مطالب
فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۷۲۱ تا ۷۴۰ مورد از کل ۵۵۲٬۹۱۹ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف این تحقیق بررسی وضعیت های مختلف ترجیحات انتخاب غذایی مشتریان در مراکز خرید می باشد. تحقیق حاضر به لحاظ هدف، کاربردی و اکتشافی و از نظر ماهیت و روش، از نوع توصیفی-پیمایشی و همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مصرف کنندگان مواد غذایی در فودکورت های مراکز خرید شهر تهران (ارگ، کوروش، پالادیوم، سانا و ایران مال), می باشد که با توجه به اینکه جامعه آماری پژوهش نامعین و گسترده می باشد، برای تعیین حجم نمونه از فرمول کوکران برای جامعه نامحدود استفاده شد و تعداد 384 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری در تحقیق حاضر، شامل پرسشنامه محقق ساخته برگرفته از روش کیفی می باشد. برای تجزیه و تحلیل یافته ها از نرم افزار SPSS و معادلات ساختاری استفاده گردید. نتایج نشان داد که هیجانات مثبت با ویژگی های خلق بالا (مانند تمایل به غذاهای رنگارنگ، گرم، معطر و خوش طعم) و هیجانات منفی با ویژگی های خلق پایین (مانند انتخاب غذاهای چرب یا شور) در انتخاب غذا ارتباط معنادار دارند. همچنین، اهداف مصرف تحت تأثیر این ویژگی های خلقی می توانند به افزایش هیجانات مثبت یا کاهش هیجانات منفی بینجامند. عوامل زمینه ای نظیر تجربه های گذشته، فرهنگ و دانش بهداشتی نیز در این فرآیند نقش میانجی دارند. این مطالعه با شناسایی الگوی مفهومی رفتار تغذیه ای در بستر هیجانی، می تواند مبنایی برای طراحی مداخلات سیاستی و بازاریابی غذایی در محیط های عمومی فراهم سازد. از مهم ترین پیشنهادهای کاربردی پژوهش، طراحی برنامه های تبلیغاتی مبتنی بر حالات هیجانی و تدوین دستورالعمل های تغذیه ای برای فضاهای تجاری مانند مال هاست.
تأثیر سیستم حسابداری مدیریت و سبک های تصمیم گیری بر عملکرد مدیریت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به نقش سیستم حسابداری مدیریت و تصمیم گیری و اثرات آن بر عملکرد مدیریت، هدف پژوهش حاضر، بررسی تأثیر سیستم حسابداری مدیریت و سبک های تصمیم گیری بر عملکرد مدیریت است. پژوهش حاضر ازنظر نتایج، بنیادی، ازنظر روش اجرا، توصیفی، ازنظر بعد زمانی، مقطعی و ازنظر ماهیت داده ها، جزء پژوهش های کمی و جزء پژوهش های میدانی است. روش گردآوری داده ها، به صورت پرسش نامه از مدیران بخش حسابداری مدیریت شرکت های تولیدی پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران است. در پژوهش حاضر، نتایج 190 نفر با استفاده از نرم افزارهای اس پی اس اس و اسمارت پی ال اس مورد تجزیه وتحلیل قرارگرفته اند. یافته های پژوهش حاکی از آن است که سیستم حسابداری مدیریت تأثیر معناداری بر عملکرد مدیریت دارد و از بین سبک های تصمیم گیری تنها سبک تصمیم گیری عقلایی تأثیر معناداری بر عملکرد مدیریت دارد. همچنین در این پژوهش سبک تصمیم گیری عقلایی به عنوان سبک غالب و سبک تصمیم گیری شهودی به عنوان سبک پشتیبان انتخاب شد. مدیران باید از اطلاعات سیستم حسابداری مدیریت جهت تصمیم گیری در سازمان خود استفاده کنند زیرا می تواند عملکرد مدیریت را بهبود بخشد و سازمان را دررسیدن به اهداف خود یاری دهد. همچنین استفاده از یک سبک تصمیم گیری مانند سبک عقلایی، موجب انتخاب راهبردهای مناسب، شناخت مشکلات و اصلاح رفتارهای ناسازگار مدیریتی خواهد شد. استفاده از این سبک توسط مدیران، می تواند بهبود عملکرد سازمان را به همراه داشته باشد. این پژوهش به دنبال شفاف سازی نقش حیاتی هر یک از متغیرهای حسابداری مدیریت و سبک های تصمیم گیری در بهبود عملکرد مدیریت است. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و تصمیم گیرندگان در سازمان ها کمک کند تا با توجه به تحولات فناوری و نیازهای بازار، تصمیمات بهتری اتخاذ کنند و در نهایت به بهبود عملکرد و موفقیت سازمانی دست یابند.
تنش به مثابه عاملی موثر در پیکره بندی شعر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تنش از مفاهیم نقد فرمالیستی و ساخت گرایانه است که در اثر ادبی می تواند به کلیتی ساختارمند منتهی شود. بر همین اساس، بررسی تنش در مؤلفه های شعری اهمیت ویژه ای دارد. با این همه، به نظر می رسد علی رغم پژوهش هایی که متوجه تنش و کاربرد آن در متون مختلف هستند، پژوهش نظام مندی که به تنش و عوامل برسازنده آن بپردازد، در دست نیست. از سوی دیگر، اشعار منوچهر آتشی بنابر چارچوب ساختاری استوار خود، از ویژگی های خاصی برخوردار است و قرائتی که بتواند مسئله تنش و چگونگی بروز و ظهور آن را در اشعار وی بررسی کند ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس، در این پژوهش کوشیده ایم با رویکردی تحلیلی توصیفی تنش و عوامل برسازنده آن را در اشعار منوچهر آتشی بررسی کنیم. بنابراین با تکیه بر گفتمان معمول، گفتمان پدیدارشناختی و گفتمان ساختارشکن به بررسی تنش و چگونگی بروز و ظهور آن در اشعار منوچهر آتشی می پردازیم. به این ترتیب، نخست با بررسی ابیاتی از ادبیات کلاسیک، مبانی نظری مورد نظر را تبیین می کنیم و درنهایت با خوانش ساخت گرایانه، تنش و عوامل برسازنده آن را از برخی از اشعار منوچهر آتشی استخراج می کنیم. در این پژوهش روشن می شود که اگرچه در نگاه نخست آحاد و عناصر یک اثر ادبی در ارتباط با یکدیگر نیستند، در تقابل با هم به سر می برند. تنش می تواند عناصر موجود در کل واحد را در تقابل یکدیگر قرار دهد و منتهی به کلیتی ساختارمند شود. بنابراین تنش به مثابه پیوند میان اضداد در اشکال گوناگونی به پیکره بندی و ساختمندی شعر منتهی می شود.
طراحی شاخص ترکیبی سنجش بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد رویکرد تحلیل پوششی داده های فازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
93 - 118
حوزههای تخصصی:
بودجه ریزی براساس عملکرد به عنوان یکی از روش های مدیریت بهینه منابع توجه سازمان ها را به خود جلب کرده است، اما میزان پیشرفت پیاده سازی رضایت بخش نیست. به منظور پایش میزان پیشرفت در استقرار نظام بودجه ریزی بر مبنای عملکرد در سازمان ها و شرکت های مختلف ایران، الگوهای مختلفی به سنجش میزان و سطح بلوغ بودجه ریزی بر مبنای عملکرد پرداخته اند که نمره نهایی بلوغ هر سازمان در نظام بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد در بیشتر این الگوها از راه میانگین وزنی زیر شاخص های مرتبط و همچنین انجام تحلیل های آماری و بدون ملاحظه عدم اطمینان موجود در داده ها محاسبه خواهد شد. بر این اساس، هدف این مقاله این است تا با بهره گیری از الگوی تحلیل پوششی داده ها، الگویی برای ساخت شاخص ترکیبی بلوغ بودجه ریزی براساس عملکرد ارائه شود که علاوه بر محاسبه امتیاز بلوغ بودجه هر واحد سازمانی، با معرفی یک DMU مجازی، مرز بندی بهتری بین سازمان های بالغ و نابالغ انجام گردد. همچنین در مواجه با داده های کیفی پژوهش (که از نوع لیکرتی است) نیز با بهره گیری از منطق فازی، الگوی تحلیل پوششی داده های فازی ارائه شد تا تصمیم گیران علاوه بر افزایش قدرت جداسازی الگوی تحلیل پوششی داده ها، بتوانند سطح عدم اطمینان داده های کیفی را نیز مدیریت کنند.
آثار معرفتی فضیلت اخلاقی شکر در قرآن کریم و معرفت شناسی فضیلت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه فلسفی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۸)
۱۳۹-۱۲۱
حوزههای تخصصی:
قرآن کریم برای فضیلت اخلاقی شکر آثار معرفتی بیان می فرماید. رویکرد مسئولیت گرا در معرفت شناسی فضیلت گرا می تواند پاسخ دهد که چرا چنین آثاری وجود دارد. از معرفت شناسان فضیلت گرا تنها رابرتس است که می توان مقدمات لازم اخلاقی و معرفتی را برای دادن چنین پاسخی از آثار او به دست آورد. من ابتدا تعریفی قرآنی از شکر به دست می دهم. سپس تعریف رابرتس را بیان می کنم و آنگاه این دو تعریف را مقایسه می کنم. در گام بعد تعریفی قرآنی از فضیلت اخلاقی شکر به دست می دهم. سپس تعریف رابرتس را بیان می کنم و آنگاه این دو تعریف را مقایسه می کنم. در گام بعد آثار معرفتی شکر را در قرآن کریم به تفکیک شکر و آیه، شکر و ایمان، شکر و هدایت، شکر و قوای معرفتی و شکر و حکمت بیان می کنم. سپس معرفت شناسی رابرتس و بر آن اساس آثار معرفتی شکر را به اجمال توضیح می دهم. آنگاه آثار معرفتی شکر در قرآن کریم را براساس آرای معرفتی رابرتس تبیین می کنم.
تحلیل نظام علم شناختی فلسفه و مطالعات پیشرفت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
قبسات سال ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
101 - 125
حوزههای تخصصی:
«فلسفه پیشرفت»، ازجمله فلسفه های مضاف و ناظر به یک واقعیت انضمامی و اجتماعیِ است که به دنبال آن است تا چیستی، چرایی و چگونگی پیشرفت را با نگاهی فرانگر عقلانی بکاود. این مهم، با بهره گیری از روش تحلیل عقلی، مورد بررسی و واکاویِ مفهومی، نظری، ساختاری، ارزشی و هنجاری قرار می گیرد. پژوهش پیش رو، به دنبال آن است تا نظام علم شناختی یا مراتب مباحثی که برسازنده فلسفه پیشرفت هستند را تشریح و تبیین کند. این پژوهش، با تحلیل جایگاه علم شناختی فلسفه پیشرفت با دانش رشته های علوم انسانی و علوم اسلامی، می کوشد فرایند علمی پدیدآیی ادبیات پیشرفت را واکاوی و تشریح کند. این مقصود، بااستفاده از روش تحلیل مفهومی و نظری ساختار دانش بر پایه روابط بین مراتب دانش، از زیربنایی ترین مراتب فلسفی و نظری تا روبنایی ترین مراتب انضمامی و عینی انجام شده است. نوآوری پژوهش، آن است که پس از تحلیل مباحث موجود در فلسفه پیشرفت، مراتب دانش های ناظر به بنیادهای ارزشی، فلسفی و علمی پیشرفت را به صورت یک کل یکپارچه از نظام دانشِ تشریح و ترسیم کرده است.
