فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۶۱ تا ۳۸۰ مورد از کل ۳۷٬۷۱۹ مورد.
منبع:
علوم اجتماعی (فردوسی مشهد) سال ۲۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
133 - 164
حوزههای تخصصی:
خانواده به عنوان نخستین و مهم ترین نهاد جامعه پذیری عامل و مانع کج روی اجتماعی است. هدف اصلی تحقیق شناسایی عوامل خانوادگی مؤثر بر گرایش به کج روی اجتماعی با مرور سیستماتیک داده های ثانویه بازه زمانی 1380 تا 1404 است. روش پژوهش، فراتحلیل کمّی است که با استخراج 59 مطالعه معتبر فارسی زبان از پایگاه های علمی جهاد دانشگاهی، نورمگز، مگیران و بانک اطلاعات نشریات کشور و با به کارگیری نرم افزار آن CMA2و آزمون فیشر و کوهن، داده ها را تحلیل نموده است. یافته های پژوهش نشان داد که چندین عامل اجتماعی (اعتماد خانوادگی، پذیرش و حمایت اجتماعی، خانواده ازهم گسیخته، انسجام خانوادگی و کنترل اجتماعی)؛ روانی (عزت نفس، بحران هویت، انزوای اجتماعی و بحران عاطفی خانواده)؛ فرهنگی (تعلق مذهبی، سرمایه فرهنگی، سبک تربیتی آشفته و شکاف نسلی)؛ اقتصادی (سرمایه اقتصادی خانواده، محرومیت نسبی-مالی و مشارکت اقتصادی خانواده) و عامل زمینه ای (بعد خانوار، سن، طبقه اجتماعی و تحصیلات) در گرایش به کج روی اجتماعی مؤثر بوده اند. براساس یافته ها؛ طراحی و اجرای کمپین های ملی آگاه سازی برای ترویج سبک فرزندپروری قاطع و همراه با محبت و آموزش مهارت های ارتباطی و حل تعارض در زوج ها و والدین؛ تقویت سرمایه اجتماعی در سطح محلات از طریق ایجاد و حمایت از نهادهای محلی، تشکل های غیردولتی و برنامه های محله محور؛ ایجاد سامانه یکپارچه غربالگری و مداخله بهنگام در مدارس و پایگاه های سلامت اجتماعی محلات برای شناسایی زودهنگام نوجوانان در معرض خطر (با تمرکز بر شاخص هایی مانند خانواده ازهم گسیخته، بحران عاطفی و محرومیت نسبی) و ارجاع آنان به خدمات مشاوره ای، روان درمانی و حمایت های اجتماعی از سازوکارهای پیشگیرانه کج روی در جامعه ایرانی است. درنهایت این پژوهش نشان می دهد که مقابله با کج روی اجتماعی مستلزم عبور از نگاه تک ساحتی و اتخاذ یک الگوی جامع، چندبعدی و یکپارچه است که هم زمان بر تقویت عوامل محافظتی (انسجام نهاد خانواده، کنترل اجتماعی، سرمایه جمعی، حفظ سنت و هنجارهای فرهنگی، ارتقای عزت نفس، هویت یابی و تحصیلات) و تضعیف عوامل خطر (بیکاری پایدار، محرومیت نسبی، سبک تربیتی آشفته، کاهش بیگانگی اجتماعی-فاصله ارزشی-نسلی) در درون نهاد خانواده متمرکز باشد.
نقش آفرینی معادباوری؛ در تحکیم خانواده در برابر فضای مجازی(ایجابی وسلبی) (باتکیه بر آموزه های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
«معاد» از اصول اعتقادی دین اسلام در مرتبه «باور»، تمام شئونات زندگی فردی و اجتماعی انسان را تحت تأثیر قرار می دهد. از طرفی خانواده، به عنوان رکن اصلی، شرط پویایی و استواری جامعه ی اسلامی خواهان پیشرفت در دو نشئه دنیوی و اخروی است. این مقاله، به روش توصیفی-تحلیلی برآن است، نقش آفرینی «معادباوری» در تحکیم خانواده در برابر فضای مجازی را در ابعاد ایجابی و سلبی به مثابه الگویی با تکیه بر آموزه های الگوی اسلامی ایرانی پیشرفت بررسی کند. یافته ها نشان از آن دارد که؛ «معادباوری» بر اساس «عالَم سازی» و بسترآفرینی «سبک زندگی دینی» در برابر آسیب های فضای مجازی از جمله؛ تضعیف «سبک زندگی دینی» و «بنیان خانواده»، موجب قوام خانواده می شود. انسان معادباور، ضمن تلاش برای سعادت دنیوی و اخروی خود، در سعادت دیگر اعضای خانواده اثرگذار است. معادباوری، با خلق عالَم و ترسیم افق ها، باید ها و نبایدها، خواست ها و آرزوها در واقع سبکی از زندگی را محقق می کند که در بستر آن، بنیان خانواده از استحکامی خاص برخوردار شده و برخلاف بنیان عنکبوتی؛ تزلزل بردار نخواهد بود. در چنین سبکی از زندگی می توان و باید در مواجهه با فناوری های نوینی چون؛ فضای مجازی، در موضع فعال و نه منفعل ایفای نقش کرد. لذا معادباوری برابر فناوری فضای مجازی، در دو بعد ایجابی(میدان عمل و پیشرفت، تلاش برای ساختن سرای اخروی در بستر مزرعه دنیا و...) و سلبی(پیشگیری از مادگی گرایی، گناه و...) به مثابه الگویی با تکیه بر آموزه های اسلامی ایرانی پیشرفت نقش آفرینی می کند.
چالش های مشارکت اجتماعی در جریان توسعه گردشگری جامعه محور در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
برنامه ریزی رفاه و توسعه اجتماعی پاییز ۱۴۰۴ شماره ۶۳
81 - 122
"گردشگری جامعه محور" به عنوان یک ابزار مناسب برای ترویج توسعه گردشگری، افزایش رفاه جامعه و همچنین توانمندسازی جوامع محلی دیده می شود. هدف این مدل از گردشگری با مشارکت فعال و توانمندسازی جامعه محلی، به حداقل رساندن اثرات منفی اجتماعی، فرهنگی و زیست محیطی و در عین حال تقویت منافع اقتصادی برای جامعه است. این تأثیرات تلاش ذینفعان توسعه گردشگری در مشارکت دادن جوامع محلی را توجیه می کند. با این حال، علی رغم تلاش برای مشارکت معنادار در طرح های توسعه گردشگری، مشارکت جامعه همچنان یک چالش است. بنابراین این مطالعه با هدف شناسایی چالش های مشارکت اجتماعی جامعه محلی و همچنین ارائه پیشنهادات عملی به منظور برون رفت از این چالش هاست. به منظور انجام این پژوهش در ابتدا با استفاده از مطالعه پیشینه پژوهش، چالش ها شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. در ادامه این چالش ها با استفاده از تکنیک مدل سازی ساختاری تفسیری، به شکل یک سیستم ساختارمند درآمدند. به منظور برازش سیستم ساختاری شکل گرفته از تکنیک معادلات ساختاری با کاربرد نرم افزار SmartPLS استفاده گردید. جامعه آماری پژوهش حاضر را 29 نفر از فعالین صنعت گردشگری ایران بعنوان خبره و 114 بعنوان نمونه پاسخگوی پرسشنامه شکل می دهند. نتایج پژوهش نشان می دهد که چالش های شناسایی شده در سه دسته عملیاتی، ساختاری و اجتماعی قرار می گیرند و همچنین چالش های دسته ساختاری، منشا سایر چالش ها بوده و در ادامه به منظور رفع چالش ها پیشنهاداتی ارائه شد.
از اقتدار مردانه تا انتخاب زنانه؛ مطالعه ای دیرینه شناسانه در چرخش های گفتمانی در الهیات معاصر حجاب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دهه های منتهی به مشروطه، ورود و استقرار مفاهیم نوآیین در نظام آگاهی ایرانی، اقتدار بسیاری از حوزه های معرفت سنتی را با چالش مواجه کرد. در مواجهه با این چالش ها، اندیشه دینی دیگر نمی توانست بر پاسخ های تعبدی متکی باشد. همچنین تاریخیت تعینات اندیشه دینی، اجازه فراروی از مقدورات و امکانات نظام آگاهی مسلط آن دوره را نمی داد. این نظام دانایی که دارای مجموعه ای از مفاهیم و ارزش ها بود، هرگونه نظرورزی عقلایی را به این چارچوب ها محدود می کرد. تبیین و تحلیل حجاب در غیاب هرگونه عاملیت زنانه موجب شکل گیری تبیین هایی از حجاب شد که دارای سوگیری جنسیتی و گاهی زن ستیز بودند. این نگاه در بستر تحولات فکری جامعه ایرانی نتوانست استمرار یابد و با تحول در ساختار آگاهی قدمایی، اندیشه دینی به بازنگری در تمامی ادعاهای خود وادار شد. پژوهش حاضر، به روش دیرینه شناسی به بررسی این گسست و شرایط امکان آن در اندیشه اسلامی معاصر می پردازد. در این راستا، دوره تاریخی مورد مطالعه به سه مقطع پیشاپهلوی با گفتمان تحمیل حجاب حداکثری، پهلوی دوم با گفتمان حجاب و کنترل مدرن و پیشاانقلاب (دهه منتهی به انقلاب اسلامی) با گفتمان مشارکت اسلامی-اجتماعی زنان تقسیم شده است. سپس با اشاره به نخستین تبیین های شکل گرفته، تطورات فکر دینی درباره حجاب را نشان می دهد. یافته های پژوهش بیان می کند که خلط مناسبات فرهنگی و دینی در گذشته، سرعت تحولات فکری در ایران، مشروط شدن فضای فکری به حضور زنان و کنشگری گسترده زنان از عوامل مهم چرخش پیش گفته و ضرورت شکل دهی به زبان و منطقی زنانه و فراجنسیتی در فهم و تبیین حجاب است.
مصرف رسانه ای و رابطه آن با پایبندی به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی (مورد مطالعه: جوانان شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین چالش های فرهنگی در ایران، کاهش میزان پایبندی نسل جوان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی، به ویژه در سال های اخیر است. با توجه به نقش رسانه ها در این فرایند، در این پژوهش، به بررسی رابطه بین مصرف رسانه ای و پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی پرداخته شد. جامعه آماری شامل جوانان 18-35 ساله شهر تهران است که 384 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری احتمالی طبقه ای، انتخاب و موردمطالعه قرار گرفتند. گردآوری داده ها با روش پیمایش و ابزار پرسشنامه محقق ساخته انجام شد. برای تعیین روایی این پرسشنامه، از روش اعتبار صوری و برای پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها نیز با استفاده از روش های آماری صورت گرفت. یافته های تحقیق بیانگر آن است که هرچند بین مجموع مصرف رسانه ای با پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های سه گانه آن (هویت فرهنگی، هویت ملی و هویت دینی) رابطه همبستگی معناداری وجود نداشت، ولی وجود این رابطه درمورد استفاده از رسانه های داخلی و خارجی با متغیر مذکور موردتأیید قرار گرفت. این رابطه درخصوص مصرف رسانه های داخلی با هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن، از نوع مستقیم و درمورد مصرف رسانه های خارجی با موارد یادشده، از نوع معکوس بود. براساس یافته های تحقیق، می توان دریافت صرف مدت زمان مصرف رسانه ای نمی تواند تبیین کننده میزان پایبندی جوانان به هویت فرهنگی ایرانی- اسلامی و مؤلفه های آن باشد، بلکه این نکته به مقدار زیادی، متأثر از نوع رسانه و محتوای انتشاریافته در آن است.
سیاست گذاری محتوایی برنامه های نمایشی تلویزیون برای ترغیب به افزایش فرزندآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جوان بودن ساختار جمعیت، یکی از عوامل بنیادین در پیشرفت و اقتدار کشورها به شمار می رود. بنابراین، با توجه به بحرانی شدن نرخ باروری و کاهش نرخ رشد جمعیت در ایران، پژوهش حاضر با هدف اصلی ترغیب خانواده ها به افزایش فرزندآوری از طریق برنامه های نمایشی تلویزیون انجام شده است. در این پژوهش، برای گردآوری داده ها از ابزار «مصاحبه نیمه ساختاریافته» و برای تجزیه وتحلیل یافته ها از روش «تحلیل محتوای کیفی برساخته» استفاده شده است. جامعه مورد مطالعه شامل مدیران برنامه های نمایشی تلویزیون، خبرگان حوزه فرهنگ و رسانه، مشاوران و روان شناسان خانواده، و متخصصان زنان و زایمان بود که بر اساس منطق اشباع نظری و به شیوه نمونه گیری هدفمند، مصاحبه هایی با هفده نفر از آنها انجام شد. پس از پیاده سازی مصاحبه ها و سازمان دهی داده ها، فرایند کدگذاری و استخراج مقوله های فرعی (واحدهای معنایی یا موضوعی در متن) صورت گرفت. سپس، با ترکیب کدهای مشابه، مقوله های اصلی با دقت و حساسیت بالا استخراج شد تا مفاهیم کلیدی تحقیق و ساختار محتوایی مشخصی به دست آید. درنهایت، داده ها در قالب پنج مقوله اصلی سازمان دهی شدند که عبارت اند از: «برجسته کردن مزایای خانواده پرجمعیت: مثل نمایش هم افزایی فرزندان در تربیت یکدیگر» - «نشان دادن مضرات خانواده کوچک: مثل نمایش نارسایی های خانواده های کوچک به ویژه برای دوران سالمندی والدین» - «برجسته نکردن چالش ها و سختی های فرزندآوری: مثل برجسته نکردن اختلافات بین والدین و فرزندان» - «اصلاح باورهای ذهنی زوجین پیرامون خانواده و فرزندآوری: مثل اصلاح باورهای غلط زوجین پیرامون سقط جنین عمدی» - «ترویج سبک زندگی ایرانی اسلامی و تقبیح آسیب های فرهنگ غربی: مثل احیای خرده فرهنگ های مؤید ازدیاد نسل». بنابراین، تحلیل و تفسیر این مقوله های اصلی و فرعی نشان داد که برای تشویق خانواده ها به افزایش فرزندآوری، حداقل این پنج سیاست محتواییِ کلیدی باید در تولید برنامه های نمایشی تلویزیون مدنظر قرار گیرد.
روایت رایانه ای در سپهر هوش مصنوعی: کاوشی در تلاقی و تعامل دانش روایت شناسی و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
185 - 230
حوزههای تخصصی:
ما با روایت ها احاطه شده ایم و در دنیای امروز، نیاز به درک عمیق تری از نحوه ادراک و تعامل فن آوری هوش مصنوعی مولد، با روایت ها و داستان سرایی داریم. هدف این مطالعه، شناسایی مرزهای دانش و شناخت و طبقه بندی دستاوردهای علمی در این عرصه میان رشته ای است. بنابراین ضمن شناسایی، بررسی و تحلیل سیستماتیک بیش از 1000 اثر علمی و آکادمیک در حیطه یادشده، به این پرسش پاسخ می دهد که پژوهش گران به کدام ابعاد و رویکردهای دانش روایت شناسی در ارتباط با هوش مصنوعی توجه داشته، و نیز مهم ترین حوزه های مطالعه و سرفصل های پژوهش در این عرصه، بر مبنای آرای ژرار ژنت و سیمور چتمن در چارچوب نظریه روایت، چگونه شناسایی و ترسیم می شوند. نتایج تحقیق نشان می دهد، در مطالعات انجام شده تا زمان تدوین این جستار، به مؤلفه های داستان، گفتمان، زمان، شخصیت، رویداد و مخاطب، بیشترین توجه صورت گرفته، و مطالعات مرتبط با مؤلفه های گفتگو و کنش روایی در اولویت های بعدی قرار داشته اند. به نظر می رسد این امر، متأثر از ویژگی های خلق و تحلیل روایت به واسطه عامل غیرانسانی است که هنوز به قدر کافی پیچیدگی های خلق روایت را نیاموخته؛ و به همین دلیل تمرکز پژوهش گران و موضوعات پژوهشی نیز، معطوف به نحوه ی درک و خلق ساختارهای بنیادین روایت توسط هوش مصنوعی بوده است. این مطالعه نشان می دهد که علی رغم پیشرفت های چشم گیر جهانی در زمینه ی پردازش زبان طبیعی و روایتِ رایانه ای، هنوز زمینه های پژوهشی فراوانی در این حوزه وجود دارد که توجه به آن ها می تواند، تصویری جامع تر از نتایج تلاقی دو عرصه ی گسترده ی روایت و هوش مصنوعی، فراهم آورد.
مطالعه جامعه شناختی کیفیت مطالبه گری اجتماعی در بین شهروندان سنندج
منبع:
زیست سیاست و توسعه دوره اول تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
45 - 62
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر سعی در تبیین این مسأله را دارد که مطالبات اجتماعی شهروندان سنندجی در راستای حل مشکلات در حوزه خدمات شهری به چه صورت بوده است و چه مؤلفه ها و شرایطی در شکل گیری مطالبه اجتماعی شهروندان یا عدم آن نقش داشته است.. در تحقیق حاضر چگونگی مطالبات اجتماعی در حوزه خدمات شهری در سنندج با بهره گیری منظومه ای از سازه های مفهومی/ نظریِ مرتبط از جمله مفاهیم کنش، بوروکراسی، عادت واره، میل به پیشرفت، سود-زیان، مطالبه اجتماعی، دلزدگی و حقوق شهروندی مورد بررسی قرار گرفتروش: جهت نیل به هدف تحقیق از روش تحلیل مضمون (به مثابه روش) بهره گرفته شد. مشارکت کنندگان شامل آن دسته از شهروندان سنندجی است که در سال 1403 در شهر سنندج زندگی می کردند و بیش از ده سال سابقه سکونت داشتند. جهت انتخاب نمونه ها از روش نمونه گیری هدفمند استفاده گردید. انتخاب نمونه ها نیز با رعایت تنوع در پایگاه اجتماعی و اقتصادی، طیف های سنی، رشته تحصیلی و تمایل بیشتر به همکاری در پژوهش، انجام گردید. برای گردآوری داده ها از تکنیک مصاحبه کیفی عمیق به شیوه نیمه ساخت یافته استفاده گردید و با 38 نفر مصاحبه به عمل آمد. سپس مصاحبه ها با استفاده از نرم افزاز maxqda و تکنیک های کدگذاری مورد تحلیل قرار گرفتند. در راستای تحلیل داده ها از مدل استربرگ و دپوی و گیتلین بهره گرفته شد. براساس این مدل، داده ها در شش مرحله مدیریت داده ها، ساخت و تدوین مضمون ها ، گروه بندی مضمون ها در سطوح بالاتر انتزاع، ترسیم داده ها، کشف معانی و تم های زیرین یا توسعه تحلیل و اشباع تماتیک تحلیل شدند.یافته ها: یافته های تحقیق دربرگیرنده 35 مفهوم بود که در 11 مضمون طبقه بندی شدند. مضمون های به دست آمده نیز در سه مضمون اصلی دسته بندی شدند؛ این مضامین حکایت از آن دارند که از یک سو، عدم آموزش مطالبه اجتماعی در نهاد خانواده و نهاد آموزش و پرورش، فرایندهای بوروکراتیک طولانی و ناکارآمد و همنوایی اجتماعی منفی مانع شکل گیری زمینه های مطالبه اجتماعی در حوزه خدمات شهری شده اند (انسداد ساختاری) و از سوی دیگر، احساس نیاز و تمایلی در زمینه حل مشکلات حوزه خدمات شهری یا ارتقای آن شکل نگرفته است و در نظام فکری مردم باور به تغییر به واسطه مطالبه اجتماعی جایگاهی ندارد (فقدان عادت واره مطالبه اجتماعی). چنین شرایطی موجب شده است که شهروندان سنندجی در حوزه خدمات شهری مطالبه اجتماعی نداشته اند.نتیجه گیری: این نتیجه بیانگر آن است که در شکل گیری عدم مطالبه اجتماعی در حوزه خدمات شهری عوامل ساختاری و عاملیتی نقش دارند. بنابراین مطالبه اجتماعی نه صرفاً امری عاملیتی است و نه صرفاً امری ساختاری، بلکه دربرگیرنده هر دو بُعد کنش می باشد. دیگر نتیجه تحقیق حکایت از آن دارد که در جامعه سنندج انسداد ساختاری و بوروکراسی بیمار منجر به شکل گیری دلزدگی در سازمان های بوروکراتیک شده است که می توان آن را دلزدگی بوروکراتیک نامید.
تحلیل مبارزات شیعیان سواحل جنوبی خلیج فارس بر ضد استعمار پرتغال (907 -980.ق) از منظر نظریه کنش جمعی چارلز تیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی تاریخی سال ۱۶ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
219-237
حوزههای تخصصی:
قیام ها و مبارزات ضد استعماری شیعیان در برابر حضور پرتغالی ها در سواحل جنوبی خلیج فارس از رویدادهای مهم سده دهم و یازدهم هجری به شمار می رود. شیعیان این مناطق در نتیجه اقدامات پرتغالی ها در تنگنای شدیدی قرار گرفتند و بیش از سایر گروه ها دچار ظلم و بی عدالتی شدند. از این رو، شورش و قیام را به عنوان یک شیوه مقابله برای تضعیف و اخراج پرتغالی ها استفاده نمودند. کاربست نظریه «کنش جمعی» چارلز تیلی که به قیام ها، شورش ها و جنبش های سیاسی و اجتماعی در هر مکان و زمان اشاره دارد، می تواند نقش مهمی در ارائه نگاهی جدید به موضوع مورد بحث داشته باشد.از این رو، نگارندگان این پژوهش درصدد بوده اند تا از روش توصیفی – تحلیلی و با تکیه بر نظریه کنش جمعی چارلز تیلی، عوامل تاثیرگذار در شکل گیری مبارزات ضد استعماری شیعیان سواحل جنوبی خلیج فارس را احصاء و بازشناسی کنند. نتایج پژوهش حاکی از آن است استمرار ظلم و تضعیف حیات اقتصادی در تشخیص منافع، نقش هویت دینی و مذهبی مشترک با مردم و قدرت های منطقه ای به عنوان سازمان جنبش، استفاده از ظرفیت سیاسی و نظامی قدرت های موجود به عنوان منبع بسیج، بهره جویی از معادلات و منازعات منطقه ای به عنوان فرصت و خشونت و سرکوب بومیان، شرایط تسهیل کننده مبارزات و قیام های شیعیان سواحل جنوبی خلیج فارس را نشان می دهد.
سیاست های سبک زندگی به مثابه چارچوبی برای تبیین مسائل سیاسی-اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
35 - 68
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی پدیده سیاست های سبک زندگی در عصر مدرن و پسا مدرن می پردازد، رویکردی نوین به کنشگری سیاسی و اجتماعی که در آن انتخاب های روزمره زندگی به عرصه ای برای ابراز هویت ، ارزش ها و تلاش برای تغییر مسائلزندگی اجتماعی تبدیل و به عنوان شکل نوینی از کنشگری سیاسی و اجتماعی ظهور کرده است. هدف اصلی مقاله، ارائه یک چارچوب نظری جامع برای درک نقش سیاست های سبک زندگی در ابعاد مختلف کنشگری، هویت اجتماعی و ارتباط آن با مسائل اجتماعی است. این مقاله از نوع پژوهش های نظری و بنیادی است که با استفاده از رویکرد فراتحلیلی، دیدگاه های کلیدی اندیشمندان برجسته این حوزه (مانند گیدنز، بک، باومن، تئوچاریس، و دی مور) را تلفیق و چارچوبی منسجم برای تحلیل این پدیده ارائه می دهد. داده های مورد نیاز از طریق مرور نظام مند ادبیات علمی موجود در حوزه سیاست های سبک زندگی و حوزه های مرتبط جمع آوری شده اند. یافته های پژوهش نشان می دهند که اولا مفهوم سیاستهای سبک زندگی مفهومی نوپدید درحوزه جامعه شناسی بوده و درایران چارچوب مفهومی و نظری جدیدی را فرا روی پژوهشگران مسائل اجتماعی وسیاسی قرار می دهد. ثانیا سیاست های سبک زندگی پدیده ای چندوجهی هستند که ابعاد فردی، جمعی، فرهنگی و سیاسی را در بر می گیرند. این نوع سیاست ها از انتخاب های فردی آغاز اما ظرفیت تبدیل شدن به کنش های جمعی و جنبش های اجتماعی را در خود دارد .سیاست های سبک زندگی این امکان را فراهم می کنند تا به تغییرات در سطوح مختلف (فردی، جمعی، ساختاری) منجر شوند؛ بعضا بامسائل اجتماعی مانند فردگرایی افراطی، مصرف گرایی و نابرابری اجتماعی همراه هستند. فضای دیجیتال و رسانه های اجتماعی نیز به عرصه کلیدی این نوع کنشگری تبدیل شده اند که زمینه های بوجود آمدن فرصت ها و چالش های اجتماعی جدیدی را فراهم می کنند.مقاله حاضردرپی یافتن و معرفی مفاهیم، مولفه ها وموضوع های جدیدی درسپهر علوم اجتماعی بویژه جامعه شناسی سیاسی و جامعه شناسی فرهنگ است که می تواند دربررسی مسائل اجتماعی مورد بهره برداری قرار گیرد.
هرمنوتیک حضور زنان در جهان معاصر ایرانی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
علوم اجتماعی شوشتر سال ۱۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
59 - 82
حوزههای تخصصی:
مطالعه مناسبات برقرار میان زنان و جامعه در شمار مباحث نوآمدی است که می توان از جنبه های مختلف به آن پرداخت. نوشتار این مهم را از زاویه نحوه حضور زن در حوزه عمومی ایرانی مورد مطالعه قرار داده است. ما از هرمنوتیک پل ریکور برای روش شناسی بحث بهره برده ایم و کوشیده ایم از زاویه حضور و غیبت نحوه ایفای نقش زنان در حوزه عمومی ایرانی را تفسیر نماییم. نوشتار پیش روی بر این ایده استوار است که زن ضمن حضور و غیبتی توامان امکان ایفای نقش در حوزه عمومی ایرانی را دارد. حضور و تاثیر زن ایرانی در جامعه رخدادی پیچیده است که گاهی از طریق غیبت تحقق می یابد. این مهم در بخش های مقدمه، روش شناسی، حوزه عمومی و جامعه ایرانی، زن و حوزه عمومی شامل پیشینه ای فراگیر و زن و حوزه عمومی ایرانی و نتیجه گیری و مرور مباحث پی گرفته شده است.
تببین ارتباط بین فرهنگ حاشیه نشینی و احساس تعلق به هویت ملی (مورد مطالعه: حاشیه نشینان شهر زنجان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
72 - 85
حوزههای تخصصی:
هدف از مقاله حاضر بررسی رابطه بین فرهنگ حاشیه نشینی و هویت ملی با تکیه بر نظریه استعمار داخلی مایکل هکتر است و از لحاظ روش، در زمره پژوهش های کمی قرار دارد. داده های پژوهش به وسیله پرسشنامه و با حجم نمونه 330 نفر و با روش نمونه گیری مطبق، جمع آوری شده است. جامعه آماری مردم مناطق حاشیه نشین شهر زنجان می باشند. طبق یافته های پژوهش هرچه میزان درک حاشیه نشینان از نابرابری اقتصادی افزایش یابد، از میزان تعلق به هویت ملی آنان کاسته می شود. همچنین هرچه میزان درک حاشیه نشینان از نابرابری سیاسی و اقتصادی بالا باشد، میزان هویت یابی قومی آنان کاهش می یابد. هرچه میزان درک حاشیه نشینان از نابرابری سیاسی و اقتصادی افزایش می یابد، میزان و ظرفیت خشونت سیاسی در آنان نیز افزایش می یابد. با توجه به نتایج رگرسیون، احساس نابرابری اقتصادی اثرگذارترین عامل در هویت یابی ملی و قومی است.
تحلیل نظام مند مطالعات بازی در ایران: رویکردها، مفاهیم و دستاوردها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جامعه شناسی فرهنگ و هنر دوره ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
175 - 198
حوزههای تخصصی:
بازی ویدئویی، در سه دهه گذشته و در سطح جهانی تبدیل به یکی از مهمترین حوزه های صنعت فرهنگی شده است و میلیون ها گیمر در سراسر جهان، به بازی به عنوان یک محصول فرهنگی مهم نگاه می کنند. به عنوان مصرف کنندگان بازی، کودکان، نوجوانان و جوانان در معرض تأثیرات فرهنگی و اجتماعی هستند. از همین رو محققان ایرانی در سه دهه گذشته، تحقیقات متعددی را در حوزه تاثیرات فرهنگی بازی های ویدئویی به انجام رسانده اند. مطالعه مروری منظم تحقیقات منتشرشده در سه دهه گذشته نشان می دهد که طی این سال ها، ده ها مقاله علمی- پژوهشی در ارتباط با ارزیابی اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی منتشر شده است. مطالعه نظام مند 48 نمونه منتخب از این مقالات نشان می دهد که محققان ایرانی بیش از هر چیز اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی را با توجه به دو حوزه «بازنمایی» و «مصرف» مورد ارزیابی قرار داده اند و از اهمیت حوزه های دیگر نظیر «هویت»، «تولید» و «تنظیم» غافل شده اند. همچنین فقدان یک چارچوب نظری کلان نگرانه در تحلیل اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی مشاهده می شود. با توجه به تنوع ناکافی در طراحی و به ویژه جهت گیری های تحلیلی این مطالعات توصیه می شود که محققان ایرانی با پرداختن به تاثیر بازی های ویدئویی بر هویت، سازوکارهای تولید بازی و همچنین تاثیر قوانین بر مصرف فرهنگی بازی های ویدئویی و استفاده از چارچوب های کلان نگرانه همچون چارچوب «مدار فرهنگی» هال و دوگای، به صورت جامع و همه جانبه اثرات فرهنگی بازی های ویدئویی را ارزیابی کنند.
تحلیل تغییرات بهره وری و شناسایی عوامل مؤثر بر آن در صنعت پتروشیمی
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
39 - 58
حوزههای تخصصی:
مقدمه: بهره وری یکی از راهکارهای اصلی دستیابی به رشد اقتصادی در شرایط محدودیت منابع تولیدی است که نه تنها در کارایی و اثربخشی فرآیندهای تولیدی تأثیر دارد، بلکه به طور مستقیم بر کیفیت زندگی و رفاه اجتماعی نیز تأثیرگذار است. بهبود بهره وری می تواند موجب افزایش درآمد واقعی، تقویت توان خرید کالاها و خدمات، بهبود شرایط مسکن و آموزش، افزایش زمان فراغت و ارتقای برنامه های اجتماعی و زیست محیطی شود. هدف این پژوهش، اندازه گیری بهره وری و شناسایی عوامل مؤثر بر تغییرات بهره وری در صنعت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است.روش: این پژوهش از نوع کمی است که با استفاده از شاخص هیکس-مورستین و تحلیل پوششی داده ها به اندازه گیری تغییرات بهره وری پرداخته و سپس از تحلیل رگرسیون برای شناسایی عوامل مؤثر بر تغییرات بهره وری استفاده می کند. جامعه آماری، شامل بنگاه های فعال در صنعت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. نمونه مورد مطالعه ۱۴ شرکت پتروشیمی پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بودند که از سال ۲۰۱۰ به بعد فعالیت داشته اند، و به روش نمونه گیری غیراحتمالی هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مراجعه به وب سایت کدال (پایگاه اطلاعاتی گزارش های مالی شرکت ها) جمع آوری و گزارش های مالی شامل ترازنامه ها، صورت های سود و زیان و سایر اطلاعات مرتبط با متغیرهای مورد مطالعه برای هر یک از شرکت ها استخراج شد. جهت اندازه گیری بهره وری، از شاخص هیکس-مورستین استفاده شد که ترکیبی از ورودی ها و خروجی ها را استفاده می کند. به علاوه، برای اندازه گیری تغییرات بهره وری، روش تحلیل پوششی داده ها به کار رفت تا کارایی نسبی هر شرکت مورد ارزیابی قرار گیرد و سپس با استفاده از شاخص هیکس-مورستین تغییرات بهره وری آنها محاسبه شود. اما برای تحلیل اثرات متغیرهای مختلف بر تغییرات بهره وری از رگرسیون حداقل مربعات تعمیم یافته (GLS) استفاده گردید.یافته ها: نتایج نشان داد، بیشترین رشد بهره وری مربوط به شرکت پتروشیمی فارابی در سال 1397 با نرخ 723/2 بود. همچنین، میانگین بهره وری شرکت ها در طی دوره ده ساله برابر با 024/1 به دست آمد که بیشتر از یک است و نشان دهنده افزایش بهره وری شرکت ها در این دوره است. همچنین نتایج نشان داد، سرمایه انسانی، سرمایه مالی و باز بودن تجاری تأثیر معناداری بر تغییرات بهره وری دارند.نتیجه گیری: بهره وری در صنعت پتروشیمی از طریق سرمایه گذاری در سرمایه انسانی و مالی بهبود می یابد. در این راستا، سیاست ها، برنامه ها و برنامه ریزی های کوتاه مدت و بلندمدت دولت می تواند تأثیرگذار باشد. بعلاوه، لزوم توجه به توسعه منابع انسانی، تقویت سرمایه گذاری های مالی و ارتقای سطح تجارت بین المللی در بهبود بهره وری صنعت پتروشیمی تأکید می شود.
پیش بینی کیفیت زندگی کارکنان بر اساس سرمایه روان شناختی و مشارکت در تصمیم گیری
منبع:
جامعه شناسی صنعتی سال اول بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
214 - 228
حوزههای تخصصی:
مقدمه: در دنیای صنعتی معاصر، زندگی شغلی انسان ها عمدتا در درون سازمان ها در تعامل با همکاران می گذرد. کیفیت زندگی کارکنان به عنوان برداشت ذهنی و درک کارکنان از مطلوبیت فیزیکی و روانی محیط کار، به صورت گسترده بر بهره وری سازمانی که هدف نهایی هر سازمان است تاثیر می گذارد. برهمین اساس، توجه به کیفیت زندگی کارکنان، عموما مورد توجه مدیران سازمانی است و تلاش می شود با بهبود آن، اهداف سازمانی محقق گردد. کیفیت زندگی کارکنان، متاثر از گستره ای از عوامل مختلف است. با توجه به وسعت سازمان ها در ایران و اهمیت کیفیت زندگی کارکنان در تقویت بهره وری در کشور، پژوهش حاضر به دنبال آن است که اثر سرمایه روانشناختی و مشارکت در تصمیم گیری را بر کیفیت زندگی کارکنان سازمان تامین اجتماعی بررسی کند.روش: این پژوهش از نوع پیمایشی می باشد. جامعه آماری،600 نفر از کارکنان سازمان تامین اجتماعی استان کهگیلویه و بویراحمد بودند که 220 نفر از آنان با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. جهت سنجش سرمایه روانشناختی از ترکیب چهار پرسشنامه امیدواری (اشنایدر و همکاران، 2002)، خوشبینی (شیر و کارور، 2002)، تاب آوری (بلاک و کریمن، 1996) و خودکارآمدی (پارکر، 1998) استفاده گردید. برای سنجش کیفیت زندگی از پرسشنامه پیترسون و هانت(2010)، و برای مشارکت در تصمیم گیری از پرسشنامه پارنل و بل (1994) استفاده گردید. تمام این پرسشنامه ها از اعتبار و پایایی مطلوبی برخوردارند.یافته ها: بر اساس نتایج پژوهش، کیفیت زندگی کارکنان برروی دامنه نمرات 15-3 با میانگین واقعی 9 برابر با 7/9 است که نشان می دهد کیفیت زندگی کارکنان سازمان تامین اجتماعی در سطح متوسط است. به علاوه، یافته های تحلیلی تحقیق نشان می دهند، رابطه مثبت و معناداری بین سرمایه روانشناختی و مشارکت در تصمیم گیری با کیفیت زندگی وجود دارد و این دو متغیر قادر هستند 24 درصد واریانس کیفیت زندگی را تبیین کنند.نتیجه گیری: افرادی که از سرمایه روانشناختی بالاتری برخوردار هستند معمولا دارای مهارت هایی از قبیل مقاومت در برابر استرس، انعطاف پذیری و ارتباطات بهتری هستند. این افراد ممکن است بهترین تصمیمات را در مواجهه با چالش ها بگیرند و در نهایت از رضایت بالاتری برخوردار باشند که مجموع این موارد به بهبود کیفیت زندگی آنان کمک می کند. همچنین، با افزایش میزان مشارکت کارکنان در تصمیم گیری های سازمانی، احساس کنترل و اثربخشی در فرایندهای سازمانی در آنان افزایش یافته و این امر باعث افزایش سطح رضایت و به تبع آن افزایش کیفیت زندگی آنان می شود.
