فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۸۸۱ تا ۱٬۹۰۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۶ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲
127 - 158
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: عدالت ترمیمی یکی از رویکردهای نوین است و کوپ های استان اصفهان به جهت وظایف قانونی وذاتی مستعد اجرای رویه های عدالت ترمیمی هستند لیکن در اجرا با چالش هایی مواجه است. از این رو، هدف پژوهش شناسایی چالش های اجرای رویه های عدالت ترمیمی با رویکرد پیشگیری از جرم در کوپ های اصفهان می باشد.روش تحقیق: این پژوهش از نظر هدف کاربردی است و به لحاظ ماهیت داده ها کیفی از نوع تحلیل مضمون است. روش گردآوری اطلاعات در پیشینه و مبانی نظری بصورت اسنادی و مرور مطالعات قبلی بوده ولی گردآوری داده های اصلی با ابزار مصاحبه نیمه ساختارمند با خبرگان شامل کارکنان پایورکوپ ها، پلیس پیشگیری، معاونت اجتماعی اصفهان انجام شده است، نحوه انتخاب نمونه به صورت هدفمند خبرگان دارای حداقل مدرک کارشناسی ارشد و 5 سال سابقه خدمت در دوایر قضایی، مشاوره و مددکاری کوپ و ادارات پلیس پیشگیری و معاونت اجتماعی اصفهان انتخاب شده اند و تا رسیدن به حد اشباع نظری با 20 نفر مصاحبه شده است. روایی و پایایی تحقیق با انجام بازبینی و استفاده از نظرات اساتید مجرب و کدگذاری مجدد یافته ها انجام و برای تجزیه و تحلیل داده ها از تحلیل مضمون جهت استخراج ابعاد، مولفه ها و شاخص ها استفاده شده است.یافته ها: بر اساس یافته های پژوهش چالش های شناسایی شده در چهار مقوله چا لش های اجرایی و سازمانی شامل« ضعف فرهنگ سازمانی، ضعف ساختار سازمانی، فضای داخلی نامناسب و...» چالش های قضایی شامل«ضعف درحمایت قضایی، مداخله وکلا، ضعف فرهنگ سازمانی قضات و.. » چالش های قانونی شامل« فقدان قانون جهت میانجیگری پلیس، فقدان ا لزام قانونی برای همکاری مراکز حمایتی، فقدان قوانین در جهت استفاده از ظرفیت متنفذین محلی» و چالش های فرهنگی اجتماعی شامل«ضعف سرمایه اجتماعی پلیس، ملاحظات سیاسی اجتماعی، شکاف نسلی و .. » شناسایی و دسته بندی شدند.نتایج نهایی تحقیق: در راستای اجرای مناسب رویه های عدالت ترمیمی در کوپ های اصفهان استفاده از راهکارهایی از قبیل؛ فرهنگ سازی، ساختار سازی مناسب و ایجاد فضای مناسب و مجزا ازکلانتری، تدوین قوانین مناسب و استفاده از ظرفیت های اجتماعی و محلی راهگشا می باشد.
از اخلاق اجتماعی عرفی تا اخلاق اجتماعی الهی مقایسه نظریه اخلاقی دورکیم با نظام اخلاقی در سوره نساء(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۱
127 - 149
حوزههای تخصصی:
نظم در جامعه، منوط به وجود قواعد و هنجارها، و تربیت افراد برای پایبندی به آن قواعد است. در اسلام، چنین قواعد و تربیتی، ازسوی دین تدوین و به جامعه بشری ارائه شده است. با توجه به نیاز جامعه به انسان اخلاقی، در نبود روایت واحد و منسجمی از دین در جامعه مدرن، متفکرانی نظیر دورکیم تلاش کرده اند تا چارچوبی برای ساختن اخلاقی و اجتماعی کردن افراد منهای دین ارائه کنند. با توجه به نوعی این همانی جامعه و خدا در نگاه دورکیم، جامعه ازسویی دارای قدرت و اعتبار تشریع قواعد و هنجارهاست و ازسویی تأکید بر قداست آن پشتوانه تربیت اخلاقی افراد است. در مقابل و مبتنی بر قرآن کریم، انسان نمی تواند بدون قانون الهی و بدون رسولی که تبیین قانون و عدالت به او وابسته است، جامعه ای اخلاقی بسازد. دراین مقاله با استفاده از روش اسنادی و رویکرد تدبر سوره ای، گزیده ای از ساختار معنایی و ارتباطی سوره نساء، دیدگاه قرآن درباره نحوه پیاده سازی قانون در جامعه ایمانی و التزام انسان به حقوق اجتماعی بررسی و به مقایسه با رویکرد تربیتی دورکیم پرداخته شده است. در دیدگاه دورکیم جامعه به جای خدا، اصناف شغلی به جای رسول خدا و نظم حقوق عرفی و مدنی جای نظام الهی را می گیرد.
بررسی مسائل و چالش های اجرایی قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت در ایران (مطالعه موردی استان گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۳ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۵۴
1675 - 1704
حوزههای تخصصی:
با توجه به کاهش باروری و نرخ موالید در ایران ، نظام سیاستگذار در ایران اقدام به تغییر سیاستهای جمعیتی نموده تا از این طریق ضمن وضع قوانین خاصی در حوزه جمعیت و خانواده و تشویق جامعه به فرزندآوری، از کاهش فزاینده جمعیت جلوگیری نموده و زمینه افزایش نسبی آن را فراهم نماید. از آنجا که گیلان از جمله پیرترین استانهای کشور است و مسئله کاهش جمعیت و نرخ موالید یکی از مهمترین مسائل این استان به شمار می رود در این پژوهش کیفی تلاش شد تا با استفاده از مصاحبه عمیق با شماری از صاحبنظران و کارشناسان حوزه خانواده و جمعیت در گیلان، مهمترین مسائل و خلأهایی قانونی و چالش های سیاستی و اجرایی «قانون حمایت از خانواده و جوانی جمعیت» در گیلان احصاء و راهکارهای عملیاتی جهت تحقق اهداف سیاستهای جمعیتی متناسب با نیازها و نظام مسائل استان ارائه گردد. یافته های پژوهش نشان می دهد جهت حل مسئله جمعیت توجه به نقش مؤلفه های فرهنگی و ذهنی در مقایسه با مؤلفه های اقتصادی از اهمیت بیشتری برخوردارند. چالشها و موانع موجود بر سر راه تحقق اهداف قانون در چهار حوزه اجرایی و مدیریتی، حوزه فرهنگی و اجتماعی ، حوزه آموزشی و رسانه ای و حوزه بهداشت و درمان وجود دارد. در نهایت با توجه به مسائل و چالشهای موجود، راهکارهای عملیاتی متناسب با نظام مسائل حوزه جمعیتی در استان استخراج و در پنج حوزه آموزشی و تربیتی خانواده محور، رسانه ای و تبلیغی، بهداشتی و درمانی ، اجرایی و مدیریتی ، فرهنگی و اجتماعی پیشنهادهایی با اتکا بر نظر کارشناسان ارائه گردید.
واکاوی ادراک دانشجو معلمان نسبت به محتوای یادگیری در شبکه های اجتماعی: مطالعه پدیدارشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۳شماره ۳۹
244 - 223
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش بررسی محتوای یادگیری دانشجو معلمان در شبکه های اجتماعی و ادراک آن ها نسبت به اعتبار محتوای به اشتراک گذاشته شده در این شبکه ها بود. روش این پژوهش کیفی و از نوع پدیدارشناسانه بود. جامعه پژوهش کلیه دانشجو معلمان رشته آموزش ابتدایی دانشگاه فرهنگیان شهرستان بیرجند بود که در سال تحصیلی 1399-1400 مشغول به تحصیل بودند. با روش نمونه گیری هدفمند و تا اشباع نظری داده ها با 15 نفر (7 نفر مرد و 8 نفر زن) از این دانشجو معلمان مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت و داده های حاصل با روش تحلیل مضمون مورد تحلیل قرار گرفت. برای پایایی داده ها از روش توافق بین کدگذاران و برای روایی یافته ها از روش بازنگری توسط متخصصان استفاده شد. یافته ها نشان داد که محتوای یادگیری دانشجو معلمان در شبکه های اجتماعی شامل محتوای مرتبط با دانشگاه (رشته محور، مهارت محور و زبان انگلیسی)، مدرسه (روش تدریس، مدیریت کلاس و محتوای دوره ابتدایی) و اطلاعات عمومی (اخبار، اطلاعات پزشکی و اطلاعات فناورانه) است. همچنین دانشجو معلمان نسبت به محتوای به اشتراک گذاشته شده در شبکه های اجتماعی دیدگاه مثبتی ندارند و ازنظر آن ها، محتوای موجود در شبکه های اجتماعی، نامتناسب، غیر موثق و ناقص است. بر این اساس پیشنهاد می شود که دانشگاه فرهنگیان با ارائه محتوای معتبر، طبقه بندی شده و متناسب با هر رشته تحصیلی در شبکه های اجتماعی به توسعه حرفه ای دانشجو معلمان و نگرش مثبت آن ها به محتوای این شبکه ها کمک کند.
شکل بندی ژانری فیلم های تجربی ایرانی: موردکاوی فیلم های برگزیده جشنواره فیلم کوتاه تهران (1380-1395)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۱
133 - 168
حوزههای تخصصی:
سینمای تجربی تمرین و تجربه گری در امکانات رسانه سینما و تصاویر متحرک است و این فرایند را در راستای اهداف زیبایی شناختی و انعکاس دغدغه های فردی و اجتماعی به کار می گیرد. این سینما قواعد و هنجارهای سینمای جریان اصلی را به چالش می کشد و موجب بسط مرزهای رسانه های دیداری و شنیداری و شیوه های درک تصاویر متحرک می شود. هدف این مقاله تحلیل ژانری فیلم های تجربی ایرانی است که عموماً جوایزی در جشنواره ی فیلم کوتاه تهران در بازه ی زمانی 1395-1380 کسب کرده اند. داده ها به شیوه ی مشاهده ای و کتابخانه ای گردآوری شده اند و از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. یافته ها نشان می دهند که رویکرد ژانری به سینمای آوانگارد و تجربی ابزاری سودمند برای تحلیل نمونه های تولیدشده است. آثار مورد بررسی مؤلفه های زیرژانرهای ابرژانرهای سینمای بسط یافته، آوانگارد امریکایی و آوانگارد اروپایی را در ساختارشان مد نظر قرار داده اند. درعین حال، بررسی ساختار برخی آثار حاکی از وضعیت هیبریدی یا تلفیقی است. عموماً این فیلم ها از ویژگی های کلی و گاه حداقلی فیلم تجربی برخوردارند. به عبارت دیگر، بیشتر آثار به شکلی محدود از مؤلفه های زیبایی شناختی برخی ژانرهای سینمای تجربی استفاده می کنند. تبیین اصول زیبایی شناختی سینمای تجربی و زیرژانرهای آن تواماً راهکارهایی مطالعاتی و عملیاتی در حوزه ی نظریه و عمل برای پژوهشگران و فیلم سازان به دست می دهد.کلیدواژه ها: سینمای تجربی، صورت بندی ژانری، ابرژانر، جشنواره ی فیلم کوتاه تهران، زیرژانر
تحلیل انسجام درونیِ بر ساخت مفهومیِ دین داری سنت گرا و عقل گرا در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل انسجام درونی عناصر سبک های دین داری سنت گرا و عقل گرا براساس برساختی که در شبکه اجتماعی اینستاگرام داشتند، انجام شده است. در این راستا، صفحات پرمخاطبی که تولیدکننده محتوای دینی هستند، انتخاب شده اند و از نتنوگرافی یا مردم نگاری آنلاین برای تشخیص مقوله های دین داری سنت گرا و عقل گرا استفاده شده است. در گام دوم، برای ارزیابی انسجام درونی دین داری سنت گرا و عقل گرا، روش تحلیل محتوا به کار گرفته شده است. براساس یافته ها، دین داری سنت گرا با ۱۰ مقوله- که پای بندی به اصول دین در آن محوریت داشت و واجبات دینی با تأکید بر نماز، در آن دارای ارجحیت بود- بازتعریف شده است. در ارزیابی انسجام درونیِ دین داری سنت گرا، مهم ترین تضاد درونی، تلاش برای رهایی از موضوعات تفرقه برانگیز است. همچنین پای بندی به اصول دین و اجتناب از فرقه گرایی- که به حاشیه سازی برای دین و تفرقه افکنی میان پیروان دین منجر می شو د- موردتأکید جدی این نوع از دین داری است. دین داری عقل گرا نیز با ۸ مقوله بازشناسی شده که محوریت مقوله ها را عقلانیت، اندیشیدن و استدلال منطقی تشکیل می دهند. مهم ترین تضاد درونی دین داری عقل گرا، ناشی از ته نشست مفاهیم سایر گونه های دین داری در اذهان حامیان این سبک از دین داری است که انسجام درونیِ این نوع از دین داری را با چالش مواجه کرده است.
تحلیل بازنمایی زنان خانه دار در سینمای دهه نود ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این مقاله، مطالعه نحوه بازنمایی زنان خانه دار در سینمای دهه نود ایران است. روند افزایش میزان تحصیلات زنان به طورکلی و ثابت ماندن تقریبی میزان اشتغال آنان نشان می دهد امروزه بسیاری از زنان خانه دار، دارای تحصیلات عالی دانشگاهی هستند که موجب ارتقای کیفیت زندگی آن ها شده است. مسئله این مقاله، کشف رابطه ای است که میان زندگی واقعی زنان خانه دار و نحوه بازنمایی آن در سینما وجود دارد.
در این پژوهش از روش تحلیل متن و تکنیک نشانه شناسی سوسوری در هردو حالت تحلیل همنشینی و تحلیل جانشینی، برای کشف معانی آشکار و پنهان متن، استفاده شده است. شش فیلم ساخته شده در دهه 1390 تحلیل شده که معیار انتخاب آن ها این بوده که زن خانه دار نقش اصلی را داشته یا موضوع آن مرتبط با خانه داری بوده است.
مهم ترین یافته های تحقیق این است که اولاً داده های آماری نشان دهنده افزایش میزان تحصیلات عالی در میان زنان خانه دار ایران است. دوم آنکه این زنان در واقعیت بر وضعیت ناعادلانه خود در خانواده آگاه، معترض و خواستار داشتن منبع مالی مستقل و همکاری مردان خانواده هستند. سوم آنکه بازنمایی زنان خانه دار در فیلم های تحلیل شده به صورت کلیشه ای و فرودست است.
نتیجه نهایی اینکه علی رغم تغییرات رخ داده شده در کیفیت زندگی زنان خانه دار به دنبال افزایش میزان تحصیلات آنان، این تغییرات تأثیر چندانی در نحوه بازنمایی زنان خانه دار در سینما نگذاشته است.
تفسیر اسطوره شناسانه ادوات و نگاره های آیینی-حماسی ایران پیشاتاریخ بر اساس نظریه کارکرد آیین-اسطوره جوزف کمبل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۱
53 - 67
حوزههای تخصصی:
از فرهنگ پیشاتاریخی ایران قدیم ایران پیش از شکل گیری امپراتوری هخامنشیان ادوات منقوش بسیاری باقی مانده است. اینگونه به نظر می رسد که بخشی از آن ادوات و نقوش با کارکرد آیین و مناسک فرهنگی_اسطوره ای پیشاتاریخ در ارتباط باشد. در این میان نگاره های تصویرسازی شده ای از نقوش انسانی با شمایل، وضعیت، موقعیت و در حال انجام حرکات و اعمال خاص آیینی و حماسی چشم گیر است. ارتباط جویی نظام کارکردگرای اسطوره ای با تصاویر منقوش بر روی آن ادوات و نگاره ها مسئله بنیادین این مقاله خواهد بود. پرسش اساسی در این زمینه این است که کیفیت ارتباط ادوات منقوش و نگاره های مزبور با نظام آیین_اسطوره، در دریافت و انتقال معانی آشکار(صریح) و نهانی(ضمنی)، چگونه بوده و قابل تفسیر است؟ این مهم را پژوهش در رابطه جویی ماهیت اسناد باقی مانده از ادوات و تصویر_نگاره های آیینی_حماسی آن فرهنگ پیشاتاریخی با چهار کارکرد آیین_اسطوره مطرح شده توسط جوزف کمبل جستجو می کند. مقاله در جهت نائل آمدن به کارکردگرایی ماهیتی این آثار، به تفسیر رابطه میان آن نقوش با کارکردگرایی اسطوره ای، باور و جهان بینیِ فراروایت گرای فرهنگ پیشاتاریخ ایران قدیم می پردازد. نگارندگان با اتکاء به آراء صاحب نظران حوزه های فرهنگی_اجتماعی و اسطوره-شناختی این امر را محقق می کنند. جستار جهت تحقق این مهم از رویکرد تفسیری پوزیتویسیتی استفاده می کند. روش پژوهش حاضر از نوع کیفی و شیوه کاربردی پژوهش توصیفی_تحلیلی است. داده های پژوهش با روش تاریخی و مطالعات کتابخانه ای تهیه شده است. نتیجه پژوهش آشکار می کند ادوات و تصاویر منقوش آیینی_حماسیِ فرهنگ پیشاتاریخی ایران، پیام صریحِ آیینی_فرهنگی و پیام ضمنیِ فرهنگی_اسطوره ای مرتبط با نظام کارکرد آیین_اسطوره ای آن فرهنگ را محمول دارند.
تبیین تفاوت های باروری در استان های ایران با استفاده از روش آنتروپی شانون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
برخلاف سیاست گذاری و تلاش های دولت جهت افزایش باروری در کشور، میزان باروری کل طی دو دهه گذشته روندی کاهشی داشته است. تحقیق حاضر با هدف مشخص نمودن وزن تعیین کننده های باروری در استان های ایران و ارائه پیشنهادهای سیاستی مرتبط با آن انجام شد. برای این منظور از روش ریاضی آنتروپی شانون و خوشه بندی - K میانگین استفاده شد. نتایج نشان داد که سرانه تولید ناخالص استان ها بالاترین ضریب وزنی را در بین تعیین کننده های باروری دارد. تاثیرگذاری شاخص های اقتصادی، اجتماعی و جمعیتی بر باروری در بین استان ها متفاوت است. استان هایی که ضرایب بالاتری را در شاخص های اجتماعی و جمعیتی کسب کرده بودند، از میزان باروری بالاتری نیز برخوردار هستند. نکته مهم اینکه استان هایی مانند سیستان و بلوچستان، خراسان شمالی و خراسان جنوبی که در تابع اقتصادی مقادیر پایینی را کسب نمودند، دارای میزان های باروری بالای سطح جایگزینی هستند. این یافته ها آشکار می سازد که سیاست گذاران برای افزایش باروری در هر استان، بایستی بر شاخص هایی متمرکز شوند که در آن استان بالاترین تأثیر را داشته اند. لذا سیاست گذاری منطقه ای بایستی به طور جدی مورد توجه قرار گیرد. در ضمن استان های البرز، سمنان، گیلان، کرمانشاه، ایلام و اصفهان، نمرات پایینی در تابع کلی کسب کرده اند و باید در اولویت سیاست گذاری جمعیتی قرار بگیرند.
تأثیر استفاده از جدول عمر بومی بر ارزش فعلی زیان آتی پرتفوی بیمه های زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نامه انجمن جمعیت شناسی ایران سال ۱۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۳۷
217 - 248
حوزههای تخصصی:
شرکت های بیمه برای محاسبه حق بیمه انواع محصولات بیمه عمر، به مفروضات متعددی نیاز دارند. یکی از این مفروضات، جدول عمری است که مبتنی بر داده های جمعیتی آن کشور باشد. از سال 1400، شرکت های بیمه ملزم شدند جدول عمر ایران را که براساس اطلاعات جمعیتی کشور طراحی شده است، برای محاسبه حق بیمه محصولات بیمه زندگی به کار بگیرند. قبل از تدوین این جدول، از جدول عمر فرانسه برای محاسبات بیمه ای انواع محصولات بیمه زندگی استفاده می شد. در این مقاله با استفاده از شبیه سازی متغیرهای مختلف، تاثیر تغییر جدول عمر از جدول عمر فرانسه به جدول عمر ایران بر ارزش فعلی زیان آتی پورتفوی محصولات بیمه زندگی بررسی می شود. علاوه بر این، محاسبات هم برای بیمه شدگان دارای ریسک سلامتی استاندارد و هم برای افرادی که از نظر سلامتی دارای مشکلاتی هستند محاسبه و تحلیل خواهد شد. براساس یافته های مقاله، به طور کلی، شرکت بیمه با ارائه پورتفوی بیمه نامه های استاندارد سود و با ارائه پورتفوی بیمه نامه های غیراستاندارد زیان می کند. اگر شرکت بیمه از جدول عمر فرانسه استفاده کند، آنگاه نسبت به جدول عمر ایران سود بیشتری برای بیمه نامه های استاندارد و زیان کمتری برای بیمه نامه های غیراستاندارد خواهد داشت.
مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی بر پایه مساجد و امام محله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۵ زمستان ۱۴۰۳شماره ۶۸
71 - 105
حوزههای تخصصی:
مقاله پیش رو به تدوین مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی براساس مداخلات اجتماع محور بر پایه مساجد می پردازد. روش پژوهش کیفی است و از روش تحلیلی نظریه پردازی داده بنیاد برای انجام عملیات تحقیق استفاده شده است. پرسش اصلی آن است که چه مدل نظری مشارکت مردم برای مقابله با آسیب های اجتماعی براساس مداخلات اجتماع محور بر پایه مساجد را تبیین می کند. یافته ها نشان می دهد مدل پیشنهادی براساس مسجد شامل چندین مقوله عمده به این شرح است: متعین های ایمان و اعتماد به خدا،بی اعتنایی به بهره مندی های مادی و هدف قرار ندادن آن ها به عنوان بستر فرهنگی رجوع به مساجد برای کاهش آسیب های اجتماعی معرفی می شود. وجود مساجد با جمعیت 15هزار نفر اطراف مسجد به عنوان نهادسازی، اصلاح ساختار کنونی مساجد و آموزش امامان مساجد با رویکردهای مداخلات محله محور به عنوان ظرفیت سازی و مدیریت مساجد براساس مشارکت از پایین به بالا به عنوان بستر سازی معرفی خواهد شد. مشارکتِ حداکثری تمام کنشگران و ذی نفعان و تعامل آنان با امام محله و ارتقای سلامت و بهداشت جسمی و روانی در کنار تغییرات کالبدی و اعتمادسازی از طریق مشارکت مردم در مساجد با شناسایی خیران و بر مبنای منطق دینی صورت خواهد گرفت و در نهایت، با پایدارسازی برنامه ها براساس مشارکت مردم و اقدامات به صورت هم افزا و یکپارچه به پایان می رسد.
ارائه مدل تبلیغات های واقعیت افزوده مبتنی بر تلفن های همراه هوشمند با استفاده از رویکرد آمیخته(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۰ بهار ۱۴۰۳شماره ۳۷
373 - 323
حوزههای تخصصی:
به واسطه کاهش روز افزون اثربخشی رویکرد های تبلیغاتی فعلی، استفاده از فناوری واقعیت افزوده به عنوان یک رسانه تبلیغاتی نوین و جذاب، می تواند به عنوان یک راهکار موثر در نظر گرفته شود. بر همین اساس هدف این پژوهش، تبیین و شناسایی ابعاد و شاخص های اصلی موثر بر تبلیغات واقعیت افزوده موبایل محور، غربال گری و اعتبار سنجی آن ها و در نهایت ارائه مدل تبلیغاتی واقعیت افزوده مبتنی بر تلفن های همراه هوشمند با محوریت نشانگر های فیزیکی تحت عنوان یک رسانه تبلیغاتی جدید بود. در این مطالعه با بهره گیری از رویکرد آمیخته و ترکیبی از دو روش کیفی و کمی متوالی، در مرحله اول با استفاده از ابزار مصاحبه های نیمه ساختاری یافته با 14 خبره، داده های لازم جمع آوری و روش داده بنیاد اجرا گردید. روایی و پایایی بخش کیفی نیز تایید شد. در مرحله دوم از روش دلفی فازی به منظور اعتبار سنجی مقولات شناسایی شده و ارائه مدل نهایی استفاده گردید. در بخش کیفی5143 مفهوم اولیه، 912 مقوله فرعی، 59 مقوله اصلی شناسایی و در قالب 6 سازه سازمان دهی گردید. تمامی شاخص ها توسط روش دلفی فازی مورد تایید قرار گرفت. با وجود عمر نه چندان طولانی فناوری واقعیت افزوده در صنعت تبلیغات، همچنین تاثیر پذیری آن از عوامل زمینه ای حاکم، این فناوری می تواند در نقش یک رسانه نوین با کمک به صنعت تبلیغات، نتایج ارزشمندی را برای مخاطبان، محصول، شرکت، برند و جامعه در پی داشته باشد و به بازاریابان در کسب نتایج مطلوب کمک نماید.
فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین با تأکید بر اینستاگرام
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۶ بهار ۱۴۰۳ شماره ۲۱
142 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر قصد دارد فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین در فضای مجازی با تأکید بر اینستاگرام را شناسایی و تبیین کند.روش شناسی پژوهش : پژوهش حاضر از نوع تحقیقات کیفی با استفاده از تحلیل تِم و تکنیک تجسم داده کاوی و مبتنی بر مصاحبه نیمه عمیق است. تحقیق از نظر هدف، توسعه ای-کاربردی بوده و از روش کدگذاری مضامین برای تحلیل داده استفاده می کند. داده ها از طریق مصاحبه های انفرادی با 15 نفر از اساتید و خبرگان دین و رسانه از طریق نمونه گیری هدفمند و با استفاده از روش گلوله برفی به دست آمد و درنهایت مهم ترین فرصت ها و چالش های دین در رسانه های نوین اینستاگرام شناسایی و تبیین شد و راهکارهایی برای رفع آن ها ارائه گردید.یافته ها: مهم ترین فرصت های شناسایی شده شامل آینده نگری در تولید محتوا، مدیریت حضور فعالانه نهادهای دینی در فضای مجازی و بهره گیری از قابلیت های اینستاگرام است، و مهم ترین چالش ها در حوزه رسانه های نوین شامل حضور ضعیف دینی در فضای مجازی، سطحی نگری دین و تردید در آن، بهره برداری غرب از فضای مجازی و تخریب هدفمند ارزش های اسلامی و ایرانی است.بحث و نتیجه گیری: مدیران رسانه و حوزه تبلیغات دین می توانند از نتایج این پژوهش استفاده کنند. مدیران رسانه باید بر مبحث آینده نگری در تولید محتوا و حضور فعالانه در فضای مجازی تأکید ویژه داشته باشند و سعی نمایند که مباحث دینی قوی و عمیق را در این فضا تقویت و اشاعه دهند.
حجاب و تقویت دیپلماسی عمومی گفتمان اسلامی؛ مطالعه ای از منظر برسازی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
117 - 141
حوزههای تخصصی:
دیپلماسی عمومی یکی از مهم ترین مسائل مربوط به روابط خارجی کشورها و به طور کلی روابط بین الملل است که با توجه نوسعه فناوری های اطلاعاتی و ارتباطی که امروزه فاصله های زمانی و مکانی را نیز درنوردیده اند، اهمیت و کارکرد بیشتری یافته است. دیپلماسی عمومی با تاکید بر فرهنگ، مؤلفه های غیر مادی و هنجارها، به دنبال شکل دادن به هویت ها و ذهنیت افراد در دیگر جوامع است. این مؤلفه ها مشتمل بر طیف وسیعی از موضوعات و مفاهیم بوده و نمادها و ارزش های مذهبی را نیز در بر می گیرند. بر این اساس حجاب اسلامی به عنوان نماد و یک هنجار دینی، می تواند با تأثیر بر ذهن مخاطبان و بازنمایی تصویری خاص در جوامع، واجد کارکردهای دیپلماسی عمومی برای گفتمان اسلامی باشد. مقاله حاضر به دنبال آزمون این پرسش اصلی است که حجاب اسلامی چگونه می تواند موجب تقویت دیپلماسی عمومی گفتمان اسلامی شود؟ یافته ها حکایت از آن دارد که حجاب اسلامی به واسطه وجه نمادینِ خود، از طریق نماد سازیِ غیرکلامی و تصویرسازی مثبت در برابر گفتمان های رقیب، موجب تقویت دیپلماسی عمومی گفتمان اسلامی می شود. این پژوهش میان رشته ای، از نوع کیفی بوده و با استفاده از روش تبیینی با هدف شناسایی حجاب اسلامی به عنوان نماد و ابزاری غیرکلامی و بصری، در مسیر نهادینه کردن ارزش های فرهنگی گفتمان اسلامی انجام شده و نقش و تأثیر حجاب را به عنوان مقوّم گفتمان اسلامی نشان می دهد. چنین کارکردی در ذهن نومسلمانان و غیرمسلمانان جوامع اروپایی قابل ارزیابی و شناسایی بوده و یافته های پژوهش مؤیّد همین مدعاست.
Designing a Socio-Economic Model of Book Publishing with an Emphasis on the Cultural Economy(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Purpose: The primary objective of this study is to design a socio-economic model of book publishing with an emphasis on the cultural economy. Methods and Materials: This study employs a grounded theory approach with an inductive movement trajectory. The research process begins with data from the field and literature, leading to conceptualization and determination of relationships between concepts. The statistical population includes all available documents and in-depth interviews with experts in the field of book publishing. The sample size is determined based on theoretical saturation and purposive sampling. Data collection methods include in-depth unstructured and semi-structured interviews, and document studies aimed at discovering and extracting concepts and their interrelationships. Qualitative and conceptual content analysis methods were used through open, axial, and selective coding. Findings: The study identifies several critical factors influencing the book publishing industry in Iran. Key factors include liquidity (5.71%), content production (16.32%), economic conditions (12.06%), social trends (15.19%), cultural trends (4.34%), media (4.34%), legal frameworks (1.93%), and support and infrastructure. Content production emerged as the most significant factor, highlighting the importance of aligning publishing strategies with audience preferences and socio-cultural trends. Economic conditions and social trends also play crucial roles, indicating the need for adaptive strategies in managing financial and social dynamics. Conclusion: This study provides a comprehensive socio-economic model of book publishing, emphasizing the cultural economy. The findings underscore the importance of financial management, content alignment with audienc
سلبریتی ها و جذب افکار عمومی: بررسی نقش الگوهای مورد استفاده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله ضمن بررسی شاخص های عینی به دنبال درک رفتار سلبریتی ها در فضای مجازی است که چگونه بر مخاطبان و افکارعمومی تأثیر می گذارند. مطالعه پیشینه تحقیقات منجر به استخراج شاخص های دهگانه ای شد که سلبریتی ها برای ایفای نقش در شبکه اجتماعی و جذب طرفداران استفاده می کنند. فرض پژوهش این است که بین این الگوها و جذب افکار عمومی رابطه وجود دارد.روش پژوهش: روش پژوهش از نوع پیمایشی است. جامعه ی آماری پژوهش کاربران ایرانی فعال در اینستاگرام و دنبال کننده 10 نفر از سلبریتی های فعال و شاخص می باشند. از فرمول کوکران برای محاسبه حجم نمونه جوامع نامعین استفاده شد. پژوهشگر پرسشنامه را برای 40 نفر از دنبال کننده های هر سلبریتی ارسال نمود که در مجموع 400 پرسشنامه تکمیل و دریافت شد که مشخص شد هر کاربر میانگین 9/5 سلبریتی را دنبال و 3/5 ساعت را در شبکه های اجتماعی می گذراند.یافته ها: براساس یافته ها بین الگوهای مورداستفاده سلبریتی ها و جذب افکارعمومی به میزان 0/759در مقیاس همبستگی پیرسون رابطه معنادار وجود دارد، که براساس جنسیت تفاوت معنادار نیست، اما براساس سطح تحصیلات تفاوت معنادار است و افراد با تحصیلات پایین تر بیشتر از افراد با تحصیلات بالاتر تحت تأثیر سلبریتی ها قرار می گیرند. از شاخص های دهگانه "تقلید و الگوبرداری" و "سبک زندگی" قوی ترین ارتباط و بیشترین تأثیر را بر افکارعمومی می گذارند.نتیجه گیری: یافته ها نظریات چارچوب نظری همچون جامعه نمایشی، مصرف فرهنگی و رابطه فرااجتماعی را تایید می کند و سلبریتی ها در بستر رسانه های اجتماعی جدید، نه تنها منشا سرگرمی هستند، بلکه با تأثیر زیاد بر نگرش و افکارکاربران، نقش قابل توجهی در جذب و شکل دهی افکارعمومی ایفا می کنند. موضوعاتی که سلبریتی ها مطرح می کنند ازنظر افکارعمومی بااهمیت است و میزان حضور در شبکه های اجتماعی و دنبال کردن صفحات سلبریتی ها می تواند برای کاربران الگوسازی کند و نه تنها در شکل دهی به جریان افکار عمومی موثر هستند، بلکه آن ها را تقویت یا تضعیف می کنند بنابراین لزوم توجه به این مسئله و پیامدهای آن برای سیاستگذاران و متخصصان رسانه را آشکارتر می سازد.
طراحی الگوی عوامل محتواهای تولید شده توسط کاربر در اینستاگرام با موضوع کووید19(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی محتواهای تولید شده توسط کاربر در اینستاگرام با موضوع کووید19 است که با بهره گیری از روش کیفی و رویکرد گراندد تئوری انجام گرفته است. جامعه آماری این پژوهش جهت مصاحبه شامل خبرگان دانشگاهی و پزشکان وکادر درمان بیماران کرونایی در بیمارستان ها هستند. این افراد با توجه به شیوه هدفمند گلوله برفی تا رسیدن به نقطه اشباع نظری 11 نفر انتخاب شدند. شیوه تجزیه و تحلیل با استفاده از کدگذاری باز، محوری و گزینشی است. نتایج نشان داد که عوامل علی شامل « اطلاع رسانی و آگاهی جمعی، نیاز به آموزش و الگوی یکپارچه مدون و بررسی دقیق محتوای تولید شده، نیاز سنجی مردم در زمان بحران» می باشد. عوامل زمینه ای شامل« عدم آگاهی از پاندمی، عدم زیر ساخت های کافی و مناسب، عدم حمایت مالی توسط دولت » می باشد. عوامل مداخله گر نیز شامل« سو استفاده شبکه های تجاری از عدم آگاهی مردم، عدم اطلاع کافی مردم، غافلگیری مردم در بحران » می باشد. عوامل راهبردی شامل «نیاز به آموزش عمومی در زمان بحران، مدیریت بحران، ایجاد پایگاه های اطلاع رسانی زیر نظر دولت و وزارت بهداشت» می باشد. پیامدها نیز شامل «آگاهی مردم از شرایط پاندمی از طریق شبکه های مجازی و تلفیق تجربه و آموزش و اطلاع رسانی به افراد در شرایط بحران» می باشد.
بررسی جامعه شناختی رابطه میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و سبک زندگی شهروندان شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۴
173 - 194
حوزههای تخصصی:
در دوران معاصر همه جوامع به درجات متفاوتی با ظهور و گسترش شبکه های اجتماعی مجازی مواجه شده و ابعاد مختلف سبک زندگی افراد در معرض این تحولات قرار گرفته اند که جامعه ایران نیز از این تحولات بی بهره نبوده است. در نوشتار حاضر رابطه میزان و نوع استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی و سبک زندگی شهروندان مورد مطالعه قرار گرفته است. این پژوهش به روش پیمایشی و با ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شده است. جامعه آماری مورد مطالعه شامل کلیه شهروندان زن و مرد 44-15 ساله شهر تهران می باشد که از این میان تعداد 384 نفر با استفاده از فرمول کوکران و به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شده است. روش های آماری پژوهش، آزمون پیرسون و رگرسیون می باشد. نتایج به دست آمده از پژوهش حاکی از آن است که بین متغیر شبکه های اجتماعی مجازی و سبک زندگی و ابعاد آن شامل مصرف فرهنگی، مدیریت بدن، فعالیت فراغتی و الگوی خرید رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. بین شبکه های اجتماعی مجازی و الگوی تغذیه همبستگی معنی داری مشاهده نشده است. همچنین شبکه های اجتماعی مجازی به واسطه تأثیرگذاری بر متغیرهای مصرف گرایی، الگوپذیری و تجمل گرایی بر سبک زندگی تأثیر داشته است. نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه و تحلیل مسیر نشان داد که همه متغیرهای مستقل تحقیق تأثیر معنی داری خود را بر سبک زندگی حفظ کرده اند. در مجموع 42% از تغییرات سبک زندگی شهروندان با میزان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی قابل تبیین است.
فیلم به مثابه برنامه درسی: تحلیل پداگوژیک فیلم نویسندگان آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ بهار ۱۴۰۳ شماره ۷۴
301 - 324
حوزههای تخصصی:
ماهیت و معنای معلمی به میدان مدرسه گِره خورده است. میدانی که زبان رسمی از بازنمایی صحنه های آشکار و پنهان و تلخی ها و شیرینی هایش ناتوان است. گویی به ابزاری از جنس هُنر نیاز است تا به تصویر درآوردن ظرفیت ها و ظرافت های این میدان ممکن شود. اینجاست که صنعت سینما می تواند در نقش آینه ای تمام نما، یاری دهد تا به درون کلاس درس و به درون قلب های دانش آموزان و معلمان سفر کنیم، و معلمی را با تمام پیچیدگی هایش به تصویر بکشیم. هدف پژوهش حاضر این است که با معرفی صنعت سینما به عنوان یک ابزار آموزشی، به بررسی و تحلیل پداگوژیک فیلم نویسندگان آزادی بپردازد. پژوهش، از نوع مطالعات کیفی است که با استفاده از روش نشانه شناسی انجام شده است. فیلم با استفاده از روشِ نشانه شناسیِ جان فیسک تحلیل شده است. شش سکانس که بیشترین قرابت را با هدف پژوهش داشته ، انتخاب، و دلالت های هر سکانس مشخص شده است. یافته ها نشان می دهد فیلم نویسندگان آزادی، روایتگر معلمی است که فضای کلاس را از ایدئولوژی تنفر نژادی به معناآفرینی سوق می دهد. نقد و تحلیل داستان و رمان، بازدید از موزه، تجربه نگاری، خودشرح حال نویسی مشارکتی و ملاقات با چهره های الهام بخش، برخی از راهبردهای آموزشی متمایز در این فیلم است. در نهایت، با توجه به یافته ها، برگزاری جلسات نقد و تحلیل فیلم های مرتبط با میدان مدرسه، و بررسی تأثیری که نمایش این فیلم ها در باورها و انگیزه های مخاطبان دارد، پیشنهادی است که می تواند مورد توجه پژوهشگران و مراکز تربیت معلم قرار گیرد.
شناسایی فرصت ها و تهدیدهای روابط عمومی الکترونیک در دانشگاه از دیدگاه دانشجویان علوم ارتباطات شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی پژوهش حاضر «شناسایی فرصت ها و تهدیدهای روابط عمومی الکترونیک در دانشگاه از دیدگاه دانشجویان علوم ارتباطات شهر تهران» است. روش پژوهش حاضر از نوع پیمایشی و با استفاده از تکنیک پرسشنامه گرداوری شده است. جامعه آماری در پژوهش حاضر، دانشجویان کارشناسی ارشد و مقطع دکتری رشته علوم ارتباطات در شهر تهران است که 225 نفر بر اساس فرمول کوکران به عنوان نمونه آماری انتخاب گردیده اند.نتایج پژوهش بر اساس آزمون های آماری (دوجمله ای، فریدمن) نشان می دهد که رتبه بندی فرصت ها و تهدیدها از دیدگاه پاسخ دهندگان معنادار است و به بیان دیگر دانشجویان علوم ارتباطات رتبه بندی متفاوتی از فرصت ها و تهدیدهای روابط عمومی الکترونیک دارند. از دیدگاه آنان متغیرهای «صرفه جویی در هزینه ها»، «رهایی از قید و بند محدودیت های زمانی و مکانی» و «حذف بروکراسی اداری» به ترتیب بیشترین اولویت را به عنوان فرصت در روابط عمومی الکترونیک داشته اند و از طرف دیگر متغیرهای «کافی و مساوی نبودن آموزش عمومی جهت استفاده از فناوری های اطلاعاتی»، «کمبود و نقصان زیرساخت های لازم و اساسی در بحث فناوری های اطلاعاتی» و «کامل نبودن امنیت در روابط عمومی الکترونیک» به ترتیب بیشترین جایگاه را به عنوان تهدید در روابط عمومی الکترونیک داشته اند. بر اساس نتایج حاصل از آزمون های آماری «برگزاری کارگاه های آموزشی، تهیه سیستم های کامپیوتری، افزایش امنیت نرم افزاری، استفاده از شبکه های اجتماعی، اپلیکیشن ها، وب سایت و سامانه ابری» از راهکارهایی هستند که می توانند به کاهش تهدیدات احتمالی کمک کنند و فرصت ها را افزایش دهند.