تحلیلی از دوگانه واقعیت/ارزش در پرتو نسبت توصیف و توصیه نزد هیلاری پاتنم و فارابی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اندیشه دینی دوره ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۹۵
35 - 51
حوزههای تخصصی:
این باور وجود دارد که دوگانه توصیفی/توصیه ای وجه زبانی/مفهومی، دوگانه ی واقعیت/ارزش است. مقصود از دوگانه ی توصیفی/توصیه ای آن است که الفاظ/مفاهیم به طور کلی به دو دسته ی ارزش گذارانه و غیر ارزش گذارانه تقسیم می شوند، به نحوی که الفاظ/مفاهیم ارزش گذارانه، خالی از هرگونه واقع نمایی بوده و غیر صدق و کذب پذیرند. در مقابل، الفاظ/مفاهیم توصیفی و غیر ارزش گذارانه وجود دارند که حکایت گر ویژگی های واقعیت خارجی بوده و صدق و کذب پذیرند. برخی معتقدند الفاظ/مفاهیمی وجود دارد که هر دو خاصیت توصیف و توصیه را توأمان دارا هستند و این الفاظ/مفاهیم، که غلیظ اخلاقی نامیده می شوند، توانایی نقض دوگانه ی توصیفی/توصیه ای را دارند و به دنبال آن با رد این دوگانه، دوگانه واقعیت/ارزش نیز فرو می ریزد. مقصود از دوگانه واقعیت/ارزش آن است که ارزش ها واقعی و عینی نبوده و ویژگی اصیل واقعیت خارجی نیستند. در این پژوهش قصد داریم در آثار هیلاری پاتنم و فارابی دو مسأله را واکاوی کنیم: اول، نقش الفاظ/مفاهیم غلیظ اخلاقی در رد دوگانه ی توصیفی/توصیه ای و به تبع آن دوگانه ی واقعیت/ارزش. دوم، نحوه درهم تنیدگی توصیف و توصیه و رابطه ی آن با مسأله واقعیت/ارزش. اهمیت این موضوع ازآن جهت است که واقع نمایی، عقلانیت، استدلال پذیری و نسبی گرایی احکام و جملات اخلاقی مستقیماً به حل این مسأله وابسته است؛ بدین خاطر در فلسفه اخلاق و حکمت عملی دارای جایگاه مبنایی بوده و سایر مسائل اخلاقی از آن تأثیر می پذیرند. هدف از مقایسه این دو فیلسوف، علی رغم اشتراک در صرف اعتقاد به واقع گرایی اخلاقی، نشان دادن اختلاف اساسی آن دو در تبیین و تفسیر از واقع گرایی است. فارابی از منظر واقع گرایی متافیزیکی و پاتنم درمقابل، از منظر واقع گرایی درونی و واقع گرایی فهم متعارفی به اخلاق نظر می کند.