بررسی رابطه امکان مشارکت در آینده و تمایل به مهاجرت از ایران (مطالعه موردی: دانشجویان دانشگاه گیلان)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مهاجرت نخبگان و دانشجویان یکی از جدی ترین چالش های جامعیه ایرانی است. ضعف های ساختاری بخشی از جوانان تحصیل کرذه را مجبور به جلای وطن کرده تا آیندیه بهتر را در کشورهای دیگر جست وجو کنند؛ بنابراین، پژوهش حاضر با هدف بررسی رابطیه امکان مشارکت و تمایل به مهاجرت از ایران در دانشجویان دانشگاه گیلان با استفاده از نظرییه محرومیت نسبی و تأکید بر بُعد مشارکت آن انجام پذیرفت. این پژوهش ازلحاظ روش، پژوهشی کمّی است و داده ها با حجم نمونیه 384 دانشجو با روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی و به وسیلیه پرسش نامه جمع آوری شده است. طبق یافته های پژوهش تمایل به مهاجرت، متوسط رو به بالا و مشارکت سیاسی، اقتصادی و اجتماعی متوسط رو به پایین است. بین امکان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی و تمایل به مهاجرت رابطیه معنادار وجود دارد و با کاهش امکان مشارکت سیاسی، اجتماعی و اقتصادی تمایل به مهاجرت در دانشجویان افزایش می یابد. تمایل به مهاجرت باتوجه به دانشکدیه محل تحصیل دانشجویان تفاوت معنادار دارد. میزان تمایل به مهاجرت در دانشجویان فنی بیشتر و در دانشجویان دانشکدیه کشاورزی کمتر از سایرین است. تمایل به مهاجرت در دانشجویان دختر و پسر، همچنین باتوجه به مقطع تحصیلی دانشجویان تفاوت معناداری ندارد. باتوجه به تحلیل مسیر چندمتغیره، مشارکت اجتماعی بیشترین اثر مستقیم را بر تمایل به مهاجرت دارد. همچنین مشارکت سیاسی دارای اثرات مستقیم و غیرمستقیم و مشارکت اقتصادی نیز دارای اثرات غیرمستقیم بر تمایل به مهاجرت است.
روی لبه زندگی: چالشی بر آغاز سالمندی موفق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در جهان معاصر، جمعیت سالمندان در بسیاری از کشورها به سرعت درحال افزایش است؛ ولی هنوز توجه کافی به مسائل مرتبط با سالمندی در نظام اجتماعی و سیاست گذاری های شهری و روستایی وجود ندارد و این غفلت می تواند چالش های جدی برای آیندیه جامعه ایجاد کند. پژوهش حاضر منتج از یافته های تحقیقی با رویکرد کیفی درباریه چالش های سالمندی موفق است که در شهر اراک انجام یافته و عمده ترین مشکلات مطرح شده ازسوی سالمندان را در دستیابی به سالمندی موفق واکاوی کرده است. روش پژوهش نظرییه داده بنیاد است و مشارکت کنندگان، 25 سالمند ساکن شهر اراک هستند که ازطریق نمونه گیری هدفمند و به صورت داوطلبانه در یک مصاحبه عمیق شرکت کرده اند. براساس یافته ها شرایط علّی در قالب دشواری معیشت، به همراه دو مقولیه تسهیلگر شامل دولت نامرئی و تدبیرهای اقتصادی نقش اساسی در این زمینه دارند. برای مقابله با پیامدهای ناشی از احساس ناامنی اقتصادی شامل خدشه دارشدن عزت نفس، جمع گریزی ناشی از تنگ دستی، دغدغیه تورم و خریدهای قسطی، هراس از گرانی، ترس ازآیندیه نامعلوم، تدبیرهای مدیریت مالی به عنوان راهبردهایی برای دستیابی به سالمندی موفق اتخاذ می شوند. برای تأکید بر اینکه طبق یافته ها زندگی سالمندان در مرز باریک بین تأمین و فقدان امنیت اقتصادی قرار گرفته، مقولیه هستیه پژوهش حاضر روی لبیه زندگی نامیده شده است؛ براین اساس تأمین امنیت اقتصادی سالمندان، عامل کلیدی برای بهبود کیفیت زندگی آنها، تسهیل دستیابی به سالمندی موفق و کاهش چالش های اجتماعی سالمندان است.
مرور نظام مند پژوهش ها در زمینه امنیت کریمه به روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: امنیت کریمه به عنوان مفهومی چندبعدی و مبتنی بر کرامت انسانی، فراتر از امنیت نظامی، به ابعاد اجتماعی، انسانی و اخلاقی توجه دارد. این مفهوم با تأکید بر عدالت اجتماعی و معنویت، چارچوبی برای تحقق امنیت پایدار در جوامع اسلامی ارائه می دهد. با وجود اهمیت این حوزه، تاکنون مطالعه ای جامع برای تحلیل پژوهش های پیشین و شناسایی ابعاد نظری و عملی امنیت کریمه انجام نشده است. هدف این پژوهش، بررسی نظام مند مطالعات پیشین، شناسایی نقاط قوت و ضعف، و ارائه چارچوبی نظری برای توسعه دانش در این حوزه است. روش: این مطالعه با استفاده از روش فراترکیب و بر اساس چارچوب استاندارد سندلوسکی و باروسو انجام شد. مقالات مرتبط از پایگاه های معتبر علمی شناسایی، انتخاب و تحلیل شدند. معیارهای ورود و خروج مشخص برای انتخاب مطالعات اعمال و کیفیت پژوهش ها با ابزارهای استاندارد، ارزیابی شد. مراحل تحلیل داده ها شامل استخراج مفاهیم کلیدی، دسته بندی مولفه ها و ترکیب یافته ها، در قالب یک الگوی مفهومی بود. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که امنیت کریمه بر پایه کرامت انسانی و عدالت اجتماعی استوار است و ابعاد معنوی و انسانی آن نیازمند توجه ویژه است. این مفهوم شامل امنیت جانی، روانی، اجتماعی، معنوی و اقتصادی است که به طور هم زمان، حفظ شأن انسانی و ایجاد عدالت اجتماعی را هدف گذاری می کند. چالش هایی نظیر تمرکز بیش از حد بر امنیت نظامی و کمبود پژوهش های بومی سازی شده، شناسایی شد. همچنین، پیشرفت هایی مانند تقویت مشارکت شهروندان در فرآیندهای امنیتی و ارتقای رویکردهای کرامت محور در تعاملات قضایی مشاهده شد. نتیجه گیری: مرور نظام مند انجام شده نشان می دهد که امنیت کریمه یک چارچوب نظری جامع و چندبعدی است که با توازن میان ابعاد مادی و معنوی، مشارکت فعال شهروندان و تأکید بر کرامت انسانی و عدالت اجتماعی، زمینه ساز تحقق امنیت پایدار در جامعه اسلامی است. یافته های این پژوهش می تواند مبنایی برای سیاست گذاری های اجتماعی و امنیتی مبتنی بر کرامت انسانی و عدالت باشد و به توسعه نظریه و کاربرد امنیت کریمه کمک کند.
طراحی الگوی بومی سیاست گذاری محتوای رسانه های اجتماعی بر اساس اسناد بالادستی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سهم روبهرشد فضای مجازی و تأثیر آن بر فرایندهای تصمیمگیری، سیاستگذاری در حوزه رسانههای اجتماعی را به موضوعی راهبردی تبدیل کرده است. سیاستگذاران میکوشند سیاستهایی تدوین کنند که قابلیت اجرا داشته و با منافع متنوع و گاه متعارض ذینفعان نیز همراستا باشند. این مطالعه با هدف طراحی الگوی جامع برای سیاستگذاری محتوای رسانههای اجتماعی، مبتنی بر اسناد بالادستی انجام شده است. پژوهشگر با بهرهگیری از روش نظریه دادهبنیاد، بررسی ادبیات مرتبط، انجام مصاحبه با خبرگان و سه مرحله کدگذاری، در نهایت به طراحی ماتریس شرطی و ارائه الگوی بومی و زمینهمحور دست یافته است؛ الگویی که در پی حل تنشهای موجود میان تدوین سیاست، اجرای آن و تأمین منافع ذینفعان است. یافتههای پژوهش نشان میدهد اسناد بالادستی موجود فاقد انعطافپذیری، انسجام و ظرفیت عملیاتی لازم برای سیاستگذاری مؤثر در حوزه محتوای رسانههای اجتماعی هستند. همچنین چالشهایی نظیر تعدد نهادهای تصمیمگیر، همپوشانی نهادی و شکاف میان شتاب تحولات فناورانه با کندی واکنش نهادی، به عنوان موانع کلیدی شناسایی شدند.الگوی پیشنهادی بر رویکردهای انطباق پذیر، مشارکتی و چرخهای تأکید دارد که با مشارکت ذی نفعان و بهکارگیری آیندهنگاری فناورانه، به افزایش اعتبار و کارآمدی سیاستها کمک میکند.
تحلیل گفتمان هسته ای جمهوری اسلامی ایران در مربع ایدئولوژیک، مورد مطالعه: روزنامه عربی مستقل رأی الیوم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به تحلیل این موضوع می پردازد که برای مشروعیت بخشی به هویت خودی [= ملی] و مشروعیت زدایی از هویت دیگری در چهارچوب مذاکرات هسته ای جمهوری اسلامی ایران با قدرت های 1+5، از سال 2013 تا 2019، طرف های ایرانی مناقشه، آیت الله سیدعلی خامنه ای و حسن روحانی، از کدام مقوله ها در گفتمان هسته ای خود استفاده کرده اند، زیرا هدف از تحلیل حاضر، طراحی یک ساختار منسجم و نظام مند از انگاره های متنی پرونده هسته ای ایران در مصاف با دیگری [= طرف های غربی] است. در نشیب وفراز این پرونده، مصاف ایدئولوژیک ایران با غرب، بسیار رسانه ای شده است؛ رسانه ها نیز به تناسب وابستگی هایی که دارند، معمولاً مصاف مذکور را زاویه دار پوشش داده اند. این مسأله با هدف پژوهش، همخوانی نداشت؛ بنابراین دایره جست وجو به منظور کشف رسانه بی طرف، توسعه یافت تا سرانجام، روزنامه رأی الیوم به عنوان منبع مورد اعتماد انتخاب و ترجمه های آن از مواضع طرف های ایرانی در قالب فکری مربع ایدئولوژیک به بحث گذارده شد. روش پژوهش، توصیفی تحلیلی است. نتایج پژوهش نشان داد که گفتمان هسته ای آیت الله خامنه ای از 2013 تا 2019م. و نیز تا هم اکنون، بدون توجه به وابستگی حزبی رئیس جمهور آمریکا و نیز دیدگاه وی نسبت به صنعت هسته ای ایران، بر مبنای بی اعتمادی به ایالات متحده شکل گرفته و نوسان هم نیافته است، اما گفتمان هسته ای روحانی در مدت ریاست جمهوری اش تا حدودی با مواضع قدرت های غربی تنظیم شد و همین مسأله، در نهایت، مواضع و دستاوردهای هسته ای وی را متزلزل ساخت.