فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۶۱ تا ۴۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
بررسی مسائل اجتماعی ایران دوره ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
199 - 218
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف ترسیم الگوی تاب آوری کسب و کارهای گردشگری در بحران های اجتماعی و فرهنگی طراحی گردیده است. در این پژوهش از روش شناسی کیفی تحلیل محتوای عرفی استفاده شده است. مطلعین در این پژوهش بیست و دو نفر از شاغلین و مدیران کسب و کار گردشگری در بخش خصوصی، دولتی و میان بخشی بوده اند که از طریق نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهایی همچون حداکثر تنوع (سن و جنس، تحصیلات و غیره) انتخاب گردیده اند. شهر شیراز به عنوان میدان مطالعه ی پژوهش حاضر در نظر گرفته شده است. داده های حاصل در این رساله از طریق تکنیک شبکه ی مفهومی مورد تحلیل قرار گرفته اند. نه شبکه ی مفهومی در این پژوهش برساخته شده است. این شبکه ها شامل «استفاده از ظرفیت های موجود در کسب و کار»، «انعطاف پذیری راهبردی و عملیاتی»، «برنامه ریزی صحیح در جهت تأمین منابع موردنیاز سازمان»، «مدل سازی»، «تقویت تاب آوری روانشناختی»، «سیاست گذاری بین الملل»، «سرمایه اجتماعی»، «مدیریت دانش» و «تغییر و نوآوری در کسب و کار» می شود. این مفاهیم، مؤلفه های تشکیل دهنده الگوی تاب آوری کسب و کار در زمان بحران هستند.
مطالعه عوامل مؤثر جامعه شناختی بررفتارهای هولیگانیستی تماشاگران زن در مسابقات فوتبال لیگ برتر ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
1 - 38
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر «مطالعه عوامل جامعه شناختی مؤثر بر رفتارهای اوباش گری (هولیگانیستی) تماشاگران زن در فوتبال لیگ برتر ایران» است. در تحقیق حاضر نابهنجاری از بعد جامعه شناختی مورد تبیین و بررسی قرار گرفته است. روش این پژوهش پیمایشی و ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه محقق ساخته است. جامعه آماری این پژوهش را تماشاچیان زن حاضر در ورزشگاه های ورزشی فوتبال در هنگام برگزاری مسابقات لیگ برتر تشکیل می دهند که از این تعداد ۲۰۳ نفر به عنوان حجم نمونه از طریق نمونه گیری تمام شماری انتخاب شدند. یافته ها نشان دادند بین تخلیه هیجانات (240/0)، احساس ناکامی (432/0)، احساس جوانی و هویت (273/۰)، احساس تعلق اجتماعی (733/0-)، محرومیت نسبی (303/0)، انزوای اجتماعی (332/0)، مصرف رسانه ای (276/0)، مسئولیت پذیری اجتماعی (332/0)، پایگاه اجتماعی اقتصادی (223/0-) و نابهنجاری رابطه معناداری وجود دارد. نتایج پژوهش نشان داد پیش شرط های اجتماعی و روان شناختی که بر فعالیت و رفتار اجتماعی افراد تأثیر می گذارند، تا چه حد متأثر از محیط های اجتماعی شامل نهادها و ساختارهای اجتماعی، اعتقادات و ارزش های فرهنگی است که افراد در آن زندگی می کنند.
فرانظریه پردازی کالایی سازی آموزش عالی در دانشگاه ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی نهادهای اجتماعی دوره ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵
213 - 249
حوزههای تخصصی:
اهداف: نهاد آموزش، نقشی حیاتی در شکل دهی به اذهان و مهارت های نیروی انسانی ایفا می کند. در سال های اخیر، رویکرد سرمایه دارانه به آموزش و تجاری سازی دانشگاه ها تغییرات عمده ای در ساختار و عملکرد نظام های آموزشی ایجاد کرده است. این تغییرات که در قالب کالایی سازی دانش نمود یافته اند، دانش را از یک دستاورد انسانی به یک کالای مصرفی تبدیل کرده اند. مقاله حاضر که با هدف ارائه تحلیلی فراگیر از نظریه های مرتبط با کالایی سازی آموزش تدوین شده، به بررسی پدیده کالایی سازی دانش در بستر نظام های اقتصادی و فرهنگی می پردازد و تعامل پیچیده میان اقتصاد لیبرالی و نظام آموزشی را تحلیل می کند. روش مطالعه: این مقاله از رویکردی بازاندیشانه و فرانظری بهره می گیرد. این رویکرد نه تنها امکان ارزیابی انتقادی و تطبیقی نظریه های موجود را فراهم می کند، بلکه چشم اندازی نوین برای فهم بهتر پیامدهای کالایی سازی بر نهاد آموزش و تأثیرات آن بر تحولات ساختاری و فرهنگی ارائه می دهد. برای این منظور محقق با مطالعه و بررسی 4 نظریه و تحلیل یافته های 26 مقاله، به کاوش در جریان کالایی سازی دانش پرداخته است. یافته ها: کالایی سازی دانش، با اشاعه عرضه و تقاضا، تعامل صنعت و آموزش و تعریف دانش در چارچوب منطق بازار، تقویت شده است. پیامدهای آن شامل عدم تعادل در عرضه و تقاضای آموزشی، تضادهای اجتماعی ناشی از مدرک گرایی و تغییر ارزش های فرهنگی است. این شکل از دانش زدایی و بازکالایی دانش می تواند به تغییرات فرهنگی، قانونی و تکنولوژیکی منجر شود و ساختارهای اجتماعی را بازتعریف کند. نتیجه گیری: کالایی سازی دانش، فرآیندی پیچیده و پویا است که پیامدهای مثبت و منفی داشته باشد و تعاملات اجتماعی، نظام آموزشی و بازار کار را تحت تأثیر قرار دهد. مضامین فراگیر و سازمان دهنده مؤلفه های آن، در این مطالعه می تواند به عنوان الگویی مناسب برای سیاست گذاری و تدوین برنامه، چگونگی مواجهه با پیامدهای کالایی سازی و کاربست آن در مراکز دانشگاهی مورد استفاده قرار گیرد.
تحلیل نقش زیرساخت های ریلی در ارتقای توسعه سیاسی فضا و امنیت پایدار خراسان جنوبی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکه ی ریلی، به عنوان یکی از مهم ترین زیرساخت های حمل و نقل و توسعه ی اقتصادی، نقشی کلیدی در توسعه ی سیاسی فضا و ارتقای امنیت پایدار در مناطق مختلف ایفا می کند. استان خراسان جنوبی، با موقعیت جغرافیایی ویژه و ظرفیت های معدنی و مرزی، از اهمیت بالایی در توسعه ی محور شرق کشور برخوردار است. اما نبود شبکه ی ریلی مناسب، استان را در بن بست ارتباطی قرار داده است. ضرورت این تحقیق در بررسی دقیق نقش شبکه ی ریلی در توسعه ی سیاسی فضا و تأثیر آن بر توسعه ی اقتصادی و امنیت پایدار استان خراسان جنوبی نهفته است تا بتوان راهکارهای مناسب جهت ارتقای زیرساخت های حمل و نقل و توسعه ی منطقه ای ارائه داد. هدف اصلی پژوهش، شناسایی و تحلیل تأثیرات شبکه ی ریلی بر توسعه ی سیاسی فضا با تمرکز بر ابعاد اقتصادی و امنیتی در استان خراسان جنوبی است. این مطالعه با استفاده از روش تحقیق توصیفی تحلیلی و به صورت کاربردی انجام شده است. داده ها از طریق پرسش نامه های محقق ساخته و با نمونه ای شامل 273 نفر از افراد بالای 18 سال ساکن استان گردآوری شده است. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون های آماری پارامتریک و ناپارامتریک، نظیر آزمون کولموگروف-اسمیرنف، آزمون t یک نمونه ای، آزمون دوجمله ای و آزمون فریدمن، انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که شبکه ی ریلی تأثیر قابل توجه و معناداری در توسعه ی اقتصادی و امنیت پایدار استان دارد. فعال شدن بازارچه های مرزی با افغانستان، فعال شدن معادن و تأسیس کارخانجات مرتبط، انتقال سریع و ارزان محصولات به بازارهای بین المللی، پایداری انبارهای ذخیره ی کالاهای اساسی و سوخت، خنثی سازی اعتصابات شبکه ی حمل و نقل جاده ای و ارتقای امنیت اقتصادی و اجتماعی مهم ترین نتایج توسعه شبکه ی ریلی است و بر این موضوع تأکید می کند که توسعه ی شبکه ی ریلی می تواند به عنوان راهبردی مؤثر در ارتقای توسعه ی سیاسی فضا و امنیت پایدار استان خراسان جنوبی مورد توجه قرار گیرد.
پیامدهای سیاست دفاعی چین در غرب آسیا بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی ناجا سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
105 - 140
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این مقاله به بررسی سیاست دفاعی چین در غرب آسیا و پیامدهای آن بر امنیت ملی جمهوری اسلامی ایران می پردازد. هدف اصلی تحقیق، تبیین سیاست دفاعی چین در منطقه و شناسایی پیامدهای مثبت و منفی آن بر امنیت ملی ایران است. روش تحقیق: روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و داده های آن از طریق پرسشنامه و با استفاده از نمونه ای 45 نفره از خبرگان حوزه نظامی، سیاسی و اقتصادی جمع آوری شده است. یافته ها: یافته ها نشان می دهند که سیاست دفاعی چین در غرب آسیا دارای 30 پیامد مثبت و 18 پیامد منفی قابل تحلیل است که بیشتر آن ها از نظر آماری معنادار هستند. از میان پیامدهای مثبت می توان به ارتقای همکاری های امنیتی، افزایش موازنه قدرت به نفع ایران، کاهش تأثیر تحریم های آمریکا و منتفع شدن ایران از سازمان های منطقه ای مانند پیمان شانگهای اشاره کرد؛ در حالی که پیامدهای منفی شامل افزایش وابستگی اقتصادی، رقابت ژئوپلتیکی و مداخله های چین در مسائل منطقه ای است. نتیجه گیری: نتیجه گیری اصلی این است که وجود چین در غرب آسیا به طور کلی برای ایران امنیت زا است، اما نیازمند مدیریت دقیق برای کاهش ریسک های بالقوه است.
تعامل بین کارآفرینی اجتماعی زنان در ایران و عوامل ساختاری و فرهنگی با استفاده از نظریه عاملیت –ساختار گیدنز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
69 - 93
حوزههای تخصصی:
این مقاله مروری با استفاده از تئوری ساخت یابی گیدنز چگونگی تعامل مشترک بین کارآفرینان اجتماعی زن و ساختار را در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران توصیف می کند. در روش شناسی با رویکرد کیفی، و روش تجزیه وتحلیل اسنادی کتاب شناختی استفاده شده است. از منظر هدف شناسی، این پژوهش در طبقه پژوهش های توصیفی قرار می گیرد؛ چراکه هدف از پژوهش های کتابخانه ای، توصیف و گسترش دامنه شناخت است. اهمیت معاصر کارآفرینی اجتماعی در ترکیبی از نیروهای ساختاری پیچیده و فعالیت های عاملینی است که تغییرات را آغاز، مطالبه، تحمیل و یا تسهیل می کنند. کارآفرینان اجتماعی نوظهور توسط ساختار ساخته می شوند و به دلیل نارضایتی از ساختار موجود در فرایند حل مساله اجتماعی ساختارهایی تولید می کنند که می توانند فعالیت آنها را تسهیل یا محدود کنند. درک صحیح از قدرت بالقوه عاملیت در دوره ای از زندگی، حرکت فراتر از انتظارات حوزه خاص را در زنان کارآفرین اجتماعی ضروری می کند. راهبرد های ایجاد سرمایه اجتماعی قوی، توانمندسازی متقابل، مسئولیت پذیری ساختار، حمایت نهادی از فعالیت زنان کارآفرین اجتماعی، ساخت شبکه خواهرانه، تجارت عادلانه انسان محور و انطباق از جمله گونه های نشان دهنده تعامل سازنده مشترک بین کارآفرین (عامل) و ساختار می باشند. اقدامات آنها نتایج غیرعمدی مانند انتقال مسئولیت های دولتی به به این موسسات را به همراه دارد. تحول هویتی و بازاندیشانه کارآفرینان زن به واسطه کسب اعتماد به نفس و خودکارآمدی در فرایند کارآفرینی اجتماعی و نیز تغییرات فرهنگی و سیاستگذاری که برای سهولت در کارآفرینی اجتماعی زنان در ساختار صورت می گیرد، می تواند استفاده از نظریه ساختار گیدنز در کارآفرینی پیشنهاد کند.
دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
41 - 76
حوزههای تخصصی:
تحولات فناوری های هوشمند، به ویژه هوش مصنوعی مولد، مفاهیم بنیادی در حوزه رسانه را دستخوش تغییر کرده است؛ از جمله مفهوم مخاطب. این پژوهش با هدف بررسی دگردیسی مفهوم مخاطب در عصر هوش مصنوعی و تحلیل کارکردها، چالش ها و ابعاد تعامل مخاطب با رسانه های هوشمند انجام شده است. روش پژوهش، کیفی و اکتشافی است که از طریق تحلیل محتوای کیفی منابع علمی و پژوهشی مرتبط، به استخراج مضامین اصلی اقدام شده است. یافته ها نشان می دهد که مفهوم مخاطب در گذار از رسانه های سنتی به عصر هوش مصنوعی، از «مخاطب منفعل» به «مخاطب فعال» و نهایتاً به «مخاطب هم آفرین» تحول یافته است. این مخاطب، نه تنها مصرف کننده محتوا نیست، بلکه به واسطه ی تعامل با الگوریتم ها، تولید داده، پرامپت نویسی و اصلاح محتوا، به یکی از بازیگران اصلی فرایند رسانه ای بدل شده است. همچنین، کارکردهای متنوع هوش مصنوعی همچون شخصی سازی محتوا، هدایت گری، تولید خودکار، و تحلیل کلان داده ها، تجربه ای تعاملی، جذاب و اختصاصی برای مخاطب فراهم کرده است. با این حال، چالش هایی مانند شکل گیری حباب های فیلتر، کاهش استقلال فکری، تهدید حریم خصوصی و نابرابری اطلاعاتی نیز مورد تأکید قرار گرفته اند. نتایج پژوهش بر لزوم بازتعریف نظری مفهوم مخاطب، ارتقاء سواد دیجیتال و طراحی سیاست های رسانه ای اخلاق محور در مواجهه با رسانه های هوش محور تأکید دارد.
هوش مصنوعی و خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
113 - 152
حوزههای تخصصی:
صنعت تلویزیون همواره در تلاش برای نوآوری و ارتقای خلاقیت در تولید محتوا بوده است. در این میان، نویسندگی تلویزیونی به عنوان شالوده اصلی روایت، نقشی حیاتی در موفقیت یک اثر ایفا می کند. ظهور هوش مصنوعی مولد با قابلیت های چشمگیر در تحلیل و تولید متن، پارادایم های جدیدی را در فرآیندهای خلاق معرفی کرده است. این فناوری ضمن ارائه پتانسیل های بی شمار برای بهینه سازی فرآیند نگارش، چالش هایی نظیر اصالت اثر، سوگیری های الگوریتمی و ملاحظات اخلاقی را نیز به همراه دارد.این پژوهش با هدف بررسی امکان سنجی و چگونگی به کارگیری هوش مصنوعی در جهت تقویت خلاقیت در نویسندگی تلویزیونی انجام شده است. در این تحقیق از روش توصیفی تحلیلی استفاده شده است. در بخش کیفی، با مرور نظام مند ادبیات پژوهش و تحلیل محتوای مقالات و گزارش های علمی مرتبط، ابعاد مختلف موضوع و تجربیات موجود مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های پژوهش نشان می دهد که هوش مصنوعی در جنبه های مختلفی نویسندگی تلویزیونی، از جمله ایده پردازی، طرح ریزی داستان، شخصیت پردازی، نگارش متون گویندگان (دیالوگ)، خلاصه سازی و بازنویسی متون، به عنوان دستیاری مفید و الهام بخش مورد استفاده قرار می گیرد.نتایج این پژوهش بر استفاده صحیح و آگاهانه از هوش مصنوعی به عنوان دستیاری خلاق تأکید دارد و به نویسندگان تلویزیونی در خلق آثار بدیع و جذاب یاری می رساند. با این وجود، نقش محوری انسان در فرآیند خلاقیت غیرقابل انکار است. هوش مصنوعی ابزاری قدرتمند است، اما خلاقیت اصیل انسانی همچنان نیازمند تفکر انتقادی، قوه تخیل و ذوق هنری نویسنده است. آینده نویسندگی تلویزیونی و تحول این حوزه در گرو همکاری سازنده انسان و هوش مصنوعی خواهد بود
مفصل بندی گفتمان کارگری در ایران؛ مورد مطالعه گفتمان معنایی حزب توده در سال 1355(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل انتقادی احزاب سیاسی مدعی نمایندگی کارگران یکی از حلقه های مفقوده مطالعات گفتمان در ایران است. برخی از تحلیل های موجود نیز از همان کاستی هایی رنج می برند که سایر تحلیل های گفتمانی، یعنی فربگی در چارچوب نظری و تنک مایگی در تحلیل و تفسیر، و نیز فقدان ابزارهای تحلیلی متناسب در سطح خرد زبان شناختی. این مقاله بر آن است تا با تکنیک هایی متناسب و مدل تحلیلی بسط یافته از نظریه ی لاکلائو و موف، بر این امر فائق آید.این مقاله، به منزله مطالعه ای موردی، ابتدا با کمک تکنیک پساساختارگرایانه ارجاعات دلالی دریدا که به توصیف مفصل بندی گفتمانی حزب توده (1355) می پردازد. سپس با کمک این توصیف، تکنیک های شالوده شکنی و بینامتنیت، و ابزارهای سطح میانی و کلان لاکلائو و موف به تحلیل و تفسیر انتقادی این گفتمان می پردازد.در سطح توصیفی، یافته ها نشان می دهد که این حزب به کمک شبکه ای از دلالت های ارجاعی، گفتمان خود را به شکلی ارتباطی و نیز تقابلی مفصل بندی می کند. در سطح تحلیلی و تفسیری، یافته ها نشان می دهد که این گفتمان تلاش می کند به شکلی تقابلی، با تأکیدی ذات گرایانه و بنیادگرایانه هویت کارگری را برسازد و با انواع منطق های گفتمانی، خود را همچون امری عینی، حقیقی و در جهت منافع همگان نشان داده و هژمونیک سازد.به رغم این تلاش ها، روایت های این گفتمان نه عینی است، نه حقیقی و نه در جهت منافع همگان. بلکه آن تأکیدات جوهرگرایانه و بنیادگرایانه، به ویژه وقتی مبنای شکل گیری هویت در سطح سیاست گردد، می تواند منجر به شکل گیری دولت به منزله امری عینی و حقیقی شود و همچون لویاتان هابز به امحاء سایر هویت ها، بلعیدن امر سیاسی و انسداد حوزه منازعات سیاسی راه برد.
هویت و آسیب های اجتماعی در ایران؛ یک مطالعه فراتحلیل(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف استفاده از روش آماری فراتحلیل به بررسی نتایج مطالعات انجام شده در رابطه با هویت و آسیب های اجتماعی انجام شده است. به منظور انجام روش فراتحلیل، 41 پژوهش که در بازه زمانی 1390 تا 1404 صورت گرفته گردآوری شده که با توجه به معیارهای فراتحلیل، 23 مورد از این مطالعات که رابطه بین هویت و آسیب های اجتماعی بررسی کرده و در فصلنامه های علمی معتبر داخلی منتشر شده اند، انتخاب شده است، هر کدام از این پژوهش ها به روش کمی و با رویکرد پیمایش صورت گرفته و دارای سنجه های پایا هستند. در بررسی یافته های پژوهش ابتدا، مفروضات همگنی و خطای انتشار مطالعات منتخب مورد بررسی قرار گرفته و یافته ها حکایت از عدم همگنی اندازه اثر و عدم سوگیری انتشار مطالعات منتخب دارد، سپس در گام دوم، ضریب اندازه اثر با استفاده از نرم افزار CMA مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که اندازه اثر یا ضریب تأثیر هویت و آسیب های اجتماعی برابر با 421/0 بوده که با توجه به نظام تفسیری کوهن، در حد متوسط رو به بالا تبیین شده و به طور کلی نتایج این پژوهش نشان داده است که هویت تأثیر متوسط رو به بالایی بر آسیب های اجتماعی دارند.
