علوم روانشناختی

علوم روانشناختی

علوم روانشناختی دوره 24 زمستان (دی) 1404 شماره 154 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

تدوین و ارزیابی مداخله مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی برای ارتقای رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول با رویکرد نقشه نگاری مداخله(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادراک از حمایت معلم تعلق به مدرسه دلبستگی ذهنی سازی رابطه معلم-دانش آموز مداخله آموزشی مقطع متوسطه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه: کیفیت رابطه معلم-دانش آموز نقش مهمی در پیشرفت تحصیلی و بهزیستی روانی دانش آموزان دارد. اما اغلب مداخلات مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی بر بهبود این روابط در دوران کودکی متمرکز بوده و دوره حساس نوجوانی کمتر بررسی شده است. بعلاوه، بیشتر این مداخلات در فرهنگ های فردگرای غربی توسعه یافته اند و تعمیم آن ها به فرهنگ های جمع گرا مانند ایران، نیازمند پژوهش بومی است. هدف: این پژوهش با هدف تدوین و ارزیابی اثربخشی یک برنامه مداخله ای هشت جلسه ای، مبتنی بر نظریه دلبستگی و ذهنی سازی و با استفاده از رویکرد نقشه نگاری مداخله، به منظور ارتقای کیفیت رابطه معلم-دانش آموز در مقطع متوسطه اول انجام شد. روش: روش این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری یک ماهه بود. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی معلمان و دانش آموزان مقطع متوسطه اول شهر یزد در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۴ بود. از این جامعه، 5 مدرسه و از هر مدرسه، ۳۲ معلم به روش نمونه گیری در دسترس و از میان دانش آموزان هر معلم، ۸ نفر روش تصادفی انتخاب شدند. معلمان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش در برنامه مداخله ۸ جلسه ای شرکت کردند که براساس رویکرد نقشه نگاری مداخله و با محوریت بهبود ارتباطات معلم-دانش آموز تدوین شده بود. ابزارهای پژوهش شامل نسخه اصلاح شده پرسشنامه رابطه معلم-دانش آموز (جعفرپور و همکاران، 1403) و پرسشنامه ذهنی سازی (دیمیتریویچ و همکاران، 2018) برای معلمان و پرسشنامه ادراک از حمایت معلم (بنزن و همکاران، ۲۰۱۷) و مقیاس احساس تعلق به مدرسه (براون و ایوانز، ۲۰۰۲) برای دانش آموزان بود. داده ها به کمک روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر توسط نرم افزار SPSS25 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد این مداخله تأثیر معناداری بر بهبود کیفیت رابطه معلم-دانش آموز (01/0 >p) داشت. همچنین، دانش آموزان گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه، افزایش معناداری در ادراک حمایت معلم (01/0 >p) و احساس تعلق به مدرسه (01/0 >p) نشان دادند و معلمان، نمره بالاتری در مهارت های ذهنی سازی (01/0 >p) کسب کردند. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی مداخله مبتنی بر نظریه های دلبستگی و ذهنی سازی در بهبود روابط معلم–دانش آموز در مقطع متوسطه اول، پیشنهاد می شود که از این رویکرد در محیط های آموزشی برای تقویت کیفیت ارتباطات و ایجاد محیط یادگیری حمایتی استفاده شود.
۲.

بررسی راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در افراد متأهل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تنظیم هیجان بین فردی راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی افراد متأهل پدیدارشناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۹
زمینه: تنظیم هیجان بین فردی یکی از مؤلفه هایی است که اخیرا مورد توجه زیادی قرار گرفته است و نقش مهمی در رابطه زوجی ایفا می کند. با این وجود پژوهشی که راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی را به طور خاص روی زوجین مورد بررسی قرار دهد، وجود ندارد و دانش اندکی در این زمینه وجود دارد. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در افراد متأهل شهر تهران بود. روش: این پژوهش از نظر هدف، در زمره مطالعات بنیادی قرار داشته و یک پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان پژوهش شامل افراد متأهل شهر تهران بودند که از بین آنها 15 نفر با روش نمونه گیری در دسترس در بازه زمانی سال 1401 تا 1403 انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات در پژوهش حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. باتوجه به هدف پژوهش از سؤال های باز پاسخ و در ادامه مصاحبه سؤال های پیگیرانه برای بررسی راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی استفاده گردید. مصاحبه ها تا زمانی که داده ها به اشباع برسد ادامه داده شد یعنی زمانی که مطالب جدیدی در مورد پدیده تحت بررسی از یک مصاحبه به مصاحبه بعد پدیدار نشد. تحلیل داده های جمع آوری شده به روش کلایزی و از طریق نرم افزار مکس کیودا نسخه 2020 انجام گرفت. یافته ها: پس از تحلیل داده ها دو مضمون اصلی شامل رفتارهای حمایت گرایانه و رفتارهای اجتناب گرایانه به دست آمد. رفتارهای حمایت گرایانه شامل چهار زیر مضمون فرعی شامل حمایت کلامی، حمایت فعالیت محور، حمایت غیرکلامی، حمایت حل مسئله محور و رفتارهای اجتناب گرایانه شامل دو زیر مضمون فرعی فاصله گیری سازنده و اجتناب از تجربه هیجانات ادراک شده بود. نتیجه گیری: روی هم رفته پژوهش ما درک بهتری از پدیده تنظیم هیجان بین فردی در میان زوجین ایرانی به دست داد و به یک طبقه بندی مهم در زمینه راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در میان زوجین ایرانی دست یافت. شناخت پویایی و راهبردهای تنظیم هیجان بین فردی در میان زوجین ایرانی، برای انجام مداخلات روانشناختی در این زمینه ضروری بوده و همچنین در زمینه آموزش حل مسائل و مشکلات بین فردی و ارتقای کیفیت روابط در زوجین ایرانی از اهمیت به سزایی برخوردار است.
۳.

اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی بر استرس شغلی و بهزیستی روانشناختی مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استرس شغلی بهزیستی روان شناختی کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی مدیران میانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۱۸
زمینه: مدیران میانی سازمان ها مسئول پیاده سازی سیاست ها و برنامه های تصویب شده به وسیله مدیران عالی و مسئول نظارت، هماهنگی و کنترل فعالیت های مدیران عملیاتی هستند. درنتیجه به مرور زمان به علت استرس زیاد وارد شده به آن ها سطح بهزیستی روان شناختی شان پایین می آید. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش برنامه کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی بر استرس شغلی و بهزیستی روان شناختی بود. روش: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مدیران میانی شرکت توزیع نیروی برق منطقه ای خوزستان در سال 1402 بودند که از میان آن ها 52 نفر به روش تصادفی ساده انتخاب و به صورت تصادف در دو گروه آزمایش (26 نفر) و گواه (26 نفر) تقسیم شدند. اعضای گروه آزمایش طی 8 جلسه 90 دقیقه ای تحت آموزش برنامه کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی (کابات زین و همکاران، 1992) قرار گرفتند. ابزارهای مورد استفاده در پژوهش شامل پرسشنامه های استرس شغلی (راس و آلتمایر، 1994) و بهزیستی روان شناختی (ریف، 1989) بودند. تحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کواریانس چندمتغیره در نرم افزار SPSS نسخه 26 انجام شد. یافته ها: نتایج نشان داد که برنامه کاهش استرس بر اساس ذهن آگاهی سبب کاهش استرس شغلی و افزایش بهزیستی روان شناختی در مرحله پس آزمون شد (0001/0 >p). نتیجه گیری: بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت آموزش فنون ذهن آگاهی بر بهبود استرس شغلی و ارتقا بهزیستی روان شناختی مدیران موثر بود. از این رو برای عملکرد بهتر مدیران در جهت کاهش استرس شغلی و افزایش بهزیستی روان شناختی آموزش فنون ذهن آگاهی می تواند مؤثر واقع شود.
۴.

اثربخشی ISTDP بر بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع ۱(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تبعیت از درمان دیابت نوع 1 ISTDP سازگاری با دیابت سطح قندخون ناشتا نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۲
زمینه: دیابت یک بیماری مزمن است که یا به دلیل کمبود انسولین یا به دلیل مقاومت سلول ها نسبت به انسولین به وجود می آید. ابتلا به این بیماری در دوره نوجوانی، فرد را با تهدیدهای گوناگونی مواجه می سازد؛ لذا، در پژوهش حاضر، جهت کاهش بار روانی- اجتماعی دیابت در نوجوانان از ISTDP بهره برده شد. هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی ISTDP بر بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 انجام گرفت. روش: پژوهش حاضر نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری دو ماهه با گروه گواه و آزمایش بود. نمونه ی پژوهش حاضر شامل 40 نفر از نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 بود که در نیمه اول سال 1403 به انجمن دیابت ایران واقع در تهران مراجعه نمودند که از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب و سپس از طریق جایگزینی تصادفی در هر گروه 20 نفر قرار گرفتند. گروه آزمایش به مدت 16 جلسه ISTDP دریافت نمودند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه ارزیابی سازگاری با دیابت (ابراهیمی و همکاران، 2016)، پرسشنامه تبعیت از درمان دارویی (موریسکی و همکاران، 2008) و آزمایش خون FBS بود؛ همچنین جهت تحلیل داده ها از روش تحلیل کوواریانس چندمتغیره با اندازه گیری مکرر استفاده شد. یافته ها: باتوجه به نتایج اثر زمان (01/0 P<)، اثر مداخله (05/0 P<)، و اثرثبات (01/0 >P) می توان بیان نمود که ISTDP موجب بهبود سازگاری با بیماری، تبعیت از درمان و FBS در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع ۱ گشته و این نتایج در دوره پیگیری نیز ثابت باقی ماند. نتیجه گیری: نتایج نشان داد که این درمان منجر به بهبود سازگاری با دیابت، تبعیت از درمان و سطح قندخون ناشتا در نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 می شود. پیشنهاد می گردد که از ISTDP جهت کاهش معضلات جسمی -روانی- اجتماعی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع 1 استفاده شود.
۵.

بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی – رفتاری بر علائم اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله، با نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اضطراب جدایی کودکان انعطاف پذیری شناختی بازی درمانی شناختی – رفتاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه: اختلال اضطراب جدایی یکی از شایع ترین اختلالات در بین مشکلات رفتاری کودکان است که منجر به اختلال در عملکرد تحصیلی، سازگاری اجتماعی، زندگی خانوادگی و روابط با همسالان می شود. علی رغم مطالعات متعدد در مورد بررسی اثربخشی درمانی شناختی- رفتاری براضطراب جدایی کودکان، در مورد تقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی در این اثربخشی، خلأ پژوهشی وجود دارد. هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثر بخشی بازی درمانی شناختی- رفتاری بر اضطراب جدایی کودکان 11 تا 12 ساله با توجه به نقش تعدیل گر انعطاف پذیری شناختی انجام شد. روش: روش این پژوهش، شبه آزمایشی از نوع پیش آزمون–پس آزمون با گروه گواه و پیگیری سه ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کودکان 11 تا 12 ساله با اضطراب جدایی بود که در سال تحصیلی 1403-1402 به کیلینیک های تخصصی کودک و نوجوان در غرب شهر تهران (گیشا)، مراجعه کرده بودند که از بین آن ها 110 نفراز طریق مصاحبه بالینی با مادر با استفاده از علائم تشخیصی DSM-5 و پرسشنامه اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) به روش نمونه گیری هدفمند، انتخاب شدند. در نهایت، 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی بالا و 30 نفر با انعطاف پذیری شناختی پایین انتخاب شده و در دو گروه آزمایش (30 نفر) و گواه (30 نفر) گمارش شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اضطراب جدایی کودکان فرم والد (هان و همکاران، 2003) و انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال،2010) استفاده شد. برای آموزش گروه آزمایش از پروتکل درمان شناختی-رفتاری اضطراب برای کودکان (کندال و هدکی، 2006) در طی 12 جلسه 45 دقیقه ای استفاده شد. هم چنین برای تحلیل داده ها از تحیل کواریانس تک متغیره و تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و نرم افزار SPSS-26 استفاده شد. یافته ها: نتایج تحیل کواریانس تک متغیره، حاکی از تأثیر معنادار متغیر انعطاف پذیری در اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر بهبود نشانه های بالینی اضطراب جدایی کودکان بود (05/0 P<). هم چنین نتایج تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و آزمون بنفرونی در مرحله پیگیری نیز نشان داد، اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی-رفتاری با انعطاف بالا به طور چشمگیری بالاتر از اندازه اثر گروه بازی درمانی شناختی- رفتاری با انعطاف پایین بود، بنابراین، نقش تعدیل کنندگی انعطاف پذیری شناختی تأیید شد. نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، بازی درمانی شناختی-رفتاری بر کاهش علائم اضطراب جدایی کودکان تأثیرگذار است، اما میزان اثربخشی آن به سطح انعطاف پذیری شناختی در کودکان بستگی دارد. ازاین رو، لازم است در درمان کودکان مبتلا به اختلال اضطراب جدایی، بازی هایی برای افزایش انعطاف پذیری شناختی لحاظ شود.
۶.

اثربخشی آموزش بستۀ بازی مبتنی بر عزت نفس (حرمت خود) بر گوشه گیری و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بازی درمانی عزت نفس گوشه گیری اضطراب اختلال یادگیری ویژه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۹
زمینه: یکی از مشکلات اساسی دانش آموزان مبتلا به اختلال یادگیری ویژه، اختلالات رفتاری از جمله گوشه گیری و اضطراب است که موجب کاهش عزت نفس در آنان می شود. علی رغم این که عزت نفس می تواند به عنوان یک ضربه گیر برای مشکلات تحصیلی و رفتاری کودکان در نظر گرفته شود، اما در مورد بررسی اثربخشی بسته های آموزشی مبتنی بر عرت نفس بر اختلالات رفتاری دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه، شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف از انجام این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر گوشه گیری و اضطراب دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه بود. روش: روش این پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر دامنه سنی 8 تا 11 سال دارای اختلال یادگیری ویژه شهر تهران در سال 1403 بود که با استفاده از نمونه گیری هدفمند، 30 نفر از آنان انتخاب شده و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه (15 نفر) گمارش شدند. ابزارهای جمع آوری داده ها در این پژوهش شامل پرسشنامه های گوشه گیری (شهیم، 1375) و اضطراب (بک و استر، 1990) بود. هم چنین، تحلیل داده های این پژوهش با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با بهره گیری از نرم افزار SPSS-26 انجام شد. یافته ها: نتایج این پژوهش نشان داد، آموزش بسته بازی مبتنی بر عزت نفس بر کاهش گوشه گیری و تمامی مؤلفه های اضطراب (علائم بدنی، ذهنی و هراس) دانش آموزان دارای اختلال یادگیری ویژه تأثیر معنادار و پایداری داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: با توجه به یافته های پژوهش حاضر، پیشنهاد می شود مشاوران و معلمان مدارس ابتدایی برای کاهش اختلالات رفتاری دانش آموزان دارای اختلالات یادگیری به خصوص گوشه گیری و اضطراب آن ها، از محتوای برنامه آموزش بازی مبتنی بر عزت نفس استفاده کنند.
۷.

فراتحلیل علل گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فراتحلیل اعتیاد اختلال سلوک نوجوانان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه: علائم اختلال سلوک، عوامل خطر ثابت شده برای مصرف مواد در دوران نوجوانی هستند. با این حال، مطالعات زیادی بررسی کرده اند که آیا مصرف اولیه مواد خطر ابتلا به علائم اختلال سلوک را در نوجوانان افزایش می دهد یا خیر. لذا در این مطالعه با استفاده از فراتحلیل به دنبال مشخص شدن میزان تأثیر گرایش به اعتیاد در نوجوانان با ختلال سلوک هستیم. هدف: این پژوهش با هدف فراتحلیل مطالعات گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک انجام شد. روش: جامعه آماری این پژوهش مربوط به تحقیقات پیرامون اعتیاد نوجوانان و اختلال سلوک و بخش دیگر مربوط به رابطه اعتیاد با اختلال سلوک از سال های 1393 تا 1403 بوده است. از میان 42 مورد پایان نامه در زمینه اعتیاد، اختلال سلوک و اعتیاد در نوجوانان اختلال سلوک برای فراتحلیل مناسب تشخیص داده شدند. به منظور پاسخگویی به سؤالات فراتحلیل، از مجموعه پژوهش های انجام شده درباره رابطه گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک نوجوانان در سطح کشور، پژوهش هایی که از لحاظ روش شناختی مورد قبول بود و شرایط ورود به فراتحلیل را داشت، 9 مقاله انتخاب شدند. روش نمونه گیری در دسترس و هدفمند در تحقیقات مربوط به علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و در مورد شیوه های درمان اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک از روش نمونه گیری نمونه گیری هدفمند معنادار می باشند. روش های تحقیق همبستگی، در مورد علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد اختلال سلوک و در حوزه روش های درمان اعتیاد اختلال سلوک، روش های آزمایشی و نیمه آزمایشی معنادار هستند. یافته ها: تمامی تحقیقات از نظر معناداری اندازه اثر مورد تحلیل قرار گرفتند. روش آماری ضریب همبستگی، رگرسیون چندمتغیری وتحلیل واریانس چندمتغیری در بخش علل و عوامل مؤثر بر اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک و شیوه های درمانی اختلال سلوک و علل و عوامل مؤثر بر آن و روش های درمانی اعتیاد نوجوانان مبتلا به اختلال روش آماری معنادار شناخته شد. یافته های فراتحلیل نشان داد که اندازه اثر گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک 331/0 بود (001/0 >P). همچنین بر اساس یافته های بدست آمده، اندازه اثر مؤلفه های عوامل فردی، عوامل خانوادگی، عوامل روانی- شخصیتی، عوامل اقتصادی، عوامل اجتماعی و عوامل فرهنگی محاسبه شد که همگی در سطح متوسط و زیاد بودند. نتایج پژوهش حاضر حاکی از آن بود که اندازه اثر مؤلفه های گرایش به اعتیاد نوجوانان دارای اختلال سلوک بر اساس معیار تفسیر کوهن زیاد بود و تمام مؤلفه ها با گرایش به اعتیاد و اختلال سلوک در نوجوانان رابطه مستقیم داشت. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که تحقیقات در حوزه اعتیاد در نوجوانان مبتلا به اختلال سلوک نیازمند بازبینی و اصلاح می باشند و تحقیقات جدید در این دو حوزه با توجه به خلأهای موجود ضروری به نظر می رسد.
۸.

Investigating the Role of Laufer’s three “I” model on Students’ Engagement in Vocabulary Learning: A Progressive Perspective on Input, Instruction, Involvement, Interaction, and Interpretation in Digital Contexts(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Laufer’s "I" models digital vocabulary learning EFL Learners deliberate learning incidental learning Learner engagement

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۰
Background: While vocabulary acquisition models have been widely studied, the comparative role of Laufer’s frameworks in digital environments—particularly their effects on learner engagement and perception—remains underexplored. This research addresses this gap by examining how these models mediate vocabulary learning outcomes among Iranian EFL learners. Aims: This study aimed to investigate the impact of Laufer’s Three "I" model (Input, Instruction, Involvement) and the extended Five "I" model (adding Interaction and Interpretation) on Iranian EFL learners' deliberate and incidental vocabulary learning engagement in digital contexts. Methods: The study employed a sequential mixed-methods design with 93 intermediate-level male EFL learners (aged 16–20) selected via convenience sampling from private language institutes in Tehran. After homogeneity screening using the Oxford Quick Placement Test (OQPT), 60 participants were randomly assigned to experimental (digital-based instruction) and control (traditional face-to-face) groups. Data were collected through vocabulary tests, engagement surveys, and semi-structured interviews, analyzed using SPSS (v.26) for quantitative data (ANOVA, t-tests) and thematic analysis for qualitative responses. Results: Results indicated that the Five "I" model significantly outperformed the Three "I" model in both deliberate (p< 0.05, d= 0.85) and incidental (p< 0.05, d= 0.72) vocabulary learning. Qualitative data revealed enhanced engagement, reduced anxiety, and improved metacognitive awareness among learners using the progressive model, particularly through its Interaction and Interpretation components. Conclusion: The findings suggest that Laufer’s expanded Five "I" model offers a more effective framework for digital vocabulary instruction by integrating social-interactive and interpretive elements. Educators should prioritize structured yet interactive digital activities to maximize lexical acquisition and learner motivation in EFL contexts.
۹.

تجارب زیسته روانشناختی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه در روایت زندگی خود در دوران دفاع مقدس براساس نظریه ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تجارب زیسته PTSD روایت شناسی دفاع مقدس نظریه ژنت کانون شدگی ساختار روایی تروما

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه: تجارب زیسته روانشناختی افراد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ناشی از دوران دفاع مقدس، منابع ارزشمندی برای درک عمیق تأثیرات روانشناختی و اجتماعی جنگ هستند. تحلیل ساختار روایی این تجارب با استفاده از ابزارهای نظریه روایت شناسی ژرار ژنت، به ویژه مفاهیم کلیدی چون کانون شدگی، صدا و زمان روایی، امکان رمزگشایی از نحوه بازنمایی تروما و فرآیندهای معناسازی را فراهم می آورد.. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر تحلیل روایت شناختی تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD از دوران دفاع مقدس براساس چارچوب نظری ژنت به منظور درک ساختار و کارکردهای روایت آن ها بود. روش: پژوهش حاضر از منظر پارادایم، تحقیقی کیفی با طرح توصیفی-تحلیلی است که با هدف درک عمیق تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD از دوران دفاع مقدس انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با استفاده از نمونه گیری هدفمند ملاک محور گردآوری شد. فرآیند نمونه گیری تا اشباع نظری داده ها ادامه یافت. مصاحبه ها ضبط، واژه به واژه پیاده سازی، و با استفاده از چارچوب نظری ژرار ژنت تحلیل شدند. این تحلیل بر مؤلفه های کانون شدگی، صدا، و زمان روایی تمرکز داشت و با هدف درک چگونگی بازنمایی تجارب تروماتیک و معناسازی از جنگ در ساختار روایت انجام گرفت. علاوه بر مصاحبه ها، مطالعات کتابخانه ای و بررسی اسنادی برای تدوین مبانی نظری و تفسیر داده ها به کار رفت. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل روایت های مصاحبه های عمیق با افراد مبتلا به PTSD با استفاده از چارچوب ژنت نشان داد که ساختار روایت تجارب تروماتیک دفاع مقدس الگوهای معناداری را در سه حوزه صدا، زمان و وجه بازتاب می دهد. در تمامی روایت ها، راوی هم داستان و سطح درون داستانی غالب بود که بر اصالت تجربه شخصی تاکید داشت. زمان روایی با درهم تنیدگی گذشته و حال از طریق زمان پریشی و بازگشت های زمانی مشخص شد، نشان دهنده حضور مداوم خاطرات تروماتیک. وجه یا کانون شدگی عمدتاً درونی و متغیر بین منظر گذشته و حال بود، که فرایند بازاندیشی و معناسازی را منعکس می کرد. علاوه بر این، علائم PTSD مانند خاطرات مزاحم، اجتناب، تغییرات منفی در شناخت و خلق، و برانگیختگی شدید در ساختار روایت بازتاب یافته بودند. نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که نظریه ژنت چارچوبی کارآمد برای تحلیل ساختاری روایت های تروماتیک فراهم می کند. شیوه به کارگیری عناصر روایی، به ویژه کانون شدگی و مدیریت زمان، در تجارب زیسته افراد مبتلا به PTSD، نشان دهنده تلاش آن ها برای فهم، بازگو کردن و معنا بخشیدن به تجارب سهمگین جنگ و پیامدهای آن است. ساختار این روایت ها، علاوه بر انتقال محتوای تجربی و دیدگاه های فردی، به درک عمیق تری از سازوکارهای روانی مقابله با تروما و نقش روایت در فرآیند التیام کمک می کند.
۱۰.

بررسی روانشناختی مفهوم عدم خشونت در اندیشه و شعر سبک خراسانی و عراقی با تکیه بر رودکی و مثنوی معنوی مولوی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اندیشه عدم خشونت روان‏شناختی شعر سبک خراسانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه: بررسی مفهوم عدم خشونت در ادبیات فارسی، به ویژه در شعر خراسانی و عراقی، حاکی از ارتباطات عمیق بین اصول انسانی و فرهنگی است. بسیاری از مطالعات به تحلیل ادبیات به طور کلی پرداخته اند و غالباً ارتباط بین اصول روانشناسی و مضامین ادبی در این زمینه نادیده گرفته شده است. این خلاءهای پژوهشی نشان دهنده نیاز به تحقیقات عمیق تر در این حوزه است تا بتوان از طریق ادبیات به درک بهتری از مسائل اجتماعی و روانشناختی دست یافت. هدف: هدف این مطالعه بررسی و تحلیل مفهوم عدم خشونت در شعر خراسانی و عراقی به ویژه در آثار رودکی و مولوی و تأثیر آن بر درک اجتماعی و روانشناختی مخاطبان بود. روش: روش پژوهش حاضر کیفی از نوع تحلیل مضمون است. جامعه این مطالعه شامل اشعار منتخب از دو شاعر برجسته فارسی، رودکی و مولوی، و همچنین نظریات روانشناسان معتبر در زمینه خشم و خشونت بود؛ نمونه گیری به شیوه نمونه گیری هدفمند بود و اشعار منتخب با تأکید بر مضامین مرتبط با عدم خشونت و تحلیل های انسانی و اجتماعی انتخاب شد. معیارهای انتخاب نمونه شامل غنای محتوایی، تنوع مضامین و تأثیرگذاری اشعار بر تفکر اجتماعی بود. داده ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. یافته ها: یافته های این مطالعه نشان می دهند که مضامین محبت، همدلی و عدم خشونت در اشعار رودکی و مولوی تأثیرات عمیقی بر نگرش ها و رفتارهای اجتماعی دارند. تحلیل داده ها بیانگر این است که این اشعار می توانند به عنوان الگوهای مثبت رفتاری عمل کنند و به کاهش خشونت و تنش های اجتماعی کمک نمایند. همچنین، ارتباط میان محبت و کاهش رفتارهای خشن به طور خاص در اشعار مولوی مشهود است، که نشان دهنده تأثیر مثبت ادبیات بر رفتارهای انسانی است. نتیجه گیری: براساس نتایج این مطالعه اینطور استنباط می شود که ادبیات می تواند نقش کلیدی در شکل دهی به فرهنگ صلح و همزیستی ایفا کند. با ترویج ارزش های انسانی از طریق ادبیات، می توان به بهبود روابط اجتماعی و کاهش رفتارهای خشن در جوامع کمک کرد. این نتایج به عنوان مبنایی برای تحقیقات آینده در حوزه ادبیات و روانشناسی اجتماعی قابل استفاده هستند.
۱۱.

اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: درمان مبتنی بر طرحواره اجتناب شناختی علائم اختلال اضطراب فراگیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۸
زمینه: بروز اختلال اضطراب فراگیر، فرآیندهای روانشناختی، شناختی، ارتباطی و اجتماعی افراد را با آسیب جدی مواجه ساخته و اجتناب شناختی آن ها را کاهش می دهد. اما آیا درمان مبتنی بر طرحواره به کاهش اجتناب شناختی افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر کمک می کند؟ هدف: بر این اساس پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان مبتنی بر طرحواره بر اجتناب شناختی و علائم اختلال اضطراب فراگیر انجام گرفت. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و پیگیری 45 روزه با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی افراد دارای اختلال اضطراب فراگیر مراجعه کننده به 40 مرکز مشاوره روانشناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بودند که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. همه شرکت کنندگان توسط مقیاس اختلال اضطراب فراگیر (اسپیتزر و همکاران، 2006) و پرسشنامه اجتناب شناختی (سکستون و داگاس، 2008) مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری های مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش اجتناب شناختی (01/0p<) و علائم اختلال اضطراب فراگیر (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش حاضر می توان چنین نتیجه گرفت که درمان مبتنی بر طرحواره با بهره گیری از فنونی همچون آزمون اعتبار طرحواره، چالش با افکار اضطرابی و فاجعه بار، ایفای نقش و مواجهه و پیشگیری از پاسخ، دارای کارآیی بالینی مناسبی در جهت کاهش اجتناب شناختی و علائم اضطراب فراگیر به شمار می رود.
۱۲.

بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر توجه متمرکز بر خود و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: طرحواره درمانی توجه متمرکز بر خود نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۰
زمینه: تحول اخیر در زمینه درمان اختلالات اضطرابی، اصلاح سوگیری توجه را مورد هدف قرار داده است و یافتن درمان مؤثری برای کاهش شدت و عمق نشانه های اختلال اضطراب اجتماعی که یکی از شایعترین اختلالات اضطرابی است، از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هدف: هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی طرحواره درمانی بر توجه متمرکز بر خود و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی بود. روش: روش پژوهش، طرح نیمه آزمایشی به شیوه پیش آزمون-پس آزمون و گروه گواه با پیگیری 45 روزه بود. جامعه آماری شامل تمامی زنان متاهل دارای اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مراکز مشاوره روان شناختی منطقه 18 شهر تهران در سال 1402 بود که از بین آن ها 34 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس و با توجه به معیارهای ورود به پژوهش انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه قرار گرفتند. همه ی شرکت کنندگان توسط پرسشنامه کانون توجه (وودی، چامبلس و گلس، 1997) و سیاهه اضطراب اجتماعی (کانور و همکاران، 2000) مورد ارزیابی قرار گرفتند. گروه آزمایش تحت طرحواره درمانی (یانگ، 1990) به مدت 8 جلسه 90 دقیقه ای قرار گرفت. داده ها از طریق نرم افزار SPSS-24 و آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر تحلیل شدند. یافته ها: نتایج حاکی از اثربخشی طرحواره درمانی بر کاهش توجه متمرکز بر خود (01/0 p<) و نشانه های بالینی اختلال اضطراب اجتماعی (01/0 p<) و ماندگاری تأثیر آن در دوره پیگیری بود (01/0 p<). نتیجه گیری: با توجه به اینکه توجه متمرکز بر خود نقش بارزی را در اختلال اضطراب فراگیر ایفا می کند، می توان در درمان این اختلال بر این متغیر تمرکز بیشتری داشت. یافته های حاضر برای متخصصان بالینی دست اندرکار در حوزه سلامت روان، تلویحات کاربردی به دنبال دارد.
۱۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شفقت درمانی افسردگی نشخوار فکری پریشانی روانی کم توانی ذهنی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۹
زمینه: مادران دارای فرزند کم توان ذهنی با چالش های روانی متعددی از جمله تحمل پریشانی پایین، نشخوار فکری و افسردگی مواجه هستند. این عوامل می توانند بر کیفیت زندگی و عملکرد مراقبتی آن ها تأثیر منفی بگذارند. درمان مبتنی بر شفقت به عنوان یک رویکرد روان درمانی نوین، بر افزایش خودشفقتی و کاهش انتقاد از خود تمرکز دارد و ممکن است به بهبود این متغیرها کمک کند. با این حال، مطالعات محدودی به بررسی اثربخشی این درمان بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی در این گروه خاص پرداخته اند. هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تحمل پریشانی، نشخوار فکری و افسردگی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی تحت پوشش اداره بهزیستی مرند بود که برای فرزندان خود پرونده مراقبت و حمایت داشتند و از میان آن ها با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 40 نفر از مادران دارای فرزند کم توان ذهنی انتخاب شد و به پرسشنامه های افسردگی (بک و همکاران، 1996)، مقیاس تحمل پریشانی (سیمون و گاهر، 2005) و پرسشنامه نشخوار فکری (نولن هوکسما و مارلو، 1991) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از آزمون تحلیل کواریانس در نرم افزار SPSS نسخه 26 استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد رویکرد شفقت درمانی به طور معناداری باعث کاهش افسردگی در مادران دارای فرزند کم توان ذهنی شد (05/0 >P). همچنین این روش درمانی در کاهش نشخوار فکری و پریشانی روانی مادران دارای فرزند کم توان ذهنی به طور معناداری اثر داشت (05/0 >P). نتیجه گیری: نتایج حاکی از آن است که رویکرد درمان مبتنی بر شفقت می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در جهت ارتقای سلامت روان و کیفیت زندگی این مادران به کار گرفته شود. استفاده از این درمان در مراکز مشاوره و خدمات روان درمانی می تواند به کاهش بار روانی و بهبود عملکرد مراقبتی این گروه کمک کند.
۱۴.

اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به سوگ طولانی مدت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مواجهه درمانی روایتی سوگ رشد پس از ضربه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۳
زمینه: اختلال سوگ می تواند کارکردهای عادی فرد را تا حد زیادی مختل نماید. تاکنون اثربخشی مواجهه درمانی روایتی بر برخی اختلالات بررسی شده ولی در مورد اثربخشی آن بر اختلال سوگ شکاف پژوهشی وجود دارد. هدف: هدف مطالعه حاضر تعیین کارآمدی مواجهه درمانی روایتی بر کاهش علائم سوگ و تسهیل رشد پس از ضربه در افراد مبتلا به اختلال سوگ طولانی مدت بود. روش: روش پژوهش حاضر نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی بزرگسالان (18 تا 60 سال) مبتلا به سوگ طولانی مدت بر اساس ملاک های تشخیصی DSM5-TR، در شهر قزوین در سال 1401 بود؛ که از میان آن ها 16 نفر به عنوان افراد نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه (هر گروه ۸ نفر) که از نظر جنسیت همتا شده بود، گمارده شدند. ابزارهای پژوهش شامل سیاهه تجربه سوگ (EGQ) (بارت و اسکات، 1989)، مصاحبه بالینی ساختاریافته برای اختلال سوگ طولانی مدت (SCIP) (هالی و همکاران، ۲۰۲۲)، پرسشنامه رشد پس از ضربه (PGTI) (تدسچی و کالهون، ۱۹۹۶) بود. پروتکل مورد استفاده در این پژوهش برنامه جلسات مواجهه درمانی روایتی (شوئر و همکاران، ۲۰۱۱) بود. داده ها از طریق نرم افزار SPSS ورژن ۲۴ و با استفاده از روش آماری t مستقل، در مورد تفاضل نمرات پیش-پس آزمون، مورد تحلیل قرار گرفتند. یافته ها: نتایج نشان دادند که مواجهه درمانی روایتی به طور معناداری علائم سوگ طولانی مدت را کاهش داده (332/9 t= و 001/0 =P) و باعث تسهیل معنادار رشد پس از ضربه شده است (203/6- t= و 001/0 =P). لازم به ذکر است مواجهه درمانی روایتی باعث کاهش معنادار در تمامی زیر مقیاس های سوگ طولانی مدت به جز بدنامی شد و تمامی ابعاد رشد پس از ضربه را تسهیل بخشید (01/0 >p). نتیجه گیری: می توان به کارگیری مواجهه درمانی روایتی را، با در نظر گرفتن ملاحظات بالینی، در مراکز روانشناختی برای درمان مبتلایان به اختلال سوگ طولانی مدت، پیشنهاد نمود.
۱۵.

اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاد اندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر متوسطه اول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزاداندیشی انتقادپذیری طرحواره استدلال دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
زمینه: در دنیای امروز، توانایی تفکر انتقادی به عنوان یکی از مهارت های اساسی در فرآیند یادگیری و زندگی اجتماعی شناخته می شود. این مهارت شامل دو بعد مهم، یعنی آزاداندیشی و انتقادپذیری است که به افراد کمک می کند تا اطلاعات را به طور مؤثر تجزیه و تحلیل کنند و تصمیمات آگاهانه تری بگیرند. با این حال، در نظام های آموزشی، به ویژه در مورد دانش آموزان دختر، توجه کافی به آموزش این مهارت ها نشده است و خلا پژوهشی قابل توجهی در این زمینه وجود دارد. بنابراین، پژوهش حاضر به بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاداندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر می پردازد. هدف: هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای تفکر انتقادی از بعد آزاداندیشی و انتقادپذیری در دانش آموزان دختر پایه هفتم متوسطه اول شهرستان سنقر بود. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این مطالعه شامل تمامی دانش آموزان پایه هفتم دوره اول متوسطه در سال تحصیلی 1402-1403 شهرستان سنقر بود. نمونه گیری در این پژوهش به روش نمونه گیری در دسترس انجام شد و در نهایت، تعداد 120 دانش آموز انتخاب شدند که به طور تصادفی در دو گروه آزمایشی و گواه تقسیم شدند (60 نفر در گروه آزمایش و 60 نفر در گروه گواه). جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه تفکر انتقادی کالیفرنیا (فاکون، 1997) استفاده شد. گروه آزمایش 10 جلسه 90 دقیقه ایی آموزش مبتنی بر طرحوار استدلال (کاباتز- میمز و کاکان-آکاس، 2020) را فراگرفتند. در نهایت داده ها با آزمون کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS-26 تحلیل شدند. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال بر ارتقای آزاداندیشی و انتقادپذیری در سطح معناداری (001/0) تأثیر معناداری داشته است. نتیجه گیری: آموزش مبتنی بر طرحواره استدلال به دانش آموزان این امکان را می دهد که به طور فعال در فرآیند یادگیری شرکت کنند و مهارت های تحلیلی و استدلالی خود را تقویت نمایند. این نوع آموزش، با تشویق به پرسشگری و تحلیل انتقادی اطلاعات، به ارتقای توانایی دانش آموزان در ارزیابی و نقد نظرات و ایده های مختلف کمک می کند.
۱۶.

مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری شناختی تعامل والد فرزند خودتنظیمی هیجانی ذهن آگاهی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۴
زمینه: داشتن فرزند با نیازهای خاص بر عقاید، باورها، افکار و احساسات آن ها تأثیر قابل ملاحظه ای دارد، تا جایی که مادران چنین کودکانی احساسات مختلفی از جمله سردرگمی، تلخ کامی، تکذیب و انکار، افسردگی، ناامیدی و بسیاری از احساسات منفی متفاوت را تجربه می کنند که این خود بر میزان تاب آوری و رفتار سرسختانه آن ها تأثیر منفی می گذارد، بررسی راهبردهای مؤثر برای تقویت سازگاری شناختی و روابط عاطفی، به منظور ارتقای کیفیت زندگی و کاهش تنش های مادران ضروری است. هدف: پژوهش حاضر با هدف مقایسه اثربخشی آموزش خودتنظیمی هیجانی و ذهن آگاهی بر تعامل والد- فرزند و انعطاف پذیری شناختی و مادران دارای کودکان مبتلابه کم توانی ذهنی خفیف انجام شد. روش: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری پنج ماهه سه گروهی بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودکان مبتلا به کم توانی ذهنی خفیف مراجعه کننده به مدارس استثنایی شهر سمنان در سال تحصیلی 1403 بودند. از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد. شرکت کنندگان 30 نفر بودند که به صورت تصادفی در سه گروه 10 نفری (دو گروه آزمایش و یک گروه گواه) قرار گرفتند. همه آن ها پرسشنامه انعطاف پذیری شناختی (دنیس و وندروال، ۲۰۱۰) و مقیاس رابطه والد-فرزند (پیانتا، 1994) را تکمیل کردند. از تحلیل واریانس اندازه گیری مکرر به کمک نرم افزار آماری SPSS22 استفاده شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که تأثیر آموزش تنظیم هیجان و ذهن آگاهی بر بهبود انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزند و مؤلفه های آن ها در پس آزمون و پیگیری معنادار بود. اثر تعامل زمان و گروه برای انعطاف پذیری شناختی (001/0 =p، 635/66 =F)، نزدیکی (001/0 =p، 883/59 =F)، وابستگی (001/0 =p، 756/36 =F)، تعارض (001/0 =p، 428/25 =F)، رابطه مثبت کلی والد فرزند (001/0 =p، 973/39 =F) معنی دار بود. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد هر دو مداخله تنظیم هیجان و ذهن آگاهی در بهبود کلی انعطاف پذیری شناختی و تعامل والد-فرزندمؤثرند، اما این اثربخشی در سطح مؤلفه های خاص محدود است. این یافته ها لزوم ترکیب روش های آموزشی و هدف گذاری مؤلفه های خاص در مطالعات آتی را پررنگ می کند.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۱۰۸