فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۸۱ تا ۲٬۵۰۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
مقدمه : نگرش های مرتبط با تقلب توسط اجتماع ساخته می شوند و منعکس کننده مفروضات ضمنی هستند که از طریق پذیرش جامعه به دست می آیند. تا حدی که افراد نگرش های خود را از دیگران می آموزند، اگر تقلب توسط همتایان یک شخص پذیرفته شود، احتمال بیشتری وجود دارد که آن شخص نیز تقلب را قابل قبول بداند. از این رو، تحمل رفتار متقلبانه در خلاء فرهنگی ایجاد نمی شود اما این احتمال وجود دارد که سه عامل فرهنگی اصلی ارزش ، باور و جمعیت شناسی بر تحمل تقلب تاثیر گذار باشند. از این رو هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر باورها، ارزش های اخلاقی و شخصی بر تحمل تقلب در حسابرسان است. روش ها : این پژوهش از نوع بنیادی تجربی و روش انجام آن توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری این پژوهش شامل حسابرسان (شرکای حسابرسی و حسابرسان ارشد در موسسات حسابرسی) کل کشور بوده و نمونه آماری مشتمل بر 388 پرسشنامه می باشد که در 1403 توزیع و جمع آوری گردیده است. برای آزمون فرضیه های این پژوهش از آزمون های معادلات ساختاری در نرم افزار پی ال اس استفاده شده است. یافته ها : نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که ایده آل گرایی اخلاقی و اعتقاد به سخت کوشی بر تحمل تقلب تأثیر منفی دارند. همچنین پایبندی به ارزش های خودافزاینده بر تحمل تقلب تأثیر مثبت داشته اما پایبندی به ارزش های خود متعالی، تعصبات جنسیتی و تردید حرفه ای بر تحمل تقلب تأثیر معناداری ندارند. نتیجه گیری : شواهد تجربی از این مطالعه سازوکارهای روان شناختی خاصی را نشان می دهند که می توانند وقوع تقلب را تضعیف یا تقویت کنند. همچنین این مطالعه به پژوهش در مورد حاکمیت شرکتی، اخلاقیات، و پیشایندهای عدم صداقت در محل کار کمک می کند.
مدل سازی ساختاری-تفسیری عوامل گردش نخبگان در بخش عمومی جمهوری اسلامی ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۵
114 - 131
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: گردش نخبگان به معنای حرکت از نقطه ای به نقطه دیگر در حوزه مدیریتی است. با درک نقش و اهمیت استفاده از توانایی ها و استعدادهای نخبگان می توان به شناسایی علل و پیامدهای گردش نخبگان در بخش عمومی پرداخت. هدف این پژوهش، مدل سازی ساختاری-تفسیری گردش نخبگان در بخش عمومی می باشد. روش تحقیق: عوامل گردش نخبگان از طریق راهبرد نظریه داده بنیاد و با مصاحبه عمیق با 25 نفر از اساتید و خبرگان، شناسایی شدند. سپس از روش مدل سازی ساختاری- تفسیری برای روابط بین ابعاد و شاخص های گردش نخبگان استفاده شد و در نهایت با استفاده از تحلیل MICMAC نوع متغیرها با توجه به اثرگذاری و اثرپذیری بر سایر متغیرها مشخص گردید. یافته ها: یافته های تحقیق طبق مدل سطح بندی نشان داد بیشترین تأثیرات مربوط به " گردش مدیران در سطح کلان و ملی" و " ساختار سیاسی دولت" و کمترین نفوذ مربوط به " حوزه اجتماعی و سیاسی" می باشد. نتیجه گیری: دوری از سیاست زدگی و عدم توجه به معیارهای سلیقه ای در امر انتخاب نخبگان در بخش مدیریتی سازمان های دولتی نقش مهمی در حفظ و نگهداشت نخبگان در بلند مدت خواهد داشت.
تأثیر فناوری واقعیت افزوده بر واکنش های شناختی، عاطفی و رفتاری مصرف کنندگان در پلتفرم های تجارت الکترونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
327 - 353
حوزههای تخصصی:
هدف: امروزه گسترش فناوری ها شرایط مناسبی را برای خرده فروشان جهت کسب مزیت رقابتی فراهم کرده است. از این رو مطالعه تأثیر به کارگیری فناوری واقعیت افزوده بر رفتار مصرف کننده بسیار مهم است. در این تحقیق پاسخ های شناختی، عاطفی و رفتاری مصرف کنندگان به این فناوری بررسی شده است.
روش: پژوهش از نوع کمّی و به روش توصیفی علی انجام شده است. جامعه آماری افرادی بوده اند که از فروشگاه های مجهز به فناوری واقعیت افزوده خرید کرده اند. پاسخ گویان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل داده های جمع آوری شده، از روش مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد.
یافته ها: تعامل و کیفیت سیستم، بر غوطه وری؛ لذت و سودمندی رسانه، بر قصد استفاده مجدد و همچنین تعامل، بر علاقه به محصول اثر مثبت دارند. تأثیر کیفیت سیستم بر سودمندی رسانه تأیید نشد؛ اما تأثیر آگاهی از ویژگی های محصول و هم بستگی واقعیت افزوده بر سودمندی رسانه به تأیید رسید. همچنین، تأثیر سودمندی رسانه بر اعتمادبه نفس مصرف کنندگان در انتخاب محصول و قصد خرید تأیید شد.
نتیجه گیری: می توان گفت واقعیت افزوده، بر واکنش های مشتری در تجارت الکترونیک اثرگذار است. برنامه های واقعیت افزوده به صورت مستقیم و غیرمستقیم تأثیرهای کمابیش خوبی بر پاسخ های مصرف کنندگان دارد.
رابطه تنوع درآمدی با ارزش دارایی و موفقیت مالی در شرکت های بیمه ای بازار سرمایه ایران
حوزههای تخصصی:
شرایط پر ریسک اقتصاد امروز شرکت ها را مجبور کرده تا به خلق درآمدهای مختلف روی بیاورند. این موضوع در نهادهای مالی پر رنگ تر است. هدف از این پژوهش تعیین رابطه تنوع درآمدی با ارزش دارایی و موفقیت مالی شرکت-های بیمه ای موجود در بازار سرمایه ایران است. تحقیق حاضر از لحاظ روش از نوع توصیفی همبستگی و از لحاظ هدف از نوع کاربردی و کمی بود. بدین منظور اطلاعات مربوط به 23 شرکت از شرکت های بیمه ای منتخب در دوره زمانی 1401-1397 (115 مشاهده) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند تا ارتباط بین متغیرها برای آزمون فرضیه های تحقیق بررسی شود. داده ها از نرم افزار ره آورد نوین 3 استخراج و در نرم افزار اکسل محاسبه شد. بعد از این مرحله داده ها با و با رگرسیون چند متغیره و با استفاده از داده های پنلی تحلیل شد. یافته ها نشان داد که تنوع بخشی درآمد با موفقیت مالی شرکتهای بیمه ای رابطه معناداری دارد. همچنین تنوع بخشی درآمد با ارزش شرکتهای بیمه ای رابطه معناداری دارد. شرکت های بیمه برای خلق ارزش و موفقیت مالی باید درآمدهای متنوعی خلق نمایند.
بررسی رابطه فرصت های رشد و معاملات با اشخاص وابسته با ضریب واکنش سود
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
265 - 276
حوزههای تخصصی:
یکی از اقلام حسابداری که در گزارش های مالی تهیه و ارائه می شود، سود خالص است که کاربردهای متفاوتی دارد. به طور معمول سود به عنوان عاملی برای تدوین سیاست های تقسیم سود و راهنمایی برای سرمایه گذاران و بالاخره عاملی برای پیش بینی به شمار می آید. حال بررسی محتوای اطلاعات سود حسابداری، از دیرباز مورد توجه محققان بوده است. بنابراین هدف این بررسی رابطه فرصت های رشد و معاملات با اشخاص وابسته با ضریب واکنش سود است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 160 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1398 تا 1402 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها علی است و از نظر هدف کاربردی و از لحاظ رویداد، پس رویدادی است. برای پردازش و آزمون فرضیه ها از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج به دست آمده حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان می دهد که فرصت های رشد با ضریب واکنش سود رابطه مثبت و معناداری دارد و معاملات با اشخاص وابسته با ضریب واکنش سود رابطه منفی و معناداری دارد.
بررسی نقش سرمایه های فکری و ایفای مسئولیت های اجتماعی در خلق ارزش افزوده اقتصادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
چشم انداز مدیریت مالی سال ۱۵بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۹
111 - 137
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر هم زمان سرمایه های فکری (فیزیکی، انسانی و ساختاری) و میزان مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت ها در خلق ارزش افزوده اقتصادی انجام شده است تا با ارائه راهکارهای عملی، به مدیران و سیاست گذاران در تخصیص بهینه منابع و تدوین راهبرد های یکپارچه برای خلق ارزش پایدار و بلندمدت کمک کند. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، تعداد ۱۲۹ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای دوره زمانی ۱۳۸۶ تا ۱۴۰۲ انتخاب شد و روش آزمون فرضیه ها، مدل رگرسیون چندگانه در مجموعه داده های ترکیبی و مدل داده کاوی شبکه های عصبی است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهند که با وجود آنکه ایفای مسئولیت های اجتماعی تأثیری مثبت و معنادار بر ارزش افزوده اقتصادی دوره جاری و یک دوره آتی دارد، اما تأثیر آن در دو دوره آتی معنادار نیست و لذا نمی توان به شواهدی کافی در خصوص تأثیرگذاری معنادار مسئولیت های اجتماعی بر ارزش افزوده اقتصادی آتی دست یافت. همچنین کارایی سرمایه های فکری علاوه بر ارزش افزوده اقتصادی دوره جاری، در دوره های آتی نیز تأثیر مثبت و معنادار دارد و با افزایش آن، ارزش افزوده اقتصادی شرکت ها به طور قابل توجهی افزایش می یابد. سایر یافته ها حاکی از آن است که ضرایب کارایی سرمایه انسانی و کارایی سرمایه فیزیکی تأثیرگذاری معناداری بر ارزش افزوده اقتصادی دوره های جاری و آتی دارند، اما ضریب کارایی سرمایه ساختاری فقط بر ارزش افزوده اقتصادی دوره جاری اثرگذار است. نتیجه گیری: با افزایش کارایی سرمایه های فکری، ارزش افزوده اقتصادی شرکت های نمونه به طور معناداری افزایش یافته است. همچنین، بر اساس روش های رگرسیون و داده کاوی، کارایی سرمایه فکری تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش افزوده اقتصادی آتی دارد که نشان دهنده تأثیرات بلندمدت آن بر ارزش افزوده اقتصادی و نقش مهم کارایی سرمایه های فکری در خلق ارزش افزوده شرکت ها است. اهرم مالی نیز جزو متغیرهای با بالاترین تأثیرگذاری بر ارزش افزوده اقتصادی در دوره های مختلف است. دانش افزایی: در حوزه مدیریت و اقتصاد، نقش سرمایه های فکری و مسئولیت های اجتماعی شرکت ها در خلق ارزش افزوده اقتصادی به عنوان دو عامل کلیدی مورد توجه گسترده قرار گرفته است. سرمایه های فکری شامل سرمایه انسانی، سرمایه ساختاری و سرمایه فیزیکی، به عنوان منابع نامشهودی که دانش، مهارت ها و فرآیندهای سازمانی را شکل می دهند، توانایی سازمان ها را در ایجاد مزیت رقابتی پایدار و افزایش بهره وری به طور چشمگیری ارتقاء می دهند. از سوی دیگر، ایفای مسئولیت های اجتماعی که شامل تعهدات اخلاقی و زیست محیطی شرکت ها نسبت به ذینفعان و جامعه است، علاوه بر بهبود تصویر سازمانی، می تواند اعتماد و وفاداری مشتریان را تقویت کرده و در نهایت به افزایش ارزش اقتصادی سازمان کمک کند. مطالعه اخیر نشان می دهد که ترکیب بهینه سرمایه های فکری با مسئولیت پذیری اجتماعی منجر به خلق ارزش افزوده اقتصادی پایدار و بلندمدت می شود، چرا که سرمایه های فکری با تأثیرات بلندمدت خود در بهره وری و نوآوری همراه با تأثیرات مثبت کوتاه مدت مسئولیت های اجتماعی در افزایش رضایت ذینفعان، مکمل یکدیگر هستند. بنابراین، ادغام راهبردی این دو مؤلفه می تواند شرکت ها را در مسیر توسعه پایدار و رقابت پذیری جهانی قرار دهد.
تاثیر نفوذ مدیریت و کمیته حسابرسی بر حسابرسان داخلی و ماهیت ضعف کنترل های داخلی بر ارزیابی حسابرسان داخلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
حسابرسان داخلی به عنوان یکی از ارکان کنترلی ضروری برای سازمان های امروزی به حساب می آیند به طوریکه واحد حسابرسی داخلی ابزاری مهم برای مدیربت جهت ارزیابی کنترل های داخلی و تعیین استراتژی های لازم برای بهبود عملکرد می باشد؛ لذا هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر نفوذ مدیریت یا کمیته حسابرسی و ماهیت ضعف کنترل های داخلی بر ارزیابی حسابرسان داخلی از ضعف های کنترل های داخلی است. این پژوهش از روش آزمایشی با طرح عاملی 2×2 بین گروهی بهره برده است. متغیرهای مستقلی که مورد دستکاری قرار گرفته اند شامل نفوذ کمیته حسابرسی و نفوذ مدیریت بر عملکرد حسابرسی داخلی و ماهیت ضعف کنترل های داخلی (ضعف فراگیر یا ضعف مربوط به فرایند خاص) است. نمونه آماری پژوهش شامل 123 نفر از حسابرسان شاغل در واحد حسابرسی داخلی شرکت ها در سال 1403 است که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. همچنین، فرضیه های پژوهش از طریق آزمون تحلیل واریانس و مقایسه میانگین با بهره گیری از نرم افزار اس پی اس اس، مورد آزمون قرار گرفت. نتایج تحلیل واریانس مربوط به متغیر ارزیابی حسابرسان داخلی نشان داد که احتمال ارزیابی ضعف کنترل های داخلی مربوط به فرایند خاص به عنوان ضعف با اهمیت توسط حسابرسان داخلی نسبت به ضعف فراگیر کنترل های داخلی بیشتر است. علاوه بر این، همسو با نظریه استدلال انگیزشی نفوذ کمیته حسابرسی یا مدیریت بر ارزیابی ضعف فراگیر کنترل های داخلی توسط حسابرسان داخلی تاثیر نمی گذارد، بطوریکه حسابرسان داخلی به منظور جلب رضایت مدیران و کمیته حسابرسی از گزارش ضعف های فراگیر اجتناب ورزیده و این کنترل داخلی را علیرغم نادیده گرفته شدن آن، به عنوان کنترل موثر تلقی می نمایند.
چالش های پیشگیری انتظامی از قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت انتظامی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
175-199
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: قاچاق سنگ های معدنی در کشور، ازجمله جرائمی است که در قالب تشکیل باندهای حمل ونقل، نگهداری، عرضه و فروش به اقتصاد کشور صدمه وارد کرده است. پیشگیری انتظامی درزمینه وقوع این جرم با چالش هایی روبه روست و تلاش دارد از شکل گیری باندهای قاچاق سنگ های معدنی جلوگیری کند؛ لذا این پژوهش با هدف شناسایی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در استان خراسان شمالی انجام شد. روش: تحقیق از نوع کاربردی است که با روش ترکیبی (کیفی کمّی) اجرا شده است. مشارکت کنندگان بخش کیفی، فرماندهان، مدیران و خبرگان انتظامی خراسان شمالی با حداقل ده سال سابقه مدیریت در حوزه پیشگیری انتظامی بودند که با روش قضاوتی هدفمند انتخاب شدند و مصاحبه از ایشان تا اشباع نظری ادامه داشت. جامعه آماری بخش کمّی نیز 125 نفر از کارکنان پلیس مبارزه با قاچاق کالا بودند که به صورت تمام شمار تعیین شدند. ابزار گردآوری در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمّی، پرسش نامه محقق ساخته بود و داده ها با روش تحلیل عاملی اکتشافی تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: بررسی چالش های پیشگیری انتظامی قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، فرصت های بهبود را در سه محور کلیدی شناسای می کند: در سطح ساختاری، تقویت زیرساختها، تدوین خط مشی های هدفمند، استقرار سیستم نظارتی پیشرفته و ایجاد سامانه اطلاعاتی یکپارچه؛ در بعد رفتاری، ارتقای دانش نیروی انسانی از طریق آموزش های تخصصی و تقویت همکاری بین سازمانی؛ و در حوزه محیطی، اجرای پویش های فرهنگ سازی، بازنگری سیاست های کلان و ساماندهی بازارهای معاملاتی ضروری است. نتیجه گیری: برای مقابله با قاچاق سنگ های معدنی در خراسان شمالی، بهبود در سه محور1- ساختار، با تقویت زیرساخت ها، نظارت پیشرفته و سامانه های اطلاعاتی یکپارچه 2- محور رفتاری، از طریق آموزش نیروی انسانی و افزایش همکاری بین سازمانی و 3-محور محیطی، با فرهنگ سازی، بازنگری سیاست ها و ساماندهی بازارها ضروریست. این اقدامات یکپارچه می توانند به کاهش قاچاق و بهبود وضعیت انتظامی کمک کنند.
تاثیر دانش و تردید حرفه ای حسابرسان داخلی بر به کارگیری هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی تأثیر دانش و تردید حرفه ای حسابرسان داخلی بر میزان پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای حسابرسی داخلی می پردازد. با توجه به پیشرفت فناوری های نوین، درک عوامل فردی مؤثر بر پذیرش این فناوری می تواند به بهبود دقت و کارایی فرآیندهای حسابرسی کمک کند. داده های این پژوهش از ۲۴۴ حسابرس داخلی گردآوری و با استفاده از روش حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی ال اس تحلیل شد. پیش از بررسی مدل ساختاری، شاخص های پایایی و روایی مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد که دانش حسابرسان داخلی تأثیر مثبت و معناداری بر میزان به کارگیری هوش مصنوعی دارد، به این معنا که حسابرسانی با سطح دانش بالاتر، تمایل بیشتری به استفاده از این فناوری دارند. در مقابل، برخلاف انتظار، تردید حرفه ای تأثیر معناداری بر پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی نداشت. این یافته ها بیانگر آن است که سطح آگاهی و آموزش تخصصی حسابرسان داخلی، بیش از تردید حرفه ای، عامل کلیدی در پذیرش و استفاده از هوش مصنوعی در فرآیندهای حسابرسی است. یافته های این پژوهش از این طریق که بر لزوم توسعه دانش حسابرسان داخلی از طریق برنامه های آموزشی تخصصی هوش مصنوعی و ایجاد زیرساخت های مناسب برای یادگیری آن و تاثیر آنها بر افزایش اعتماد و پذیرش هوش مصنوعی توسط حسابرسان داخلی تاکید دارد، به توسعه ادبیات حوزه حسابرسی داخلی و فناوری های نوین کمک می کند. افزایش اعتماد و پذیرش مذکور نه تنها موجب استفاده گسترده تر از این فناوری در فرآیندهای حسابرسی داخلی خواهد شد، بلکه می تواند به بهبود کیفیت و کارایی فرایندهای حسابرسی نیز منجر شود. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای مطالعات آینده در زمینه تأثیر فناوری های دیجیتال بر حرفه حسابرسی داخلی فراهم آورد.
طراحی و تبیین مدل برندسازی احساسی در برندهای لوکس پوشاک مبتنی بر ارزش های فرهنگی و اجتماعی شهری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف طراحی مدلی جامع برای برندسازی احساسی در برندهای لوکس پوشاک با تأکید بر نقش ارزش های فرهنگی و اجتماعی شهری در ایجاد ارتباط عاطفی با مصرف کنندگان انجام شد. روش پژوهش به صورت ترکیبی (کیفی و کمی) انجام گرفت. در بخش کیفی، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شد که طی آن ۱۵ مصرف کننده محصولات لوکس به عنوان مشارکت کنندگان انتخاب شدند. داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با این افراد، با نرم افزار NVivo تحلیل شد و منجر به استخراج 5 مولفه اصلی و ۴۵ مضمون کلیدی گردید. در بخش کمی، حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد که بر اساس آن، ۳۸۴ مصرف کننده از برندهای لوکس پوشاک برای پاسخگویی به پرسشنامه پژوهش انتخاب شدند. سپس، تحلیل داده ها با روش مدل سازی معادلات ساختاری (PLS-SEM) در نرم افزار Smart PLS انجام شد. جامعه آماری شامل مصرف کنندگان برندهای لوکس پوشاک در ایران بود. یافته های پژوهش نشان داد که مؤلفه های برندسازی احساسی شامل پنج بعد اصلی هستند: ارزش های فرهنگی-تاریخی (مانند اصالت برند، نوستالژی، و روایت برند)، تجارب حسی-ادراکی (مانند غرور مالکیت و ارزش نمادین)، هویت اجتماعی-نمادین (مانند کیفیت ادراک شده و طراحی منحصربه فرد)، ارتباط عاطفی-روانی (مانند شخصی سازی و اعتبار برند)، و ثبات و یکپارچگی برند (مانند انسجام سبک و انحصارطلبی). نتایج تحلیل کمی نشان داد که مؤلفه های فرهنگی-تاریخی(0.56β=) و هویت اجتماعی-نمادین (0.65β=) بیشترین تأثیر را دارند. همچنین، شاخص های کیفیت ادراک شده و توجه به جزئیات با ضریب مسیر بالا (0.6β>) به عنوان عوامل کلیدی در فرآیند برندسازی احساسی شناسایی شدند. یافته های این پژوهش راهکارهایی عملی برای مدیران برندها ارائه می دهد، از جمله تقویت روایت های فرهنگی، طراحی محیط های فروش حسی، و استفاده از فناوری های دیجیتال برای تعامل شخصی شده. همچنین، محدودیت های پژوهش مانند تمرکز بر بازار ایران زمینه را برای مطالعات تطبیقی در سایر فرهنگ ها باز می گذارد. در نهایت، برندسازی احساسی در صنعت پوشاک لوکس فراتر از کیفیت محصول، نیازمند خلق تجربیات عمیق فرهنگی و اجتماعی شهری است. این پژوهش با ارائه مدلی کاربردی، گامی مؤثر در جهت تقویت جایگاه برندهای داخلی و بین المللی در بازار رقابتی امروز برداشته است.
Providing an Intelligent Model to Detect Fraud in Financial Statements(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Some companies manipulate financial statements to users and commit fraud. Therefore, effort to detect fraud is essential. Meanwhile, data mining techniques have increasingly popular. This article aimed to use an advanced model to detect fraudulent financial statements and compare it with the other methods. Crowd optimization algorithms have been considered to solve many optimization problems, but so far, they have not been used in fraud detection research to determine the optimal value of SVM parameters and optimize ANN architecture. In this research, for the first time, the PSO algorithm was used as one of the best innovative optimization algorithms for these optimizations due to its memory and high convergence speed, as well as having solutions for exiting from local optimal points and cooperation and information sharing between particles to detect fraud. For this purpose, the financial statements of companies admitted to the stock exchange from 2017 to 2023 were reviewed. The findings showed that the SVM-PSO method, with 89.86%accuracy, compared to the ANN-PSO method, with 80.43%accuracy, and the LR method, with 69.57%accuracy, performs better in identifying suspected fraudulent financial statements. Combining the PSO algorithm with the SVM method has proven superior to other methods due to SVM's high ability to reduce false negatives and PSO's ability to fine-tune its parameters. This combination can be used for high-accuracy financial statement fraud detection.
ارزیابی توانمندی و تعیین شکاف فناوری در صنعت انرژی بادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
77 - 100
حوزههای تخصصی:
با توجه به وضعیت اقتصادی در کشور، حرکت به سمت موضوع ساخت داخل به ویژه تجهیزات مرتبط با نیروگاه های تجدیدپذیر با توجه به تحریم های متمادی در سال های اخیر مورد تاکید سیاست های کلان کشور است. یکی از الزامات تدوین سیاست های ساخت داخل، ارزیابی توانمندی فناوری کشور در زمینه انرژی های تجدیدپذیر است. در این مقاله سعی گردیده تا با استفاده از نظر خبرگان و به صورت نمونه گیری هدفمند غیراحتمالی، سطح توانمندی فناوری زنجیره ارزش صنعت انرژی بادی در کشور، سطح بالفعل و بالقوه توانمندی فناوری بررسی و احصاء گردد. سپس با استفاده از مدل اطلس فناوری، شکاف فناوری میان سطح بالفعل و بالقوه در حوزه های مختلف سخت افزار، نرم افزار، سازمان افزار و انسان افزار در حوزه های اصلی این صنعت شناسایی و تبیین گردیده است. در این تحقیق مشخص گردیده است که سطح توانمندی بالفعل قطعات اصلی گیربکس، ژنراتور، هاب، برج و سیستم کنترل توربین های بادی محور مقیاس بزرگ «توان ساخت با درصدی طراحی بومی» و توان بالقوه آن ها نیز «توان ساخت با 100درصد طراحی بومی» است. در مورد پره نیز به دلایل خاص دانشی، مواد اولیه و سخت افزاری، توان فعلی فناورانه «توان مونتاژ» و «توان ساخت با درصدی طراحی بومی» و توان بالقوه آن نیز «توان ساخت با 100درصد طراحی بومی» است. همچنین چالش فناورانه مشترک میان بسیاری از حوزه های اصلی این صنعت را می توان «کمبود بازار انبوه»، «کمبود توجیه اقتصادی تولید محدود قطعات»، «کمبود تجهیزات تست و آزمایشگاهی»، «کمبود بودجه تحقیق و توسعه در صنایع، دانشگاه ها و پژوهشگاه های کشور» و در برخی از موارد «کمبود ماشین آلات ساخت» دانست.
مدل سازی ساختاری- تفسیری رهبری استراتژیک در کسب وکار صنعت نفت جزیره سیری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش، با هدف مدل سازی ساختاری تفسیری رهبری استراتژیک در کسب وکار صنعت نفت انجام شد و روش پژوهش حاضر توصیفی پیمایشی است. بدین منظور جامعه آماری تحقیق حاضر را خبرگان صنعت نفت منطقه عملیاتی جزیره سیری تشکیل دادند و حجم نمونه تعداد خبرگان شرکت کننده در ISM، 25 نفر در نظر گرفته شد و برای سنجش متغیرهای تحقیق از پرسشنامه مقایسات زوجی که روایی و پایایی آن به تأیید رسیده، استفاده شد. نتایج نشان داد که هفت سطح اثرگذاری بر رهبری استراتژیک در کسب و کار صنعت نفت وجود دارد. با توجه به سطوح اثرگذاری، تعیین مأموریت و رسالت سازمان به عنوان متغیر مستقل و کلیدی، دارای بیشترین نفوذ و کمترین وابستگی در مدل بود. رهبری استراتژیک کارآمد به عنوان یکی از مهم ترین پشتوانه های رشد اقتصادی است که اهتمام به آن می تواند موجب شکل گیری روند مناسبی از رشد در تمامی عرصه های اقتصادی و اجتماعی کسب و کار صنعت نفت جزیره سیری شود.
عوامل موفقیت پیاده سازی هوش مصنوعی در صنعت دارو؛ دلالت هایی برای صنعت داروسازی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
149 - 197
حوزههای تخصصی:
هوش مصنوعی به عنوان یکی از فناوری های نوظهور با توانمندسازی فرآیندهای تحقیق و توسعه، بهینه سازی تولید، بهبود تصمیم گیری های کلان و تاثیرات متعدد دیگر، نقشی حیاتی در ارتقا و بلکه تحول صنعت داروسازی می تواند ایفا کند. این پژوهش به بررسی عوامل موفقیت در پیاده سازی هوش مصنوعی در صنعت داروسازی پرداخته و دلالت های آن را برای صنعت داروسازی جمهوری اسلامی ایران تحلیل می کند. تحقیق حاضر با استفاده از رویکرد مرور نظام مند و تحلیل مضمون انجام شده است و نتایج آن توسط خبرگان صنعت دارو مورد تأیید قرار گرفته است. در مرحله نخست، 2618 مقاله شناسایی و پس از غربالگری اولیه، 318 مقاله انتخاب شد که در نهایت 119 مقاله به طور کامل مورد بررسی قرار گرفت. فرایند کدگذاری با روش تحلیل مضمون، منجر به استخراج 2390 مضمون پایه و 35 مضمون سازمان دهنده شده است. همچنین در نهایت با استفاده از تحلیل عاملی و مبتنی بر نظرات خبرگان صنعت دارو مضامین شناسایی شده به عنوان مولفه های مدل تایید و منتج به 8 دسته اصلی عوامل حیاتی زیرساخت، عوامل سازمانی، عوامل انسانی، پویایی، رقابت پذیری، پیچیدگی و داده های موردنیاز سیستم شده است. در نهایت، دلالت هایی برای پیاده سازی هوش مصنوعی در صنعت داروسازی ایران مبتنی بر کدهای استخراج تبیین و پیشنهاد شده است.
بررسی توجه سرمایه گذاران و واکنش های بازار به اعلان های اولیه در فرایند ادغام و اکتساب در شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
167 - 185
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، بررسی توجه سرمایه گذاران و واکنش های بازار به اعلان های اولیه در فرایند ادغام و اکتساب در شرکت های پذیرفته شده در سازمان بورس اوراق بهادار تهران میباشد. قلمرو زمانی پژوهش حاضر مشتمل بر دوره 8 ساله از 1395 تا 1402 و مکان تحقیق بورس اوراق بهادار تهران و شرکتهای پذیرفته شده در بورس می باشد. به منظور بررسی صحت فرضیههای پژوهش، از رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر دادههای ترکیبی با اثراث ثابت و از نرم افزار ایویوز 11 استفاده شده است. نتایج فرضیه اول پژوهش نشان داد که معاملات زود اعلام شده نسبت به معاملات دیر اعلام شده، توجه سرمایه گذاران را بیشتر جلب می کنند. نتایج تحلیلی فرضیه دوم نشان داد که معاملات اعلام شده زودهنگام بر واکنش های کوتاه مدت بازار از منظر بازده غیرعادی بالاتر در کوتاه مدت تاثیرگذاری معنادار و مثبتی دارند. نتایج تحلیلی فرضیه سوم نشان داد که که معاملات اعلام شده زودهنگام بر واکنش های بلندمدت بازار از منظر بازده غیرعادی بالاتر در بلندمدت تاثیرگذاری معنادار و منفی دارند.
تحولات بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد در ایران و آمریکا
حوزههای تخصصی:
بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد به منظور دستیابی به بهبود فرآیند های بودجه، کارائی، شفافیت ،پاسخگویی و تخصیص بودجه بر اساس عملکرد در راستای حداکثر نمودن منافع اجتماعی برنامه ها تحت تأثیر رویکرد مدیریت عمومی نوین دستخوش تغییر و تحولات متعددی گردیده است. ایران یکی از کشور هایی است که در آن الزامات قانونی متعددی بر اجرای نظام بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد تأکید شده است. در این راستا وضعیت فعلی این نظام بودجه ریزی در ایران و تجربه آمریکا با هدف شناسایی عواملی که در اصلاح و اجرای این نظام بودجه ریزی اثرگذار است ارائه گردید.تجربه کشور مذکور نشان می دهد بهبود زیرساخت های اطلاعاتی و سیستم های بهای تمام شده در سازمان ها ، اصلاح ساختار برنامه های راهبردی کلان و فرآیند تدوین برنامه های عملیاتی دستگاه های اجرایی، تدوین و اصلاح فرآیند های ارزیابی عملکرد سازمانی وارزیابی عملکرد مدیران و تناسب بین الزامات قانونی وضع شده با شرایط و محدودیت ها در اجرا عواملی هستند که در رفع موانع و تسهیل فرآیند اجرای این نظام بودجه ریزی در کشور حائز اهمیت و نقش مؤثری دارند. این پزوهش بینش جدید و درک جامعی از پذیرش و اجرای بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد ارائه می کند.
توانایی مدیران و ساختار بدهی: شواهدی از محیط گزارشگری مالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست های تأمین مالی که مدیران اتخاذ می کنند، نقش مهمی در ریسک و ایجاد ثروت برای سهام داران دارد؛ بنابراین، شناخت عوامل مؤثر در تصمیم های تأمین مالی مدیران اهمیت بسیار دارد؛ ازاین رو هدف این پژوهش بررسی تأثیر توانایی مدیران بر استفاده از بدهی های کوتاه مدت باتوجه به نقش تعدیلگر محدودیت مالی و کیفیت گزارشگری مالی است. شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به عنوان جامعه آماری این پژوهش در نظر گرفته شده است و تعداد 100 شرکت در بازه زمانی 1391 لغایت 1401 با استفاده از روش غربالگری به عنوان نمونه انتخاب شد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از الگوی رگرسیون چندمتغیره مبتنی بر داده های ترکیبی و روش حداقل مربعات تعمیم یافته استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد که توانایی مدیران بر سررسید بدهی ها تأثیر مثبت دارد؛ علاوه براین، محدودیت مالی بر رابطه توانایی مدیران و سررسید بدهی تأثیر ندارد؛ درنهایت یافته ها نشان داد که در شرکت های دارای کیفیت گزارشگری بالاتر، نقش توانایی مدیران در استفاده از بدهی های کوتاه مدت پررنگ تر است. مدیران با توانایی بالا که دارای دانش تجاری برتر با انگیزه های قوی برای برقراری ارتباط با توانایی برتر خود هستند، تمایل دارند تا از نسبت بیشتری از بدهی های کوتاه مدت استفاده کنند؛ درنتیجه عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش می دهند و شهرت خود را تقویت می کنند.
طراحی مدل مدیریت اسکیزوفرنی برند در باشگاه های ورزشی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات بازاریابی نوین سال ۱۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۷)
151 - 172
حوزههای تخصصی:
اسکیزوفرنی برند، اصطلاحی مدرن در ادبیات مدیریت برند است که به معنای بروز تضاد و گسست در تصویر، پیام و هویت برند در ذهن مخاطبان است. هدف پژوهش حاضر طراحی مدل مدیریت اسکیزوفرنی برند در باشگاه های ورزشی است. روش پژوهش، کیفی از نوع داده بنیاد (رویکرد سیستماتیک) است. مشارکت کنندگان شامل متخصصان حوزه مدیریت بازاریابی و خبرگان حوزه بازاریابی ورزشی شهر اصفهان (جمعاً 11 نفر) بوده اند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه های نیمه ساختاریافته بود. برای تحلیل داده ها از کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) استفاده شده است. برای اعتباربخشی پژوهش از راهبردهای همسوسازی، دوستان منتقد و تعامل عمیق با شرکت کنندگان استفاده شد. یافته ها نشان داد که شرایط علّی شامل ویژگی های مدیران، وضعیت اقتصادی و اجتماعی است. شرایط زمینه ای مشتمل بر عوامل سازمانی، مدیریت نادرست برند، موضع یابی برند در ارتباط با مشتریان، آوای ناموزون و نامتوازن برند، موقعیت یابی نامناسب، ناهماهنگی برند، فقدان مدیریت استراتژیک و تناقض های راهبردی بود. عوامل مداخله گر نیز شامل شخصیت سازی ناسازگار رسانه ها، ادراک مشتریان و فضای رقابتی بازار بودند. راهبردهای شناسایی شده عبارت بودند از: طراحی برند، برنامه های ترویجی، نهادینه سازی هویت برند، مدیریت منابع انسانی، شکل دهی تصویر شفاف از برند، تحلیل محیطی، ارتباط با مشتریان و اقدامات اجتماعی؛ درنهایت بهره مندی از راهبردهای ارائه شده می تواند پیامدهای مثبتی برای مشتریان، مدیران و سازمان داشته باشد و به اشاعه و ترویج مطلوب برند منجر شود.
مطالعه دگرسنجی بروندادهای علمی بین المللی پژوهشگران ایرانی در حوزه پیوند(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
منبع:
مدیریت سلامت دوره ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۰۰)
70 - 81
حوزههای تخصصی:
مقدمه: سنجش و ارزیابی وضعیت دگرسنجی بروندادهای علمی پژوهشگران ایرانی در حوزه پیوند از اهمیت برخوردار است. پژوهش حاضر با هدف بررسی حضور بروندادهای علمی پژوهشگران ایرانی در حوزه پیوند در رسانه های اجتماعی انجام شد. روش ها: این پژوهش با استفاده از شاخص های علم سنجی و دگرسنجی انجام شد. جامعه پژوهش شامل بروندادهای علمی پژوهشگران ایرانی در حوزه پیوند است که تا زمان گردآوری داده های پژوهش (اردیبهشت 1403) در پایگاه وب آو ساینس نمایه شده بودند. داده ها با استفاده از این پایگاه WOSو آلتمتریک اکسپلورر گردآوری و با استفاده از نرم افزارهای اکسل، SPSS (نسخه 23) و آمار توصیفی و استنباطی تحلیل شد. یافته ها: تعداد 415 مقاله دست کم یک بار در رسانه های اجتماعی مورد توجه قرار گرفته بود. بروندادهای علمی پژوهشگران ایرانی در حوزه پیوند 11902 بار به وسیله کاربران مندلی خوانده شده اند. بیشترین میزان توجه به این مقاله ها در رسانه اجتماعی ایکس، ثبت اختراع ها و اخبار رخ داده است. آزمون همبستگی نشان دهنده وجود رابطه آماری معنادار مثبت بین شمار استنادهای دریافتی مقاله ها WOSو نمره دگرسنجی آنها است. همچنین، بین شمار استنادها WOSو تعداد خوانندگان مندلی از نظر آماری رابطه معنادار مثبت وجود داشت. نتیجه گیری: به نظر می رسد که دگرسنجه ها می توانند در کنار شاخص های استنادی سنتی برای سنجش اثرگذاری بروندادهای علمی حوزه پیوند در کشور مورد استفاده قرار گیرند. آگاهی هر چه بیشتر پژوهشگران از شاخص های مبتنی بر فعالیت در محیط های رسانه های اجتماعی و اهمیت آنها ضرورت دارد.
شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر گردشگری زیارت در شهر قم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اقتصاد و مدیریت شهری سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۲
31 - 49
حوزههای تخصصی:
گردشگری مذهبی در کنار ظرفیت درآمدزایی، می تواند منجر به تقویت نقش فراملی کشورها شود. شهر قم به دلیل جذابیت های فرهنگی، مذهبی و دینی، قابلیت های زیادی در حوزه گردشگری مذهبی و زیارت دارد. گردشگری زیارت یکی از انواع گردشگری مذهبی با رویکرد فرهنگی و اجتماعی است. از این رو با توجه به تفاوت میان گردشگری مذهبی و زیارت و تأکید روایات به امر زیارت، در این مطالعه به مقوله گردشگری زیارت پرداخته شده است. برای تحلیل داده ها و اولویت بندی عوامل به ترتیب روش های دلفی فازی و مارکوس مورد استفاده قرار گرفته است. نمونه گیری بصورت قضاوتی بوده و جامعه نظری مورد استفاده، نخبگان دانشگاهی و فعالان گردشگری بوده است. داده های موردنیاز با استفاده از مصاحبه و پرسش نامه های خبره سنجی استخراج شده است. در گام نخست، 32 عامل با استفاده از مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان استخراج شد و با توزیع پرسش نامه های خبره سنجی و روش دلفی فازی، 10 عاملی که دارای عدد دیفازی بالاتر از 7/0 بودند، غربال شدند. در نهایت اولویت بندی نهایی براساس روش مارکوس انجام گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که تولید محصولات متناسب با الگوی ایرانی-اسلامی، عرضه انواع محصولات با رویکرد هنر اسلامی، تأمین تجهزات رفاهی از سوی مکان های مذهبی، گسترش خدمات و محصولات طب اسلامی و سنتی، امکان اسکان موقت و ارزان، ارائه خدمات و تسهیلات رفاهی از سوی مکان های مذهبی، طراحی و برگزاری دوره های آموزشی کاربردی در حوزه اسلامی و وجود مراکز آموزشی و پژوهشی اسلامی به ترتیب بیشترین اولویت را در توسعه گردشگری زیارت در شهر قم دارند.