مدیریت دانش از دیدگاه مدیران گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز

کلید واژه ها: مدیریت دانشدانشگاه هامراکز آموزش پزشکی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۹ تعداد دانلود : ۱۸۰
اهداف: مدیریت دانش از مهم ترین ابزارهای موفقیت سازمان ها در شرایط رقابتی و عصر اطلاعات است. دست یابی به جدیدترین دستاوردهای علمی و پژوهشی و بهره برداری از آنها مستلزم استقرار مدیریت دانش در نظام سازمانی دانشگاه های علوم پزشکی است. هدف این مطالعه، تعیین وضعیت ارکان مدیریت دانش از دیدگاه مدیران گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز بود. ابزار و روش ها: مطالعه توصیفی- مقطعی حاضر در جامعه مدیران گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز (60 نفر) در سال 1391 انجام شد و همه افراد به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه ای استاندارد شامل بخش های اطلاعات دموگرافیک و مدیریت دانش بود. داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آزمون های ناپارامتری من- ویتنی و کروسکال- والیس در نرم افزار SPSS 17 تحلیل شدند. یافته ها: وضعیت بُعد خلق دانش (70/0±84/2) نسبتاً نامناسب بود، در حالی که وضعیت ابعاد مشارکت دانش (74/0±00/3)، نشر دانش (61/0±11/3)، کاربرد دانش (64/0±11/3)، ارزیابی دانش (77/0±10/3) و نیز مدیریت کلی دانش (58/0±01/3) نسبتاً مناسب برآورد شد. بین کاربرد دانش و سن پاسخگویان، رابطه معنی داری مشاهده شد (009/0=p). نتیجه گیری: وضعیت مدیریت دانش از دیدگاه میران گروه های آموزشی دانشگاه علوم پزشکی جندی شاپور اهواز نسبتاً مناسب برآورد می شود.
۸.

رابطه بین سبک های تدریس اعضای هیات علمی و سازگاری اجتماعی دانشجویان علوم پزشکی

کلید واژه ها: دانشجویان پزشکیاعضای هیات علمیتدریسسازگاری اجتماعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳۱ تعداد دانلود : ۱۹۵
اهداف: اساتید به عنوان یکی از مهم ترین و تاثیرگذارترین افراد در زندگی دانشجویان، نقش مهمی در زندگی شخصی و اجتماعی آنها دارند. سازگاری اجتماعی به عنوان مهم ترین نشانه سلامت روان، از مباحثی است که در دهه های اخیر، توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. هدف تحقیق حاضر، بررسی رابطه بین سبک های تدریس اعضای هیات علمی و سازگاری اجتماعی دانشجویان بود. ابزار و روش ها: این پژوهش، توصیفی و از نوع همبستگی است که در سال 1393 انجام شد. جامعه آماری پژوهش، کلیه دانشجویان سال اول و اعضای هیات علمی دانشگاه علوم پزشکی ارومیه بودند. با استفاده از فرمول کوکران و روش نمونه گیری تصادفی 220 نفر از اعضای هیات علمی و 350 نفر از دانشجویان برای مطالعه انتخاب شدند. به منظور جمع آوری اطلاعات، دو پرسش نامه استاندارد سبک های تدریس گراشا و شخصیت سنج کالیفرنیا مورد استفاده قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و آزمون تحلیل واریانس انجام شد. یافته ها: بین سبک های تخصص گرا (15/0=r؛ 042/0=p)، اقتدارگرا (14/0=r؛ 02/0=p)، مدل گرا (17/0=r؛ 03/0=p) و تسهیل کننده (21/0=r؛ 032/0=p) با سازگاری اجتماعی دانشجویان رابطه معنی دار وجود داشت، ولی سبک انتخابی ارتباط معنی داری با سازگاری اجتماعی نداشت (18/0-=r؛ 23/0=p). بین مدرک تحصیلی (274/0=p) و سابقه کار (583/0=p) اعضای هیات علمی با روش تدریس، رابطه معنی داری مشاهده نشد. نتیجه گیری: سبک های تدریس تخصص گرا، اقتدارگرا، مدل گرا و تسهیل کننده با سازگاری اجتماعی دانشجویان رابطه دارد، ولی بین سبک تدریس انتخابی با سازگاری اجتماعی دانشجویان رابطه ای مشاهده نمی شود.
۹.

رابطه استفاده از مهارت های اساسی تدریس و بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان؛ دانشکده پرستاری لامرد

نویسنده:

کلید واژه ها: عملکرد تحصیلیدانشجویان پرستاریمهارت های اساسی تدریس

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۱۷۱
اهداف: گسترش مهارت های حرفه ای اساتید، عاملی محوری در بهبود عملکرد حرفه ای استادان و بازده آموزشی دانش آموزان به شمار می رود. هدف از این پژوهش، بررسی رابطه بین میزان استفاده از مهارت های اساسی تدریس و بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری لامرد بود. ابزار و روش ها: در این پژوهش توصیفی- همبستگی، کلیه دانشجویان مشغول به تحصیل در دانشکده پرستاری دانشگاه دولتی لامرد در سال تحصیلی 93-1392 (95 نفر) به روش سرشماری وارد مطالعه شدند. ابزار پژوهش، پرسش نامه ای محقق ساخته بود که روایی و پایایی آن مورد تایید قرار گرفته بود. تجزیه و تحلیل اطلاعات، با استفاده از شاخص های آمار توصیفی (فراوانی، درصد، درصد تجمعی و نمودار) و روش های آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون، T مستقل و تحلیل واریانس) انجام شد. یافته ها: بین میزان استفاده از مهارت های اساسی تدریس و عملکرد تحصیلی دانشجویان دانشکده پرستاری رابطه معنی داری مشاهده شد (001/0=p). همچنین بین میزان استفاده از مهارت های پیش از تدریس، ضمن تدریس و بعد از تدریس و عملکرد تحصیلی دانشجویان رابطه معنی داری وجود داشت (001/0=p). نظرات دانشجویان ترم های مختلف در مورد میزان استفاده اساتید از مهارت های اساسی تدریس دارای تفاوت آماری معنی دار بود (001/0=p). نتیجه گیری: با افزایش مهارت های اساسی تدریس اساتید، عملکرد تحصیلی دانشجویان بهبود می یابد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۴۵