مسعود آلگونه جونقانی

مسعود آلگونه جونقانی

مدرک تحصیلی: استادیار زبان و ادبیات فارسی دانشگاه اصفهان

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۴۳ مورد.
۱.

بازخوانی روایت به مثابه بازنمود امکان های سوژه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت پل ریکور سوژه روی آوری زبان قدرت نقد فلسفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۳
در این جستار، نظریه روایت پل ریکور به مثابه بازنمایی کنش انسانی در بستر ادبیات، با رویکردی انتقادی و تطبیقی بازخوانی می شود. در کانون این بازخوانی، مدل مفهومی «پنج گانه روی آوری سوژه» قرار دارد که شامل روی آوری به خود، به دیگری، به اشیای جهان، به دیگری بزرگ و به زبان است. این مدل با الهام از سنت های پدیدارشناسی، هرمنوتیک و تحلیل گفتمان، چارچوبی برای فهم چندلایگی، گسست مندی و دیالکتیک هویت سوژه در روایت فراهم می آورد. مقاله نشان می دهد روایت نه بازنمایی خنثای کنش، بلکه سازوکاری فعال و سوبژکتیو برای بازسازی خود است؛ فرایندی که در آن، زبان، قدرت، ساختار، تاریخ، ایدئولوژی، حافظه، بدن و نهادهای اجتماعی هم زمان دخیل هستند. از این دیدگاه، سوژه در روایت هم فاعل معناست و هم محصولی از گفتمان ها. این بازخوانی افق هایی تازه برای روایت شناسی، نقد ادبی، فلسفه زبان و مطالعات فرهنگی و ارتباطات می گشاید. در پایان، پیامدهای نظری این تحلیل در نسبت با امکان نقد ایدئولوژی و بازاندیشی در خودمختاری سوژه بررسی می شوند.
۲.

تنش به مثابه عاملی موثر در پیکره بندی شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنش ساخت گرایی فرمالیست ساختار پیکره بندی منوچهر آتشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۸ تعداد دانلود : ۱۷۴
تنش از مفاهیم نقد فرمالیستی و ساخت گرایانه است که در اثر ادبی می تواند به کلیتی ساختارمند منتهی شود. بر همین اساس، بررسی تنش در مؤلفه های شعری اهمیت ویژه ای دارد. با این همه، به نظر می رسد علی رغم پژوهش هایی که متوجه تنش و کاربرد آن در متون مختلف هستند، پژوهش نظام مندی که به تنش و عوامل برسازنده آن بپردازد، در دست نیست. از سوی دیگر، اشعار منوچهر آتشی بنابر چارچوب ساختاری استوار خود، از ویژگی های خاصی برخوردار است و قرائتی که بتواند مسئله تنش و چگونگی بروز و ظهور آن را در اشعار وی بررسی کند ضروری به نظر می رسد. بر همین اساس، در این پژوهش کوشیده ایم با رویکردی تحلیلی توصیفی تنش و عوامل برسازنده آن را در اشعار منوچهر آتشی بررسی کنیم. بنابراین با تکیه بر گفتمان معمول، گفتمان پدیدارشناختی و گفتمان ساختارشکن به بررسی تنش و چگونگی بروز و ظهور آن در اشعار منوچهر آتشی می پردازیم. به این ترتیب، نخست با بررسی ابیاتی از ادبیات کلاسیک، مبانی نظری مورد نظر را تبیین می کنیم و درنهایت با خوانش ساخت گرایانه، تنش و عوامل برسازنده آن را از برخی از اشعار منوچهر آتشی استخراج می کنیم. در این پژوهش روشن می شود که اگرچه در نگاه نخست آحاد و عناصر یک اثر ادبی در ارتباط با یکدیگر نیستند، در تقابل با هم به سر می برند. تنش می تواند عناصر موجود در کل واحد را در تقابل یکدیگر قرار دهد و منتهی به کلیتی ساختارمند شود. بنابراین تنش به مثابه پیوند میان اضداد در اشکال گوناگونی به پیکره بندی و ساختمندی شعر منتهی می شود.  
۳.

خوانش شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانه شناسی ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انباشت سطح نشانه شناختی سطحِ محاکاتی ماتریس مایکل ریفاتر منظومه ی توصیفی منوچهر آتشی

تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۷۰
خوانش شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانه شناسی ریفاتر   ریفاتر (1924-2006)، محقق ساختارگرای فرانسوی، در حوزه ی نشانه شناسی شعر، پژوهش های بنیادی و قابل توجهی را به ثبت رسانده،  که رویکرد او در ادامه ضمن حفظ جایگاه ساخت، به هرمنوتیک گرایش پیدا کرده است. خوانش نشانه شناختی ریفاتر مبتنی بر سطح محاکاتی و واپس نگر است که این شیوه، نقش تعیین کننده ای را برای خواننده ی شعر در نظر گرفته است و نکات مهمی را در جهت آفرینش شعر از سوی شاعر و بازخوانی آن توسط خواننده، روشن می کند. بنابراین، در پژوهش حاضر، به طور موردی، شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانه شناختی ریفاتر، بررسی می شود و در ادامه به تفسیر این شعر بر اساس ساخت اثر، پرداخته می شود. به نظر می رسد این شعر حاصل بسط ماتریس واحدی است که دلالتمندی شعر به آن وابسته است. ماتریس در شعر «شهر تصویر» حاکی از «ناامید بودن و بی حسی نسبت به همه ی عناصر، زیبایی ها و پرسش ها» است. این ماتریس از طریق امکاناتی همچون انباشت، منظومه ی توصیفی و فضای متنی، بسط و گسترش یافته اند. خوانش شعر در این پژوهش از سطح محاکاتی برمی گذرد و به سطحی نشانه شناختی می رسد. در ادامه با توجه به عدم توجه شیوه ی ریفاتر به نقد تکوینی، از طریق امکانات برآمده از ساخت شعر، به تفسیر شعر از جهت تأثیر فرم جهان در فرم اثر پرداخته می شود. در نهایت نشان می دهد حاصل نقد ساختاری شعر «شهر تصویر» و نتیجه ی نقد تکوینی آن با ملاحظات تاریخی اجتماعی، مطابق و هماهنگ است.    
۴.

تحلیل گفتمان قدرت و ایدئولوژی در دو نامه از اسکندرنامه ی نظامی بر اساس روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسکندرنامه ی نظامی ایدئولوژی تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف قدرت قرن ششم هجری گفتمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۳
بافت فکری و اجتماعی ایران و مشخصاً آذربایجان قرن ششم در اسکندرنامه ی نظامی تبلور یافته است. برای شناخت گفتمان های رایج در این عصر، می توان از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف استفاده نمود. فرکلاف ضمن تأکید بر رابطه ی درهم تنیده ی متن، تعامل و بافت اجتماعی، از اهمیت نقش نهاد قدرت در تولید، اصلاح و بازتولید گفتمان ها با کمک ایدئولوژی سخن می گوید. بر پایه ی روش فرکلاف، یک متن در سه لایه ی توصیف و تفسیر و تبیین بررسی می شود. در این پژوهش با مطالعه ی اسکندرنامه ی نظامی، دو نامه ی دارا و اسکندر پیش از شروع جنگ، تحلیل شده است و در طی آن با بررسی عبارت بندی دگرسان، عبارت بندی افراطی، شمول معنایی، تضاد معنایی، عاملیت جمله، فرآیند اسم سازی، مجهول سازی، مثبت و منفی بودن جمله و پیوند جملات در سطح توصیف؛ بافت موقعیت، بافت بینامتنی در سطح تفسیر و بررسی داده های برآمده از دو سطح قبلی در سطح تبیین وجود سه گفتمان خویشاوندی، دین داری و نظامی گری برای تصاحب قدرت سیاسی در قرن ششم آشکار گشت. نظامی دو گفتمان دین داری و گفتمان نظامی گری برای تصاحب قدرت را تقویت می کند و گفتمان خویشاوندی را به چالش می کشد. همچنین او ایدئولوژی بیگانه دوستی که نقطه ی مقابل ایدئولوژی بیگانه ستیزی است را تقویت می کند. در حیطه ی نهاد دین، سه گفتمان دین داری اسلامی، گفتمان اشعری و گفتمان فلسفه گرایی در اسکندرنامه تجلی یافته است. برخورد نظامی با گفتمان دین داری اسلامی هنجاری است اما با ترکیب و اصلاح دو گفتمان اشعری و فلسفه گرایی در حال بازتولید نوعی دیگر از گفتمان مبتنی بر خردگرایی است.
۵.

مشروعیت و سلب مشروعیت: بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشروعیت سازوکارهای سلب مشروعیت روایت پردازی تاریخی سازوکارهای گفتمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۴۵
این مقاله با هدف بررسی سازوکارهای تولید و سلب مشروعیت از مزدک در منابع تاریخی به بازخوانی جایگاه تاریخی و گفتمانی مزدک، مصلح اجتماعی سده پنجم میلادی، در زمینه سیاسی ایدئولوژیک دوره قباد ساسانی می پردازد. این جستار با بهره گیری از روش تحلیلی گفتمانی می کوشد نشان دهد که گفتمان رسمی ساسانی چگونه از رهگذر ابزارهای روایی، اسطوره ای و تاریخی، تصویری معین از مزدک ساخته و کنش های او را ذیل مفاهیمی چون «بدعت» و «جنبش» بازتعریف کرده است. بررسی نام و نشان مزدک چارچوب این تحلیل را تشکیل می دهد. فرضیه اصلی آن است که این روایت ها نه بازتابی مستقیم از واقعیت تاریخی، بلکه بازنمودهایی گفتمانی اند که در خدمت تثبیت هژمونی نهاد سلطنت و دین رسمی در واپسین قرون شاهنشاهی ساسانی قرار گرفته اند. بررسی روایت های تاریخی نشان می دهد که تصویر مزدک در بستر مناسبات گفتمانی شکل گرفته است؛ یعنی رویدادهایی تاریخی در عمل از طریق بازنمایی هایی گفتمانی روایت می شوند. عمل کرد این قبیل بازنمایی ها مشروعیت بخشی به ساختارهای قدرت و سلب اعتبار از بدیل های اجتماعی ایدئولوژیک است.
۶.

زمانمندی نشانه ها و هرمنوتیک بی پایان: تحلیلی تبارشناسانه بر اساس تفسیر فوکو از نیچه، فروید و مارکس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فوکو نشانه- معنا تأویل تبارشناسی زمانمندی هرمنوتیک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۳
جستار حاضر به واکاوی نسبتِ پیچیده و درهم تنیده نشانه و معنا در سپهر فلسفه مدرن اختصاص دارد و دراین میان، تبارشناسیِ نظام های تأویلی در منظومه فکریِ میشل فوکو را در کانون توجه خود قرار می دهد. نگارنده از رهگذر تحلیل مفهومی و تطبیقی آرای نیچه، فروید و مارکس، به شناسایی سه زمان مندی متمایز در کارکرد نشانه ها و سازوکارهای تأویل روی می آورد: زمانِ انقضا در نظامِ نشانه ایِ کلاسیک، زمانِ خطی در دیالکتیک مارکسی، و زمانِ دوری در هرمنوتیک مدرن. جستار پیش رو نشان می دهد که فوکو دربرابر هرمنوتیک مدرن -که تقدمِ تأویل بر نشانه را مفروض می گیرد- چه موضعی دارد. در این بستر تعلیقِ بی پایان معنا، امتناع از دستیابی به خاستگاهی ثابت، و پیوند درهم تنیده درون بود و برون بود، به مثابه مؤلفه های بنیادینِ اندیشه مدرن بررسی و تحلیل می شود و روشن می شود که به موجب «هرمنوتیک ظن -که فوکو آن را به اندیشمندان مذکور منتسب می کند- هر تأویل، خود تأویلِ تأویلی دیگر است و در این میان، نشانه در وضعیتی ناپایدار، سیال و موقّت به سر می برد. این مقاله با بازخوانی سه گانه زمانی فوکو نشان می دهد که تحلیل او از نشانه ها، با وجود نوآوری، در سه سطح نیازمند اصلاح است: ریشه داشتن اصل مشابهت در تفکر اسطوره ای، اغراق در گسست تاریخی، و گرایش به نسبی گرایی هرمنوتیکی. در پایان، سه گانه زمانی به مثابه نظمی پویا و درهم تنیده بازتفسیر شده است.
۷.

خوانش اسطوره شناختی «لاتاری» اثر شرلی جکسون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لاتاری شرلی جکسون رنه ژرار آیین های قربانی بازنمایی نمادین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱۹ تعداد دانلود : ۲۲۷
داستان کوتاه «لاتاری» نوشته شرلی جکسون، آیین سالانه بخت آزمایی را در یک روستای کوچک آمریکایی به تصویر می کشد. داستان به نحوی غریب و ترسناک به پایان می رسد. این داستان معطوف به آن دسته از هنجارها و آداب و رسوم فرهنگی است که به مثابه آگاهی کاذب عمل می کنند و سوژه را به انجام کنش هایی پیش تأملی هدایت می کند. کنش هایی که بیشتر در متن پراکسیس اجتماعی روی می دهند و بنابراین فاقد عقلانیت لازم هستند؛ چراکه اساساً رانه پیش برنده این کنش ها اراده کورِ اجتماعی است. بر این اساس، با توجه به ماهیت این داستان و در پاسخ به این پرسش که «ایستادن در صف مرگ» چه ارتباطی با بخت آزمایی دارد و علت تداوم این آیین چیست، نگارنده با استخدام الگوی اسطوره شناختی رنه ژرار به عنوان چهارچوب کلّی نقد ضمن تحلیل و نقد داستان حاضر، به تبیین شاخص های جامعه     روان شناختی اثر می پردازد. در پایان مشخص می شود بنیان این داستان مبتنی بر فراشد قربانی به مثابه امری آیینی است که در مرتبه ای «متقدم بر بازنمایی نمادین» عمل می کند. فراشد قربانی ضمن بازنمایی واقعیات مادی، نظام درونی اثر را سروسامان می بخشد.
۸.

Decoding Symbolism: Sperber’s Analysis of the Structure of Symbolic Propositions(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Sperber semantic and encyclopedic knowledge symbolic propositions and symbolism structural anthropology Semiology

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۸ تعداد دانلود : ۱۴۸
Sperber, trained in the Durkheimian sociological tradition, has pursued his intellectual project inspired by Lévi-Strauss’s structural anthropology. However, he has not confined his studies to Durkheim’s semiological and Lévi-Strauss’s linguistic views. Instead, he has provided innovative explanations of how symbolic systems and symbolic propositions function. Sperber initially extracted principles from logical positivism to demonstrate how semantic and encyclopedic knowledge shape our understanding of propositions. Nevertheless, he discovered that symbolic propositions do not adhere to these principles. Their verifiability hinges on a distinction between the objective and mythological levels, allowing the primitive mind to simultaneously experience reality and myth without conflating them. This study aims to trace the sources of Sperber’s intellectual trajectory and analyze his arguments. It reveals that symbolic propositions cannot be defined as merely mental but not rational, as proposed by Frazer or Lévy-Bruhl. Sperber’s theory posits that symbolism is an autonomous field of cognition, independent of any semiological framework, and is more credible than the dominant theories of his time. Ultimately, the author contends that Sperber’s propositions, despite his claims, lack the universality required to explain the mechanism of symbolic propositions. This is because implicit knowledge, along with the specific experiences of individuals or societies, plays a unique role in understanding symbolic propositions.
۹.

بازنمایی شخصیت اسکندر و دارا در دو نامه از اسکندرنامه نظامی با توجه به لایه توصیف در رویکرد تحلیل گفتمان انتقادی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اسکندر دارا اسکندرنامه نظامی گنجوی تحلیل گفتمان انتقادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۵ تعداد دانلود : ۱۴۱
اسکندر در منابع گوناگون دوره اسلامی، به ویژه اسکندرنامه ها در قالب شخصیتی محبوب تصویر شده است. نظامی هم در اسکندرنامه خود تلاش دارد چهره ای از یک شاه آرمانی را در قامت شخصیت اسکندر معرفی کند. در این پژوهش دو نامه از دارا و اسکندر در شرف نامه نظامی براساس ابزار عبارت بندی افراطی، شمول معنایی، تضاد معنایی، واژگان نشان دار، استعاره ها، انواع جمله، فرآیند اسم سازی، وجه، وجهیت، ضمایر، شیوه های اقناعی، پیوند جملات، قراردادهای تعاملی و ساختارهای گسترده تر در متن از لایه توصیف تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف بررسی شد. با توجه به این ابزار، این دستاورد حاصل شد که نظامی تمایل دارد دارا را شخصیتی مغرور، خودبرتربین، انحصارطلب، بی خرد، کهنه گرا و خوشگذران و درمقابل او، اسکندر را شخصیتی خردمند، خداترس، جنگجو، جوان، سخنور و قدرتمند بازتاب دهد. همچنین سخنان دارا همواره تند و صریح و سخنان اسکندر غیرمستقیم و در لفافه است.
۱۰.

تحلیل زبان عرفانی عبهرالعاشقین در مبحث عشق بر اساس الگوی گفتمان پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روزبهان عشق غایت شدن افعال مؤثر گفتمان پویا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰۹ تعداد دانلود : ۲۴۷
یکی از ویژگی های عرفان روزبهان از عارفان سده ششم، توجه ویژه به موضوع عشق و شرح مراحل آن است. شرح این مراحل موجب ایجاد زبان خاص عرفانی در عبهرالعاشقین شده است. عبهرالعاشقین که به طور ویژه به موضوع عشق می پردازد، حاصل تجربه های عرفانی روزبهان است و از صیرورت مدام سالک حکایت می کند. تجربه این «شدن های» پیوسته وقتی در بستر زبان جاری می شود، ویژگی های خاصی به خود می گیرد. تحلیل زبان عرفانی ویژه او در مراحل مختلف صیرورت سالک در مراتب عشق با استفاده از الگوی گفتمان پویا میسر می شود. این الگو نشان می دهد زبان عرفانی عبهرالعاشقین ایستا نیست و بنیاد آن بر تحول است. هدف این پژوهش روشن کردن مسیر پویایی تجربه عرفانی سالک در طریقت عشق و در بستر زبان است. بر این اساس، این پژوهش به بررسی«هویت» و مسیر «شدن» سالک خواهد پرداخت. با استفاده از مربع معناشناسی بخشی از روند صیرورت در کلام را می توان بررسی کرد. این مطالعه آشکار می کند که هویت سالک، عبارت از عارفی است که به مقام فنای صفاتی رسیده است، اما خشنودی به عشق انسانی و توقف در آن حجاب راه اوست. غایت سیر سالک دیدار تجلی جمال الهی در سیمای معشوق انسانی و رسیدن به فنای ذات و توحید است. فعل مؤثر «خواستن» به هنگام گزینش میان دو راهِ توقف یا پویایی نمود می یابد. فعل مؤثر «بایستن» در تقدیر حق تعالی در قرار دادن امتحان عشق تجلی می یابد. اما رسیدن سالک به فاعل «توانشی» و منزل مشاهده و وصل به فضل و جذبه الهی میسر است نه اراده سالک.
۱۱.

