مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۸۱ تا ۸۰۰ مورد از کل ۵۴۵٬۴۱۶ مورد.
حوزههای تخصصی:
Sport startups are a specific form of new business venture that enters the market in a fast manner. There has been more emphasis on sport startups due to the need to capitalize on innovations particularly digital types in the global business environment. This study examines the challenges physical education students face in using advertising to foster the growth of emerging sports startups. Using triangulation, we collected data through mixed methods. The findings indicate significant financial barriers, such as high start-up costs and insufficient initial capital, that limit students' ability to invest in their businesses. Additionally, a lack of understanding of sports marketing principles and the rapid pace of advertising technology evolution hinder effective promotional efforts. Social and cultural barriers, including low community awareness and trust in new entrepreneurial ventures, further limit market access for sports startups. The intense competition with established brands requires high levels of innovation and creativity, areas in which students often lack experience and skills. These findings emphasize the need for comprehensive support systems, such as financial aid, improved educational programs, and mentorship, to provide physical education students with the necessary tools to successfully navigate the competitive sports business landscape. This research provides valuable insights to improve the growth and success of sports startups using advertising.
Fostering the Human Resource Productivity in Sport Organizations(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The aim of the present study is to investigate the impact of servant leadership on the human resource productivity through whistleblowing considering the moderating role of work ethics. The current research method is correlation, which was carried out in the field. The statistical population of the research was the employees in track and field sport in Iraq, 152 people were selected as a sample using the convenient method. The servant leadership questionnaires of Luu (2019), the whistleblowing of Park and Blenkinsopp (2009), the Human resources productivity of Hersey and Goldsmith (1980), and the work ethics of Bateman and Snell (2004) were used. SPSS version 18 and PLS version 3 software were used for data analysis. The results showed that servant leadership has a significant relationship with human resource productivity and whistleblowing. Also, there is a significant relationship between whistleblowing and human resource productivity. Finally, there is a significant relationship between servant leadership and human resource productivity with the moderating role of work ethic. Servant leadership is a management approach that prioritizes the well-being and growth of employees, leading to improved human resource productivity and organizational performance. This leadership style, which involves serving employees rather than commanding them, has been shown to have a significant positive impact on productivity and whistleblowing within organizations. By fostering an employee-centric approach and a culture of trust, safety, and open communication, servant leaders can encourage employees to speak up about unethical practices, leading to a more transparent and accountable work environment.
بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
25 - 41
حوزههای تخصصی:
رویکرد سبک گوتیک در هنر و ادبیات ، پرداختن به موضوعاتی؛ مانند وحشت، هراس و دلهره است. این سبک در داستان نویسی با استفاده از شخصیت های عجیب و غریب و با تلفیق عناصر رازآلود با خشونت و به نمایش گذاشتن تصاویر جنایت و محیط های متروکه و خالی از سکنه جایگاه قابل توجهی پیدا کرده است. احمد خالد توفیق (1962-2018م) و رامبد خانلری (1362ش) دو رمان نویس معاصر عربی و ایرانی هستند که آثاری داستانی در حوزه گوتیک به رشته تحریر درآوردند. مجموعه داستانی حکایه الغرفه 207 (2008م) از احمد خالد توفیق شباهت های قابل توجهی در محتوا و ساختار با مجموعه داستانی سرطان جن (1397ش) خانلری دارد. هدف این پژوهش بررسی تطبیقی مؤلفه های گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن است. نتایج حاکی از آن است که اصلی ترین مؤلفه های مشترک گوتیک در مجموعه داستان های حکایه الغرفه 207 و سرطان جن به ترتیب اهمیت عبارت است از: شخصیت پردازی، فضای رمزآلود، رخدادهای غیرقابل باور، تسخیر و خشونت. کمیت استفاده از این مولفه ها در هر دو اثر نشان از توجه مشابه هر دو نویسنده به این مولفه ها دارد با این تفاوت که در داستان های حکایه الغرفه 207در بخش شخصیت پردازی و فضاسازی تعمق بیشتری در وحشت ذهن داشته و در مجموعه داستان سرطان جن مولفه خشونت بیشتر از تسخیر نمود داشته است.
The psychological state of elite athletes during the COVID-19 pandemic(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Background: The study of the psychological effects of this viral disease on the mental health of individuals at different levels of society, especially elite athletes, is of great importance.Aim: Present study aimed to investigate the psychological status of elite athletes during the COVID-19 pandemic.Materials and Methods: The statistical population of this study included 87 Iranian elite and national athletes in various sports. The statistical population of this study included 87 elite and national athletes in various sports. Data were collected using the stress, anxiety, depression inventory (DASS-14), perceived stress inventory (PSS-14), the revised event impact inventory (IES-R), and the Graz Emotional Disorders Questionnaire.Results: There is no significant difference between the components of depression, anxiety, event impact, and emotional disorders (P≥0.05). There is a significant difference between the mean scores obtained by elite athletes and the mean scores of the stress component (P=0.01). The mean scores obtained by elite athletes were lower than the mean scores in the perceived stress component (P=0.001).Conclusion: The elite Iranian athletes in the Corona pandemic are in a relatively good psychological state.
تأثیر روش آموزش خطی و غیرخطی بر قابلیت تعادل ایستای کودکان فلج مغزی همی پلاژی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: منظور از فلج مغزی طبقه ای از اختلالات عصبی غیرپیشرونده است که دارای تأثیرات دائمی بر توانایی های حسی – حرکتی افراد می شود و در نوزادی یا اوایل کودکی ظاهر می شود. هدف تحقیق حاضر بررسی تأثیر آموزش خطی و غیرخطی بر قابلیت تعادل ایستای کودکان فلج مغزی همی پلاژی بود.
روش پژوهش: 20 پسر فلج مغزی همی پلاژی در دامنه سنی 7-12 سال به صورت در دسترس انتخاب شدند و در دو گروه تجربی و کنترل قرار گرفتند. آزمون شارپند رومبرگ برای اندازه گیری نمرات تعادل ایستا به کار گرفته شد. گروه های خطی و غیرخطی به مدت چهار هفته، سه روز در هفته و هر روز یک ساعت به انجام تمرینات مخصوص به هر گروه پرداختند. آزمون های تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) و تحلیل کوواریانس تک متغیری (ANCOVA) در سطح 0/05> p اجرا شدند.
یافته ها: بر اساس یافته های تحقیق، بین دو گروه روش آموزشی خطی و غیرخطی حداقل در یکی از متغیرهای تعادل ایستا تفاوت معناداری وجود داشت (0/001=p). همچنین با توجه به نمرات بالاتر گروه غیرخطی، این روش آموزشی در مقایسه با روش خطی سبب نمرات بهتر تعادل ایستا (با چشم باز و بسته) در کودکان فلج مغزی همی پلاژی شد.
نتیجه گیری: به طور کلی نتایج تحقیق حاضر بر اهمیت آموزش غیرخطی در بهبود تعادل ایستای کودکان فلج مغزی همی پلاژی تأکید دارد و نتایج تأییدی بر رویکرد قیودمحور است.
روایت های شکست چالدران در تاریخ نویسی صفوی: انکار و به حاشیه رانی، خطای قزلباشان، پذیرش و مشروعیت بخشی به شاه آرمانی- شیعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تاریخی جنگ سال ۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۱)
33 - 49
حوزههای تخصصی:
جنگ چالدران، رویدادی تأثیرگذار در هنگام بنیان گذاری و تثبیت دولت صفویه بود؛ چراکه به چهره ی شکست ناپذیر شاه، ضربه ی سهمگینی وارد ساخت و موجب تضعیف مشروعیت شاه اسماعیل شد. دشواری هضم این شکست، تاریخ نویسان هواخواه صفویان را به بازاندیشی در باب روایت جنگ چالدران واداشت. این مقاله با رویکرد توصیفی-تحلیلی در پی پاسخ به این پرسش است که منابع تاریخ نگاری عصر صفوی چگونه با این شکست مواجه شده اند؟ سنجش شیوه های بازنمایی جنگ چالدارن در تاریخ نویسی دوره ی شاه اسماعیل و پس از آن، دو الگو در طرح اندازی روایی تجربه ی این ناکامی را می نمایاند: نخست، در روایت کتاب های حبیب السیر و فتوحات شاهی، انکار و به حاشیه رانی شکست، رویکرد غالب است. کتاب فتوحات شاهی برای گریز از نشان دادن سیمای تلخ شکست، از خیر روایتش می گذرد. از سوی دیگر، خواندمیر شکست در جنگ چالدران را امری حاشیه ای می انگارد و از اساس تجربه ی آن را طرد و انکار می کند. دوم، در منابع تاریخی پس از مرگ شاه اسماعیل، هرچند تلخی ناکامی این نبرد پذیرفته می شود، با این حال، با توجه به اقتضائات زمانه و در راستای توجیه شکست خطاهای نیروهای قزلباش، برجسته می گردد؛ و روایت جنگ چالدران به گونه ای طرح اندازی می شود که ابهت شاه اسماعیل حفظ شود و خللی بر مبانی مشروعیت این حکومت وارد نشود.
استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از نماز در کلام و سیره حضرت امام حسین(ع)
منبع:
پژوهشنامه معارف حسینی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۹
67 - 88
حوزههای تخصصی:
برپایی نماز در شب، صبح و ظهر عاشورا، عالی ترین جلوه شکوه بندگی حضرت ابا عبدالله الحسین(ع) در واقعه کربلا در مقابل معبود است. هدف پژوهش، استنتاج مؤلفه ها و روش های تربیتی حاصل از نماز در کلام و سیره حضرت امام حسین(ع) است. روش پژوهش از نوع کتابخانه ای و به شیوه فیش نویسی است. نتایج پژوهش نشان داد که مهم ترین مؤلفه های تربیتی شامل؛ اهمیت به نماز به عنوان وسیله یاد خدابودن و ستون و پرچم دین، توجه به نماز جماعت، نماز اول وقت، خلوص نیت در نماز، محافظت بر نماز، استعانت از نماز، نماز شب و شب زنده داری، شهادت در حال نماز، احیای اذان، غیرت دینی، اقامه نماز در میدان جنگ، ترویج نماز و دفاع از نماز. همچنین روش های تربیتی نظیر مراقبه و محاسبه، تبشیر و تنذیر، تشویق و ترغیب، پند و موعظه در کلام و سیره امام حسین(ع) درباره نماز، مشاهده شده است.
بررسی تطبیقی چهار شعر با مضمون مشترک پاییز با رویکرد بوم گرایانه (مارتین ملون، دانیل فریزر، قدمعلی سَرّامی و فاضل نظری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
69 - 94
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش، چهار شعر غنایی با مضمون مشترک پاییز، سروده چهار شاعر مختلف یعنی دانیل فریزر (-1987)، مارتین ملون (- 1963). قدمعلی سرامی (-1322) و فاضل نظری (-1358) با رویکردی بومگرایانه مورد بررسی قرار می گیرند تا به این پرسش پاسخ داده شود که هریک از این چهار شعر تا چه اندازه ای نگرانی های محیط زیستی بشر همچون تغییرات اقلیمی، انقراض گونه های مختلف گیاهی و جانوری، آلودگی آب و آلودگی هوا را در کانون توجه خود قرار داده اند. روش تحقیق، توصیفی – تحلیلی است. یافته ها نشان می دهند که فریزر و ملون، مضمون پاییز را همچون تکیه گاهی به کار می گیرند تا دستکاری های نسنجیده بشر را در روند طبیعی آفرینش مورد انتقاد قرار داده و نقش ویرانگر او را در محیط زیست و فضای در دسترس زمین ، به باد انتقاد گیرند در حالیکه سرامی و نظری، پاییز را در تقابل با بهار، همچون استعاره ای به کار می گیرند تا احوالات درونی و عواطف خود را توصیف کنند و بیشتر تمرکزشان برروی گوینده یا اول شخص مفردی است که در اشعارشان با ضمیر منفصل «من» یا ضمیر متّصل «-م» جلوه می نماید و در سروده های خود، بشر را در جایگاهِ تقابل با طبیعت نمی نشانند.
Risk-Aware Suicide Detection in Social Media: A Domain-Guided Framework with Explainable LLMs(مقاله علمی وزارت علوم)
Nowadays, the close connection between people's lives and social media has led to the emergence of their psychological and emotional states in social media posts. This type of digital footprint creates a rich and novel entry point for early detection of suicide risk. Accurate detection of suicidal ideation is a significant challenge due to the high false negative rate and sensitivity to subtle linguistic features. Current AI-based suicide detection systems are unable to detect linguistic subtleties. These approaches do not consider domain-specific indicators and ignore the dynamic interaction of language, behaviour, and mental health. Identifying lexical and syntactic markers can be a powerful diagnostic lens for diagnosing psychological distress. To address these issues, we propose a new domain-based framework that integrates the specialized frequent-rare suicide vocabulary (FR-SL) into the fine-tuning process of large language models (LLMs). This vocabulary-aware strategy draws the model's attention to common and rare suicide-related phrases and enhances the model's ability to detect subtle signs of distress. In addition to improving performance on various metrics, the proposed framework adds interpretability for understanding and trusting the models' decisions while creating transparency. It also enables the design of a structure that is generalizable to the linguistic and mental health domains. The proposed approach offers clear improvements over baseline methods, especially in terms of reducing false negatives and general interpretability through transparent attribution.
تحلیل انتقادی پیش فرض هایِ شبهات قرآنی کتاب «نگاهی نقادانه به مبانی نظری نبوت»(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش: هدف اصلی این پژوهش، نقد و بررسی پیش فرض ها و ادعاهای بی پایه ی کتاب «نگاهی نقادانه به مبانی نظری نبوت» اثر حجت الله نیکویی است که با طرح شبهات غیر مستند، به ویژه در حوزه ی اعجاز قرآن، خطاناپذیری قرآن و مسئله خاتمیت، تلاش کرده است تا مبانی اعتقادی مسلمانان را مورد تردید قرار دهد. روش پژوهش: این پژوهش با اتخاذ روش تحلیلی-انتقادی، پیش فرض های نویسنده را ارزیابی و نقد کرده است. در این راستا، استدلال های وی در خصوص مبانی نظری نبوت و نقد قرآن مورد بررسی دقیق قرار گرفته و کاستی های استدلالی آن آشکار شده است. یافته ها: مطالعه و نقد کتاب نشان می دهد که پیش فرض ها و ادعاهای نویسنده در موارد متعددی فاقد پشتوانه ی استدلالی معتبر و مبتنی بر برداشت های نادرست است. مهم ترین موارد نقدشده در این پژوهش عبارت اند از: - مصلحت سنجی سلیقه ای در تعیین حجم قرآن کریم - عدم طرح مسائل پیش پاافتاده و بی اهمیت در قرآن - سازوکارهای برون رفت از مسائل محلی و لوکال در قرآن - نزول تدریجی آیات و نقش آن در پویایی قرآن - پیش فرض های اشتباه درباره کتاب مقدس - بیان نادقیق دلایل بی اعتباری عهدین نتیجه گیری: در نهایت، این پژوهش نشان می دهد که شبهات مطرح شده در کتاب مورد بحث، از اتقان لازم برخوردار نبوده و بر مبنای پیش فرض های نادرست و غیرمنطقی استوار شده اند. بنابراین، نه تنها نمی توانند تأثیری در باورهای اصیل اسلامی داشته باشند، بلکه خود نیازمند بازنگری و اصلاح مبانی فکری هستند.
ارائه چارچوب تعامل با گفت وگوگرهای مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ در تفسیر غزلیات عرفانی فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بهره گیری از توانمندی ابزارهای توسعه یافته مبتنی بر هوش مصنوعی (مدل های زبانی بزرگ) برای تفسیر و رمزگشایی از زوایای پنهان اشعار عرفانی فارسی، موضوعی مهم است که به دلیل رمزآمیختگی و پیچیدگی های زبانی، کمتر بدان پرداخته شده است. در این مقاله، چارچوبی راهنما برای تعامل با ابزارهای گفت وگوگر هوشمند مبتنی بر مدل های زبانی بزرگ که امکان دستیابی به معانی معتبر از غزلیات عرفانی فارسی را فراهم نماید، ارائه شده است. این چارچوب براساس دو فرض طراحی شده است؛ نخست، فرضِ رمزی بودن و به اشارت بیان شدنِ مطالب در غزلیات عرفانی و دوم، فرضِ التزام کامل غزل سرا به قواعد دستوری و صنایع ادبی زبان فارسی است. بنابر چارچوب پیشنهادی، راهنمایی گام به گام برای سازماندهی نظام مند به خواسته های ورودی کاربر در تعامل با ابزارهای مذکور با عنایت به ساختار دستوری، صنعت ادبی، واژه محوری، جست وجو و تناظریابی در آیات و روایات معتبر پیشنهاد شده است. اعمال فرایندهای طراحی شده در چارچوب پیشنهادی در تعامل با دو ابزار گفت وگوگر نشان می دهد که چارچوب راهنمای پیشنهادی توانایی لازم برای تفسیر ابیات غزل عرفانی زبان فارسی را دارد و می تواند مبنایی برای گفت وگوگری مؤثر باشد تا کاربر به نتیجه مطلوب خود دست یابد.
