۱.
این پژوهش با هدف بررسی نقش نهادههای وارداتی در توسعه صادرات شرکتهای تولیدی ایران انجام شده است. با وجود تأثیر انکارناپذیر واردات حرفهای بر توان صادراتی، ادبیات پژوهشی داخلی کمتر به این رابطه پرداخته و در سایه سیاستهای جایگزینی واردات، این موضوع مغفول مانده است. مطالعه حاضر با روش توصیفی-پیمایشی، دادههای مورد نیاز را از طریق پرسشنامه از نمونه آماری شامل ۹۸ شرکت تولیدی فعال در تجارت خارجی (واردات-صادرات) جمعآوری کرده است. تحلیلها با بهرهگیری از مدلسازی معادلات ساختاری انجام پذیرفت. نتایج نشان میدهد که «ارزش نهادههای وارداتی»، «مبادی تامین» و «نوع نهادهها» تاثیر مثبت و معناداری بر توسعه صادرات شرکتهای تولیدی ایران دارند. «ارزش نهادههای وارداتی» به وسیله فناوری و دانش نهفته در آنها، «واردات از مبادی پیشرفته، معتبر و کارآمد» به سبب امکان تأمین مداوم و باکیفیت نهادهها و «نوع نهادههای وارداتی» با بالا بردن توان تولید و کیفیت محصولات نهایی، نقش موثری در بالا بردن توان رقابت بین المللی شرکتها ایفا میکنند. نوآوری اصلی این پژوهش در نگاه دوسویه به تجارت خارجی (ارتباط متقابل واردات و صادرات) است که نشان میدهد واردات هدفمند میتواند به عنوان اهرمی برای توسعه صادرات عمل کند. یافتههای این مطالعه برای مدیران بنگاهها در جهت توجه به واردات حرفهای و دانش و ارتباطات حاصل از آن، به عنوان پلی برای حضور در بازارهای صادراتی مفید است و برای سیاستگذاران از این جهت که در کنار دغدغههایی همچون حفظ تراز ارزی کشور، به اهمیت واردات به شکل مناسب و در راستای شبکهسازی برای ورود به بازارهای خارجی توجه کنند.
۲.
از زمان پیدایش چک صیادی، شاهد بروز سؤالات حقوقی و اقامه دعاوی جدید از جمله دعوای دارنده دال بر الزام صادرکننده چک به ثبت آن در سامانه صیاد بودهایم. بااینحال، روی دیگر این رابطة حقوقی - که تاکنون در ادبیات حقوقی ما مورد توجه و تحلیل قرار نگرفته است - فرضی است که صادرکننده، نیازمند اخذ دستهچک جدید است و برای این منظور باید بخش عمده چکهای صادره، منتهی به وصول یا دستکم تأیید چک توسط دارنده در سامانه صیاد شده باشد. اما در فروضی شاهد آنیم که چند دارنده بعد از اخذ لاشه کاغذی چک، بنا به هر دلیل موجه یا غیرموجه، از تأیید چک در سامانه صیاد امتناع میکنند و این امر، صادرکننده را - بخصوص در جایی که به دلیل شغلش نیازمند اخذ دستهچک جدید و صدور چکهای متعدد است - دچار مشکل میکند و این سؤال را مطرح مینماید که آیا دعوای صادرکننده علیه دارنده دال بر الزام به تأیید چک در سامانه، قابلیت استماع دارد؟ و در صورت قابلیت استماع، آیا میتوان راهکارهای قانونی جایگزین مطلوب تر و سریع تر به صادرکننده پیشنهاد داد؟ و آیا مقررات فعلی، ظرفیت پذیرش این راهکارهای پیشنهادی را دارند؟ این مقاله با روش کیفی و با استفاده از ابزار کتابخانهای و میدانی، درصدد بیان این فرضیه است که دعوای مورد بحث قابلیت استماع دارد و مقررات جاری کشورمان، ظرفیت پیشنهاد راهکار جایگزین و سریعتر را دارد. مقاله پیشرو در قالب دو بخش (گفتار نخست - بیان چالشها و گفتار دوم- ارائه راهکارها) درصدد پاسخ به سؤالات و اثبات فرضیههای فوق است.
۳.
رقابت فزاینده میان شرکتها در عصر حاضر و جهانی شدن مبادلات، تغییر و رشد حوزهی فعالیت از سطح محلی به منطقهای و از منطقهای به جهانی، تغییر فلسفهی کسبوکار از محصولگرایی بهسوی مشتریمداری و تقاضامحوری، شرایطی برای شرکتها و سازمانها ایجاد نمودهاست تا با ایجاد زنجیرههای تأمین چابک و هوشمند مزیت رقابتی برای خود ایجاد نمایند. یکی از عوامل موفقیت شرکتهای پیشگام، سرعت سازگاری با تحولات پیچیده و سریع در انطباق با استانداردهای بینالمللی است. یکی از استانداردهای بینالمللی در حوزه لجستیک و زنجیره تامین استانداردهای سازمان جهانی GS1 است. این استانداردها که در سه دسته شناسایی، ضبط خودکار و به اشتراکگذاری دادهها عرضه میشوند کمک بسیاری به بهبود فرایندهای زنجیره تامین میکنند. مرکز GS1 ایران که نماینده رسمی و انحصاری این سازمان در ایران است، استانداردهای این سازمان را در کشور ارائه میدهد؛ اما بنا به دلایلی تاکنون عرضه این خدمات گسترده نبوده و به همه بخشهای زنجیره تامین گسترانیده نشده است. در این پژوهش ابتدا انواع خدمات مرکز GS1 ایران در حوزه زنجیره تامین تبیین و سپس یک نیازسنجی جامع از سازمانها و صنایع مختلف کشور به خدمات این مرکز انجام شده است. با استفاده از تحقیق پیمایشی و استفاده از ابزار پرسشنامه نیازهای گونههای مختلف سازمانها به خدمات مرکز GS1 ایران مشخص و اولویتبندی این نیازها انجام شده است. در پایان توصیههای سیاستی و راهکارهای توسعه استفاده از استانداردهای GS1 در کشور به منظور بهینهسازی فرایندهای زنجیره تامین ارائه شده است.
۴.
رشد سریع فناوری و تحولات نوآورانه، تغییرات ملموسی در سبک زندگی ایجاد کرده و تمامی بخشهای اقتصادی را تحت تأثیر خود قرار داده است. در این میان صنعتی که بیش از همه، از این تحولات تأثیر پذیرفته، صنعت گردشگری است و در نتیجه گردشگران در عصر جدید، تجربه کاملاً متفاوتی را ادراک میکنند. هر چند تأثیر این دو جریان بر حوزه گردشگری کاملاً ملموس و واضح است، اما نوع و کیفیت اثرگذاری آنها نیازمند بررسیهای دقیقتری است. سؤالی که پژوهش حاضر بدان آن پاسخ میدهد، نوع تأثیرگذاری اقتصاد دانشبنیان و تحولات نوآورانه بر صنعت گردشگری در ایران است. به همین منظور، دادههای آماری ایران برای سالهای 1369 تا 1400 پس از انجام آزمونهای مورد نیاز، در یک مدل خودرگرسیونی با وقفههای توزیعی (ARDL) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و با توجه به قابلیتهای این روش، روابط بلندمدت و کوتاهمدت استخراج شده است. یافتههای پژوهش دلالت بر آن دارد که هر چند توسعه فضای نوآوری تأثیر مثبت و قابلتوجهی بر جذب گردشگر خارجی داشته، اما توسعه اقتصاد دانشبنیان الزاماً به رشد گردشگر خارجی منتهی نشده و حتی تأثیر منفی داشته است. واکاوی علل و عوامل احتمالی میتواند دلالتهای مهمی برای تخقیقات آتی و راهبردهای صنعت گردشگری داشته باشد. نتایج پژوهش همچنان نشان میدهد که توسعه زیرساختها و افزایش نرخ ارز سبب ترغیب گردشگران برای سفر به ایران شده، این در حالی است که تورم همواره منجر به کاهش رغبت آنها بوده است. این پژوهش همچنین تأثیر کووید19 را به اندازه 2.767- تخمین زده که نشان از تأثیر مهم آن بوده است.
۵.
توسعه برند یکی از عوامل حیاتی موفقیت شرکتهای کارآفرین در کسبوکارهای کوچک و متوسط است که در مطالعات گوناگون کمتر مورد توجه قرار گرفته است. در همین راستا پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل پارادایمی کارآفرینی مبتنی بر توسعه برند در کسب وکارهای کوچک و متوسط انجام گرفت. این پژوهش براساس هدف یک مطالعه کاربردی-توسعهای است و براساس روش گردآوری دادهها یک مطالعه غیرآزمایشی (توصیفی) از نوع پیمایش مقطعی میباشد. ابزار گردآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته و پرسشنامه بود. برای اعتبارسنجی تحلیل از ضریب هولستی استفاده شد. جامعه مشارکتکنندگان پژوهش شامل مدیران سازمان ملی کارآفرینی ایران و مرکز مطالعات راهبردی کارآفرینی بود. با روش نمونهگیری نظری و پس از رسیدن به اشباع نظری در نهایت 15 نفر از خبرگان در بخش کیفی مشارکت کردند. برای تحلیل دادهها در بخش کیفی از روش گراندد تئوری با نرمافزار Maxqda و در بخش کمی از روش سوارای فازی و نرمافزار EXCEL استفاده گردید. براساس مدل پژوهش مشخص گردید شرایط علی (منابع انسانی فناور، شخصیت کارآفرین، الزام به کیفیت محصولات/خدمات و تجربه مشتری) بر پدیده محوری (کارآفرینی مبتنی بر برند) اثرگذارند. پدیده محوری، شرایط زمینهای (فرهنگ نوآورانه و بستر فناورانه) و شرایط مداخلهگر (مخاطرات کسبوکار و عوامل سیاسی-حاکمیتی) بر راهبردها و اقدامات (توسعه برند) اثرگذارند. در نهایت راهبردها و اقدامات منجر به پیامدهایی نظیر توسعه کسبوکارهای مبتنی بر برند، توسعه بستر تولید بدون کارخانه، توسعه اقتصاد ملی و توسعه برند ملی میشود.
۶.
در جهان امروز، رعایت اصول اخلاقی در حوزه بازاریابی از اهمیت فزآیندهای برخوردار شده است. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل ساختار تفسیری بازاریابی اخلاقی اسلامی با تمرکز بر تعهد حرفهای مدیران در حوزه کالاهای اساسی بوده که با بهرهگیری از مدلسازی ساختاری تفسیری انجام شده است. در این روش با تحلیل تاثیر یک سازه بر سازه های دیگر ،ترتیب و جهت روابط پیچیده میان سازههای یک سیستم بررسی و بدین وسیله بر پیچیدگی روابط بین سازهها غلبه میشود. این روش یک فرآیند یادگیری تعاملی است که در آن مجموعهای از سازه های متفاوت در قالب یک مدل نظاممند و جامع، ساختاردهی میشوند؛ در واقع با استفاده از این روش تأثیر یک سازه بر سایر سازهها بررسی میشود. در اینرو میتوان روابط سازهها را شناسایی کرد و مدلی ساختاری تفسیری از سازهها ارائه کرد و در نهایت سازهها را بر اساس قدرت نفوذ و میزان وابستگی طبقهبندی نمود. این پژوهش از نظر هدف، اکتشافی و از نظر رویکرد، کمی است. در این پژوهش، با مصاحبه نیمه ساختاریافته و بهروش گلوله برفی شامل 15 نفر از خبرگان مورد بررسی قرار گرفت. بر این اساس ابتدا بهبررسی ادبیات پرداخته و در مرحله بعد با استفاده از رویکرد کیفی (مصاحبه نیمه ساختاریافته) ابعاد، مؤلفهها و شاخصهای بازاریابی اخلاقی اسلامی با رویکرد حرفهای مدیران شناسایی و مدل تحقیق طراحی شده است. در مرحله بعد براساس اطلاعات بهدست آمده از مرحله قبل، نسبت بهسطح بندی مؤلفهها اقدام و در مرحله آخر بهتوزیع پرسشنامه و گردآوری دادهها و تحلیل دادهها و اعتبارسنجی مدل می پردازیم. در نهایت 16 مضمون پایه، 7 مضمون سازماندهنده و 1 مضمون فراگیر بدست آمد. نتایج بهدستآمده حاکی از آن است که بازاریابی اخلاقی اسلامی میتواند نقشی مؤثر در بهبود عملکرد و افزایش رضایت مشتریان ایفا کند و نشان دهنده بلوغ سازمانی و رسیدن بهمرحلهای هستند که در آن، سازمان نهتنها به اهداف اقتصادی خود میپردازد، بلکه به تعهدات حرفهای، فرهنگی و اجتماعی خود نیز اهمیت می دهد و در این مسیر گامهای پایدار و مسئولانهای بر می دارد همچنین، این رویکرد با تقویت تعهد حرفهای مدیران، به ارتقای سازمانی و فرهنگی، اعتماد و اعتبار و افزایش وفاداری در بازار کالاهای اساسی منجر میشود. مدل ارائهشده، قابلیت بهرهبرداری عملی برای سازمانها و مدیرانی را دارد که خواهان تلفیق اصول اخلاقی اسلامی با مسئولیتهای حرفهای خود هستند و میتواند در بهبود تصویر ذهنی، وفاداری، پایداری و توسعه سازمانها در شرایط دشوار اقتصادی و اخلاقی مؤثر واقع شود.