مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره 8 پاییز 1404 شماره 29 (مقاله علمی وزارت علوم)
مقالات
حوزههای تخصصی:
در دنیایی که فناوریهای ارتباطی و اطلاعاتی بخش جداییناپذیر زندگی انسانها شدهاند، رسانهها بهعنوان اصلیترین ابزار ارتباطی، نقشی کلیدی را در زندگی روزمره مخاطبین خود ایفا میکنند. اینکه تولیدکننده محتوا بفهمد در چه زمانی، چه محتوایی را، چگونه، به چه مخاطبی و با چه ابزاری ارائه کند تا در جلب نظر او موفق باشد، از مهمترین اولویتهای رسانههای امروزی است؛ از این رو، استفاده از دادههای متعدد و متکثر موجود در جهانِ امروز- که به «کلان دادهها» معروف شدهاند- یکی از مهمترین فرصتها برای سازمانهای رسانهای است تا از این رهگذر به بهبود وضعیت خود در جلب مخاطب بپردازند. سؤالات اصلی این مقاله عبارتاند از اینکه: چه دادههایی در سازمان صداوسیما وجود دارد؟ و آیا در سازمان صداوسیما سازوکاری برای تحلیل دادهها وجود دارد؟ هدف این پژوهش، بررسی وضعیت سازمان صداوسیمای جمهوری اسلامی ایران در استفاده از کلاندادههاست. در این پژوهش کاربردی، از روش مصاحبه ساختاریافته با هدف شناخت وضعیت موجود سازمان صداوسیما در دریافت، تحلیل و ارائه کلاندادهها به تولیدکنندگان استفاده شده است. به این منظور، با روش نمونهگیری هدفمند به مصاحبه با 6 نفر از نخبگان و خبرگانی که در سازمان صداوسیما و در حوزه کلاندادهها دارای مسئولیت و اشراف هستند، پرداخته شد و وضعیت فعلی سازمان در استفاده از کلاندادهها بررسی شد.
نقش شبکه های مجازی در شکل گیری هویت هواداران چهره ها؛ بررسی دنبال کنندگان تتلو در اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
شبکههای اجتماعی بهویژه اینستاگرام یکی از مهمترین بسترهای تعاملات اجتماعی، فرهنگی و هویتی هستند که هواداران سلبریتیها در آن حضوری فعالانه دارند. این پژوهش با تمرکز بر جهان اجتماعی جوانان هوادار امیر مقصودلو (تتلو) به بررسی تأثیرات و پیامدهای اینستاگرام در تجربه زیسته هواداران تتلو از منظر فرهنگی و اجتماعی پرداخته است. این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی تفسیری انجام شد. جامعه آماری شامل جوانان بزرگسال ۱۸ تا ۲۹ سال بود و حجم نمونه از طریق نمونهگیری هدفمند و گلولهبرفی و براساس اصل اشباع نظری مشخص شد. تعداد نمونه پس از مصاحبه با ۲۳ نفر (۱۲ مرد و ۱۱ زن) به کفایت نظری رسید. ابزار جمعآوری دادهها مصاحبه نیمهساختاریافته بود و برحسب دیدگاه پدیدارشناختی مکس ون منن و نرمافزار MAXQDA-2020 تحلیل شد. براساس یافتهها، در پدیده هواداری، دو مضمون شناسایی شدند: 1- بسترها و شرایط» با زیرمقولههای «زمینههای فرهنگی- اجتماعی و رسانهای» و «عوامل فردی و ارتباطات اجتماعی»؛ 2- «پیامدهای اینستاگرام» با زیرمقولههای «هویتسازی و انگیزش فردی» و «چالشهای اجتماعی و روانی». اینستاگرام نقش مهمی در شکلدهی به هویت شخصی و ایجاد انگیزههای مثبت دارد. در کنار تأثیر فضای مجازی، شرایط فرهنگی و اجتماعی جامعه و آزادی بیان در برابر فشارهای اجتماعی نیز بر جذب افراد به سلبریتیها تأثیر زیادی دارد.
تأمل فقهی در رفتار بلاگران غذا در فضای مجازی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی بهعنوان یکی از ابعاد نوین زندگی انسان، تأثیر عمیقی بر جنبههای مختلف زیست فردی و اجتماعی گذاشته است. یکی از پدیدههای برجسته در این زمینه، «بلاگری غذا» است. رشد روزافزون پدیده بلاگری غذا در شبکههای اجتماعی، با پیامدهایی نظیر تبلیغ مصرفگرایی و اسراف، ضرورت بررسی این رفتار از منظر فقهی را نمایان میسازد. صفحات بلاگران غذا با تولید و انتشار گسترده محتواهای تصویری و ویدیویی (مانند موکبانگ، آموزش آشپزی، بررسی رستورانها و...) دنبالکنندگان زیادی را جذب نموده است. در این راستا، با هدف بررسی ابعاد فقهی این فعالیتها، ابتدا به تحلیل ساختار و فرایند تولید محتوای بلاگران غذا پرداخته و سپس با استناد به ادله نقلی و عقلی، تلاش کردهایم حکم فقهی این پدیده را روشن کنیم. روش تحقیق شامل تحلیل محتوای صفحات بلاگران، بررسی متون فقهی و استفاده از روش توصیفی- تحلیلی است. براساس نتایج، برخی از اشکال بلاگری غذا همچون موکبانگ با استناد به ادله عقلی و نقلی دارای حکم حرمت بوده و اشکال دیگر آن ممکن است مشمول کراهت باشند. همچنین وظایف ویژۀ حکومت اسلامی در زمینۀ نظارت و ساماندهی محتواهای تولیدشده در این حوزه و حمایت از تولید محتوای سالم و مفید، بررسی شده است.
تحلیل گفتمان انتقادی مناظره تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری ایران در موضوع آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش، تحلیل گفتمان انتقادی مناظرۀ تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری ایران در موضوع آموزشوپرورش است. روش پژوهش از نوع کیفی و تحلیل گفتمان است. از بین مناظرات تلویزیونی نامزدهای چهاردهمین دورۀ انتخابات ریاستجمهوری ایران، مناظرۀ دوم که در 31 خرداد 1403 از شبکۀ یک سیما پخش شد، انتخاب شده است. برای تجزیهوتحلیل دادهها از رویکرد وندایک استفاده شد. این مناظره در سه سطحِ سبک، معنا و استدلال بررسی و در نهایت گزارههای اساسی متن مناظره استخراج شده است. همچنین برای روایییابی پژوهش از نظر اساتید و متخصصان دانشگاهی استفاده شده است. تحلیل دادهها نشان میدهد اصلیترین گزارههای مسعود پزشکیان، «بیعدالتی آموزشی»، «بیثباتی در مدیریت»، «اهمیت مهارتآموزی»؛ اصلیترین گزارههای سعید جلیلی «برقراری عدالت آموزشی»، «شناسایی استعداد دانشآموزان»، «نیاز به الگو در آموزشوپرورش»؛ اصلیترین گزارههای علیرضا زاکانی «پرورش خلاقیت»، «مهارتآموزی»، «آموزش، توانمندیهای اجتماعی»؛ اصلیترین گزارههای محمدباقر قالیباف، «بیثباتی در مدیریت»، «تمرکززدایی در آموزشوپرورش»، «اهمیتدادن به نخبگان»، اصلیترین گزارههای امیرحسین قاضیزادههاشمی، «برقراری عدالت آموزشی»، «کاهش زمان آموزش و تحصیل»، «نیاز به تغییرات جدی در نظام آموزشی» و اصلیترین گزارههای مصطفی پورمحمدی، «تمرکززدایی»، «تغییر نظام آموزشوپرورش» و «بودجه» بوده است. گزارههای اصلی بر موضوعات کلی تمرکز دارند و موضوعاتی از قبیل تربیت و جذب معلم، برنامههای درسی، فضا و تجهیزات و فناوری، پژوهش و ارزشیابی در مناظره بیان نشد. آموزشوپرورش به عنوان مهمترین نهاد تربیتی کشور نیاز به دیدگاه وسیعتر و جامعتری دارد. با توجه به اهمیت مسائل آموزش و پرورش در کشور لازم بود زمان بیشتری به این موضوع اختصاص یابد
