۱.
شیخ عبدالرزاق نقشبندی از صوفیان برجسته وادی جنت کشمیر است. وی دیوان «دارالسلام» را بر وزن «حدیقه الحقیقه» سنایی در موضاعات اخلاقی و عرفانی سروده است؛ و علاوه بر این، در مورد زندگی خود، چگونگی مشرف شدن به درگاه طریقت، ارادت نسبت به مراد و مرشدش و برخی مسائل اجتماعی و سیاسی عصر خویش نیز در آن سخن رانده است. همچنین او در این اثرگرانقدر 28 تن از بزرگان و خواجگان سلسله نقشبندیه را به صورت گسترده معرفی و مدح کرده است. از میان تذکره های موجود و مربوط به این موضوع، تنها در تذکره حاجی محی الدین مسکین در پنج سطر ازاین صوفی پرکار سخن به میان آمده است و بقیه تذکره ها در باره او ساکت هستند؛ اما متن اشعار باقی مانده از دیوان دارالسلام، آگاهی های مفصلی را درباره زندگی پر فراز و نشیب این شاعر صوفی مسلک فرا روی ما قرار می دهد. بر این اساس اشعار شیخ نشان می دهد او در قرن دوازدهم هجری می زیسته و مذهب حنفی داشته و در عرفان، پیرو مسلک و مرام مشایخ سلسله نقشبندیه بوده است. از دیوان دارالسلام تنها دو نسخه باقی مانده که در اوایل قرن سیزدهم هجری به وسیله شیخ عبدالقدیر بدری نگاشته شده است. اشعار شیخ عبد الرزاق که جنبه تعلیمی دارد معمولاً روان و قابل فهم است؛ اما به دلیل طولانی بودن برخی از موضوعات و حاشیه رفتن های بی مورد، گاهی مطالب غیر ضروری باعث سردرگمی خوانندگان می شود. از جهت زبانی حذف و افزایش واج ها از مهم ترین ویژگی های آوایی اشعاراین دیوان است. اگرچه دیوان شیخ به زبان رایج دوره شاعر سروده شده ؛ اما این شاعر آشنا به زبان فارسی واژگان فارسی و عربی قدیم را نیز به مقدار زیاد در دیوانش به کاربرده است. همچنین او در این اثر صوفیانه در به کارگیری فنون ادبی و زیبایی های بلاغی مانند شاعران حرفه ای عمل نکرده و بیشتراز آرایه تضمین و تلمیح بهره برده است که نشان دهنده تاثیر پذیری او از متون اسلامی به خصوص قرآن و حدیث است.
۲.
در این پژوهش به بررسی ساختار گزاره های شعری در مخزن الاسرار پرداخته شده است، ساختار جمله بندی و شکل گیریِ گزاره های شعری با جمله بندی گزاره های عادی زبان تا حدودی متفاوت تر است و آمیختگی عناصر دستوری و بلاغی، ساختارهای متنوعی در این گزاره ها ایجاد می کنند. با مطالعه مخزن الاسرار مشخص می شود که تلفیق عناصر دستوری و بلاغی، گزاره هایی متفاوت تر از گزاره های زبان معیار و عادی ایجاد کرده است. این گزاره های شعری ابتدا در دو بخش گزاره های غیراسنادی و اسنادی دسته بندی شده اند و ذیل هر دسته، متناسب با نوع آمیختگیِ عناصر دستوری و بلاغی، گزاره تشبیه محور، گزاره استعاره محور، گزاره مجازمحور، گزاره کنایه محور و گزاره تلمیح محور قرار می گیرند. سپس به گزاره های دیگری مانند گزاره با ژرف ساخت سنت ادبی، گزاره با ژرف ساخت متناقض نما و گزاره با ژرف ساخت ضرب المثلی اشاره می شود. این پژوهش نشان می دهد که گزاره های شعریِ مخزن الاسرار بسیار متنوع است و تأثیرپذیری آن از عناصر بلاغی به ایجاد ساختارهای ویژه ای در گزاره ها انجامیده و این موضوع را می توان در اشعار سایر شاعران نیز واکاوی کرد و به ویژگی ها و نوآوری های دستور زبانِ شعر فارسی بیشتر دست پیدا کرد.
۳.
از دوران مشروطه، با رونق گرفتن ترجمه آثار ادبی جهان به زبان فارسی، بخشی از ادبیات معاصر، تحت تأثیر ادبیات غرب و ترجمههای آن قرار گرفت؛ ازجمله بازآفرینی فابلها یا افسانههای حیوانات سروده ژان دولافونتن (۱۶۲۱ - ۱۶۹۵م.) شاعر و نویسنده نامدار سده هفدهم میلادی فرانسه در بخشهایی از شعر این دوران، یعنی آثار بهار، پروین اعتصامی، ایرج میرزا و نسیم شمال. این مقاله، با روش تحلیلی، توصیفی و مطالعات تطبیقی و خوانش دقیق دیوان پروین و داستانهای لافونتن، به این نتیجه رسیده است که به احتمال زیاد، پروین دست کم در ده حکایت خویش، تحتتأثیر برخی از داستانهای لافونتن بوده است. دیگر اینکه به ترجمه و نقل ساده داستانها بسنده نکرده و با دخل و تصرف هنرمندانه و خلاقانه در شخصیتها، گفتوگوها و ماجراهای داستان و همچنین بسط و گسترش آنها و افزودن اندرزهای زیبای اخلاقی، هم از نظر بلاغت و زیباییشناسی، سطح حکایتها را برکشیده و هم بعد تعلیمی و تأثیرگذاری آنها را با هدف اقناع مخاطب تقویت کرده است. از نوآوریهای پروین در بازآفرینی حکایات، میتوان به این موارد اشاره کرد: ذوق مضمونیابی و پرورش درونمایههای داستانی؛ طبیعی جلوه دادن حوادث داستانی؛ خلق گفتوگوهای زنده و آموزنده شخصیتهای داستانها، گزینش وزن، واژگان و قافیههای مناسب با محتوا و مضمون شعر، طوری که بسیاری از آنها ظرفیت ضرب المثل شدن را دارند؛ درآمیختن آنها با نکتههای ظریف اخلاقی با زیباترین تعابیر، تشبیهات و استعارات؛ بهرهگیری از آرایههای ادبی ازدواج و موازنه؛ تغییر دادن شخصیتهای داستان، تغییر دادن درونمایه و گفتمان داستان و اینکه در برخی از حکایات مشابه، پیام شعر پروین، اخلاقیتر و آموزندهتر از حکایات لافونتن است.
۴.
حسادت یکی از احساس های منفی و ناخوشایندی است که انسان فاقد کمال و والایی ممکن است در طول زندگی آن را تجربه کند و بیشترین آسیب آن، به شخص حاسد یا رشک برنده می رسد. حسود یا رشک برنده کسی است که خواستار زوال نعمت از صاحب نعمت است. حسد، از انواع صفات نکوهیده اخلاقی است که از دیرباز تاکنون در زبان و ادبیات فارسی انعکاس یافته است و شاعران و نویسندگان ایرانی، به عنوان افرادی اخلاق مدار و در جایگاه معلم بشریت، با بهره جویی از این کلیدواژه، اهتمام بر برشماری آثار سوء آن داشته اند. مولانا از جمله انسان هایی است که در جایگاه معلمی صاحب اندیشه، در قرن هفتم، به این ویژگی پرداخته است. از سویی دیگر علم روان شناسی نیز که با فضایل، رذایل، فزونی ها و کاستی های رفتاری انسان ها در ارتباط است، به این مقوله توجهی وافی نشان داده است. آلفرد آدلر، روان پزشک نامی نیز از صاحب نظرانی است که در این خصوص آثاری ارزشمند از خود باقی گذارده است. این مقاله با شیوه توصیفی تحلیلی و با رویکردی بینارشته ای، به سنجش آرای مولانا و آدلر، به عنوان دو صاحب نظر که در مکان ها و زمان های مختلف به این مقوله توجه مبذول داشته اند، می پردازد. از یافته های این پژوهش می توان به اعتقاد مشترک این دو به ریشه حسادت که همانا احساس حقارت است، اشاره کرد. کلید واژه: حسد، ادبیات فارسی، روان شناسی، مولانا، آدلر.
۵.
فهرست بلندی از تفاسیر شیعیِ فارسی که از ایران عهد صفوی تاکنون به نگارش درآمده، گواه بر تأثیری است که ملاحسین کاشفی از طریق تفسیر مواهب علیّه بر آن ها داشته است. در این مقاله، با تکیه بر سه تفسیر دوره صفوی که به زمان تألیف مواهب و مؤلّف آن نزدیک تر بوده اند، این بهره گیری ها پیگیری شده است. تفاسیری چون: تفسیرترجمه الخواص یا تفسیر زواره ای از علی بن حسن زواره ای (نگارش در 947 هجری). تفسیرمنهج الصادقین تألیف ملافتح الله کاشانی (م. 988 ق.) و خلاصه آن. تفسیر شریف لاهیجی اثر شیخ محمد بن شیخ علی لاهیجانی (م. 1090 یا 1095 ق.) آنچه در این پژوهش به شیوه مطالعه تطبیقی بر چند متن ادبی – دینی، رخ می نمایاند این است که با توجه به حضور پیدا و پنهان مواهب در ترجمه الخواص، می توان سهم تفسیر کاشفی را در اثر تفسیریِ زواره ای، بیش از سایر مآخذ دانست، با این امتیاز که در عین اعتدال مذهبی، در مواردی که از کاشفی نقلِ با مأخذ می کند، جانب انصاف و ادب را نیز پاس می دارد؛ اما فتح الله کاشانی در منهج، با این که در بخش ترجمه آیات و ذکر اقوال اخلاقی یا عرفانی در تفسیر، بسی بیش از زواره ای، به مواهب علیه اتّکا داشته و منقولات مواهب را در منهج درج کرده است؛ اما نسبت به کاشفی کم لطفی ها داشته است. همچنین غیر از تفسیر لاهیجی، در بسیاری دیگر از تفسیرهای نگارش یافته در این دوره، نقش پای مواهب کاملاً مشهود است.
۶.
مردم بختیاری، پریان را موجوداتی زیبارو می دانند که در شب و اغلب در بیشه زارها بر جوانان ظاهر می شوند و به آنان آسیب می رسانند. موضوعی که سبب شده است تا مادران از رفتن جوانان در شب به بیشه زارها و باغ های اطراف چشمه ها جلوگیری کنند یا برای جلوگیری و رهایی از چنین آسیب هایی، بسته ای سبزرنگ را به نشانه بلاگردانی به بازوی آنان ببندند. آنان پریان را از جن ها می دانند و جوانی که اسیرشان شود را «پری زده» یا «جن زده» می گویند. در روایات مردم بختیاری، پریان سیمایی دوگانه دارند؛ از یک سو بسیار زیبارو هستند و از سوی دیگر، پیوند با آنان مساوی با آسیب است. هدف این پژوهش، تحلیل سیمای پریان در فرهنگ و ادب عامه بختیاری و متون ادبی ازجمله شاهنامه و سمک عیار است. بیان ویژگی های صوری، خویشکاری و چرایی حضور و دلربایی از جوانان از دیگر اهداف پژوهش است. این پژوهش به شیوه کتابخانه ای میدانی و به روش توصیفی تحلیلی انجام شده است. تحلیل موضوع پژوهش با یاری گرفتن از منابع گوناگون نشان می دهد که زیبارویی و حضور در باغ ها و بیشه زارها، یادگاری از سیمای پریان در دوران ایران باستان است که در اندیشه و باور مردم بختیاری نمود یافته است. مکار بودن و آسیب زدن به جوانان مربوط به اخلاق دین زرتشتی است که پریان را منفی قلمداد کرده است. بسیاری از نمودهای این باور ازجمله ابراز عشق به جوانان و جنگجویان، آسیب زدن به آنان، پیوند با شب و غیره ریشه در اوستا و ازلحاظ جامعه شکارگری، زیبارویی پری، پیکرگردانی آن ها و غیره مشترکاتی با شاهنامه فردوسی و قصه سمک عیار دارند.
۷.
فروید با تشریح ساختار ذهن و تبیین چارچوب نوینی از کارکرد روان آدمی نشان داد که میان برهم کنش تکانه های ناخودآگاه و اختلالات روانی رابطه ای دوسویه برقرار است. از آن جاکه ناخودآگاه محوری مهم ترین اصل در داستان های سوررئال به شمار می رود؛ مشابهت هایی میان این آثار با اقسام اختلالات روانی به چشم می خورد که قابل توجه اند. به تعبیر دیگر در داستان های سوررئال طیف وسیعی از نشانه های اختلالات روانی در چرخه ای مدور بازتکرار می گردند و می توان گفت راوی در این قسم آثار، سوژه ایست که در مواجهه با جهان پیرامون خود از روان رنجوری به روان گسیختگی می رسد. این پژوهش با تکیه بر یافته های فروید به منظور پرداختن به منشأ پیدایش اختلالات روانی و وجوه تشابه آن در داستان های سوررئال، نشان می دهد که عامل این مشابهت ها اشتراک در منشأ و نحوه ی بروز این اختلالات و ژرف ساخت رؤیا است؛ از این رو اگرچه ترکیب خلاقیت و جنون در معنای بیماری می تواند دستمایه ی خلق آثار سوررئال گردد؛ لیکن انعکاس نشانه های اختلالات روان در این آثار لزوماً جنبه ی بیمارگونه نداشته و می تواند ناشی از رؤیامحوری متن باشد. همچنین تبلور جنون و نشانه های آن در این آثار، چه از نوع حقیقی و عینی آن باشد، همان گونه که در داستان های اورلیا و نادیا مشاهده می شود و چه صرفاً ناشی از مشابهت ها و اشتراکات اساسی رؤیا و جنون باشد، همچنان که در داستان های بوف کور و گاوخونی به چشم می خورد؛ هر دو قسم آن به یک نحو در داستان های سوررئال منعکس گشته و موجب تشدید جنبه های خلاقانه و هنری داستان می گردند.
۸.
شهرآشوب دینی یکی از انواع شهرآشوب است که در شعر شاعران سنتی و معاصر مشاهده می گردد. از دیرباز شهرآشوب را در سه دسته ی شهری، صنفی و سیاسی تقسیم بندی کرده اند؛ امّا به نظر می رسد شهرآشوب به لحاظ هدف و موضوع خود که در معنی شکستن ساختارها، خارج شدن از عرف، قانون و فرهنگ است، می تواند انواع دیگری ازجمله گونه دینی نیز داشته باشد. و بر این اساس ارائه تقسیم بندی جدید از شهرآشوب ضرورت دارد. شهرآشوب دینی گونه ای از شهرآشوب است که در آن شاعر، با اهداف مختلف ازجمله نقد رفتار و موضع مبلغان و پیروان ادیان و مذاهب مختلف، پرسش هایی را طرح می کند که نشان دهنده ضعف و خطا در رفتار و گفتار پاره ای از مدعیان دین داری و دین مداری است یا اینکه سخنی در تعارض با مفاهیم دینی می گوید. در این پژوهش با روش تحلیل محتوا و استفاده از منابع کتابخانه ای شهرآشوب دینی در شعر فارسی بررسی و تحلیل شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که شهرآشوب دینی در شعر فارسی همواره مورد توجه شاعران فارسی گو بوده است و شاعران سنتی و معاصر از دیرباز تاکنون گاهی از این نوع شهرآشوب استفاده کرده اند. اینکه چرا شاعران باوجود پذیرش دین گاهی از شهرآشوب دینی در شعر خود استفاده می کنند نیز دلایل زیادی دارد؛ گاهی کنجکاوی و تردید ذهنی شاعر از بعد فلسفی و گاهی کُنش ناخودآگاه از بعد روانشناختی و گاهی ویژگی های شخصیتی مانند: شهرت طلبی و ...، گاهی مشکلات اجتماعی. گاه نیز ممکن است ضدیت یا مخالفت با دین و کارگزارانی که دین را معرفی می کنند باعث این جهت گیری ها شود.
۹.
نسخه خطّی گلستان مورّخ 713 ه . ق. کتابخانه غازی خسروبیگ سارایوو، پس از نسخه کلیّات کتابخانه سلطنتی منسوب به خطّ یاقوت مستعصمی (668 ه. ق.) و نسخه کلیّات کتابخانه فرهنگستان علوم تاجیکستان (691 تا 726 ه. ق.)، سومین نسخه تاریخ دار گلستان در دنیاست. به دلیل تردیدهایی که در اصالت دو نسخه مقدّم بر این نسخه وجود دارد، تأیید اصالت محتوایی نسخه سارایوو می تواند آن را در جایگاه نخست نسخه های موجود قرار دهد. مقاله حاضر با هدف ارزیابی ویژگی های محتوایی این نسخه، به بررسی برخی از ضبط های ویژه آن و مقایسه آن با آنچه در تصحیح ها و نسخه های دیگر گلستان آمده است، پرداخته است. بدین منظور ابتدا مقاله هایی که درباره نقد و بررسی تصحیح های موجود گلستان نوشته شده است، انتخاب و سپس ضبط های نسخه سارایوو با ضبط های مورد بحث در آن نوشته ها سنجیده شد. در گام بعدی ضبط های ویژه نسخه سارایوو که از نظر نویسندگان تفاوت هایی با ضبط های مشهور داشت، استخراج گردید. در ادامه، همه داده ها با ضبط نسخه ها و چاپ های گوناگون مطابقه داده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد که بیشتر ضبط های این نسخه، در سنجش با اصول تصحیح و نگاه منتقدان، ضبط های اصیل و قابل اعتنا به شمار می آیند و این نسخه را می توان چونان نسخه ای کهن و اصیل، اساس تصحیح های آتی کتاب گلستان قرار داد.
۱۰.
درک لایه های پنهان در متن با استفاده از نشانه ها مشخص می شود. نشانه ها متشکل از یک صورت آوایی (دال) و یک تصور مفهومی (مدلول) هستند که به تنهایی معنا و مفهومی را بیان می کنند. شیوه هماهنگی و توازن آوایی موجود در میان کلمات، معنی تازه می آفریند؛ بدین معنی که موسیقی ایجادشده از رهگذر وحدت یا تضاد صامت ها و مصوت های کلمات با مفهوم موردنظر شاعر هماهنگی و مطابقت دارد. شفیعی کدکنی، جادوی مجاورت را موسیقی پنهان میان واژه ها و آوا ها می داند که با جناس و سجع نمایان می گردد. جادوی مجاورت به واسطه موسیقی پنهان، قدرت جذب پیام نهفته در متن را افزایش می دهد. هدف پژوهش حاضر بررسی شیوه های ایجاد جادوی مجاورت در مجموعه شعری «طفلی به نام شادی» اثر شفیعی کدکنی است. روش انجام پژوهش به صورت توصیفی تحلیلی و با اتکا به روش کتابخانه ای انجام شده است، در این مطالعه جامعه آماری را گاه مصراع، گاه بیت و گاهی سطرهای شعر تشکیل می دهند که با نرم افزار spss مورد تحلیل قرارگرفته است. یافته های تحقیق نشان می دهد شفیعی کدکنی با استفاده از آرایه های ادبی مانند واج آرایی، جناس، سجع و ترکیب های تابعی در سروده هایش به ایجاد جادوی مجاورت در اشعار خود پرداخته است و در این راستا بیشترین کاربرد ادبی «جادوی مجاورت» در این مجموعه «واج آرایی» و بیشترین کاربرد معنایی بعد از واج آرایی، «القای احساس» است. بر این اساس به نظر می رسد جادوی مجاورت در نیرومند کردن موسیقی اشعار دکتر شفیعی جایگاه بسیار والایی دارد.