بازخوانی مروری سنتِ تحلیل معرفت شناختی نماد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نماد زبان علم زبان هنر تحلیل هستی شناختی نماد تحلیل معرفت شناختی نماد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
دیدگاه های متفاوتی برای تبیین نماد، معنا و ارزش آن، سازوکارِ درونی آن و اهمیت وجودی یا معرفتی آن وجود دارد. از این میان، سنت تحلیل هستی شناختی و سنت تحلیل معرفت شناختی اهمیت ویژه ای دارند. دیدگاه نخست در جستار مستقلی واکاوی شده است، و بنابراین جُستار حاضر صرفاً متوجه جنبه های معرفت شناختی نماد است. در تحلیل معرفت شناختی، بررسی روش ها و مبانی بنیادیِ مطالعه نماد، تنها در صورت پذیرش وجوه معرفتیِ «هم تراز» یا «ناهم تراز» در زبان علم و زبان هنر میسر می شود. ، مقاله پیش رو کوشیده است ضمن پرداختن به سنت تحلیل معرفت شناختی نماد، روشن سازد: الف- نماد به موجب چه استدلال هایی حاملِ بار معنایی و ارزشی است، ب- تفکیک یا اختلاطِ زبان علم و زبان هنر چگونه تبیین ما را درباب نماد دگرگون خواهد کرد. بنابراین، پژوهش حاضر ضمن بازخوانی انتقادی سنت تحلیلِ معرفت شناختی نماد، می کوشد پاسخی روشن به این پرسش به دست دهد که در سنت مذکور نسبت به مفهوم، جایگاه و کارکردِ نماد چه دیدگاه هایی اتخاذ شده است. در این پژوهش روشن می شود که در سنت نخست، هدف اصلی مبتنی بر ایجاد نوعی توازن بین وجه معرفتی در ساحت علم و وجه معرفتی در ساحت ادبیات است؛ درحالی که در سنت دیگر، هدف اصلی مبتنی بر آن است که ضمن پذیرش تمایز زبان علم از زبان هنر یا شعر نشان دهیم ویژگی های بنیادین این دو گونه متفاوت چیست و سازکار درونی آنها بر چه موازینی استوار است.
۱۲.

تحلیل زبان شطح بر اساس الگوی گفتمان پویا در «شرح شطحیات» روزبهان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان عرفانی شطح روزبهان گفتمان پویا غایت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۷۶
یکی از بخش های مهم زبان عرفانی، شطحیات عارفان است؛ تحلیل زبان شطح با استفاده از الگویی که در این پژوهش بر پایه گفتمان پویا طراحی شده است، میسر است. این الگو نشان می دهد، یکی از دلایل هنجارگریزی در زبان شطح، توجه به «غایت» در زبان و اندیشه عارفان است. هدف این پژوهش پیشنهاد الگویی برای تأویل شطحیات عارفان است که به شطح از منظر «معرفت-شناختی» آن می نگرد؛ اساس این الگو با دقت و تأمل در نگاه غایت اندیش و بلندنظرانه عارفان به انسان و حقیقت وجودی او بنا نهاده شده است. بر این اساس با بررسی مقوله های «هویت» / «شدن» و «نیل» / «غایت» چگونگی قابلیت تأویل شطحیات عارفان بر اساس الگوی گفتمان پویا را تبیین و تحلیل کرده ایم. نگاه عارف به گوهر وجود خویش و دانستن قدر آن موجب شده است، سخن او در نگاه ظاهراندیشان رنگ نوعی ناهنجاری به خود بگیرد. حال آن که سخن و عمل شطح آمیز نتیجه نوع باور عارف به ماهیت سیال و پویای خویش است که در «نیل» به هیچ منزلی از حرکت بازنمی ایستد و پویایی، صیرورت و تحول همیشگی، جزءِ ماهیت و حقیقت هستی اوست. از آنجا که عرفان با صیرورت و تحول هم عنان است، گفتمان پویا به دلیل ماهیت پویا و حرکت دایمی و حضور مفاهیمی چون «شدن» و «غایت» در آن به ما اجازه می دهد، لوازمی را که عارف به صورت تئوریک برای نشان دادن این تغییر و تحول در عرصه زبان شطح نیاز دارد، تبیین کنیم.
۱۳.

ساختار واقعیت و نظریۀ محاکات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختار واقعیت نظریۀ محاکات بازنمایی نگاشت واقعیت ابتدایی واقعیت نهادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۵ تعداد دانلود : ۴۰۷
صورت بندی نخستین نظریۀ محاکات بر این فرض استوار است که هنر و ادبیات بازنماییِ جهان واقع، یا طبیعت است. در تحلیل های بعدی، با اینکه دامنۀ موضوع محاکات بسط می یابد و مشتمل بر امر عام، طبیعت زیبا، کنش انسانی، و امر ایدئال می شود، همچنان این فرض باقی می ماند که بازنمایی ادبی در حالت واقع نمایانه متوجه مصادیق خارجی یا وضعِ امور است. به این ترتیب، آنچه نظریۀ محاکات به دست می دهد، علی رغم تنوع و تکثری که در دامنۀ موضوع محاکات قائل است، درنهایت، مستلزم غفلت از دو موضوع بنیادی است؛ یعنی نادیده گرفتن ساختار واقعیت و نیز تأثیر ساخت معرفتی سوژه بر کیفیت بازنمایی؛ به همین سبب، در این پژوهش، ضمن پذیرش مفروضات بنیادی نظریۀ محاکات، نخست حدود و ثغور مفهوم تصویر ذهنی روشن می شود. سپس به این موضوع پرداخته می شود که ذهن، امکان بازنمایی یک واقعیت ابتدایی را ازطریق تصویرهایی دارد که گاه ازاساس با وضع امور بیگانه اند. در پایان، با تأکید بر تفکیک واقعیت نهادی و ابتدایی نزد سرل، ضمن جرح وتعدیل دیدگاه وی، اهمیت کاربست این تفکیک در نظریۀ محاکات روشن می شود و تبیین می شود زبان چگونه در تقویمِ ساختارِ واقعیت دخیل است.
۱۴.