سرمایه داری دیجیتال و بازتولید سوژه (تحلیل عملکرد گوگل در پارادایم اقتصاد توجه)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نقش گوگل در فرایند بازتولید سوژههای دیجیتال از انسانها با استفاده از اقتصاد توجه میپردازد و با استفاده از چهارچوب نظری زیستقدرت میشل فوکو و استیضاح لویی آلتوسر، نشان میدهد که چگونه الگوریتمهای گوگل با جذب، تحلیل و کالاییسازی دادههای کاربران و جلب توجه آنها، سوژههای دیجیتالی مطیع و پیشبینیپذیر میسازند. در این مقاله، بهعنوان روش تحقیق از تحلیل مضمون کلارک استفاده شده است و نتایج بهدستآمده تحلیل شدند که در نهایت مضامینی که گوگل براساس آنها به جلب توجه کاربران پرداخته و توسط آن به کالاییکردن دادههایی کاربران میپردازد و سوژهها را بازتولید میکند، به دست آمد. در ادامه مقاله بیان شد که گوگل با ترکیب قدرت زیستی (مدیریت زندگی دیجیتال کاربران) و استیضاح الگوریتمی (فراخوانی کاربران بهعنوان سوژههای مصرفکننده)، نقش کلیدی در بازتولید سرمایهداری نظارتی ایفا میکند. این فرایند نهتنها حریم خصوصی را تهدید میکند، بلکه با ایجاد حباب فیلتر، تنوع دیدگاهها را محدود و هویت دیجیتالی کاربران را مطابق منافع تجاری شکل میدهد. پیامدهای اجتماعی این بازتولید سوژه میتواند تقویت نابرابری در دسترسی به اطلاعات معتبر، کاهش عاملیت انسانی در برابر الگوریتمها، نابود ساختن تنوع هویتی و بازتولید سوژه بر اساس ساختارهای سرمایهداری، کنترل اطلاعات و دانش و… باشد. در نهایت، این مقاله نشان میدهد که قدرت در عصر دیجیتال نه از طریق زور، بلکه با تولید رضایت خودخواسته و نامرئیسازی مکانیسمهای کنترل اعمال میشود.
واکاوی گفتمان رسانه ای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲ روزه ایران و رژیم صهیونیستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی گفتمان رسانهای صدا و سیما در مواجهه با جنگ ۱۲روزه ایران و رژیم صهیونیستی (اردیبهشت ۱۴۰۳) انجام شد تا مؤلفههای محوری آن در سه مأموریت راهبردیِ «مشروعیتسازی اقدامات نظامی»، «تقویت انسجام ملی» و «ساخت هویت مقاومتی» شناسایی شود. پرسشهای اصلی عبارتاند از: ۱- مؤلفههای اصلی گفتمان رسانهای صداوسیما در این جنگ چه بود؟۲- ویژگیهای سازنده این مؤلفهها و روایت هویتی آن چگونه شکل گرفت؟پژوهش با رویکرد کیفی و روش ترکیبی انجام شد (تحلیل محتوای کیفی ۱۵ برنامه پربیننده، مصاحبه نیمهساختاریافته با ۱۲ استاد دانشگاه و مدیر رسانهای و نشانهشناسی تصاویر/ زبان). درادامه، دادهها گردآوری و با کدگذاری سه سطحی (باز، محوری، گزینشی) تحلیل شدند. یافتهها شش مؤلفه کلیدی را آشکار کردند: ۱- چهارچوبسازی گفتمان مبتنی بر روایت «پیروزی و دفاع مشروع» در تقابل دوگانه حق/ باطل؛ ۲- مهندسی زبانی با واژگان بارگذاری شده (مقاومت، طوفان موشکی) و نمادهای تصویری/ صوتی حماسی؛ ۳- ساختار ارزشگذاری سهگانه (هویت مقاومتی، انقلابی، وحدتآفرین)؛۴- گزینش منابع خبری (۸۵% اولویت به منابع رسمی و محور مقاومت)؛۵- پیوند هویت ملی با اسلام انقلابی؛۶- غیریتسازی مطلق با برساخت «رژیم صهیونیستی به عنوان دیگری اهریمنی. براساس نتایج، صداوسیما با تبدیل جنگ به «متنی نمادین»، گفتمان انقلاب اسلامی را در مثلث «هویت بخشی، غیریتسازی، مشروعیتسازی» بازتولید کرد که در کوتاهمدت به انسجام ملی و شکست روایت دشمن انجامید، هرچند با حذف صداهای انتقادی، محدودیتهای رسانه دولتی در شرایط بحران را نمایان ساخت.