فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۴۱ تا ۴۶۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
365-389
حوزههای تخصصی:
در جوامع معاصر، فرهنگ و رفاه اجتماعی به عنوان دو عنصر اساسی در تحلیل جوامع پیشرفته شناخته می شوند. در ایران، تغییرات فرهنگی به طور مستقیم بر سیاست های رفاهی تأثیر می گذارند و این دو حوزه ارتباط نزدیکی با یکدیگر دارند. این پژوهش به بررسی تأثیر تغییرات فرهنگی بر سیاست های رفاهی و بالعکس می پردازد. این پژوهش از رویکرد کیفی و تحلیل گفتمان برای بررسی گفتمان رفاه اجتماعی و تأثیرات فرهنگی در ایران استفاده نمود. داده ها از منابع تاریخی و اسنادی جمع آوری شده و با ابزارهای تحلیل محتوا و نرم افزارهای کیفی تحلیل شد. یافته ها نشان می دهد که در دوران های مختلف، سیاست های رفاهی به نیازهای اقشار آسیب پذیر پاسخ داده و با چالش هایی مانند جهانی سازی و تغییرات فرهنگی مواجه بوده اند. همچنین، سیاست های فرهنگی و اجتماعی برای حفظ هویت فرهنگی و ارتقاء رفاه اجتماعی طراحی شده اند، اما ناتوانی برخی از آن ها در پاسخ به نیازهای جدید همچنان وجود دارد. این مطالعه به بررسی تأثیر جهانی شدن بر رفاه اجتماعی و هویت فرهنگی در ایران، به ویژه در میان جوانانی که به دنبال هویت های جدید هستند، می پردازد. یافته ها نشان می دهند که سیاست های رفاهی باید با تنوع فرهنگی همسو شوند و با ایجاد تعادلی میان ارزش های سنتی و استانداردهای جهانی، نیازهای در حال تغییر جامعه را پاسخ دهند.
عنصر عاملیت در تحلیل آصف بیات از اعتراضات فرودستان در خاورمیانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه پژوهی فرهنگی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۷)
461-495
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی انتقادی و به کارگیری روش پروبلمتایزیشن، به بررسی مفهوم عاملیت سیاسی در اندیشه های آصف بیات، به ویژه در بستر تحولات اخیر خاورمیانه، می پردازد. هدف اصلی این پژوهش، روشن سازی جایگاه و نقش عاملیت در تبیین اعتراضات و شورش های فرودستان در آثار بیات است. با تمرکز بر آثار بیات پس از بهار عربی و با در نظر گرفتن تحولات فکری او در این دوره، این پژوهش به دنبال پاسخ به این پرسش است که آیا صورت بندی عاملیت سیاسی در پروبلماتیک بیات امکانات تبیینی کافی برای درک عاملیت سیاسی در پیچیدگی های سیاسی اجتماعی تحولات معاصر خاورمیانه را فراهم می کند یا با محدودیت هایی مواجه است؟ در این راستا، پژوهش حاضر به بررسی مفاهیم کلیدی همچون «اصقلاب»، «ناجنبش های اجتماعی»، و «پیشروی آرام» در آثار بیات پرداخته و با مقایسه آن ها با نظریات دیگر پژوهشگران، به ارزیابی جامع تری از اندیشه های بیات خواهد پرداخت. با نقد سازنده نظریات بیات و مقایسه آن با رویکردهای دیگر، این پژوهش به دنبال بازنگری و تکمیل چارچوب های موجود برای تحلیل عاملیت سیاسی در جوامع در حال گذار است.
واکاوی انسان شناختی نظام خوراکی در ساختار فرهنگی هورامان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اجتماعی ایران سال ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
57 - 76
حوزههای تخصصی:
نظام خوراکی، پختوپز و شیوههای مصرف خوراک، افزون بر نیاز زیستی بر روابط خویشاوندی، فرهنگی و اجتماعی، باورهای ملی و دینی، اسطورهشناختی و زیباییشناختی استوار است؛ بنابر این، ساختار فرهنگی نظام خوراکی، باورها و آیینهای آن، کاربردی دوگانه و رویکردی تقابلی دارد که برخاسته از کارکردهای ساختار فرهنگی و روابط اجتماعی است و در ساختارهای تقابل طبیعت و فرهنگ، کوچنشینی و یکجانشینی، خام و پخته، مرد و زن، غلات و روغن، نان و گوشت خودنمایی میکند. خوراک و نظام خوراکی در منطقۀ هورامان، نقشمایة فرهنگی، اجتماعی، آئینی و باورمندانه در سویههای هویّت دینی و ملی، اسطورهشناختی و زیباییشناختی در یک نظام دوگانه و تعامل تقابلی دارد. این مقاله ویژگیها و جایگاه خوراک را در ساختار فرهنگی منطقۀ هورامان با رویکرد ساختار انسانشناختی مبتنی بر مطالعۀ کیفی و کار میدانی، مشاهدۀ مشارکتی، مصاحبههای باز، روش مردمنگاری کتابخانهای و استفاده از منابع انسانشناسی خوراک در منطقۀ هورامان بررسی کردهاست. دستاورد پژوهش نشان میدهد، خوراک افزون بر نیاز جسمانی، ساختاری دارد که بخشی از سازههای فرهنگی منطقة هورامان است و کاربردی مردمشناختی دارد؛ چنانکه نقشی سازنده در قواعد، اصول و ارزشهای حاکم بر نظام فرهنگی منطقة هورامان دارد و بخشی از باورهای ملی و دینی و ارزشها و آیینهای فرهنگی و اجتماعی این منطقه را میسازد.
بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رفتارهای انحرافی در شهروندان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
25-56
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه: هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان رفتارهای انحرافی در شهروندان شهر اراک و تاثیر سرمایه اجتماعی بر آن بوده است. روش: روش این تحقیق به صورت کمی-پیمایشی و ابزار جمع آوری داده به صورت پرسشنامه می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شهروندان مناطق پنج گانه شهر اراک بودند که با نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. حجم نمونه با فرمول کوکران حدود 383 نفر محاسبه شد که به 418 نفر ارتقا پیدا کرد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهند که میانگین متغیر رفتارهای انحرافی 1.3 از 6 می باشد که این حکایت از این دارد که میزان متغیر رفتارهای انحرافی در حد کم قرار دارد. نتایج مدل رگرسیونی چندگانه نشان می دهد که قوی ترین پیش بینی کننده های متغیر رفتارهای انحرافی به ترتیب متغیرهای، شبکه روابط پیوندی(بتا=0.30-)، اعتماد اجتماعی (بتا= 0.25-)، مشارکت اجتماعی (بتا=0.14-) و مدت اقامت در شهر اراک (بتا=0.12-) می-باشند. این متغیرهای مستقل توانستند حدود 30 درصد از تغییرات متغیر رفتارهای انحرافی را تبیین کنند. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان کرد که شبکه روابط پیوندی یا ارتباط با خانواده و آشنایان در شهر اراک یکی از مهمترین عوامل بازدارنده از رفتارهای انحرافی می باشد.
بررسی رابطه شخصیت های بیزاری آور اجتماعی با اعتیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش انحرافات و مسائل اجتماعی دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۵
149 - 178
حوزههای تخصصی:
سه شخصیت ماکیاولیایی، خودشیفتگی و ضد اجتماعی به عنوان شخصیت های بیزاری آور اجتماعی و مثلث تاریک شخصیتی شناخته می شوند. پژوهش ها، ارتباط این صفات را با سوءمصرف مواد گزارش کرده اند. پژوهش حاضر با هدف تبیین صفات تاریک شخصیتی بر اساس الگوی پنج عاملی شخصیت در سوءمصرف کننده های مواد انجام گرفت. جامعه آماری معتادان مرد مراجعه کننده به مراکز ترک اعتیاد خصوصی و دولتی شهر تبریز در سال 1401 تشکیل می دادند. از بین جامعه آماری، 206 نفر مورد آزمون قرار گرفتند. آزمودنی ها به پرسشنامه های شخصیت ماکیاولیایی، پرسشنامه شخصیت چند محوری بالینی میلون-2 و فرم بلند شخصیت نئو پاسخ دادند. یافته ها نشان داد که در میان سوءمصرف کننده های مواد، شخصیت ماکیاولیایی با روان آزرده گرایی (به صورت مثبت)، برون گرایی، توافق جویی و با وجدان بودن (به صورت منفی)، شخصیت خودشیفته با توافق جویی (به صورت منفی) و با وجدان بودن (به صورت مثبت) و شخصیت ضد اجتماعی با روان آزرده گرایی (به صورت مثبت) و توافق جویی (به صورت منفی)، بیشترین رابطه را نشان دادند. می توان نتیجه گرفت که وجه مشترک شخصیتی مطابق الگوی پنج عاملی در مثلث تاریک شخصیتی در بین سوءمصرف کننده های مواد توافق جویی پایین است.
تله فضایی فقر و پیامدهای برساخت کولبری در مناطق مرزی کردستان ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
41 - 57
حوزههای تخصصی:
با بررسی پیشینه پژوهش ها و مطالعات مرزی، پیداست که تحلیل ها در باب علل و پیامدهای اجتماعی- فرهنگی کولبری محدود می باشد. به همین منظور، پژوهش حاضر با استفاده از مفاهیم فضا، تولید فضا و تله فضایی فقر در پی دستیابی به این مهم با مطالعه جامعه مرزنشینان شهرستان بانه و مریوان در استان کردستان می باشد. روش انجام پژوهش، کیفی بوده که با استفاده از روش نظریه زمینه ای و کاربست نمونه گیری هدف مند و گلوله برفی، 56 نفر از افراد مطلع و درگیر در پدیده کولبری به عنوان نمونه انتخاب گردیده اند. اطلاعات به روش تحلیل زمینه محور و کدگذاری باز و محوری با استفاده از شیوه اشباع نظری و مدل پارادایمی بیان شده اند. یافته های تحلیلی نشان می دهد که تله فضایی فقر، برساخت پدیده کولبری را در مناطق مرزی کردنشین به دنبال داشته است. کنشگران مرزی به واسطه شرایط علّی حاکم از جمله فشار اقتصادی، نبود منبع درآمد جایگزین، جبر محیطی و ضعف درآمد پیله وری و همچنین غالب بودن بسترها و زمینه هایی همچون ضعف بخش کشاورزی، نبود صنعت و اشتغال صنعتی و ضعف اشتغال گردشگری و با شرایط مداخله گر و مکانیسم هایی همچون امنیتی کردن مناطق مرزی و تاریخی بودن تجارت در منطقه، تنها استراتژی را استفاده از توانایی های جسمی خود یافته و به کولبری روی آورده اند. همین استراتژی، پیامدهایی اجتماعی- فرهنگی در قالب 5 مقوله محوری به دنبال داشته است که از جمله تخریب سرمایه های انسانی بومی، رشد مصرف گرایی، تنزل کرامت انسانی و حقوقی افراد، رشد فضاهای فقرپرور و حاشیه نشین، تداوم چرخه فقر و بازتولید کولبری در میان ساکنان مناطق مرزی غرب کشور از جمله استان کردستان را به دنبال داشته است.
جنبش دانشجویی و غیریت سازی سیاسی؛ چگونه دانشجویان در دهه پایانی سلطنت پهلوی دوم از دوقطبی کردن فضای دانشگاه به عنوان ابزاری برای مبارزه با رژیم استفاده می کردند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
ترسیم مرز بین دوست و دشمن یکی از سازوکارهای برساخت هویت های جمعی و انسجام گروهی و ملی است و این حاکم یک نظم سیاسی است که از اختیار چنین مرزکشی ای برخوردار است. در یک وضعیت انقلابی مردم معترض چنین مشروعیتی را برای حاکم قائل نیستند و خود در پی ترسیم مرزی اند که حاکم را به عنوان «آن ها» و مردم را به عنوان«ما» قلمداد می کند. این مقاله با بهره گیری از روش اسنادی و مطالعه پژوهش ها، مصاحبه ها و اسناد مربوطه، در پی پاسخ به این سؤال است که دانشجویان شهر تهران در دهه پایانی سلطنت پهلوی دوم به چه شیوه هایی به این غیریت سازی سیاسی دامن می زدند و چگونه فضای دانشگاه را بر اساس دوقطبی های سیاسی بین دانشجویان و رژیم سیاسی مستقر سازماندهی می کردند. یافته های تحقیق نشان می دهد که ترجمه امور صنفی به امور سیاسی نقش مؤثری در برساخت، تثبیت و بازتولید این دوقطبی داشته است. خلط مرزهای امر صنفی و سیاسی باعث سیال و مبهم شدن علت اعتراض و نارضایتی می شد و این ابهام، سیاسی شدن و سیاسی ماندن فضای دانشگاه ها را تشدید می کرد. به واسطه چنین شکلی از تشدید تضادها و تنش های سیاسی، هر عملی که نشان از کوچک ترین ارتباطی با رژیم مستقر یا مسئولین امر داشت، به سازش کاری یا خیانت تعبیر می شد. آن چه در چنین شرایطی مغفول می ماند پرداختن به این سؤال است که آیا باید همه اختلافات را معضلی آنتاگونیستی دانست و یا می توان بخشی از نارضایتی ها را در چارچوب موجود حل و فصل نمود. پرداختن یا نپرداختن به این سؤال، تأثیر پایداری بر فرهنگ سیاسی جامعه خواهد داشت.
پیوندهای خانوادگی و همبستههای اقتصادی اجتماعی آن در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
خانواده پژوهی سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۲
28 - 47
حوزههای تخصصی:
در اهمیت خانواده به عنوان یک ساختار سازمانی اساسی و تاثیر آن بر برخی ابعاد زندگی اجتماعی تردیدی نیست. بر این اساس در این مقاله به بررسی پیوندهای خانوادگی و همبسته های اقتصادی اجتماعی آن در ایران پرداخته شده است. داده های آخرین موج ارزش های جهانی در ایران (سال1399) با 1499 نمونه به کار گرفته شده است. یافته ها نشان داده که 3/44 درصد از پاسخگویان پیوندهای خانوادگی را در سطح بالا، 1/32 درصد متوسط و 6/23 درصد پایین گزارش کرده اند. پیوندهای خانوادگی در متاهلین، سنین بالاتر، قوم ترک و بلوچ، افراد با تحصیلات و طبقه پایین تر، قوی تر بوده و با جنسیت و اشتغال رابطه معناداری نداشته است. آزمون های دومتغیره نشان داده که پیوندهای خانوادگی با اخلاق عمومی؛ فرزندآوری؛ سایز خانوار؛ ترتیبات زندگی؛ نگرش های جنسیتی رابطه مستقیم معنادار داشته است. آزمون های چند متغیره نیز نشان داده که با کنترل متغیرهای زمینه ای (جنسیت، سن، تحصیلات، درآمد خانوار) و دینداری، تاثیر معنادار پیوندهای خانوادگی بر نگرش های جنسیتی و اخلاق عمومی همچنان برقرار بوده است. یافته های تحقیق نشان از تاثیر پیوندهای خانوادگی بر دیگر ابعاد زندگی ایرانیان و تفوق متغیرهای زمینه ای بر آن در برخی ابعاد دارد. پیشنهادات سیاستی و پژوهشی ارائه شده است.
بررسی تجربه زیسته طلاب از آموزه «تضمین شدنِ روزی طالبان علم»(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
اسلام و علوم اجتماعی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۳۴
59 - 92
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: پژوهش حاضر به بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از آموزه «تضمین شدن روزی جویندگان دانش» می پردازد. این آموزه با تکیه بر مستندات حدیثی و روایی، بر این باور است که خداوند روزی جویندگان دانش و طلاب را تضمین کرده است. این موضوع در میان طلاب علوم دینی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ زیرا به دلیل اشتغال به تحصیل، فرصت کافی برای کسب درآمد و تأمین معیشت خود را ندارند. این آموزه بیان می کند که طلاب باید صرفاً به امور طلبگی مانند درس خواندن، مباحثه، تبلیغ و تدریس بپردازند و نباید به دنبال کار برای تأمین معاش خود باشند.تأمین معیشت دانش پژوهان علوم انسانی، از جمله طلاب علوم دینی، همواره مسئله ای با اهمیت بوده است. طولانی بودن دوره تحصیل، درآمدزا نبودن علوم دینی پس از فارغ التحصیلی، و وجهه دینی طلاب که تا حدودی با فعالیت اقتصادی منافات دارد، از جمله دلایلی است که تأمین جداگانه معیشت آنها را ضروری می کند. راه حل های مختلفی از جمله کمک حاکمیت یا انجام فعالیت های اقتصادی برای حل این مشکل پیشنهاد شده است. باوجوداین، آموزه تضمین روزی طلاب، راه حلی متفاوت را ارائه می دهد که به جای پیگیری اسباب متداول، بر اتکا به وعده الهی تأکید دارد.با توجه به اهمیت این آموزه و کمبود پژوهش های میدانی در این زمینه، هدف اصلی این تحقیق، بررسی تجربه زیسته طلاب حوزه علمیه قم از این آموزه و شناسایی دیدگاه ها، باورها و تجربیات آنهاست. این پژوهش درصدد پاسخ به این سؤالات است: آیا تضمین معیشت و رزق «مِن حَیثُ لَا یَحتَسِبُ» در زندگی آنها اتفاق افتاده است؟ و در صورت عدم وقوع، چه موانعی بر سر راه آن وجود داشته است؟ روش: این پژوهش از رویکرد میدانی و روش تحلیل مضمون برای جمع آوری و تحلیل اطلاعات استفاده کرده است. برای جمع آوری داده ها، نگارنده از سه فن مختلف مردم شناختی شامل مصاحبه، مشاهده مشارکتی، و بررسی اسناد و مدارک بهره گرفته است.مصاحبه: نگارنده با ۳۰ نفر از طلاب، از جمله طلاب شاغل به تحصیل و روحانیون فارغ التحصیل، مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام داده است. مصاحبه شوندگان از لحاظ سن، مقاطع تحصیلی و میزان اهتمام به درس متنوع بوده اند تا نتایج پژوهش، گویای مختصات تمام طلاب باشد. در این روش، سؤالات باز و بسته در یک چهارچوب مشخص مطرح می شوند. هدف از مصاحبه ها، کشف برداشت های محلی و باورداشت ها از آموزه تضمین معیشت و دستیابی به تجربه زیسته طلاب بوده است.مشاهده مشارکتی: نگارنده به عنوان یک طلبه، خود این مسئله را در زندگی خود تجربه کرده و از نزدیک با نحوه رفتار طلاب با مسئله تأمین معاش آشنا بوده است. این روش امکان کشف جنبه های دقیق و محرمانه زندگی افراد را فراهم می کند.بررسی اسناد: برای شناخت تاریخچه و ابعاد مختلف این آموزه، اسناد نوشتاری و کتابخانه ای بررسی شده است. این بخش شامل بررسی روایات، کتاب های زندگی نامه علما، و نظرات آنها درباره تأمین معاش طلاب بوده است.تحلیل داده ها: پس از جمع آوری اطلاعات، مراحل تحلیل مضمون شامل مطالعه و پیاده سازی مصاحبه ها، کدگذاری اولیه (شناسایی کلمات کلیدی)، کدگذاری ثانویه (خوشه بندی جملات مرتبط) و ترسیم شبکه مضامین (حرکت به سمت مدل مفهومی) طی شده است. این روش به تبدیل داده های متنی پراکنده به داده های غنی و تفصیلی کمک می کند. نتایج: نتایج تحقیق نشان می دهد که طلاب تجربه های یکسانی از آموزه تضمین معیشت ندارند. این تجربیات به سه دسته کلی تقسیم می شوند:۱. معتقد مطلقاین گروه از طلاب عمیقاً به این آموزه باور دارند. آنها باورهای خود را به تجربیات مثبتی مستند می کنند که در زندگی خود داشته اند. برای این گروه، شیوه تأمین نیازهایشان به گونه ای بوده که اغلب به صورت «من حیث لایحتسب» (از جایی که گمان نمی برند) اتفاق افتاده است. این افراد معتقدند: خداوند حداقل های زندگی آنها را تأمین کرده تا ذهنشان از مشغله های مالی خالی باشد.۲. غیرمعتقداین گروه از طلاب یا به طورکلی به این آموزه اعتقاد ندارند یا با آن تجربه منفی داشته اند. آنها این آموزه را غیرعقلانی دانسته و معتقدند که شخص باید برای کسب معاش خود بکوشد؛ زیرا «لَیْسَ لِلْإِنْسَانِ إِلَّا مَا سَعَى». این دسته از طلاب، مشکلات مالی فراوانی را تجربه کرده اند که با این آموزه همخوانی ندارد.۳. اعتقاد مشروطاین گروه از طلاب به آموزه تضمین معیشت باور دارند؛ اما آن را به شرایطی مشروط می دانند. آنها برای توجیه مشکلات مالی خود و سایر طلاب درسخوان، ضمانت الهی را به عواملی مانند جدیت در تحصیل، عمل به وظیفه، توکل، توسل به خدا و اولیا، پوشیدن لباس روحانیت، تقوای الهی، اخلاص، و قناعت مشروط کرده اند. این افراد معتقدند: اگر در زندگی مشکل مالی پیش می آید، تقصیر از کم کاری یا نقص در انجام وظایف خود آنهاست. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان می دهد که آموزه «تضمین روزی طالبان علم» صرفاً یک خبر یا روایت دینی نیست؛ بلکه در زندگی طلاب به یک تجربه زیسته تبدیل شده است. تفاوت در برداشت ها و تجربه ها، به تقسیم بندی طلاب به سه دسته معتقد مطلق، غیرمعتقد و معتقد مشروط منجر شده است.نکته قابل توجه این است که حتی طلاب معتقد به این آموزه نیز، تأمین معیشت را به معنای زندگی مرفه یا نبود مشکلات مالی نمی دانند. آنها معتقدند که خداوند حداقل های زندگی را برایشان فراهم کرده است تا بتوانند با فراغ بال به تحصیل بپردازند. چالش اصلی برای باورمندان، مشاهده مشکلات مالی در میان طلاب درسخوان است. به همین دلیل، برای تبیین این تناقض ظاهری، شرایطی را برای تحقق این وعده الهی در نظر گرفته اند. این شرایط شامل جدیت در تحصیل، توکل، توسل، تقوا و قناعت است. این امر نشان می دهد که در ذهن طلاب، این آموزه به صورت یک باور مشروط درآمده است و موفقیت در آن به تلاش و عمل آنها نیز وابسته است.این پژوهش با استفاده از روش های کیفی، به لایه های پنهان تجربه طلاب دست یافته و نشان می دهد که برداشت آنها از این آموزه، پیچیده تر از یک باور ساده است. در مقابل، طلاب غیرمعتقد، به دلیل عدم تحقق این آموزه در زندگی خود، آن را رد و بر لزوم تلاش برای کسب روزی تأکید می کنند. این دیدگاه ها، همگی بازتابی از برداشت های متفاوت از مستندات روایی و قرآنی است که حتی در میان علما نیز وجود دارد. این پژوهش، زمینه را برای تحقیقات بیشتر در زمینه ارتباط بین باورهای دینی و تجربه زیسته افراد فراهم می آورد.
مخاطرات شغلی در روایت انتقادی پاکبانان شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی اقتصادی و توسعه سال ۱۴ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
105 - 124
حوزههای تخصصی:
یکی از نیازهای بنیادین و ضروری، نیاز به پاکیزگی و تمیزی است. نیاز به پاکیزگی و نظافت، هم در سطح فردی و هم در بستر اجتماعی دارای اهمیت و اولویت است. به طوری که بنظر می رسد حفظ پاکیزگی، یکی از مسائل مورد توجه در اکثر جوامع و نوعی ارزش مطلوب در بسیاری از فرهنگ ها محسوب می شود. به منظور حفظ نظافت و پاکیزگی در بستر ها و محیط های زندگی اجتماعی، امروزه پاکبانان مسئولیت حفظ پاکیزگی محیط شهری را عهده دار هستند. علی رغم اهمیت این مسئولیت، پاکبانان شهری با مسائل و چالش های گوناگونی در مسیر شغلی خود مواجه می شوند. به همین منظور، مطالعه حاضر درصدد آن است که مخاطرات شغلی آنان را از دریچه ای انتقادی بررسی کند و مسائل و پیچیدگی های زندگی آنها را که ناشی از جایگاه و منزلت پایین در بین سایر مشاغل است، به تصویر بکشد. این مطالعه با استفاده از روش مردم نگاری انتقادی به شیوه کارسپیکن انجام شده است. پس از انجام مطالعات اولیه براساس رویکرد اتیک، بررسی های میدانی، مشاهدات مشارکتی و همراهی با آنان، بیست نفر از پاکبانان محترم انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند (رویکرد امیک). سپس داده های جمع آوری شده کدگذاری شدند و مقوله های اصلی که شامل منزلت شغلی/اجتماعی، محرومیت اقتصادی و شرایط کاری، روابط کار و مخاطره پذیری شغلی و ... بود استخراج شدند. نتایج این پژوهش نشان داد که مخاطره پذیری فزاینده شغلی نه تنها در محیط کار بلکه در زندگی شخصی پاکبانان نیز، اثرات قابل توجهی بر جای می گذراد که وضعیت زندگی پاکبانان را پروبلماتیک می کند. زندگی پاکبانان تحت تأثیر ناملایمات اقتصادی و چرخه نابرابر شغلی قرار می گیرد که سلامت عمومی آنها را تهدید. بازتولید این نابرابری ها، منجر به از دست دادن سرمایه اجتماعی می شود و بنابراین پاکبانان همواره به عنوان قشری در حاشیه باقی می مانند.
واکاوی نسبت دین، فرهنگ و جامعه در منظر متفکران انقلاب اسلامی؛ دلالت هایی برای حکمرانی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
875 - 908
حوزههای تخصصی:
دین، فرهنگ و جامعه سه مقوله محوری در بررسیهای نظری و عملی برای عرصههای حکمرانی هستند. این سه، مفاهیمی بسیار نزدیک به یکدیگر در عرصه اجرا هستند. این پژوهش با هدف بررسی نسبت سهگانه دین، فرهنگ و جامعه با تأکید بر اندیشه متفکران انقلاب اسلامی انجام شد تا الگویی برای حکمرانی مطلوب در جوامع دینی ارائه دهد. در صورت عدم تعیین نسبت دقیق این مقولات عرصه حکمرانی مطلوب دینی با چالش مواجه خواهد شد و تداخل نقشی میان این موارد بهوجود خواهد آمد. این تحقیق با استفاده از روش کیفی انجامشده و گردآوری اطلاعات در آن بهصورت اسنادی بوده و با رویکرد تفسیری ـ انتقادی متون اندیشمندان انقلاب اسلامی و نظریههای غربی مورد بررسی قرار گرفت و دادهها با استفاده از کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است نسبت این سه مقوله در منظر متفکران انقلاب اسلامی، دیالکتیکی و چندسطحی است، نه تقلیلگرایانه (برخلاف رویکردهای مارکسیستی یا اثباتگرا)؛ بنابراین در دلالتهای حکمرانی بایستی چندبُعدی بودن این مقولات و روابط متداخل آنها را در نظر داشت. همچنین دین بهعنوان متغیر مستقل، هم نقش فرهنگساز (ایجاد الگوهای دینی) و هم فرهنگسوز (اصلاح الگوهای ناسازگار) دارد. در حکمرانی مطلوب، فرهنگ بهمثابه بستر و جامعه بهعنوان صحنه تعامل این دو عمل میکنند. در این مقاله به این نتیجهگیری رسیده شده است که فرهنگ بستر حرکت اصلی جامعه و دین محتوا و تغذیهکننده فرهنگ است که میبایست از گذر تمیز روابط دیالکتیکی خود را در حکمرانی نشان دهند.
دولت و توسعه اقتصادفرهنگ: مقایسه ایران و ترکیه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
35 - 84
امروزه اقتصادفرهنگ، یک صنعت راهبردی در اقتصاد ملی کشورها است. سیاستگذاری در تولید، توزیع و مصرف محصولات فرهنگی از مهم ترین وظایف دولت ها در سطح جهان و محور اصلی توسعه اقتصادفرهنگ است. توسعه یافتگی اقتصادفرهنگ با ویژگی های دولت و نوع عملکرد آن در ارتباط است. ایران با وجود منابع غنی فرهنگی، در شاخص های اقتصادفرهنگ، فاصله زیادی با کشورهای توسعه یافته و حتی کشورهای مشابه خود مانند ترکیه دارد. هدف مطالعه حاضر بررسی ویژگی ها و عملکرد دولت ایران و ترکیه در اقتصادفرهنگ با رویکرد تطبیقی-تاریخی است. در جمع آوری داده ها از روش های تحلیل اسناد و تحلیل ثانویه استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که دولت ترکیه دارای ویژگی های دولت های توسعه گراست و در دوره های مختلف با پایبندی بر رویکرد نئولیبرالیسم و سکولاریسم و اصول اساسی در دستیابی به توسعه به ویژه فرهنگی، وجود وفاق نخبگانی و ثبات در برنامه ها به رشد و پیشرفت صنایع فرهنگی در بعد اقتصادی کمک کرده است. در ایران پرهیز از رویکرد سرمایه دارانه و گرایش به رویکردهای عدالت محور پس از انقلاب اسلامی منجر به حضور بیش از حد دولت در بخش فرهنگ و هنر و به دنبال آن کمرنگ شدن حضور بخش خصوصی و مردمی شده است. هم چنین تعدد نهادهای سیاستگذار و عدم وفاق نخبگانی، تعدد سیاست های فرهنگی، فراهم نکردن زیرساخت های حقوقی و مادی و عدم وجود بسترهای مساعد بین المللی و ناهم سازی با سیاست های فرهنگی غربی در مقایسه با ترکیه، عامل توسعه نیافتگی اقتصادفرهنگ در ایران شده است.
نابرابری و توسعه: تحلیل نهادی فرایند توسعه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
85 - 130
توسعه که مفهومی برخاسته از فضای اندیشه ای و مفهومی دوران مدرن و دگرگونی های فکری، فرهنگی، سیاسی، علمی و تکنولوژیکی وابسته به آن و پس از آن است، همواره مفهومی در حال تغییر و آبستن برداشت های گوناگون و بنابراین پرچالش و مناقشه برانگیز بوده و هست. از سوی دیگر، نابرابری و رفاه و هم چنین نسبت آن ها با توسعه نیز همیشه محل کنکاش و پرسش بوده است. این ویژگی ها باعث شده است که توسعه، حوزه های گوناگون علوم انسانی و اجتماعی به ویژه جامعه شناسی، اقتصاد، علوم سیاسی و مطالعات فرهنگی را درنوردد و در تقاطع و هم چنین یکی از مهم ترین فصول مشترک آن ها لقب بگیرد. این ویژگی البته سبب شده است که دستیابی به توسعه نیازمند آرایه هایی گوناگون از این بسترهای چندگانه باشد، که بنابر پژوهش های جدیدتر و به بهترین وجه، در سیمای شرایط نهادی بسترساز توسعه رخ می نماید. هدف این پژوهش، تحلیل نهادی شرایط مناسب و مساعد برای توسعه و برابری است، که قدر متیقن آن ساختارهای اجتماعی، اقتصادی، فرهنگی و سیاسی است، و این هدف را با روی کرد کیفی، روش اسنادی و تکنیک تبیینی-استنتاجی دنبال می کند. یافته ها حاکی از درهم تنیدگی نهادی این ساختارهای چندگانه و کنش و برهم کنش و تاثیر و تاثر جدی میان آن ها با ساختار حقوقی-قانونی و نیز برابری و عدالت در جامعه به گونه ای است که، جز با تحصیل و حصول این شرایط نهادی بسترساز توسعه، هر کوشش های توسعه خواهانه ای جز رویایی دوردست و آرزویی دست نیافتنی در دفتر و دیوان نخواهدبود.
آبیاری کوزه ای: دانشی کهن برای مدیریت پایدار آبیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
141 - 184
حوزههای تخصصی:
آبیاری کوزه ای یکی از روش های سنتی و هوشمندانه آبیاری زیر سطحی است که از دیرباز در مناطق خشک و کم آب رواج داشته است. این روش به عنوان یک راه حل کم مصرف و کارآمد برای صرفه جویی در آب، به ویژه در کشاورزی، مورد توجه قرار می گیرد.زمینه و هدف: پژوهش حاضر به دنبال بازشناسی الگوهای مناسب آبیاری بومی و کاربردی است تا با معرفی روش ها و فنون مورد استفاده توسط مردم بومی در مدیریت منابع آبی، به بهبود شرایط فعلی این حوزه کمک کند.روش پژوهش: جامعه آماری این پژوهش شامل کارشناسان، صاحب نظران و افرادی است که با دانش سنتی آبیاری آشنا هستند. برای انتخاب اعضای نمونه پژوهش، از روش نمونه گیری هدفمند و تکنیک مصاحبه نیم ساختار یافته استفاده شده است.یافته ها: بررسی ها نشان داد با توجه به نظر خبرگان آشنا به آبیاری کوزه ای، استفاده از این روش می تواند منجر به صرفه جویی قابل توجهی در مصرف آب شده و در عین حال روشی نوآورانه و منطبق با مناطق بسیار کم آب جهت کاشت برخی از محصولات کشاورزی می باشد و به دلیل کاهش مصرف آب و هزینه های مرتبط با آن، می تواند در بلند مدت به بهبود وضعیت اقتصادی کشاورزان مناطق کویری کمک کند.
واکاوی گفتمان رسانه ای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
167 - 200
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی گفتمان رسانهای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی (اردیبهشت ۱۴۰۳) انجام شد تا مؤلفههای محوری آن در سه مأموریت راهبردیِ «مشروعیتسازی اقدامات نظامی»، «تقویت انسجام ملی» و «ساخت هویت مقاومتی» شناسایی شود. پرسشهای اصلی عبارتاند از: ۱- مؤلفههای اصلی گفتمان رسانهای صداوسیما در این جنگ چه بود؟۲- ویژگیهای سازنده این مؤلفهها و روایت هویتی آن چگونه شکل گرفت؟پژوهش با رویکرد کیفی و روش ترکیبی انجام شد (تحلیل محتوای کیفی ۱۵ برنامه پربیننده، مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۲ استاد دانشگاه و مدیر رسانهای و نشانهشناسی تصاویر/ زبان). درادامه، دادهها گردآوری و با کدگذاری سه سطحی (باز، محوری، گزینشی) تحلیل شدند. یافتهها شش مؤلفه کلیدی را آشکار کردند: ۱- چهارچوبسازی گفتمان مبتنی بر روایت «پیروزی و دفاع مشروع» در تقابل دوگانه حق/ باطل؛ ۲- مهندسی زبانی با واژگان بارگذاری شده (مقاومت، طوفان موشکی) و نمادهای تصویری/ صوتی حماسی؛ ۳- ساختار ارزشگذاری سهگانه (هویت مقاومتی، انقلابی، وحدتآفرین)؛۴- گزینش منابع خبری (۸۵% اولویت به منابع رسمی و محور مقاومت)؛۵- پیوند هویت ملی با اسلام انقلابی؛۶- غیریتسازی مطلق با برساخت «رژیم صهیونیستی به عنوان دیگری اهریمنی. براساس نتایج، صداوسیما با تبدیل جنگ به «متنی نمادین»، گفتمان انقلاب اسلامی را در مثلث «هویت بخشی، غیریتسازی، مشروعیتسازی» بازتولید کرد که در کوتاهمدت به انسجام ملی و شکست روایت دشمن انجامید، هرچند با حذف صداهای انتقادی، محدودیتهای رسانه دولتی در شرایط بحران را نمایان ساخت.
پیشران های مؤثر بر حجاب و پوشش در جمهوری اسلامی ایران؛ رویکردی آینده پژوهانه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
495 - 528
حوزههای تخصصی:
حجاب و پوشش را می توان یکی از مهم ترین مؤلفه های هویتی و فرهنگی، ایران اسلامی دانست، مؤلفه ای که خواسته و ناخواسته به عنصری پایه ای در جامعه سازی تبدیل شده و هویت ایرانی اسلامی اصیل به آن گره خورده است. پیچیدگی موضوع و حساسیت نظری و اجرایی آن سبب شده است که همواره به عنوان امری چالشی در فضای سیاست گذاری محسوب گردد. در پژوهش حاضر که با رویکردی آینده پژوهانه سیاست گذارانه و با استفاده از روش میک مک تعریف شده است، پس از أخذ مصاحبه های عمیق، 60 پیشران تعریف شده و پس از بررسی های لازم به 19 مورد تقلیل یافتند. در نرم افزار میک مک که به تحلیل و بررسی روابط متقبل این پیشران ها پرداخت متغیرهایی مانند رسانه ها و شبکه های اجتماعی، ارزش های غربی و بازنمایی رسانه ای برخورد با بی حجاب ها به عنوان متغیرهای کلیدی و تأثیرگذار شناسایی شدند که نقش اساسی در جهت دهی کل سیستم ایفا می کنند. همچنین، متغیرهایی نظیر اجرای قانون حجاب و رواداری میان موافقان و مخالفان حجاب به عنوان متغیرهای وابسته شناسایی شدند. متغیرهای واسطه ای مانند نظارت اجتماعی و امربه معروف و نهی ازمنکر نیز به عنوان پل ارتباطی بین متغیرهای تأثیرگذار و وابسته، نقش مهمی در پویایی سیستم ایفا می کنند. نتایج تحلیل پژوهش حاکی از ناپایداری وضعیت داشته و نشان می دهد که تعداد قابل توجهی از متغیرها وضعیتی دووجهی را تجربه می کنند. بر اساس یافته های پژوهش و به عنوان توصیه سیاستی می توان به مواردی نظیر تقویت مدیریت رسانه ها و شبکه های اجتماعی، برنامه ریزی برای کاهش نفوذ ارزش های غربی، بازنگری در شیوه های اجرای قانون حجاب، ارتقای نظارت اجتماعی و تقویت امربه معروف و نهی ازمنکر، ایجاد الگوهای مناسب در خانواده و آموزش وپرورش، استفاده از فناوری های نوین برای ترویج فرهنگ حجاب، کاهش تنش های اجتماعی از طریق ترویج رواداری و ترویج الگوهای فرهنگی و پوشش متناسب اشاره کرد.
تبیین رابطه معنای زندگی و اعتیاد به فضای مجازی: آزمون نقش واسطه گری عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
107 - 133
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین معنای زندگی و اعتیاد به شبکه های اجتماعی، با تأکید بر نقش واسطه ای عزت نفس انجام شده است. در عصر دیجیتال، استفاده افراطی از رسانه های اجتماعی به یکی از چالش های روان شناختی رایج، به ویژه در میان جوانان تبدیل شده است. در این میان، سازه های بنیادین روان شناختی مانند معنای زندگی و عزت نفس می توانند نقش محافظتی مهمی در برابر رفتارهای اعتیادی ایفا کنند. معنای زندگی به تجربه ذهنی فرد از هدفمندی، انسجام و ارزشمندی زندگی اشاره دارد و عزت نفس نیز ارزیابی ذهنی فرد از ارزشمندی خود را در برمی گیرد. مطالعه حاضر با روش کمی و طرح مقطعی بر روی ۲۱۴ کاربر شبکه های اجتماعی در بازه سنی ۱۸ تا ۴۰ سال انجام شد. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه معنای زندگی، مقیاس عزت نفس روزنبرگ و مقیاس اعتیاد به رسانه های اجتماعی بود. داده ها با استفاده از آزمون های آماری همبستگی پیرسون، رگرسیون چندگانه، مدل میانجی گری بارون و کنی و مدل سازی معادلات ساختاری تحلیل شدند. نتایج نشان داد که معنای زندگی با اعتیاد به شبکه های اجتماعی رابطه منفی و معناداری دارد و عزت نفس نیز با اعتیاد رابطه منفی دارد. تحلیل میانجی گری نشان داد که عزت نفس به طور کامل رابطه بین معنای زندگی و اعتیاد را میانجی گری می کند. این یافته ها بر اهمیت تقویت معنا و عزت نفس در پیشگیری از اعتیاد به شبکه های اجتماعی تأکید دارند و می توانند مبنایی برای طراحی مداخلات روان شناختی مؤثر در بافت فرهنگی ایران فراهم آورند.
بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی جوانان استان سمنان با تأکید بر بخش گردشگری(مقاله علمی وزارت علوم)
هدف مطالعیه حاضر بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت زندگی جوانان استان سمنان با تأکید بر بخش گردشگری است. روش تحقیق استفاده شده کمّی و ابزار جمع آوری داده ها پرسش نامه است. حجم نمونه با فرمول کوکران برآورد شد و در مجموع، 384 نفر بررسی شدند؛ بنابراین، در راستای تحقق این هدف با تهییه ۳۸۴ پرسش نامه از جوانان بین ۱۵-۲۹ سال استان سمنان داده ها جمع آوری شد. ابزار استفاده شده در این تحقیق، استفاده از نرم افزارهای اکسل و spss با بهره برداری از آزمون های آماری مختلف مانند همبستگی و رگرسیون بوده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان داد که باوجود اینکه کیفیت زندگی جوانان شهرستان های استان سمنان با یکدیگر متفاوت است، درمجموع کیفیت زندگی همیه آنها در شرایط مطلوبی قرار ندارد؛ علاوه برآن شاخص های فرهنگی، بهزیستی فردی و مسکن ازجمله مهم ترین شاخص های تأثیرگذار بر کیفیت زندگی جوانان است و بین افزایش گردشگری و بهبود کیفیت زندگی آنها رابطیه معناداری وجود دارد؛ بنابراین، افزایش گردشگری منجر به ارتقای کیفیت زندگی جوانان استان سمنان می شود و درنهایت بر بهبود روحییه آنان تأثیرگذار است.
بستر معیوب اجتماعی و عادت واره بوم شناختی کشاورزی در حاشیه
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
112 - 134
حوزههای تخصصی:
مقدمه: کشاورزی، به عنوان یکی از بنیادی ترین فعالیت های انسانی، همواره پیوندی عمیق و ناگسستنی با طبیعت و محیط زیست داشته است. این فعالیت که برای تأمین مواد غذایی و معیشت جوامع انسانی ضروری است، ناگزیر ممکن است بر منابع طبیعی مانند آب، خاک و تنوع زیستی تأثیرات گسترده ای بگذارد. در این میان، کشاورزان به عنوان اصلی ترین بهره برداران و استفاده کنندگان از این منابع، نقشی کلیدی در حفظ یا تخریب محیط زیست و به طور کلی، سرنوشت محیط زیست بازی می کنند. چگونگی رفتار آنها با طبیعت، برآمده از آموزه هایی است که طی فرآیند جامعه پذیری و در تعامل با ساختارهای اجتماعی و فرهنگی محیط زندگی شان، یاد گرفته اند. هدف پژوهش حاضر این است که نشان دهد چگونه بستر اجتماعی و فرهنگی در شکل گیری عادت واره های کشاورزی مؤثرند.روش: این مطالعه با رویکرد کیفی و با استفاده از روش نظریه زمینه ای انجام شده است. مشارکت کنندگان در پژوهش، 33 نفر از کشاورزان شهرستان «ازنا» هستند که داده های پژوهش از آنها جمع آوری شده است. نمونه گیری از نوع هدف مند بود و تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تکنیک این پژوهش از نوع مصاحبه ی نیمه ساختاریافته بود. جهت اعتمادپذیری داده های پژوهش از تکنیک ممیزی استفاده شد.یافته ها: تحلیل داده ها منجر به خلق 10 مقوله اصلی و یک مقوله هسته گردید. یافته های پژوهش نشان می دهد مکانیسم دست نامرئی بازار و سلاخی زمین بین وراث در نقش شرایط علی؛ و ساختار نامتوازن نظام توزیع و بازار محصولات کشاورزی در نقش شرایط زمینه ای موجب به حاشیه رانده شدن عادت واره ی بوم شناختی کشاورزان شده اند. در این میان حاکم شدن روحیه سوداگری در کشاورزی و وجود اختلافات ملکی بین وراث و برخی کشاورزان سبب کاهش همکاری بین جامعه روستایی در امور مشترک و مشاع و بعضا فروپاشی شبکه های سنتی همکاری و همیاری در جامعه کشاورزی گردیده است که به جای خود عادت واره ی بوم شناختی کشاورزی را بیشتر به حاشیه رانده است.نتیجه گیری: به طور خلاصه، نتایج تحقیق نشان می دهد دست نامرئی بازار و تقسیم زمین به بهانه حفظ میراث پدری به تدریج ساختارهای سنتی کشاورزی را تضعیف کرده و بُعد اقتصادی را بر سایر ابعاد اکولوژیک، اجتماعی و اخلاقی کشاورزی حاکم نموده است. این مطالعه نشان می دهد، عوامل ساختاری فوق در تعامل با تضعیف همبستگی اجتماعی، عادت واره های بوم شناختی را به حاشیه رانده و کشاورزان را به سمت کنش های مخرب زیست محیطی سوق داده است که پیامدهای ناگوار زیست محیطی و اجتماعی نظیر کاهش تنوع زیستی، گسترش کشت تک محصولی، گسترش انواع بیماری ها، تهدید سلامتی انسانها و مهاجرت از روستا را به دنبال داشته است. این یافته ها، ضرورت بازطراحی نهادهای حمایتی و تقویت سرمایه اجتماعی در جوامع روستایی را برای احیای کشاورزی پایدار آشکار می سازد.
بحران مفهومی قانون به مثابه بنیاد اساسی مسائل اجتماعی نظام حقوقی - قضایی ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
135 - 150
حوزههای تخصصی:
مفهوم قانون در ایران معاصر مبتنی بر چالشی بنیادین تکوین پیدا میکند که حاکی از نوعی واگرایی مفهومی است؛ چرا که مفهوم قانون در تلقی مدرن مبتنی بر رویکردی اومانیستی و سکولار است و ماهیتی اتونوم دارد. مصدر قانون عقل عملی محض است که به تعبیر کانت از هر آنچه غیر از خود عقل است مستقل شده، و به همین دلیل از منابع دینی و وحیانی نیز استقلال تام و تمام دارد و وابستگی به شریعت هویت اتونوم آن را مخدوش می سازد. از طرف دیگر قواعد شرعی کاملا متکی بر منابع وحیانی هستند و مصدر آنها اراده ی الهی است و استقلال آنها از منابع دینی، هویت الهی آنها را زیر سوال میبرد. این واگرایی مفهومی جمع دو نظام هنجاری مدرن و اسلامی را در یک جامعه از نظر منطقی غیرممکن می سازد و از همین رو به مثابه ی ریشه ی مسائل اجتماعی نظام حقوقی – قضایی ایران معاصر قابل بیان است؛ چالشی که زمینه ی مسائل و آسیب های اجتماعی متعدد و متنوعی را به دلیل عدم تناسب دو نظام هنجاری واگرا فراهم میکند؛ مسائلی چون دوگانگی در ارزش های اجتماعی و سبک زندگی، از هم گسیختگی در نظام تربیتی و آموزشی و قضایی، عدم انسجام و کارآمدی دستگاه عدالت کیفری و بحران هویتی جامعه ی ایرانی، از جمله مهمترین مسائلی است که ریشه در چالش مفهومی قانون دارد و حل این مسائل نیز وابسته به بازخوانی عمیق و حل ریشه ای این چالش مفهومی است.