۱.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر ساختار مالکیت، ترکیب هیأت مدیره و تسلط مدیرعامل بر سیاست کاهش اهرم شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد. در این پژوهش سیاست کاهش اهرم شرکت به عنوان متغیر وابسته، ساختار مالکیت (تمرکز مالکیت، مالکیت خانوادگی، مالکیت نهادی و مالکیت مدیریتی)، ترکیب هیأت مدیره (استقلال هیأت مدیره، دوگانگی نقش مدیرعامل و تنوع جنسیتی در هیأت مدیره) و تسلط مدیرعامل به عنوان متغیرهای مستقل در نظرگرفته شدند. روش پژوهش از نوع کاربردی و روش گردآوری اطلاعات آرشیوی می باشد. نمونه آماری شامل 95 شرکت طی دوره زمانی 1393 تا 1402 می باشد (تعداد کل مشاهدات برابر است با 950 سال-شرکت). آزمون فرضیه ها برای با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره و توسط نرم افزار ایویوز اجرا گردید. نتایج پژوهش نشان داد که تمرکز مالکیت، مالکیت خانوادگی، مالکیت نهادی، مالکیت مدیریتی، تسلط مدیرعامل و استقلال هیأت مدیره تأثیر معناداری بر سیاست کاهش اهرم شرکتی دارند ولی تنوع جنسیتی در هیأت مدیره و دوگانگی نقش مدیرعامل تأثیر معناداری بر سیاست کاهش اهرم شرکتی ندارد.
۲.
انسان ها به طور طبیعی موجوداتی اجتماعی هستند. همین موضوع باعث می شود برای رفع نیازهای خود با یکدیگر تعامل و همکاری داشته و سازمان ها را تشکیل دهند. سازمان ها متشکل از افرادی است که با هم همکاری می کنند تا ورودی را به خروجی تبدیل کنند. سازمان یک واحد اجتماعی است که به طور آگاهانه تشکیل شده و دارای مرز نسبتا مشخصی است و برای تحقق هدف یا اهداف مشترک طراحی شده است. اعضای این واحد اجتماعی با تعاملاتی که با هم دارند و فعالیت هایی که انجام می دهند به محقق شدن اهداف سازمانی کمک می کنند. انسان ها برای اینکه بتوانند با یکدیگر ارتباط موثری برقرار کنند باید وجه اشتراک داشته باشند. رفتار سازمانی یکی از وجوه اشتراک بین کارمندان مختلف سازمان است و افراد با یادگرفتن این رفتار می توانند با سایر همکارانشان ارتباط صمیمانه ای برقرار کنند. یکی از وجوه رفتار سازمانی که بررسی آن مورد تاکید قرار گرفته است چرخش شغلی می باشد. چرخش شغلی به معنی جا به جایی کارکنان در میان مشاغل مختلف سازمان است که عمدتا افقی می باشد، یعنی در میان مشاغل موجود در یک سطح اتفاق می افتد و تا حدودی ترفیع مقام محسوب نمی شود. مقاله حاضر به بررسی مبانی و مدل های چرخش شغلی در مقالات داخلی و خارجی پرداخته است و مدل تلفیقی در رابطه با چرخش شغلی ارائه می دهد.
۳.
این تحقیق با هدف بررسی رابطه هوش معنوی مدیران مالی و غیر مالی شهرداری ها در تامین مالی شهرداری
ها(مطالعه موردی: شهرداری های استان بوشهر) از نظر هدف تحقیقی توصیفی با نتایج کاربردی و روش کمی است.
جامعه آماری پژوهش حاضر کلیه مدیران مالی و غیرمالی شهرداری استان بوشهر در سال 1399 به تعداد 80 نفر
(40 نفر مدیر مالی و 40 نفر مدیر غیرمالی) بود. با توجه به محدود بودن تعداد جامعه، نمونه را به شیوه سرشماری
انتخاب کردیم. شامل (40 نفر مدیر مالی و 40 نفر مدیر غیرمالی) به تعداد 80 نفر بود. جهت جمع آوری اطلاعات
از پرسشنامه هوش معنوی کینگ و روش های تامین مالی بهروزی، استفاده شد. نتایج حاکی از آن بود که تفکر
وجودی انتقادی، تولید معنای شخصی مدیران، آگاهی متعالی، مدیران مالی و غیر مالی رابطه معناداری با شیوه های
تامین منابع مالی در شهرداری بوشهر دارد. اما مولفه بسط حالت هشیاری مدیران مالی و غیر مالی حقیقت رابطه
معناداری با شیوه های تامین منابع مالی در شهرداری بوشهر ندارد.
۴.
در دنیای پیچیده و پویای اقتصادی امروز، برخورداری از سواد مالی به عنوان یکی از مهارت های کلیدی
زندگی فردی و حرفه ای شناخته می شود. سواد مالی نه تنها در تصمیم گیری های مالی روزمره نقش دارد،
بلکه می تواند بر سطح رفاه مالی افراد نیز تأثیرگذار باشد. از سوی دیگر، دسترسی به اطلاعات مالی معتبر و
قابل فهم می تواند این اثرگذاری را تقویت کرده و افراد را در مسیر بهبود وضعیت مالی خود یاری رساند.
هدف اصلی این پژوهش، بررسی رابطه بین سواد مالی و رفاه مالی کارکنان در بین کارکنان شهرداری های
استان بوشهر است. این مطالعه به روش کمّی و با بهره گیری از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) توسط
نرم افزار Smart PLS انجام شده است. برای این منظور، داده ها از طریق پرسشنامه های معتبر گردآوری و
تحلیل شدند.نتایج تحقیق نشان داد که سواد مالی تأثیر مثبت و معناداری بر رفاه مالی کارکنان دارد. یافته های
این پژوهش بر اهمیت توسعه آموزش های مالی و فراهم سازی دسترسی به اطلاعات مالی مناسب برای
کارکنان تأکید دارد و می تواند راهنمای مؤثری برای سیاست گذاران حوزه منابع انسانی و مدیریت شهری باشد.
۵.
مطالعه حاضر بر پایه بررسی ارتباط بین اجتناب مالیاتی و هزینه بدهی با تاکید بر نقش ساختار مالکیت شرکت های تولیدی بنا نهاده شده است. بدین منظور؛ اطلاعات 24 شرکت تولیدی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ده ساله (از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402) ، استخراج، متغیرهای پژوهش محاسبه و آزمون های آماری لازم صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و طرح آن از نوع تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی است. در ادامه به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از رگرسیون خطی چند گانه که مبتنی بر داده های ترکیبی بوده، استفاده شد. یافته های پژوهش؛ حاکی از آن بود که میان اجتناب مالیاتی و هزینه بدهی ارتباطی مثبت و معنادار ی وجود داشته و ساختار مالکیت بر ارتباط میان اجتناب مالیاتی و هزینه بدهی تأثیر معناداری دارد.
۶.
نظام بانکی به عنوان مهم ترین منبع تأمین مالی در اقتصادهای در حال توسعه، نقش حیاتی در حمایت از پروژه های تولیدی و رشد اقتصادی ایفا می کند. با این حال، بانک ها تحت مجموعه ای از محدودیت ها و الزامات قانونی فعالیت می کنند که می تواند همزمان هم اثرات مثبت و هم اثرات منفی بر کارایی آن ها داشته باشد. با توجه به وابستگی بالای بنگاه های تولیدی به منابع بانکی (به گونه ای که بیش از ۷۰ درصد تأمین مالی این بخش متکی بر نظام بانکی است)، شناخت نحوه تأثیر مقررات احتیاطی، الزامات وثیقه ای، و سیاست های نظارتی بر روند تأمین مالی، می تواند به بهبود سیاست گذاری و کارآمدی بازار اعتباری کمک کند. پژوهش حاضر با استفاده از روش توصیفی–تحلیلی و با ترکیب تحلیل اسناد قانونی، آمارهای بانکی، و نظرسنجی از مدیران اعتباری و فعالان بخش تولید انجام شده است. نتایج نشان می دهد که محدودیت ها و الزامات قانونی، هرچند سلامت و ثبات نظام بانکی را افزایش می دهند، در عمل انعطاف پذیری بانک ها را کاهش داده و با ایجاد پیچیدگی در فرآیندها (به ویژه در حوزه وثایق)، سرعت و حجم تأمین مالی تولید را محدود می کنند. این امر در موارد سخت گیری بیش از حد، به افزایش هزینه تأمین مالی، کاهش محسوس سرعت اعطای تسهیلات، و محدودیت دسترسی بنگاه ها به منابع منجر می شود. با این حال، نتیجه گیری پژوهش بر ضرورت بازنگری در بخشی از مقررات، به ویژه در حوزه وثایق و نسبت های احتیاطی، و ایجاد سازوکارهای انعطاف پذیر برای پروژه های تولیدی تأکید دارد تا اهداف ثبات مالی و رشد اقتصادی به صورت هم زمان و متوازن محقق گردد.
