فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۰۱ تا ۴۲۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
1 - 13
حوزههای تخصصی:
دوران سلطنتی ناصرالدین شاه دوران ظهور ژانرهای جدید در نقاشی و کاربرد گسترده واقع گرایی در نقاشی ها متاثر از هنر اروپایی است. منظره پردازی یکی از این شیوه های نو در تصویرپردازی بود که پیش از این، به صورت ژانری مستقل و تکنیک ها و شیوه های بازنمایی جدید، متداول نبود. در تاریخ نقاشی ایران، منظره پردازی غالبا جزئی تکمیل کننده تصویر بود و برای پرداخت فضاهای خالی یا جدا کردن بخش های نقاشی از یکدیگر یا برای تصویرسازی در پس زمینه مورد استفاده قرار می گرفت. در مقاله حاضر ضمن بررسی زمینه های ظهور منظره پردازی با اسلوب جدید، این پرسش ها دنبال می شود که نهاد قدرت با مولفه ها و وی ژگی های نقاشی منظره پردازی در عصر ناصری چه رابطه ای داشت؟ چگونه آثار منظره پردازانه عرصه ظهور قدرت شدند و نگاه شاهانه و سوگیری مناسبات قدرت را در عصر ناصری رویت پذیر کردند؟ روش شناسی مقاله حاضر برای پاسخ به پرسش های پژوهش مبتنی بر تحلیل گفتمان است که با مطالعه اسناد، تصاویر و نمونه آثار انتخاب شده، به تحلیل روابط میان نهاد سلطنت، قدرت پادشاه، نظام آموزش جدید و تاثیر عکاسی بر منظره پردازی پرداخته می شود. یافته های پژوهش حاکی از آن است منظره پردازی در عصر ناصری، در ثبت مکان نگاره ها و چشم اندازهای شهری برآمده از گفتمان مدرنیته و تجددخواهی شاه است. منظره هایی از چشم اندازهای سرزمینی در طول سفرهای ناصرالدین شاه و منظره های شهری از چشم انداز بالای کاخ، و تصورپردازی های ناصرالدین شاه همه در امتداد نگاه شاهانه است. تصاویر منظره در واقع مدیوم سیاسی برای ثبت حدود و ثغور ممالک محروسه و متعلقات شاه بود و آپاراتوس نگاه شاهانه، چه دیدن و چگونه دیدن از زاویه نگاه ناصرالدین شاه را تثبیت می کرد.
مطالعه جامعه شناختی کیفیت مطالبه گری اجتماعی در بین شهروندان سنندج
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
45 - 62
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر سعی در تبیین این مسأله را دارد که مطالبات اجتماعی شهروندان سنندجی در راستای حل مشکلات در حوزه خدمات شهری به چه صورت بوده است و چه مؤلفه ها و شرایطی در شکل گیری مطالبه اجتماعی شهروندان یا عدم آن نقش داشته است.. در تحقیق حاضر چگونگی مطالبات اجتماعی در حوزه خدمات شهری در سنندج با بهره گیری منظومه ای از سازه های مفهومی/ نظریِ مرتبط از جمله مفاهیم کنش، بوروکراسی، عادت واره، میل به پیشرفت، سود-زیان، مطالبه اجتماعی، دلزدگی و حقوق شهروندی مورد بررسی قرار گرفتروش: جهت نیل به هدف تحقیق از روش تحلیل مضمون (به مثابه روش) بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان شامل آن دسته از شهروندان سنندجی است که در سال 1403 در شهر سنندج زندگی می کردند و بیش از ده سال سابقه سکونت داشتند. جهت انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده گردید. انتخاب نمونه ها نیز با رعایت تنوع در پایگاه اجتماعی و اقتصادی، طیف های سنی، رشته تحصیلی و تمایل بیشتر به همکاری در پژوهش، انجام گردید. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه کیفی عمیق به شیوه نیمه ساخت یافته استفاده گردید و با 38 نفر مصاحبه به عمل آمد. سپس مصاحبه ها با استفاده از نرم افزاز maxqda و تکنیک های کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفتند. در راستای تحلیل داده ها از مدل استربرگ و دپوی و گیتلین بهره گرفته شد. براساس این مدل، داده ها در شش مرحله مدیریت داده ها، ساخت و تدوین مضمون ها ، گروه بندی مضمون ها در سطوح بالاتر انتزاع، ترسیم داده ها، کشف معانی و تم های زیرین یا توسعه تحلیل و اشباع تماتیک تحلیل شدند.یافته ها: یافته های تحقیق دربرگیرنده 35 مفهوم بود که در 11 مضمون طبقه بندی شدند. مضمون های به دست آمده نیز در سه مضمون اصلی دسته بندی شدند؛ این مضامین حکایت از آن دارند که از یک سو، عدم آموزش مطالبه اجتماعی در نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش، فرایندهای بوروکراتیک طولانی و ناکارآمد و همنوایی اجتماعی منفی مانع شکل گیری زمینه های مطالبه اجتماعی در حوزه خدمات شهری شده اند (انسداد ساختاری) و از سوی دیگر، احساس نیاز و تمایلی در زمینه حل مشکلات حوزه خدمات شهری یا ارتقای آن شکل نگرفته است و در نظام فکری مردم باور به تغییر به واسطه مطالبه اجتماعی جایگاهی ندارد (فقدان عادت واره مطالبه اجتماعی). چنین شرایطی موجب شده است که شهروندان سنندجی در حوزه خدمات شهری مطالبه اجتماعی نداشته اند.نتیجه گیری: این نتیجه بیانگر آن است که در شکل گیری عدم مطالبه اجتماعی در حوزه خدمات شهری عوامل ساختاری و عاملیتی نقش دارند. بنابراین مطالبه اجتماعی نه صرفاً امری عاملیتی است و نه صرفاً امری ساختاری، بلکه دربرگیرنده هر دو بُعد کنش می باشد. دیگر نتیجه تحقیق حکایت از آن دارد که در جامعه سنندج انسداد ساختاری و بوروکراسی بیمار منجر به شکل گیری دلزدگی در سازمان های بوروکراتیک شده است که می توان آن را دلزدگی بوروکراتیک نامید.
تحلیل تغییرات بهره وری و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در صنعت پتروشیمی
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
39 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بهره وری یکی از راهکارهای اصلی دستیابی به رشد اقتصادی در شرایط محدودیت منابع تولیدی است که نه تنها در کارایی و اثربخشی فرآیندهای تولیدی تأثیر دارد، بلکه به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی نیز تأثیرگذار است. بهبود بهره وری می تواند موجب افزایش درآمد واقعی، تقویت توان خرید کالاها و خدمات، بهبود شرایط مسکن و آموزش، افزایش زمان فراغت و ارتقای برنامه های اجتماعی و زیست محیطی شود. هدف این پژوهش، اندازه گیری بهره وری و شناسایی عوامل مؤثر بر تغییرات بهره وری در صنعت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از شاخص هیکس-مورستین و تحلیل پوششی داده ها به اندازه گیری تغییرات بهره وری پرداخته و سپس از تحلیل رگرسیون برای شناسایی عوامل مؤثر بر تغییرات بهره وری استفاده می کند. جامعه آماری، شامل بنگاه های فعال در صنعت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه مورد مطالعه ۱۴ شرکت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بودند که از سال ۲۰۱۰ به بعد فعالیت داشته اند، و به روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مراجعه به وب سایت کدال (پایگاه اطلاعاتی گزارش های مالی شرکت ها) جمع آوری و گزارش های مالی شامل ترازنامه ها، صورت های سود و زیان و سایر اطلاعات مرتبط با متغیرهای مورد مطالعه برای هر یک از شرکت ها استخراج شد. جهت اندازه گیری بهره وری، از شاخص هیکس-مورستین استفاده شد که ترکیبی از ورودی ها و خروجی ها را استفاده می کند. به علاوه، برای اندازه گیری تغییرات بهره وری، روش تحلیل پوششی داده ها به کار رفت تا کارایی نسبی هر شرکت مورد ارزیابی قرار گیرد و سپس با استفاده از شاخص هیکس-مورستین تغییرات بهره وری آنها محاسبه شود. اما برای تحلیل اثرات متغیرهای مختلف بر تغییرات بهره وری از رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد، بیشترین رشد بهره وری مربوط به شرکت پتروشیمی فارابی در سال 1397 با نرخ 723/2 بود. همچنین، میانگین بهره وری شرکت ها در طی دوره ده ساله برابر با 024/1 به دست آمد که بیشتر از یک است و نشان دهنده افزایش بهره وری شرکت ها در این دوره است. همچنین نتایج نشان داد، سرمایه انسانی، سرمایه مالی و باز بودن تجاری تأثیر معناداری بر تغییرات بهره وری دارند.نتیجه گیری: بهره وری در صنعت پتروشیمی از طریق سرمایه گذاری در سرمایه انسانی و مالی بهبود می یابد. در این راستا، سیاست ها، برنامه ها و برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلندمدت دولت می تواند تأثیرگذار باشد. بعلاوه، لزوم توجه به توسعه منابع انسانی، تقویت سرمایه گذاری های مالی و ارتقای سطح تجارت بین المللی در بهبود بهره وری صنعت پتروشیمی تأکید می شود.
تحلیل نقش عوامل فرهنگی در توسعه گردشگری شهرستان ایلام از دیدگاه کارشناسان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ ایلام دوره ۲۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۸۶ و ۸۷
95 - 106
حوزههای تخصصی:
گردشگری فرهنگی، بخش مهمی از گردشگری یک کشور یا منطقه است که تاریخ، آداب و سنن، هنرها، ارزش ها و سبک زندگی مردم از مهمترین مؤلفه های آن محسوب می شوند. پژوهش حاضر از لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش، توصیفی – تحلیلی است و در آن، برای گرده آوری داده ها از روش کتابخانه ای و میدانی و ابزار پرسشنامه بهره گرفته شده و هدف از انجام آن، تحلیل نقش عوامل فرهنگی در توسعه گردشگری شهرستان ایلام از دیدگاه کارشناسان بوده است. جامعه آماری تحقیق شامل 30 نفر از کارشناسان بوده و جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون تحلیل عاملی تأییدی استفاده شده است. بر اساس نتایج تحلیل عاملی، متغیرهای پژوهش به 5 عامل تقسیم شدند. عامل اول با ضریب 12/26، عامل دوم با ضریب 40/20، عامل سوم با ضریب 33/13، عامل چهارم با ضریب 58/7 و عامل پنجم با ضریب 74/6 به ترتیب، در اولویت اول تا آخر قرار گرفته اند. متغیرهای عرضه محصولات فرهنگی در مقاصد گردشگری فرهنگی، برگزاری جشنواره ها با محوریت معرفی محصولات فرهنگی و صنایع دستی ایلام، برپایی جشنواره های فرهنگی دربرگیرنده سنت ها، آداب و رسوم و فرهنگ مردم ایلام و احیای سنت های محلی، توجه به تبلیغ جاذبه های فرهنگی شهرستان ایلام و ایجاد اقامتگاه هایی در مکان های تاریخی و تجهیز آنها به آثار تاریخی و باستانی جهت جذب گردشگران فرهنگی، بیشترین بار عاملی را به خود اختصاص داده اند.
فروپاشی زیست کودکانه؛ مطالعه زمینه ای شکل گیری کودکان کار(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اهداف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل جامعه شناختی زمینه های شکل گیری پدیده کودکان کار در شهر مشهد، با تمرکز بر کودکان ایرانی و افغانستانی، انجام شد. روش مطالعه: مطالعه با استفاده از رویکرد کیفی و روش نظریه زمینه ای، به بررسی تجارب و دیدگاه های 10 نفر از کارشناسان و فعالان اجتماعی حوزه کودکان کار و 9 نفر از کودکان کار پرداخت. نمونه گیری به صورت هدفمند انجام شد و مصاحبه های نیمه ساختارمند تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه وتحلیل داده ها با روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک (2006) صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که شکل گیری پدیده کودکان کار تحت تأثیر سه دسته شرایط اصلی است: شرایط زمینه ای شامل مهاجرت، حاشیه نشینی، خرده فرهنگ های حاشیه ای، باورهای فرهنگی، یادگیری از دوستان، حمایت اجتماعی سوق دهنده و نابسامانی خانوادگی؛ شرایط علّی شامل فقر، درآمدزایی خیابانی، نقش مافیاهای اقتصادی، سودمندی کار کودک برای خانواده و ضعف حمایت های خانوادگی و شرایط مداخله گر شامل نقص نظام حمایتی، ناکارآمدی سیاست های اجتماعی، ضعف برنامه های مداخله ای و اطلاع رسانی نامناسب. در این بستر، کودکان کار تحت فشارهای خانوادگی و در مواجهه با جذابیت های خیابانی به این نوع کار سوق داده می شوند. پیامدهای این وضعیت شامل ترک تحصیل، آسیب های جسمی و روانی و در مواردی اعتیاد کودکان است. نتیجه گیری: مقوله مرکزی مدل پارادایمی استخراج شده نشان داد که پدیده کودکان کار در چارچوب "سوداگری از کودکان در ساختار اقتصادی ناکارآمد" قابل تبیین است. این یافته ها بیان گر آن است که کودکان کار نه تنها قربانی شرایط اقتصادی ناپایدار خانواده، بلکه محصول ضعف ساختاری نظام حمایتی و مداخلات ناکارآمد اجتماعی هستند. درحالی که خیابان به عنوان جایگزینی برای حمایت های رسمی نقش ایفا می کند، سیاست های کنونی نه تنها نتوانسته اند این روند را مهار کنند، بلکه در برخی موارد، با عدم مداخله مناسب، به استمرار آن دامن زده اند.
واکاوی نسبت دین، فرهنگ و جامعه در منظر متفکران انقلاب اسلامی؛ دلالت هایی برای حکمرانی مطلوب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد اجتماعی فرهنگی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۷
875 - 908
حوزههای تخصصی:
دین، فرهنگ و جامعه سه مقوله محوری در بررسیهای نظری و عملی برای عرصههای حکمرانی هستند. این سه، مفاهیمی بسیار نزدیک به یکدیگر در عرصه اجرا هستند. این پژوهش با هدف بررسی نسبت سهگانه دین، فرهنگ و جامعه با تأکید بر اندیشه متفکران انقلاب اسلامی انجام شد تا الگویی برای حکمرانی مطلوب در جوامع دینی ارائه دهد. در صورت عدم تعیین نسبت دقیق این مقولات عرصه حکمرانی مطلوب دینی با چالش مواجه خواهد شد و تداخل نقشی میان این موارد بهوجود خواهد آمد. این تحقیق با استفاده از روش کیفی انجامشده و گردآوری اطلاعات در آن بهصورت اسنادی بوده و با رویکرد تفسیری ـ انتقادی متون اندیشمندان انقلاب اسلامی و نظریههای غربی مورد بررسی قرار گرفت و دادهها با استفاده از کدگذاری سهمرحلهای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند. یافتههای این پژوهش حاکی از آن است نسبت این سه مقوله در منظر متفکران انقلاب اسلامی، دیالکتیکی و چندسطحی است، نه تقلیلگرایانه (برخلاف رویکردهای مارکسیستی یا اثباتگرا)؛ بنابراین در دلالتهای حکمرانی بایستی چندبُعدی بودن این مقولات و روابط متداخل آنها را در نظر داشت. همچنین دین بهعنوان متغیر مستقل، هم نقش فرهنگساز (ایجاد الگوهای دینی) و هم فرهنگسوز (اصلاح الگوهای ناسازگار) دارد. در حکمرانی مطلوب، فرهنگ بهمثابه بستر و جامعه بهعنوان صحنه تعامل این دو عمل میکنند. در این مقاله به این نتیجهگیری رسیده شده است که فرهنگ بستر حرکت اصلی جامعه و دین محتوا و تغذیهکننده فرهنگ است که میبایست از گذر تمیز روابط دیالکتیکی خود را در حکمرانی نشان دهند.
مردم نگاری فرهنگ اجاره نشینی و پیامدهای معنایی آن در محلات برخوردار و کم برخوردار شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
233 - 277
با افزایش روزافزون قیمت مسکن طی سال های اخیر رویای صاحب خانه شدن و رهایی از پدیده ی اجاره نشینی به یک چالش جدی برای خانواده ها تبدیل شده است. مقاله حاضر درصدد است با استفاده از رویکرد مردم نگاری تفسیری به مطالعه فرهنگ اجاره نشینی و پیامدهای معنایی آن در بین اجاره نشین های تهرانی بپردازد. واکاوی ذهنیت افراد از پدیده اجاره نشینی، نحوه ی زیست آن، درک و تفسیر معانی مختلف اجاره نشینی و همچنین پیامدهای معنایی آن از جمله سؤالات محوری هستند که مقاله حاضر به دنبال پاسخگویی به آن هاست.داده ها با استفاده از تکنیک مصاحبه گردآوری شد و مصاحبه هایی عمیق با 40 اجاره نشین ساکن در محلات برخوردار و کم برخوردار انجام شد و از شیوه ی تحلیل چارچوب نیز جهت تحلیل داده ها استفاده شد. یافته های پژوهش حکایت از کاهش روزافزون کنترل اجاره نشینان در مدیریت شرایط و به دنبال آن شکل گیری نوعی احساس یأس و سرخوردگی اجتماعی، کمرنگ شدن روابط همسایگی و هویت محله ای دارد و سرمایه اجتماعی تضعیف شده است. در چنین شرایطی، امنیت روانی و اقتصادی اجاره نشینان، بویژه در محلات کم برخوردار، و امید به آینده آن ها به خطر افتاده و با اختصاص بخش قابل توجهی از درآمد خانواده ها به اجاره ماهیانه زندگی مشقت باری برای اجاره نشینان تهرانی رقم خورده است. ضروری است با هدف جلوگیری از گسترش پیامدهای منفی و بلند مدت، اقداماتی اثربخش برای بهبود شرایط و محقق شدن رویای صاحب خانه شدن صورت گیرد.
جامعه شناسی مهاجرت نخبگان؛ موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۲
279 - 328
نخبگان دانشگاهی به عنوان سرمایه های انسانی و فرهنگی نقش بسیار تاثیرگذار و مثبتی در فرایند توسعه جامعه ایفا می کنند. با این حال یکی از مسائل اجتماعی امروز، شتاب در مهاجرت نخبگان است. پژوهش حاضر به دنبال کشف موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی از منظر تجربه زیسته خود آن ها با روش پژوهش کیفی است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته و تکنیک تحلیل داده ها، تحلیل مضمون است و مضامین پایه، سازمان دهنده و مضمون فراگیر از متن مصاحبه ها استخراج شده است. یافته-های پژوهش نشان می دهد «بی ثباتی های اقتصادی، ناامنی های شغلی، احساس محرومیت نسبی، احساس ناامنی، افت خلاقیت ها و تولیدات علمی، ضعف جایگاه پژوهش، کمبود حمایت های مالی و رفاهی، ضعف نظام جذب و استخدام، غلبه نگاه کمی گرا و فقدان نگاه تمایزمحور، مشکلات بوروکراسی و نظام اداری، فقدان فضای مطلوب علمی و سیاسی، احساس تبعیض، گسست فرهنگی، دغدغه های آموزشی و فرهنگی فرزندان، فشارها و تنش های خانوادگی» از جمله موانع ماندگاری نخبگان دانشگاهی در ایران است. یافته ها نشان می دهد زندگی روزمره نخبگان ایرانی اسیر مثلث ناکارآمدی در سه قلمرو اقتصاد، دانشگاه، فرهنگ-سیاست است. زندگی روزمره نخبگان اسیر ناکارآمدی های چندگانه در قلمروهای مختلف است که همه این ها موانع ماندگاری نخبگان را تشکیل می دهد. همچنین نخبگان در کشاکش بین سلطه گری اقتصاد در زندگی روزمره و پیگیری دغدغه های فرامادی زیست می کنند.
واکاوی مدیریت تولید محصولات دامی عشایری (موردی: عشایر طایفه حموله ایل بختیاری)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دانش های بومی ایران سال ۱۲ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳
291 - 318
حوزههای تخصصی:
براساس نتایج آخرین سرشماری اجتماعی – اقتصادی عشایر کوچنده (سال1400)، تعداد 1,186,398 نفر جمعیت عشایری در قالب 212,772 خانوار، سالانه حدود 9 میلیون واحد دامی مازاد بر نیاز وارد بازار می کند و بالغ بر 162000 تن ( 20 درصد تولید گوشت قرمز کشور) می باشد. علاوه بر آن، تولید 400 هزار تن شیر 14 هزار تن پشم، بخشی دیگر از تولیدات دامی عشایر را تشکیل می دهد . شناخت تولیدات عشایری و شیوه های فرآوری آن ها می تواند بر تصمیم گیری های مدیریتی در راستای مدیریت بهینه این محصولات از جنبه های امکان سنجی معرف محصولات جدید به صنعت و رفع موانع تولید و فروش آنها همچنین ورود احتمالی تکنولوژی به عرصه تولیدات مؤثر واقعد گردد. در این راستا تحقیق حاضر با هدف واکاوی مدیریت تولید محصولات دامی عشایری در بین عشایر طایفه حموله ایل بختیاری که سالیان متمادی دامدار بوده و در زمینه مدیریت تولید از"تجربه زیسته" برخوردار بوده و همکاری خود را جهت اجرای پروژه اعلام کرده بودند، صورت پذیرفت. بدلیل اکتشافی بودن نوع مطالعه، رویکرد تحقیق کیفی، با اتکا بر رویکردهای ذهنی و برساخت واقعیت اجتماعی به ترتیب با مرجعیت نظریات کنش متقابل نمادین و روش شناسی مردم نگارانه انتخاب گردید.
بازنمایی «سفره غذا» و نسبت آن با سبک زندگی اسلامی ایرانی با مطالعه موردی سریال پایتخت(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
پژوهشنامه سبک زندگی سال ۱۱ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۰
105 - 132
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نحوه بازنمایی «سفره غذا» و نسبت آن با سبک زندگی اسلامی - ایرانی در شش فصل مجموعه تلویزیونی سریال «پایتخت» میپردازد. درواقع، مسئله اصلی این است که با توجه به تأکید قوانین موجود بر گنجاندن ارزشها و باورهای دینی و سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی در سریالها و برنامههای تلویزیونی، این سریال تا چه میزان به این موضوع توجه کرده است؟ برای پاسخ به این پرسش، سکانسهای منتخب از ۳۶ قسمت مختلف این سریال که در آنها سفره غذا، تهیه غذا و گردهمایی شخصیتهای اصلی بهمنظور صرف غذا به تصویر کشیده شده بود، بهمثابه یک متن فرهنگی و بر اساس روش نشانهشناسی جان فیسک تحلیل شدند. نتایج بهدستآمده نشان داد اگرچه در بازنمایی سفره غذا از نمادهای دینی و سبک زندگی اسلامی - ایرانی بهره گرفته شده و به لحاظ دلالتهای فرهنگی و اجتماعی، فرهنگ تعامل و تقویت روابط خانوادگی، توجه به آداب و رسوم سنتی (در طبقه متوسط جامعه) و دوری از تشریفات و تجملات به نمایش گذاشته شده است، اما این بازنمایی کاملاً منطبق بر سبک زندگی اسلامی - ایرانی نیست. ارزشهای مهم دینی مرتبط با سفره غذا، نظیر دوری از غفلت، توجه به آفریدگار هستی، آداب مهمانداری و رعایت حرمت سفره، در این سریال موردتوجه کافی قرار نگرفتهاند. به بیان دیگر، مجموعه رمزگانهای بهکاررفته در سریال «پایتخت» سفره غذای سنتی طبقه متوسط ایرانی و خانواده صمیمی که در حال گذار از سنت به مدرنیته است را بازنمایی میکند و به برساختههای این نظام، خصلتی طبیعی میبخشد که چندان با سفره و آداب اسلامی همخوانی ندارد
در مسیر کوهستان: خوانش پسااستعماری سفرنامه های هِنری راولینسون در کُردستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
1 - 13
حوزههای تخصصی:
سفرنامه ها متونی مهم هستند که در حکم الواح باستانی عمل می کنند و همزمان نوعی پراکتیس گفتمانی نویسندگان در حرفه های مختلف به حساب می آیند. خوانش پسااستعماری بر آن است که فرا رفتن از توصیف و توضیح این متون امری ضروری است. زیرا این متون در سطح ساختاری و فردی، هستی خود را از واقعیت اجتماعی دوران خلق خود گرفته اند و در نتیجه به وجوه گفتمانی عصر خود آلوده اند. بدین ترتیب، مقاله پیشِ رو در چارچوب تحلیل متن، به کمک منظومه ای از مفاهیم نظری و روش شناختی برگرفته از حوزه مطالعات پسااستعماری، دو سفرنامه هنری کرِزیک راولینسون (سفرنامه تبریز و سفرنامه گذر از زهاب به خوزستان) را تحلیل کرده است. بر اساس این تحلیل، راولینسون منظومه ای گفتمانی را شکل می دهد که عناصر اصلی آن حول دال مرکزی جهان غرب مفصل بندی شده است. جهان دیگری، شرق (کُردستان) است که در این متون یا نادیده گرفته شده یا وجوه متعدد حیات اجتماعی آن بیشتر به صورت ابژه های بی جان نمود پیدا کرده است. این دیگری موقعیتی فرودست و ابتدایی و به دور از جهان پیچیده به اصطلاح مدرن غرب دارد. در این دو متن، آنچه بحران بازنمایی نامیده می شود به صورت «منفی نمایی، اگزوتیسم، زیست انگاری و فرادستی اخلاقی» خود را نشان داده است.
الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه های اجتماعی متفکران مسلمان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
95 - 115
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف مطالعه الزامات مبنایی حکمرانی فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران مبتنی بر دیدگاه آیت الله خامنه ای انجام شده است. این پژوهش در زمره پژوهش های کیفی قرار دارد که با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه مورد مطالعه به صورت هدفمند و در دسترس از میان متون و محتوای سخنرانی های آیت الله خامنه ای در خصوص فرهنگ و حکمرانی فرهنگی و واژه های مرتبط با آن انتخاب شد. یافته های تحقیق نشان می دهد، نقطه گذاری در الگوی حکمرانی فرهنگی جمهوری اسلامی ایران، "الزام مبنایی مردمی سازی فرهنگ اسلامی" با محوریت دو مؤلفه "هدایت گری اسلامی فرهنگ" و "مشارکت دهی مردمی فرهنگ" است که برای تحقق آن الزامات زمینه سازی عبارتند از: «شاخص های نگرشی و عملکردی احسن»،«مدیریت فرهنگی» با ویژگی های مدیریت روبه جلو، انقلابی - جهادی، مشارکتی و جهت مند فرهنگ؛ «مهندسی فرهنگی» با ویژگی های اصلی توسعه بخشی هدفمند فرهنگ، استحکام بخشی یکپارچه فرهنگ و هویت سازی ملی فرهنگ؛ «گفتمان سازی فرهنگی» از طریق ذهنیت سازی ارزش های فرهنگی، اصلاح گری معیارمند فرهنگ و اعتبار و قدرت بخشی درونی فرهنگ؛ و در نهایت «نهادینه سازی شاخص های حاکمیت الهی» که شامل حکمرانی اسلام محور، مردم محور، فرهنگ محور، امام محور، قانون مدار، عدالت محور، آگاهی محور، مسئولانه، اتحادگرا و عزت مند است. پیامد این نوع از حکمرانی فرهنگی، «تعالی بخشی شخصی و اجتماعی» است که پیشنهاد می شود در سیاست گذاری های فرهنگی کشور، مبانی و الزامات مطرح شده به عنوان چهارچوبی کلان مدنظر قرار گیرد تا مسیر تحقق تمدن نوین اسلامی هموارتر گردد.
آینده نگاری فناوری زنجیره بلوکی در صنعت رسانه ایران در افق ۱۴۱۰(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۱)
7 - 27
حوزههای تخصصی:
در دنیای پرشتاب امروز، صنایع مختلف با چالشهای فراوانی دستوپنجه نرم میکنند. از زنجیرههای تأمین پرهزینه گرفته تا نیاز به شفافیت و امنیت در تراکنشهای مالی، همه نشان از نیاز مبرم به نوآوری و پیشرفت در صنایع را میدهد و پیشرفت در هر صنعتی به توانایی آن در پذیرش و بهرهگیری از فناوریهای نوین بستگی دارد. صنعت رسانه و سرگرمی هم از این چالشها در امان نبوده و مستلزم راه چارهای برای بهبود در ایران است. در این میان، فناوری زنجیرۀ بلوکی (بلاکچین) بهعنوان یک راهحل جدید به میدان آمده است تا برخی از این مشکلات را برطرف سازد و افقهای جدیدی برای بهبود صنایع، از جمله صنعت رسانه و سرگرمی، فراهم کند. این پژوهش با بهرهگیری از چند روش، بهدنبال آیندهنگاری بلاکچین در صنعت رسانه و سرگرمی ایران در افق ۱۴۱۰ است. ابتدا برای شناسایی کاربردهای بلاکچین در صنعت رسانه و سرگرمی، ادبیات جهانی مورد بررسی قرار گرفته است و کاربردهای اصلی آن شناسایی شد. در ادامه، امکان تحقق این کاربردهای فناورانه در بستر جامعۀ ایران در آینده مورد پرسش قرار گرفت. بدینمنظور، از روش فناوریهای کلیدی با مشارکت خبرگان بهره گرفته شد. از یافتهها میتوان نتیجه گرفت که کاربرد بلاکچین در مالکیت معنوی و جلوگیری از سرقت ادبی، دارای بیشترین جذابیت و امکانپذیری است و براساس نظرات خبرگان، در ایران براساس هر دو معیار، برای پیادهسازی اولویت دارد. در مقابل، کاربردی مانند تضمین گردش آزاد اطلاعات، با وجود برخورداری از جذابیت در بستر جامعۀ ایران، امکانپذیری تحقق پایینی دارد.
مرور سیستماتیک نقش رسانه های آنالوگ در احیای زبان های اقلیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۱)
89 - 114
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با اتخاذ روش مرور سیستماتیک به بررسی نقش رسانههای آنالوگ در احیای زبانهای اقلیت پرداخته است. یافتههای بهدستآمده از ۲۲ مقالۀ منتخب در دو بخش ارائه شدهاند؛ در ابتدا به مشخصات پژوهشهای موردبررسی (شامل سال اجرا، نوع زبان، روش تحقیق و رسانۀ مطالعهشده) پرداخته شده و سپس با تحلیل تماتیک یافتههای مقالات منتخب، به نقش رسانههای آنالوگ در احیای زبانهای اقلیت اشاره شده است. بر اساس یافتههای بخش اول پژوهش، روند انتشار مقالات در زمینۀ زبانهای اقلیت و رسانههای آنالوگ سیر صعودی داشته است؛ بهحدی که در هشتسالۀ اخیر بیشترین تعداد مقلات در این زمینه منتشر شدهاند. بیشتر مقالات بر زبانهای آفریقایی متمرکز بودهاند. از نظر رویکرد روششناختی نیز، رویکرد کیفی با ابزارهای گردآوری دادۀ مصاحبه و تحلیل محتوا بیشترین کاربرد را داشته است. از بین رسانههای مطالعهشده نیز، رادیو اصلیترین رسانه برای زبانهای اقلیت است. یافتههای بخش دوم پژوهش نیز بیانگر مضامینی نظیر ترویج زبانهای اقلیت، سیاست هویت و احیای فرهنگ محلی، نقش دولت و نهادهای رسمی در سیاستگذاری رسانهای برای زبانهای اقلیت، هژمونی زبانی، کمبود منابع و محدودیتهای زیرساختی هستند.
دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه و جایگاه آن در موفقیت برنامه های توسعه کشور(با تاکید بر تجربه دولت های هفتم تا دهم جمهوری اسلامی ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
142 - 162
حوزههای تخصصی:
هدف: دیپلماسی عمومی به مثابه رسانه، ابزاری کلیدی برای پیشبرد منافع ملی است که با استفاده از ظرفیت های ارتباطی رسانه ها، مسیر تعامل مستقیم میان مردم جوامع مختلف، گفتمان سازی، تبادل فرهنگی و تقویت روابط حسنه را فراهم می کند. رسانه در این فرآیند، هم نقش بستر ارتباطی را ایفا می کند و هم به عنوان بازیگر فعال، بازنمایی و چارچوب بندی پیام های سیاسی و فرهنگی را بر عهده دارد. از منظر حکمرانی، پاسخگویی دولتمردان به ویژه رؤسای جمهور نسبت به اهداف برنامه های توسعه و نحوه بهره گیری آنان از رسانه در دیپلماسی عمومی، شاخص مهمی برای سنجش کارآمدی دولت است. در جمهوری اسلامی ایران، جریان های اصلاح طلب و اصول گرا با گفتمان ها و راهبردهای متفاوت، به تناوب در رأس دولت قرار گرفته اند. پرسش اصلی این است که رسانه در قالب دیپلماسی عمومی، چه نقشی در میزان پاسخگویی دولت های هفتم تا دهم به الزامات برنامه های توسعه سوم و چهارم داشته است. روش: این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی و استفاده از منابع کتابخانه ای، اسنادی، اینترنتی و گفت وگو با متخصصان، عملکرد دولت ها را در بهره گیری از رسانه های داخلی و خارجی برای پیشبرد دیپلماسی عمومی بررسی می کند. یافته ها: در نظام های دموکراتیک، رسانه یکی از اصلی ترین ابزارهای اقناع و بسیج افکار عمومی است. دولت خاتمی با بهره گیری از رسانه های ملی و دیپلماسی رسانه ای در جهت ارتقای تعاملات خارجی و توسعه سیاسی گام برداشت. در مقابل، دولت احمدی نژاد با تکیه بر پیام رسانی مستقیم و بازنمایی رسانه ای مستقل تر، رویکردی تجدیدنظرطلبانه در فضای ارتباطی داخلی و بین المللی برگزید. نتیجه گیری: هرچند هر دو دولت تلاش داشتند سیاست ها و گفتمان خود را با اسناد توسعه و قانون اساسی هماهنگ کنند، اما میزان بهره گیری راهبردی از رسانه و دیپلماسی عمومی متفاوت بود. دولت هفتم و هشتم موفق شدند از رسانه در چارچوب توسعه روابط مسالمت آمیز و ارتقای سرمایه اجتماعی بهره بیشتری ببرند، در حالی که دولت نهم و دهم در برخی موارد کارکرد رسانه در پاسخگویی به اهداف توسعه ای را کمتر مورد توجه قرار دادند.
مطالعه عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج روی اجتماعی:مروری بر داده های ثانویه 1380 الی 1404(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
133 - 164
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان نخستین و مهم ترین نهاد جامعه پذیری عامل و مانع کج روی اجتماعی است. هدف اصلی تحقیق شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج روی اجتماعی با مرور سیستماتیک داده های ثانویه بازه زمانی 1380 تا 1404 است. روش پژوهش، فراتحلیل کمّی است که با استخراج 59 مطالعه معتبر فارسی زبان از پایگاه های علمی جهاد دانشگاهی، نورمگز، مگیران و بانک اطلاعات نشریات کشور و با به کارگیری نرم افزار آن CMA2و آزمون فیشر و کوهن، داده ها را تحلیل نموده است. یافته های پژوهش نشان داد که چندین عامل اجتماعی (اعتماد خانوادگی، پذیرش و حمایت اجتماعی، خانواده ازهم گسیخته، انسجام خانوادگی و کنترل اجتماعی)؛ روانی (عزت نفس، بحران هویت، انزوای اجتماعی و بحران عاطفی خانواده)؛ فرهنگی (تعلق مذهبی، سرمایه فرهنگی، سبک تربیتی آشفته و شکاف نسلی)؛ اقتصادی (سرمایه اقتصادی خانواده، محرومیت نسبی-مالی و مشارکت اقتصادی خانواده) و عامل زمینه ای (بعد خانوار، سن، طبقه اجتماعی و تحصیلات) در گرایش به کج روی اجتماعی مؤثر بوده اند. براساس یافته ها؛ طراحی و اجرای کمپین های ملی آگاه سازی برای ترویج سبک فرزندپروری قاطع و همراه با محبت و آموزش مهارت های ارتباطی و حل تعارض در زوج ها و والدین؛ تقویت سرمایه اجتماعی در سطح محلات از طریق ایجاد و حمایت از نهادهای محلی، تشکل های غیردولتی و برنامه های محله محور؛ ایجاد سامانه یکپارچه غربالگری و مداخله بهنگام در مدارس و پایگاه های سلامت اجتماعی محلات برای شناسایی زودهنگام نوجوانان در معرض خطر (با تمرکز بر شاخص هایی مانند خانواده ازهم گسیخته، بحران عاطفی و محرومیت نسبی) و ارجاع آنان به خدمات مشاوره ای، روان درمانی و حمایت های اجتماعی از سازوکارهای پیشگیرانه کج روی در جامعه ایرانی است. درنهایت این پژوهش نشان می دهد که مقابله با کج روی اجتماعی مستلزم عبور از نگاه تک ساحتی و اتخاذ یک الگوی جامع، چندبعدی و یکپارچه است که هم زمان بر تقویت عوامل محافظتی (انسجام نهاد خانواده، کنترل اجتماعی، سرمایه جمعی، حفظ سنت و هنجارهای فرهنگی، ارتقای عزت نفس، هویت یابی و تحصیلات) و تضعیف عوامل خطر (بیکاری پایدار، محرومیت نسبی، سبک تربیتی آشفته، کاهش بیگانگی اجتماعی-فاصله ارزشی-نسلی) در درون نهاد خانواده متمرکز باشد.
دانشگاه فرهنگ؛ چگونه دانشگاه و جامعه به هم پیوند می خورند؟(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات فرهنگی ایران سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۷۰)
87 - 117
حوزههای تخصصی:
این مقاله تحلیلی از موقعیت کنونی نهاد دانشگاه در ایران از نظر چگونگی پیوند آن با جامعه است. در دهه های اخیر فرایندهای بروکراتیک شدن و تجاری شدن فشارهای گوناگون ساختاری و سیاسی به نهاد دانشگاه آورده است تا این نهاد را در خدمت هدف های تجاری و سیاسی قرار دهد. در این مقاله می کوشم تا جنبه ها و جلوه های گوناگون این فشارها را نشان دهم و پیامدهای مخرب آن برای عملکردهای آموزشی، پژوهشی و فرهنگی را برملا کنم. این چالش ها و فشارها صرفاً محدود به نهاد دانشگاه در ایران نیست و دیگر جوامع هم با آنها درگیرند. با استناد به پژوهش های موجود این جنبه جهانی را توضیح می دهم؛ اما تأکیدم بر نهاد دانشگاه در ایران است. برای مواجهه با این چالش ها استدلال می کنم که برای تقویت پیوند نهاد دانشگاه با جامعه نیازی نیست بر کارکردهای تجاری و سیاسی دانشگاه تکیه کنیم، بلکه اگر این نهاد به همان کارکردهای تاریخی و سنتی اش یعنی پرورش افراد تحصیل کرده و کارآمد اجتماعی بپردازد و در خدمت ارزش های فرهنگی مدرن باشد که این نهاد از درون آنها برآمده است می تواند پیوندی ارگانیک با جامعه برقرار نماید. دو الگوی دانشگاه حمایتی و دانشگاه هویتی را از هم متمایز می سازم و استدلال می کنم که دانشگاه حمایتی نمی تواند پیوند محکمی و ساختاری با جامعه برقرار سازد و ما نیازمند دانشگاه هویتی هستیم که به هویت مدرن خود وفادار باشد. برای این منظور مروری تاریخی به تحولات نهاد دانشگاه در ایران می کنم و نشان می دهم با رویکرد خدماتی و حمایتی کردن دانشگاه، پیوند این نهاد با جامعه تقویت نشده است و نمی تواند تقویت شود. تشدید بر خدماتی کردن نهاد دانشگاه موجب تضعیف بیشتر آزادی و استقلال نهاد دانشگاه می شود و عملاً کیفیت آموزش و پژوهش دانشگاهی لطمه دیده و فاصله این نهاد هم از جامعه کم نمی شود.
Once Upon a Time and Research
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
273 - 288
حوزههای تخصصی:
Background: The nature of scholarly research has undergone a profound transformation in recent decades, transitioning from traditional, library-based inquiry to digitally mediated and increasingly AI-assisted methodologies. This article reflects on that evolution through an autoethnographic lens, drawing upon the author’s personal academic trajectory and long-standing engagement with satire.
Aims: This article explores the evolving landscape of research, communication, and authorship in the digital age, with a particular focus on the transformative role of Artificial Intelligence.
Methodology: The study employs a reflective, autoethnographic methodology combined with AI-assisted literature synthesis. Drawing on personal academic experiences and outputs from ChatGPT and Claude, the author critically examines artificial intelligence’s role in communication research and satire. This qualitative approach blends narrative inquiry with theoretical analysis to explore the epistemological and ethical implications of AI in scholarly authorship.
Discussion: Reflecting on a shift from traditional library-based scholarship to AI-assisted inquiry, the author critically examines how tools like ChatGPT and Claude reshape academic and journalistic practices. The manuscript considers the integration of AI across domains such as human communication, media, sentiment analysis, and translation, while addressing ethical concerns including privacy, authorship, and misinformation. Through both anecdotal reflection and synthesized research, the text interrogates the promises and pitfalls of AI in content generation, especially in the context of satire—a long-standing interest of the author.
Conclusion: Drawing on personal experience and historical theories of satire from figures like Northrop Frye, Juvenal, and Linda Hutcheon, the article positions AI not just as a technological tool but as a cultural force influencing narrative forms and critical thought. While acknowledging AI's generative capabilities, the author emphasizes the enduring need for human discernment, intellectual ownership, and critical interpretation in both academic and creative contexts.
مدیریت گنبدی، الگویی برای تحول مدیریت شبکه های استانی صدا وسیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ پاییز ۱۴۰۴شماره ۷۱
183 - 216
حوزههای تخصصی:
هدف: مدیریت رسانه، فرآیند به کارگیری بهینه همه امکانات مادی، انسانی، فناورانه و غیره برای تولید، بازتولید و توزیع پیام های هدفمند، در چارچوب نظام ارزشی پذیرفته شده و با هدف غایی اثرگذاری مطلوب بر مخاطبان است. داشتن نظام رسانه ای قوی نیز در گرو روش، الگو و نظام مدیریت سیاستگذاری صحیح در حوزه مدیریت است. لذا هدف اصلی پژوهش، تدوین الگوی تحولی مدیریت شبکه های استانی می باشد. روش پژوهش: تحقیق حاضر از نظر هدف، کاربردی است که با روش کیفی داده بنیاد و طرح اکتشافی انجام شد. جامعه آماری مطالعه حاضر شامل خبرگان مدیریت رسانه در استان مازندران و کشور با سن بیشتر از 40 سال، سابقه بیشتر از 20 سال و تحصیلات دکتری و کارشناسی ارشد بودند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و با در نظر گرفتن قانون اشباع تعداد 16 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. یافته ها: الگوهای موجود مدیریت رسانه شبکه استانی مازندران شناسایی شد که شامل سبک مدیریت دستوری، آنومیک و سبک مدیریت ترکیبی (گاهی اقتضایی و گاهی مشارکتی) است. یافته ها همچنین نشان داد "نظام مدیریت گنبدی"، مطلوب ترین الگوی مدیریت رسانه شبکه استانی است. نتیجه گیری: الگوی مدیریت گنبدی که برپایه عنصر علم اعم از مادی و طبیعی و علوم معارف الهی و توحیدی است ابعادی چندگانه دارد و می تواند گرهگشای مدیریت شبکه استانی باشد. بهره گیری از این الگو می تواند بهبود عملکرد (افزایش اثربخشی) از طریق توزیع انرژی یکسان و مداوم برای همه کارکنان توسط مدیر گنبدی را در پی داشته باشد.
بررسی تاثیر سرمایه اجتماعی بر رفتارهای انحرافی در شهروندان شهر اراک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
انتظام اجتماعی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
25-56
حوزههای تخصصی:
هدف و زمینه: هدف از انجام این مطالعه بررسی میزان رفتارهای انحرافی در شهروندان شهر اراک و تاثیر سرمایه اجتماعی بر آن بوده است. روش: روش این تحقیق به صورت کمی-پیمایشی و ابزار جمع آوری داده به صورت پرسشنامه می باشد. جامعه آماری این پژوهش، شهروندان مناطق پنج گانه شهر اراک بودند که با نمونه گیری طبقه ای متناسب با حجم انتخاب شدند. حجم نمونه با فرمول کوکران حدود 383 نفر محاسبه شد که به 418 نفر ارتقا پیدا کرد. یافته ها: نتایج تحقیق نشان می دهند که میانگین متغیر رفتارهای انحرافی 1.3 از 6 می باشد که این حکایت از این دارد که میزان متغیر رفتارهای انحرافی در حد کم قرار دارد. نتایج مدل رگرسیونی چندگانه نشان می دهد که قوی ترین پیش بینی کننده های متغیر رفتارهای انحرافی به ترتیب متغیرهای، شبکه روابط پیوندی(بتا=0.30-)، اعتماد اجتماعی (بتا= 0.25-)، مشارکت اجتماعی (بتا=0.14-) و مدت اقامت در شهر اراک (بتا=0.12-) می-باشند. این متغیرهای مستقل توانستند حدود 30 درصد از تغییرات متغیر رفتارهای انحرافی را تبیین کنند. نتیجه گیری: به طور کلی می توان بیان کرد که شبکه روابط پیوندی یا ارتباط با خانواده و آشنایان در شهر اراک یکی از مهمترین عوامل بازدارنده از رفتارهای انحرافی می باشد.