محسن اشرفیان فر

محسن اشرفیان فر

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

تحلیلی از دوگانه واقعیت/ارزش در پرتو نسبت توصیف و توصیه نزد هیلاری پاتنم و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دوگانه ی واقعیت/ارزش دوگانه توصیفی/توصیه ای الفاظ/مفاهیم غلیظ اخلاقی فلسفه اخلاق پاتنم فارابی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
این باور وجود دارد که دوگانه توصیفی/توصیه ای وجه زبانی/مفهومی، دوگانه ی واقعیت/ارزش است. مقصود از دوگانه ی توصیفی/توصیه ای آن است که الفاظ/مفاهیم به طور کلی به دو دسته ی ارزش گذارانه و غیر ارزش گذارانه تقسیم می شوند، به نحوی که الفاظ/مفاهیم ارزش گذارانه، خالی از هرگونه واقع نمایی بوده و غیر صدق و کذب پذیرند. در مقابل، الفاظ/مفاهیم توصیفی و غیر ارزش گذارانه وجود دارند که حکایت گر ویژگی های واقعیت خارجی بوده و صدق و کذب پذیرند. برخی معتقدند الفاظ/مفاهیمی وجود دارد که هر دو خاصیت توصیف و توصیه را توأمان دارا هستند و این الفاظ/مفاهیم، که غلیظ اخلاقی نامیده می شوند، توانایی نقض دوگانه ی توصیفی/توصیه ای را دارند و به دنبال آن با رد این دوگانه، دوگانه واقعیت/ارزش نیز فرو می ریزد. مقصود از دوگانه واقعیت/ارزش آن است که ارزش ها واقعی و عینی نبوده و ویژگی اصیل واقعیت خارجی نیستند. در این پژوهش قصد داریم در آثار هیلاری پاتنم و فارابی دو مسأله را واکاوی کنیم: اول، نقش الفاظ/مفاهیم غلیظ اخلاقی در رد دوگانه ی توصیفی/توصیه ای و به تبع آن دوگانه ی واقعیت/ارزش. دوم، نحوه درهم تنیدگی توصیف و توصیه و رابطه ی آن با مسأله واقعیت/ارزش. اهمیت این موضوع ازآن جهت است که واقع نمایی، عقلانیت، استدلال پذیری و نسبی گرایی احکام و جملات اخلاقی مستقیماً به حل این مسأله وابسته است؛ بدین خاطر در فلسفه اخلاق و حکمت عملی دارای جایگاه مبنایی بوده و سایر مسائل اخلاقی از آن تأثیر می پذیرند. هدف از مقایسه این دو فیلسوف، علی رغم اشتراک در صرف اعتقاد به واقع گرایی اخلاقی، نشان دادن اختلاف اساسی آن دو در تبیین و تفسیر از واقع گرایی است. فارابی از منظر واقع گرایی متافیزیکی و پاتنم درمقابل، از منظر واقع گرایی درونی و واقع گرایی فهم متعارفی به اخلاق نظر می کند.
۲.

نسبت متافیزیک و دانش های هنجاری نزد فارابی و هیلاری پاتنم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: متافیزیک دانش های هنجاری عینی گرایی نسبی گرایی فارابی پاتنم

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۸۷
فارابی و پاتنم تأثیر مخرّب یا مولّد متافیزیک در دانش های هنجاری، مثل حکمت عملی و فقه در علوم قدیم و اخلاق و اقتصاد در علوم جدید را امری آشکار می دانند و معتقدند عدم توجه به این نقش، به اثرات غیر قابل جبران منجر می گردد. برای فارابی این نقش ضروری و حیاتی در قالب استفاده دانش های هنجاری از معارفی است که در متافیزیک تبیین و مبرهن شده است و بدین جهت حذف متافیزیک نزد فارابی، به معنای حذف برخی مبادی آن دانش ها و رد عینیت در ارزش ها و ورود به وادی نسبی گرایی است. در طرف مقابل، پاتنم منکر متافیزیک سنتی بوده و به دنبال حذف آن از دانش های هنجاری است. به همین جهت برای کارکردی که متافیزیک سنتی در دانش های هنجاری داشته است، جایگزینی معرفی می کند. این جایگزین، تفسیر و روایت خاص او از فلسفه پراگماتیسم است. پاتنم در این روایت، پراگماتیسم را نوعی از متافیزیک می داند که بدون مرز بوده و در نقش آسیب شناسی و اصلاح گری سایر فلسفه ها ظاهر می شود. بر این مبنای جدید، پاتنم تصویر دیگری از دانش های هنجاری و معیار عینیت و نسبی گرایی ارائه می کند. روش مورد استفاده در این پژوهش، تحلیل منطقی_فلسفی، اعم از تحلیل مفهومی، تحلیل گزاره ای، تحلیل سیستمی، با رویکرد تطبیقی، جهت تضارب آراء، تبیین و گفت وگوی آن دو اندیشمند است.
۳.

تأملی انتقادی بر نظریه ی «ضرورت بالقیاس» در تبیین ماهیت جملات اخلاقی و حل مسأله ی هست و باید(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ضرورت بالقیاس الی الغیر مسأله ی هست و باید جمله ی اخلاقی فلسفه ی اخلاق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۳۹
نزد صاحبان نظریه ی ضرورت بالقیاس، تبیین ماهیت جملات اخلاقی با حل مسأله ی «هست و باید» هیوم، دو امر در هم تنیده است و پرداختن به یکی، عین پرداختن به دیگری است. این نظریه در راستای دست یابی به موارد بسیار مهمی در اخلاق، همچون کلیت، قطعیت، واقع گرایی، مطلق گرایی و داشتن معیار برای ارزیابی نظام اخلاقی مطرح شده است؛ لذا نگاهی نقادانه به این نظریه از اهمیت به سزایی برخوردار است. مقصد و مقصود مقاله ی حاضر ارزیابی نظریه ی ضرورت بالقیاس، هم در تبیین ماهیت جملات اخلاقی و هم در حل مسأله ی هیوم است. رویکرد نویسندگان دارای دو مرحله است؛ در مرحله ی اول مبناهایی برای ارزیابی یک نظریه، در حل مسأله ی «هست و باید» ارائه می شود؛ مرحله ی دوم با ارائه چهار نقد(مبتنی بر مبانی مطرح شده در مرحله ی اول) حول ابهامات و مبانی این نظریه انجام می پذیرد. به عقیده ی صاحبان مقاله، چهار نقد بر نظریه ی ضرورت بالقیاس وارد است:1- دور و تسلسل؛ 2- ناسازگاری با وظیفه گرایی؛ 3- مصادره به مطلوب؛4- انکار بدیهیات اخلاقی.روش مورد استفاده در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی از نوع استنتاجی و به سبک مساله محور است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان