مطالب مرتبط با کلیدواژه

سطحِ محاکاتی


۱.

کاربست الگوی نشانه شناختی ریفاتر در خوانش شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نشانه شناسی شعر ماتریس انباشت منظومه توصیفی فضای متنی سطحِ محاکاتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۷ تعداد دانلود : ۵۰۹
یکی از پژوهش های بنیادی در حوزه نشانه شناسی شعر به مایکل ریفاتر (1924-2006) تعلق دارد. ریفاتر در مکتبِ ساختارگرایی پرورش یافته و در نهایت به نظریه دریافت گرایش پیدا کرده است. به همین دلیل، وی در زمره ساختارگرایانِ هرمنوتیک قرار می گیرد. به کار گیری الگوی نشانه شناختی ریفاتر در بازخوانی آثار ادبی، به ویژه شعر، نکات مهمی را درباره آفرینشِ اثر و همچنین بازآفرینیِ آن از سوی خواننده روشن می کند. بنابراین، در پژوهش حاضر، به طورِ موردی، شعرِ «در آستانه» احمد شاملو بر اساس این الگو بررسی است. تحلیل این شعر نشان می دهد «در آستانه» محصولِ بسطِ ماتریس واحدی است که دلالتمندی شعر بدآن وابسته است. این ماتریس که حاکی از «انتقال از این جهان به جهانی دیگر» است، نخست به سه موضوع مستقل، یعنی انتقال، جهانِ هستی و جهانِ دیگر تفکیک شده است. هر یک از این موضوع ها، خود، از طریق تکنیک هایی چون انباشت، منظومه توصیفی، یا فضای متنی بسط یافته اند. این پژوهش همچنین نشان می دهد که شعر در روندِ خوانش از سطحِ محاکاتی بر می گذرد و به سطحی بالاتر، یعنی سطحِ نشانه شناختی، می رود؛ تنها در این سطح است که می توان وحدتِ شعر و دلالتمندی آن را بازجست.
۲.

خوانش شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانه شناسی ریفاتر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انباشت سطح نشانه شناختی سطحِ محاکاتی ماتریس مایکل ریفاتر منظومه ی توصیفی منوچهر آتشی

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۹
خوانش شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانه شناسی ریفاتر   ریفاتر (1924-2006)، محقق ساختارگرای فرانسوی، در حوزه ی نشانه شناسی شعر، پژوهش های بنیادی و قابل توجهی را به ثبت رسانده،  که رویکرد او در ادامه ضمن حفظ جایگاه ساخت، به هرمنوتیک گرایش پیدا کرده است. خوانش نشانه شناختی ریفاتر مبتنی بر سطح محاکاتی و واپس نگر است که این شیوه، نقش تعیین کننده ای را برای خواننده ی شعر در نظر گرفته است و نکات مهمی را در جهت آفرینش شعر از سوی شاعر و بازخوانی آن توسط خواننده، روشن می کند. بنابراین، در پژوهش حاضر، به طور موردی، شعر «شهر تصویر» منوچهر آتشی بر اساس الگوی نشانه شناختی ریفاتر، بررسی می شود و در ادامه به تفسیر این شعر بر اساس ساخت اثر، پرداخته می شود. به نظر می رسد این شعر حاصل بسط ماتریس واحدی است که دلالتمندی شعر به آن وابسته است. ماتریس در شعر «شهر تصویر» حاکی از «ناامید بودن و بی حسی نسبت به همه ی عناصر، زیبایی ها و پرسش ها» است. این ماتریس از طریق امکاناتی همچون انباشت، منظومه ی توصیفی و فضای متنی، بسط و گسترش یافته اند. خوانش شعر در این پژوهش از سطح محاکاتی برمی گذرد و به سطحی نشانه شناختی می رسد. در ادامه با توجه به عدم توجه شیوه ی ریفاتر به نقد تکوینی، از طریق امکانات برآمده از ساخت شعر، به تفسیر شعر از جهت تأثیر فرم جهان در فرم اثر پرداخته می شود. در نهایت نشان می دهد حاصل نقد ساختاری شعر «شهر تصویر» و نتیجه ی نقد تکوینی آن با ملاحظات تاریخی اجتماعی، مطابق و هماهنگ است.