۷.
این مقاله به بررسی جامع تحول در نظارت و بازرسی شهری از طریق ادغام فناوری های نوین می پردازد. با تمرکز بر استفاده از ابزارهایی مانند رادار نافذ زمین (GPR)، پهپادها، اینترنت اشیا (IoT)، هوش مصنوعی (AI) و سامانه های اطلاعات جغرافیایی (GIS)، نشان داده می شود که چگونه این فناوری ها کارایی، دقت و سرعت فرآیندهای نظارتی را به طور چشمگیری بهبود بخشیده اند. این تحول نه تنها به تقویت تاب آوری شهری و مدیریت بحران کمک می کند، بلکه در حوزه هایی مانند نظارت بر زیرساخت ها، کنترل ساخت وساز غیرقانونی، مدیریت پسماند و ترافیک نیز کاربردهای عملی و مزایای قابل توجهی دارد. علاوه بر این، این فناوری ها به کاهش هزینه ها و نیروی انسانی، افزایش شفافیت و بهبود تصمیم گیری های مبتنی بر داده در مدیریت شهری منجر می شوند. در نهایت، مقاله تأکید می کند که استفاده از این ابزارهای پیشرفته، برای توسعه پایدار و مدیریت کارآمد شهرهای آینده، حیاتی است.
۸.
اجرای بازرسی مؤثر در ساختار اداری شهرداری ها یکی از مؤلفه های کلیدی برای ارتقاء شفافیت، پاسخ گویی و بهبود عملکرد سازمانی به شمار می رود. با این حال، این فرایند با چالش ها و موانع متعددی مواجه است که می تواند اثربخشی آن را تحت تأثیر قرار دهد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تحلیل این چالش ها، به بررسی عوامل ساختاری، مدیریتی، فرهنگی و قانونی مؤثر بر ناکارآمدی نظام بازرسی در شهرداری ها پرداخته است. مقاله حاضر با رویکردی کتابخانه ای و با هدف تحلیل و دسته بندی نظام مند چالش ها و موانع اجرای بازرسی مؤثر در ساختار اداری شهرداری ها انجام شده است. در این راستا، با مرور و تحلیل منابع علمی، گزارش های نظارتی، اسناد بالادستی و مطالعات پیشین، مهم ترین موانع در چهار بعد ساختاری، قانونی، مدیریتی و فرهنگی شناسایی شده اند. یافته ها حاکی از آن است که ضعف در استقلال نهادهای نظارتی، نبود چارچوب های قانونی شفاف، کمبود نیروی انسانی متخصص، مقاومت مدیریتی در برابر نظارت، و فقدان فرهنگ سازمانی پاسخ گو، از جمله چالش های اصلی محسوب می شوند. در پایان، راهکارهایی برای بهبود نظام بازرسی اداری در شهرداری ها پیشنهاد شده که می تواند مبنای مطالعات آینده و اصلاح سیاست گذاری های شهری قرار گیرد.
۹.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر تعدیلگر مهارت های نرم بر ارتباط بین استرس با عملکردهای کیفیت حسابرسی می باشد. برای دستیابی به این هدف، حسابرسانِ شاغل در سازمان حسابرسی و مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 1404 به عنوان جامعه آماری پژوهش در نظر گرفته شدند و در نهایت 323 نفر به عنوان نمونه آماری، پرسشنامه ها را تکمیل نمودند. سپس برای بررسی روایی پرسشنامه از نظرات اساتید صاحبنظر استفاده شد و پایایی پرسشنامه از طریق آلفای کرونباخ بررسی و تأیید شد. در نهایت به منظور آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از نرم افزار SmartPLS، روابط بین متغیرها بررسی شد و نتایج پژوهش نشان می دهد که بین استرس، مهارت های نرم، هوش هیجانی و مدیریت زمان با عملکردهای کیفیت حسابرسی ارتباط معناداری وجود ندارد ولی بین تاب آوری و خودکارآمدی و عملکردهای کیفیت حسابرسی ارتباط معناداری وجود دارد در حالیکه مهارت های نرم تأثیر استرس بر عملکردهای کیفیت حسابرسی را تعدیل نمی کند.
۱۰.
بازاریابی دنج به عنوان یک استراتژی مؤثر در شناسایی و هدف گیری بخشهای خاص بازار، تأثیر بسزایی بر عملکرد شرکتهای تجاری دارد . این مطالعه با بهره گیری از فراترکیب ۲۰ پژوهش برجسته در بازه سال های ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۵، نقش بازاریابی دنج را در بهبود مزیت رقابتی، افزایش بهره وری عملیاتی و ارتقای رضایت مشتریان بررسی میکند. یافته ها نشان میدهد که بازاریابی دنج باعث افزایش سهم بازار، سودآوری و رقابت پذیری پایدار میشود و در صنایع مختلفی مانند کشاورزی ، خدمات درمانی و فرهنگ نیز کاربرد گسترده دارد. همچنین، تمرکز بر بخش بندی دقیق بازار و ایجاد تجربه مثبت مشتریان نقش کلیدی در موفقیت این نوع بازاریابی دارد. در کنار فرصت ها، بازارهای دنج با چالش هایی مانند محدودیت نوآوری و اندازه کوچک بازار مواجه اند که نیازمند پژوهش های بیشتر و توسعه راهکارهای استراتژیک است. در نهایت، بازاریابی دنج به ویژه برای کسب وکارهای کوچک و متوسط ابزاری حیاتی جهت بقا و رشد است. این مطالعه ضمن بیان مزایا و چالش های بازاریابی دنج، به ارائه چشم اندازهای آینده پژوهشی در این حوزه میپردازد. نتایج این پژوهش میتواند راهنمایی برای مدیران و تصمیم گیرندگان جهت تدوین استراتژی های بازار محور و توسعه پایدار شرکت های تجاری باشد .
۱۱.
در این پژوهش تأثیر استقلال رئیس هیئت مدیره بر ریسک شرکت و هزینه بدهی بررسی شده است. پژوهش حاضر با رویکرد توصیفی همبستگی مبتنی بر تحلیل رگرسیون چندمتغیره انجام شده است. جامعه آماری غربال شده شامل ۱۵۳ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی یک دوره یازده ساله از سال ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ است. داده های مورد نیاز از سایت کدال و آرشیو بورس اوراق بهادار تهران گردآوری شده اند. به منظور آزمون فرضیه ها از تکنیک های اقتصادسنجی و نرم افزار ایویوز استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان داد استقلال رئیس هیئت مدیره تأثیر معناداری بر ریسک شرکت ندارد، ولی بر هزینه بدهی تأثیر منفی و معناداری دارد. این نتایج حاکی از آن است که در محیط ایران، استقلال رئیس هیئت مدیره از منظر اعتباردهندگان می تواند یک مکانیسم حاکمیت شرکتی موثر برای کاهش احتمال نکول شرکت باشد؛ با این حال، سرمایه گذاران آن را در ارزیابی شرکت در نظر نمی گیرند. همچنین، نتایج نشان داد ریسک شرکت منجر به افزایش هزینه بدهی می شود، ولی استقلال رئیس هیئت مدیره می تواند اثرات نامطلوب ریسک شرکت بر هزینه بدهی را کاهش دهد یا به عبارتی آن را تضعیف کند. این یافته ها دستاوردهای مفیدی برای حاکمیت شرکتی در محیط ایران دارد.
۱۲.
این مقاله به بررسی نقش حسابداری دادگاهی در رسیدگی به دعاوی حقوقی و حل و فصل اختلافات می پردازد. حسابداری دادگاهی شاخه ای تخصصی از حسابداری است که با بهره گیری از دانش حسابداری و مهارت های تحلیل گری، به ارائه شواهد مالی مستند و معتبر در دادگاه ها کمک می کند. هدف اصلی حسابداری دادگاهی، ارائه شواهد مالی مستند و قابل اعتماد به دادگاه ها و مراجع قضایی است تا در حل و فصل اختلافات و تصمیم گیری های عادلانه کمک کند. این حوزه با بررسی دقیق اسناد مالی، مصاحبه با ذینفعان و استفاده از روش های تحلیل مالی پیشرفته، به استخراج اطلاعات دقیق و قابل استناد می پردازد، این اطلاعات شامل موارد مختلفی از جمله تحلیل صورتهای مالی، ارزیابی دارایی ها، بررسی بدهی ها و محاسبه خسارت ها می باشد. توجه ویژه به اصول اخلاقی و حفظ محرمانگی اطلاعات در این حوزه بسیار مهم است و به عنوان ابزاری قدرتمند برای عدالت و شفافیت در سیستم های قضایی شناخته می شود. در نهایت، این مقاله به نقش حیاتی حسابداری دادگاهی در ارتقای عدالت و شفافیت در سیستم های حقوقی می پردازد.
۱۳.
مطالعه حاضر به بررسی و تحلیل ارتباط حق الزحمه حسابرسی و کارایی سرمایه گذاری با تأکید بر نقش حاکمیت شرکتی و مدیریت ریسک بنگاه می پردازد. بدین منظور؛ اطلاعات 108 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ده ساله (از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402) ، استخراج، متغیرهای پژوهش محاسبه و آزمون های آماری لازم صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و طرح آن از نوع تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی است. در ادامه مسیر؛ به منظور آزمون فرضیه های پژوهش، از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شد. یافته های پژوهش؛ حاکی از آن بود که میان حق الزحمه حسابرسی با کارایی سرمایه گذاری ارتباط معناداری وجود دارد، میان تعامل حاکمیت شرکتی و حق الزحمه حسابرسی با کارایی سرمایه گذاری ارتباط معناداری وجود داشته و میان تعامل مدیریت ریسک بنگاه و حق الزحمه حسابرسی با کارایی سرمایه گذاری ارتباط معناداری وجود ندارد.
۱۴.
بهبود نوآوری مالی و مدیریت ریسک در بانکها نیازمند ترکیب فناوری، آموزش، نظارت هوشمند و همکاری با همکاران حوزه مالی است. بانکهایی که این راهکارها را به صورت نظام مند اجرا کنند، نه تنها ریسک های خود را کاهش می دهند، بلکه از فرصت های بازار نیز بهتر بهره برداری می کنند. نظر به اهمیت این موضوع؛ مطالعه حاضر به تحلیل و بررسی تأثیر نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است. بدین منظور؛ اطلاعات 17 پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای یک دوره ده ساله (از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402) ، استخراج، متغیرهای پژوهش محاسبه و آزمون های آماری لازم صورت گرفت. روش پژوهش حاضر از نوع توصیفی- همبستگی بوده و طرح آن از نوع تجربی و با استفاده از رویکرد پس رویدادی است. در ادامه به منظور آزمون فرضیه پژوهش، از رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده است. یافته های پژوهش؛ حاکی از آن داشت که نوآوری مالی بر مدیریت ریسک بانکها تأثیر مثبت و معناداری دارد.
۱۵.
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در ارتباط میان حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بانک سپه استان تهران است. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و بر اساس مدل معادلات ساختاری واریانس محور (PLS-SEM) انجام شده و جامعه آماری شامل ۵۱۱ نفر از کارکنان دارای پست های سازمانی مختلف در بانک سپه تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای ۲۱۹ نفره انتخاب گردید. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و اعتبار روایی و پایایی ابزار با شاخص های AVE، قابلیت اطمینان مرکب و آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج آزمون های توصیفی نشان داد بیشترین فراوانی متعلق به گروه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال و سطح تحصیلات کارشناسی بود و همچنین غالب شرکت کنندگان دارای سابقه کاری ۱۰ تا ۱۵ سال و رشته تحصیلی حسابداری بودند. یافته ها نشان داد تمام متغیرهای مدل پژوهش از توزیع نرمال تبعیت نمی کنند، لذا تحلیل و آزمون فرضیات با رویکرد PLS صورت گرفت. نتایج مدل نشان داد کیفیت داده ها، کیفیت سیستم و کیفیت اطلاعات همگی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت تصمیم گیری دارند و کیفیت اطلاعات نقش میانجیگری معناداری در روابط میان کیفیت داده و سیستم با کیفیت تصمیم گیری ایفا می کند. همچنین، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی نیز رابطه بین کیفیت اطلاعات و تصمیم گیری را به طور معنادار تعدیل می نماید. شاخص های برازش مدل چون SRMR، R² و Q² همگی کفایت و مطلوبیت مدل مفهومی را تایید کردند. پژوهش حاضر با ارائه شواهد تجربی، بر اهمیت ارتقای کیفیت داده، اطلاعات و سیستم های حسابداری دیجیتال بانک ها و تقویت فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در بهبود فرآیندهای تصمیم سازی در سازمان های مالی دولتی تأکید دارد.
۱۶.
هدف این پژوهش بررسی این است که آیا حسابداران با تخصص مالی قادرند کیفیت گزارشگری مالی را بهبود دهند یا خیر. با توجه به اینکه کیفیت گزارشگری مالی تحت تأثیر چندین عامل قرار دارد، اندازه گیری آن به طور دقیق چالش برانگیز است. بنابراین، این پژوهش برای پوشش کامل این مقوله، شاخص جامعی از کیفیت گزارشگری مالی را ارائه می دهد. متغیر مستقل پژوهش، تخصص مالی حسابداری اعضای کمیته حسابرسی را بررسی می کند که به صورت درصدی از اعضای کمیته با تخصص حسابداری و مالی اندازه گیری می شود. برای دستیابی به هدف پژوهش، اطلاعات مالی 153 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران از ابتدای سال 1393 تا پایان سال 1402 مورد استفاده قرار گرفت و برای آزمون فرضیه ها از روش رگرسیون چندمتغیره و داده های ترکیبی بهره برداری شد. نتایج نشان می دهند که تخصص حسابداری و مالی اعضای کمیته حسابرسی تأثیر مثبت و معناداری بر کیفیت گزارشگری مالی دارد. این یافته ها حاکی از آن است که وجود اعضای با تخصص مالی و حسابداری بیشتر در کمیته حسابرسی منجر به افزایش کیفیت اطلاعات مالی ارائه شده می شود. با این حال، نتایج همچنین نشان می دهد که تخصص حسابداری و مالی اعضای کمیته حسابرسی تأثیر معناداری بر مدیریت سود واقعی ندارد. به عبارت دیگر، اعضای کمیته با تخصص حسابداری و مالی نقشی در کاهش یا افزایش مدیریت سود واقعی ایفا نمی کنند. علاوه بر این، یافته ها نشان می دهد که تخصص حسابداری و مالی اعضای کمیته حسابرسی نیز تأثیری معنادار بر مدیریت سود تعهدی ندارد، به این معنی که تخصص آن ها در کاهش یا افزایش مدیریت سود تعهدی اثری ندارد.
۱۷.
هدف این پژوهش تعیین و بررسی تاثیر توان نقدشوندگی دارایی ها بر رقابت در صنعت است. یکی از عوامل موثر بر انتخاب سرمایه گذاران، توان نقدشوندگی دارایی های شرکت است. لذا در این تحقیق این باور که توان نقدشوندگی دارایی های شرکت می تواند به تغییر رقابت در بازار کمک کند، مورد بررسی قرار گرفته است. جامعه آماری شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و قلمرو زمانی آن سالهای1397 الی1403 می باشد.با استفاده از روش حذف سیستماتیک نمونه پژوهش شامل تعداد 126 شرکت بورسی انتخاب و داده های تحقیق داده های تابلویی در نظر گرفته شده است. نتایج بررسی با استفاده از مدل رگرسیون داده های پنل بر مبنای رگرسیون با اثرات ثابت برای آزمون فرضیه پژوهش نشان داد که توان نقدشوندگی دارایی های شرکت بر رقابت در صنعت تاثیرگذار است. لذا توان نقدشوندگی دارایی های شرکت می تواند مزیت استراتژیک و حیاتی برای شرکت بهمراه داشته و باعث افزایش ارزش شرکت شود که خود بر رقابت در صنعت تاثیرگذار است.
۱۸.
این مطالعه به تأثیر خوانایی گزارشگری مالی بر هزینه نمایندگی و نقدشوندگی سهام در شرکت های پذیرفته شده بورس اوراق بهادار تهران پرداخته است . شرکتهایی که از سال 1390 تا 1399 عضو بورس هستند به عنوان جامعه آماری پژوهش حاضرانتخاب شدند که از این شرکت ها با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری تصادفی ساده تعداد 130 شرکت به عنوان نمونه آماری مشخص شده است.نتایج و شواهد تجربی نشان می دهد که فرضیه اول یعنی خوانایی گزارش های مالی بر نقدشوندگی سهام تاثیر مثبت و معناداری دارد و فرضیه ی دوم یعنی خوانایی گزارش های مالی بر هزینه نمایندگی تاثیرمنفی و معنا داری دارد.
۱۹.
هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اندازه شرکت و عملکرد مالی بر ارزش شرکت، با در نظر گرفتن نقش تعدیل کننده نوآوری فناوری اطلاعات است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از حیث روش شناسی توصیفی-کاربردی است و از رویکرد پس رویدادی برای تحلیل داده ها بهره می برد. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در یک دوره ۷ ساله از سال ۱۳۹۶ تا ۱۴۰۲ است. نمونه آماری پس از اعمال فیلترهای لازم، شامل ۱۲۵ شرکت (۸۷۵ مشاهده سال-شرکت) انتخاب شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل رگرسیون چندگانه با روش داده های پانل استفاده شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که هر چهار فرضیه اصلی تحقیق مورد تأیید قرار گرفتند. یافته ها حاکی از آن است که: (۱) اندازه شرکت تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت دارد؛ (۲) عملکرد مالی تأثیر مثبت و معناداری بر ارزش شرکت دارد؛ (۳) نوآوری فناوری اطلاعات، رابطه مثبت بین اندازه شرکت و ارزش شرکت را به طور معناداری تعدیل می کند و این رابطه را تقویت می نماید؛ (۴) نوآوری فناوری اطلاعات، رابطه مثبت بین عملکرد مالی و ارزش شرکت را نیز به طور معناداری تعدیل کرده و اثربخشی آن را افزایش می دهد. این نتایج نشان می دهد که در دنیای رقابتی امروز، فناوری اطلاعات به عنوان یک عامل استراتژیک، نقش حیاتی در افزایش ارزش شرکت ها ایفا می کند و مدیران باید سرمایه گذاری در این حوزه را برای بهبود عملکرد و افزایش ارزش سازمانی در اولویت قرار دهند.
۲۰.
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر تغییر راهبردی صاحبکار بر هزینه سرمایه با تاکید بر عدم تقارن اطلاعاتی می پردازد. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی بوده و از بعد روش شناسی همبستگی از نوع علی (پس رویدادی) هست. جامعه آماری پژوهش، کلیه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می باشد و با استفاده از روش نمونه گیری حذف سیستماتیک، نمونه پژوهش حاضر شامل 135 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران برای سال های 1397 تا 1402 و با بهره گیری از مدل رگرسیون چند متغیره مبتنی بر تکنیک داده های تابلویی با استفاده از نرم افزارهای استاتا و اکسل مورد تحلیل و آزمون قرار گرفته است. نتایج حاصل از فرضیه های پژوهش نشان می دهد که تغییر راهبردی صاحبکار بر هزینه سرمایه مثبت دارد. همچنین، عدم تقارن اطلاعاتی بر ارتباط بین تغییر راهبردی صاحبکار و هزینه سرمایه اثر مثبت دارد. می توان نتیجه گیری کرد که تغییرات راهبردی صاحبکار به نفع سرمایه گذاران نبوده و موجب افزایش هزینه سرمایه می شود و عدم تقارن اطلاعاتی شدت رابطه بین تغییر راهبردی صاحبکار و هزینه سرمایه را تقویت می کند.