علی محتشمی

علی محتشمی

مدرک تحصیلی: دانشیار، گروه مدیریت، واحد قزوین، دانشگاه آزاد اسلامی، قزوین

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

مسیر یابی– مکان یابی مواد خطرناک با در نظر گرفتن شاخص ریسک در شبکه هاب با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری

تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۶
مواد خطرناک، موادی هستند که به دلیل خواص شیمیایی و فیزیکی خود، ریسک قابل توجه ای بر ایمنی مردم و محیط زیست تحمیل می کنند. مسیریابی حمل و نقل این گونه مواد پیچیدگی های بیشتری نسبت به مواد معمولی دارد. تلفیق دو موضوع مساله مکان یابی و مساله مسیریابی، سیستم یکپارچه ای به نام مساله مکان یابی مسیریابی را به وجود می آورد. این گونه مسائل به تعیین همزمان تعداد و مکان بهینه تسهیلات و همچنین تعداد بهینه وسایل نقلیه و مسیر آنها می پردازد. در این تحقیق هدف طراحی یک شبکه برای حمل و نقل مواد خطرناک بوده و دربرگیرنده سطوح تامین، توزیع (هاب) و مشتری می باشد. از این رو مدل ریاضی به منظور کمینه سازی هزینه ها و ریسک به صورت توأمان ارایه شده است. کالای خطرناک از تامین کنندگان به هاب ها ارسال می گردد و از طریق مسیریابی توسط حمل و نقل جاده ای به مشتریان تحویل می گردد. هاب ها در مدل پیشنهادی مکان یابی می گردند. جهت اعتبارسنجی مدل، کد در نرم افزار GAMS تهیه شده و برای حل دقیق، مسائل نمونه ای با ابعاد متنوع به شکل تصادفی تولید گردید. بدین منظور الگوریتمی طراحی و در نرم افزار Matlab نوشته شد. با توجه به NP-Hard بودن مسئله، یک الگوریتم ترکیبی مبتنی بر شبیه سازی تبرید و الگوریتم ژنتیک برای حل در ابعاد بزرگ ارائه و در پایان نتایج حاصل از حل دقیق با الگوریتم پیشنهادی مقایسه گردید.
۲.

طراحی مدل برندمنابع انسانی در سازمانهای دولتی ایران به روش فراترکیب

تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۳
امروزه توسعه ی پایدار، یک هدف استراتژیک کلیدی در سازمان های دولتی است. محققان بر این باور هستند که توسعه پایدار می تواند با گسترش دامنه منابع انسانی و نقش های بازاریابی سنتی به ابعاد گستره تر مدیریت منابع انسانی و برندمحور، تحقق یابد. «برندسازی منابع انسانی» رویکرد نسبتاً جدید برگرفته از «بازاریابی» است و به منزله روح بازاریابی منابع انسانی است. این عرصه در حال ظهور، فرصت بزرگی برای توسعه ارزش ویژه کارکنان و تثبیت موقعیت سازمان های دولتی به عنوان برند، فراهم می کند. هدف این پژوهش طراحی مدل برندسازی منابع انسانی در سازمان های دولتی ایران به روش فراترکیب می باشد. پژوهش حاضر به صورت پژوهش ترکیبی (کیفی – کمّی) انجام شده است. بر این اساس در مرحله اول تحقیق به منظور ارایه مدل جامع برند منابع انسانی، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب سندلوسکی و باروسو (2007) استفاده شده است. بدین ترتیب که بعد از شناسایی مقولات، مفاهیم و کدهای برند منابع انسانی و ارزیابی روایی و پایایی آن، مدل مفهومی اولیه تحقیق شکل گرفت. در مرحله دوم تحقیق که روش پیمایشی را شامل می شود با استفاده از نظرات خبرگان و ارزیابی ضریب نسبی و شاخص روایی محتوا (CVR-CVI)، تبیین مدل برندسازی منابع انسانی میسر گردید. نتایج تحقیق نشان می دهد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (مدل تحقیق) مورد تأیید جامعه خبرگان قرار گرفت.
۳.

مطالعه شرایط ایجاد دلبستگی کارکنان در سازمان های دولتی با استفاده از الگو سازی فازی