عوامل استفاده دانشجویان دختر تهرانی از رسانه ها ی صوتی نوین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۶۷)
347 - 380
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی عوامل استفاده دانشجویان دختر تهرانی از رسانه ها ی صوتی نوین با تاکید بر دانشکده رفاه پرداخته شده است. پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نوع پیمایشی است که برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. نتایج حاکی از آن است مهم ترین عوامل استفاده دانشجویان دختر از رسانه ها ی صوتی نوین به ترتیب «کسب آموزش»، «کسب آگاهی و اطلاع رسانی»، «کسب هویت شخصی»، «کسب سرگرمی» و «کسب ارشادی» می باشد. بین سابقه استفاده از رسانه ها ی صوتی پاسخ دهندگان و عوامل استفاده و رضایتمندی دانشجویان دختر تهرانی از رسانه صوتی نوین و بین میزان استفاده از رسانه ها ی صوتی پاسخ دهندگان و عوامل استفاده و رضایتمندی دانشجویان دختر تهرانی از رسانه صوتی نوین تفاوت معنی دار وجود دارد اما رابطه ی گروه سنی پاسخ دهندگان و عوامل استفاده و رضایتمندی دانشجویان دختر تهرانی از رسانه صوتی نوین معنادار نیست و همچنین بین گروه وضعیت تاهل پاسخ دهندگان و عوامل کسب آگاهی و اطلاع رسانی و کسب هویت شخصی دانشجویان دختر تهرانی از رسانه صوتی نوین تفاوت وجود ندارد. همچنین باید اشاره نمود در میان رسانه های صوتی نوین، پادکست بیشترین فراوانی استفاده را در میان دانشجویان دختر تهرانی دارد. در مجموع نیز می توان بیان نمود که دیدگاه دانشجویان ناظر به عوامل مورد بررسی پیرامون استفاده از رسانه های نوین تقریباً مطلوب (در حد متوسط) بوده است.
ضرورت مواجهه ای جامعه شناختی با صنعت و فناوری در ایران: پیشنهادهایی برای آینده
حوزههای تخصصی:
مقدمه: با اینکه صنعت و فناوری زیربنای مادی جامعه مدرن محسوب میشود و در ساخت مدرنیته ایرانی نیز نقش کلیدی ایفا نموده است، جامعه شناسان ایرانی توجه چندانی به آن نداشته و کمتر آن را موضوع مطالعه قرار داده اند. حاصل آنکه، مباحث جامعه شناختی صنعت و فناوری که میتواند اثرات شگرفی بر تحولات جامعه ایران داشته باشد، به یکی از مباحث حاشیه ای در جامعه شناسی ایران تبدیل شده است. تداوم این امر باعث میشود شناخت تحولات جامعه ایرانی و تبیین آنها از منظر جامعه شناختی با چالش های مهمی مواجه باشد. براین مبنا، پژوهش حاضر به دنبال آن است که ضمن برشمردن اهمیت توجه جامعه شناختی به این دو مقوله در ایران و مروری بر برخی مطالعات جامعه شناختی در این دو حوزه، علل در حاشیه ماندن این رشته را واکاوی کند و پیشنهادهایی را برای ورود جدی تر جامعه شناسان ایرانی به مباحث صنعت و فناوری ارائه نماید. روش: این پژوهش از نوع تحلیلی-نظری است که با توجه به ماهیت موضوع به روش «اسنادی» انجام شده است. در پژوهش اسنادی، پژوهشگر داده های خود را درباره کنشگران، وقایع، و پدیده های اجتماعی، از بین منابع و اسناد جمع آوری میکند و ضمن دسته بندی آنها مبتنی بر بینش های نظری، تحلیل خود را ارائه میدهد. یافته ها: با توجه به نتایج، برخی از دلایل عمده مغفول ماندن جامعه شناسی صنعت و فناوری در ایران، موارد زیر است: 1) عدم تجربه زیستة جامعه شناسان در حوزه صنعت و فناوری و عدم ارتباط موثر و معنادار میان رشته های علوم انسانی و اجتماعی با رشته های فنی-مهندسی. 2) قرار دادن مقوله صنعت و فناوری ذیل مقولة کلی نظام سرمایه داری در تحلیل های جامعه شناختی. 3) فروکاست توسعه صنعتی و فناوری به ابعاد فنی و زیرساختی و واگذاری مطالعة این ابعاد به اقتصاددانان و فروکاست جامعه شناسیِ صنعت به جامعه شناسیِ «کار و شغل» یا جامعه شناسی «سازمان». 4) غلبه پارادایم «آسیب شناسی» و «تأثیرات اجتماعی» در جامعه شناسی ایران.نتیجه گیری: با توجه به اهمیت فراگیر صنعت و فناوری در جامعه ایران و اثرات شگرف آن بر تغییر و تحولات جامعه، ضرورت دارد صنعت و فناوری در سه سطح خرد، میانی، و کلان مورد توجه جامعه شناسان قرار گیرد که برخی از مهمترین آنها از این قرار است: 1) در سطح خرد، «بهره وری نیروی انسانی» در درون واحدهای صنعتی. 2) در سطح میانی، «شبکه روابط» میان واحدهای صنعتی مانند مطالعه «مناطق و خوشه های صنعتی»، «تشکلها و انجمن های صنعتی» و «زیست بوم فناوری» و چگونگی درهم تنیده شدن مؤلفه های اقتصادی و صنعتی با مؤلفه های فرهنگی و اجتماعی و تاریخی هر منطقه. 3) در سطح کلان، مسئولیت اجتماعی صنعت.
