فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۴۲۱ تا ۲٬۴۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر عوامل رفتاری سرمایه گذاران بر سیاست تقسیم سود در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، با استفاده از روش دلفی فازی، عوامل کلیدی رفتاری مؤثر بر تصمیم گیری های سرمایه گذاری شناسایی و تحلیل شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که سوگیری های شناختی و احساسی، اعتماد به نفس و ریسک پذیری، تأثیرات اجتماعی و گروهی، و مدیریت مالی و تصمیم گیری از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر سیاست تقسیم سود شرکت ها هستند. نتایج نشان داد که اعتماد به نفس بیش از حد و ریسک پذیری بالا تأثیر منفی بر سیاست تقسیم سود دارند؛ زیرا مدیران با اعتماد به نفس بالا تمایل دارند منابع مالی شرکت را برای سرمایه گذاری های پرریسک به کار بگیرند. همچنین، سوگیری های شناختی و احساسی موجب کاهش تمایل به تقسیم سود شده و تصمیم گیری های محافظه کارانه تر را به دنبال دارد. در مقابل، تأثیرات اجتماعی و گروهی، مدیریت مالی قوی و تصمیم گیری های منطقی تأثیر مثبتی بر سیاست تقسیم سود دارند، زیرا این عوامل باعث افزایش شفافیت مالی و اعتماد سرمایه گذاران می شوند. مقایسه یافته های این پژوهش با مطالعات داخلی و خارجی نشان داد که عوامل رفتاری در کنار معیارهای مالی، نقش تعیین کننده ای در تصمیمات مرتبط با تقسیم سود دارند. درنهایت، پژوهش پیشنهاد می کند که شرکت ها با به کارگیری استراتژی های مدیریت ریسک، بهبود شفافیت اطلاعاتی، و کاهش اثرات سوگیری های شناختی، می توانند سیاست های تقسیم سود خود را بهینه سازی کرده و از تصمیم گیری های غیرمنطقی جلوگیری کنند.
نقش استراتژیک دانش مشتریان درتصمیمات بازاریابی شرکت های تجاری اقلیم کردستان عراق (مورد مطالعه: شرکت تجاری دیوان لاند اربیل)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه دانش مشتریان و تصمیمات استراتژیک بازاریابی در شرکت تجاری دیوان لاند اربیل کردستان عراق است. پژوهش، ازنظر هدف، کاربردی و ازنظر راهبرد، جزو تحقیقات کمی است. با توجه به بررسی رابطه دو متغیر، تحقیق را می توان جزو تحقیقات همبستگی دسته بندی نمود. با توجه به نحوه جمع آوری داده ها، پژوهش از نوع توصیفی–پیمایشی است. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل مدیران ارشد، مدیران میانی، مدیران بازاریابی و کارمندان ارشد شرکت تجاری دیوان لاند اربیل کردستان عراق بود که تعداد کارمندان، 250 نفر بود و براین اساس، با استفاده از فرمول کوکران، 151 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. پرسشنامه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده، در بین جامعه موردمطالعه توزیع و جمع آوری شد. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه استاندارد بود که بعد از انجام روایی صوری با کمک اساتید گروه مدیریت، به کمک نرم افزار اسمارت پی ال اس، روایی سازه آن موردتائید قرار گرفت. پایایی به کمک آلفای کرونباخ محاسبه و تائید شد. برای بررسی رابطه بین متغیرهای پژوهش، از مدل ساختاری استفاده شد. یافته های پژوهش تائید کننده رابطه معنی دار و تأثیرگذاری دانش مشتریان بر تصمیمات استراتژیک بازاریابی است و به ترتیب توزیع دانش، پاسخگویی به دانش و اکتساب دانش بیشترین اثر را بر روی تصمیمات استراتژیک بازاریابی در شرکت تجاری دیوان لاند اربیل کردستان عراق داشته اند.
ارزیابی و ارائه الگوی موثر بر جذابیت بازار صادراتی مناطق پتروشیمی (مطالعه موردی: شرکت های هلدینگ پتروشیمی خلیج فارس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
489 - 510
حوزههای تخصصی:
جذابیت بازار صادراتی پتروشیمی نقش کلیدی در افزایش سهم ایران در تجارت جهانی، ارزآوری و رونق اقتصادی ایفا می کند. با بهبود جذابیت، امکان دسترسی به بازارهای جدید، تقویت جایگاه رقابتی و ایجاد فرصت های پایدار برای توسعه صادرات فراهم می شود. این مطالعه با هدف ارزیابی و ارائه الگوی موثر بر جذابیت بازار صادراتی مناطق پتروشیمی انجام شده است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از خبرگان و فعالین بازاریابی و بازرگانی در حوزه صنایع پتروشیمی بوده است که با استفاده از نمونه گیری هدفمند غیر تصادفی و بر اساس رسیدن به نقطه اشباع نظری انتخاب شده است. گردآوری داده ها با استفاده از مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. تحلیل داده ها با روش داده بنیاد و نرم افزار مکس کیودا انجام شد. بر اساس نتایج بدست آمده، با بررسی و دسته بندی کدهای توصیفی حاصل از متون مصاحبه، 69 مضمون فرعی شناسایی شده است که مطابق با مدل پارادایمی در رویکرد داده بنیاد در قالب شش مولفه اصلی اعم از شرایط علی (دسترسی به بازار، اندازه و رشد بازار، فرصتهای مشارکت)، شرایط زمینه ای (ثبات اقتصادی، شرایط فرهنگی-اجتماعی، محیط سیاسی/قانونی)، پدیده محوری (جذابیت بازار صادراتی مناطق پتروشیمی)، شرایط مداخله گر (تحریم های بین المللی، محیط رقابتی)، راهبردها (بهبود کیفیت زیرساختها، ارتقا مزیت رقابتی) و پیامدها (رونق اقتصادی، توسعه بازار صادرات و افزایش قدرت رقابت پذیری) دسته بندی شدند.
سنجش و بهبود ریسک پذیری صندوق توسعه ملی تحت یک رویکرد کلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مهندسی سیستم و بهره وری سال ۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۱۷)
101 - 124
حوزههای تخصصی:
نقش صندوق های ثروت ملی در توسعه اقتصادی و رشد همه جانبه کشورها به گونه ای است که امروزه موفق ترین کشورها ازنظر توسعه و رشد، بزرگ ترین صندوق های ثروت ملی را دارند. این مطالعه با هدف سنجش و بهبود ریسک پذیری صندوق توسعه ملی در حوزه سرمایه گذاری (مشارکت غیر مداخله ای) در ابعاد: سلامت مالی (ریسک اهرمی و ریسک پرتفوی)، کیفیت تسهیلات دهی (ریسک اعتباری)، و عملکرد نسبی ریسک-بازده صندوق با استفاده از معیارهای: Z-Score، NPL، نسبت شارپ و یک معیار ترکیبی سنجش ریسک پذیری (RT) سنجش و بهبود داده شده است. یافته ها با داده های صورت های مالی سالانه صندوق (از ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۱) و پردازش آن در کتابخانه cvxpy و scipy در پایتون نشان می دهد مقدار Z-Score از 40/1 در سال 1390 به 39/1 در سال 1401 کاهش یافته که حاکی از کاهش ثبات مالی صندوق است، درحالی که NPL در دوره مشابه از 29% به 20% بهبودیافته است. عملکرد نسبی بازده-ریسک صندوق از 77/1 در سال ۱۳۹۰ به 69/1- در سال ۱۴۰۱ رسیده، که نشان دهنده ضرورت بازنگری در تخصیص منابع به پروژه های پرریسک است. VaR از 3/2 در سال 1390 به 16/2 در سال 1401 کاهش یافته است. میزان RT صندوق از 62/0 در سال 1390 به 76/0 در سال 1400 افزایش داشته و در سال 1401 تا 49/0 کاهش یافته است. همچنین، پیش بینی بهبود ریسک پذیری صندوق توسط مدل ARIMA در افق زمانی کوتاه مدت تا بلندمدت (تا سال 1410) انجام شد.
قصد پذیرش CAAT و عملکرد حسابرسان داخلی: نقش تعدیلگر حمایت تیمی و مدیریتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به پیشرفت چشمگیر فناوری اطلاعات، حسابرسان داخلی نیاز به بهبود عملکرد تیمی خود در این زمینه دارند. از جمله این فناوری ها، تکنیک های حسابرسی به کمک رایانه (CAAT) است. هدف پژوهش، بررسی ارتباط قصد پذیرش حسابرسان داخلی در پذیرش CAAT با عملکرد آنها است و همچنین با توجه به تأثیری که حمایت های اعضای تیم و مدیر شرکت می تواند در راستای بهبود عملکرد تیم حسابرسی داشته باشد؛ اثر تعدیلگری دو متغیر حمایت تیمی و مدیریت بر ارتباط فوق بررسی شد. برای استخراج متغیرهای پژوهش از پرسشنامه استاندارد به تعداد 180 نمونه در سال 1403و برای آزمون فرضیات از روش پژوهش معادلات ساختاری تحت نرم افزار PLS بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که انتظار عملکرد و شرایط تسهیل گر بر احتمال استفاده حسابرسان از CAAT تأثیر می گذارد. این نتایج نشان می دهد که برای افزایش استفاده ازCAAT، مدیریت برنامه های آموزشی و پشتیبانی فنی سازمانی و کامپیوتری خود را برای CAAT افزایش دهد. همچنین قصد و تمایل پذیرش CAAT با عملکرد حسابرس هم مورد پذیرش قرار گرفت. اما یافته های پژوهش در ارتباط با اثر تعدیلگری حمایت تیمی و مدیریت نتایج معناداری نشان ندادند. این پژوهش جزو معدود پژوهش های انجام شده داخل در حوزه CAAT است، که می تواند با توجه به پیشرفت های اخیر در حوزه حسابرسی مبتنی بر فناوری اطلاعات، نوآوری برای جامعه حرفه ای، مدیران و سرپرستان حسابرسی و شرکت ها داشته باشد.
الگوی حکمرانی در محیط های متلاطم(یک مطالعه فراترکیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف ارائه الگوی حکمرانی در محیط های متلاطم صورت گرفته است. این مطالعه با رویکرد کیفی و روش فراترکیب انجام شده است. بدین منظور، روش هشت مرحله ای هوون (2013) اتخاذ گردیده است. براین اساس، کلیه اسناد علمی منتشرشده در ده سال اخیر، به تعداد 535 سند علمی که در 7 پایگاه خارجی و 2 پایگاه داخلی یافت شدند مورد تحلیل قرار گرفتند، این پایگاه ها شامل: گوگل اسکالر، اشپرینگر؛ امرالد؛ ساینس دایرکت؛ پاب مد؛ سیج؛ ایرانداک و نورمگز می باشند. درنهایت، 27 سند علمی پس از واکاوی عناوین، روش پژوهش و یافته ها، گزینش و تحلیل شد. تحلیل یافته ها با روش تحلیل تم انجام گرفته و به منظور کنترل کیفیت پژوهش از بازخوردهای خبرگان در گام های پژوهش استفاده شده است. علاوه بر این، از ابزار برنامه مهارت های ارزیابی حیاتی (CASP)، به منظور کنترل کیفیت اسناد علمی برگزیده جهت تجزیه وتحلیل و همچنین تامین کیفیت یافته های مطالعه حاضر استفاده گردید. براساس یافته ها، الگوی حکمرانی در محیط های متلاطم، 62 مضمون اولیه و 13 مضمون ثانویه شامل هم افزایی و مشارکت، پویایی و انطباق پذیری، ارتباطات و تعاملات، دانش محوری، نظارت و کنترل، راهبرد اقتضایی، انسجام و یکپارچگی، شفافیت، قانون محوری، مسئولیت پذیری و پاسخگویی، عدالت محوری، سرمایه اجتماعی، ظرفیت سازی شناسایی گردید که مضامین اصلی الزامات کارکردی، الزامات مدیریتی، الزامات قانونی، الزامات اخلاقی و الزامات توسعه ای را تشکیل می دهند.
ارائه چارچوب تحلیلی و تبیینی ایجاد بانک برون مرزی در مناطق آزاد تجاری صنعتی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
409 - 437
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی وضعیت اقتصادی کشور، به ویژه نظام مالی در دهه های اخیر، نشان دهنده سهم بسیار اندک ایران در حوزه بانکداری بین الملل است. مشکلات دسترسی به بازارهای مالی برای سرمایه گذاری و تجارت، ارائه خدمات محدود بانک های داخلی، ناتوانی بانک های کشور برای رقابت در بازارهای مالی و تحریم های اقتصادی، مشکلات و دغدغه های فراوانی را در مبادله با نظام اقتصاد بین الملل ایجاد کرده است. تأسیس بانک برون مرزی در مناطق آزاد تجاری صنعتی ایران، می تواند به عنوان نخستین گام و حلقه اتصال، به همگامی با اقتصاد جهانی و ورود به بازارهای مالی بین المللی منجر شود. این بانک ها با ارائه خدمات گسترده تر، می توانند جریان سرمایه را تسهیل و سرمایه گذاری خارجی را تشویق کنند و توان رقابتی مؤسسه های مالی ایران را بهبود بخشند. علاوه براین، چنین بانک هایی می توانند به توسعه تجارت بین المللی و کاهش فشارهای اقتصادی کمک کنند. طراحی و ایجاد یک الگوی عملیاتی برای استفاده از هر ابزار اقتصادی و مدیریتی، از ضرورت های هر طرحی است. پژوهش حاضر با هدف ارائه چارچوب تحلیلی و تبیینی برای ایجاد چنین بانکی در مناطق آزاد مذکور صورت گرفته است.
روش: روش تجزیه وتحلیل داده ها در بخش کیفی، آمیخته از نوع اکتشافی متوالی بوده است؛ به گونه ای که در بخش کیفی، از استراتژی نظریه داده بنیاد مشتمل بر کدگذاری باز، محوری و انتخابی استفاده شد. مشارکت کنندگان از میان استادان متخصص در حوزه های مالی دانشگاه های برتر، مدیران بانک های مناطق آزاد تجاری و صنعتی و فعالان تجاری و صاحبان شرکت ها و بنگاه های اقتصادی فعال در مناطق مذکور انتخاب شدند. این افراد که ۱۱ نفر بودند، به صورت هدفمند و به روش گلوله برفی انتخاب شدند و تا رسیدن به اشباع نظری با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شد. در بخش کمّی، از روش توصیفی پیمایشی برای تحلیل و تبیین چارچوب پیشنهادی استفاده شد. در این مرحله نیز ۹۰ نفر به روش تصادفی ساده انتخاب شد. برای جمع آوری داده در بخش کمّی، پرسش نامه ای با ۳۰ سؤال به دست آمده از روش داده بنیاد میان مشارکت کنندگان توزیع شد و پس از گردآوری داده ها، بررسی و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار اسمارت پی ال اس انجام گرفت.
یافته ها: در بخش کیفی پژوهش، پس از تجزیه وتحلیل داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی، الگویی مشتمل بر ۶ مقوله اصلی (پدیده محوری، شرایط علّی، شرایط مداخله گر، شرایط زمینه ای، راهبردها و پیامدهای تأسیس بانک برون مرزی)، ۳۰ مقوله فرعی و ۱۵۳ مفهوم به دست آمد. در بخش کمّی اعتبار الگوی تحقیق، از طریق شاخص های مدل معادلات ساختاری سنجیده شد که حاکی از برازش قابل قبول برای همه شاخص های به دست آمده بود.
نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش و مطالعات، چارچوب تبیینی مناسبی برای تأسیس بانک در مناطق آزاد تجاری و صنعتی جمهوری اسلامی ایران ارائه شد. از مهم ترین دستاوردهای این چارچوب، می توان به اتصال نهادهای مالی کشور به بازارهای مالی بین المللی و در نتیجه، رشد و توسعه اقتصادی کشور، از طریق این نهاد اشاره کرد.
منبع کنترل درونی حسابرسان و تعهد حرفه ای: آیا بهزیستی روان شناختی مهم است؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های حسابداری و حسابرسی دوره ۳۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
372 - 391
حوزههای تخصصی:
هدف: همواره تعهد حرفه ای حسابرسان، یکی از عوامل بسیار مهم در معرفی جایگاه مهم حسابرسی در جامعه و نیز اعتلا و رشد و توسعه حرفه حسابرسی بوده است. امروزه با توجه به رسوایی های مالی متعددی که در سراسر دنیا رخ می دهد، تعهد حرفه ای حسابرسان بیش از قبل اهمیت پیدا می کند. یکی از مواردی که می تواند بر تعهد حرفه ای حسابرسان اثرگذار باشد، ویژگی های فردی آن ها، مانند منبع کنترل درونی است. همچنین نقش مهم مسائل روان شناختی نیز در این موضوع مهم، مؤثر است که یکی از آن ها، بهزیستی روان شناختی است. هدف این پژوهش، بررسی نقش میانجی بهزیستی روان شناختی حسابرسان در ارتباط میان منبع کنترل درونی و تعهد حرفه ای آن هاست.
روش: این پژوهش از حیث ماهیت، جزء پژوهش های کاربردی و از دیدگاه روش، توصیفی پیمایشی است و با توجه به اینکه در محیط واقعی، یعنی سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی انجام شده است، از نوع پژوهش های میدانی به شمار می آید. به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از مدل های رگرسیون چندگانه و برای بررسی نقش متغیر میانجی (بهزیستی روان شناختی) از آزمون سوبل استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش، حسابداران رسمی شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی و شاغل انفرادی هستند. مطابق با اطلاعات درج شده در سایت جامعه حسابداران رسمی ایران، تعداد جامعه آماری ۱۹۸۴ نفر بوده است. جمع آوری داده ها با استفاده از ابزار پرسش نامه انجام گرفت که در نهایت ۲۴۷ پرسش نامه جمع آوری شد.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که منبع کنترل درونی حسابرسان بر تعهد حرفه ای آن ها تأثیر مثبت و معناداری دارد. علاوه براین، بهزیستی روان شناختی به عنوان یک متغیر میانجی، ارتباط مثبت بین منبع کنترل درونی حسابرسان و تعهد حرفه ای آن ها را تقویت می کند. به عبارت دیگر، نتایج پژوهش نشان داد که علاوه بر تأثیر مستقیمی که منبع کنترل درونی بر تعهد حرفه ای حسابرسان دارد، از طریق بهزیستی روان شناختی نیز بر تعهد حرفه ای تأثیر غیرمستقیمی می گذارد.
نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از تأثیر مثبت منبع کنترل درونی بر تعهد حرفه ای حسابرسان است. همچنین نقش مثبت بهزیستی روان شناختی، در تقویت این رابطه تأیید شد. این نتایج نشان می دهد که حسابرسان دارای منبع کنترل درونی، از درجه بالاتری از بهزیستی روان شناختی برخوردارند و این حس خوشایند درونی، به افزایش تعهد حرفه ای آن ها منجر می شود. نتایج پژوهش بر اهمیت توجه به مسائل روان شناختی و تفاوت های فردی در زمان استخدام حسابرسان یا اعطای پروانه به حسابداران رسمی تأکید دارد. متقاضیان کار در حرفه حسابرسی، در بدو استخدام باید از نظر ویژگی های فردی و روان شناختی، به طور دقیق ارزیابی شوند. این ارزیابی در زمان استخدام، می تواند ضمن کمک کردن به تعهد حرفه ای و رشد و پیشرفت حرفه حسابرسی، از بروز مشکلات احتمالی آتی جلوگیری کند. با توجه به اینکه تعهد حرفه ای حسابرسان، از چالش های مهم حرفه حسابرسی است، نتایج چنین پژوهش هایی می تواند توسط سیاست گذاران و همچنین مجریان حسابرسی صورت های مالی در کشور، یعنی سازمان حسابرسی و مؤسسه های حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی استفاده شود.
درک ماهیت چند بعدی تقلب: تحلیلی بر نظریه ها و مدل های معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
85 - 106
حوزههای تخصصی:
هدف: بررسی و کشف تقلب، نیازمند دانش کامل در مورد ماهیت تقلب و نحوه ارتکاب و کتمان آن است. هدف این پژوهش مرور اجمالی انواع تئوریها و مدلهای تقلب موجود در ادبیات است.
روش: در این پژوهش با استفاده از مرور مطالعات آرشیوی، سعی شده است برخی از انواع مدل ها و تئوریهای مطرح شده در این حوزه به طور اجمالی مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
یافته ها: ادبیات نشان میدهد که هیچ مدل واحدی نمیتواند برای تمامی شرایط مناسب تلقی شود. مدلهای موجود باید به روز شوند و با پیشرفتهای فعلی در این زمینه و اقدامات متقلبانه اخیر، سازگار شوند. باید توجه داشت درک ماهیت چند بعدی تقلب، کلید پیشگیری و کشف آن است.
دانش افزایی: در این پژوهش سعی شده است انواع مدلها و تئوریهای مطرح شده در خصوص موضوع تقلب را که در ادبیات رشته حسابداری و حسابرسی و سایر رشتهها از جمله حوزه روانشناسی وجود دارد را از نظر گذارنده و نگرشی جامع تر و تصویری روشنتر در این حوزه ایجاد کند.
شناسایی مؤلفه های شایستگی استادان معارف اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: استادان معارف اسلامی در شرایط کنونی که جامعه با چالشهای فرهنگی و تغییرات ارزشی مواجه است، نقشی حیاتی در تقویت باورهای دینی و ارتقای اخلاق حرفه ای ایفا می کنند. هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه های شایستگی استادان معارف اسلامی بود. روش: روش پژوهش حاضر، کیفی و از نوع تحلیل مضمون بود. برای دستیابی به هدف تحقیق، ابتدا ادبیات موجود، شامل بر تعاریف، نظریه ها و مدلها مطالعه شد. سپس با بهره گیری از این مطالعات و تنظیم پروتکل مصاحبه، با 20 نفر از اساتید برجسته معارف اسلامی، مصاحبه عمیق صورت گرفت و سپس داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون، کدگذاری شد. پس از برگزاری مصاحبه ها و پیاده سازی متون، از میان 51 مفهوم، 15 مضمون پایه استخراج شد. در مرحله بعد با دسته بندی کدهای اولیه، پنج مضمون سازمان دهنده به دست آمد. نتیجه گیری: مؤلفه های شایستگی استادان معارف اسلامی معارف اسلامی در پنج دسته شایستگی های اعتقادی و انگیزشی، شایستگی های ارتباطی، شایستگی های فرهنگی و تبلیغی و شایستگی های مدیریت آموزشی و شایستگی های تدریسی و علمی شناسایی شد.
بررسی رویکرد استدلال مبتنی بر مورد جهت ارزیابی عملکرد کارکنان (مورد مطالعه: سازمان های دولتی استان بوشهر)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، ارائه و ارزیابی یک چارچوب محاسباتی مبتنی بر رویکرد استدلال مبتنی بر مورد (Case- Based Reasoning: CBR) به منظور تحلیل و سنجش عملکرد کارکنان سازمان های دولتی استان بوشهر است. در این مطالعه تلاش شده است با الگوبرداری از نحوه رفتار انسانی در حل مسائل جدید و تکیه بر تجربه های پیشین، مدلی نظام مند برای پیش بینی و ارزیابی عملکرد نیروی انسانی ارائه گردد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان سازمان های دولتی استان بوشهر است که بر اساس روش نمونه گیری تصادفی تعداد ۱۴ نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه ای طراحی شده بر اساس ماتریس تصمیم گردآوری و اعتبار آن با شاخص های روایی و پایایی ارزیابی شد. فرآیند تحلیل شامل چهار مرحله اصلی بازیابی، بازتولید، بازبینی و نگهداری موارد بوده است. برای تعیین میزان مشابهت نمونه ها، از الگوریتم خوشه بندی K-Means استفاده گردید و سپس میانگین اطلاعات موارد مشابه به عنوان پیش بینی عملکرد مورد هدف تعیین شد. نتایج نشان داد شاخص هایی مانند تعهد و پذیرش مسئولیت، همکاری و کار گروهی، احترام به همکاران، حضور به موقع و آراستگی ظاهری بیشترین تأثیر را در عملکرد کلی کارکنان داشته اند. ارزیابی دقت مدل با شاخص MAEE نشان داد تمامی مقادیر خطا کمتر از ده درصد بوده و بنابراین یافته ها معتبر تلقی می شوند. جمع بندی کلی پژوهش بیانگر آن است که استفاده از روش استدلال مبتنی بر مورد می تواند به عنوان رویکردی نوین، کارآمد و تبیین پذیر برای ارزیابی عملکرد کارکنان در سازمان های دولتی مورد بهره برداری قرار گیرد.
بندهای تأکید بر مطلب خاص و اظهارنظر حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش حسابداری سال ۱۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۶۳
21 - 40
حوزههای تخصصی:
هدف: با توجه به نگرانی «کمیته پذیرش و نظارت بر مؤسسات معتمد سازمان بورس و اوراق بهادار» در مورد انتقال بندهای شرط حسابرسی به بندهای تأکید بر مطلب خاص، هدف پژوهش حاضر بررسی این مسئله در بازار حسابرسی ایران است. روش: نمونه پژوهش شامل 1800 مشاهده طی سال های 1392-1401 است. به منظور پیش بینی ارتباط بین متغیرها؛ نظریه ارتباطات پیشنهاد می دهد تغییرات در ساختار گزارش حسابرسی کیفیت و خوانایی آن را بهبود می بخشد و بندهای تأکید نباید با بندهای شرط ارتباطی داشته باشند. اما نظریه استدلال انگیزشی این احتمال را مطرح می کند که حسابرسان به صورت فرصت طلبانه بندهای شرط را به بندهای تأکید انتقال دهند؛ بنابراین، رابطه ای منفی بین این دو نوع بند گزارش حسابرسی وجود دارد. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد بین بندهای تأکید بر مطلب و گزارش حسابرسی (تعداد بندهای شرط گزارش حسابرس، نوع اظهارنظر حسابرس) رابطه معناداری وجود ندارد. از طرفی متغیر صدور گزارش حسابرسی مطلوب صاحبکار نیز با هر سه متغیر بندهای تأکید بر مطلب خاص ارتباط منفی دارد. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاضر بر خلاف نظریه استدلال انگیزشی از تأیید ارتباط سیستماتیک و فرصت طلبانه ای بین بندهای تأکید بر مطلب خاص و گزارش حسابرسی که نگرانی کمیته مذکور است، باز مانده است. یافته ها نشان می دهد تنها حدود ۴ درصد از بندهای شرط به بندهای تأکید بر مطلب خاص منتقل شده اند.
رهبری زهرآگین و سایش اجتماعی: تبیین نقش میانجی آنومی سازمانی در سازمان های دولتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت فرهنگ سازمانی سال ۲۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۶)
153 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش بررسی تأثیر رهبری زهرآگین بر سایش اجتماعی کارکنان با نقش میانجی آنومی سازمانی در سازمان های دولتی استان لرستان بود. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی است که در زمره پژوهش های توصیفی از نوع همبستگی قرار می گیرد. جامعه آماری پژوهش تعداد 1350 نفر از کارکنان ادارات کل ستادی استان لرستان مستقر در شهر خرم آباد بودند که نمونه ای به تعداد 300 نفر به روش تصادفی طبقه ای از میان آن ها انتخاب شد. برای سنجش متغیرهای پژوهش از پرسشنامه های رهبری زهرآگین اشمیت (2008)، آنومی سازمانی ذوقبی و اسپینو (2007) و سایش اجتماعی دافی و همکاران (2002) استفاده شد. پایایی پرسشنامه ها با روش آلفای کرونباخ به تأیید رسید. در این پژوهش از روش های آماری توصیفی و استنباطی و برای تحلیل داده های پژوهش از مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار pls استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد رهبری زهرآگین از طریق آنومی سازمانی دارای اثر مثبت و معنادار بر سایش اجتماعی کارکنان در سازمان های دولتی استان لرستان بوده است.
طراحی الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف ارائه الگوی سنجش بلوغ حکمرانی هوشمند با روش فراترکیب انجام شده است. روش تحقیق کیفی می باشد که جامعه آماری پژوهش را کلیه اسناد علمی، گزارش های پژوهشی، پایگاه های داده، نشریه های داخلی و خارجی در خصوص بلوغ حکمرانی هوشمند که طی سال های 2000 تا 2023 (1380 تا 1402) منتشر شده بودند، تشکیل دادند. کلید واژه های تحقیق در پایگاه های اسکوپوس؛ ساینس دایرکت؛ سید؛ امرالد؛ گوگل اسکالر جستجو شد. با استفاده از روش فراترکیب، 99 مقاله کیفی در حوزه شهر الکترونیک، شهر دیجیتال، شهر خلاق، شهر هوشمند و با تحلیل محتوا، ابعاد و کدهای مربوطه استخراج گردید که 101 کد در 3 بعد سیاست هوشمند، دولت هوشمند و شهر هوشمند شناسایی شد و میزان اهمیت و اولویت هر یک به روش کمی آنتروپی شانون و شاخص کاپا تعیین شد و براساس یافته ها مشخص شد کدهای قدرت دموکراسی؛ کسب و کارهای هوشمند؛ انسجام اجتماعی؛ سیاست ها و قوانین و مقررات؛ رقابت اقتصادی هوشمند؛ نظام پیشنهادات کارکنان و شهروندان به صورت الکترونیکی؛ استفاده شهروندان از خدمات مجازی؛ انگیزه مدیران و کارکنان؛ دسترسی به فناوری اطلاعات و ارتباطات؛ روحیه پاسخگویی؛ اهمیت عمومی حفاظت از محیط زیست و تغییرات آب و هوا؛ مشارکت سیاسی دولت باز و حاکمیت تعاونی دارای بیشترین ضریب اهمیت اند. در نهایت پس از طی گام های پژوهش، الگوی مناسب بلوغ حکمرانی هوشمند در دو لایه امکان سنجی و ساختار اجرا و لایه حمایتی طراحی بلوغ حکمرانی هوشمند ارائه شد.
ارزیابی تأثیر سامانه 197 بر عملکرد کارکنان فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظارت و بازرسی سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۱
95 - 122
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سامانه 197 به عنوان یکی از ابزارهای نوین نظارت و پاسخگویی در فراجا، با هدف ارتقای شفافیت، افزایش کارایی، و تقویت اعتماد عمومی به نیروهای انتظامی طراحی شده است؛ لذا این پژوهش تأثیر این سامانه را بر عملکرد کارکنان فرماندهی انتظامی ویژه غرب استان تهران مورد بررسی قرار داد. روش شناسی: روش پژوهش به صورت کمی و از نوع توصیفی- پیمایشی بوده و داده ها از طریق پرسشنامه ارزیابی عملکرد پارکر (۲۰۰۰) استخراج شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل 293 نفر از مدیران، فرماندهان، کارکنان کوپ، وظیفه عمومی، و بهداد بود. حجم نمونه بر اساس فرمول کوکران 166 نفر تعیین شد، اما به منظور افزایش اطمینان، 200 نفر به عنوان نمونه نهایی انتخاب شدند. روش نمونه گیری به کاررفته در این پژوهش، نمونه گیری تصادفی ساده بود. برای بررسی پایایی پرسشنامه از آلفای کرونباخ استفاده شد که مقدار آن ۰٫۸۵ به دست آمد و همچنین، برای روایی پرسشنامه با آزمون تحلیل عاملی تأییدی، مورد بررسی و تایید گردید. تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها نیز با استفاده از مدل یابی معادلات ساختاری (PLS3) و نرم افزار SPSS انجام گرفت. یافته ها: نتایج تحلیل های آماری نشان داد که سامانه 197 تأثیر قابل توجهی بر بهبود ابعاد مختلف عملکرد کارکنان دارد. این سامانه بیشترین اثربخشی را بر کارایی کارکنان و کمترین اثربخشی را بر روابط بین همکاران دارد. همچنین، ویژگی های فردی، خلاقیت و بهبود مستمر، تخصص و مهارت نیز از جمله شاخص هایی هستند که تحت تأثیر مثبت این سامانه قرار گرفتند. نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان داد که سامانه 197 نه تنها به عنوان یک ابزار نظارتی مؤثر عمل می کند، بلکه به واسطه ایجاد پل ارتباطی میان شهروندان و نیروی انتظامی، به ارتقای اعتماد عمومی نیز کمک کرده است. این سامانه با فراهم کردن بستر نظارت غیرمحسوس، کارکنان را به بهبود عملکرد ترغیب نموده و کیفیت خدمات انتظامی را افزایش داده است. نتایج این پژوهش می تواند به مدیران و سیاست گذاران در بهبود ساختارهای نظارتی و ارتقای کارایی سازمان های انتظامی یاری رساند. «مقاله فوق در فهرست آماده انتشار می باشد»
عملکرد سازمانی زنجیره آموزشی آستان قدس رضوی: مدل تعالی سازمانی EFQM
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، ارزیابی عملکرد سازمانی زنجیره آموزشی آستان قدس رضوی با استفاده از مدل تعالی سازمانی EFQM است. این مطالعه در بازه زمانی سال های 1401 و 1402 در سه مرکز آموزشی آستان قدس رضوی انجام شده است. در تحقیق حاضر تعدادی از روسای مراکز آموزشی، معاونین و مدیران و کارشناسان مراکز آموزشی آستان قدس رضوی جامعه آماری را تشکیل می دهند. در این تحقیق داده ها و اطلاعات لازم جهت تجزیه و تحلیل سؤالات از طریق پرسشنامه استاندارد جمع آوری شده است. نتایج بدست آمده تحت تأثیر بعد توانمندسازها است و با توجه به اینکه سطح تعالی یا پیشرفت در توانمندسازها، جزئی است، سطح تعالی نتایج نیز تحت تأثیر این پیشرفت جزئی توانمندسازها قرار گرفته و کاهش یافته است. از طرفی، در چرخه یادگیری و بهبود عملکرد، بُعد توانمندسازها با استفاده از بازخوردهای دریافتی از بُعد نتایج قابل بهبود است، بنابراین مراکز آموزشی آستان قدس رضوی می توانند با توجه و تمرکز ویژه بر موضوعاتی نظیر شاخص سازی جامع، پایش و اندازه گیری عملکرد و اقدامات بهبود بر اساس معیارهای بُعد نتایج و از این طریق ارائه بازخوردهای عملکردی مربوطه، زمینه را برای بهبود مناسب توانمندسازها و تکمیل چرخه یادگیری و بهبود فراهم نمایند.
تدوین معیارهای ارزش گذاری دارایی های دیجیتال و ارزیابیِ محورهای شناسایی شده براساس ماتریس های متقابل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۷
135 - 178
حوزههای تخصصی:
اکوسیستم پیچیده ای از دارایی های سوداگرانه با بازده بالا و غیرقابل شناسایی همچون رمز ارزها و سایر دارایی ها با ویژگی های مشابه، در بستر شبکه ای از تبادلات تجاری مجازی در یک دهه اخیر شکل گرفته است که نیازمندِ توجه جدی مبنی بر ارتقاء سطح نظارت های نهادی در بُعد کلان و پیاده سازی رویه های حسابداری جهت افشای جزئیات آن، در بُعد خرد در هر نظام اقتصادی می باشد. هدف این مطالعه تدوین معیارهای ارزش گذاری دارایی های دیجیتال و ارزیابیِ محورهای شناسایی شده بر اساس ماتریس های متقابل بر اساس ماتریس های متقابل می باشد. روش شناسی این مطالعه در دسته پژوهش های اکتشافی و توسعه ای قرار می گیرد که با ترکیب فرآیند جمع آوری داده ها در بخش کیفی و کمّی، اول به دنبال ارائه یک چارچوب نظری بر اساس رویکرد گلیزر (1992) در فرآیند نظریه داده بنیاد می باشد و دوم به منظور تعیینِ مؤثرترین مؤلفه محوری پیاده سازی حسابداری دارایی های دیجیتال نیز از فرآیند رتبه بندی تفسیری بهره برده می شود. ابزار مورداستفاده در بخش کیفی مصاحبه با خبرگانی می باشد که از طریق نمونه گیری نظری و گلوله برفی انتخاب می شوند و ابزار بخش کمّی مطالعه نیز، چک لیست های مقایسه زوجی سطری « » و ستونی « » می باشد. نتایج بخش کیفی مطالعه طی 12 مصاحبه انجام شده، حکایت از شناسایی 4 مقوله، 5 مؤلفه و 25 مضمون مفهومی دارد که با تأیید پایایی محورهای اصلی مطالعه از طریق تحلیل دلفی فازی، چارچوب نظری پدیده موردبررسی ارائه شد. نتایج بخش کمّی مطالعه نیز نشان داد، مؤلفه محوریِ رعایت کنترل های داخلی دارایی های دیجیتال « » به دلیل مجموع امتیازهای ماتریسی، مهم ترین سازوکار پیاده سازی حسابداری دارایی های دیجیتال در بستر شرکت های بازار سرمایه می باشد که می تواند ظرفیت های اطلاعاتیِ استفاده کنندگان را تقویت نماید. نتیجه کسب شده بیان می کند پایبندی به رعایت ارزش منصفانه از طریق کنترل داخلی در رویه های حسابداری دارایی های دیجیتال، با جلوگیری از جریان سود یا زیانِ ناشی از نوسانات ارزش منصفانه در صورت سود و زیان، دقت اعداد این دارایی ها را از منظر افشای بهبود می بخشد و درعین حال ارتباط مقادیر حاصل با سایر جنبه های سود عملیاتی را ممکن می سازد و به ایجاد توازن بهتر صورت های مالی کمک می کند.
مدل های پیشرفته پیش بینی ارزش و ریسک استارتاپ ها با بهره گیری از مهندسی مالی و شبیه سازی مونت کارلو
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تحلیل ارزش و ریسک استارتاپ های ایرانی در مواجهه با عدم قطعیت های مالی و عملیاتی می پردازد. هدف مطالعه، ارائه چارچوبی ریسک محور و واقع بینانه برای ارزش گذاری استارتاپ ها و حمایت از تصمیم گیری سرمایه گذاران و بنیان گذاران است. در این تحقیق، داده های کمی از ۱۰ تا ۲۰ استارتاپ منتخب در حوزه های فناوری اطلاعات، خدمات دیجیتال، تجارت الکترونیک، فناوری مالی و سلامت دیجیتال جمع آوری شد. متغیرهای کلیدی شامل درآمد، نرخ رشد، Burn Rate، CAC، نرخ ریزش مشتری (Churn)، ارزش طول عمر مشتری (LTV) و حاشیه سود EBITDA مدل سازی شدند. برای تحلیل عدم قطعیت ها، شبیه سازی مونت کارلو با ۱۰۰۰ تکرار اجرا شد و توزیع های احتمالی جریان نقدی و ارزش خالص فعلی (NPV) استارتاپ ها استخراج گردید. تحلیل حساسیت و نمودار Tornado نشان داد که نرخ رشد درآمد، CAC و Burn Rate بیشترین تأثیر را بر ارزش و ریسک استارتاپ ها دارند. همچنین، سناریوهای بدبینانه، پایه و خوش بینانه دامنه احتمالات ارزش و احتمال کمبود نقدینگی را روشن کردند. نتایج نشان می دهد که استفاده از تحلیل probabilistic و مدل های Real Options امکان برنامه ریزی مرحله ای و مدیریت انعطاف پذیر را فراهم می کند، ریسک سرمایه گذاری را کاهش می دهد و تصمیمات سرمایه گذاران و بنیان گذاران را آگاهانه تر می سازد. یافته ها تأکید می کنند که مدل های پیشرفته ارزش گذاری، تحلیل سناریو و ابزارهای ریسک، ابزارهای مؤثری برای مدیریت عدم قطعیت در اکوسیستم استارتاپی هستند و می توانند پایه ای برای پژوهش های آینده با بهره گیری از هوش مصنوعی و داده های بلادرنگ فراهم کنند.
ارائه الگوی مفهومی تحلیل منابع انسانی در گمرک جمهوری اسلامی ایران با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
371 - 398
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه الگوی مفهومی تحلیل منابع انسانی در گمرک جمهوری اسلامی ایران با بهره گیری از رویکرد فراترکیب است. بر این اساس ۵۷ پژوهش پیشین مرتبط با اهداف مطالعه حاضر در بازه زمانی ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ با استفاده از الگوی هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو بررسی گردید و به تجمیع، ترکیب و تفسیر یافته های این پژوهش ها پرداخته شد تا مدلی جامع و بدیع از تحلیل منابع انسانی در سازمان دولتی ارائه شود.شیوه تحلیل داده ها تحلیل مضمون بود که پس از شناسایی کد ها بر اساس میزان تشابه مفهومی دسته بندی و ترکیب شدند و در نهایت از روش دلفی شامل تعداد ۱۰ خبره دانشگاهی و سازمانی استفاده شد.یافته ها نشان داد مدل تحلیل منابع انسانی در گمرک ایران شامل ۷ مقوله اصلی همسویی استراتژیک ، زمینه تحلیلی ، قابلیت ، معیارها ، چالش ها ، پذیرش و نگاه به آینده در قالب ۲۰ مقوله فرعی و ۷۶ کد می باشد که الگوی تحقیق آن ترسیم شد. بنابراین می توان نتیجه گرفت تحلیل منابع انسانی رویکردی فعالانه است که با قابلیت هایی مانند بهبود مدیریت استعدادها ، منجر به ارتقاءعملکرد سازمانی و رضایت کارکنان می شود.
کاربرد پیش بینی احتمالاتی و بهینه سازی استوار به منظور درنظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها دربهینه سازی پرتفوی بتای هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
508 - 530
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش با استفاده از رویکرد پیش بینی احتمالاتی و بهینه سازی استوار، به منظور در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترهای مدل بهینه سازی پرتفوی در بازار سرمایه ایران انجام شده است. تمرکز اصلی این پژوهش، بر ارتقای عملکرد پرتفوی با لحاظ عدم قطعیت و بهره گیری از مدل های یادگیری ماشین، برای ساخت پرتفوهایی با نسبت شارپ بیشینه در بازار سرمایه ایران است.
روش: در این مطالعه، دو رویکرد رایج به منظور در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها در مدل بهینه سازی پرتفوی استفاده شده است. نخستین رویکرد رایج، رویکرد بهینه سازی استوار است که برای هر پارامتر، یک مجموعهعدم قطعیت ترسیم می کند و مسئله را به گونه ای تحلیل می کند که جواب ایجاد شده در شرایط بدبینانه پارامترها نیز بهینه باشد. رویکرد دیگر، مدل یادگیری ماشین پیشرفته تقویت سازی گرادیان طبیعی و استفاده خروجی آن در رویکرد پیش بینی احتمالاتی است. ورودی های این مدل، پنج اندیکاتور تکنیکال، از جمله شاخص قدرت نسبی، میانگین متحرک همگرایی/ واگرایی، میانگین محدوده واقعی، میانگین موزون قیمت معاملات و مومنتوم در نظر گرفته شده است. تحلیل تکنیکال یکی از رویکردهای اصلی در بررسی و پیش بینی روند بازارهای مالی است که بر پایه مطالعه و ارزیابی داده های تاریخی قیمت و حجم معاملات شکل گرفته است. در این روش فرض بر این است که تمام اطلاعات بنیادی و روانی بازار در قیمت ها منعکس می شود و حرکت قیمت ها، الگوهایی تکرارپذیر و قابل شناسایی ایجاد می کنند. این پژوهش در ده صنعت اعم از فلزات اساسی، پالایش فراورده های نفتی، بانک و مؤسسه های اعتباری، پتروشیمی و مواد شیمیایی، خودرو، سیمان، دارو، فلزات گران بها، لاستیک و پلاستیک و کانی های فلزی انجام شده است. صنایع نام برده، جزء بزرگ ترین صنایع بازار سرمایه ایران هستند و از منظر ارزش بازار، بخش عمده ای از بازار سرمایه را شامل می شوند. صنایع یاد شده، طیف گسترده ای از حوزه های تولیدی و خدماتی را دربرمی گیرند که هریک در اقتصاد و توسعه صنعتی کشور نقشی بنیادی دارند. در مجموع، هم افزایی این صنایع تنوع بخشی به اقتصاد، ارزآوری، اشتغال و توسعه پایدار را تقویت می کند. پس از پیاده سازی مدل های استوار و پیش بینی احتمالاتی در بهینه سازی پرتفوی، عملکرد نتایج با دو پرتفوی مبنای وزن برابر و مدل میانگین واریانس مارکوویتز با استفاده از شاخص شارپ مقایسه شد.
یافته ها: با در نظر گرفتن داده های فروردین ۱۴۰۱ تا فروردین ۱۴۰۳، به عنوان داده های آموزش (در مدل گرادیان طبیعی تقویت شده) و تخمین پارامترها (در مدل بهینه سازی استوار) و داده های سال ۱۴۰۳ به عنوان تست، پرتفوهای هر ۱۰ صنعت تشکیل و بازده و ریسک آن ها با رویکرد خارج از نمونه محاسبه شد. مقایسه نتایج پرتفوها نشان داد که هر دو رویکرد ارائه شده در پژوهش، نسبت به پرتفوی های مبنا در سطح معناداری ۹۹ درصد، شاخص شارپ بیشتری دارند.
نتیجه گیری: این پژوهش نشان داد که استفاده از پیش بینی های توزیعی به جای نقطه ای و ترکیب آن با استراتژی های بتای هوشمند و همچنین، در نظر گرفتن عدم قطعیت پارامترها در مدل های بهینه سازی پرتفوی، به ساخت پرتفویی با نسبت بازده به ریسک بالاتر منجر می شود و این عملکرد برتر در سطح معناداری ۹۹ درصد معنادار است. همچنین بر این اساس می توان نتیجه گرفت استفاده از شاخص های تکنیکال به عنوان عوامل اثرگذار بر بازده، می تواند در پیش بینی بازده موفق عمل کند و بهره برداری از آن ها به منظور تشکیل پرتفوی بتای هوشمند، به پرتفویی با عملکرد بهتر منتج می شود.