بررسی تحلیلی تضعیف کلیسای کاتولیک در آمریکای لاتین در دوران استعمار (1700- 1808م)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت ادیان سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۲)
103 - 115
حوزههای تخصصی:
آمریکای لاتین پرجمعیت ترین منطقه مسیحی نشین دنیاست. مسیحیت در قرن پانزدهم با ورود فاتحان به منطقه آمریکای لاتین وارد شد. ضرورت های سیاسی، اجتماعی و مذهبی، اقتضای ارتباط با مسیحیت آمریکای لاتین را ایجاد کرده است. توسعه و تعمیق این رابطه و ایجاد تعامل، نیازمند شناخت دقیق از فرهنگ و تمدن و دین آن سرزمین است. ازسوی دیگر، مسیحیت معاصر در امتداد مسیحیت دوران استعمار شکل گرفته است؛ به همین دلیل برای فهم کلیسای معاصر چاره ای جز فهم کلیسا در دوران استعمار نداریم. کلیسای کاتولیک از آغاز ورود تا به امروز دوره های مختلفی (ورود و مسیحی سازی، تثبیت و تضعیف) را پشت سر گذاشته است. دوره سوم (دوره تضعیف) از اهمیت زیادی برخوردار است؛ چون در این دوره با تضعیف کلیسا، ازیک سو کلیسا حاکمیت سیاسی خود بر این مناطق را از دست داد و ازسوی دیگر زمینه شکل گیری حکومت های سکولار و ورود جریان های پروتستان به منطقه فراهم آمد. ما در این تحقیق به بررسی ریشه ها و عوامل تضعیف کلیسای کاتولیک در آمریکای لاتین می پردازیم. علل تضعیف کلیسای کاتولیک به صورت کلی به علت های بیرونی (تضعیف پاپ و تضعیف کلیسای کاتولیک در اسپانیا) و علت های درونی (خشونت کلیسا در برخورد با مخالفان و اختلافات داخلی کلیسا در آمریکای لاتین) تقسیم می شود. روش گردآوری اطلاعات در این تحقیق، کتابخانه ای است و با استفاده از اسناد نوشتاری انجام شده است. روش داده پردازی اطلاعات نیز توصیفی و تحلیلی است.
Ethical Analysis of the Responsibility Gap in Artificial Intelligence(مقاله علمی وزارت علوم)
Introduction: The concept of the “responsibility gap” in artificial intelligence (AI) was first raised in philosophical discussions to reflect concerns that learning and partially autonomous technologies may make it more difficult or impossible to attribute moral blame to individuals for adverse events. This is because in addition to designers, the environment and users also participate in the development process. This ambiguity and complexity sometimes makes it seem that the output of these technologies is beyond the control of human individuals and that no one can be held responsible for it, which is known as the “responsibility gap”. In this article, the issue of the responsibility gap in artificial intelligence technologies will be explained and strategies for the responsible development of artificial intelligence that prevent such a gap from occurring as much as possible are presented. Material and Methods: The present article examined responsibility gap in AI. In order to achieve this goal, related articles and books were examined. Conclusion: There have been various responses to the issue of the responsibility gap. Some believe that society can hold the technology responsible for its outcomes. Others disagree. Accordingly, only the human actors involved in the development of these technologies can be held responsible, and they should be expected to use their freedom and awareness to shape the path of technological development in a way that prevents undesirable and unethical events. In summary, the three principles of routing, tracking, and engaging public opinion and attention to public emotions in policymaking can be useful as three effective strategies for the responsible development of AI technologies.
مطالعه جامعه شناختی تاثیرات شرایط اجتماعی، سیاسی و فرهنگی عصر مانویان بر هنر نقاشی مانوی
منبع:
مطالعات هنرهای زیبا دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۱
5 - 13
حوزههای تخصصی:
مانویان با ارج نهادن بیان هنری، از هنر جهت ترویج تفکرات آیینی خویش بهره می بردند. از آنجایی که هنر می تواند بیانی از جامعه خویش باشد؛ در ﺍیﻦ ﻣﻘﺎﻟﻪ، سعی بر این ﺍﺳﺖ که ﺑﺮ ﭘﺎیه ﻣﻨﺎﺑﻊ ﺑﻪ ﺟﺎی ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍز هنر و متون مانوی، با در نظر گرفتن نظریه بازتاب ذیل رویکرد جامعه شناختی، به مطالعه آثار هنری مانوی و تأثیرات مؤلفه های اجتماعی بر آثار و تبیین چگونگی نمود الگوهای فرهنگی، اجتماعی و سیاسی در نقاشی این دوره پرداخته تا ﺑﻪ تحلیلی ﺟﺎﻣﻊ ﺗﺮ ﺍز فرهنگ تفکرات و اوضاع سیاسی، فرهنگی و اجتماعی آن دورﺍن و جامعه مانوی دﺳﺖ یﺎفت. هدف از تحلیل نشانگان نگاره های مانوی، رسیدن به الگوهای بازتاب جامعه، در این نگاره هاست. از آنجایی که نقاشی مانوی تأثیرگذار بر نگارگری ایرانی و اسلامی بوده است، تبیین این الگو و شناخت آن روشنگر سیر نگارگری و عوامل مؤثر بر تحولات آن خواهد بود. این پژوهش، به شیوه تفسیر و تحلیل محتوایی با ماهیت کیفی به بررسی آثار مانوی، رخدادهای تاریخی و شرایط حاکم بر جامعه مانوی پرداخته، با روش استقرایی و مطالعه موردی آثار، با هدف بنیادین، به تبیین الگویی از نشانگان بازتاب جامعه در آنها می پردازد. جمع آوری اطلاعات در این پژوهش به روش کتابخانه ای صورت گرفته است . در بیان نتایج این پژوهش می توان گفت در نقاشی مانوی، نمادها و نشانگان ایدئولوژی دینی به زیبایی تبلور یافته اند. در برخی آثار، تقابل جامعه بازرگانان شهری و توده فقیر با جامعه اشرافی - که از دین درباری برای مشروعیت خویش بهره می برده اند - و تمایل این جامعه فکری به پیروی از طبقه بندی اجتماعی بر پایه دینداری و نیکویی، به جای ارج نهادن به طبقه بندی اجتماعی حکومتی ثروتمند؛ و به طور کلی نمودهای بازتاب تحولات این عصر پر آشوب، تقابل و جدل های فکری حمایت های مالی و حکومتی و جهت گیری های فکری در آثارهنری تصویری مانوی مشهود است .
From Initial Conditions to Divergent Outcomes: Butterfly Effect and the Unpredictability of Translation(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Iranian Journal of Applied Language Studies,Vol ۱۷, No. ۱, ۲۰۲۵
141 - 154
حوزههای تخصصی:
This research explores translation dynamics through the innovative lens of chaos theory, focusing on how the butterfly effect manifests in linguistic transfer. By challenging traditional linear translation models, the study demonstrates how seemingly minor initial conditions can generate profound, cascading interpretive consequences across textual landscapes. Adopting a complexity science perspective, among others, the research examines translations of Rumi’s Masnavi and Camus’s L’Étranger to highlight translation’s inherently nonlinear and adaptive nature. The theoretical framework integrates insights from complexity science, poststructuralist theory, and translation studies, offering a sophisticated analytical approach that moves beyond reductive binary conceptualizations. Using purposive theoretical sampling, the study traces how subtle translation choices recursively shape semantic and cultural interpretations. By emphasizing translation’s sensitivity to initial conditions, the research contributes to emerging scholarship that views translation as a complex, dynamic system characterized by intricate interactive processes. Methodologically, the study employs qualitative case analyses to reveal the profound complexity of translation.
بررسی و تبیین استراتژی روسیه برای نظم سازی در قفقاز جنوبی با نگاهی آینده محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و آینده پژوهی منطقه ای دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
41 - 61
حوزههای تخصصی:
پس از فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی در سال 1991، روسیه با هدف حفظ تمامیت ارضی خود و جلوگیری از فروپاشی دوباره با اتخاذ راهبردها و توسل به ابزارهای مختلف، در راستای ایجاد پایگاه های نظامی و گسترش نفوذ سیاسی در کشورهای قفقاز جنوبی گام برداشته است. همچنین روسیه با سرمایه گذاری و حضور در معادلات انرژی و کریدورهای راهبردی در منطقه هم اکنون به عنوان یک قدرت برتر و پرنفوذ در قفقاز جنوبی عمل می کند. در این میان، مقامات روس درصدد حفظ حوزه نفوذ خود در لایه های قدرت در قفقاز جنوبی برآمده اند که این امر ضمن حفظ سهم کرملین از ساختار قدرت در منطقه، کمک شایانی به توسعه جاه طلبی ها و کسب جایگاه هژمونی آن در صفحه شطرنج اوراسیایی خواهد نمود. پژوهش حاضر با رویکردی آینده پژوهانه در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که روسیه برای نظم سازی در قفقاز جنوبی چه راهبردی را دنبال می کند؟ فرضیه قابل طرح این است که پس از فروپاشی شوروی و کاهش قدرت روسیه در قفقاز جنوبی، کرملین با هدف حفظ حاکمیت ارضی خود از طریق عملیات نظم سازی و ایجاد ترتیبات سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و نظامی، نفوذ قابل توجهی در قفقاز جنوبی پیدا کرده که این امر روسیه را به قدرت برتر منطقه تبدیل کرده است. در این میان، مقامات مسکو سعی در حفظ نفوذ و قدرت هژمونی خود در قفقاز جنوبی دارند که این موضوع ضمن تأمین و تضمین منافع آن ها در منطقه، به روسیه امکان می دهد تا بر تصمیمات دولت های منطقه تأثیر بگذارد و از این طریق آینده نظم و معادلات قفقاز جنوبی را به نفع کرملین و به ضرر بازیگران رقیب حفظ نماید. این پژوهش، ماهیتی کیفی داشته و از نظر روش اجرا از نوع توصیفی-تبیینی است که با رویکرد آینده پژوهی نگاشته شده است. روش گردآوری اطلاعات و داده های تحقیق نیز کتابخانه ای است.
از کارگری تا کُنش گری سیاسی؛ مواجهه ایرانیان با اعتصابات جنوب قفقاز( 0011تا انقلاب 001۵م)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوره قاجاریه، حجم گسترده ای از نیروی کار ایرانی با عبور قانونی و غیرقانونی از مرزها، وارد مناطقی از جنوب قفقاز می شدند. این مهاجران افرادی به لحاظ سیاسی ناآگاهی بودند که با وجود اشتغال به طاقت فرساترین کارها، در پایین ترین سطح زندگی می کردند اما در طی سال ها زندگی در محیط قفقاز، تجربه های متفاوتی نسبت به زندگی گذشته خود در وطن، پشت سر گذاشتند که منجر به آگاهی جدیدی در آنان شد. با توجه به این مهم، مقاله حاضر با رویکرد «تاریخ از پایین» و الهام گیری از الگوی روش شناسی «ادوارد پالمر تامپسون» به این سؤال پاسخ می دهد که کارگران در اعتصابات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م، در قفقاز چه جایگاهی داشتند و آنان به عنوان نیروهایی عمدتاً به لحاظ سیاسی ناآگاه چگونه به این جایگاه رسیدند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد کنش گری کارگران مهاجر ایرانی در تحولات سال های 1900 تا انقلاب 190۵م در قفقاز تحت تأثیر تجربه زیسته آنان شکل گرفت.؛ بدین صورت که این افراد طی سال ها کار و زندگی در محیط های کارگری و عدم برخورداری از کمترین امکانات (مسکن، بهداشت، تغذیه و غیره) به عنوان طبقه کارگر، تجربه های مشترکی پشت سر گذاشتند که این تجربه های مشترک دردها، کینه ها، نفرت ها و غیره، در آنان به وجود آورد و باعث شد تا با حضور در گروه های سیاسی، در اعتصابات شرکت کنند و درنتیجه کارگران ایرانی توانستند در کنار دیگر کارگران تا حدودی مهر منافع طبقاتی خود را بر تحولات قفقاز بکوبند.
نقش محرک های مکانی در نوسازی شهری: تحلیلی فضایی در خرم آباد با استفاده از مدل های رگرسیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جغرافیا و توسعه زمستان ۱۴۰۴ شماره ۸۱
195 - 224
حوزههای تخصصی:
ش هر به مثابه موجودی زنده در طول زمان دچار فرسودگی می شود و عناصر آن از جمله ساختمان ها به منظور حفظ پایداری محیطی و اجتماعی نیازمند نوسازی است؛ از این رو تاکنون مطالعات قابل توجهی در زمینه نوسازی شهری صورت پذیرفته است اما همچنان شناخت و درک بهتر عوامل و سازوکارهای مؤثر بر نوسازی به منظور طراحی و تدوین یک سیستم سیاست گذاری و برنامه ریزی فضایی مؤثر نیازمند پژوهش بیشتر است. در شهر خرم آباد به دلیل موقعیت جغرافیایی و محدودیت های طبیعی و فرسودگی بخش قابل توجهی از بافت موجود، روند نوسازی در شهر قابل توجه بوده به طوری که در شش سال گذشته 1359 پروانه تخریب و نوسازی توسط شهرداری صادر شده است. در این راستا، هدف مقاله پیش رو، تدوین یک چهارچوب علمی برای تبیین عوامل مکانی (خرد مقیاس) مؤثر بر نوسازی شهری و تحلیل تأثیرگذاری موضعی آن ها در مقیاس شهر خرم آباد می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر ماهیت و روش در دسته مطالعات کمّی قرار داشته و برای تحلیل داده ها از روش های آماری-توصیفی و استنباطی (رگرسیون پایه) استفاده شده است. داده های پژوهش از جمله عوامل و متغیرهای مکانی مؤثر بر نوسازی شهری، نشأت گرفته از سه رویکرد: تولیدمحور، مصرف محور و دولت محور است و میزان زیربنای نوسازی شده، طی شش سال گذشته (به عنوان متغیر وابسته) با استفاده از نرم افزار « ArcGIS Pro » از سطح 4180 بلوک شهری واقع در شهر خرم آباد استخراج شده اند. برای تحلیل ارتباط بین متغیرها، دو مدل رگرسیون خطی تعمیم یافته (در مقیاس جهانی) و رگرسیون وزنی جغرافیایی (در مقیاس محلی) به کار گرفته شد. مقایسه مدل ها نشان می دهد که مدل محلی به مراتب عملکرد بهتری نسبت به مدل جهانی در تحلیل روابط بین متغیرها دارد. همچنین نتایج نشان می دهد که روابط بین متغیرهای مکانی و نوسازی شهری در پهنه جغرافیایی شهر متغیّر و غیرایستا بوده و دو متغیر مرتبط با سطح تراکمی بلوک ها (مرتبط با دیدگاه دولت محور) و عرض معابر پیرامون آن ها (مرتبط با دیدگاه تولیدمحور) مهمترین عامل های تشویق کنند ه نوسازی است.
تکرار داستان ها در قرآن و فرضیه سنت های مختلف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزه های قرآنی پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
295 - 322
حوزههای تخصصی:
مسئله تکرار در قرآن کریم، به ویژه در داستان های قرآنی، سؤالاتی را درباره چرایی این پدیده ایجاد کرده است. آیا این تکرارها و شباهت های مختلف در نقل داستان ها نشان دهنده عدم هماهنگی در متن قرآن و وجود سنت های مختلف است یا دلیلی بر تدوین دیرهنگام قرآن و دخالت دیگران در تألیف آن؟ همچنین این موضوع آیا برخلاف سنن و روش های معمول در عصر نزول است یا مشابه مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام بوده است؟ یکی از دیدگاه های مطرح، فرضیه سنت های مختلف ونزبرو است که با تکیه بر آن به این نتیجه رسیده که قرآن در دوره ای دیرتر تدوین شده است. این نظریه در میان محققان نقد و تحلیل گردیده است. در این پژوهش، ابتدا آرای متفکران اسلامی در مورد تکرار در قرآن بررسی می شود. سپس نظریه ونزبرو با استناد به آرای برخی مستشرقان نقد می گردد. شواهدی از جمله سبک شفاهی قرآن، وجود تکرار در مکتوبات باستانی و اشعار پیش از اسلام، تفسیر درون متنی داستان ها در نسخه های مختلف نسبت به یکدیگر و ارزیابی داستان با نظر به کل نگری سوره ها، به عنوان دلایلی بر رد دیدگاه ونزبرو در توجیه تکرار نقل ها ارائه می شود. در نهایت، این تحقیق نشان می دهد که تکرارهای موجود در قرآن نه تنها توجیه پذیرند، بلکه با ویژگی های ادبی و تاریخی آن سازگارند.
ساختار و کارکردهای نهادهای تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا(مورد مطالعه: چین، انگلستان و آمریکا)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مسئله نهاد تنظیم گر ویدئو مبتنی بر تقاضا در ایران، همواره مطرح و مورد اختلاف محافل علمی و سیاستی بوده است. این مقاله تلاش می کند تا با مطالعه تجارب جهانی در عرصه تنظیم گری ویدئو مبتنی بر تقاضا، نظام سیاست پژوهی و سیاست گذاری کشور در عرصه سکوهای ویدئو مبتنی بر تقاضا را یاری نماید تا بتواند درخصوص تنظیم گری این حوزه مواجهه مناسب تر و روزآمدتری داشته باشد. نتایج این مقاله که با روش اسنادی و توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد کشورها هر یک به اقتضاء شرایط داخلی خود به سمت یکی از مدل های تنظیم گری حرکت کرده اند و یک یا چند نهاد تنظیم گر با ساختار و کارکردهای مختص به خود تشکیل داده اند. وجود نظام حقوقی جامع (شامل سیاست های کلان رسانه ای و مقررات صریح) و به روزرسانی مکرر قواعد حقوقی، عبور از نگاه بخشی و همگرایی در تنظیم گری، وجود بازوهای پژوهشی ذیل تنظیم گران برای آینده پژوهی و رفع نیازمندی های نظری و عملیاتی آنان، نزدیک شدن مقررات حاکم بر سامانه های ویدئوی درخواستی به مقررات حاکم بر برودکست و استفاده از فناوری های نوین در عرصه تنظیم گری از یافته های این پژوهش است. توصیه های سیاستی نیز عبارتند از: «گفتمان سازی تحولات جدید در میان مدیران دستگاه های تصمیم گیر»، «تدوین سیاست های کلی رسانه»، «تدوین نظام حقوقی یکپارچه برای انواع فعالیت رسانه ای با نگاه جامع به سپهر رسانه ای کشور»، «استفاده از مدل نظارت پسینی تحت شرایط خاص»، «تدقیق تقسیم وظایف تنظیم گران (ایجاد هماهنگی و همکاری موثر بین آن ها)» و «حرکت به سمت وضعیت ایده آل همگرایی (ادغام تنظیم گران و ایجاد یک سازمان تخصصی تنظیم گر رسانه با حضور ذی نفعان مختلف)».
مقایسه اثربخشی آموزش کیفیت دایره زمان (QCT) با آموزش ذهن آگاهی بر هوش هیجانی دانش آموزان در محیط آموزشی کودکان ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اکولوژی انسانی سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۲
1453 - 1465
حوزههای تخصصی:
هوش هیجانی که در ادبیات علمی به عنوان ظرفیت ادراک، فهم و تنظیم مؤثر هیجانات تعریف می شود، یکی از شایستگی های بنیادین و تعیین کننده در سازگاری روان شناختی و پیشرفت تحصیلی به شمار می آید. با این وجود، در نظام های آموزشی که موفقیت را صرفاً بر مبنای معیارهای شناختی می سنجند، نظیر نظام آموزشی ایران، پرورش مهارت های اجتماعی–هیجانی همچنان در جایگاه حاشیه ای قرار دارد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه ی اثربخشی دو مداخله ی نظری مبنا و درعین حال مکمل (یعنی کیفیت دایره زمان (QCT) و آموزش ذهن آگاهی) بر ارتقاء هوش هیجانی دانش آموزان دوره ی دبستان طراحی و اجرا شد. روش تحقیق به کارگرفته شده، یک طرح شبه آزمایشی با ساختار پیش آزمون-پس آزمون-پیگیری و شامل گروه کنترل بود. در این راستا، نمونه ای متشکل از ۴۵ دانش آموز دختر در محدوده ی سنی ۱۰ تا ۱۲ سال، به صورت تصادفی در سه گروه: (۱) آموزش ذهن آگاهی، (۲) زمان دایره ی کیفیت (QCT) و (۳) گروه کنترل بدون مداخله گمارده شدند. ابزار سنجش برای اندازه گیری هوش هیجانی، مقیاس هوش هیجانی شرینگ (نسخه ی ایرانی) بود. هر دو پروتکل مداخله در قالب ۱۰ تا ۱۲ جلسه ی هفتگی به شرکت کنندگان ارائه شد. داده های کمی نهایی با استفاده از تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر در نرم افزار آماری SPSS-24 مورد تحلیل قرار گرفتند. نتایج آماری به وضوح تأثیر معناداری را نشان دادند: اثر اصلی زمان معنادار بود (F(2,42)=35.18, p<.001, η²=.46) و مهم تر آنکه تعامل زمان * گروه نیز به وضوح معنادار بود (F(4,42)=9.83, p<.001, η²=.31)؛ این یافته ها بیانگر آن است که در مقایسه با گروه کنترل، هوش هیجانی در هر دو گروه مداخله، بهبود چشمگیر و پایداری را تجربه کرده است. این نتایج به طور مؤکد، این گزاره ی نظری را تأیید می کنند که هوش هیجانی یک سازه ی پویا و ذاتاً آموزش پذیر است و هر دو مسیر یادگیری (مسیر درون فردی (مبتنی بر ذهن آگاهی) و مسیر میان فردی (مبتنی بر QCT)) می توانند به صورت مؤثر شایستگی هیجانی را ارتقا دهند. در نهایت، این مطالعه بر ضرورت حیاتی گنجاندن آموزش هیجانی بومی سازی شده و حساس به فرهنگ در ساختار نظام آموزشی ایران تأکید می ورزد؛ رویکردی که می تواند به تسهیل رشد سازگارانه و تقویت تاب آوری روان شناختی دانش آموزان در بلندمدت منجر شود.
Proposing a Model for Assessing Service Quality in Online Digital Sales Platforms(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Industrial Management Journal, Volume ۱۷, Issue ۴, ۲۰۲۵
160 - 198
حوزههای تخصصی:
Objective : Service quality is vital in securing competitive advantage, fostering sustainable growth, and improving organizational performance—especially within digital platforms. Despite its recognized importance, the concept of digital service quality remains underdefined in existing literature. This study aims to address this gap by (i) identifying the key dimensions of service quality in online sales platforms and (ii) uncovering the specific components within each dimension.
Methodology: As an exploratory research study, the systematic literature review employed the Kitchenham model to identify relevant studies and establish a theoretical foundation for assessing service quality in online sales. The model consists of three main phases and seven stages: planning, conducting the review, and reporting. The seven procedural steps in Kitchenham’s approach are as follows: (i) formulating research questions, (ii) developing a search strategy, (iii) determining selection criteria, (iv) searching, (v) selecting studies, (vi) extracting and analyzing data, and (vii) ensuring quality control.
Results : A systematic literature review since 1980, filtered by defined criteria, yielded 100 relevant sources using the Caldwell method. Through open coding, key components were extracted and grouped into categories, which were then clustered into three core themes for evaluating online store service quality: infrastructure, design, and trust. These encompass content relevance, responsiveness, credibility, and security.
Conclusion : The conceptual model developed from the identified themes and categories offers a foundation for evaluating online store service quality and may be validated through future qualitative or quantitative studies. Recommended directions for further research include investigating the underlying causes of consumer distrust and assessing the influence of emerging technologies—such as blockchain, crowdsourcing, and artificial intelligence—on the dynamics of service quality.
Critique Hegel's Critique of Kant's Subjective Ethics through the Dialectical Relationship of Subjective Reason with Nature
منبع:
Theosophia Islamica, Vol ۵ ,No ۲, Issue ۷, (۲۰۲۵)
317 - 345
حوزههای تخصصی:
The concept of ethics in subjective idealism is determined based on the free inner subjectivity (agency). In this conception, morality emerges centered on autonomous reason and, due to the opposition that Kant considers between reason and inclination (desire), creates a rift between the ethical subject and the object. The main question of the present article is: Upon which philosophical elements does Hegel base his critique of Kantian ethics, and how does he examine the problems of subjective ethics? The answer to this question is that Hegel, by creating a dialectic between reason and nature/inclination (desire), seeks to remove the opposition between morality and individual will and motive. Furthermore, by inverting the relationship between the universal will and the individual will that exists in Kant's thought, he seeks a way to address the alienation of the ethical subject from social and political institutions. He also intends to severely criticize the terror and dread that were justified in ethical relations in the shadow of the destruction of political institutions.
طراحی و اعتباریابی الگوی فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش طراحی و اعتباریابی الگوی فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت، با رویکرد فراترکیب می باشد. این پژوهش از نظر هدف بنیادی و از نظر نحوه جمعآوری دادهها به شکل کیفی و از نظر روش اجرای پژوهش با رویکرد فراترکیب می باشد. جامعه آماری تحقیق شامل کلیه اسناد، مبانی نظری و پیشینه مرتبط با فردی سازی آموزش در پایگاه های داده داخلی (1403-1390) و خارجی (2024-2000) می باشد. روش نمونه گیری غیر تصادفی هدفمند و حجم نمونه بر اساس حذف سیستماتیک بر اساس نمودار جریان مدل پریزما می باشد. ابزار جمع آوری داده ها فیش برداری و مرور سیستماتیک اسناد و ادبیات می باشد. به منظور محاسبه روایی از چک لیست 27 موردی بر اساس مدل پریزما و همین طور به منظور محاسبه پایایی از ضریب کاپای کوهن استفاده شد که نتایج بیانگر روا و پایا بودن ابزار می باشد. شیوه تجزیه وتحلیل داده ها تحلیل مضمون شامل مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر با نرم افزار MaxQDA 2018 می باشد. یافته ها نشان داد فردی سازی آموزش در کارکنان ستادی شرکت نفت شامل سه بعد شناختی، عاطفی و رفتاری است که بعد شناختی شامل مؤلفه های روش تدریس (6 شاخص)، محتوای آموزشی (3 شاخص)، ارزیابی (5 شاخص) و یادگیری خودتنظیمی (7 شاخص) ؛ بعد عاطفی شامل مؤلفه های انگیزش (7 شاخص)، تعاملات اجتماعی (10 شاخص) و حمایت عاطفی (6 شاخص) و درنهایت بعد رفتاری شامل مؤلفه های مؤلفه یادگیری تجربی (5 شاخص)، الگودهی (5 شاخص) و مهارت های عملی (4 شاخص) است.
برازش آثار عوامل اقتصادی مؤثر بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی منتخب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و برنامه ریزی شهری دوره ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
6 - 15
حوزههای تخصصی:
مقدمه بررسی وضعیت قیمت مسکن، به ویژه در سال های اخیر در کلان شهرها، به دغدغه ای مهم برای مدیران و برنامه ریزان شهری تبدیل شده است. وضعیت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی، همواره از مهم ترین و پیچیده ترین مسائل اجتماعی و اقتصادی بوده است. وضعیت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی، همواره یکی از مسائل مهم اجتماعی و اقتصادی بوده است. این شهرها به دلیل تمرکز فعالیت های صنعتی، تجاری و خدماتی، محل جذب جمعیت زیادی از سراسر کشور و حتی کشورهای دیگر هستند. همین امر، تقاضا برای مسکن را در این شهرها به شدت افزایش می دهد و چالش های متعددی را به لحاظ کمبود عرضه و افزایش تقاضا به وجود می آورد. هدف از نوشتار این پژوهش، بررسی وضعیت قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381 1402 است، به علت ورود مهاجران از شهرهای مجاور برای کار، معمولاً این شهرها با کمبود مسکن و در نهایت افزایش قیمت مسکن مواجه می شوند. لذا شناسایی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن در این شهرها بسیار حائز اهمیت است. نوآوری مطالعه حاضر از این منظر است که شهرهای بزرگ صنعتی تهران، تبریز، اصفهان و اهواز مورد بررسی قرار گرفته و متغیرهای به کار گرفته شده در این مطالعه شامل تعداد پروانه های ساختمانی، هزینه هر مترمربع زمین، درآمد سرانه، جمعیت هر شهر، هزینه ساخت وساز و نرخ بهره وام مسکن برای شهرهای یادشده و برای سال های 1381 تا 1402 است. ضرورت مطالعه حاضر از این منظر است که در شهرهای بزرگ صنعتی، به علت افزایش قیمت مسکن، بسیاری از افراد، به حاشیه های شهرها و سکونت گاه های غیررسمی پناه می برند. این سکونت گاه ها، از امکانات رفاهی و زیربنایی مناسب برخوردار نیستند و مشکلات اجتماعی و بهداشتی متعددی را به وجود می آورند. مواد و روش ها در این پژوهش با استفاده از الگوی داده های تابلویی به بررسی آثار عوامل مؤثر بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381 1402پرداخته می شود. شهرهای صنعتی به دلیل فرصت های شغلی و رفاهی، شاهد رشد جمعیت بالایی هستند که این رشد، تقاضا برای مسکن را افزایش می دهد. از سویی در بسیاری از شهرهای بزرگ صنعتی، محدودیت زمین وجود دارد، که این عوامل بر قیمت مسکن در این شهرها بسیار مؤثر است. متغیرهای مورد بررسی در این پژوهش مشتمل بر متوسط قیمت هرمترمربع مسکن، درآمد سرانه، تعداد پروانه های ساختمانی صادر شده، هزینه ساخت و ساز مسکن، نرخ بهره وام مسکن، قیمت هر مترمربع زمین و جمعیت هر شهر است. لذا به طور کلی عوامل مؤثر بر قیمت مسکن با توجه به میزان عرضه و تقاضای مسکن تعیین می شود. درواقع، عواملی که بر قیمت مسکن تأثیر می گذارند، به طور مستقیم بر عرضه و تقاضای مسکن تأثیر دارند و بر اثر تغییرات آن ها قیمت مسکن نیز تغییر می کند. درخور یادآوری است که در این مطالعه منظور از تقاضای مسکن، تقاضای مصرفی آن است و عوامل مؤثر بر تقاضای مصرفی مسکن در بخش شهری وارد مدل شده است. در تعیین تقاضای مسکن، قیمت مسکن مهم ترین فاکتور است. بعد از قیمت، میزان جمعیت تأثیر زیادی بر تقاضای مسکن می گذارد. چنانچه جمعیت افزایش یابد، تقاضای مسکن افزایش می یابد. سومین متغیر، درآمد سرانه سالانه است که تأثیر مستقیمی بر میزان تقاضای مسکن می گذارد. نرخ بهره وام های پنج ساله متغیر بعدی است که می تواند بر میزان تقاضای مسکن تأثیر قابل توجهی داشته باشد. یافته ها نتایج حاصل از این پژوهش با استفاده از روش داده های تابلویی بیانگر آن است که درآمد سرانه و متغیرهای هزینه ساخت وساز و هزینه زمین تأثیر معنادار و بالایی بر قیمت مسکن در شهرهای یادشده دارد. براساس نتایج به دست آمده از برازش مدل، هر چه تعداد پروانه های صادر شده برای ساخت وساز از سوی شهرداری ها افزایش یابد، قیمت مسکن کاهش می یابد. از طرف دیگر، هر چه هزینه های ساختمانی افزایش یابد، قیمت مسکن نیز افزایش می یابد. عامل جمعیت تأثیر مثبتی بر قیمت مسکن دارد که علت این موضوع روند افزایش جمعیت شهرها به علت ورود مهاجران برای کار به شهرهای بزرگ، در این سال ها بوده است. از میان عوامل مورد بررسی بیشترین تأثیر بر قیمت مسکن مربوط به درآمد سرانه و عامل دوم قیمت هر مترمربع زمین در شهرهای بزرگ صنعتی است. با توجه به بزرگ بودن ضریب درآمد سرانه، تأثیر این متغیر بر قیمت مسکن زیاد و مثبت است، به طوری که با یک واحد افزایش در درآمد سرانه، قیمت مسکن 1/09 واحد در شهرهای صنعتی یادشده افزایش می یابد. این نتایج از آنجا که مربوط به برآورد مدل در شهرهای بزرگ صنعتی است با واقعیت مطابقت دارد، زیرا در شهرهای بزرگ بخش اعظمی از درآمد مردم صرف تأمین مسکن می شود. نرخ بهره وام مسکن (RA) بی معنا شده است؛ به این معنا که در شهرهای مورد بررسی، نرخ بهره وام بر قیمت مسکن تأثیری نمی گذارد. قیمت زمین (LPI) اثر مثبت بر قیمت مسکن در شهرهای یادشده دارد که منطقی به نظر می رسد. نتیجه گیری در پژوهش حاضر با استفاده از روش داده های تابلویی به بررسی عوامل تأثیرگذار بر قیمت مسکن در شهرهای بزرگ صنعتی تهران، اصفهان، تبریز و اهواز طی سال های 1381-1402 پرداخته شده است. ابتدا بررسی پایایی متغیرها انجام شد که همه متغیرها پایا بودند، بعد با استفاده از آزمون F لیمر مشخص شد که می توان از روش داده های تابلویی برای برازش استفاده کرد، نتایج حاصل از آزمون هاسمن نیز نشان داد مدل از نوع تصادفی است. براساس نتایج به دست آمده از برازش مدل با روش داده های تابلویی، هر چه تعداد پروانه های صادر شده برای ساخت وساز از سوی شهرداری ها افزایش یابد، قیمت مسکن کاهش می یابد. از طرف دیگر، هر چه هزینه های ساختمانی افزایش یابد، قیمت مسکن نیز افزایش می یابد. عامل جمعیت تأثیر مثبتی بر قیمت مسکن دارد که علت این موضوع روند افزایش جمعیت شهرها به علت ورود مهاجران برای کار به شهرهای بزرگ، در این سال ها بوده است. از میان عوامل مورد بررسی، بیشترین تأثیر بر قیمت مسکن مربوط به درآمد سرانه و عامل دوم قیمت هرمترمربع زمین در شهرهای بزرگ صنعتی است، زیرا آنجا که مسکن جزء کالاهای اساسی در شهرهای بزرگ است و مردم بخش اعظمی از درآمد خود را به این کالای اساسی اختصاص می دهند، لذا تغییر درآمد تأثیر بسیار زیادی بر تقاضای بخش مسکن و تغییر قیمت آن در بخش شهری می گذارد. از سویی، به علت بحث کمیابی زمین در شهرهای بزرگ صنعتی، قیمت هر مترمربع زمین عامل مؤثری بر قیمت هرمترمربع مسکن است.