مَرصَد الاحرار و فواید زبانی و ادبی آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تاریخ ادبیات بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۶
141-167
حوزههای تخصصی:
شیخ ابواسحاق کازرونی از صوفیان تأثیرگذار فارس در سده های چهارم و پنجم هجری قمری است. تا چند قرن پس از او، مریدانش در طریقت مرشدیه یا کازرونیه توانستند به فعالیت های گسترده ای بپردازند. در اواخر قرن پنجم هجری، سومین جانشین ابواسحاق کازرونی، خطیب ابوبکر محمدبن عبدالکریم، سیره نامه ای برای او به زبان عربی تألیف کرد. این سیره نامه دست کم تا قرن هشتم هجری قمری در دست بوده، امّا اکنون نسخه ای از آن شناسایی نشده است. با این حال، در همان قرن هشتم دو ترجمه و تألیف بر مبنای آن صورت گرفته که خوشبختانه هر دو در دست است: یکی، فردوس المرشدیه فی اسرارالصمدیه نام دارد و از آثار محمودبن عثمان است؛ و دومی با عنوان مرصدالاحرار الی سیر مرشدالابرار از علاءالدین محمدبن عبدالرحمان بن عبدالرحیم قرطاسی کازرونی بازمانده است. فردوس المرشدیه مبنا یا موضوع پژوهش های مختلفی بوده است؛ درحالی که به دلیل منتشر نشدن متن کامل مرصدالاحرار تحقیقی فراتر از معرفی و بررسی اجمالی درباره این اثر و مؤلّف آن صورت نگرفته است. در این مقاله پس از ذکر مهم ترین اطلاعات موجود درباره دستنویس های مرصدالاحرار و مؤلف آن، فواید زبانی و ادبی آن با روش توصیفی تحلیلی بیان می شود. به طور کلّی، متن این کتاب در مقایسه با متن فردوس المرشدیه ادبی تر است. ضمن اینکه حدود هشتصد بیت شعر به فارسی، عربی و گویش محلّی در مرصدالاحرار نقل شده که حدوداً چهار برابر ابیات فردوس المرشدیه است. از این میان، حدود سیصدوهفتادوپنج بیت را مؤلّف خود سروده است. بنابراین این کتاب دربردارنده اشعار ارزشمندی از او، در جایگاه شاعری از قرن هشتم هجری، و سایر سرایندگان مشهور یا ناشناخته است. افزون بر واژه های کهن و جالب توجه این متن، با توجه به مشکول بودن برخی واژه ها در نسخه خطی مرصدالاحرار می توان تلفظ های متفاوتی را مشاهده کرد که می تواند مبنای پژوهش های زبانی و گویشی قرار گیرد.
نقش مربیان در فرآیند نوآوری مشارکتی خدمات ورزشی: مطالعه ای کیفی در باشگاه های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش مدیریت ورزش سال ۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
82 - 99
حوزههای تخصصی:
نوآوری در خدمات از جنبه های مهم ایجاد ارزش برای باشگاه های ورزشی است. هدف از تحقیق حاضر شناسایی نقش مربیان در نوآوری خدمات باشگاه های ورزشی بود. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی، با توجه به نتیجه تحقیق کاربردی و بر اساس هدف اکتشافی بود. به منظور گردآوری داده های پژوهش از مص احبه های عمیق نیمه ساختاریافته استفاده شد و برای تحلیل آن از روش تحلیل مضمون استفاده شد. جامعه تحقیق شامل تمامی مربیان رش ته های ورزش ی انفرادی و تیمی استان کرمانشاه بودند. 17 مشارکت کننده که نماینده مربیان باشگاه های ورزشی استان کرمانشاه انتخاب شدند. مص احبه ها به صورت در دسترس و به ش یوه گلوله برفی با انجام شد که روند مصاحبه ها تا رس یدن به مرحله اش باع نظری ادامه یافت. مصاحبه ها به صورت کلمه به کلمه پیاده سازی شد و با روش تحلیل مضمون با توجه به الگوی شش مرحله ای کدگذاری شد. برای بررسی پایایی کدگذاری از شاخص توافق بین کدگذاران و ضریب کاپای کوهن استفاده شد که 0.84 برآورد شد. برای اطمینان از روایی یافته ها، از روش بازبینی همتای پژوهشی استفاده شد. به همین منظور یکی از اعضای تیم پژوهش برای بررسی و تأیید دقت تفسیرهای به دست آمده از مصاحبه ها فرایند کدگذاری و روند مصاحبه ها را مورد بررسی و تأیید قرار دادند. از مصاحبه های مربیان باشگاه های ورزشی تعداد 14 مضمون فرعی به دست آمد که در 3 مضمون اصلی شامل تسهیل کننده نوآوری مشترک، ایجاد توازن بین خلاقیت و محدودیت و ارتقا ارزش باشگاه از طریق خلاقیت قرار گرفتند.
شناسایی پیشران ها و عدم قطعیت های باشگاه های حرفه ای ایران: تحلیل ماتریس تاثرات متقاطع(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و توسعه ورزش دوره ۱۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
1 - 24
حوزههای تخصصی:
هدف : هدف از این مطالعه شناسایی پیشران ها و عدم قطعیت های بحرانی باشگاه های حرفه ای ایران از طریق تحلیل ماتریس متقاطع بود.
روش شناسی : روش پژوهش از نوع پارادایم تفسیری، جامعه آماری تمامی خبرگان حوزه ورزش حرفه ای بودند، از افراد آکادمیک و تجربی به روش هدفمند با تکنیک نمونه گیری گلوله برفی در فرآیند پژوهش استفاده شد. تحلیل پژوهش، با تحلیل محتوای 20 مصاحبه عمیق، تعداد کد باز در 114 شاخص تجمیع و دسته بندی شد، شاخص ها در قالب فهرستی از سؤالات بسته، بین 10 نفر از خبرگان با بهره گیری از تکنیک دلفی به اشتراک گذاشته شد در و پس از سه دور مصاحبه دلفی و رسیدن به توافق گروهی، 20 عامل موثر بر باشگاه ها شناسایی شد؛ سپس عوامل استخراج شده با تحلیل اثرات متقابل و استفاده از نرم افزار MicMac مورد ارزیابی قرار گرفت.
یافته ها : نتایج پژوهش بیانگر شناسایی تعداد 20 عامل کلیدی و راهبردی بود. آنچه از وضعیت صفحه پراکندگی متغیرهای تأثیرگذار بر شکل دهی آینده باشگاه های حرفه ای ایران می توان فهمید وضعیت ناپایداری بسیار شدید سیستم است. با این حال چند عامل در نزدیکی این منطقه نشان داده می شوند که حاکی از توان تأثیرگذاری کلان آن ها بر کل سیستم است. رسانه ها، زیرساخت های حقوقی و قانونی، دانش افزایی مدیران و منابع انسانی و ساختار و زیرساخت مناسب در دسته متغییرهای ورودی و تأثیرگذارها قرار می گیرند.
نتیجه گیری : پیشران های موثر بر باشگاه های حرفه ای ورزش ایران شامل پیشران های فردی، مدیریتی، حقوقی و قانونی، اقتصادی، فرهنگی اجتماعی، محیطی کالبدی و سیاسی و مهمترین عدم قطعیت شامل فنآوری و شرایط اقلیمی می باشد.
برخورد واقع گرایی علمی با شروح بازنمایی علمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۱/۱
31 - 53
حوزههای تخصصی:
مطابق واقع گرایی علمی، نظریه های علمی بالغْ (تقریباً) صادق اند و به خاطر این صدق (تقریبی) است که موفق اند. مطابق شروح (اصالت گرایانه) از بازنمایی علمی، مدل های علمی به تحقق فضایل معرفتی می انجامند، چون جهان را بازنمایی می کنند. هدف اصلی این مقاله بررسی این پرسش است که آیا واقع گرایی علمی با نگرش های مختلف به بازنمایی علمی، یعنی دیدگاه های شباهت-محور، عامل-محور و ترکیبی، سازگار است یا خیر. برای این منظور، ابتدا نشان داده می شود که واقع گرایی علمی، حداقل در نظر اول، با این شروح نسبتی ندارد. سپس راه های ارتباط میانشان بررسی و سرانجام استدلال می شود که، به شرطِ اضافه کردن جزئیاتی، واقع گرایی علمی با نمونه هایی از هر سه نگرش ناسازگار است.
Hegel’s understanding of God and Idea as Platonic interpretation of the 19th century?(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات فلسفی سال ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۳۴
35 - 46
حوزههای تخصصی:
Hegel uses a Platonic terminology, though in German, to explain his understanding of God in philosophy. As such, it is of interest, whether the usage of the terms rather describes a 19th century reading of Plato or whether it explains a unique understanding of God. The author argues that Hegel’s explanation of God as Geist is Platonic because, for Plato, reason is ultimately connected to the Divine; thus, the logistikon possesses a spiritual dimension. On the other hand, Hegel derives the divine attributes from the Bible where God is described as the logos. By combining these two teachings, Hegel uniquely emphasizes the special importance of reason as a reference point to reality. The Biblical-Platonic notion of reason as appearance in the finite which can never be dissolved or distinguished from reason in the infinite is brought to light in Hegel’s philosophy.
ارائه راهکارهای مؤثر جهت غلبه بر صخره شیشه ای مدیریت زنان در سازمان های ورزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت ورزشی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۹)
33 - 1
حوزههای تخصصی:
مقدمه: هدف از این تحقیق، اولویت بندی عوامل و ارائه راهکارهای مؤثر برای عبور از پرتگاه شیشه ای مدیریت زنان در ایران بود. روش پژوهش: روش این تحقیق ترکیبی از اکتشافی (کیفی و کمی) است. جامعه آماری شامل مدیران ارشد وزارت ورزش و جوانان، فدراسیون ها، اداره کل ورزش و جوانان، کمیته های ملی المپیک و پارالمپیک و ادارات ورزش و جوانان، اعضای هیأت علمی دانشگاه ها و مدیران باشگاه های ورزشی است. یافته ها: عنوان اولویت اول از اهمیت زیادی برخوردار است، همچنین ایجاد بستر فرهنگ سازی در راستای توسعه نگرش مثبت خانواده و جامعه نسبت به توانایی های مدیریتی زنان در اولویت دوم، ایجاد عزت نفس و اعتمادبه نفس در زنان مورد بررسی در اولویت سوم، افزایش اعتمادبه نفس در شایستگی زنان در سمت های مدیریتی ارشد سازمان های ورزشی در اولویت چهارم و توجه به تفاوت های شخصیتی زنان و مردان در اولویت پنجم قرار گرفت. نتیجه گیری: یکی از اهداف این تحقیق، ساده سازی پیچیدگی مسیرهای تأثیرگذار بر عوامل تعیین کننده و همچنین ارائه راهکارهای مناسب برای رفع عوامل مؤثر بر صخره شیشه ای مدیریت زنان در سازمان های ورزشی ایران بوده است.
اثر حاد فعالیت بدنی هوازی بر پتانسیل های فراخوانده شده از تکلیف توجهی فلانکر در پسران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سازوکار های اثر حاد فعالیت بدنی بر شناخت و وابسته های نوروالکتریک آن مورد توافق نیست. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر حاد فعالیت بدنی هوازی بر پتانسیل های فراخوانده شده از تکلیف توجهی فلانکر از طریق تحلیل پتانسیل های وابسته به رخداد (ERP) است. روش پژوهش: 15 پسر نوجوان با میانگین سنی 1/12 ± 14/07 سال در این پژوهش شرکت کردند. شرکت کنندگان در دو روز متفاوت به آزمایشگاه مراجعه کردند. در یک روز بدون دویدن و در روز دیگر بعد از 20 دقیقه دویدن هوازی آزمون فلانکر را اجرا کردند. همزمان فعالیت الکتریکی قشر نیز ثبت شد. از نرم افزار EEGLAB برای استخراج ERPهای حاصل از فعالیت الکتریکی قشری حین اجرای تکلیف فلانکر استفاده شد و مؤلفه های P2، N2 وP3 در کانال های Fz، Pz استخراج شدند. از آزمون ناپارامتری ویلکاکسون و برای پاسخ به فرضیه های تحقیق استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که یک جلسه تمرین بدنی هوازی، دامنه مؤلفه های درون زا P3 و N2 در کانال Fz را افزایش معنادار و زمان تأخیر ظهور آنها را نیز کاهش داده است (0/05>P). این تغییرات در کانال Pz تأیید نشد. دامنه مؤلفه P2 در اثر دویدن هوازی تغییر معناداری نداشت (0/05<P)، اما این مؤلفه در کانال Pz به شکل معناداری زودتر پدیدار شد (0/05>P). نتیجه گیری: نتایج نشان داد که مؤلفه های درون زا ERP در تکلیف توجهی فلانکر پس از فعالیت بدنی هوازی به شکل معناداری تسهیل شده است. ممکن است وقوع سریع تر P2 حاصل یکپارچگی حسی ادراکی مؤثرتر در ناحیه آهیانه ای باشد. بنابراین فعالیت بدنی هوازی به عنوان یک راهکار برای تسهیل شناختی پیش از فعالیت هایی با نیاز پردازشی سطح بالا توصیه می شود.
الگوهای روایی خاص در نقل حکایت های سماع در رساله های جامع و تذکره های صوفیان از سده ۴ تا ۶ ق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نقل حکایت یکی از ابزارهای مهم برای تعلیم در متون صوفیه است. یکی از مهم ترین و متفاوت ترین تعالیم صوفیه که در بسیاری از آثار ایشان از آن سخن به میان آمده، سماع است. با بررسی تعدادی از مهم ترین آثار صوفیانه در بازه زمانی سده چهارم تا ششم هجری، آشکار شد که می توان این حکایت ها را در الگوهای سیزده گانه ای جای داد که در این مقاله هریک عنوانی دارند. الگوهای اول تا ششم بسامد بالایی در متون دارند. در رساله های جامع به دلیل ماهیت تعلیمی بودن آن ها، این حکایت ها با مقاصد تعلیمی روایت شده اند، حال آنکه در تذکره ها، این حکایت ها بیشتر با هدف مشروعیت بخشی به سماع و توجیه عمل مشایخ آورده شده اند. بر این اساس، بررسی بسامد هریک از الگوهای پرتکرار در رساله های جامع و تذکره ها نشان می دهد که صاحبان تذکره ها افزون بر بهره گیری از الگوهای رساله های جامع، به دلیل آنکه بر قدرت و درک و دریافت خاص مشایخ تأکید داشته اند، از الگوهای «دریافت دیگر برحسب احوال درونی» و «عمل خارق العاده» استقبال کرده اند و در میان صاحبان تذکره ها، عطار در نقل حکایت ها نوآوری هایی داشته است. همچنین بررسی حکایت های سماع برمبنای الگوهای روایی آشکار کرد که صوفیان برای نقل حکایت های بعضی از مشایخ مشهور خود از الگوهای روایی خاصی بهره برده اند. سه صوفی معروف که حکایت های سماع آنان در متون صوفیه با شواهد مکرر و مشهوری آمده است، جنید، شبلی و ابوسعید ابوالخیر هستند. الگوهای روایی حکایت ها نشان می دهد که صوفیان گرایش داشته اند برای بیان حکایت های هریک از آنان الگوهای ویژه ای به کار برند.
Looking Awry at Language: A Brief Overview of Paradox from the Perspective of Cognitive Linguistics(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
45 - 56
حوزههای تخصصی:
The present study investigates paradox as a cognitive phenomenon within the framework of conceptual metaphor and metonymy, challenging its conventional classification as a rhetorical device. Focusing on Persian mystical literature, the research explores how paradox functions as a dynamic meaning-making mechanism in figurative language. The primary aim is to redefine paradox through cognitive linguistics, demonstrating its integration with metaphor (para-metaphor) and metonymy (para-metonymy) in restructuring perception. The study seeks to: 1) identify the cognitive models underlying paradox, 2) analyze its interaction with other conceptual processes, and 3) illustrate its role in non-linear thinking and knowledge organization. A descriptive-analytical approach is employed, with data purposively sampled from Persian literary texts. Theoretical frameworks include conceptual blending theory (Fauconnier & Turner, 2002) and Ruiz de Mendoza’s cognitive modeling, emphasizing high-level abstraction and mental space networks. Paradox emerges from metaphorical contradictions (e.g., "death is life") and metonymic expansions (e.g., "weeping with laughter"), resolving oppositions through conceptual blending. It operates as a matrix-like strategy, enabling reframing and emergent meanings. Persian mystical texts exemplify this capacity to transcend binary logic and evoke multilayered interpretations.