بازخوانی مروری سنّت تحلیلِ هستی شناختی نماد(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نماد قضایای نمادین سنت تحلیلِ هستی شناختی نماد رویکردهای سمبولیستی و رمانتیستی رویکردهای دینی و عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۰ تعداد دانلود : ۱۷۴
پژوهش هایی که به موضوع نماد می پردازند در کل ذیل دو سنّت کلان قرار می گیرند. در سنّت نخست، معنا امری پیشینی تلقی می شود که در نهایت در بستر زبان جاری می شود. چنین نگرشی با هستی شناسی افلاطونی آغاز شده است. به همین سبب، در این جستار تمامی این دیدگاه ها ذیل سنّت هستی شناختیِ تحلیل نماد گنجانده می شوند. در سنّت دوم، معنا خود اساساً ازطریق نماد ممکن می شود. این منظر شامل دو رویکرد کلی رئالیستی و ایده الیستی است. به هر ترتیب، زبانی که شاخصه اصلی آن بهره مندی از حضورِ مسلط نماد است، یا به بیانی فنّی تر، زبان شعر، زبان تمثیلی یا زبان عرفانی، همواره موضوع بحث و بررسی بوده است. براین اساس، جُستار پیش رو بر آن است که با اتخاذ رویکردی در-زمانی یا تاریخی، به بررسی اجمالی این موضوع بپردازد که سنّت تحلیلِ هستی شناختی نماد در چه دوره های تاریخی و در کدام نگرش ها غالب بوده است. به این ترتیب، این پژوهش ضمن بازخوانی مروری سنّت تحلیلِ هستی شناختی نماد، روشن می سازد که این سنت چه موضعی در بابِ مفهوم، جایگاه و کارکردِ نماد اتخاذ می کند.
۱۵.

آیا فرای در نقد اتیکال ایتوس را نادیده گرفته است؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرای ایتوس میتوس دایانویا مرحله سمبول

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶۶ تعداد دانلود : ۴۴۰
فرای متأثر از نگرش های تفسیری قرون وسطی و متعهد به آموزه های اصحاب نقد نو و تکیه بر روش شناختی ساختارگرا، نظریات بدیعی درباره چگونگی تحلیل ساختار اثر ادبی به دست داده است. او در بوطیقای ادبی خود، معنای اثر ادبی را برساخته ای از عناصر و مؤلفه هایی می داند که از زوایای چهارگانه وجه، سمبول، آرکی تایپ و ژانر می توان به آن دست یافت. در چنین چارچوبی، او مؤلفه های ایتوس، میتوس و دایانویا را عناصر اساسی برسازنده معنا بر می شمارد. اما در این میان، به نظر می رسد به شکلی درخور به ایتوس پرداخته نشده است. در این جستار ابتدا با واکاوی لوازم و عواقب نظری آنچه فرای بدان پای بند است، می کوشیم پاسخی برای این مسئله به دست دهیم که اولاً، چرا در نقد اتیکال، که الزاماً مبتنی بر ایتوس است، ایتوس کنار گذاشته می شود. در ادامه، ضمن تبیین روش شناختیِ تحلیل فرای، ایتوسِ وانهاده شده به چه شکلی در چارچوب نظری فرای نمایان می شود. در پایان مشخص می شود که ایتوس نه به واسطه ملاحظات روش شناختی، بلکه به سبب ملاحظات غایت شناختی بخشی از چارچوب نظری فرای را تشکیل می دهد.
۱۶.

فُرم محاکات: بازاندیشی در ساحت مغفول نظریه محاکات(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه محاکات (میمسیس) بازنمایی اصل ارجاع جهان های ممکن فرم و موضوع محاکات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۱ تعداد دانلود : ۴۲۴
محاکات به مثابه یکی از دیدگاه های بنیادین درباره سرشت هنر و ادبیات، از عهد یونان باستان تا قرن هجدهم میلادی همواره در فلسفه هنر نظریه ای مسلط به شمار می رفته است. در دوره معاصر نیز اندیشمندانی نظیر اوئرباخ، ژرار و نیز پیروان مکتب شیکاگو هر یک از منظری خاص قرائت تازه ای از آن به دست داده اند. با این همه، محاکات اساساً به عنوان نظریه ای ضدفرمالیستی محسوب می شود که به سبب پای بندی به اصل ارجاع، وضع امورِ جهانِ واقع در کانون توجّهات آن قرار دارد. براساس این تلقی، نظریه محاکات متضمّن آن است که صدق و کذب آثار هنری/ ادبی را براساس اصل تطابق و توجه به کارکرد ارجاعی زبان در آثار هنری بررسی کند. به همین دلیل است که محاکات در نظام فکری افلاطون منتهی به موضع ضدّ هنری او می شود. به هر روی، پژوهش حاضر از بطن سنت محاکاتی در فلسفه هنر برآمده و با تکیه بر اصول موضوعه نظریه محاکات کوشیده است تا ضمن بررسی خاستگاه های این دیدگاه، استدلال هایی اقامه کند که به موجب آن تقلید چنانچه متوجه فرم و نه موضوع محاکات باشد، این نظریه قابلیّت آن را دارد که در خوانشی نو به مثابه درآمدی بر نظریه فرمالیستی و نه الزاماً نظریه ای بدیل یا رقیب با آن درآید. در این پژوهش، روشن می شود که محاکات در معنای خاص آن، در مرتبه نخست مستلزم انتزاع فرم وضع امور است. فرم انتزاع شده در مرتبه دوم براساس مادّه هنری (که در هنر کلامی زبان و نشانه های آن است) از نو پیکره بندی می شود و صورت جدیدی پیدا می کند. به این منوال، صدق و کذب اثر هنری در این صورت نه از طریق ارجاع بیرون متنی به جهان خارج که از طریق بررسی نظام درونی اثر ممکن است؛ موضوعی که مستلزم قول به خودبسندگی اثر هنری که از آموزه های بنیادین فرمالیسم است نیز تواند بود.
۱۷.

موضوع محاکات به مثابه اُبژه هنر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظریه محاکات جهان ممکن موضوع محاکات شیوه و وسائط محاکات

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۱ تعداد دانلود : ۳۴۸
در بررسی هایی که متوجه تبیین سرشت هنر و ادبیات است، بحث در باب موضوع محاکات همواره اهمیت ویژه ای داشته است. درواقع، ارسطو در بوطیقا با متمایز کردن «موضوع»، «شیوه» و «وسائط محاکات» آغازگر بحث و جدل هایی است که تا دوران معاصر تداوم یافته است. در این میان، موضوع محاکات به مثابه ابژه هنری، پیش از ارسطو در سنت فلسفی افلاطون نیز مطرح شده است. البته، برخلاف ارسطو که با ابتنای بحث بر پایه ایده ال تجربی می کوشد محاکات را به رسمیت بشناسد، افلاطون محاکات را به واسطه توجه به ایده آل استعلایی فاقد شأن معرفتی قلمداد می کند. بااین همه، در سیر تداوم فلسفه هنر عموماً این دیدگاه ارسطویی است که تبیین یا بازتفسیر می شود. براین اساس، عموماً اندیشمندان دوره رنسانس و سپس تر در دوران معاصر امثال لوکاچ یا اوئرباخ موضوع محاکات را از چشم اندازهای متفاوتی تشریح کرده اند. در مجموع، از آرای این اندیشمندان این گونه بر می آید که هنرمند وقتی به آفرینش اثر هنری روی می آورد، موضوع محاکات ممکن است مشتمل بر امرِ ایده آل یا آرمانی، سنّت، طبیعت، وضع امور، اصول عام طبیعت بشری یا صرفاً همان واقعیت بیرونی باشد. پژوهش حاضر، می کوشد ضمن بررسی این پیش نهاده ها در باب موضوع محاکات، قابلیت ها و کاستی های نظری آنان را واکاوی کند. در نهایت، نگارنده با پیشنهاد جهان ممکن به مثابه موضوع محاکات، دریافتی نو در این خصوص به دست می دهد که به نظر می رسد از توان تحلیلی بیشتری برخوردار باشد. به موجب چنین پیش نهادی، رویدادها و پدیدارها در ساحت جهان ممکن ادبی براساس قواعد درونی خاص آن جهان عمل می کنند و بنابراین حتی گونه های غیررئالیستی بازنمایی نیز در نهایت بر پایه اصل حقیقت نمایی قابل فهم و تفسیر هستند.
۱۸.

تحلیل پیکره بندی ساختاری شعر «وسوسه» منوچهر آتشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساخت گرایی نشانه شناسی پیکره بندی ساختار منوچهر آتشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۹ تعداد دانلود : ۳۴۷
ساختار اصل سازمان دهنده ای به شمار میرود که عناصر بنیادینِ متن، در نهایت بر اساس آن تفسیر می شوند؛ بدین ترتیب، منتقدان ادبی همواره بدان توجه کرده اند. بر اساس چنین دیدگاهی، ساختار متن ادبی از متن غیرادبی متمایز شده است. با این همه، به نظر می رسد علی رغم پژوهش هایی که معطوف به ساخت گرایی بوده و اهمیت ساختار کلی شعر در آفرینش اثر ادبی را روشن ساخته است، پژوهش نظام مندی که به تعامل دیالکتیک مولفه ها و ساختار کلی اثر بپردازد، در دست نیست. از این رو در جستار پیش رو کوشیده شده است، با رویکردی تحلیلی توصیفی ضمن استخراج روابط متنوع موجود در بین مولفه های یک ساختار، مبانی نظری پیکره بندی شعر را مطرح کرده و ساختار کلی اثر را از این چشم انداز بررسی کنیم. به همین سبب، با تکیه بر قواعدی مانند توازن تصویری، توازن نحوی، تقابل های دوگانه و انسجام غیرساختاری به خوانش ساخت گرایانه شعر «وسوسه» منوچهر آتشی می پردازیم و عواملی که منتهی به پیکره بندی ویژه ای در ساختار کلی آن شده است را روشن می کنیم. در این پژوهش روشن می شود که شاعر علی رغم آنکه میان هم عصران خود مغفول واقع شده است، با ابداعات فراوانی که با شیوه ی پیکره بندی در زبان شعری خود به کار می گیرد، ساخت ویژه و محکمی را ایجاد می کند که به موجب آن از بسیاری شاعران هم عصر خود متمایز می شود.
۱۹.

جهان ادبی به مثابه جهان ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جهان ممکن خودبسندگی بافت گرایی نظریه هماهنگی و تطابق صدق کارکرد ارجاعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۷ تعداد دانلود : ۳۹۵
پژوهش حاضر برآن است تا با طرح جهان ادبی به مثابه جهان ممکن، ضمن قول به خودبسندگی اثر ادبی، بدیلی دربرابر آن دسته از نظریاتی به دست دهد که اثر ادبی را بازتاب وضع امور در جهان واقع تلقی می کنند. به همین سبب پس از طرح بحثی درباب خودبسندگی اثر ادبی که به واسطه نیروهای درون سو شکل می گیرد، موضوع بافت گرایی را از موضع کلانِ فرهنگی، پدیدارشناختی و زبان شناختی می کاود. این پژوهش به لحاظ روشی، تلفیقی از رویکردهای پدیدارشناختی و زبان شناختی را در بررسی بافت ادبی به کار می بندد تا اصول موضوعه جهان ممکن ادبی را در پرتو موضوعاتی مانند صورت های سمبلیک، تمامیت، ناهمسانی معناشناختی، ناممکنِ محتمل، منطق درونی اثر و خوانش نشانه شناختی تبیین کند. در این بررسی، مشخص می شود که در معناشناسی جهان ممکن ادبی، نظریه هماهنگی صدق در قیاس با نظریه تطابق صدق کارایی بیشتری دارد و جهان ادبی، ضمن تعلیق کارکرد ارجاعی متن، شکل گیری معنا را نه از طریق ارجاع به وضعیت امور در جهان خارج، بلکه از طریق انتظام درونی اثر ممکن می سازد.
۲۰.

تحلیل زبان عرفانی روزبهان بر اساس الگوی گفتمان پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان عرفانی روزبهان گفتمان پویا هویت صیرورت مربع معناشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۱ تعداد دانلود : ۳۴۶
از دلایل اهمیت روزبهان، بازتاب گسترده تجربه سلوک در آثار اوست. تحلیل زبان عرفانیِ ویژه او در تجربه صیرورت با استفاده از الگوی گفتمان پویا و فرایند تحولی کلام میسر است. این الگو نشان می دهد زبان عرفانی گفتمانی ایستا نیست. هدف این پژوهش تحلیل چگونگی پویایی تجربه عرفانی در بستر زبان است؛ بر این اساس «هویت های خودهمانی و خودغیری» و «شدن» سالک بررسی خواهد شد. با استفاده از مربع معناشناسی که بر اساس حرکت از یک مقوله متضاد با نفی خود به سوی متضادش تعریف می شود، بخش هایی از فرایند پویایی در کلام تفسیر می شود. چنین مطالعه ای آشکار می کند که در گفتمان عرفانی روزبهان، «هویت خودغیریِ» سالک عبارت از «فقر و فنا»ست. فنای «هویت خود همان» راه را بر سیر به سوی «هویت خودغیری» می گشاید؛ هویتی که به طور مداوم در حال بازسازی است، تا آنجا که در فرایندی استعلایی به هویت حق متصل می شود. در این فرایند رابطه «اتیک» سبب انفصال سوژه از «خود» می شود و تعامل پیوسته او با «فراخود» و در مرکز قرار دادن او، تداوم معنا را تضمین می کند. واژگانی همچون «فنا» و «فراموشی خود» از انفصال سوژه از خود حکایت می کند. همچنین واژگانی چون «یاد حق، دیدن به نور او»، «توحید قِدَمی، خورشید ذات ازلی» موجب تضمین تداوم معنا می شود. تحولی که موجب می شود کنشگر یا «من خردگرا» سیری را در خویشتن آغاز کند، آگاهی از آفات «داشتن» است؛ بنابراین او به هویت هایی که «واجد بودن» به او می بخشد، «نه» می گوید، سپس در سلوکی عرفانی به شوش گری ممتاز دگرگون می شود که هویت او با فقر و فنا تعریف می شود. افعال مؤثر «خواستن» در گفتمان عرفانی با طلب و «بایستن» که با رهنمودهای پیر برابر است، مقدمات تشکیل فاعل را فراهم می آورند. در نهایت آنچه سالک را به «فاعل توانشی» تبدیل می کند، فضل و رحمت حق تعالی است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان