فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۷۲۱ تا ۱٬۷۴۰ مورد از کل ۳۲٬۵۸۸ مورد.
منبع:
روابط خارجی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
117 - 146
حوزههای تخصصی:
در 18 اردیبهشت 1397 رئیس جمهور ایالات متحده، با بیان ناتوانی برجام در حفاظت از منافع امنیت ملی این کشور به مشارکت ایالات متحده در این توافق کمتر از سه سال پس از امضا شدن آن پایان داد و مدعی شد که این توافق ناقص بوده و نتوانسته به اهداف خود دست یابد. دولت جمهوری خواه ایالات متحده با اتخاذ سیاست «فشار حداکثری» ادعا کرد دنبال یک توافق همه جانبه است که به دیگر فعالیت های ایران ازجمله برنامه موشکی نیز بپردازد و شروط نامعقولی برای مذاکره مطرح کرد. ایران در پاسخ از یک سال بعد شروع به کاهش تدریجی تعهدات خود مطابق برجام کرد و باتوجه به شروط دولت آمریکا حاضر به مذاکره برای توافقی جدید نشد. با روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا و اعلام قصد آن برای بازگشت به توافق اولیه، مذاکرات برای احیای برجام شکل گرفت که البته به نتیجه نرسیده است. بنابراین پرسش این است که چرا پس از خروج آمریکا ، دولت جدید این کشور برای احیای برجام مذاکره میکند؟ فرضیه این است که آمریکا طی یک فرایند یادگیری به دنبال بهره گیری از رژیم بین المللی منع اشاعه برای کمک به سیاست «تغییر رژیم» و تضعیف قدرت ایران در منطقه، بازتنظیم نقش خود در غرب آسیا و جلوگیری از افزایش نفوذ رقبای جهانی خود شامل چین و روسیه در منطقه است. در این پژوهش با اتخاذ نظریه بازی به عنوان چارچوب نظری و طرح یک مدل سه سطحی مجموعه ای از ارزش ها، مفروضات و ادراکات در سیاست داخلی آمریکا در رابطه با موضوع هسته ای ایران شناسایی شد که نشان می دهد ایالات متحده در بازی برجام اهدافی فراتر از حفظ رژیم منع اشاعه دنبال می کند.
سرمایه داری پردازش شده (فراسوی تفاسیر مارکسی و وبری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳۹
1 - 52
حوزههای تخصصی:
نویسنده دولت را «یک پارادایم قدرت» تعریف می کند و درصدد شرح رابطه اَبَرارگانیستی آن با سرمایه داری است. به زعم وی، در هر جامعه یک پارادایم قدرت مستقر و سه طبقه اجتماعی (شامل طبقه پارادایمی، طبقه ضدّپارادایمی و طبقه غیرپارادایمی) وجود دارد. هر یک از این سه طبقه، سرمایه داری ویژه خود را در جامعه در قالب «سرمایه داری پارادایمی، سرمایه داری ضدّپارادایمی و سرمایه داری غیرپارادایمی» ایجاد می کند. با این حال، همه این اَشکال سه گانه سرمایه داری، فرصت برابر برای رشد نمی یابند بلکه فقط شکل خاصّی از آنها (یعنی سرمایه داری پارادایمی) تکامل یافته و مسلط می شود. به زعم نویسنده، هر پارادایم قدرت فقط نیروهای پارادایمی خود را رشد می دهد. بنابراین در هر جامعه، فقط آن دسته از نیروهای سرمایه داری امکان تکامل طولانی مدت می یابند که جزو «طبقه پارادایمی» محسوب شده و با نظم پارادایمی (یا ساختار انباشت، هژمونی، هویت و مشروعیت پارادایم قدرت مستقر در آن جامعه) تناسب و سازواری قوی داشته باشند. وی در ادامه، فرایند تاریخی خاصّی را شرح می دهد که طی آن، پارادایم قدرت مستقر در هر جامعه، یک «الگوی جبری بقاء» و «حافظه خطّی انباشت و رشد» در ذهن همه انواع سه گانه سرمایه داری در جامعه ایجاد می کند و آنها را متقاعد و مجبور می سازد که برای تضمین بقاء و تداوم رشد خود، وارد مسیر سازواری با نظم پارادایمی شوند و فراتر از آن، بکوشند تا با استحاله خویش، خود را به جزئی از ابرارگانیسم دولت یا پارادایم قدرت مستقر در جامعه تبدیل سازند. در نتیجه، به زعم نویسنده انباشت بنیادین سرمایه در هر جامعه، تابع منطق سه پایه «سازواری اقتضائی؛ استحاله-الحاق؛ و مالکیت طبیعی دوگانه» می شود و نتیجه آن، «ازخودبیگانگی خودبخود سرمایه داری» و «ظهور یک سرمایه داری پردازش شده» در همه جوامع است. وی این سرمایه داری پردازش شده را «سرمایه داری آدامانتین یا الماس گونه» می نامد و ماهیت، منطق درونی و وجوه اصلی آن را شرح می دهد.
چگونگی شکل گیری روایت انقلاب اسلامی ایران از منظر تئوری ساخت روایت با تأکید بر نقش رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳
154 - 133
حوزههای تخصصی:
جایگاه رسانه و روایت در قالب بندی حافظه تاریخی و هویت جمعی در نظریه های تبیین کننده انقلاب اسلامی ایران کمتر موردتوجه بوده است. ازهمین رهگذر، پژوهش حاضر به بررسی روند شکل گیری روایت پیرامون انقلاب اسلامی پرداخت و از ملاحظه نظری ساخت روایت برای روشن کردن پویایی های موجود استفاده کرد. سؤال پژوهش این بود که نقش رسانه های رسمی، رسانه های غیررسمی، نخبگان سیاسی، رویدادها و زمینه های اجتماعی-سیاسی در ساخت و انتشار روایت انقلاب اسلامی چه بوده است. با روش شناسی توصیفی-تحلیلی، یعنی با توصیف بستر تاریخی انقلاب اسلامی و با تحلیل مؤلفه های روایی و دلالت های آن ها نتایج نشان داد که باوجود مجهز بودن پهلوی دوم به طیف وسیعی از رسانه های رسمی (رادیو، تلویزیون، روزنامه و کتب) برای تبلیغات و تثبیت روایت پهلوی، به دلیل ضعف و تناقض ایدئولوژیکی، با روایت شکست روبه رو شد و رسانه های غیررسمی (نوارکاست، اعلامیه، مساجد و منابر) و نخبگان سیاسی با رهبری امام خمینی (ره) با ایدئولوژی برآمده از بافت فرهنگی و دینی جامعه ایران، بر برداشت ها و نگرش های عمومی و ساخت روایت، در طول و بعد از انقلاب اسلامی تأثیر گذاشتند. به عبارتی تأثیر متقابل رسانه های غیررسمی و روایت های تاریخی در شکل دادن به رویدادهای انقلابی مهم بوده و نشان می دهد که روایت در انقلاب اسلامی نقش مهمی در شکل گیری و ترویج گفتمان انقلابی و هویت بخشی به آن داشته است.
سیاستِ غرب آسیا یا سیاست در غرب آسیا
حوزههای تخصصی:
آیا جوامع انسانی در همه جا به طور مشابهی رفتار می کنند و تحت تأثیر پیچیدگی های سیاسی قرار دارند؟ سیاست چیست و آیا مطالعه سیاست در همه جا، از جمله در منطقه غرب آسیا، یکسان است؟ از سوی دیگر، آیا سیاست های غرب آسیا تحت تأثیر هویت های مختلف شکل می گیرند که بازتاب دهنده واقعیت ها و تجربیات فرهنگی، قومی-مذهبی، زبانی، تاریخی و مدرن این منطقه هستند؟ مفروض بنیادین نوشتار پیش رو این است که؛ سیاست در غرب آسیا مشابه سیاست در سایر نقاط جهان است، زیرا سیاست شامل تصمیم گیری فردی و گروهی درباره منابع و توزیع آن ها برای بهبود منافع مادی، امنیت انسانی و زندگی سعادتمندانه و با فضیلت است. در عین حال، مطالعه ویژگی های منحصر به فرد این منطقه، به درک پارامترهای روابط انسانی در گفتمان ها، فرآیندها و نتایج سیاسی، از جمله توزیع منابع اقتصادی-اجتماعی و قدرت سیاسی در جوامع و نظام های سیاسی کشورهای این منطقه کمک می کند.
تبیین علل احیای حکومت طالبان در افغانستان و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
41-61
حوزههای تخصصی:
نیروهای شبه نظامی طالبان با تعدادی کمتر از هفتاد و پنج هزار نفر در مدت یازده روز بر ارتش سیصد هزار نفری افغانستان تسلط یافتند. مردم افغانستان در مقطع دیگری نیز یعنی سال های 1996-2001 تجربه حکومت این گروه افراطی اسلام گرا را داشته اند تا این که به دنبال واقعه یازده سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان، دولت طالبان سقوط کرد و آمریکا درصدد دولت ملت سازی در این کشور برآمد. با گذشت بیش از بیست سال، دولت مردان آمریکا تصمیم به خروج نیروهای خود از افغانستان گرفتند. با آغاز خروج نیروهای آمریکایی شبه نظامیان طالبان در کوتاه ترین زمان موفق به تشکیل دومین امارت اسلامی در سال 2021 در این کشور گردیدند. پیروزی سریع طالبان سبب طرح پرسش هایی گردیده است که مهم ترین آن ها عبارتند از: 1) آیا این تحولات، سناریو و پروژه ای طراحی شده از سوی آمریکا بوده است؟ 2) علت پیروزی سریع طالبان در افغانستان چه بود و حکومت آن ها در دوران جدید چه تفاوت ماهوی با حکومت شان در دوره قبل خواهد داشت؟ 3) سلطه مجدد طالبان در افغانستان چه پیامدهایی برای جمهوری اسلامی ایران می تواند داشته باشد؟ لذا هدف از نگارش این مقاله، بیان علل ظهور مجدد طالبان در افغانستان وتشریح پیامدهای آن در منطقه به ویژه برای جمهوری اسلامی ایران است. این مقاله از روش توصیفی- تحلیلی و ابزار کتابخانه ای، شامل کتب، روزنامه ها و منابع اینترنتی برای گردآوری و تحلیل داده ها بهره گرفته است.
نقش سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2020-2017
منبع:
سیاست پژوهی غرب آسیا سال اول زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲
62-83
حوزههای تخصصی:
بحران سوریه یکی از پر چالش ترین رویدادهای امنیتی و سیاسی در منطقه خاورمیانه است و هر یک از بازیگران در صحنه بین المللی بر پایه منافع خود رویکردهای متفاوتی را در قبال تحولات این کشور اتخاذ نموده اند. استراتژی آمریکا نیز به عنوان یک ابرقدرت جهانی همواره تحت تأثیر سازمان های اطلاعاتی - امنیتی فعال در سوریه بوده است. لذا هدف اصلی پژوهش پیش رو، تبیین نقش سازمان های اطلاعاتی آمریکا در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه بین سال های 2017-2020 است. سؤال اصلی پژوهش این است که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا (سیا) چه نقشی در سیاست خارجی این کشور در قبال سوریه (2017-2020) داشته است؟ در پاسخ به سؤال فوق این فرض مطرح شده که سازمان های اطلاعاتی آمریکا به ویژه سازمان سیا با فراهم کردن اطلاعات میدانی و کدهای راهبردی تأثیر به سزایی در روند تصمیم گیری های امنیتی و راهبردی آمریکا و در راستای تثبیت موقعیت آن در کشور سوریه (2017-2020) داشته اند. پژوهش با استفاده از رویکرد توصیفی-تحلیلی و در قالب مفروضات نظریه تصمیم گیری به تحلیل و بررسی سیاست خارجی ایالات متحده آمریکا در قبال بحران سوریه در طول سال های2017 تا2020 میلادی خواهد پرداخت. یافته های پژوهش حکایت از این دارد که سازمان سیا نقش مؤثری در حمایت و پشتیبانی از تصمیمات سیاست خارجی دونالد ترامپ در بحران سوریه داشته است.
ابعاد تمدن ایرانی- اسلامی در خط مشی های توسعه گردشگری پس از انقلاب اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
توسعه گردشگری در هر کشوری متأثر از ایدئولوژی ها و سیاست های حاکمیت است. بنابراین، با تأثیرگذاری دیدگاه های سیاسی بر گردشگری می توان آن را فراتر از یک حرکت و جابجایی دانست که می تواند سبب گسترش الگوهای فکری و فرهنگی شود. هدف؛ نظر به تفاوت در ارزش ها و ایدئولوژی های قبل و بعد از انقلاب و تأثیرپذیری گسترده گردشگری از آرمان ها و سیاست های حاکمیت، هدف این مطالعه، تحلیل ابعاد تمدنی ایرانی- اسلامی در خط مشی های توسعه گردشگری با محوریت سه بدیل از تمدن نوین اسلامی یعنی اسلام، فرهنگ و سیاست در گردشگری است. روش شناسی؛ بدین منظور، به روش تحلیل محتوا 22 سند بالادستی انقلاب اسلامی ایران شامل قوانین و سیاست های اصلی برای توسعه گردشگری کشور بررسی شده اند. یافته ها؛ مؤلفه های به دست آمده شامل کیفیت زندگی، عدالت، اصالت ایرانی- اسلامی، همبستگی، توسعه بازار، دیپلماسی فرهنگی، توسعه علمی و هویت انقلابی هستند. نتایج نشان می دهد در خط مشی های گردشگری به توزیع عادلانه فرصت ها و منافع گردشگری، تقویت انسجام اجتماعی و هویت ملی از طریق گردشگری، معرفی فرهنگ و ارزش های ایرانی- اسلامی به جهانیان از طریق گردشگری، توجه شده است. همچنین، نتایج ناظر بر اهمیت نگرش علمی از طریق آموزش و پژوهش به گردشگری برای حفظ میراث فرهنگی و هویتی کشور است. بدین ترتیب، مؤلفه های استخراج شده حاکی از ظرفیت گردشگری در تحقق غایت تمدن نوین اسلامی است.
ایده تمدنی نهضت امام خمینی ره ، انقلابی در برابر سوژه مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
غرب در دوران جدید خود و از حوالی قرن هفدهم، با تحولات اجتماعی، سیاسی و فلسفی عظیم و با عبور از خوانش مقدس از هستی و با تأکید بر محوریت انسانِ منقطع از وحی و اصالت دادن به فاعلِ شناسا، هر نوع تفسیر متافیزیکی از عالم را با چالش هایی جدی مواجه کرد. در کنار آن، جنبش اصلاح دینی از حدود قرن شانزدهم و ورود علم تجربی به زندگی بشر و جایگزینی آن با وحی و عقل، امر قدسی را بیشتر به محاق برد. این سیر، انسانِ جدیدی محقق کرد که در اینجا سوژه مدرن نامیده می شود. این هویت جدید، به تدریج به عالم اسلام نیز وارد شد و پرسش هایی بی سابقه ایجاد کرد. در نقطه مقابل و پیش از ظهور سوژه مدرن، انحطاطی تاریخی دامن عالمِ اسلامی را گرفته و پاسخ به این پرسش های تمدنی را دوچندان دشوار نموده بود. در این میان ایده تمدنی امام خمینی – در ادامه جنبش های اصلاحی اسلامی و در قالب نهضت اسلامی مردم ایران ظهور کرد. این نوشتار در تلاش است به این سوال پاسخ دهد که آیا این ایده می تواند ضمن تبیینِ امکان بازگشت اندیشه توحیدی به زندگی بشر، حیات او را در همین عصر و بدون نیاز به ارتجاع، آن هم در بستری اجتماعی، معنادار کرده، امکان تاریخی جدیدی برای تحقق تمدنی متفاوت از تمدن غرب ایجاد کند؟ یافته های این پژوهش نشان می دهد که پاسخ مثبت است و پشتوانه فکری نهضت امام خمینی بر اساس مولفه های مشخصی، انسانِ متفاوتی از سوژه مدرن تبیین کرده و امکان تمدن سازی اسلامی را نیز فراهم می آورد. پژوهش حاضر بنیادی و تحلیلی است که با شیوه عقلی و نقلی و روش کتابخانه ای به تحلیل محتوا پرداخته است.
ظرفیت شناسی نظام سازی بیعت در تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در عصر احیای تمدن اسلامی نخستین مسأله پیش رو بحث از نظام سیاسی در اسلام و ماهیت آن است. این مسئله اهمیت بازخوانی مفاهیم مرتبط با نظام اسلامی را در سده های نخستین ظهور اسلام دو چندان می نماید. یک از این مفاهیم تأثیرگذار در اندیشه سیاسی اسلام، مفهوم بیعت است. به دلیل گستردگی تحولات و گرایشات مختلف سیاسی این مفهوم دچار نوعی اجمال شده است و این اجمال نیز گاهی خود زمینه ساز خطای در تبیین مفهوم بیعت شده است. مفهوم بیعت شامل معانی مختلفی است که در چند نقطه تأثیرگذار دچار اختلاف هستند. اینکه بیعت نوعی تشریفات سیاسی به معنای ابراز وفاداری به حاکم مستقر است یا فراتر از آن نوعی کنش سیاسی در تعیین حاکم می باشد یکی از آن نقاط تأثیر گذار است که به نظر می رسد با تحولات سیاسی مرتبط است. بیعت صرفاً نه در مسأله تعیین حاکم بلکه در ابلاغ قوانین، ورود به جامعه اسلامی و تشکیل یک حاکمیت نیز مؤثر بوده است. در نگاهی دیگر تا پیش از وفات پیامبر اسلام بیعت صرفاً یک کنش سیاسی است که با واقع سر وکار دارد اما پس از ارتحال ایشان جدی ترین اختلاف در کارویژه آن مطرح می گردد که نظر به مشروعیت بخشی بیعت به یک ساختار سیاسی می باشد. پرداختن به این دست از مسائل به جهت تبیین مفهوم بیعت بدون نگاه به تاریخ آن میسر نیست. به همین جهت در این مطالعه پیش از طرح مسائل فوق به مصادیق بیعت در تاریخ اسلام نیز پرداخته شده است.
تحلیل گفتمان عدالت جنسیتی در احزاب و سمن ها (مورد مطالعه دهه های 1370-1380)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تلاش ها در جهت تبیین مفهوم «عدالت جنسیتی» به عنوان جایگزینِ برابری جنسیتی در کشورمان ستودنی است اگر آغازی برای رفع تبعیض ها باشد. مشارکت گسترده ی زنان در احزاب و سازمان های مردم نهاد نقش موثری در توسعه سیاسی و اجتماعی و سیستم توزیع قدرت ایفا داشته و با جلوگیری از انحصار قدرت، منجر به اصلاح ساختار سیاسی و اجتماعی کشور می شوند. در پژوهش پیش رو موضوع عدالت جنسیتی و مشکلات زنان کنشگر در دو دهه 1370 و1380 و میزان مشارکت و نحوه عاملیت آنها در احزاب و سازمان های مردم نهاد بیان شده است و به این پرسش اساسی پاسخ داده شد که آیا احزاب و سازمان های مردم نهاد در دامن ساختار خود دچار تبعیض های جنسیتی هستند؟ برای یافتن پاسخ، از روش کیفی و توصیفی سود برده شد. نتایج مطالعات اسنادی، کدگذاری و مقوله بندی داده های مصاحبه ها از طریق نرم افزار MAXQDA و بهره گیری از روش تحلیل محتوا و تئوری داده بنیاد (گراندد تئوری) نشان داد که هر چند سازمانهای مردم نهاد تا حدود بسیار زیادی برای حضور و ایفای نقش مشارکت جویانه زنان از وضعیت بهتری برخوردار بوده اند اما کماکان وجود عدالت جنسیتی در درون نهادهای مدنی کشور به خصوص احزاب سیاسی با حد مطلوب فاصله های فراوان دارد .
رویکرد پسا استعماری و مطالعات بین الملل در ایران
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
1 - 32
حوزههای تخصصی:
یکی از چالش های چشمگیر متأخر علیه جریان اصلی و حتی انتقادی روابط بین الملل نوشته های پسا استعمارگرایان بوده است. پسا استعمارگرایی که به عنوان یک جریان انتقادی متأثر از پسا ساختارگرایی و تا حدی آنتونیو گرامشی و نیز تاریخ فرودستان هند در کنار آثار متقدمی چون نوشته های فرانتس فانون و آلبر ممی، نخست در نقد ادبی و سپس در مطالعات اجتماعی ظهور کرده بود، وارد رشته روابط بین الملل نیز شد اما در مطالعات بین المللی در ایران جایگاهی درخور نیافته است. هدف این مقاله بررسی مساهمت ممکن پسا استعمارگرایی در مطالعات بین الملل در ایران است. می دانیم که از یک سو اروپا محوری حاکم بر رشته مغایر تمایل آن به اتکا بر تجربه های بومی است و از سوی دیگر تا حد زیادی می توان گفت مطالعات بین الملل در ایران عملاً مبتنی بر مفروضاتی اروپا محور است. مقاله نشان می دهد که چگونه پسا استعمارگرایی با فرا رفتن از تقسیم بندی های دووجهی که شاخص اندیشه اروپا محور است و منجر به آن می شود که همه چیز از امنیت تا قدرت تا تاریخ تا دولت و ... نه تنها از نگاه دووجهی نگریسته شود و کارگزاری در همه حوزه ها به کارگزار غربی محدود شود، فرا می رود و به کارگزاران غیر غربی توجه می کند و بر سرشت هم پیوند همه پدیده ها از جمله خود شرق و غرب تأکید می کند.
الگوهای همکاری و تعارض در روابط ایران و عربستان و تاثیر آن بر نظم منطقه ای خاورمیانه2023-1979
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
67 - 93
حوزههای تخصصی:
چرایی و چگونگی حاکم شدن گونه خاصی از نظم در یک سیستم منطقه ای و شناسایی متغیرهای موثر در این فرآیند از جمله پرسش های مهم مطالعات امنیتی است. در بسیاری از متون کلاسیک روابط بین الملل، نظم و امنیت منطقه ای ذیل روابط قدرت های بزرگ تعریف شده ا ند. پژوهش حاضر اما سطح تحلیل منطقه ای را در بررسی پرسمان امنیت منطقه ای حائز اهمیت دانسته و بر این دیدگاه استوار است که نظم منطقه ای در کنار تاثیرپذیری از نقش آفرینی قدرت های بزرگ مبتنی بر کنش بازیگرانی در سطح منطقه است که اهداف امنیتی خود را بر اساس روندهایی از ثبات و همکاری یا ناامنی و تعارض تعریف می کنند. در این راستا هدف اصلی پژوهش تبیین الگوهای نظم منطقه ای با تمرکز بر الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان به عنوان دو بازیگر اصلی محیط امنیتی خاورمیانه است. پرسش اصلی این است که رقابت های منطقه ای ایران و عربستان چه تاثیری بر الگوهای نظم منطقه ای داشته و آینده آن متاثر از رقابت دو کشور چگونه است؟ فرضیه ای که در پاسخ به این پرسش مطرح میشود پویش های منطقه ای و مناسبات امنیتی متقابل ایران و عربستان را عاملی مهم در شکل گیری و تحول نظم منطقه ای دانسته و معتقد است مناسبات امنیتی دو کشور متغیری تعیین کننده در آینده نظم منطقه ای است. روش انجام پژوهش تحلیل کیفی با بهرمندی از روش ردیابی فرآیند است. متغیر وابسته پژوهش نظم منطقه ای و متغیر مستقل الگوهای تعارض و همکاری ایران و عربستان در دوره های تاریخی مشخص است.
سناریوهای تغییر در شورای امنیت سازمان ملل متحد؛ با تأکید بر رویکرد ایالات متحده آمریکا و پیامدهای احتمالی برای جمهوری اسلامی ایران
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
155 - 199
حوزههای تخصصی:
پس از یک دوره نسبتاً آرام، به نظر می رسد با جهت گیری کاسب کارانه، بلند پروازانه و رفتار جسورانه آمریکا، دوره جدیدی در چرخه عمر شورای امنیت به وجود آمده است. ازنظر آمریکایی ها، نهادهای بین المللی و به خصوص ساختارهای مهمی همچون شورای امنیت تا وقتی مورد حمایت و مقبولیت قرار دارند که منافع آمریکا در آن ها تأمین شود. با این رویکرد و درحالی که در دنیای چندقطبی جدید، تا حدودی شکاف هایی میان رأی و نظر آمریکا و سایر قدرت های عضو شورا و کشورهای عضو مجمع عمومی مشاهده می شود، به نظر می رسد آمریکا به دنبال تمهیداتی جدید است تا منافع خود را بهتر تأمین کند. تهیه و تدوین طرح برای اصلاح شورای امنیت یکی از مهم ترین راهکارهایی است که آمریکا آن را دنبال می کند. با توجه به روشن نبودن دورنمای ساختار شورای امنیت و رویکرد آمریکا و جامعه جهانی در این خصوص، سؤال اصلی این پژوهش آن است که اصلاح ساختار شورای امنیت سازمان ملل متحد در چارچوب منافع ملی ایالات متحده آمریکا، چه پیامدهایی را برای جمهوری اسلامی ایران به دنبال خواهد داشت؟ در پاسخ به این سؤال، این پژوهش، با هدف آینده نگاری و با بهره گیری از روش سناریونویسی پیتر شوارتز، تمامی سناریوهای محتمل و پیامدهای آن برای جمهوری اسلامی ایران را مورد بررسی قرار می دهد.
مفهوم پردازی ژئوپلیتیک صلح
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
43 - 79
حوزههای تخصصی:
از نگاه سنتی ژئوپلیتیک به معنای کسب قدرت است و با مفاهیمی همچون رقابت، منازعه و جنگ همراه است. در این رویکرد صلح یک پدیده ناهنجار تلقی می شود. اما در ژئوپلیتیک نوین مفاهیمی بررسی می گردند که در آن ها، صلح پدیده ای انگاشته می شود که تعارض منافع برای ایجاد قدرت و امنیت کشورها ایجاد نمی کند. علاوه بر آن می تواند همگرایی را میان بازیگران بین المللی فراهم کند. ژئوپلیتیک صلح مفهوم نوینی است که سال های اخیر در چارچوب ژئوپلیتیک نوین بررسی شده است؛ اما از آن یک تعریف جامع ومانع نشده و این پژوهش قصد دارد با بررسی هستی شناسی و معرفت شناسی ژئوپلیتیک صلح، به تعریف مناسبی از این واژه دست پیدا کند. سؤال اصلی پژوهش این است که «ژئوپلیتیک صلح چیست». روش پژوهش حاضر کیفی و ازنظر رویکرد توصیفی-تحلیلی و گردآوری منابع اسنادی-کتابخانه ای است و از کتب، مقالات علمی و منابع اینترنتی استفاده شده است. به طورکلی پژوهش حاضر ناظر بر رویکرد ژئوپلیتیک انسان گرا انجام شده است. نتایج حاصل از این پژوهش، ژئوپلیتیک صلح را، نوعی از صلح تمام عیار و مثبت می داند که اختلافات و مناقشات ژئوپلیتیکی و جغرافیای سیاسی در آن وجود ندارد و ابعاد ژئوپلیتیک صلح را از مراتب فرو ملی تا جهانی می انگارد. تا زمانی که مقیاس های کوچک تر به صلح دست نیابند، در مقیاس بعدی، امکان ایجاد صلح میسر نخواهد بود. مؤلفه های ژئوپلیتیک صلح شامل تأمین نیازهای اساسی، عدم احساس تهدید فردی، فقدان تهدید خارجی برای یک ملت، حفظ تمامیت ارضی، پاسخگویی حاکمان، وابستگی دولت به مردم، وجود دموکراسی، ارتقای منابع حیاتی، بقای سیستم اجتماعی، قرارداد اجتماعی، وجود عدالت، گردش قدرت، وجود رسانه های آزاد، حفظ کرامت انسانی، عدم فساد، عدم نژادپرستی و حقوق شهروندی است.
تأثیر بحران «کرونا» بر مفهوم سازی «امنیت» در روابط بین الملل
منبع:
پژوهشنامه روابط جهانی دوره اول تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
175 - 201
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ برخی بیماری ها به دلیل میزان شیوع بالا و تلفات انسانی، همواره موضوعی سیاسی و امنیتی برای دولت ها به شمار آمده است. همان طور که ویروس کووید 19 به دلیل پویایی در انتقال و ناشناختگی در مدت زمانی کوتاه تبدیل به بحرانی جهانی شد، بحرانی که ساختارهای اقتصادی جهان را به چالش کشید و مشکلات امنیتی را در سطح روابط بین کشورها به وجود آورد. لذا در تحقیق حاضر، با استفاده از روش توصیفی تحلیلی و بر مبنای نظریه مکتب کپنهاگ و به طور مشخص مبحث امنیتی سازی، در پی پاسخ به این سؤال اصلی است که بحران کرونا چه تأثیراتی بر مفهوم سنتی امنیت بین الملل گذاشته است و همین طور پاسخ به اینکه آیا این تأثیرات موجب به رسمیت شناختن مسائل بهداشتی به عنوان تهدیدی غیر سنتی در اولویت بندی های امنیتی کشورها و سازمان های بین المللی خواهد شد؟ و پیامدهای این تغییرات چه خواهد بود؟ فرضیه این پژوهش آن است که ظهور بحران اخیر باعث تسریع در تغییر نگاه سنتی به امنیت به عنوان عدم رویارویی نظامی میان دولت های ملی و زمینه ساز تحول در نقش مسائل بهداشتی -درمانی بر امینت داخلی و بین المللی شده است. از سوی دیگر هرچند گره خوردن حوزه های بهداشت و امنیت در زمان شیوع کرونا منجر به بسیج اراده ی سیاسی و تخصیص منابع اقتصادی به این موضوع شده و این امر خود می تواند گام مثبتی در جهت ارتقا سطح بهداشت باشد، اما تأکید زیاد بر امنیتی کردن مسائل بهداشتی تأثیرات سوئی بر روند دموکراسی داخلی و همکاری های بین المللی خواهد داشت.
سیاست راهبردی آمریکا برای جلوگیری از قدرت یابی چین در دریای چین جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی آمریکا سال ۴ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۶)
107 - 136
دریای چین جنوبی در سیاست خارجی آمریکا در شرق آسیا از اهمیتی راهبردی برخوردار است. رشد اقتصادی چین و به تبع آن تقویت توان نظامی به ویژه نیروی دریایی و تحرکات این نیرو در دریای چین جنوبی موجب نگرانی کشورهای ساحلی و ایالات متحده از سلطه پکن بر منطقه شده است. این مسأله باعث مداخله و حضور گسترده واشنگتن در شرق آسیا به بهانه حمایت از عملیات آزادی ناوبری؛ اما در واقع، برای جلوگیری از خیزش روزافزون پکن و ایجاد موازنه به ضرر آن در منطقه شده است. بدین ترتیب، سؤال اصلی پژوهش این است که آمریکا برای جلوگیری از قدرت یابی چین در دریای چین جنوبی چه سیاستی را دنبال می کند؟ فرضیه مقاله این است که از آنجایی که افزایش قدرت اقتصادی و نظامی چین و به تبع آن گسترش نفوذ منطقه ای این کشور در دریای چین جنوبی، تهدیدی راهبردی برای کشورهای ساحلی و ایالات متحده محسوب می شود؛ لذا واشنگتن با توسعه حضور در منطقه و ایجاد ائتلاف با کشورهای ساحلی دریای چین جنوبی در تلاش برای موازنه کردن قدرت فزاینده چین در منطقه برآمده است که این امر ضمن جلوگیری از افزایش قدرت این کشور در منطقه، می تواند جلوی هژمونی و سلطه پکن بر آب های شرق آسیا را بگیرد. برای تحلیل داده های پژوهش از روش تحلیلِ کیفی استفاده شده است. این نوشتار از نوع کیفی و مبتنی بر رویکرد توصیفی- تحلیلی می باشد و برای جمع آوری اطلاعات نیز از شیوه کتابخانه ای استفاده شده است.
بررسی دلایل افول گفتمانی شورش زن، زندگی، آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات انقلاب اسلامی سال ۲۱ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۷۹
۱۳۶-۹۹
حوزههای تخصصی:
به دنبال فوت دختری جوان در 25 شهریور 1401 در بیمارستان کسرای تهران، گفتمانی با عنوان «زن، زندگی، آزادی» وارد «میدان گفتمانی» جامعه ایران گردید و با گفتمان سیاسی-اجتماعی جمهوری اسلامی ایران رابطه تخاصمی (یا غیریت سازانه) برقرار کرد. هدف پژوهش حاضر تحلیل گفتمان «زن، زندگی، آزادی»، بررسی رابطه این گفتمان با سه گفتمان سیاسی-اجتماعی «جمهوری اسلامی ایران»، «غرب گرایان» و «سلطنت طلبان» در میدان گفتمانی جامعه ایران و نهایتاً بررسی چرایی هژمون نشدن و افول گفتمان «زن، زندگی، آزادی»، علی رغم جذب بخشی هایی از نسل جوان ایرانی به عنوان زنجیره هم ارزی خود است. در این راستا و به منظور پاسخ گویی به پرسش اصلی پژوهش، نظریه تحلیل گفتمان لاکلا و موفه به عنوان چارچوب نظری انتخاب می گردد. این پژوهش در پی پاسخ به این پرسش اصلی که «دلایل هژمون نشدن و افول گفتمان «زن، زندگی، آزادی» در جامعه ایران چه می باشد؟» فرضیه خود را ارائه داده و 9 عامل را به عنوان دلایل هژمون نشدن و افول گفتمان «زن، زندگی، آزادی» در جامعه ایران معرفی می نماید. متدولوژی این پژوهش مبتنی بر روش تحلیل گفتمان است. این پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی می باشد.