تعداد بازدید : ۱۱۷ تعداد دانلود : ۳۹
هدف اصلی این پژوهش ، طراحی الگویی برای دلبستگی کارکنان در بخش دولتی ایران بود. پژوهش حاضر به صورت پژوهش ترکیبی (کیفی – کمّی) انجام شده است. بر این اساس در بخش اول پژوهش به منظور ارائه الگوی جامع از دلبستگی کارکنان، از روش پژوهشی کیفی فراترکیب سندلوسکی و بارسو (2007) استفاده شده گردید. بدین ترتیب که بعد از شناسایی مقولات، مفاهیم و کدهای دلبستگی کارکنان و ارزیابی روایی و پایایی آن، الگوی مفهومی اولیه پژوهش شکل گرفت. در بخش دوم پژوهش که روش پیمایش را شامل می گردید با استفاده از نظرات خبرگان و ارزیابی روایی محتوا (ضریب نسبی و مقیاس روایی محتوا)، تبیین الگوی دلبستگی کارکنان میسر گردید. در ادامه به منظور کاربردی نمودن الگو و ارزیابی مؤلفه های دلبستگی کارکنان در سازمان های دولتی تعداد 281 پرسشنامه بین کارکنان اداره کل امور مالیاتی، اداره کل دیوان محاسبات و اداره کل ثبت اسناد و املاک استان آذربایجان غربی،که به صورت نمونه گیری طبقه ای انتخاب گردیده بودند، توزیع شد. با استفاده از روش تحلیل عاملی تائیدی، تجزیه وتحلیل انجام گرفت. نهایتاً در بخش سوم پژوهش به منظور ارائه ترکیب مطلوب ابعاد الگو به گونه ای که بتوان دلبستگی کارکنان را بهینه نمود از روش الگو سازی ریاضی (سیستم خبره فازی) استفاده گردید. درنهایت از بخش های پژوهش می توان چنین نتیجه گیری کرد که ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب (الگوی پژوهش) مورد تائید جامعه هدف قرار گرفت.
۴.

طراحی الگوی پرورش کارکنان با اشتیاق در بخش دولتی ایران

تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۵
هدف : هدف پژوهش، طراحی الگویی برای پرورش کارکنان با اشتیاق در بخش دولتی ایران بود. روش: روش پژوهش شامل فراترکیب، پیمایش و نظام خبره فازی بود. جامعه آماری در روش فراترکیب، تعداد 158 مقاله، در روش پیمایش، تعداد 1039 نفر از کارکنان سه اداره کل استان آذربایجان غربی و در روش الگوسازی ریاضی، 20 نفر از کارکنان بود. نمونه گیری در فراترکیب، انتخاب 65 مقاله از میان 158 مقاله از مجله های معتبر داخلی به زبان فارسی از سال 1389 تا 1395و خارجی به زبان انگلیسی از سال 2003 تا 2016، و در روش پیمایش انتخاب 290 نفر از کارکنان، و در روش الگو سازی ریاضی انتخاب 20 نفر از کارکنان برای تکمیل ابزار پژوهش بود. برای تعیین اعتبار مقیاس از تحلیل عاملی اکتشافی و تأییدی و نیز اعتبار همگرا از طریق محاسبه همبستگی از پرسشنامه 56 گزینه ای تائیدشده توسط خبرگان در بهار 1396، استفاده شد و برای تعیین پایایی، ضریب آلفای کرونباخ و ضریب پایایی بازآزمایی محاسبه شد و پس از حذف 6 پرسشنامه ناقص و 3 داده پرت، داده های 281 آزمودنی ازطریق رگرسیون سلسله مراتبی تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد ضریب مسیر کل بین متغیر مکنون فرهنگ ایرانی-اسلامی و حالت های روان شناختی (375/0β = ، 001/0=P) و ضریب مسیر غیرمستقیم بین مؤلفه های شرایط شغلی (125/0β= ، 001/0 = P)، شخصی (134/0β = ، 01/0 = P) و سازمانی (231/0β = ، 002/0 = P ) با متغیر اشتیاق کارکنان مثبت و معنادار است. نتیجه گیری: از آن جا که جامعه هدف، ابعاد و مؤلفه ها و شاخص های استخراجی از روش فراترکیب را تائید کرد؛ بنابراین توجه به مؤلفه های دارای وزن عاملی بالاتر در اشتیاق کارکنان، می تواند ظرفیت های روان شناختی بیشتری را در آن ها خلق کند.
۵.

یک روش تلفیقی جدید جهت تخصیص افزونگی در سیستم های تولیدی با استفاده از NSGA-II و MOPSO اصلاح شده

نویسنده:

کلید واژه ها: شبیه سازیخط تولیدمتدولوژی سطح پاسخالگوریتم ژنتیک با مرتب سازی نامغلوببهینه سازی ازدحام ذرات چند هدفه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۱ تعداد دانلود : ۱۶۱
این مقاله به معرفی یک مدل ریاضی چند هدفه جهت تخصیص افزونگی در سیستم های تولیدی می پردازد. در بسیاری از خطوط تولید و مونتاژ در صنعت، توابع توزیع ورود قطعات، مدت زمان های پردازش، مدت زمان تابازمانی ماشین ها و مدت زمانهای تعمیر از توابع توزیع عمومی تبعیت میکنند. روش پیشنهادی این مقاله با استفاده از رویکرد تلفیقی شبیهسازی کامپیوتری و متدولوژی سطح پاسخ، قابلیت درنظرگیری پارامترهای زمانی مبتنی بر توابع توزیع عمومی در خطوط تولید را داراست. در مدل ریاضی این مقاله سه هدف حداکثرکردن نرخ تولید، حداقل کردن هزینه ها و حداکثر کردن کیفیت محصولات در نظر گرفته شده است. جهت حل مدل ریاضی چند هدفه پیشنهادی، از دو الگوریتم فراابتکاری تکاملی الگوریتم ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب و بهینه سازی ازدحام ذرات چند هدفه استفاده شده است. نتابج محاسباتی مؤثر بودن دو الگوریتم فوق در تولید جواب های نامغلوب برای مسئله تخصیص افزونگی در سیستم های تولیدی نامطمئن را نشان می دهد. به علاوه، نتایج حاصل از مقایسه این دو الگوریتم نشان دهنده کیفیت بالاتر جواب های الگوریتم ژنتیک با مرتب سازی نامغلوب در این مسئله است.
۶.

زمان بندی حمل و نقل کامیون ها در زنجیره تامین با در نظر گرفتن بارانداز تقاطعی و با استفاده از الگوریتم های فراابتکاری

کلید واژه ها: الگوریتم ژنتیکمدیریت زنجیره تامینبارانداز تقاطعیالگوریتم بهینه سازی گروه ذرات

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۳۲۳
دردنیای رقابتی امروز، سازمان ها با بهره گیری از علوم مدیریت، اقدام به ایجاد مزایای رقابتی می کنند. یکی از مهمترین علوم مدیریتی که در این زمینه مباحث بسیار سودمندی را مطرح کرده است، مدیریت زنجیره تامین می باشد. مدیریت زنجیره تامین نتیجه تکاملی مدیریت انبارداری است و به عنوان یکی از مبانی زیرساختی و مهم پیاده سازی کسب و کار است که در بسیاری از آنها تلاش اساسی برای کوتاه کردن زمان بین سفارش مشتری تا تحویل واقعی کالا می باشد. بارانداز تقاطعی[1] یکی از مهمترین گزینه ها برای کاهش زمان در زنجیره تامین می باشد. هدف اصلی در این مقاله تمرکز بر بهینه سازی برنامه ریزی کامیون های ورودی و خروجی با هدف به حداقل رساندن مدل تک هدفه زمان کل عملیات داخل زنجیره تامین می باشد. زمان بندی حمل و نقل در این مقاله، زمان بین مبداها و مقصدها، زمان تخلیه و بارگیری و جابجایی محصولات را کمینه سازی می نماید. از آن جا که این مدل مقاله از نوع صفر و یک بوده و متعلق به کلاس NP-hard است زمان حل آن ها با افزایش ابعاد مسأله به شدت افزایش می یابد. بنابراین برای پیدا کردن جواب های نزدیک بهینه مساله از الگوریتم های ژنتیک [2] و بهینه سازی گروه ذرات[3] استفاده شده است. سپس این الگوریتم ها با معیارهایی همچون زمان اجرا و کیفیت جواب ها با یکدیگر مقایسه شده و الگوریتم برتر در هر معیار مشخص گردید.
۷.

تصمیم ساخت یا خرید در حالت عدم اطمینان با رویکرد منطق فازی

تعداد بازدید : ۸۹۸ تعداد دانلود : ۴۷۲
یکی از دغدغه های مهم برای تصمیم گیرندگان هر سازمان تولیدی، تصمیم گیری در مورد خرید قطعات (برون سپاری) و یا ساخت قطعات توسط کارخانه است که موضوع بحث بسیاری از مطالعات تا کنون بوده است. به این منظور این پژوهش سعی بر آن دارد تا به ارائه یک روش شناسی مناسب جهت حل این مسئله بپردازد. روش شناسی مطالعه حاضر توانایی بررسی تصمیم ساخت یا خرید را در حالت عدم قطعیت در برداشته و جهت این منظور از تحلیل شبیه سازی و رویکرد منطق فازی بهره می برد. این مطالعه به ارایه یک روش TOPSIS گروهی جدید می پردازد که این روش توسعه یافته روش های پیشین می باشد ضمن این که برای استفاده از شبیه سازی، روش پیشنهادی این مطالعه قابلیت بررسی خطوط تولیدی با زمان های تصادفی که از توابع توزیع عمومی پیروی می کنند را دارا می باشد. به عبارت دیگر روش پیشنهادی این مطالعه این امکان را فراهم می آورد که زمان پردازش ماشین ها، زمان های بین خرابی ماشین ها و زمان های تعمیر ماشین ها از توابع توزیع عمومی (نرمال، یکنواخت، گاما و . . .) پیروی کنند، نه صرفاً زمان های قطعی یا نمایی. روش شناسی حاضر تنها به ارایه راه کار ساخت یا خرید قطعات نمی پردازد، بلکه در مورد قطعاتی که ساخت آنها از چندین مرحله تشکیل شده و چندین تأمین کننده، قادر به تأمین آن می باشند، به ارایه راه حل مطلوب در مورد درجه ساخت توسط کارخانه (از برون سپاری کامل تا ساخت کامل) و انتخاب تأمین کننده مناسب (در صورت خرید) می پردازد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان