فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱٬۰۰۱ تا ۱٬۰۲۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
کیفیت تدریس نقش اساسی در کیفیت یادگیری ایفا می کند و دانش و مهارت های آموخته شده توسط فراگیران به طور انکارناپذیری با کیفیت یادگیری آنان ارتباط دارد. پژوهش حاضر با هدف تدوین پرسش نامه کیفیت تدریس آموزگاران (QATQT) و سنجش اعتبار و پایایی آن به اجرا در آمد. برای نیل به هدف پژوهش، 422 نفر از آموزگاران شاغل در مدارس ابتدایی استان همدان انتخاب و پرسش نامه ها را تکمیل نمودند. اعتبار پرسش نامه با استفاده از تحلیل عوامل بررسی و بر این اساس 6 عامل استخراج گردید. این عوامل با توجه به مبانی نظری تحقیق و محتوای سؤالات قرار گرفته روی عوامل تحت عناوین روش های تدریس، ایجاد یادگیری رفتاری، تحقق هدف تدریس، ایجاد یادگیری شناختی، کسب مهارت های عملی و استفاده از فناوری اطلاعات نام گذاری شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ برآورد شد. بر اساس نتایج به دست آمده، ضرایب آلفای عوامل 6 گانه (به استثناء عامل کسب مهارت های عملی که 554/0 است) رضایت بخش است. کوچک ترین ضریب آلفا متعلق به عامل کسب مهارت های عملی برابر با 554/0 با 3 سؤال و بزرگ ترین ضریب آلفا متعلق به عامل روش های تدریس برابر با 778/0 با 5 سؤال است. ضریب پایایی کل پرسش نامه نیز 91/0 به دست آمد که قابل توجه است. بر اساس نتایج پژوهش، این پرسش نامه دارای شرایط لازم برای بهره گیری به منظور سنجش کیفیت تدریس آموزگاران است.
بازنمایی معلولیت در فیلم پشت پرده مه براساس رویکرد لاکلا و موفه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: سینما شاخص و بازتابی از نگرش های جامعه و موقعیت اجتماعی حاکم محسوب می شود. نمایش و بازنمایی معلولیت نقش اساسی در چگونگی موقعیت افراد معلول در جامعه، درک و آگاهی جامعه از معلولیت دارد. هدف از این پژوهش بررسی گفتمان معلولیت و بازتعریف آن در فیلم پشت پرده مه است. روش: روش این پژوهش کیفی بوده و با استفاده از تحلیل گفتمان لاکلا و موفه صورت گرفته است. داده های کامل فیلم با استفاده از مؤلفه های گفتمانی مطرح شده در نظریه لاکلا و موفه مورد توصیف و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها و نتایج: یافته های پژوهش بیانگر آن است که باتوجه به دال مرکزی معلولیت، 4 نظام معنایی، حمایت، آموزش، توانمندی و خشونت در فیلم برساخته شده است. دال های شناور فیلم خرافه گرایی، تقدیرگرایی و دروغگویی، سرخوردگی است. در فیلم پشت پرده مه، کلیشه هایی همچون ناسازگاری و نیاز به حمایت بازنمایی شده است. ایجاد امکانات و شرایط مناسب برای معلولان و سیاست گذاری صحیح در خصوص زندگی آنها و خانواده هایشان به بهبود شرایط زندگی این افراد کمک می کند.
طراحی و اعتبارسنجی مدل برنامۀ توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه در مدارس عادی ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
55 - 88
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: هدف از فراگیرسازی، اطمینان حاص ل ک ردن از ای ن موض وع مه م است که تمام اف راد، از حق وق، فرص ت ها و پ ذیرش براب ر برخوردارن د. یکی از عناصر مهم در آموزش فراگیر، بحث توانمندی معلمان در ارائه این مدل از آموزش هاست. روش ها : این پژوهش به روش آمیخته (کیفی-کمی) انجام شد. در بخش کیفی پژوهش، اطلاعات مورد نیاز از طریق انجام 25 مصاحبه نیمه ساختارمند با متخصصان آموزش های تلفیقی-فراگیر که با روش نمونه گیری هدفمند (گلوله برفی)، انتخاب شده بودند و نیز با بررسی 33 مورد از متون و اسناد مرتبط با موضوع، جمع آوری شد. داده های به دست آمده به روش تحلیل مضمون با رویکرد قیاسی، تجزیه و تحلیل گردید. سپس کدهای حاصل از انجام مصاحبه ها با داده های استخراج شده از اسناد، تجمیع شد. براساس نتایج بخش کیفی، مدل پیشنهادی برنامه توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه ارائه شد. در بخش کمی، با استفاده از روش دلفی فازی، اعتبار سازه ای مدل ارائه شده در بخش کیفی، با کمک شاخص متوسط واریانس استخراج شد و پایایی گویه های متغیرهای پنهان مدل، با کاربرد تکنیک آلفای کرونباخ، محاسبه گردید. یافته ها: یافته های این پژوهش، الگوی مطلوب برنامه توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه مدارس عادی ابتدایی را به دست داد که در آن ویژگی ها و مصادیق عناصر؛ شامل مواد و منابع یادگیری، فعالیت های یادگیری، زمان آموزش و گروه بندی، شناسایی شد. نتیجه گیری: نتایج حاکی از این بودند که استفاده از این الگو می تواند برنامه ریزان و مجریان را در تشخیص و تعیین ویژگی های مطلوب عناصر و مؤلفه های برنامه توانمندسازی معلمانِ دانش آموزان با نیازهای ویژه به خصوص در مدارس عادی دوره ابتدایی راهنمای نماید و یاری رساند.
بررسی تأثیر آموزش ضمن خدمت بر توسعه حرفه ای معلمان: تحلیل مؤلفه ها، عوامل زمینه ای و الگوها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۳۵)
153 - 182
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر آموزش ضمن خدمت بر توسعه حرفه ای معلمان: تحلیل مولفه ها، عوامل زمینه ای و الگوها انجام شده است. پیشینه: هدف از توسعه حرفه ای معلمان، ارتقای کیفیت آموزش و تربیت دانش آموزان از طریق توانمندسازی معلمان است. روش: این پژوهش با روش مرور نظام مند انجام شد. میدان پژوهش حاضر کلیه مطالعات انجام شده در حوزه آموزش ضمن خدمت معلمان بود. به جهت گستردگی مطالب در میدان پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند به منظور جمع آوری داده ها از پایگاه های معتبر فارسی و خارجی شامل ساینس دایرکت، سیج پاب، پایگاه اطلاع رسانی اریک، کتابخانه آنلاین ویلی، اسپرینگر، گوگل اسکالر، پایگاه مجلات تخصصی نور، پایگاه مرکز اطلاعات علمی، مگیران و ایران داک، استفاده شد. در فرآیند انتخاب مقالات برای پژوهش، معیارهای ورود و خروج تدوین شد. معیارهای ورود شامل ارتباط موضوعی، به روز بودن و قابل اعتماد بودن(از منظر روش شناسی) هستند. معیارهای خروج پایین بودن رتبه نشریه، جدید نبودن سال انتشار برای مقالات داخلی از 1395-1403 و برای مقالات خارجی از 2018-2023، تکراری بودن موضوع و محتوا، نامعتبر بودن روش های پژوهش، دست اول نبودن، فارسی و انگلیسی نبودن مقالات یافته شده، در نظر گرفته شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد آموزش های ضمن خدمت معلمان باید دربرگیرنده مؤلفه های صلاحیت، دانش، عمل و تعهد و توسعه حرفه ای معلمان باشد. همچنین در طراحی این دوره ها باید از الگوی آموزش بزرگسالان، یادگیری مداوم و آموزش خودخوان وخودراهبری یادگیری معلمان بهره برد. نتیجه گیری: سنجش اثربخشی دوره های آموزش ضمن خدمت نباید صرفاً به حوزه دانش حرفه ای معلمان محدود شود بلکه این دوره ها بر سایر ابعاد توسعه حرفه ای معلمان از جمله چگونگی ارتباط با دانش آموزان و همکاران، هم چنین مهارت های عملی و تفکر انتقادی آن ها نیز تأثیرگذار بوده و منجر به بهبود آن خواهند شد.
شناسایی موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی و ارائه راهکارهایی برای آن(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به دنبال شناسایی موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی و ارائه راهکارهایی جهت توسعه آن انجام شد. رویکرد پژوهش کیفی و به شیوه تحلیل تم انجام شد. روش نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع گلوله برفی بود که بر مبنای آن 14 نفر از خبرگان و صاحب نظران انتخاب و مورد مصاحبه نیمه ساختار یافته قرارگرفتند. اعتبار یافته ها با استفاده از روش بررسی همکار مورد تایید قرار گرفت. یافته های پژوهش با استفاه از تکنیک تحلیل تم در بستر نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. تحلیل نتایج تحقیق منجر به استخراج 134 کد توصیفی، 33 تم فرعی و 10 تم اصلی برای شناسایی موانع و راهکارهای اجرای آموزش های فنی و مهارتی در دوره ابتدائی شد. مطابق با یافته ها موانع اجرای آموزش های فنی و مهارتی در مقطع ابتدائی شامل 6 تم اصلی " چالش های فرهنگی و نگرشی، اقتصادی و مالی، اجرایی و ساختاری، آموزشی، فنی و زیر ساختی، چالش های توانایی حرفه ای" و همچنین راهکارهای توسعه ی آموزش های فنی و مهارتی در مقطع ابتدائی در 4 تم اصلی " امور مالی و زیرساختی، توسعه فرهنگی و مهارت پروری، امور مدیریتی و اجرایی، توسعه آموزش و مهارت" دسته بندی گردید با توجه به نتایج نبود هماهنگی و همکاری مؤثر بین نهادهای آموزشی و فرهنگی، به عنوان یکی از موانع اصلی، توسعه آموزش مهارتی را تحت تاثیر قرار می دهد. همچنین محدودیت های اقتصادی و کمبود تجهیزات، از موانع عمده در اجرای برنامه های آموزش فنی و حرفه ای هستند که نیازمند تامین امکانات و منابع مالی مناسب است. تغییر نگرش خانواده ها و ترویج فرهنگ آموزش مهارتی در جامعه نقش مهمی در تثبیت و ترویج این نوع آموزش داشته و می تواند به بهبود وضعیت آموزش های فنی و حرفه ای کمک کند.
شناسایی راهکارهای یادگیرنده سازی فضای کالبدی مدارس از دیدگاه مدیران (مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه دو شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
45 - 66
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : فضای کالبدی مدارس، نقشی اساسی در فرآیند یادگیری و رشد همه جانبه دانش آموزان ایفا می کند و توجه به طراحی یادگیرنده محور این فضاها به ویژه در مدارس ابتدایی اهمیت فزاینده ای یافته است. هدف این پژوهش کیفی، شناسایی راهکارهای یادگیرنده سازی فضای کالبدی مدارس ابتدایی دخترانه در ناحیه دو شهر اهواز از دیدگاه مدیران مدارس است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک انجام شده است. از نظر هدف، پژوهش کاربردی است؛ از نظر ماهیت، کیفی؛ و از نظر شیوه اجرا، میدانی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه دو اهواز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و به روش زنجیره ای تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد و با ۲۱ نفر از مدیران مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. سؤالات مصاحبه از لحاظ روایی صوری و محتوایی توسط متخصصان بررسی و اصلاح شد. برای سنجش پایایی تحلیل داده ها، از روش توافق بین کدگذاران استفاده شد که با مقایسه ۳۰ درصد از داده ها توسط پژوهشگر دوم، میزان توافق ۸۵٪ به دست آمد. داده ها پس از کدگذاری و تحلیل، در قالب شش دسته راهکار شامل رشد جسمانی، رشد اجتماعی، رشد ذهنی، رشد عاطفی، ایجاد شرایط محیطی مطلوب و ارتقای آموزش و یادگیری سازمان دهی شد. یافته ها : بر اساس یافته ها، مهم ترین مبنای راهکارهای ارائه شده از جانب مدیران مدارس توجه به کلیه عوامل اثرگذار بر رشد جسمانی، اجتماعی، ذهنی و عاطفی و آموزش و یادگیری دانش آموزان است و این راهکارها عبارت اند از توجه به نقش فعال یادگیرنده، تسهیل یادگیری باتوجه به تنوع مواد و منابع یادگیری، استفاده از رنگ های شاد، توجه به محوطه سازی و انعطاف پذیری فضا، ایجاد محیط های اجتماعی غیررسمی، توجه به دما، تهویه، نور و سروصدا، معماری داخلی و چیدمان کلاس، فضاهای بازی، فضاهای ش خصی، فضای عمومی یادگیری. بحث و نتیجه گیری: فضای کالبدی محیط های آموزشی تأثیر مستقیمی بر چگونگی یادگیری و کاهش مشکلات یادگیری دانش آموزان بر جای می گذارد. یک محیط آموزشی و به ویژه یک مدرسه ابتدایی با داشتن فضای کافی و مناسب که همسو با نیازهای دانش آموزانی است که در آن محیط مشغول به تحصیل و یادگیری هستند می تواند بر چگونگی یادگیری و شکوفایی و پرورش استعداد آنان تأثیرگذار باشد که در نهایت منجر به ارتقای یادگیری در دانش آموزان گردد.
طراحی و اعتباریابی الگوی توانمندسازی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۳۶)
81 - 123
حوزههای تخصصی:
هدف از انجام این تحقیق طراحی و اعتباریابی الگوی توانمندسازی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی بود. تحقیق از لحاظ هدف کاربردی، از نظر ماهیت داده ها آمیخته و از نظر شیوه اجرا متوالی اکتشافی بود. در بخش کیفی، روش تحقیق نظریه داده بنیاد به شیوه نظام مند اشتراوس و کوربین (1998) به کار گرفته شد. مشارکت کنندگان بخش کیفی تحقیق شامل صاحب نظران و استادان دانشگاهی حوزه علوم تربیتی استان اردبیل بودند. نمونه گیری به روش نظری هدفمند انجام شد و بر اساس اصل اشباع نظری، 14 نفر انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختاریافته بود و روایی آن از نوع روایی محتوایی و پایایی آن از طریق روش توافق بین کدگذاران تأیید شد. داده های کیفی با استفاده از روش کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری و انتخابی) تحلیل شدند. روش بخش کمّی نیز توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری بخش کمّی کلیه آموزگاران دوره ابتدایی شهر اردبیل به تعداد 2600 نفر بود که بر اساس فرمول کوکران، ۳۳۵ نفر به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها، پرسشنامه محقق ساخته بر مبنای یافته های بخش کیفی بود. برای تحلیل داده های کمّی از مدل سازی معادلات ساختاری و تحلیل عاملی تأییدی استفاده شد. یافته های پژوهش نشان می دهد الگوی توانمندسازی حرفه ای معلمان دوره ابتدایی شهر اردبیل تحت مقولات ویژگی های سازمانی، ویژگی های شغلی، ویژگی های فردی و جمعیت شناختی، منابع و تجهیزات، مدیریت و تسهیم دانش، رویکردهای آموزشی، توسعه منابع انسانی، استفاده از فناوری و تکنولوژی آموزشی، سبک های رهبری و مدیریت و سواد اخلاقی، عبادی و اعتقادی دسته بندی و از نظر اعتباریابی برازش شدند (p<0.05). بر اساس یافته های حاصل، پیشنهاد می شود برنامه های توانمندسازی معلمان با توجه به این ابعاد طراحی شوند تا تأثیرات مثبت و پایداری بر کیفیت آموزش داشته باشند.
تطور مفهومی تأمل معلمان: مرور نظا مند و تحلیل مضمون بر پایه پارادایم های تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
289 - 311
حوزههای تخصصی:
تأمل، به عنوان پیوند دهنده نظریه و عمل، در مطالعات معلمان با رویکردها و دیدگاه های مختلف بررسی شده است. هدف پژوهش حاضر، تطور مفهومی تأمل از طریق شناسایی پارادایم های نظری-فلسفی، استخراج مضامین تجربی تأمل و تحلیل روابط میان آن ها است . این مطالعه کیفی با راهبرد مرور نظام مند و روش تحلیل مضمون محور به شیوه قیاسی- استقرایی، 91 منبع (شامل: 32 منبع نظری و 59 منبع تجربی) منتشر شده بین سالهای 1983 تا 2025 را بررسی کرده است. یافته ها نشان دادند: که شش پارادایم بنیادین شامل: "پراگماتیسم"، "پدیدارشناسی" (توصیفی و تفسیری)، "سازنده گرایی" (شناختی، اجتماعی و انتقادی)، "نظریه انتقادی-اجتماعی"، "پسا ساختارگرایی"، و "رویکردهای نوین مابعد آن" (مانند: نظریه پیچیدگی، رئالیسم انتقادی و پساانسان گرایی)، هر یک بُعد خاصی از تأمل را برجسته کرده اند. تحلیل مطالعات تجربی نیز منجر به شناسایی طیفی گسترده ای از مضامین تأملی پرتکرار (22 مضمون) از تأمل فنی، عملی، انتقادی تا تأمل پراش، علّی و چندبعدی شد. نتایج نشان داد: که میان پارادایم های نظری و مضامین تأملی معلمان در مطالعات تجربی، رابطه ای معنادار و جهت دار وجود دارد. این پژوهش با ارائه تصویری یکپارچه از مبانی نظری و عملی تأمل، چارچوبی مفهومی برای تحلیل و ارتقای تربیت معلم در سطوح نظری، آموزشی و سیاستی ارائه کرده است. در حالی که مفهوم تأمل در گذشته عمدتاً به صورت ابزار بازنگری در عمل تعریف می شد، یافته های این مطالعه تأکید می کنند، که تأمل باید به مثابه فرایندی وجودی، انتقادی، اجتماعی و فناورانه بازتعریف شود . تأمل معلمی، آن گونه که در این پژوهش تحلیل شد، نه فقط برای معلم بودن، بلکه برای «انسان تربیتی بودن» در دنیای معاصر ضرورت دارد .
بررسی تأثیرِ تلفیقِ فنّاوریِ واقعیّتِ مجازی بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس هنر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر تلفیق فناوری واقعیت مجازی بر یادگیری دانش آموزان دوره ابتدایی در درس هنر بود. از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل استفاده شد. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه ششم ابتدایی منطقه 5 شهر تهران که در سال تحصیلی 03-1402 مشغول به تحصیل هستند، بود. از آن جایی که به خاطر شرایط مدرسه و آموزش و پرورش امکان تغییر کلاس های دانش آموزان وجود نداشت، روش نمونه گیری در درسترس استفاده شد. به این صورت که از منطقه 5 شهر تهرانی، دبستان ابتدایی دخترانه مبتکر اندیشمند انتخاب و دانش آموزان پایه ششم به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش (14 نفر) و گواه (14 نفر) تقسیم شدند. جهت بررسی میزان یادگیری دانش آموزان در درس هنر از آزمون محقق ساخته یادگیری مهارت نقاشی استفاده شد. گروه آزمایش به مدت 6 جلسه 50 دقیقه ای مهارت نقاشی را ازطریق پروتکل واقعیت مجازی آموزش دیدند. گروه کنترل آموزش به روش مرسوم دریافت کردند. پس از پایان جلسات در دو گروه مجددا آزمون یادگیری به عنوان پس آزمون بر روی هر دو گروه اجرا شد. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از شاخص های آماری توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (تحلیل کوواریانس) استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد تلفیق فناوری واقعیت مجازی بر یادگیری درس هنر دانش آموزان دوره ابتدایی مؤثر است. از این رو می توان نتیجه گرفت که فناوری واقعیت مجازی می تواند به عنوان یک ابزار آموزشی مؤثر در حوزه هنر مورد استفاده قرار گیرد. با توجه به نتایج این پژوهش، می توان به این نتیجه رسید که استفاده از واقعیت مجازی در آموزش هنر، باعث بهبود درک مفاهیم هنری و در نهایت ارتقای سطح یادگیری آن ها می شود.
شناسایی رابطه مشکلات رفتاری دانش آموزان دوره ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
16 - 30
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین مشکلات رفتاری دانش آموزان ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه های پنجم و ششم (دختر و پسر) مقطع ابتدایی شهر یاسوج (مشتمل بر 1900 دانش آموز) در سال تحصیلی 1402-1401 به همراه معلمان آن ها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و بر اساس جدول موگان تعداد 320 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر یاسوج و معلمان آن دانش آموزان (تعداد 80 معلم) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مشکلات رفتاری آخنباخ (CBCL- معلم پاسخ)، سبک های مقابله ای اندلر و پارکر (1990) و همدلی جولیف و فارینگتون (2006) استفاده شد. بعد از جمع آوری و استخراج داده ها، نمرات شرکت کنندگان با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، بین همدلی و مؤلفه های آن (عاطفی هیجانی و شناختی) با مشکلات رفتاری دانش آموزان رابطه منفی معناداری وجود دارد (p<0/01). بین خرده مقیاس های راهبردهای مقابله ای اجتنابی و هیجان مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی مثبت معنادار (p<0/05) و بین خرده مقیاس راهبردهای مقابله ای مسأله مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی منفی معناداری وجود دارد (p<0/05). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که راهبردهای مقابله ای با ضریب بتای 13/0 (به صورت مثبت) و همدلی با ضریب بتای 22/0- (به صورت منفی) توانستند مشکلات رفتاری را در دانش آموزان مقطع ابتدایی پیش بینی کنند.
واکاوی فرایندها و دلالت های گسترش استفاده از کتاب های کمک درسی: تحلیلی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
63 - 84
حوزههای تخصصی:
با گسترش استفاده دانش آموزان از کتاب های کمک درسی این سؤال اساسی مطرح می شود که فرایندها و دلالت های استفاده از این کتاب ها چگونه است. همچنین، چرا در کنار کتاب های درسی اصلی آموزش وپرورش، دانش آموزان و حتی معلمان از کتاب های کمک درسی استفاده می کنند. هدف این پژوهش کاربردی و رویکرد آن داده بنیاد است. داده ها از طریق مصاحبه با معلمان و مدیران شاغل در آموزش وپرورش و نیز متخصصان و مؤلفان استان های گوناگون ایران گردآوری شده است. این گروه ها درمجموع جامعه پژوهش را تشکیل دادند. انتخاب نمونه ها در جامعه معلمان و مدیران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در گروه متخصصان و مؤلفان از روش گلوله برفی بوده است. کل مشارکت کنندگان در پژوهش 27 نفر بوده اند. یافته های این پژوهش براساس چهارچوب نظام مند اشتراوس و کوربین مقوله بندی و تحلیل شد. نتایج نشان داد در شرایط علّی مقولات اقتصادی، فردی، اجتماعی و آموزشی و در شرایط زمینه ای مقولات نظارت ضعیف، هماهنگ نبودن بخش های متولی، ضعف قانون گذاری و تعارض منافع داخل سازمانی و در شرایط مداخله گر مقولات نگرانی خانواده ها، نیاز به تکمیل فرایند یادگیری، توقعات سطحی، درنهایت به استفاده از کتاب های کمک درسی منجر شده اند. راهبردهای پاسخ گویان به منظور به کارگیری کتاب های کمک درسی عبارت اند از: ارزیابی فردی از کتاب کمک درسی، تغییر فرایند ارزشیابی، توجه به سطوح مختلف دانش آموزان. درنهایت، پیامدهایی همچون نگاه بازاری به جای نگاه فرهنگی، غلبه ابزار بر اهداف آموزشی و سطحی شدن تدریس در فرایند استفاده از کتاب های کمک درسی به وسیله پاسخ گویان ادراک شدند. همچنین، نتایج نشان داد ضعف بسندگی آموزش و منفعت گرایی هسته مرکزی دلالت های استفاده از کتاب های کمک درسی را تبیین می کند.
تحلیل مؤلفه های ادبیات پایداری در کتاب فارسی هفتم بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اهداف کلیدی ساحت تربیتی و سیاسی در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش توجه به ادبیات پایداری است که خوشبختانه متون مرتبط با آن به منظور فراهم آوردن زمینه های آموزشی و تربیتی در کتب درسی از جمله کتاب هفتم آموزش متوسطه فراهم آمده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و با هدف شناسایی میزان توجه به مؤلفه های ادبیات پایداری در کتاب فارسی هفتم به تحلیل مؤلفه هایی همچون طرح مذهبی، نمادهای دینی و مذهبی، عشق به مردم، وطن دوستی، حفظ میهن، امید به آینده و مدح آزادی و آزادگی و ذکر خاطرات انقلاب و دفاع مقدس پرداخته شده است. این بررسی نشان می دهد که در محتوای کتاب های درسی، طرح مذهبی و نمادهای دینی به طور قابل توجهی بیشتر از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفته اند. در مقابل، به مؤلفه هایی نظیر مدح آزادی و آزادگی و ذکر خاطرات انقلاب و دفاع مقدس به میزان کمتری توجه شده است. با توجه به اهداف مندرج در اسناد تعلیم و تربیت و اهمیت تأثیرگذاری این مؤلفه ها بر جامعه، پیشنهاد می شود که ترکیب این مؤلفه ها مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار گیرد تا بتوان به توازن بهتری در این اثر دست یافت.
Requirements for Developing Leaders’ AI Competencies: A Systematic Review(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The study aimed to identify the Requirements for Developing Leaders’ AI Competencies. This systematic literature review, spanning from January 2017 to March 2025, analyzes 26 articles retrieved from Google Scholar, Sage, Emerald, Springer, ScienceDirect, and PubMed. Building from the systematic review, the findings were synthesized and integrated to derive a clear and parsimonious AI competency requirements framework for leaders. To this end, the PRISMA framework was applied to establish a high-quality and transparent process. Naeem et al.'s (2023) thematic analysis framework was employed to analyze and interpret the findings from the included studies. The reliability of the final results was assessed using Cohen's Kappa method. This coefficient was found to be 0.73, indicating a high level of agreement between the coders. The findings elucidate the essential requirements for cultivating artificial intelligence competencies among leaders through three primary dimensions: organizational, technological, and individual requirements. This research contributes to the existing literature by identifying and categorizing the effective requirements for developing leaders’ AI competencies in the era of AI.
اثربخشی توان بخشی ذهنی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی توان بخشی شناختی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم شهر ارومیه در سه ماهه اول 1401 بود. تعداد 30 نفر از کودکان مبتلا به اتیسم مراجعه کننده به مرکز پیشگامان امید ارومیه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش و گروه کنترل قرار داده شدند که در نهایت بعد از انجام مداخله داده های گردآوری شده از راه آزمون تحلیل واریانس و کواریانس چند متغیره و با نرم افزار 19 Spss تجزیه و تحلیل آماری شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد مداخله توان بخشی شناختی بر بهبود مؤلفه های رشد زبان شامل صحبت کردن (01/0 >p)، سازماندهی (01/0>p)، گوش کردن (01/0 >p )، مؤلفه گفتاری (01/0>p) و کاهش علایم اتیسم شامل مشکلات رشدی (01/0>p)، تعامل های اجتماعی (01/0 >p )، رفتار کلیشه ای (05/0 >p )، برقراری ارتباط (05/0>p) اثربخش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت مداخله توان بخشی شناختی می تواند در بهبود رشد زبان گفتاری و کاهش علایم اختلال اتیسم اثربخش است.
بررسی عناصر حماسی در قصیده "ثورة في الجحیم" از جمیل صدقی زهاوی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان ها و اشعار مبتنی بر توصیف اعمال پهلوانی و بزرگی ها و افتخارات قومی را در تعریفی سنتی، حماسه نامیده اند؛ اما این تعریف در دوره معاصر پیشرفت داشته و به ویژه در شعر بسیار متفاوت تر و گسترده تر شده است. عراق در قرن گذشته شاهد حوادث و تحولات اجتماعی، سیاسی زیادی بوده است؛ که بسیاری از این حوادث و تحولات ناگوار بوده و در حوزه ی ادبیات نیز تأثیرگذار بوده است. قصیده ی بلند " ثوره فی الجحیم " از جمیل صدقی زهاوی که دربرگیرنده ی اندیشه های حاکم زمانه ی زهاوی در مورد دنیا و آخرت، اعتقادات و باورهاست و شاعر موضوع این حماسه را از کتاب های دینی با تأثیر از " کمدی الهی " دانته و "رساله الغفران " معری و همچنین وضعیت اجتماعی که عراق در آن به سر می برد، الهام گرفته است. پژوهش حاضر به شیوه ی کتابخانه ای و با روش تحلیلی_ توصیفی سعی بر آن دارد که عناصر حماسی موجود در این قصیده را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده ی این است که واقعیت های تلخ اجتماعی آن روز عراق باعث پناه آوردن شاعر به درون خویش شده و زهاوی مسائل ناگواری همچون ظلم حاکمان، تعصبات بی پایه و اساس، خرافه گویی و فساد را به صورت رمزگونه و با چاشنی حماسه به تصویر می کشد.داستان ها و اشعار مبتنی بر توصیف اعمال پهلوانی و بزرگی ها و افتخارات قومی را در تعریفی سنتی، حماسه نامیده اند؛ اما این تعریف در دوره معاصر پیشرفت داشته و به ویژه در شعر بسیار متفاوت تر و گسترده تر شده است. عراق در قرن گذشته شاهد حوادث و تحولات اجتماعی، سیاسی زیادی بوده است؛ که بسیاری از این حوادث و تحولات ناگوار بوده و در حوزه ی ادبیات نیز تأثیرگذار بوده است. قصیده ی بلند " ثوره فی الجحیم " از جمیل صدقی زهاوی که دربرگیرنده ی اندیشه های حاکم زمانه ی زهاوی در مورد دنیا و آخرت، اعتقادات و باورهاست و شاعر موضوع این حماسه را از کتاب های دینی با تأثیر از " کمدی الهی " دانته و "رساله الغفران " معری و همچنین وضعیت اجتماعی که عراق در آن به سر می برد، الهام گرفته است. پژوهش حاضر به شیوه ی کتابخانه ای و با روش تحلیلی_ توصیفی سعی بر آن دارد که عناصر حماسی موجود در این قصیده را مورد واکاوی قرار دهد. نتایج حاصل از این پژوهش نشان دهنده ی این است که واقعیت های تلخ اجتماعی آن روز عراق باعث پناه آوردن شاعر به درون خویش شده و زهاوی مسائل ناگواری همچون ظلم حاکمان، تعصبات بی پایه و اساس، خرافه گویی و فساد را به صورت رمزگونه و با چاشنی حماسه به تصویر می کشد.
از رویارویی غیر منتظره با هوش مصنوعی در کلاس دانشگاه تا اندیشه ورزی ژرف درباره حضور روزافزون آن در آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این مقاله به بررسی پیامدهای غیرمنتظره هوش مصنوعی در محیط های دانشگاهی پرداخته و به تحلیل مباحث پیچیده ای می پردازد که به واسطه حضور فزاینده و چالش برانگیز این فناوری در دو سطح خرد (کلاس های درس) و کلان (برنامه ریزی و سیاست گذاری های آموزش عالی) پدیدار شده اند.روش شناسی: رویکرد این پژوهش کیفی و روش آن خودنگاشت است که با دوری از گزارش های سطحی، به سوی پدیدارشناسی تفسیری حرکت می کند. خودنگاشت با تمرکز بر تجربه شخصی پژوهشگر (مواجهه غیرمنتظره با هوش مصنوعی در کلاس درس)، امکان تحلیل دقیق تری از این تجربه را فراهم می سازد.یافته ها: یافته ها نشان می دهد که دانشجویان آشنایی کافی با ابعاد اخلاقی استفاده از هوش مصنوعی ندارند. طرح درس ها به موضوع هوش مصنوعی توجهی ندارند و برنامه مشخصی برای ارزیابی تکالیف دانشجویی با بهره گیری از این فناوری وجود ندارد. همچنین، سیاست گذاری های کلان آموزشی در زمینه نفوذ و گسترش هوش مصنوعی در برنامه های درسی به روز نشده اند و بسیاری از این سیاست ها فراگیر نیستند. باتوجه به شرایط موجود، نابرابری های ناشی از استفاده از این فناوری در حال افزایش است.نتیجه گیری و پیشنهادها: این پژوهش به کمبود آگاهی در مورد کاربردها و ابعاد اخلاقی هوش مصنوعی، نبود زیرساخت های آموزشی و طرح درس های به روز در این زمینه در دانشگاه پرداخته است. در این راستا، پیشنهاد می شود که دانشگاه ها طرح درس ها را بازنگری کرده و بسته های آموزشی مناسبی را برای اساتید و دانشجویان تدوین کنند. همچنین، اصلاح و تقویت زیرساخت ها و سیاست های ضروری برای بهره برداری بهینه این فناوری در دستور کار قرار گیرد.نوآوری و اصالت: این مقاله با رویکردی نو تلاش دارد فاصله میان کلاس درس و حوزه سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی را کاهش دهد. نوآوری این پژوهش بر آن است که با تمرکز بر گسترش روزافزون هوش مصنوعی، سیاست گذاران را از نفوذ سریع این فناوری در سراسر کشور آگاه کرده و آنان را به اتخاذ سیاست های فعال و آینده نگر در این زمینه دعوت کند.
بررسی اثربخشی نظام ارتباطی مبتنی بر تبادل تصویر (PECS) بر مؤلفه های زبان دریافتی و بیانی دانش آموزان با اختلال طیف اتیسم، یا یک طرح تک آزمودنی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: این پژوهش، بررسی اثربخشی نظام ارتباطی مبتنی بر تبادل تصاویر (PECS) بر زبان دریافتی و بیانی کودکان با اختلال طیف اتیسم است. روش این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، آزمایشی با طرح تک آزمودنی AB است.روش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف کاربردی و از نظر نحوه گردآوری اطلاعات، آزمایشی با طرح تک آزمودنیAB است که شامل دو مرحله خط پایه (A) و مداخله (B) است. بسته مداخله در این پژوهش نظام ارتباطی مبتنی بر تبادل تصاویر (PECS) بود که در شش مرحله به شرکت کنندگان ارائه شد. جامعه آماری پژوهش عبارت است از تمام کودکان با اختلال طیف اتیسم با عملکرد متوسط 6 تا 8 سال که در مدارس استثنایی شهر مشهد در سال تحصیلی 1401-1402 مشغول به تحصیل بودند. نمونه این پژوهش (که با روش نمونه گیری هدفمند به دست آمده است) عبارتند از 5 کودک طیف اتیسم که با استفاده از جدول مشاهده های تشخیصی اتیسم (ADOS) به عنوان مبتلا به اختلال طیف اتیسم تشخیص قطعی داده شده اند. به منظور گردآوری داده ها از مقیاس های زبان بیانی و دریافتی آزمون رشد نیوشا استفاده شده است. یافته ها: نشان می دهد که میانگین نمر ه های زبان بیانی و دریافتی کودکان 6 تا 8 ساله با اختلال طیف اتیسم، در پس آزمون اول نسبت به خط پایه افزایش داشته است. این روند افزایشی در فرایند اجرای برنامه آموزش نظام ارتباطی مبتنی بر تبادل تصویر استمرار داشته است.
مطالعه پدیدارشناختی موانع و مشکلات تدریس و یادگیری فارسی پایه اول دبستان و ارائه راهکار (مورد آموزش و پرورش استان خراسان رضوی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف مطالعه پدیدار شناختی موانع و مشکلات تدریس و یادگیری فارسی پایه اول دبستان و ارائه راهکار آغاز شد. روش: روش این مطالعه کیفی پدیدارشناسی بود. میدان این پژوهش کلیه معلمان پایه اول دبستان استان خراسان رضوی بود. ابزار گردآوری اطلاعات، مصاحبه های نیمه ساختاریافته و روش تجزیه و تحلیل داده ها، تحلیل مضمون بود. یافته ها: مفاهیم در حوزه موانع و مشکلات تدریس و یادگیری نشانه ها شامل: عدم تناسب و تعادل بین رشد شناختی دانش آموزان و حجم کتاب، ناموزنی بافت کلاس به لحاظ سرعت یادگیری، ورود نادرست مربیان پیش دبستان به مبحث تدریس نشانه ها، کمبود وسایل کمک آموزشی، وجود اختلال یادگیری در برخی دانش آموزان، ایجاد تداخل یادگیری بین نشانه های دارای صدای مشابه؛ و در حوزه موانع و مشکلات تدریس و یادگیری صدا ها شامل: مشکلات شنیداری برخی دانش آموزان، مشکلات گفتاری و کلامی برخی دانش آموزان، ورود مربیان کم مهارت پیش دبستان ها به تدریس صداها، استفاده از آموزگاران کم تجربه یا دارای مهارت پایین در تدریس صداها، عدم یا کم بودن تمرین و تکرار صداها و تداخل تدریس آموزگار با آموزش های اشتباه والدین بود. در حیطه مضامین، موانع و مشکلات تدریس و یادگیری نشانه ها و صداها به ترتیب شامل 3 و 4 مورد همپوشان شد. در ادامه راهکارهای عملیاتی نیز به تفکیک ارائه گردید. نتیجه گیری: نتایج بیانگر رابطه تنگاتنگ و درهم تنیده فرآیند های آموزش و یادگیری صداها و نشانه ها است.
بازنمایی اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان در کتاب های درسی جامعه شناسی متوسطه دوم و مقایسه آن با سرفصل دروس رشته آموزش علوم اجتماعی در دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: کتاب های درسی جامعه شناسی متوسطه دوم از دو نوع اندیشمند بحث کرده اند: یکی جامعه شناسان و دیگر متفکران مسلمان. این پژوهش به بازنمایی اندیشه اجتماعی متفکران مسلمان در این کتاب ها پرداخته و آن را با سرفصل دروس رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان مقایسه کرده است و به این سؤال پاسخ دهد که برنامه درسی این رشته، دانشجومعلم را به چه میزان برای تدریس این دروس مهیا می کند. روش ها : جامعه آماری موردمطالعه، کتاب های جامعه شناسی متوسطه دوم در سال 1401 و سرفصل دروس این رشته است. روش مطالعه، اسنادی، تکنیک جمع آوری داده ها، تحلیل محتوای مضمونی بوده و جهت کدگذاری و تحلیل داده های جمع آوری شده در کتاب درسی و سرفصل ها، از نرم افزار مکس کیودا ۲۰ استفاده شده است. جهت اعتبار و پایایی پژوهش، 2نفر از صاحب نظران این حوزه، دوباره کدگذاری و تحلیل یافته ها را انجام داده اند و سپس اجماع حاصل شده است. یافته ها: این پژوهش نشان می دهد که از 12متفکر مسلمانی که کتاب های درسی به اندیشه های اجتماعی آنها پرداخته اند دانشجو-معلمان در طول دوره چهار ساله تحصیل در این دانشگاه، در بهترین شرایط می توانند اندیشه های اجتماعی 4نفر از این متفکران را فرابگیرند. به عبارت دیگر به اندیشه های اجتماعی 8نفر از متفکران مورد توجه در کتاب های درسی پرداخته نخواهندشد و لذا یادگیری اتفاق نخواهدافتاد. نتیجه گیری: در سرفصل دروس این رشته، در ارتباط با موضوع موردمطالعه، با برنامه درسی پوچ مواجه هستیم؛ لذا ضرورت دارد یا سرفصل دروس رشته یا محتوای کتاب های درسی مورد بازنگری قرار گیرد تا دانشجو-معلم پس از دانش آموختگی با آمادگی حرفه ای لازم در کلاس های درس در آموزش وپرورش حضور یابد.
ابعاد ارزیابی کیفیّت فرایند پژوهش در دانشگاه: چارچوب تلفیقی مطالعات موجود با دیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی ابعاد ارزیابی کیفیت فرایند پژوهش در دانشگاه از دو منظر پیشینه های پژوهشی و دیدگاه اعضای هیأت علمی دانشگاه شیراز انجام گردید. روش پژوهش: به منظور تحقق هدف پژوهش با رویکرد پژوهش های کیفی، در مرحله اول به بررسی پیشینه نظری و پژوهشی مبحث ارزیابی کیفیت فرایند پژوهش در نظام دانشگاهی و در مرحله دوم مصاحبه های عمیق با اعضای هیات علمی دانشگاه شیراز پرداخته شد. جامعه آماری این پژوهش در مرحله دوم اساتید دانشگاه شیراز مشتمل بر 610 نفر (در سال 1400) بوده که براساس روش نمونه گیری ملاکی و اشباع نظری، تعداد 24 نفر از اساتید گروه های آموزشی فنی- مهندسی، کشاورزی، انسانی و علوم پایه که حداقل درجه دانشیاری در حوزه تخصصی خویش را داشته و در 5 سال اخیر به عنوان پژوهشگر برگزیده استانی و یا کشوری تعیین شده اند، بر حسب مورد مطالعه، انتخاب و با آنان مصاحبه عمیق به عمل آمد. یافته ها: مجموع یافته های حاصل از این پژوهش، کیفیت فرایند پژوهش در دانشگاه را در دو مولّفه «کیفیت ارکان پژوهش» و «کیفیت نگارش پژوهش» و به ترتیب در 5 شاخص «هدف گذاری پژوهش»، «روش پژوهش»، «منابع پژوهش»، «رعایت ساختار نگارشی» و «رعایت الزامات فرایندی» مجموعاً در 18 نشانگر شناسایی نمود. نتیجه گیری: رعایت مولفه ها و شاخص های کیفیت فرایند پژوهش در نگارش مقالات علمی، نه تنها به ارائه تصویری حرفه ای و منسجم از پژوهشگر و پژوهش او می انجامد؛ بلکه به داوران در ارزیابی دقیق تر، منصفانه تر و عینی تر مقاله کمک می کند و در نهایت منجر به ارتقای کیفیت فرایند ارزیابی پژوهش در نظام دانشگاهی خواهد شد واژه های کلیدی: ارزیابی کیفیت، فرایند پژوهش، کیفیت فرایند پژوهشی، پژوهش در نظام دانشگاهی.