Studying the Effect of Political Participation on the Performance of Government Institutions (Accountability and Efficiency) A case study of Kermanshah city
حوزههای تخصصی:
The upcoming article examines the relationship between the political participation index and the responsiveness and efficiency of government institutions. The independent variable is both formal and informal political participation, and the dependent variable is the responsive-ness and efficiency of government institutions. Research Method: The method employed in the article is quantitative, using a questionnaire as the tool. The research population consists of individuals aged 18 to 65 residing in the city of Kermanshah. According to the latest census, there were 952,287 people in this population. Using Cochran's formula, a sample of 384 individuals was selected, and the relationship and ratio between the independent and dependent variables were assessed using multiple regression analysis. Research Findings: The results indicate that both formal and informal political participation have a significant impact on im-proving the performance of government institutions. With an increase in the level of participation, the responsiveness and efficiency of government institutions will also improve. The research findings suggest that the average level of formal and informal political participation in Kermanshah is not at a desirable level. The obtained average scores regarding the performance of government institutions (responsiveness and efficiency) also have a low level. Additionally, the formal political participation variable has a greater impact compared to informal political participation.
The New Geopolitics of Artificial Intelligence and the Challenges of Global Governance
منبع:
International Journal of Political Science, Vol ۱۴, No ۳ , ۲۰۲۴
149 - 169
حوزههای تخصصی:
From the beginning of the age of technology; Every idea, innovation and new invention has helped humans to start a new era of economic growth. This growth has usually been accom-panied by a change in the fundamental principles of nations and their security. In this new era; Artificial intelligence is mentioned as the background of the revolution and the evolution of all human ecosystems in virtual, terrestrial, celestial, etc. spaces. Geopolitical factors seem to play a decisive role in the work process. Predicting an algorithmic revolution that could se-riously challenge the model of global governance is not unexpected. It is here that govern-ments must not only increase their understanding of the potential impact of artificial intelli-gence, but also change their governance model in advancing the technology. This requires understanding the new and future geopolitics of this technology. Therefore, in this study, while examining the current and possible changes in the power factors of governments by arti-ficial intelligence technologies, the new geopolitics of this technology is explained. The meth-od used in this research is descriptive-analytical and library tools, documents and electronic resources have been used to collect data.
برداشت «رالز» از امر سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش سیاست نظری پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۳۶
1 - 28
حوزههای تخصصی:
«جان رالز»، چهره ای تأثیرگذار در فلسفه سیاسی معاصر بوده است. او با رد فایده گرایی که مطابق آن، نهادهای عادلانه می باید حاصل جمع ارضای امیال را به حداکثر برسانند، شکل نوینی از نظریه قرارداد اجتماعی را صورت بندی می کند تا امکان جامعه بسامانی را نشان دهد که در آن، حقوق و آزادی های اساسی همه شهروندان فراهم است. هرچند بسیاری از مفسران، ارزش نظریه رالز را تصدیق کرده اند، یکی از انتقادهای جدی به رالز از زاویه مفهوم امر سیاسی و فقدان آن در نظریه او وارد شده است. در این مقاله، با بررسی آثار رالز به منظور تبیین برداشت او از امر سیاسی، به چنین انتقادی پاسخ داده می شود. بدین منظور، روش تحلیل مفهومی برای تحلیل مفاهیم و ایده هایی اساسی چون معقولیت و تعامل به مثل، به عنوان عناصر اصلی برداشت رالز از امر سیاسی به کار گرفته شده است. این تحلیل نشان می دهد که هسته عدالت به مثابه انصاف، حتی پیش از لیبرالیسم سیاسی، همان برداشت رالز از امر سیاسی بوده است. رالز با جدی گرفتن تمایز میان اشخاص و ملل، امر سیاسی را به مثابه شیوه معقول حفاظت از خود و دیگری در هر دو عرصه داخلی و بین المللی می بیند. درست است که این بیانگر یک برداشت هنجاری است، اما محتوای هنجاری این برداشت از بیرون به امر سیاسی تحمیل نشده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که تمایز میان برداشت سیاسی از عدالت و دیگر برداشت های اخلاقی نه تنها به تفاوت در قلمرو، بلکه به تفاوت در سرشت برداشت سیاسی مرتبط است.