تحلیل جامعه شناختی رابطه اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور در شهر شیراز
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال ۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳)
168 - 184
حوزههای تخصصی:
مقدمه: همواره انسانهای زیادی به دلایل مختلف، بطور موقت یا دائم مکان زندگی خود را ترک میکنند. از این پدیده به عنوان مهاجرت یاد میشود. گاهی مهاجرت در درون مرزهای داخلی اتفاق می افتد، اما گاهی این پدیده به خارج از مرزهای سرزمینی رخ میدهد که به آن مهاجرت بین المللی می گویند. حسب برآوردها جمعیت مهاجران بین المللی به رقم شگفت انگیز 270 میلیون نفر رسیده است. کشور ایران نیز به ویژه در چند دهه اخیر با مهاجرت گسترده خارجی مواجه بوده است و هرسال تعداد قابل توجهی از جمعیت متخصص و دارای مهارت، ایران را به مقصد سایر کشورها ترک می کنند. تداوم این پدیده، کشور را در سالهای آتی با چالشهای فراوان و غیرقابل پیش بینی روبرو خواهد کرد. این پژوهش از یک چشم انداز جامعه شناختی رابطه اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور در بین ساکنان شهر شیراز را مطالعه و بررسی می کند.روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از روش پیمایشی انجام شده است. جامعه آماری افراد 49-18 ساله ساکن شهر شیراز بودند که 400 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی چند مرحلهای انتخاب شدند. ابزار تحقیق جهت سنجش گرایش به مهاجرت بین المللی و اهمیت امکانات زندگی، پرسشنامه های محقق ساخته است. این پرسشنامه ها با استفاده از تحلیل عاملی، تعیین اعتبار سازه ای گشته، با استفاده از همسانی درونی به روش آلفا کرانباخ تعیین پایایی شدند. یافته ها: بر اساس یافته های تحقیق، گرایش به مهاجرت بین المللی در بین پاسخگویان بالاست. به علاوه، رابطه مستقیم و معناداری بین اهمیت امکانات زندگی و گرایش به مهاجرت به خارج از کشور وجود دارد. یافته های تحقیق همچنین نشان می دهند از بین متغیرهای جمعیتی، سن رابطه معناداری با گرایش به مهاجرت خارجی دارد اما جنسیت، وضع شغلی و تحصیلات رابطه معناداری با گرایش به مهاجرت خارجی ندارد.نتیجه گیری: با توجه به پیامدهای زیان بار مهاجرت خارجی برای کشور مبدا، گسترش گرایش به مهاجرت خارجی در بین شهروندان ایرانی یک زنگ خطر جدی است. این امر به دلایل مختلف انجام می شود اما حسب نتایج این پژوهش، اهمیت دسترسی به امکانات زندگی نقش مهمی در این زمینه دارد. با استناد به یافته های پژوهش، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که با تامین امکانات زندگی برای نیروی انسانی متخصص و با مهارت کشور می توان تمایل آنان به مهاجرت خارجی را کاهش داد و از این طریق به فرآیند توسعه کشور کمک کرد.
روایت دانش آموزان از کشاکش ساختار و عاملیت در آموزش: مطالعه ای کیفی در دوره متوسطه اول شهر ایلام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این پژوهش فهم روایت دانش آموزان از نظام آموزشی بوده است. پارادایم پژوهش تفسیری؛ رویکرد کیفی و روش روایت پژوهی بوده است. میدان مطالعه دانش آموزان پسر مقطع متوسطه اول (شهر ایلام) بوده و برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه عمیق استفاده شده و تا مرحله اشباع نظری از 12 نفر مصاحبه به عمل آمد. برای تحلیل داده ها از کدگذاری بهره گرفته شد و از تحلیل تماتیک (مضمونی) برای دسته بندی کد ها استفاده شد. در مجموع 120 مضمون فرعی؛ 33 مضمون اصلی و 10 فرامضمون حاصل شد. که عبارتند از: کشاکش جبر و اختیار در حضور، نهاد مدرسه به مثابه جزیره حبس، رهبری آموزشی همدلانه در مدرسه، زوال سرمایه فرهنگی- اجتماعی در مدرسه، در تکاپوی آرمان، ضرورت بازنگری در فناوری انضباطی، انسداد خلاقیت و تخصص، نابسندگی تام (زیرساخت های آموزشی)، فقدان بازنگری در سیاست های آموزشی و نابرابری در نظام آموزشی. می توان بیان داشت که ارزیابی دانش آموزان از نظام آموزشی، دو وجهی است. این ارزیابی یک وجه مثبت دارد که ناشی از وجود صمیمیت و دوستی میان دانش آموزان در مدرسه است و وجه دوم ارزیابی منفی است و وجهه پررنگ تری دارد که گاه فضای زندان را برای آنان تداعی می کند و در صورت بی توجهی مسئولین امر، به سوی فقدان مرجعیت و رهاشدگی خواهد رفت.
مردم نگاری فرهنگ اجاره نشینی و پیامدهای معنایی آن در محلات برخوردار و کم برخوردار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
233 - 277
با افزایش روزافزون قیمت مسکن طی سال های اخیر رویای صاحب خانه شدن و رهایی از پدیده ی اجاره نشینی به یک چالش جدی برای خانواده ها تبدیل شده است. مقاله حاضر درصدد است با استفاده از رویکرد مردم نگاری تفسیری به مطالعه فرهنگ اجاره نشینی و پیامدهای معنایی آن در بین اجاره نشین های تهرانی بپردازد. واکاوی ذهنیت افراد از پدیده اجاره نشینی، نحوه ی زیست آن، درک و تفسیر معانی مختلف اجاره نشینی و همچنین پیامدهای معنایی آن از جمله سؤالات محوری هستند که مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به آن هاست.داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه گردآوری شد و مصاحبه هایی عمیق با 40 اجاره نشین ساکن در محلات برخوردار و کم برخوردار انجام شد و از شیوه ی تحلیل چارچوب نیز جهت تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های پژوهش حکایت از کاهش روزافزون کنترل اجاره نشینان در مدیریت شرایط و به دنبال آن شکل گیری نوعی احساس یأس و سرخوردگی اجتماعی، کمرنگ شدن روابط همسایگی و هویت محله ای دارد و سرمایه اجتماعی تضعیف شده است. در چنین شرایطی، امنیت روانی و اقتصادی اجاره نشینان، بویژه در محلات کم برخوردار، و امید به آینده آن ها به خطر افتاده و با اختصاص بخش قابل توجهی از درآمد خانواده ها به اجاره ماهیانه زندگی مشقت باری برای اجاره نشینان تهرانی رقم خورده است. ضروری است با هدف جلوگیری از گسترش پیامدهای منفی و بلند مدت، اقداماتی اثربخش برای بهبود شرایط و محقق شدن رویای صاحب خانه شدن صورت گیرد.
راهکارهای بومی مقابله با سیل و بهره برداری از سیلاب در شهرستان چابهار و دشتیاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
109 - 140
حوزههای تخصصی:
مخاطرات طبیعی از جمله سیل یکی از مشکلات اساسی سکونتگاه های روستایی ایران می باشد. دانش بومی مقابله با سیل و همزیستی با آن از دیرباز در ایران وجود داشته است. در این پژوهش با بررسی روش های بومی مقابله و بهره برداری از منابع آبی سیل و مقایسه آن با روش های نوین در منطقه دشتیاری و چابهار کارایی روش های بومی ارزیابی شده است. بررسی ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، گفتگو با افراد محلی، مشاهدات میدانی و تحلیل داده ها صورت گرفته است. در این مناطق دانش بومی از طریق احداث سازه های دگار و هوتک به منظور بهره برداری و احداث سازه تنپک به منظور مقابله با سیل و کاهش آسیب پذیری منازل مسکونی مورد استفاده قرار می گیرد. این سازه ها عملکرد مشابه چکدم ها، سازه های پخش سیلاب و سدها و ساخت براساس کدارتفاعی به منظور کاهش آسیب پذیری می باشد. با توجه به بررسی ها و نتایج آن عملکرد سازه های مبتنی بر دانش بومی در منطقه مورد مطالعه مناسب تر بوده و از بین آنها ساخت و ساز برروی تنپک ها برای منازل مسکونی ایمنی در برابر آبگرفتگی سیلاب ایجاد نموده است. هوتک ها نیز بعنوان منبع ذخیره آب سیلاب و گاهاً تنها منبع آبی روستاها، بدلیل نبود شبکه آبرسانی نوین در برخی روستاها، کارکرد بسیار مناسبی در منطقه داشته است.
نقش مصرف انیمه «کی پاپ» و «کی دراما» بر ارزش های دختران نسل زد ساکن تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
69 - 100
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به بررسی نقش مصرف انیمه، کی پاپ و کی دراما در ارزش های نسل زد و میزان مصرف این محصولات در بین این نسل در شهر تهران می پردازد. همچنین مقایسه ای بین ارزش های دو گروه مصرف کننده و غیرمصرف کننده انجام می شود. این پژوهش از نوع آمیخته روش کیفی و کمی با رویکرد جامعه شناختی است. داده های بخش کیفی از طریق مصاحبه عمیق با 21 دختر 12 تا 18 سال مصرف کننده این محصولات و تجزیه و تحلیل آنها انجام شد. براساس یافته های کیفی، پرسشنامه محقق ساخته ای از ارزش های مصرف کنندگان براساس ارزش های ده گانه شوارتز تهیه شد. پرسشنامه به گونه ای تدوین شد که غیرمصرف کنندگان هم قادر به پاسخ گویی به آن باشند. سپس با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای سه مرحله ای، با 445 دختر 12 تا 18 سال در مناطق 22 گانه تهران پرسشنامه مذکور در مصاحبه حضوری تکمیل شد. یافته ها حاکی از آن است که 69 درصد پاسخگویان، مصرف کننده یک یا چند محصول فوق هستند. مقایسه بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان، حاکی از آن است که در بسیاری از معرف های سنجش شده، بین ارزش های مصرف کنندگان و غیرمصرف کنندگان تفاوتی معنادار مشاهده می شود.
مقایسه دو مدل «ژورنالیسم» و «دعوت» به مثابه دکترین عمومی سازی علم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«عمومی سازی علم» فرایندی است که در طی آن، تولیدات جامعه علمی به سمع و نظر مخاطبان غیرعلمی رسیده و آنها را نیز از آخرین دستاوردهای اندیشه ای بشر، مطلع می سازد. دغدغه عمومی سازی در وهله اول منوط به معنای علم و رابطه آن با فرهنگ و در قدم دوم منوط به غایتی است که برای علم در نظر گرفته می شود و متولیان نهاد علم، تکفل آن را بر عهده می گیرند. در قدم بعدی نیز مبتنی بر دکترین و مدل رسانه ای است که اصحاب علم قصد دارند در قالب آن به امر عمومی سازی بپردازند. براین اساس می توان مدل های مختلفی برای عمومی سازی ذکر کرد؛ در جهان غرب این امر در قالب مدل «ژورنالیسم» صورت گرفته که ناظر به یک روش فنّاورانه برای توزیع و مدیریت شناختی دانش در سطح عمومی جامعه است. در جهان اسلام اما به دلیل ترادف علم با حکمت، مدل «دعوت» به عنوان دکترین عمومی سازی علم معرفی می شود که الگوی آرمانی در آن، بر هدایت و خیرخواهی نسبت به مخاطبان اصرار می ورزد. یافته های مقاله حاضر نشان می دهد که با انجام تطبیقی نامتوازن می توان تفاوت های مبنایی و روشی مدل «دعوت حکمی» و مدل «ژورنالیسم علمی» را در چهار ساحت «الگوی ارتباطی»، «محتوا»، «هدف ارتباط» و «مخاطب» تبیین نمود. امروزه توجه به این تفاوت ها، بایدها و نبایدهای متفاوتی را پیش روی اندیشمندان فعال در شبکه های اجتماعی می گذارد.
تأثیر شبکه های اجتماعی بر نحوه گذراندن اوقات فراغت و آسیب های فضای مجازی با تأکید بر سلامت معنوی و اخلاق دیجیتال دانش آموزان
منبع:
مطالعات دینی رسانه دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۶
159 - 196
حوزههای تخصصی:
هدف: در این پژوهش به تأثیر شبکه های اجتماعی بر نحوه گذراندن اوقات فراغت با تأکید بر سلامت معنوی و اخلاق دیجیتال دانش آموزان منطقه 4 شهر تهران پرداخته شده است.روش شناسی پژوهش: روش تحقیق در این پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. جامعه آماری تحقیق 6483 نفر با دامنه سنی 18-15سال و حجم نمونه با استفاده از جدول مورگان 362 نفر انتخاب شدند. نمونه گیری به صورت خوشه ای و تصادفی ساده انجام گرفته و از سه پرسشنامه تأثیر شبکه های اجتماعی، پرسشنامه اوقات فراغت و پرسشنامه سلامت معنوی استفاده گردیده است. داده های به دست آمده با روش آمار توصیفی و ضریب همبستگی با استفاده از نرم افزار (22- spss) مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفت.یافته ها: یافته های تحقیق نشان می دهد که بین تأثیر شبکه های اجتماعی با مؤلفه (فعالیت های فرهنگی، اجتماعی) اوقات فراغت رابطه معنادار و منفی وجود دارد؛ به این معنی که هرچه دانش آموزان بیشتر به فعالیت های فراغتی (فرهنگی، اجتماعی) بپردازند، کمتر به شبکه های اجتماعی و فضای مجازی گرایش پیدا می کنند. همچنین بین اوقات فراغت و مؤلفه های اوقات فراغت شامل مطالعه و کتابخوانی، هنر، و فرهنگی، اجتماعی با سلامت معنوی و اخلاقی آن رابطه معنادار و مثبت وجود دارد.بحث و نتیجه گیری: هرچه دانش آموزان بیشتر به فعالیت های فراغتی مذکور بپردازند، از سلامت معنوی بالاتری برخوردار می گردند. درنتیجه متغیر اوقات فراغت و مؤلفه های اوقات فراغت، در حد متوسط توان تبیین و پیش بینی متغیر سلامت معنوی را دارند.
جامعه آرمانی و وجوه آن در مطبوعات زنان دوره پهلوی اول؛ مطالعه موردی پیک سعادت نسوان و دختران ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
187 - 212
حوزههای تخصصی:
جریان فکری تحول خواهانه منبعث از جنبش مشروطیت در حوزه مطالبات زنان در دوره پهلوی اول تداوم یافت و در ادوار بعد نضج گرفت. این پژوهش با تمرکز بر این جریان به دنبال پاسخ به این پرسش ها انجام شده: جامعه ایده آل تایپ از لحاظ مناسبات جنسیتی و جایگاه زنان در مطبوعات زنان این دوره چیست و نشریات چه ویژگیهایی از این جوامع متبادر می سازند؟ در این راستا متن نشریه پیک سعادت نسوان (1306-1307) و دختران ایران(1310-1311) بعنوان نمونه انتخاب و با تکنیک تحلیل سند مورد تحلیل کیفی قرار گرفتند. اتخاذ رویکرد نظری ایده آل تایپ وبری بعنوان ابزاری تحلیلی نشان داد نویسندگان در هر دو نشریه هم با اشاره به جامعه غرب و مشخصا اروپا، هم با ارجاع به وضعیت زنان در کشورهای موردی (مصر و ژاپن) و نیز با معرفی الگوهای زن پیشرو در صورتبندی سنخ آرمانی اهتمام ورزیده اند. همچنین تعریفی که از تجمیع ویژگیهای جامعه مثالی قابل احصا است هم دربردارنده وجوه ارزشی، نگرشی و هم مصادیق عینی، عملی است و در کنه خود وضعیت ایران آن روزگار و فاصله آن تا وضعیت بهبودیافته نسبی را نشان می دهد. طرح این مصادیق و وجوهشان تلاش برای الگودهی به اذهان زنان و مردان تحول خواهی بوده که از نظم جنسیتی فرودست انگارانه زنان به تنگ آمده و ترقی ایران را در هنگامه تاسیس و تثبیت دولت مدرن در این سمت و سو می جستند. همچنین گزارش و تحلیل یافته ها در رصد تغییرات اجتماعی زنان و نظم جنسیتی داده های بدیعی دارد.