ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲٬۰۵۸ مورد.
۱.

اثربخشی برنامه درمانی تلفیقی مبتنی بر تعامل والد کودک، آموزش به والدین و تاب آوری خانواده بر نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی کودکان دارای اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اوتیسم نظریه ذهن کارکردهای اجرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۵۹
هدف: هدف از این پژوهش بررسی اثربخشی برنامه درمانی یکپارچه مبتنی بر تعامل والد-کودک، آموزش والدین و تاب آوری خانواده بر نظریه ذهن و کارکردهای اجرایی کودکان مبتلا به اختلال طیف اوتیسم با عملکرد بالا بود. روش: این پژوهش کاربردی با روش شبه آزمایشی پیش آزمون-پس آزمون انجام شد. جامعه آماری این پژوهش، کودکان اوتیسم پنج تا هشت ساله، با عملکرد بالا، دارای گفتار و زبان، ساکن تهران 1403 بودند که پس از فراخوان در فضای مجازی ثبت نام کرده و به صورت تصادفی در هر گروه پانزده نفر قرار گرفتند. گروه آزمایش و والدین آنها هشت جلسه از این برنامه را دریافت کردند، در حالی که گروه کنترل هیچ مداخله ای دریافت نکردند. ابزارها آزمون نظریه ذهن استرمن (TOM) و پرسشنامه رتبه بندی رفتاری کارکردهای اجرایی (BRIEF) بودند. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها از طریق تحلیل کوواریانس چند متغیره با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 23 نشان داد که میانگین نمره های نظریه ذهن در گروه آزمایش افزایش و میانگین مشکل های کارکردهای اجرایی کاهش یافته است. نتیجه گیری: برنامه درمانی یکپارچه مبتنی بر تعامل والد-کودک، آموزش والدین و تاب آوری خانواده در بهبود نظریه ذهن و کاهش مشکل های کارکردهای اجرایی در کودکان مبتلا به اوتیسم با عملکرد بالا مؤثر است.
۲.

The Relationship Between Social Cognition and Loneliness in Gifted Underachievers: The Mediating Role of Rejection Sensitivity(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Gifted underachievers social cognition rejection sensitivity loneliness Structural Equation Modeling

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۷ تعداد دانلود : ۱۰۲
This study aimed to examine the relationship between social cognition and loneliness in gifted underachievers, with a specific focus on the mediating role of rejection sensitivity. A descriptive correlational design was employed with a sample of 399 gifted underachieving adolescents from Argentina, selected according to Morgan and Krejcie's (1970) sample size table. Standardized tools were used to assess social cognition, rejection sensitivity, and loneliness. Data analysis was conducted using SPSS-27 and AMOS-21. Pearson correlation was used to evaluate bivariate relationships between variables, and Structural Equation Modeling (SEM) was applied to test the proposed mediational model. Fit indices, including χ², RMSEA, GFI, CFI, and TLI, were reported to evaluate model adequacy. Results indicated that social cognition was significantly and negatively correlated with both rejection sensitivity (r = –.43, p < .01) and loneliness (r = –.39, p < .01). Rejection sensitivity showed a significant positive correlation with loneliness (r = .58, p < .01). SEM analysis confirmed the mediating role of rejection sensitivity in the relationship between social cognition and loneliness. The indirect path from social cognition to loneliness via rejection sensitivity was significant (β = –.28, p < .001), and the total effect of social cognition on loneliness was substantial (β = –.49, p < .001). Model fit indices indicated a good fit (χ²/df = 2.22, CFI = 0.96, RMSEA = 0.054). These findings suggest that deficits in social cognition contribute to heightened feelings of loneliness in gifted underachievers, primarily through increased sensitivity to perceived rejection. Interventions aimed at reducing rejection sensitivity may mitigate the impact of social cognitive difficulties on emotional well-being in this vulnerable group.
۳.

اثربخشی آموزش درس زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارتهای خواندن و نوشتن دان شآموزان با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال یادگیری خواندن و نوشتن دانش آموزان راهبردهای فراشناختی زبان فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۱۶۴
هدف: هدف پژوهش حاضر تعیین اثربخشی آموزش درس زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارت های خوا ندن و نو شتن دا نش آموزان با ا ختلال یادگیری بود. روش: طرح پژوهشی نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه پژوهش را تمامی دانش آموزان دختر با اختلال یادگیری در دوره اول ابتدایی ناحیه 1 شهر کرمان در سال تحصیلی 02 - 1401 تشکیل دادند که از بین آنها 30 نفر داوطب واجد شرایط به عنوان نمونه انتخاب و به 2 گروه 15 نفری آزمایشی و گواه تقسیم شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه خواندن و نارساخوانی کر می و مرادی ) 1378 ( و آزمون نوشتن فلاح چای ) 1374 ( بود. برای گروه آزمایشی آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی، به مدت 10 جلسه 90 دقیقه ای به صورت هفته ای 2 بار اجرا شد و گروه گواه در این مدت مداخله ای دریافت نکرد. داده ها با استفاده از روش های آماری نظیر میانگین، انحراف ا ستاندارد و تحل یل کواریا نس تجزیه وتحل یل شد. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی بر بهبود مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان با اختلال یادگیری تأثیر معنادار داشت ) 01 / .)P>0 نتیجه گیری: نتیجه می شود که آموزش زبان فارسی مبتنی بر راهبردهای فراشناختی موجب بهبود مهارت های خواندن و نوشتن دانش آموزان با اختلال یادگیری شده است.
۴.

بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال رفتاری ایمن سازی در برابر استرس تکانشگری دانش آموزان پسر شایستگی هیجانی اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۷۹
زمینه و هدف: هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش ایمن سازی در برابر استرس بر شایستگی هیجانی اجتماعی و تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری بود. روش: روش پژوهش، نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری این پژوهش عبارت بود از تمامی دانش آموزان پسر ۱۵ - ۱۳ دوره متوسطه اول با اختلال رفتاری شهر بیرجند در سال تحصیلی ۱۴۰۲ - ۱۴۰۱ . از میان جامعه آماری تعداد ۲۸ دانش آموز با اختلال رفتاری به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب، و همگی به شیوه تصادفی در قالب 2 گروه آزمایشی ) ۱۴ نفر ( و گواه ) ۱۴ نفر ( گمارش شدند. گروه آزمایشی به مدت ۸ جلسه ی ۱ ساعته تحت آموزش ایمن سازی در برابر استرس قرار گرفت. به منظور جمع آوری داده های پژوهش، از پرسشنامه تکانشگری بارات، پرسشنامه شایستگی هیجانی-اجتماعی دانش آموزان ژو و ای ) ۲۰۱۲ ( و اختلالات رفتاری راتر )مقیاس معلم( استفاده شد. داده های پژوهش با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و چندمتغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته ها: نتایج تجزیه وتحلیل یافته های پژوهش نشان داد که آموزش ایمن سازی در برابر استرس در بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی وکاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری مؤثر است ) ۰۱ / .)p>۰ نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش می توان گفت: از جمله رویکرد آموزشی مفید در جهت بهبود شایستگی هیجانی اجتماعی و کاهش تکانشگری دانش آموزان با اختلال رفتاری، آموزش ایمن سازی در برابر استرس است.
۵.

اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب بینایی خوش بینی درمان متمرکز بر شفقت مهارت های ارتباطی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۱
هدف: آسیب بینایی پیامدهای مختلفی دارد و می تواند بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان تاثیر بگذارد. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: این پژوهش از نظر هدف یک پژوهش کاربردی و از نظر روش تحقیق یک پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل دانش آموزان با آسیب بینایی خراسان شمالی بودند که در سال تحصیلی ۱۴۰۳-۱۴۰۲ در مدارس این استان مشغول به تحصیل بودند. نمونه پژوهش حاضر شامل ۳۰ دانش آموز دختر با آسیب بینایی ۱۴ تا ۱۸ ساله بود که با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و با روش تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند. برنامه درمان متمرکز بر شفقت در ۸ جلسه ۹۰ دقیقه ای به گروه آزمایش آموزش داده شد ولی به گروه گواه هیچ آموزشی داده نشد و در لیست انتظار ماندند. در پژوهش حاضر به منظور سنجش خوش بینی و مهارت های ارتباطی به ترتیب از پرسش نامه تجدیدنظرشده جهت گیری زندگی و پرسش نامه تجدیدنظر شده مهارت های ارتباطی استفاده شد. داده های پژوهش با روش آماری تحلیل کوواریانس تک متغیری و چندمتغیری با استفاده از نرم افزار آماری SPSS-26 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان متمرکز بر شفقت تاثیر مثبت و معناداری بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی داشت. نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی درمان متمرکز بر شفقت بر خوش بینی و مهارت های ارتباطی دانش آموزان با آسیب بینایی می توان نتیجه گرفت که استفاده از این مداخله برای این دانش آموزان اهمیت و ضرورت ویژه ای دارد.
۶.

چالشهای آموزش خط بریل در آسیب دیدگان بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بریل آسیب دیدگان بینایی چالش آموزش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۴۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف تحلیل چالش های آموزش خط بریل در دانش آموزان با آسیب بینایی انجام شد. روش: پژوهش حسب مفهوم و ماهیت، آمیخته بوده و از روش توصیفی بهره گرفته است. حوزه مورد مطالعه تمامی معلمان دوره ابتدایی مدارس استثنایی گروه نابینا استان چهارمحال و بختیاری در سال تحصیلی 1403-1402 بودند. مشارکت کنندگان با روش هدفمند گزینش و مورد مصاحبه نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. مصاحبه تا اشباع نظری داده ها با 19 نفر از معلمان انجام گرفت. به منظور تایید صحت و اعتماد پذیری داده های پژوهش، داده ها حین جمع آوری، تحلیل و در صورت نیاز مورد بازنگری و تکمیل مشارکت کنندگان قرار گرفت. تحلیل داده ها به کمک روش تحلیل مضمون انجام شد. یافته ها: حاصل تحلیل داده ها، استخراج چالش های پنج گانه فردی، خانوادگی، آموزشی، تکنولوژیک و فرهنگی- اجتماعی و ارائه راهکارهایی مبتنی بر چالش های شناسایی شده بود. نتیجه گیری: نتایج بیانگر آن بود که به منظور رفع چالشهای فراگیری خط بریل باید اقدامات چندگانه ای در حوزه آموزش فرد، خانواده و اجتماع، تقویت ارتباط مداوم و نزدیک بین مدرسه و خانواده، حمایت مادی و مالی خانواده ها و مدارس، اصلاح روشها و برنامه های آموزشی به کمک تکنولوژی های نوین صورت گیرد تا پیامدهای مطلوب حاصل شود.
۷.

مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُتیسم: مطالعه مروری نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال طیف اتیسم مروری نظام مند مهارت های اجتماعی واقعیت افزوده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۲
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف مرور نظام مند کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهود مهارت های اجتما عی کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش حاضر مروری نظام مند بود. مقاله های چاپ شده از سال 2010 تا 2023 در پایگاه های خارجی پروکوئست، ساینس- دایرکت، گوگل اسکولار، پاب مد و اسپیرنگر با کلیدواژه های فناوری واقعیت افزوده، مداخلات مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده )با و بدون استفاده از داستان های اجتماعی، الگوبرداری ویدئویی، پکس و مبتنی بر بازی(، برنامه آموزشی مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده، عینک واقعیت افزوده، کودکان با اختلال طیف اُُتیسم )عملکرد بالا، عملکرد پایین(، کودکان با اختلال آسپرگر و مهارت های اجتماعی ) کلامی یا غیرکلامی( مورد بررسی قرار گرفت. در ابتدا با استفاده از سیاهه پریزما 88 مقاله مورد بررسی قرار گرفت که از این تعداد 17 مقاله که منطبق با هدف پژوهش و ملاک های پژوهش بودند، استخراج شدند. در پژوهش حاضر، با مرور پژوهش های منتشرشده در زمینه کارایی مداخلات مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم به دنبال یافتن پاسخ به 7 پرسش اساسی بودیم. یافته ها: بررسی های انجام شده نشان داد، مطالعات با طرح های تک آزمودنی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشتند؛ بیشترین مطالعات محدودیت جنسیتی نداشت؛ مداخله مبتنی بر فناوری واقعیت افزوده در گروه سنی مختلف بین 6 تا 16 سالگی انجام گرفته بود. استفاده از تلفن همراه بیشترین فراوانی را در فناوری به کار برده شده برای مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده داشت؛ از بین مطالعات بررسی شده، 1 مطالعه تأثیر سیستم ردیابی اسکلتی با استفاده از واقعیت افزوده ) 6درصد(، 3 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر عینک هوشمند ) 17 درصد(، 2 مطالعه تأثیر استفاده از واقعیت افزوده مبتنی بر پکس ) 11 درصد(، 1 مطالعه تأثیر مدل سازی چهره مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6درصد( و 1 مطالعه تأثیر همزمان استفاده از کتاب داستان و مدل سازی ویدیویی مبتنی بر واقعیت افزوده ) 6 درصد( در بهبود مهارت های اجتماعی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پرداخته بودند و 9 مطالعه ) 53 درصد( اثربخشی استفاده از واقعیت افزوده بدون ابزار کمکی در افزایش مهارت های اجتماعی این کودکان را بررسی کرده بودند؛ نحوه ارائه مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده به شیوه انفرادی بیشترین فراوانی را در بین انواع مطالعات داشت و همه مطالعات بررسی شده، یعنی 17 مطالعه ) 100 درصد( نشان دهنده اثربخشی مثبت و معنادار مداخله مبتنی بر واقعیت افزوده در بهبود مهارت های اجتما عی و مؤلفه های مهارت های اجتما عی ا فراد با ا ختلال ط یف اُُتیسم بود. نتیجه گیری: براساس یافته ها، تدوین و طراحی مداخلات مبتنی بر فناوری در ارتقای مهارت های اجتماعی، شناختی، هیجا نی و ارتبا طی برای کودکان با ا ختلال ط یف اُُتیسم ضرورت دارد.
۸.

Predicting Body Image Satisfaction in Adolescents with Physical Disabilities: The Role of Frustration Tolerance and Social Competence(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: body image satisfaction frustration tolerance social competence adolescents Physical Disabilities psychological resilience Social Adaptation

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۱ تعداد دانلود : ۱۳۸
This study aimed to examine the predictive role of frustration tolerance and social competence in body image satisfaction among adolescents with physical disabilities. This research utilized a correlational descriptive design with a sample of 350 adolescents with physical disabilities, selected based on Morgan and Krejcie’s sample size determination table. Participants completed standardized self-report measures assessing body image satisfaction (MBSRQ), frustration tolerance (FDS), and social competence (SSRS). Data analysis was conducted using Pearson correlation to explore associations between variables and linear regression to determine the predictive power of frustration tolerance and social competence on body image satisfaction. All statistical analyses were performed using SPSS-27, and assumptions of normality, linearity, and multicollinearity were confirmed before conducting the regression analysis. Descriptive statistics showed that participants had a mean body image satisfaction score of 74.56 (SD = 9.87), a frustration tolerance score of 62.34 (SD = 8.23), and a social competence score of 68.21 (SD = 7.95). Correlation analysis revealed significant positive relationships between body image satisfaction and frustration tolerance (r = 0.52, p < 0.01) and body image satisfaction and social competence (r = 0.61, p < 0.01). The regression model was statistically significant (F(2, 347) = 90.75, p < 0.01, R² = 0.46), indicating that frustration tolerance (B = 0.42, β = 0.39, t = 5.25, p < 0.01) and social competence (B = 0.56, β = 0.47, t = 7.91, p < 0.01) were both significant predictors of body image satisfaction. The findings suggest that higher frustration tolerance and greater social competence are associated with increased body image satisfaction in adolescents with physical disabilities, with social competence playing a slightly stronger role. These results highlight the importance of resilience-building and social skills interventions to enhance body image satisfaction in this population.
۹.

اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم فراجمجمه ای (tDCS) بر آگاهی واج شناختی کودکان مبتلا به اختلال نارساخوانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تحریک الکتریکی فرا جمجمه ای نا رسا خوانی آگاهی واج شناختی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: به تازگی تحریک الکتریکی مستقیم فرا جمجمه ای (tDCS) برای بهبود آگاهی واج شناختی مورد توجه پژوهش ها قرار گرفته است. این پژوهش با هدف اثر بخشی tDCS بر آگاهی واج شناختی کودکانِ نا رسا خوان انجام شد. روش: در این مطالعه، از طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل با دوره پیگری یک ماهه استفاده شد. جامعه آماری را تمامی دانش آموزان نا رسا خوان (8 تا 12 ساله) مراجعه کننده به مرکز مشاوره آموزش و پرورش بهارستان (استان تهران) در آذرماه 1402 تا اردیبهشت 1403 تشکیل می دادند که از بین آنها 40 دانش آموز (27 پسر و 13 دختر) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. دانش آموزان به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (تحریک فعال، 20 نفر) و کنترل (تحریک ساختگی، 20 نفر) قرار گرفتند. tDCS دو جانبه در کرتکس گیجگاهی- آهیانه ای (الکترود آند بین TP7 و P7؛ الکترود کاتد بین TP8 و P8) نصب شد. گروه آزمایش و کنترل 12 جلسه (20 دقیقه ای) به ترتیب تحریک واقعی و ساختگی را دریافت کردند. برای جمع آوری داده ها از فهرست نشانگان نا رسا خوانی، آزمون خواندن و نارساخوانی (نما)، ویراست پنجم آزمون هوش استنفورد- بینه و آگاهی واج شناختی استفاده شد. یافته ها: نتایج نشان داد که tDCS منجر به بهبودی آگاهی واجی (ترکیب و تقطیع واجی، تشخیص کلمه های با واج آغازین و پایانی یکسان، نامیدن و حذف واج آغازین و پایانی، حذف واج میانی) شد (01/0>p)؛ ولی اثر بخشی معنی داری بر آگاهی درون هجایی و آگاهی هجایی نداشت (05/0<p). نتیجه گیری: بنابراین، tDCS یک مداخله امید بخش است که توانایی های آگاهی واجی را تقویت می کند و درمانگران بالینی می توانند از آن به عنوان یک مداخله مکمل استفاده کنند.
۱۰.

Impact of Sandplay Therapy in Reducing Self-Handicapping Behaviors and Improving the Quality of Life in Children with Autism Spectrum Disorder (ASD)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: Sandplay Therapy Autism Spectrum Disorder Self-handicapping quality of life randomized controlled trial psychological Intervention

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۱۹
This study aimed to examine the effectiveness of Sandplay Therapy in reducing self-handicapping behaviors and improving the quality of life in children with autism spectrum disorder (ASD). A randomized controlled trial was conducted with 30 children diagnosed with ASD, who were randomly assigned to either the experimental group (n = 15) receiving Sandplay Therapy or the control group (n = 15) receiving no intervention. The intervention consisted of eight 90-minute sessions conducted over eight weeks. Self-handicapping behaviors were measured using the Self-Handicapping Scale (SHS), and quality of life was assessed using the Pediatric Quality of Life Inventory (PedsQL), both of which demonstrated established validity and reliability. Assessments were conducted at pre-test, post-test, and five-month follow-up. Data were analyzed using repeated-measures ANOVA, with post-hoc comparisons conducted using the Bonferroni test. The results indicated a significant reduction in self-handicapping behaviors in the experimental group from pre-test (M = 42.85, SD = 4.31) to post-test (M = 31.76, SD = 3.76) and further at follow-up (M = 29.45, SD = 3.45), while no significant changes were observed in the control group. Similarly, quality of life improved significantly in the experimental group, with scores increasing from pre-test (M = 52.12, SD = 5.12) to post-test (M = 63.45, SD = 4.78) and follow-up (M = 67.32, SD = 4.50), whereas the control group remained stable. ANOVA results confirmed significant main effects of time and group, as well as a significant interaction effect (p < 0.05). Bonferroni post-hoc comparisons indicated that improvements were sustained at follow-up. Sandplay Therapy is an effective intervention for reducing self-handicapping behaviors and enhancing the quality of life in children with ASD, with sustained benefits observed at follow-up. These findings highlight the potential of nonverbal, expressive therapies in supporting emotional regulation and adaptive functioning in children with ASD.
۱۱.

Examining the Psychological and Emotional Adjustment of Parents of Children with Intellectual Disabilities(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: intellectual disability parental adjustment Coping Strategies Psychological well-being Social support emotional resilience disability advocacy

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۲۷
This study aims to explore the psychological and emotional adjustment of parents raising children with intellectual disabilities. This qualitative study utilized semi-structured interviews with 26 parents recruited through online platforms. Participants were selected through purposive sampling, ensuring diversity in caregiving experiences. Data collection continued until theoretical saturation was reached, and all interviews were transcribed verbatim. Thematic analysis was conducted using NVivo software to identify key themes related to parental psychological adjustment, coping mechanisms, and social interactions. The results revealed that parents experienced significant emotional distress upon receiving their child’s diagnosis, including grief, denial, and prolonged sadness. Chronic stress was a recurring theme, with concerns over financial burdens, caregiving demands, and uncertainty about their child’s future contributing to heightened anxiety. Coping strategies varied, with some parents relying on social support networks, religious beliefs, and cognitive reframing, while others struggled with emotional exhaustion and isolation. Family relationships were deeply affected, with some parents reporting marital strain and sibling adjustments, whereas others experienced strengthened familial bonds. Social stigma and external judgment further complicated parental adjustment, with many parents becoming active advocates for disability rights and inclusion. Despite the challenges, many parents reported significant personal growth, emotional resilience, and increased psychological strength over time. The psychological and emotional adjustment of parents raising children with intellectual disabilities is a complex process influenced by stress, coping mechanisms, family dynamics, and social factors. While many parents experience significant distress, those with strong support systems and adaptive strategies demonstrate greater resilience. This study highlights the need for targeted support programs, advocacy efforts, and policy interventions to enhance parental well-being and social inclusion.
۱۲.

اثربخشی برنامه همدلی بر اشتیاق تحصیلی و احساس تنهایی در دانش آموزان دختر قلدر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مهارت همدلی رفتار قلدری اشتیاق تحصیلی احساس تنهایی دانش آموزان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۶۲
هدف: یکی از پدیده های شایع در میان دانش آموزان سراسر جهان قلدری است. در واقع، قلدری پیش زمینه بروز خشونت مدرسه ای محسوب می شود و خشونت مدرسه ای مشکل اجتماعی عمده ای است. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه همدلی بر اشتیاق تحصیلی و احساس تنهایی در دانش آموزان دختر قلدر بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی دارای پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان دختر دوره متوسطه اول شهرستان اهر در سال تحصیلی 1401 بود. با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای از بین پنج مدرسه براساس مقیاس قلدری تعداد 60 نفر از دانش آموزانی که نمره بالایی در مقیاس قلدری کسب نمودند شناسایی شده و از بین آنان 30 نفر افراد داوطلب برای شرکت در پژوهش انتخاب گردید و در دو گروه آزمایش و کنترل به صورت تصادفی گمارده شدند. مقیاس های این پژوهش شامل قلدری ایلی نویز، اشتیاق تحصیلی فردریکز، بلومنفیلد، پاریس و احساس تنهایی راسل و پیلوا و کورتونا بود. با استفاده از برنامه آموزشی مهارت همدلی گروه آزمایش طی هشت جلسه تحت آموزش قرار گرفت. یافته ها: نتایج پژوهش بیانگر این است که می توان از برنامه همدلی برای کاهش خشونت در دانش آموزان قلدر و کمک به دانش آموزان قربانی قلدری استفاده نمود. همچنین استفاده از این برنامه بهبود اشتیاق تحصیلی دانش آموزان را به دنبال دارد. نتیجه گیری: باتوجه به اثربخشی برنامه همدلی در بر اشتیاق تحصیلی و احساس تنهایی در دانش آموزان دختر قلدری آموزش این برنامه به این گروه از افراد و سایر رفتارهای پرخاشگرانه پیشنهاد می شود.
۱۳.

ارزیابی نقش میانجی یکپارچگی حسی در رابطه بین مهارت های شناختی و توانایی برقراری ارتباط بین فردی کودکان 5 تا 12 سال با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اتیسم توانایی برقراری ارتباط بین فردی مهارت های شناختی یکپارچگی حسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۴۲
زمینه و هدف: اختلال طیف اُُتیسم به عنوان نوعی از اختلال عصبی تحولی معرفی می شود که مشخصه های اصلی آن وجود رفتارهای تکراری، علائق محدود و آسیب در تعامل اجتماعی و بین فردی است که این اختلالات می تواند تحت تأثیر عوامل حسی و شناختی قرار گیرد. پژوهش حاضر باهدف ارزیابی نقش میانجی یکپارچگی حسی در رابطه بین مهارت های شناختی و توانایی برقراری ارتباط بین فردی کودکان 5 تا 12 سال با اختلال طیف اُُتیسم انجام شد. روش: روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این پژوهش شامل کودکان 5 تا 12 سال با اختلال طیف اُُتیسم در سال 1402 می باشند. با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای تصادفی تعداد 200 کودک با اختلال طیف اُُتیسم از شهرهای شیراز، رشت، شهریار و کاشان انتخاب شدند و والدین و معلمان آنها به پرسشنامه گارس ) 1994 (، پرسشنامه کارکردهای اجرایی بریف فرم والدین و پرسشنامه پردازش حسی پارهام و همکاران ) 2007 ( پاسخ دادند. به منظور تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش مدل یابی معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار لیزرل نسخه 10.20 بهره برده شد. یافته ها: برای الگوی پژوهش مقادیر شاخص های نیکویی برازش شامل شاخص مجذور خی ) 2 (، شاخص مجذور خی بر درجه آزادی، شاخص برازش مقایسه ای، شاخص نیکویی برازش، شاخص نیکویی برازش انطباقی و خطای ریشه مجذور میانگین تقریب به ترتیب برابر با 33 / 157 ، 25 / 2، 98 / 0، 96 / 0، 98 / 0 و 034 / 0 به دست آمد که ارزش عددی مقادیر شاخص های نیکویی برازش الگوی اصلاح شده نشان می دهد که برازش الگوی پیشنهادی با داده ها قابل قبول است. نتایج نشان داد به میزان 75 / 0 از ضریب ساختاری توانایی در برقراری ارتباط بین فردی کودکان با اختلال طیف اُُتیسم به صورت غیرمستقیم توسط مهارت های شناختی و با نقش میانجی یکپارچگی حسی تبیین شده است. همچنین، از بین متغیرهای موجود در مدل تحلیل شده، متغیرهای برونزا بازداری، انتقال توجه، کنترل هیجانی، برنامه ریزی، سازمان دهی مواد، نظارت، حافظه کاری، آغازگری و همچنین یکپارچگی حسی بر متغیر ملاک یعنی توانایی برقراری ارتباط بین فردی دارای اثر معنادار هستند ) 96 / T<1 ( و به ترتیب 33 / y=0/29 ،y=0/12 ،y=0/29 ،y=0/15 ،y=0/17 ،y=0/22 ،y=0/24 ،y=0 و 14 / y= 0 از ضریب مسیر توانایی در برقراری ارتباط بین فردی را به صورت مستقیم تبیین می کنند. نتیجه گیری: باتوجه به نتایج می توان چنین نتیجه گیری کرد که توانایی برقراری ارتباط بین فردی در کودکان با اختلال طیف اُُتیسم به صورت مستقیم توسط مهارت های شناختی و با نقش میانجی یکپارچگی حسی تبیین می شود و می توان درجهت بهبود توانایی برقراری ارتباط بین فردی به نقش بااهمیت یکپارچگی حسی توجه کرد. به عبارتی، متغیر یکپارچگی حسی با تأثیرپذیری مثبت از مهارت های شناختی می تواند باعث بهبود توانایی در برقراری ارتباط بین فردی در کودکان باشد؛ زیرا افرادی که اطلاعات حسی را به خوبی پردازش می کنند، توانایی بیشتری برای شناسایی نشانه های غیرکلامی )مانند حالت چهره، تُُن صدا یا زبان بدن( دارند.
۱۴.

اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با دانش آموز چند معلولیتی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مشاوره خانواده ذهنیت رشد یافته تاب آوری طرد-پذیرش مادران کودکان چندمعلولیتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۵۳
هدف: این پژوهش با هدف بررسی اثربخشی مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته بر تاب آوری و طرد-پذیرش مادران با فرزند دانش آموز چندمعلولیتی انجام شد.روش: این پژوهش از روش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون - پس آزمون و گروه کنترل نابرابر استفاده کرد. جامعه آماری شامل 108 دانش آموز مدرسه چندمعلولیتی کوشا در شهر مشهد بود که به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزارهای اندازه گیری شامل پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2000) و پرسشنامه طرد-پذیرش پورتر (1954) بودند. داده ها با استفاده از روش های توصیفی و تحلیل کوواریانس (آنکوا) در نرم افزار SPSS 22 تحلیل شد.یافته ها: نتایج نشان داد که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته تأثیر مثبت و معنی داری بر تاب آوری مادران دارد و همچنین موجب بهبود طرد-پذیرش در آنها شد.بحث و نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که مشاوره خانواده مبتنی بر ذهنیت رشد یافته می تواند به عنوان یک مداخله مؤثر در بهبود تاب آوری و پذیرش مادران در خانواده های با فرزند چندمعلولیتی استفاده شود. این نوع مشاوره با کاهش احساس طرد و افزایش تاب آوری، به مادران کمک می کند تا بهتر با چالش های روزمره مواجه شوند.
۱۵.

مدل یابی معادلات ساختاری نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه با نقش میانجی گری خودکنترلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اختلال یادگیری ویژه خودکنترلی عملکرد تحصیلی نظریه ذهن هوش شخصی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۷
زمینه و هدف: پژوهش حاضر به بررسی نقش نظریه ذهن و هوش شخصی در عملکرد تحصیلی دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه از طریق مدل سازی معادلات ساختاری با میانجی گری خودکنترلی پرداخته است. روش: پژوهش حاضر از نوع توصیفی-پیمایشی است . جامعه آماری شامل دانش آموزان ابتدایی دوره دوم با اختلال یادگیری ویژه شهرستان های اردبیل و تبریز در سال تحصیلی 1403 - 1402 بود. 81 دانش آموز با اختلال یادگیری ویژه به روش نمونه گیری هدفمند از جامعه انتخاب و به پرسشنامه های خودکنترلی )فرم 13 پرسشی(، نظریه ذهن استیرمن، فرم کوتاه پرسشنامه هوش شخصی مایر و عملکرد تحصیلی کانرز پاسخ دادند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای آماری SPSS نسخه 23 و smart pls.3 ان جام شد. یافته ها: براساس نتایج به دست آمده مدل علّّی رابطه بین نظریه ذهن، هوش شخصی، خودکنترلی با عملکرد تحصیلی در دانش آموزان با اختلال یادگیری ویژه براساس شاخص های مختلف برازش تأیید شد ) 05 / P>0 (. شاخص های برازش مدل شامل GOF با مقدار 58 / 0 و اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( و خودکنترلی برعملکرد تحصیلی به ترتیب با ضرایب 0.476 ، ) 0.569 ، 769 / 0( و 0.292 و نیز اثرات مستقیم نظریه ذهن، هوش شخصی )شکل دادن و راهنمای انتخاب( بر خودکنترلی به ترتیب با ضرایب 418 / 0 و ) 449 / 0 و 780 / 0( تأیید شدند. اثرات غیرمستقیم نشان می دهند که نظریه ذهن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.12 ، شکل دادن با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.13 ، و راهنمای انتخاب با میانجی گری خودکنترلی با ضریب 0.23 بر عمل کرد تحصی لی تأث یر می گذار ند. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش، اهتمام به آموزش راهبردهای خودکنترلی، ارتقا سطوح نظریه ذهن و تقویت هوش شخصی نقش مؤثری در توسعه این مهارت ها و در نتیجه بهبود عملکرد تحصیلی دانش آموزان ایفا خواهد کرد.
۱۶.

Explaining the Emotional and Psychological Impact of Assistive Technologies on Adolescents with Visual Impairments(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Assistive technologies visual impairment adolescent psychology Independence emotional adaptation digital divide educational accessibility

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۸ تعداد دانلود : ۹۵
This study explores the emotional and psychological impact of assistive technologies on adolescents with visual impairments. A qualitative research design was employed using semi-structured interviews with 20 adolescents with visual impairments recruited through online platforms. Theoretical saturation guided data collection, and NVivo software was used for thematic analysis. The study examined participants’ emotional responses, psychological adaptation, and the social and educational impacts of assistive technology use. The results revealed that while assistive technologies enhanced empowerment, independence, and self-esteem, they also introduced challenges such as frustration, technological overwhelm, and social stigma. Many participants reported emotional attachment to their assistive devices, highlighting their role in fostering confidence and reducing dependence. However, rapid technological advancements contributed to anxiety and stress, particularly when transitioning to new tools. Psychological adaptation strategies included trial-and-error learning, seeking technical support, and developing resilience. Social support from parents, teachers, and peers played a crucial role in shaping participants’ experiences, with inadequate support leading to increased frustration. The digital divide further influenced participants’ emotional well-being, as access to advanced assistive technologies varied across socioeconomic backgrounds, impacting academic performance and social inclusion. Assistive technologies significantly shape the emotional and psychological well-being of adolescents with visual impairments by promoting independence and confidence while also posing adaptation challenges. The findings highlight the need for better accessibility training for educators, increased social support, and user-centered technological designs to reduce cognitive load and frustration. Bridging the digital divide is essential to ensure equitable access to advanced assistive technologies, fostering positive developmental outcomes for visually impaired adolescents.
۱۷.

اثربخشی برنامه آموزش فرزند پروری مثبت نگر بر نیم رخ ارتباط مادر - کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش فرزندپروری مثبت نگر نیم رخ ارتباط مادر– کودک تنظیم رفتاری هیجان تنظیم شناختی هیجان کودکان کم شنوا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۱۱۷
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی برنامه آموزش فرزند پروری مثبت نگر بر نیم رخ ارتباط مادر - کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون و پیگیری با گروه گواه بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی مادران دارای کودک کم شنوای 4 تا 10 سال شهر سبزوار در سال 1402 بود. حجم نمونه شامل 30 نفر بود (15 نفر گروه آزمایشی و 15 نفر گروه گواه) که از جامعه آماری به شیوه در دسترس انتخاب شده و در گروه های آزمایشی و گواه گمارده شدند. گروه آزمایشی برنامه آموزش فرزند پروری مثبت نگر را دریافت کردند در حالی که گروه گواه در فهرست انتظار قرارگرفتند. به منظور جمع آوری داده ها از مقیاس والد- کودک و پرسشنامه های تنظیم رفتاری هیجان و تنظیم شناختی هیجان استفاده شد. به منظور تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کواریانس چند متغیره در نرم افزار SPSS نسخه 27 استفاده شد. یافته ها: نتایج پژوهش حاضر نشان داد برنامه مداخله فرزند پروری مثبت نگر بر نیم رخ ارتباط مادر- کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا تأثیر معناداری داشته است.نتیجه گیری: یافته های این پژوهش اطلاعات سودمندی را در ارتباط با مداخله آموزش فرزند پروری مثبت نگر برای مادران کودکان کم شنوا فراهم می کند. مراکز مشاوران و روان شناسان در مراکز توانبخشی شنوایی می توانند برای بهبود نیم رخ ارتباط مادر - کودک و تنظیم شناختی و رفتاری هیجان در مادران کودکان کم شنوا از این مداخله بهره ببرند.
۱۸.

Identifying the Cognitive and Emotional Components of Self-Advocacy in Exceptional Learners(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Self-advocacy exceptional learners Cognitive Components emotional resilience Metacognition Self-Efficacy educational support

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۷ تعداد دانلود : ۱۲۰
This study aims to identify the cognitive and emotional components of self-advocacy in exceptional learners and examine the external factors that influence their ability to advocate for themselves in educational settings. A qualitative research design was employed, utilizing semi-structured interviews with 29 exceptional learners recruited through online platforms. Theoretical saturation was reached, ensuring comprehensive data collection. NVivo software was used to conduct thematic analysis, identifying key cognitive and emotional factors related to self-advocacy. Participants shared their experiences regarding metacognitive awareness, decision-making, emotional regulation, and external support systems, providing rich qualitative data for analysis. The results indicated that self-advocacy among exceptional learners is shaped by cognitive competencies, including metacognition, decision-making, and information-seeking behaviors, as well as emotional factors such as self-efficacy, resilience, and emotional regulation. Participants who demonstrated strong metacognitive strategies and confidence were more effective self-advocates, whereas those facing anxiety or low self-efficacy struggled to assert their needs. External factors, such as educator support, family involvement, and institutional policies, played a critical role in shaping advocacy experiences. Online networks and digital advocacy resources were identified as valuable tools for enhancing self-advocacy skills. However, institutional barriers, including bureaucratic challenges and lack of awareness among educators, posed significant obstacles for learners. The study highlights the complexity of self-advocacy in exceptional learners, emphasizing the interplay between cognitive awareness, emotional resilience, and external support structures. Enhancing self-advocacy skills requires targeted interventions, including advocacy training, institutional support, and digital resource accessibility.
۱۹.

تدوین و اثربخشی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم کودکان با اختلال طیف اوتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مداخله ی عصب محور اختلال طیف اوتیسم شاخص های تحولی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۵
تدوین مدل درمانی مبتنی بر رشد عصب محور جهت درمان حداکثری اختلالات عصب-تحولی ضروری به نظر می رسد. این پژوهش با هدف تدوین و بررسی اثربخشی روش نوآورانه ی درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی بر شاخص های تحولی و علائم اوتیسم کودکان طیف اوتیسم انجام شده است. روش پژوهش از نوع کیفی و کمی است. در بخش پژوهش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی از نوع استقرایی و سپس روش دلفی برای طراحی مبانی نظری و طرح عملیاتی درمان استفاده شد. پس از آن با استفاده از روش آزمایشی با طرح پیش آزمون -پس آزمون با گروه کنترل، تعداد 30 آزمودنی ۳ تا ۵ سال دارای اختلال طیف اُتیسم از طریق روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفری آزمایش و کنترل جای دهی شدند. مداخله به میزان 36 جلسه، طی 3 ماه و در قالب جلسات 45 دقیقه ای اجرا شد. ابزار سنجش آزمون گارس 3 و ASQ II بود. داده ها با روش مانکووا تحلیل شد. یافته ها حاکی از نتایج مثبت در حیطه ی حل مسئله؛ حرکات درشت؛ برقراری ارتباط و علائم اتیستیک (0.01>P) بود، اما این تغییرات در متغیرهای حرکات ظریف و رفتارهای شخصی- اجتماعی؛ دیده نشد. این چنین استنباط می شود که روش درمان مبتنی بر تکثیر انبوه عصبی موجب رشد و گسترش کارکردهای رشد محور و پایه ای (کلان) می شود، اما تأثیر مستقیم آن در بازه ی زمانی 3 ماهه بر کارکردهای خرد که غالباً نیازمند آموختن از محیط هستند قابل مشاهده نیست.
۲۰.

اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اتیسم خودانتقادی ذهن آگاهی شایستگی والدینی شناخت درمانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۱
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی بر خودانتقادی و شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال طیف اُُتی سم انجام شد. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه و دوره پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری پژوهش تمامی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم شهر بوشهر در سال 1402 به تعداد 182 نفر بود. پس از اجرای پیش آزمون، تعداد 30 نفر از مادرانی که واجد شرایط ورود به مطالعه بودند و همچنین تمایل به همکاری داشتند، به صورت دردسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در 2 گروه آزمایشی و گواه به نسبت برابر 15 نفر در هر یک از گروه ها قرار گرفتند. سپس گروه آزمایشی، طی 8 هفته و در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت گروهی در مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی که توسط پژوهشگر در یک مرکز خدمات روان شناختی صورت گرفت، شرکت کردند و طی این مدت گروه گواه هیچ گونه مداخله ای را دریافت نکرد. بعد از اتمام جلسات مداخله، پس آزمون، توسط شرکت کنندگان تکمیل شد. مقیاس های مورد استفاده در این پژوهش شامل خودانتقادی و شایستگی والدینی بود. داده ها با تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر، با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 22 مورد تجزیه وتحل یل قرار گرفت ند. نتایج: یافته ها نشان داد، بین گروه های آزمایشی و گواه از نظر خودانتقادی و شایستگی والدینی تفاوت معنا داری وجود دارد ) 001 / p>0 (. به عبارت دیگر، شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی باعث کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدی نی مادران کودکان با ا ختلال ط یف اُُتی سم شد. نتیجه گیری: منطبق با یافته های این پژوهش می توان مداخله شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آ گاهی را به عنوان یک روش کارا جهت کاهش خودانتقادی و افزایش شایستگی والدینی مادران کودکان با اختلال طیف اُُتیسم پیشنهاد داد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان