علیرضا شکوهی

علیرضا شکوهی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

بازطراحی فرآیندهای صنعتی با الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب و کار: مطالعه موردی برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه ریزی تولید باز مهندسی فرآیندهای کسب و کار روش منگانلی- کلاین سیستم یکپارچه برنامه ریزی منابع سازمان مدیریت بهره وری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۶
مقدمه و اهداف: صنعت تایرسازی به دلیل نقش حیاتی در کاربرد خودرو و حمل ونقل و وابستگی آن به مشتقات نفتی، جایگاه مهمی در اقتصاد ایران دارد. بیش از 60 درصد مواد اولیه تایرسازی از مشتقات نفتی است و ایران با دارابودن منابع نفتی، از کشورهای مستعد در این صنعت محسوب می شود.این پژوهش با هدف بهبود کارایی و چابکی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی انجام شده است. هدف اصلی این بازطراحی، ایجاد یکپارچگی جریان داده ها و دسترسی لحظه ای به اطلاعات بود. این اقدامات تصمیم گیری را در صنعت تایر تسهیل کرده، سرعت پاسخ گویی به تغییرات بازار را افزایش داده و برنامه های تولید را به هنگام می کند که در نهایت موجب حفظ مزیت رقابتی سازمان های فعّال در این حوزه می شود. وجه نوآورانه این پژوهش در به کارگیری الگو و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار برای بازمهندسی فرآیند برنامه ریزی تولید در صنعت تایرسازی است. در حالی که در بسیاری از صنایع، مدل سازی فرآیندهای کسب وکار به عنوان ابزاری کلیدی برای بهینه سازی عملیات استفاده شده است، به کارگیری این روش در صنعت تایرسازی تاکنون مورد توجه کافی قرار نگرفته است. این پژوهش با تمرکز بر یکپارچه سازی داده ها، کاهش گلوگاه های اطلاعاتی و افزایش چابکی سیستم، چارچوبی جدید برای بازطراحی فرآیندهای تولید در یک مطالعه موردی تایرسازی در ایران ارائه می دهد که می تواند به عنوان الگویی برای سایر صنایع مشابه مورد استفاده قرار گیرد. روش ها: در این پژوهش کاربردی، از مدل سازی فرآیندهای کسب وکار و «مدل و نشانه گذاری فرآیند کسب وکار» برای بازطراحی فرآیندها و از روش های تحقیق کیفی شامل مشاهده مشارکتی و مصاحبه های عمیق جهت جمع آوری اطّلاعات استفاده شده است. برای تحلیل فرآیندهای کسب وکار و بازمهندسی آن ها، از الگوی پنج مرحله ای منگانلی-کلاین استفاده گردید. این مراحل شامل تعریف اهداف و آمادگی برای پروژه بازطراحی، انتخاب فرآیندهای کلیدی، مطالعه عملکرد فعلی، طراحی فناوری اطلاعات برای فرآیندهای جدید و در نهایت پیاده سازی فرآیندها و محیط های کاری جدید است. یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد که فرآیند برنامه ریزی تولید با چالش هایی نظیر عدم تطابق اهداف بازاریابی با قابلیت های تولید، فقدان یکپارچگی اطلاعات و ناکارآمدی سیستم های موجود مواجه است. در مدل بازطراحی شده، درخواست های بازار از طریق واحد فروش به سیستم یکپارچه ارسال و داده ها تحلیل، اعتبارسنجی و پردازش می شوند. برنامه تولید ماهانه بر اساس اطلاعات به روز و ظرفیت گلوگاه ها تدوین و تأیید شده، سپس به برنامه روزانه تبدیل و برای اجرا ارسال می شود. در صورت تغییر نیازهای فروش، این تغییرات بررسی شده و فرآیند برنامه ریزی مجدداً طی می شود تا تطبیق پذیری تولید با تقاضای بازار افزایش یابد. نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از فناوری اطلاعات در بازمهندسی فرآیندهای کسب وکار صنعت تایرسازی، باعث بهبود چابکی و کارایی فرآیند برنامه ریزی تولید می شود. سیستم یکپارچه برنامه ریزی منابع سازمان، کلیه مراحل ظرفیت سنجی و برنامه ریزی ایستگاه های کاری را به صورت خودکار انجام می دهد. این رویکرد، فرآیند تصمیم گیری را تسریع کرده، انعطاف پذیری سازمان را در برابر تغییرات بازار افزایش داده و موجب کاهش زمان پاسخ گویی می شود. از دیگر مزایای این بازمهندسی می توان به بهبود رضایت مشتریان و افزایش بهره وری سازمان اشاره کرد. استفاده از فناوری اطلاعات در این فرآیند، امکان پردازش سریع و دقیق اطلاعات را فراهم کرده و توانایی سازمان در مواجهه با شرایط متلاطم بازار را تقویت می کند. همچنین، این سیستم موجب کاهش تداخلات بین واحدهای سازمانی شده و برنامه ریزی تولید را به طور مداوم بهینه سازی می کند. نتایج تحقیق تأیید می کند که پیاده سازی فرآیندهای بازطراحی شده، علاوه بر بهبود کارایی، به تنظیم دقیق تر برنامه های تولید کمک کرده و مزیت رقابتی سازمان را تقویت می کند.
۲.

استفاده از مشخصه های مرفولوژیکی در رودخانه های دایمی برای تعیین حداقل نیاز آبی محیط اکولوژیکی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: محیط زیست رودخانه مشخصه های مرفولوژیکی نیاز آبی اکولوژیکی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۸ تعداد دانلود : ۱۱۹۹
مقاله حاضر به بررسی یکی از مهم ترین مسائل کشورهای دارای مسئلة کم آبی و رقابت مصرف کنندگان برای تخصیص آب پرداخته است. در این مقاله ضمن تعریف حداقل نیاز آبی لازم برای زنده مانی رودخانه ها، با به چالش کشیدن روش مورد استفاده در ایران (روش مونتانا)، به تشریح الگوریتمی پرداخته شده است که میتواند در مناطق فاقد اطلاعات مناسب میدانی از محیط اکولوژیکی با دقتی مناسب حداقل نیاز آبی زیست محیطی را محاسبه کند. روشهای مورد بررسی در این تحقیق را میتوان در دو دستة روشهای هیدرولوژیکی و هیدرولیکی جای داد. از دستة اول روش تنانت (مونتانا) و از دستة دوم روش محیط خیس شده با دو الگوریتم متفاوت شیب منحنی و حداکثر انحنا مورد بحث و بررسی قرار گرفته اند. دو روش مزبور در مطالعه ای موردی در ایران به معرض قضاوت گذاشته شده و تناسب میان روش پیشنهادی، که از مشخصه های مرفولوژیکی رودخانه استفاده میکند، و شرایط طبیعی رودخانه ای دایمی با استفاده از تحلیل های آماری نشان داده شده است. بر اساس نتایج به دست آمده در این پژوهش، استفاده از روش مونتانا با تحمیل استرس بر سیستم هیدرولوژیکی میتواند انتخابی نامناسب برای تعیین جریان حداقل برای حفظ محیط اکولوژیکی رودخانه ها باشد. تحقیق حاضر نشان میدهد که برای مطالعة موردی انجام شده نتایج روش هیدرولیکی حداکثر انحنای منحنی، از تطابق بیشتری با محیط برخوردار است. روش شیب منحنی برای حداقل دبی زیست محیطی مقادیری بسیار بزرگتر از دبی متوسط رودخانه را پیشنهاد میکند که میتواند در مناطقی دارای با بحران آب سؤال برانگیز باشد.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان