فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۴۱ تا ۲٬۴۶۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
Spiritual experiences are essential to individual well-being, offering profound emotional, psychological, and religious benefits. Pilgrimage sites, especially sacred spaces, provide a unique environment for pilgrims to experience personal renewal and spiritual transformation. This study investigates the spiritual experiences of young pilgrims at the Razavi Holy Shrine in Mashhad, Iran, a key pilgrimage site for Shia Muslims. Using an exploratory-descriptive qualitative approach and thematic analysis, the research identifies three main themes: Spiritual Well-being, Connectedness, and Consciousness, each with several subthemes. Spiritual Well-being encompasses positive emotions, energy, happiness, purification, and peace and tranquility, emphasizing the emotional uplift and inner peace experienced by pilgrims. Connectedness includes pilgrims’ connection with God, expressing needs and seeking divine favor, receiving blessings and assistance, and fostering ties with religion and holy leaders. This highlights the shrine’s role in deepening spiritual bonds and providing divine support. Consciousness involves experiences of detachment from routine life, timelessness, self-reflection, and religious awareness, illustrating how the pilgrimage fosters introspection and spiritual enlightenment. These findings contribute to the understanding of religious pilgrimage and spiritual transformation, offering valuable insights for scholars, policymakers, and pilgrimage site administrators. Recognizing the dimensions of spiritual experiences can enhance spiritual tourism and guide future research on spiritual psychology and the transformative power of sacred spaces.
بررسی تأثیر هزینه های سیاسی و خوانایی گزارشگری مالی بر تهور مالیاتی
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
229 - 241
حوزههای تخصصی:
تهور مالیاتی به دامنه محدودتری از رفتارهای اجتناب مالیاتی اشاره دارد که به طور خاص متهورانه باشد. در واقع حمایت ضعیفتر قانونی از وضعیت مالیاتی شرکت، به طور منطقی نشان دهنده تهور مالیاتی آن شرکت است؛ سیاستهای متهورانه مالیاتی اغلب مدیریت کاهشی سود مشمول مالیات از طریق فعالیتها و اقدامات برنامه ریزی مالیاتی است که می تواند قانونی یا غیرقانونی باشد هدف این پژوهش بررسی تأثیر هزینه های سیاسی و خوانایی گزارشگری مالی بر تهور مالیاتی است. جامعه آماری پژوهش شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و نمونه مورد مطالعه، شامل 160 شرکت پذیرفته شده طی سال های 1398 تا 1402 است. روش پژوهش توصیفی و از نظر ارتباط بین متغیرها همبستگی است و از نظر هدف کاربردی است. برای پردازش و آزمون فرضیه از روش رگرسیونی و داده های تابلویی و همچنین مدل اثرات ثابت استفاده شده است. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل فرضیه نشان داد که هزینه های سیاسی بر تهور مالیاتی تأثیر مثبت و معناداری دارد و خوانایی گزارشگری مالی بر تهور مالیاتی تأثیر منفی و معناداری دارد.
دسته بندی چارچوب های خودانتظامی جهت توسعه اقدام های کارکردی در حرفه حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۰
157 - 180
حوزههای تخصصی:
هدف: افزایش نظارت ها بر حرفه حسابرسی، امروزه به شکل خود انتظامی تعریف شده تا از طریق فرآیندهای کنترلی، مشروعیت حرفه حسابرسی را گسترش دهد. این مطالعه به دنبال دسته بندی چارچوب های خودانتظامی جهت توسعه اقدام های کارکردی در حرفه حسابرسی است. روش: ماهیت این مطالعه به لحاظ روش شناسی اکتشافی و ترکیبی است که طی فرآیند مصاحبه در بخش کیفی، به دنبال شناسایی مضامین گزاره ای مرتبط با پدیده مورد بررسی است. سپس با الگو قراردادن رویکرد کلایزی (1978)، به دنبال نوع شناسی چارچوب های خودانتظامی به عنوان هدف بخش کمی است. در این مطالعه ابتدا با 13 نفر از خبرگان حسابداری مصاحبه شد تا محورهای خود انتظامی مشخص شوند، سپس از طریق یکپارچه کردن گزاره های شناسایی شده، از طریق مشارکت 22 نفر از حسابرسان باتجربه، نسبت به پیاده سازی ماتریس مرجع چارچوب های خودانتظامی اقدام شود. یافته ها: نتایج در بخش کیفی از ظهور 24 مضمون گزاره ای برای دسته بندی چارچوب های نوع شناسی خود انتظامی بود که مورد تأیید قرار گرفت. نتایج در بخش کمی نیز وجود 4 طبقه شناختی را نشان می دهد می تواند فرایند پیاده سازی کارکردهای خود انتظامی را توسعه بخشد. نتیجه گیری: این نوع شناسی شامل 4 مقوله کارکردهای نهادی؛ کارآمدی فردی؛ ارزش ها و ساختار شغلی است. مطالعه حاضر به لحاظ دانش افزایی نشان می دهد دستیابی به سطحی از شناخت تفکیک شده در بستر حرفه حسابرسی را دنبال می نماید.
شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل ونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش شناسایی عوامل موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل و نقل دریایی با تمرکز بر خدمات هوشمند دولت بوده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش کیفی انجام شده است که با توجه به هدف آن، یک پژوهش کاربردی است. اطلاعات و داده های تحقیق با مصاحبه عمیق با 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران حوزه فناوری اطلاعات یا عملیات دریایی و بندری مرتبط با صنعت حمل ونقل دریایی شامل کارشناسان و مدیران ستاد مرکزی سازمان بنادر و دریانوردی و بندر بوشهرگردآوری شده است. روش نمونه گیری در این پژوهش به صورت هدفمند می باشد که پس از 12 مصاحبه اشباع نظری حاصل شد. برای تحلیل کیفی از روش تحلیل مضمون استفاده شده است و کدگذاری داده ها، ابتدا به صورت دستی و سپس از طریق کدگذاری در نرم افزار2020 MAXQDA صورت گرفت. تحلیل داده ها منتج به شناسایی 33 مضمون محوری و 12 مضمون اصلی گردید. براساس نتایج این پژوهش، مضامین: زیرساخت فنی و ارتباطی، اشتراک داده ، سیستم های اطلاعاتی هوشمند و یکپارچه، خدمات پشتیبانی بی وقفه، تبادل الکترونیکی اطلاعات، پنجره واحد خدمات هوشمند دولت، فرآیندهای کسب وکار، امنیت داده ها، مدیریت منابع انسانی، قوانین و مقررات، نظارت و کنترل دولت، بکارگیری فناوری های نوین، به عنوان عوامل مهم موثر بر خلق ارزش در حوزه حمل ونقل دریایی از طریق خدمات هوشمند دولت شناسایی شدند.
شایستگی های رهبران منابع انسانی نسل زد: پژوهشی فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی شایستگی های رهبری منابع انسانی نسل زد انجام شده است. این پژوهش کاربردی و رویکرد کیفی و شیوه فراترکیب انجام شد. مراحل پژوهش با استفاده از مراحل فراترکیب سندولوسکی و بارسو (۲۰۰۷) نگاشته شده است. اسناد یافت شده از ۲۰۱۶ الی ۲۰۲۴ که جمعا ۴۱۱ منابع است، با غربالگری مبتنی بر عنوان و سپس مبتنی بر چکیده و محتوا، به ۲۶ سند علمی تقلیل پیدا کرد. در نهایت تمامی ۲۶ مقاله پژوهشی مورد تحلیل مضمون قرار گرفت. پژوهش های بررسی شده، هر یک از منظری به رهبری منابع انسانی نسل زد پرداخته اند که در پژوهش حاضر تحت عنوان شایستگی های رهبری، دسته بندی شده است. این شایستگی ها شامل ۹ مولفه : شایستگی های رهبری، شایستگی های رفتاری، شایستگی های فردی، شایستگی های سازمانی، شایستگی های توانمندساز، شایستگی های فناورانه، شایستگی های کارگروهی، شایستگی های اخلاقی و شایستگی های فکری است که در مجموع دارای ۴۴ زیرمولفه هستند که می توان به مربیگری و حمایتگری، مهارت ارتباطی، انعطاف پذیری، ایجاد فضای مشارکتی و ارائه بارخوردهای سازمانی، ایجاد زمینه رشد حرفه ای کارکنان، استفاده از فناوری های نوین اداری، پرورش خلاقیت و نوآوری اشاره کرد. بر اساس یافته ها، رهبران سازمان برای مواجهه با نسل زد و ایجاد محیطی آرام و رو به رشد باید دارای شایستگی های ضروری باشند. این شایستگی ها به ایجاد سازمانی مطابق با نیازهای نسل نو کارکنان و همچنین نیازهای سازمان مبنی بر رشد و بقا در بازار کار کمک می کند.
بررسی تأثیر رفاه ذهنی کارکنان دولت بر بودجه ریزی در مواقع بحران
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر رفاه ذهنی کارکنان دولت بر بودجهریزی در مواقع بحران است. جامعه آماری پژوهش، کارکنان بخش مالی دولت در شهرستان مشهد در حوزه بودجهریزی بودهاند. نمونههای آماری به تعداد 228 نفر به روش غیراحتمالی- در دسترس، گزینش شدند. روایی ابزار تحقیق به شیوه روایی صوری، محتوایی و تحلیل عاملی تأییدی و پایایی آن، از طریق آلفای کرونباخ مورد محاسبه قرارگرفت. ابزار تحقیق، پرسشنامهی رفتار بودجهریزی وکیلیفرد و همکاران (1392)، رفاه ذهنی ژانگ و همکاران (2015) و آثار روانشناختی ویروس کووید- 19؛ برگرفته از مطالعهی نظامیوطن و همکاران (1400) بوده است. به منظور تجزیه و تحلیل دادهها با مدلیابی معادلات ساختاری از نرمافزار Smart PLS استفادهشد. نتایج تحلیل اطلاعات، اثر رفاه ذهنی بر نگرش، قصد و رفتار بودجهریزی را با میانجیگری شرایط اجتنابناپذیر روانی کووید-19 با شدتهای متفاوت حکایت کرده است؛ همچنین، نقش شرایط اجتنابناپذیر روانی کووید-19 در اثر رفاه ذهنی بر نگرش، قصد و رفتار بودجهریزی، میانجیگر کامل نتیجه شده اما در اثر رفاه زندگی بر نگرش، قصد و رفتار بودجهریزی، بدون تأثیر نتیجه شده است.
الگوی شناسایی خرابکاری دانش در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۱
112 - 133
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: خرابکاری دانش به عنوان یک پدیده مخرب در سازمان ها، زمانی رخ می دهد که افراد به صورت عمدی یا غیرعمدی دانش خود را مخفی، تحریف یا از دسترسی دیگران خارج می کنند. این رفتار می تواند جریان دانش را مختل کرده و به کاهش بهره وری، نوآوری و همکاری سازمانی منجر شود. از همینرو هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی خرابکاری دانش در سازمان های دولتی است. روش پژوهش: پژوهش حاضر از منظر فلسفه پژوهش در چارچوب پارادایم تفسیری قرار می گیرد و از نظر رویکرد، از نوع استقرایی است. این پژوهش در زمره تحقیقات کیفی دسته بندی می شود. مشارکت کنندگان پژوهش، اساتید دانشگاه و مدیران ارشد و میانی سازمان های دولتی استان لرستان بودند که با استفاده از روش نمونه گیری نظری انتخاب شده اند. از این رو، بر اساس قاعده اشباع نظری، در پژوهش حاضر با استفاده از 12 مصاحبه این مهم حاصل شد و داده های مورد نیاز با استفاده از مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری گردید و تحلیل داده ها نیز با بهره گیری از روش تحلیل مضمون کلارک و براون صورت گرفته است. یافته ها: تجزیه وتحلیل داده ها به شکل گیری 132 کد اولیه، 16 مضمون فرعی و 3 مضمون اصلی انجامید. مضمون های اصلی شناسایی شده عبارتند از: عوامل فردی، عوامل سازمانی و عوامل محیطی. مضمون های فرعی شناسایی شده نیز عبارتند از: ویژگی های شخصیتی خودمحور، ناهماهنگی عاطفی، انگیزه های قدرت طلبی، کمبود مهارت های ارتباطی، عادت به انزوای حرفه ای، ارزش های اخلاقی ضعیف، فرهنگ سازمانی رقابتی، سیستم های پاداش ناکارآمد، فقدان آموزش مدیریت دانش، نظارت ضعیف بر عملکرد، منابع سازمانی محدود، فقدان همدلی سازمانی، عدم اعتماد سازمانی، فشارهای اقتصادی، فرهنگ رقابتی جامعه و روابط سیاسی و جناحی. نتیجه گیری: خرابکاری دانش در سازمان های دولتی استان لرستان یک چالش پیچیده است که ریشه در عوامل فردی، سازمانی و محیطی دارد. با درک این عوامل و اجرای مداخلات هدفمند در سطوح فردی (مثل آموزش)، سازمانی (مثل اصلاح سیستم های پاداش) و محیطی (مثل شفافیت سیاسی)، می توان جریان دانش را بهبود بخشید، همکاری را تقویت کرد و بهره وری سازمانی را افزایش داد. این مطالعه نه تنها به درک بهتر تخریب دانش در بافت محلی کمک می کند، بلکه چارچوبی برای طراحی راهکارهای بومی ارائه می دهد که می توانند در سایر مناطق با ویژگی های مشابه نیز کاربرد داشته باشند.
Evolution of Learning Experience Management in Distance Science Education(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
International Journal of Digital Content Management, Vol. ۶, No. ۱۰, Autumn & Winter ۲۰۲۵
132 - 162
حوزههای تخصصی:
Purpose: The primary objective of this research was to integrate ChatGPT, an advanced artificial intelligence language model, into distance science education. By addressing the specific challenges inherent in online learning environments, this study aims to investigate how technological advancements, such as ChatGPT, can effectively enhance the management and overall quality of distance education experiences.
Method: This qualitative, exploratory study aimed to provide a comprehensive understanding of the potential applications of ChatGPT in distance science education. This study identifies the various interactions that can occur in distance education and describes and evaluates the input and output instructions associated with each interaction. The chat bot used is https://chatbot.theb.ai and A biology tutoring platform uses ChatGPT to provide personalized support to students working on biology issues or concepts.
Findings: Based on the results, the artificial intelligence can play an important role in improving distance science education. Furthermore, this study highlights the importance of developing metacognitive skills among learners and encourages educators to seek professional development opportunities to enhance the quality and engagement of distance science education. This study emphasizes the need for careful planning, research, design, evaluation, management, and responsible application of AI technology in distance education.
Conclusion: This study was concluded that ChatGPT could be very useful for both learners and educators in distance education. This research showcases the innovative results facilitated by ChatGPT and provides valuable insights and practical guidance for educators, researchers, and policy makers on the effective use of AI technologies in distance science education.
شایعه سازی هدفمند و شهرت شخصی؛ آزمون نقش میانجی شبکه سازی سیاسی و تعدیلگر جاه طلبی منفی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۷۵)
47 - 63
حوزههای تخصصی:
هدف: مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر شایعه سازی هدفمند بر شهرت شخصی با توجه به نقش میانجی شبکه سازی سیاسی و تعدیلگر جاه طلبی منفی اجرا شده است.روش: این تحقیق از نظر هدف کاربردی و به لحاظ شیوه گردآوری و تحلیل داده توصیفی از نوع میدانی علّی است. جامعه آماری را کارکنان شاغل در استانداری ایلام و واحدهای تابعه تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری طبقه ای تصادفی بر اساس سطح سازمانی تعداد 420 نفر به عنوان نمونه تحقیق تعیین شدند. ابزار اصلی گردآوری داده ها پرسشنامه بود که بعد از توزیع و جمع آوری آن تعداد 318 پرسشنامه قابل تجزیه و تحلیل وارد محیط نرم افزار Smart PLS نسخه 2 شد.یافته ها: نتایج تحقیق نشان داد شایعه سازی هدفمند بر شهرت شخصی و شبکه سازی سیاسی تأثیر معنادار و مثبت دارد. همچنین، شبکه سازی سیاسی اثر معنادار و مثبتی بر شهرت شخصی می گذارد و شایعه سازی هدفمند از طریق شبکه سازی سیاسی بر شهرت شخصی اثر غیر مستقیم و مثبت دارد. سرانجام مشخص شد جاه طلبی منفی اثر شایعه سازی هدفمند بر شهرت شخصی را افزایش می دهد.نتیجه: این تحقیق، ضمن معرفی استراتژی شایعه سازی هدفمند در سپهر دانش مدیریت رفتار سازمانی، به مدیران وزارت کشور نسبت به این ترفند سیاسی در جهت ساخت شهرت شخصی پیش برنده و توسعه شبکه های سیاسی پیرامون هشدار می دهد.
A model for an integrated cellular manufacturing system with tools and operators assignment: Two tuned meta-heuristic algorithms(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This paper presents a mathematical model for cell formation, cell layout, and resources assignment problems simultaneously. This model focuses on the influence of the man-machine relationship aspect on the cellular manufacturing system (CMS) design. The main purpose of the model is to demonstrate how to design the CMS with the new aspect such that the costs associated with processing, layout, worker, and machine idle time, machine and tool are minimized. The proposed model is applied to a numerical example using Lingo software. Due to the complexity of the presented model, a genetic algorithm (GA) is employed to find satisfactory solutions. To verify the solutions, a harmony search (HS) algorithm is used. Additionally, the Taguchi method is utilized to adjust the parameters in two proposed algorithms. Finally, to validate the model, some numerical examples are presented. Results emanating from the research show that the proposed HS algorithm is a favorable method for the presented model.
مفهوم شناسی پدیده شکوفایی کارکنان در بخش عمومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت بهبود و تحول سال ۳۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۶
245 - 277
حوزههای تخصصی:
پدیده شکوفایی به عنوان سازه ای جدید در رفتار، موردتوجه بسیاری از محققین قرارگرفته است. یکی از موضوع های بسیار مهمی که در موفقیت سازمان دخیل است، شکوفایی کارکنان است. با توجه به تنوع و تغییرپذیری مفهوم شکوفایی در سازمان، این تحقیق بدنبال درک و تفسیر پدیده شکوفایی با رویکرد پدیدارنگاری است. در این پژوهش، فلسفه پژوهش تفسیری، رویکرد پژوهش استقرایی، راهبرد پژوهش پدیدارنگاری انتخاب شده است. روش گردآوری داده ها میدانی و ابزار مصاحبه نیمه ساختاریافته است. مشارکت کنندگان این پژوهش کارکنان شهرداری کرج بوده که به روش بیشینه تنوع نمونه گیری انجام شده و با 20 نفر مصاحبه انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد هفت روش تجربه کردن شکوفایی در سازمان شامل: مسئولیت پذیری، اثرگذار بودن، علاقمند بودن، با اراده بودن، چند مهارته بودن، همدل بودن و اخلاق حرفه ای می باشد. براساس یافته های تحقیق، طبقات توصیفی در سه طبقه ظرفیت فردی (علاقمند بودن، با اراده بودن و چندمهارته بودن)، ظرفیت گروهی ( همدل بودن و اثرگذار بودن) و ظرفیت سازمانی (مسئولیت پذیری و اخلاق حرفه ای) قرار گرفته است که نشان از وجود تفاوت ساختاری و سلسله مراتبی در کنار تفاوت معنایی آنها دارد.
A Two-Stage DEA–PROMETHEE II Framework for Fully Ranking Global Retail Firms in a Competitive Environment(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
Industrial Management Journal, Volume ۱۷, Issue ۴, ۲۰۲۵
199 - 219
حوزههای تخصصی:
Objective : In the competitive global retail industry, achieving sustainable competitive advantage is a key factor for long-term success. This advantage arises when companies effectively utilize their unique resources and capabilities to outperform competitors. Operational efficiency and financial performance are critical for evaluating competitiveness and investment attractiveness. Data Envelopment Analysis (DEA) is a standard method for measuring efficiency, but classical DEA cannot fully rank efficient units. Integrating DEA with multi-criteria decision-making (MCDM) methods addresses this limitation, considering investor-relevant financial ratios. This study proposes a two-stage approach to evaluate and rank retail companies comprehensively.
Methodology: In the first stage, an input-oriented CCR model of DEA is applied, with assets, operating expenses, and the number of employees as inputs, and total revenue and net profit as outputs, to assess relative efficiency. In the second stage, financial indicators—asset turnover, dividend yield, return on equity (ROE), return on assets (ROA), and return on investment (ROI)—alongside DEA efficiency scores are evaluated using the PROMETHEE II method to generate a complete preference-based ranking of retailers.
Results : DEA in the first stage provides relative efficiency insights but cannot rank efficient units. Employing PROMETHEE II in the second stage, and considering financial ratios, overcomes this limitation and produces a comprehensive ranking. Validation against DEA, hybrid DEA–PROMETHEE II, and hybrid DEA–AHP rankings demonstrates a strong alignment of the results with the actual market positions of retailers.
Conclusion : The proposed method enables investors to identify high-performing companies and provides retailers with a strategic tool to monitor competitiveness, identify strengths and weaknesses, optimize resource allocation, and achieve a sustainable competitive advantage.
چرخۀ حیات تحول دیجیتال چابک: مرور نظام مند پیشینه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
225 - 241
حوزههای تخصصی:
محیط کسب و کار امروز به قدری غیر قابل پیش بینی شده است که تنها نکته قطعی تغییر است. شرکت های مشاوره ای بزرگ دریافته اند سازمان هایی که تحول دیجیتال را پذیرفته اند دانش و بینش و درک مهم برای ایجاد مزیت رقابتی در مقایسه با رقبای تحول نیافته کسب کرده اند و همچنان می کنند. مقالات بسیاری تحول دیجیتال را امری حیاتی برای بقای سازمان عنوان کرده اند. ولی تحول چالش بزرگی است. سازمان ها با عدم قطعیت و پیش بینی ناپذیری در محیط فعالیتشان مواجه اند و این سازمان ها را وادار به شناسایی و عکس العمل به تغییرات خارجی می کند. این قابلیت انطباق سازمان همان چیزی است که با مفهوم چابکی شناخته می شود. تحول چابک به عنوان یک جهش سازمانی شناخته می شود؛ بیشتر به این دلیل که دامنه تغییرات مورد نیاز تمام رفتارهای سازمان همچنین نقش افراد درگیر و مسئولیت ها را پوشش می دهد. فرایند تحول چابک فقط متدولوژی مدیریت پروژه را تغییر نمی دهد، بلکه بسیاری تغییرات سازمانی بنیادی و پیچیده مرتبط با مدیریت و رهبری و حکمرانی در تمام سطوح را همراهی می کند. تحول دیجیتال نیازمند چابکی کسب و کار است و به کارگیری یافته های چابک در تمام سازمان تنها رویکردی است که موفقیت دائم را باعث می شود. در مقالات و گزارش هایی چابکی را چارچوبی مناسب برای تحول دیجیتال معرفی کرده اند. ولی با وجود این پژوهشی آکادمیک در این حوزه تا به حال صورت نپذیرفته است. در این پژوهش قصد داریم چرخه حیات تحول دیجیتال چابک را از طریق روش مرور نظام مند پیشینه تبیین کنیم.
توسعه گردشگری شهری و مدیریت تصویر مقصد،(مورد مطالعه: شهربوکان، ایران)
حوزههای تخصصی:
تصویر ذهنی گردشگران از مقصد یکی از عوامل کلیدی در انتخاب مقصدهای گردشگری است. مدیریت تصویر مقصد نیز شامل فعالیت هایی است که با هدف شکل دهی و تقویت تصویر مثبت یک مقصد در ذهن مخاطبان انجام می شود. پژوهش حاضر با روش توصیفی-تحلیلی انجام شده و داده های لازم از طریق روش های میدانی گردآوری شده است. جامعه آماری پژوهش بر اساس فرمول کوکران شامل ۳۸۴ نفر است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون های تی زوجی و رگرسیون استفاده شد. نتایج نشان می دهد که تصویر ذهنی گردشگران پیش و پس از سفر تفاوت معناداری دارد و این تصویر پس از سفر به طور قابل توجهی بهبود یافته است. تصویر جدید و تجربیات کسب شده به ویژه از طریق تعامل با جامعه نقش اساسی در تصمیم گیری برای سفر مجدد دارند. این نتایج با تحقیقات نشان دادند که سفر به بوکان تصویر مثبت تری در ذهن گردشگران ایجاد کرده و رابطه مثبتی میان تصویر پس از سفر و تمایل به سفر مجدد وجود دارد.
بررسی تأثیر ویژگی های هیئت مدیره بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت با رویکرد فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از اجرای این پژوهش، استفاده از رویکرد فراتحلیل به منظور ترکیب، یکپارچه سازی و حذف ناسازگاری ها در پژوهش های صورت گرفته در زمینه بررسی تأثیر ویژگی های هیئت مدیره از معیارهای حاکمیت شرکتی بر مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت است. در این پژوهش از رویکرد لیپسی و ویلسون (2001) و همچنین آزمون Q کوکران برای 59 پژوهش شامل 12 پژوهش داخلی طی سال های 1385 تا 1400 و 47 پژوهش خارجی طی سال های 2002 تا 2021 استفاده شده است. در این پژوهش ها مسئولیت پذیری اجتماعی شرکت به عنوان متغیر وابسته و ویژگی های هیئت مدیره متغیر مستقل عنوان شده بودند. نتایج پژوهش حاضر نشان می دهد که بین استقلال هیئت مدیره، حضور زنان در هیئت مدیره، مدرک تحصیلی مدیران، کمیته مسئولیت پذیری اجتماعی، اندازه هیئت مدیره، حضور مدیران خارجی در هیئت مدیره، مدیریت چندگانه و دوره تصدی هیئت مدیره با مسئولیت پذیری اجتماعی رابطه مثبتی برقرار است. بین دوگانگی مسئولیت مدیرعامل و مسئولیت پذیری اجتماعی رابطه منفی برقرار است. این پژوهش با بررسی سازوکارهای حاکمیت شرکتی به قانون گذاران و متولیان حرفه و سرمایه گذران و شرکت ها کمک می نماید تا توجه بیشتری به معیارهای اثرگذار حاکمیت شرکتی از جمله ویژگی های هیئت مدیره و فاکتورهای تأثیرگذار در انتخاب مدیران جهت کنترل و نظارت بر عملکرد شرکت داشته باشند تا منجر به بهبود فعالیت های مسئولیت پذیری اجتماعی و حداکثرسازی منافع سهامداران گردد.
ارائه مدل برندسازی حسی در بازارهای صنعتی با تأکید بر ملاحظات پایداری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۰)
101 - 126
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی از انجام این پژوهش، ارائه مدل برندسازی حسی در بازارهای صنعتی با تأکید بر ملاحظات پایداری است که از نظر هدف در حیطه تحقیقات کاربردی-توسعه ای قرار دارد. همچنین پژوهش حاضر بر اساس ماهیت و روش، یک پژوهش توصیفی-پیمایشی با رویکرد آمیخته (کمی-کیفی) است که از لحاظ زمانی به شکل مقطعی انجام شده است. نمونه آماری در بخش کیفی شامل 11 نفر از مدیران شرکت های فعال در صنعت ضدعفونی کننده و اساتید دانشگاه بوده است. جامعه آماری در بخش کمی شامل کلیه مشتریان، سازمان های شرکت های صنعتی مواد ضدعفونی کننده به تعداد 100 هزار نفر در سال 1401 بوده که از این میان، نمونه ای متشکل از 384 نفر با استفاده از جدول مورگان انتخاب شد. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی شامل مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی شامل پرسشنامه حاصل از فاز کیفی است. تحلیل داده ها در روش کیفی با رویکرد داده بنیاد و نرم افزار MAXQDA.21 انجام شد. اعتبار سنجی مدل با تکنیک حداقل مربعات جزئی و نرم افزار اسمارت پی.ال.اس انجام گرفت. نتایج بخش کیفی نشان داد شرایط علی شامل بازاریابی عصب پایه و جهت دهی رفتار مصرف کننده به سمت پایداری)، شرایط زمینه ای مدیریت تجربه سبز مشتری، پدیده محوری پیرامون برندسازی حسی، راهبردها و اقدامات نظیر تبلیغات حسی سبز، استراتژی ها و ایجاد هویت سبز برند، شرایط مداخله گر مانند کانال های ارتباط با مشتری و استفاده از حواس و در نهایت پیامدها از قبیل وفاداری مشتری و برانگیختن مشتری شناسایی شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد که رابطه همه متغیرهای پژوهش با هم تأثیر مثبت و معناداری دارد و مدل از برازش خوبی برخوردار است.
طراحی مدل تأمین مالی جمعی در بستر سکوهای بازاریابی و فروش با رویکرد تحلیل سیستم های پویا(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هم زمان با رشد چشمگیر تعداد شرکت های نوپا و به ویژه دانش بنیان در ایران در طی سال های اخیر، اهمیت پرداختن به مسئله تأمین مالی این شرکت ها دوچندان شده است. در این میان، ابزار تأمین مالی جمعی با تکیه بر مدل های کمک مالی، بدهی، پاداش و صاحب سهم فرصت های مناسبی را برای پاسخگویی به این نیاز شرکت های نوپا فراهم ساخته است. در این راستا سکو هایی باهدف معرفی، بازاریابی و انتخاب روش تأمین منابع مالی جمعی با حضور سرمایه خواه و سرمایه گذار توسعه یافته است. ازاین رو، هدف از این پژوهش عبارت است از طراحی مدل جامع برای تأمین مالی جمعی برای حمایت از شرکت های نوپا در بستر سکوهای آنلاین بازاریابی و فروش مبتنی بر رویکرد تحلیل سیستم های پویا. سپس با استفاده از رویکرد تحلیل سیستم های پویا، اقدام به معرفی نمودار جریان شده است. درنهایت، با تدوین سناریوهای برنامه ریزی اقدام به تحلیل نتایج شبیه سازی پیوسته پیشامد و ارزیابی سناریوها پرداخته شده است. با توجه به حضور عوامل متعدد تأثیرگذار در حلقه های علی و معلولی پیچیده، اثرات بازخوردی و علی متنوع و بازیگران مختلف، نتایج حاکی از کارایی رویکرد تحلیل سیستم های پویا برای تحلیل مسئله تحت بررسی است. نتایج حاکی از آن است که هر یک از انواع مدل های کمک مالی، بدهی، پاداش و صاحب سهم در یک شرایط خاص تحت تأثیر حوزه کاری کسب وکار نوپا، ضریب نفوذ رویکرد تأمین مالی جمعی و ویژگی های طرح و محیط تصمیم گیری دارای عملکرد متفاوتی خواهند بود. ازاین رو انتخاب مدل مناسب تأثیر معناداری بر موفقیت کمپین های تدوین شده برای تأمین مالی در سطح هدف مدنظر بر بستر سکوهای بازاریابی و فروش آنلاین توسعه یافته خواهد داشت.
Investigating the Relationships between Managerial Abilities, Financial Distress and Auditing Fees in Companies Listed on the Tehran Stock Exchange(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The concept of management ability is one of the most important factors in determining and determining the audit fee. Management ability is a dimension of human capital in companies that is classified as intangible assets. Financial distress is also an important factor that may affect audit fees. The findings of this study contribute to the emerging literature on management ability and audit costs by showing whether auditing services pricing is a result of higher management ability in the ongoing financial crisis. In light of the above, this study seeks to examine the impact of managerial skills and auditing fees on the condition of financial distress. This research has been reviewed during a 10-year study from 2009 to 2018. The results of this study show that there is a negative and significant relationship between managerial ability and audit fees despite financial distress. There is also a significant inverse relationship between financial distress and management ability.
شناسایی ابعاد نظام اداری سلامت محور مبتنی بر نظام سیاستی و تقنینی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت دولتی ایران دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
107 - 145
حوزههای تخصصی:
هدف: نظام اداری به عنوان موتور محرکه توسعه ملی، نقشی حیاتی در اجرای سیاست های کلان و تحقق اهداف حکمرانی ایفا می کند. با این حال، شواهد نشان می دهد که علی رغم وجود قوانین متعدد و اسناد بالادستی غنی در ایران، چالش های جدی همچنان پابرجاست. مسئله اصلی پژوهش حاضر، وجود شکاف عمیق میان طراحی سیاست ها و اجرای واقعی آن ها در بدنه اجرایی کشور است. بسیاری از اصلاحات اداری به دلیل فقدان یک الگوی منسجم که ریشه در الزامات قانونی بومی داشته باشد، با شکست مواجه شده اند. از این رو، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی، تبیین و استخراج مؤلفه های بنیادین یک نظام اداری سلامت محور با ابتنای مستقیم بر نظام سیاستی و تقنینی کشور است. این مطالعه تلاش دارد با عبور از الگوهای صرفاً نظری یا وارداتی، چارچوبی هنجاری و عملیاتی ارائه دهد که مستقیماً از متن قوانین جاری و اسناد کلان نظام استخراج شده و قابلیت اجرا و مطالبه گری قانونی داشته باشد. روش شناسی: این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-تحلیلی است. برای گردآوری و تحلیل داده ها از روش تحلیل اسنادی کیفی استفاده شده است. جامعه آماری و منابع پژوهش شامل کلیه اسناد بالادستی، قوانین مادر و سیاست های کلی مرتبط با نظام اداری و مبارزه با فساد در جمهوری اسلامی ایران است. مهم ترین اسناد مورد بررسی شامل «قانون اساسی»، «سند چشم انداز ۱۴۰۴»، «سیاست های کلی نظام اداری»، «سیاست های کلی اقتصاد مقاومتی»، «فرمان هشت ماده ای مقام معظم رهبری»، «قانون مدیریت خدمات کشوری»، «قانون ارتقای سلامت نظام اداری و مقابله با فساد»، «قانون شفافیت قوای سه گانه»، «برنامه هفتم پیشرفت» و آیین نامه های اجرایی مرتبط با تخلفات اداری و ارتقای اخلاق حرفه ای بوده است. در این فرآیند، متون قانونی به دقت مطالعه و مضامین مرتبط با سلامت اداری کدگذاری و دسته بندی شدند تا الگوی جامع نهایی شکل گیرد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل عمیق اسناد بالادستی نشان داد که دستیابی به سلامت نظام اداری در گرو توجه هم زمان و متوازن به ۱۰ محور اس اسی (بُعد کلان) و ۳۱ زیرمؤلفه است. این ده مح ور عب ارت اند از: ۱. بسترسازی: ایجاد زیرساخت های الکترونیک، پایگاه های داده یکپارچه (مانند سامانه مؤدیان) و هوشمندسازی فرآیندها برای حذف گلوگاه های فساد. ۲. پاسخگویی: الزام دستگاه ها به پاسخگویی در برابر شکایات شهروندان، استقرار نظام بودجه ریزی عملیاتی و مسئولیت پذیری مدیران در قبال تصمیمات. ۳. حاکمیت قانون: تأکید بر بازدارندگی مجازات ها، مدیریت تعارض منافع و اجرای بدون تبعیض قوانین برای همه سطوح مدیریتی. ۴. دستاوردمحوری: این مؤلفه که از نوآوری های پژوهش حاضر است، نشان می دهد قوانین بر «نتیجه گرایی» تأکید دارند؛ یعنی ارزیابی مدیران باید بر اساس خروجی ملموس، بهره وری و میزان رضایت عمومی باشد. ۵. شفافیت: دسترسی آزاد شهروندان به اطلاعات، انتشار عمومی قراردادها، مناقصات و حقوق مدیران برای ایجاد اتاق شیشه ای در مدیریت دولتی. ۶. فرهنگ سازی: نهادینه سازی اخلاق حرفه ای، آموزش ارزش های اسلامی و انسانی و تدوین منشورهای اخلاقی برای تغییر نگرش کارکنان. ۷. فسادستیزی: رویکرد فعالانه در شناسایی گلوگاه های فساد، حمایت قانونی از گزارشگران تخلف (سوت زنان) و استرداد اموال نامشروع. ۸. کارآمدسازی: چابک سازی ساختار دولت، اصلاح فرآیندهای پیچیده، حذف امضاهای طلایی و توسعه دولت الکترونیک. ۹. مشارکت: استفاده از ظرفیت نظارت مردمی، سازمان های مردم نهاد (NGOها) و مشارکت کارکنان در تصمیم گیری ها. ۱۰. نظارت: تقویت نظارت های درونی و بیرونی، بازرسی های مستمر و استفاده از فناوری برای رصد لحظه ای عملکردها. نتیجه گیری: پیامدهای عملی و نظری این پژوهش حاکی از آن است که نظام تقنینی ایران، ظرفیت کاملی برای استقرار یک نظام اداری سالم را داراست و چالش اصلی، فقدان نگاه سیستمی در اجراست. نتیجه گیری کلیدی پژوهش این است که سلامت اداری تک بعدی نیست؛ تمرکز صرف بر «نظارت» یا «مجازات» بدون توجه به «بسترسازی» و «فرهنگ سازی» ناکارآمد خواهد بود. یکی از مهم ترین دلالت های این مطالعه، برجسته کردن بعد «دستاوردمحوری» است بدین معنا که سلامت اداری به معنای کارآمد بودن و ارائه خدمت مؤثر است. الگوی مستخرج از این پژوهش به سیاست گذاران و مدیران اجرایی پیشنهاد می کند که برای ارتقای سلامت اداری، باید گذار از فرآیندگرایی محض به نتیجه گرایی شفاف را در دستور کار قرار دهند. همچنین، این الگو به عنوان یک مبنای قانونی، ابزار قدرتمندی برای نهادهای نظارتی فراهم می کند تا عملکرد دستگاه ها را بر اساس تکالیف مصرح در اسناد بالادستی در هر یک از این ده محور مورد سنجش و ارزیابی قرار دهند.
طراحی مدل پارادایمی کارآفرینی مبتنی بر توسعه برند در کسب وکارهای کوچک و متوسط(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
147 - 175
حوزههای تخصصی:
توسعه برند یکی از عوامل حیاتی موفقیت شرکتهای کارآفرین در کسبوکارهای کوچک و متوسط است که در مطالعات گوناگون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل پارادایمی کارآفرینی مبتنی بر توسعه برند در کسب وکارهای کوچک و متوسط انجام گرفت. این پژوهش براساس هدف یک مطالعه کاربردی-توسعهای است و براساس روش گردآوری دادهها یک مطالعه غیرآزمایشی (توصیفی) از نوع پیمایش مقطعی میباشد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه بود. برای اعتبارسنجی تحلیل از ضریب هولستی استفاده شد. جامعه مشارکتکنندگان پژوهش شامل مدیران سازمان ملی کارآفرینی ایران و مرکز مطالعات راهبردی کارآفرینی بود. با روش نمونهگیری نظری و پس از رسیدن به اشباع نظری در نهایت 15 نفر از خبرگان در بخش کیفی مشارکت کردند. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش گراندد تئوری با نرمافزار Maxqda و در بخش کمی از روش سوارای فازی و نرمافزار EXCEL استفاده گردید. براساس مدل پژوهش مشخص گردید شرایط علی (منابع انسانی فناور، شخصیت کارآفرین، الزام به کیفیت محصولات/خدمات و تجربه مشتری) بر پدیده محوری (کارآفرینی مبتنی بر برند) اثرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینهای (فرهنگ نوآورانه و بستر فناورانه) و شرایط مداخلهگر (مخاطرات کسبوکار و عوامل سیاسی-حاکمیتی) بر راهبردها و اقدامات (توسعه برند) اثرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدامات منجر به پیامدهایی نظیر توسعه کسبوکارهای مبتنی بر برند، توسعه بستر تولید بدون کارخانه، توسعه اقتصاد ملی و توسعه برند ملی میشود.