ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۷۲۲ مورد.
۱.

تحلیل موانع تحقق اهداف و چالش های پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از منظر مدیران و دبیران: دلالت هایی برای بهبود برنامه ریزی آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پژوهش سراهای دانش آموزی مدیران پژوهش سرا معلمان تخصصی برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۸
هدف: پژوهش سراهای دانش آموزی نقش مهمی در پرورش خلاقیت و مهارت های پژوهشی دانش آموزان ایفا می کنند. با این حال، این مراکز در مسیر دستیابی به اهداف خود با چالش هایی روبرو هستند که نیازمند بررسی دقیق است. این مطالعه با هدف شناسایی، بررسی چالشهای پیش روی پژوهش سراهای دانش آموزی از دیدگاه دو گروه اصلی بازیگر کلیدی (مدیران و دبیران تخصصی) و تبیین دلالتهای آن برای برنامه ریزی آموزشی مؤثر، به منظور درک موانع تحقق اهداف این مراکز در تقویت پژوهش و خلاقیت انجام شده است. ر وش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد کیفی و مبتنی بر تحلیل محتوای مصاحبه های نیمه ساختاریافته انجام پذیرفت. جامعه پژوهش شامل کلیه مدیران و دبیران تخصصی همکار در پژوهش سراهای دانش آموزی استان آذربایجان شرقی در سال تحصیلی ۱۴۰3-1404 بود. نمونه گیری به روش هدفمند انجام شد و شامل ۱۵ مدیر و ۲۵ دبیر گردید که بر اساس تجربه و درگیری فعال آنها در پژوهش سراها انتخاب شدند. داده های گردآوری شده با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی تحلیل شدند. برای افزایش اعتمادپذیری یافته ها، از راهبردهایی نظیر بازبینی توسط همکاران و تطبیق نتایج با مبانی نظری و پیشینه پژوهش بهره گرفته شد. یافته ها: نتایج نشان داد که مدیران و دبیران تخصصی با چالش های متمایزی در ابعاد سیستمی، زیرساختی، نگرشی و مهارتی مواجه هستند که بر عملکرد کلی پژوهش سراها و تحقق اهداف برنامه ریزی شده برای آنها تأثیرگذار است. نتیجه گیری و پیشنهادها:  تحلیل مقایسه ای دیدگاه های مدیران و دبیران، شکافی عمیق بین اهداف اولیه تأسیس پژوهش سراها (تقویت پژوهش و خلاقیت) و واقعیت اجرایی آنها را آشکار می سازد. این چالش ها بر ضرورت بازنگری در سیاست ها و برنامه ریزی های آموزشی مرتبط با این مراکز و همچنین اتخاذ رویکردی چندجانبه و هماهنگ برای رفع آنها از دیدگاه هر دو گروه تأکید دارد. نوآوری و اصالت :   این پژوهش با ارائه دسته بندی دقیقی از موانع از دیدگاه مدیران و دبیران و برجسته سازی دیدگاه هایشان، به درک جامع تری از وضعیت موجود و ریشه های مشکلات کمک می کند. این امر مبنایی برای برنامه ریزی آموزشی هدفمندتر و مداخلات سیاستی مؤثرتر جهت بهبود عملکرد این مراکز فراهم می آورد.  
۲.

بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی برنامه ریزی آموزشی فناوری آموزشی یادگیری هوشمند پیش بینی روندهای آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۸ تعداد دانلود : ۱۸۳
هدف: اقدامات آموزشی و آکادمیک در زمان های اخیر در معرض پیشرفت های فن آوری مهم و گسترده ای قرار گرفته اند که مداخله اخیر هوش مصنوعی بهترین نمونه آن است. پژوهش حاضر با هدف بررسی نقش هوش مصنوعی در پیش بینی روندهای آموزشی انجام شده است. روش شناسی: روش پژوهش حاضر از نوع مطالعات کیفی و با استفاده از راهب رد پدیدارشناس ی بود. در این پژوهش پدیده محوری، اساتید و کارشناسان در حوزه هوشمندسازی مدارس بود. جامعه آماری در این پژوهش کارشناسان هوش مصنوعی و استادان دانشگاه استان خوزستان بود که با تعداد 15 نفر به اشباع نظری رسید. در این پژوهش نمونه گیری به صورت هدفمند، گلوله برفی و غیراحتمالی بود. ابزار این پژوهش جهت جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته و از نظر جمع آوری اطلاعات تک مقطعی بود. بدین صورت که سؤالاتی در جهت هدف پژوهش طراحی و از شرکت کنندگان پرسیده شد. برای تأمین روایی و پایایی مطالعه از روش ارزیابی لینکن و گوبا استفاده گردید. تحلیل داده با روش کلایزی انجام شد. یافته ها: در تحلیل یافته ها 85 کد شناسایی شد که با ادغام موارد مشابه و حذف موارد تکراری 33 معنی فرموله شده به دست آمد. عبارت های استخراج شده به چهار خوشه تقسیم شدند. به این ترتیب که محقق عبارت های استخراج شده با ماهیت موضوعی مشابه را شناسایی کرده و آنها را در درون یک خوشه قرار داد. این خوشه ها عبارتند از: توسعه ارزش های فرهنگی، ساختاردهی جدید به نظام ارتباطی انسان ها، اثربخشی تصمیمات و اقدامات انسانی و بهبود کیفیت یادگیری. نتیجه گیری و پیشنهادها: هوش مصنوعی در راه تکامل خود سرعت بسیاری دارد و هیچ روش مقابله ای با آن به جز همسو شدن وجود ندارد. یک پروژه فرهنگی موفق مبتنی بر هوش مصنوعی بیانگر آن است که چگونه هوش مصنوعی می تواند با فرهنگ تلاقی کرده و خلاقیت را تقویت کند و مرزهای همکاری فرهنگی را پیش ببرد. برای این منظور نیاز است که بین هوش مصنوعی و روش های سنتی تعامل به وجود آید. بنابراین، به کارگیری هوش مصنوعی در حوزه آموزش و فرهنگ عمومی مستلزم سرمایه گذاری قابل توجه در زیرساخت ها، تجهیزات و طراحان و صاحبان فناوری بسیار ماهر است. تحقیق و توسعه در این حوزه ادامه دارد و پیشرفت های نوین در برنامه ریزی و الگوریتم های بهینه سازی خودکار می تواند امکانات بیشتری را فراهم کند. نوآوری و اصالت : به درک وضعیت فعلی و چشم اندازهای در حال تحول آن در جهت تغییرات هوش مصنوعی در روندهای آموزش کمک می کند.
۳.

مسئولیت اجتماعی نظام دانشگاهی، مفهوم مفقوده سیاست ها و برنامه های آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسئولیت اجتماعی سیاست آموزشی برنامه آموزشی نظام دانشگاهی برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۴ تعداد دانلود : ۷۴
هدف: نظام دانشگاهی زمانی در جامعه موثر خواهند شد که در قبال مسائل اجتماعی احساس مسئولیت نمایند. در این راستا پژوهش حاضر با طراحی مدلی بر اساس شاخص ها و ابعاد مسئولیت اجتماعی نظام دانشگاهی، وضعیت موجود و مطلوب آن را در سیاست ها و برنامه های دانشگاهی مورد بررسی قرار داده است. روش شناسی: روش پژوهش آمیخته اکتشافی است. در بخش کیفی، شاخص ها و مؤلفه های مدل شناسایی و در بخش کمی، داده ها از 259 نفر اعضای هیات علمی با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای توسط پرسشنامه جمع آوری شدند. روایی ابزار با تحلیل عاملی تاییدی و پایایی آن از طریق آلفای کرانباخ و پایایی ترکیبی تأیید گردید. داده ها در بخش کیفی با تحلیل محتوای کیفی و در بخش کمی با تحلیل عاملی تاییدی مرحله دوم، آزمون تی زوجی و ویلکاکسون تحلیل شد. یافته ها: یافته های حاصل از تحلیل های کیفی و کمی منجر به شناسایی 50 شاخص و 7 مؤلفه از قبیل مسئولیت اخلاقی، زیست محیطی، بشردوستانه، اقتصادی، شناختی، قانونی و آموزشی وپژوهشی در قالب یک مدل با برازش مناسب گردید. ارزیابی انجام شده نشان داد که بین وضعیت موجود و مطلوب آن فاصله زیادی وجود دارد. نتیجه گیری و پیشنهادها: نتایج حاکی از وضعیت نامطلوب دانشگاه های موردمطالعه درباره ایفای نقش مسئولیت اجتماعی است. پیشنهاد می شود ابعاد مسئولیت اجتماعی در سیاستگذاری و برنامه ریزی نظام های دانشگاهی مورد توجه قرار گیرد. نوآوری و اصالت: مفهوم مسئولیت اجتماعی نظام دانشگاهی چندان مورد توجه پژوهش ها، سیاست ها و برنامه های آموزشی نیست و سابقا چنین مطالعه ای در منطقه هدف صورت نگرفته است. لذا پژوهش درباره آن بعنوان پارادایم نوظهور برای جهت گیری پژوهش های آتی مفید است.
۴.

تحلیل ضرورت ها و راهبردهای اجرای نظام یادگیری مهارت محور در هنرستان های فنی و حرفه ای: رویکردی بر اساس سنتزپژوهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظام یادگیری مهارت محور سیاست گذاری آموزشی کارآموزی و آموزش عملی هنرستان های فنی و حرفه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۳ تعداد دانلود : ۶۶
هدف: با توجه به نیاز روزافزون بازار کار به نیروهای ماهر، تقویت نظام های یادگیری مهارت محور در آموزش فنی و حرفه ای ضروری به نظر می رسد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف تحلیل ضرورت ها و راهبردهای اجرایی نظام یادگیری مهارت محور در هنرستان های فنی و حرفه ای شهر تهران انجام شده است. روش شناسی: این پژوهش از نوع آمیخته (کیفی و کمی) بوده، در بخش کیفی از روش سنتزپژوهی هفت مرحله ای کوپر (2015) استفاده شد و داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی از نوع کدگذاری باز و محوری، تحلیل و سپس دو الگوی هسته ای و جامع برای نظام یادگیری مهارت محور ارائه گردید. در بخش کمی نیز  از تحلیل نظرات متخصصان بهره گرفته شد. جامعه آماری شامل مقالات مرتبط در پایگاه های داخلی ایران، پایگاه داده وب آو ساینس، و گوگل اسکالر در بازه زمانی 2000 تا 2025 و نمونه گیری مقالات به شیوه مبتنی بر معیار بوده است. در جستجوی اولیه، 307 مقاله مرتبط انگلیسی شناسایی شد که پس از بررسی و حذف مقالات نامرتبط، تعداد 73 مقاله انتخاب شد. همچنین، 8 مقاله فارسی مرتبط نیز مورد تحلیل قرار گرفت.    یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که برای اجرای موفقیت آمیز نظام یادگیری مهارت محور، توجه به سیاست گذاری و حمایت پایدار، طراحی برنامه های درسی مبتنی بر نیاز بازار کار، توسعه مهارت های کارآفرینی، و تقویت نقش ذی نفعان مختلف از جمله صنعت و نهادهای آموزشی ضروری است. نتیجه گیری و پیشنهادها: مدل ارائه شده بر اساس تحلیل و ترکیب مطالعات منتخب، راهکاری جامع برای بهبود نظام یادگیری مهارت محور در هنرستان های فنی و حرفه ای ارائه می دهد. بر این اساس، پیشنهاد می شود سیاست گذاران آموزشی با بهره گیری از این مدل، راهکارهای اجرایی مناسب را برای هم راستایی آموزش های فنی و حرفه ای با نیازهای واقعی بازار کار طراحی و پیاده سازی کنند. نوآوری و اصالت: در این مطالعه الگویی نوین برای بهبود نظام یادگیری مهارت محور در هنرستان های فنی و حرفه ای ارائه گردیده و بر انطباق آموزش با نیازهای بازار کار تأکید شده است.
۵.

دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هوش مصنوعی آموزش عالی برنامه ریزی آموزشی شخصی سازی آموزش ارزشیابی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۴۸
هدف: آموزش مبتنی بر هوش مصنوعی نقش حیاتی در بهبود روش یادگیری و فرآیندهای آموزشی ایفا می کند. با انجام پژوهش هایی در این زمینه کاربردهای هوش مصنوعی بیشتر آشکار می شود. بنابراین پژوهش حاضر با هدف کلی دیدگاه اساتید نسبت به بکارگیری هوش مصنوعی در تدریس در نظام آموزش عالی ایران انجام شده است. روش شناسی: روش تحقیق در این پژوهش بصورت کیفی و جمع آوری اطلاعات به صورت مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. جامعه آماری پژوهش را 12 نفر(3 نفر زن و 9 نفر مرد) از اساتید دانشگاه های دولتی در تهران و کرج بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و تا اشباع نظری ادامه یافت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارmaxqda  نسخه 22 انجام گرفت. اعتباریابی اطلاعات با استفاده از کنترل اعضا و چک کردن از طریق شرکت کنندگان و نیز بازرسی مجدد مسیر کسب اطلاعات و خودبازبینی محقق انجام شد. یافته ها: تحلیل یافته های حاصل از مصاحبه ها منجر به شناسایی 4 مقوله اصلی  یعنی(تسهیل در یادگیری و کسب مهارتها، تولید محتوای آموزشی هوشمند، شخصی سازی کردن آموزش، تسهیل در ارزشیابی آموزشی) و 56 زیر مقوله فرعی شد. نتیجه گیری و پیشنهادها: با توجه به کاربردهای مهم هوش مصنوعی در آموزش به اساتید دانشگاهها توصیه می شود که در تدریس خود از هوش مصنوعی استفاده کنند. چرا که استفاده ازهوش مصنوعی یک نیاز اساسی جهت به روز شدن دانشجویان از حیث مطالب آموزشی و کیفیت در یادگیری و همچنین دسترسی به مطالب آموزشی  می شود. نوآوری و اصالت :  بررسی همه جانبه استفاده از هوش مصنوعی در تدریس از دیدگاه اساتید در این تحقیق، رویکردی نو به شمار می رود. همچنین می تواند راه گشای اساتید در بهره مندی از هوش مصنوعی در تدریس و نیز هدایت پژوهش های آتی دراین زمینه باشد.
۶.

مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی با فراشناخت بر خودمهارگری و عملکرد اجرایی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فلسفه ورزی فراشناخت خودمهارگری عملکرد اجرایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
هدف پژوهش، مقایسه اثربخشی آموزش فلسفه ورزی و فراشناخت در خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی دانش آموزان وابسته به شبکه های اجتماعی بود. روش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری، تمامی دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی مشغول به تحصیل در سال تحصیلی 1403-1404 ناحیه 1 شهر قم تشکیل دادند. با روش نمونه گیری در دسترس، 45 نفر از دانش آموزان دختر مقطع ابتدایی انتخاب شدند و در دو آزمایش و یک گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین شدند. آموزش فلسفه ورزی در 12 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل فیشر (1392) و آموزش فراشناختی در 14 جلسه 90 دقیقه ای بر اساس پروتکل ولز (2009) اجرا شد. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه وابستگی به شبکه های اجتماعی مجازی خواجه احمدی و همکاران (1395)، مشکلات خودتنظیمی هیجانی گراتز و رومر (2004)، خودمهارگری تانجی (2004) و کارکردهای اجرایی کولیج (۲۰۰۲) استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS. v25 انجام شد. نتایج نشان داد آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی بر هر چهار متغیر تاثیر معنی داری دارد. نتایج آزمون تعقیبی نشان داد آموزش فراشناخت اثربخشی بیشتری در بهبود خودتنظیمی هیجانی، خودمهارگری، عملکرد اجرایی و وابستگی به شبکه اجتماعی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد که هر دو روش آموزش فراشناخت و فلسفه ورزی در بهبود خودتنظیمی هیجانی، عملکرد اجرایی و کاهش وابستگی به شبکه های اجتماعی مؤثرند، اما آموزش فراشناخت به ویژه در تقویت خودمهارگری و پایداری اثرات در بلندمدت برتری معناداری دارد. این نتایج ضرورت به کارگیری برنامه های آموزشی فراشناختی را در محیط های آموزشی را پررنگ می سازد.
۷.

تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: آموزش فعال فناورانه (TEAL) دوره دوم ابتدایی یادگیری خودراهبر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۱۱
هدف از پژوهش حاضر، تأثیر آموزش فعال فناورانه (TEAL) بر یادگیری خودراهبر دانش آموزان دوره دوم ابتدایی بود. روش پژوهش نیمه آزمایشی، با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری پژوهش شامل کلیه ی دانش آموان دوره دوم مقطع ابتدایی شهر اصفهان (ناحیه 3) مشتمل بر 7038 نفر که در سال تحصیلی 1404-1403 در مدارس ابتدایی مشغول تحصیل بودند. نمونه پژوهش شامل (30 دانش آموز) بود که به صورت نمونه در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گواه(15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش به مدت 3 ماه در هر هفته 3 جلسه 45 دقیقه ای تحت آموزش فعال فناورانه (TEAL) قرار گرفتند و گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه یادگیری خود راهبر فیشر و همکاران (2013) استفاده شد. تحلیل دادهها با استفاده از نرم افزار SPSS.v25 و آزمونهای لوین، کولموگروف اسمیرنف، شیب رگرسیون، تحلیل کوواریانس و تحلیل واریانس چند متغیری (مانکوا) انجام شد. یافته های نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) در سطح 01/0>p تفاوت معناداری وجود دارد. همچنین بین دو گروه آزمایش و کنترل دانش آموزان در آموزش فعال فناورانه (TEAL) مولفه های انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در سطح 05/0>P تفاوت معنی دار وجود دارد و آموزش فعال فناورانه (TEAL) توانسته است میزان انگیزش در یادگیری و خود کنترلی در دانش آموزان دوره دوم مقطع ابتدایی افزایش دهد.
۸.

واکاوی جنبه های کاهشی و افزایشی استفاده چت بات های هوش مصنوعی و کاربرد چندگانه آن ها در آموزش عالی با رویکرد پساپدیدارشناسی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پساپدیدارشناسی برنامه ریزی آموزشی آموزش عالی هوش مصنوعی چت باتها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۸ تعداد دانلود : ۹۰
هدف: امروزه هوش مصنوعی نقش مهمی در آموزش عالی ایفا می کند. هدف این پژوهش بررسی تجارب دانشجویان در استفاده از چت بات های هوش مصنوعی است و تلاش می کند تا درک بهتری از نحوه شکل گیری این تجارب و تاثیرات آن بر فرایند یادگیری و تعاملات آموزشی ارائه دهد. روش شناسی: طرح پژوهش کیفی از نوع پساپدیدارشناسی و روش نمونه گیری هدفمند از نوع معیار بود. پس از مصاحبه با 15 دانشجو، مصاحبه با اشیاء و مشاهدات پژوهشگران، داده ها بر اساس مفاهیم پساپدیدارشناسی (وساطت فناورانه، کاربرد های چندگانه فناوری و روابط چهارگانه) و با استفاده از روش تحلیل مضمون و  نرم افزار MAXQDA2020 تحلیل شد. یافته ها:  از منظر ساختارهای افزایشی، چت بات های هوش مصنوعی سبب صرفه جویی در زمان، بهبود کیفیت نوشته ها، کاهش هزینه ها، دریافت پاسخ های فوری و بازخورد سریع شده اند. در مقابل ساختارهای کاهشی شامل ارجاع به منابع غیرواقعی، گنجاندن مطالب نادرست در متون و انجام نادرست مقالات،  تضعیف اصالت نوشته ها، کاهش مسئولیت پذیری، کم شدن  تعاملات انسانی، تنبلی و افت تفکر انتقادی بود. همچنین بر اساس یافته ها، روابط مختلفی نظیر غیریت و تجسد بین دانشجویان و چت بات های هوش مصنوعی شکل می گیرد. نتیجه گیری و پیشنهادها: چت بات ها جنبه های افزایشی مفیدی برای آموزش عالی به ارمغان آورده اند. با این حال، اساتید و دانشجویان باید به جنبه های منفی و محدودیت های آن توجه کنند تا بتوانند به شیوه ای مؤثرتر از این فناوری در فرآیند آموزش و یادگیری بهره برداری کنند.  نوآوری و اصالت:  برای نخستین بار تجربه زیسته دانشجویان از چت بات های هوش مصنوعی با استفاده از رویکرد پساپدیدارشناسی تحلیل می شود و هم زمان دلالت های این تجربه بر مؤلفه های برنامه ریزی آموزشی نیز استخراج می گردد.
۹.

نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران (وضعیت موجود)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی برنامه ریزی آموزشی پژوهش کیفی سیاست گذاری بین المللی سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸ تعداد دانلود : ۱۰۰
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل و نقشه راه و نگاشت-نهاد آموزش عالی با رویکرد بین المللی شدن در نظام علم و فناوری ایران در وضعیت موجود انجام شده است. روش شناسی: پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر چگونگی به دست آوری اطلاعات از نوع مطالعه موردی است. مشارکت کنندگان شامل 15 نفر از صاحب نظران و استادان و پژوهشگران حوزه آموزش عالی می باشند که به روش هدفمند نمونه گیری و سپس به صورت نیمه ساختاریافته مصاحبه شده اند. داده ها به کمک نرم افزار MAXQDA v2020 کدگذاری شده است. یافته ها: یافته ها نشان داد که مهم ترین نهادهای تأثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی 5 دسته یعنی نهادهای سیاست گذار کلان ، نهادهای واسطه پیاده سازی سیاست ها، نهادهای اجرایی ، نهادهای سیاست گذار اجرایی  و نهادهای سیاست گذار می باشند. همچنین مهم ترین کارکردهای این نهادها در جهت بین المللی سازی آموزش عالی شامل کارکردهای سیاست گذاری، تنظیم گری، تسهیل گری، ارائه دهنده خدمات می باشد. نتیجه گیری و پیشنهادها:  پژوهش نشان داد که نظام آموزش عالی ایران دارای ظرفیت های بالقوه قابل توجهی برای بین المللی شدن است؛ اما این ظرفیت ها به دلیل پراکندگی وظایف، نبود هماهنگی نهادی، ضعف در تنظیم گری و کم توجهی به نقش کلیدی دانشگاه ها و ساختارهای علمی بین المللی به فعلیت نرسیده اند. همچنین مشخص شد که اقدامات صورت گرفته عمدتاً نمادین، محدود به امضای تفاهم نامه و برگزاری کنفرانس بوده و با الزامات یک دانشگاه بین المللی فاصله دارد. طراحی نگاشت نهادی می تواند به عنوان ابزاری استراتژیک برای شناخت بازیگران، تعیین نقش آن ها، رفع موازی کاری و ایجاد هماهنگی نهادی عمل کند و مسیر سیاست گذاری هدفمند و اثربخش را هموار سازد. نوآوری و اصالت:  این مقاله با رویکردی نو تلاش دارد مهمترین نهادهای تاثیرگذار بر بین المللی سازی آموزش عالی  ایران در وضعیت موجود را شناسایی و آنها را دسته بندی نماید.
۱۰.

تحقق عدالت آموزشی از طریق یادگیری ترکیبی: مرور تحلیلی فرصت ها، چالش ها و راهکارها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عدالت آموزشی برابری آموزشی یادگیری ترکیبی آموزش مجازی فناوری آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۲ تعداد دانلود : ۱۰۹
هدف: با گسترش فناوری های آموزشی، یادگیری ترکیبی به عنوان یکی از رویکردهای نوین در آموزش و به عنوان ابزاری برای تحقق عدالت آموزشی در سطوح ملی و جهانی، ظرفیت هایی را برای بهبود کیفیت و دسترسی به فرصت های برابر یادگیری فراهم نموده  است. در همین راستا  پژوهش حاضر با هدف بررسی فرصت ها، چالش ها و راهکارهای یادگیری ترکیبی به منظور نیل به عدالت آموزشی انجام شده است. ر وش شناسی: پژوهش حاضر به روش مروری از نوع روایتی - تحلیلی انجام شده است. داده ها از طریق جستجوی نظام مند کلیدواژه های مرتبط در پایگاه های علمی داخلی و خارجی گردآوری شد. پس از بررسی بیش از پنجاه منبع، بیست و چهار منبع کلیدی بر اساس معیارهایی چون تازگی، اعتبار علمی و ارتباط مستقیم با موضوع انتخاب شد. یافته ها بر اساس سه پرسش اصلی پژوهش (فرصت ها، چالش ها و راهکارها) دسته بندی و تحلیل شدند و جمع بندی آن ها چارچوبی منسجم برای تبیین نقش یادگیری ترکیبی در تحقق عدالت آموزشی ارائه می دهد یافته ها: این مطالعه نشان داد که یادگیری ترکیبی از طریق افزایش کیفیت، انعطاف پذیری، دسترسی گسترده به منابع، و امکان شخصی سازی آموزش، ظرفیت قابل توجهی برای ارتقای عدالت آموزشی دارد؛ اما چالش هایی نظیر نابرابری زیرساخت ها، شکاف دیجیتال، و کمبود مهارت های فناورانه در میان معلمان و دانش آموزان، اجرای مؤثر آن را با محدودیت هایی مواجه می سازد. نتیجه گیری و پیشنهادها: در این راستا، نتایج پژوهش نشان می دهد که راهکارهایی همچون توسعه زیرساخت های فناورانه، توانمندسازی معلمان و خانواده ها از طریق آموزش و حمایت فناورانه و تربیتی، توجه به  تفاوت های فردی، فرهنگی و جغرافیایی و طراحی انعطاف پذیر آموزشی با امکان شخصی سازی فرایند یادگیری مؤلفه های کلیدی برای تحقق عدالت آموزشی در بستر یادگیری ترکیبی هستند. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده به بررسی تأثیر هر یک از راهکارها بر عدالت آموزشی تمرکز کنند. نوآوری و اصالت:  این پژوهش با تحلیل فرصت ها، چالش ها و راهبردهای یادگیری ترکیبی، در راستای تحقق عدالت آموزشی به درک جامع تری از آن کمک می کند و  سهم جدیدی در ادبیات در حال تکامل در مورد این شیوه آموزشی متحول کننده دارد.
۱۱.

طراحی مدل مفهومی برنامه ریزی آموزشی کوتاه مدت انعطاف پذیر در سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: برنامه ریزی آموزشی انعطاف پذیری برنامه ریزی آموزش آموزش مهارتی سازمان آموزش فنی و حرفه ای برنامه های آموزشی کوتاه مدت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵ تعداد دانلود : ۸۲
هدف : با توجه به تغییرات شتابان بازار کار و نقش کلیدی سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران در تأمین نیروی انسانی مهارت محور، ضروری است ساختارها و فرایندهای آموزشی متناسب با تحولات فناورانه و تقاضاهای شغلی جدید بازنگری شوند. بر این اساس، پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل بومی برنامه ریزی آموزشی کوتاه مدت انعطاف پذیر در سازمان آموزش فنی و حرفه ای ایران انجام شده است تا با شناسایی و تبیین مؤلفه های کلیدی، الگویی منسجم و کارآمد برای واکنش سریع به نیازهای مهارتی ارائه دهد. روش شناسی: پژوهش حاضر با رویکرد آمیخته (کیفی–کمی) و طرح اکتشافی متوالی انجام شد. در بخش کیفی، با روش پدیدارشناسی و مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۸ خبره آموزش فنی و حرفه ای (گزینش شده به صورت هدفمند) داده ها گردآوری و با تحلیل پدیدارشناختی طبقه بندی شد. در بخش کمی، پژوهش به روش توصیفی–پیمایشی انجام و پرسشنامه ای محقق ساخته میان ۲۵۱ مربی و کارشناس (انتخاب شده به روش تصادفی) توزیع گردید. روایی و پایایی ابزارها از طریق روش های معتبر تأیید شد و برازش مدل پیشنهادی با تحلیل عاملی و مدل سازی معادلات ساختاری سنجیده شد. این رویکرد آمیخته، درکی عمیق و امکان تعمیم نتایج را فراهم ساخت. یاقته ها: در بخش کیفی تحلیل مصاحبه هاشان داد که سه بعد ساختاری، فرایندی و اجرایی مهم ترین عوامل مؤثر بر انعطاف پذیری برنامه ریزی آموزشی هستند. نتایج تحلیل عاملی نیز (با بارهای عاملی ۰.۷۲، ۰.۶۸ و ۰.۶۵) جایگاه کلیدی این سه بعد را تأیید کرد و شاخص های برازش مدل بیانگر اعتبار مطلوب الگوی پیشنهادی می باشد.همچنین، یافته ها نشان می دهد که پیاده سازی موفق این الگو مستلزم بازطراحی ساختارهای سازمانی، تقویت فرایندهای پایش و ارزشیابی و توسعه زیرساخت های اجرایی است. نتیجه گیری و پیشنهادات: پژوهش حاضر نشان می دهد که سازمان آموزش فنی و حرفه ای، برای همگامی با تحولات فناوری و پاسخگویی به نیازهای بازار کار، ناگزیر است ساختارها و فرایندهای برنامه ریزی آموزشی خود را به صورت جامع بازطراحی کند. در این راستا، مدل پیشنهادی با ارائه چارچوبی عملیاتی، می تواند انعطاف پذیری و اثربخشی برنامه ریزی آموزشی را به طور چشمگیری ارتقا دهد. نوآوری و اصالت: پژوهش، علاوه بر ارائه مدل بومی مبتنی بر شرایط خاص ایران، معیارهای سنجش عملیاتی جدیدی را برای ارزیابی انعطاف پذیری معرفی کرده است. این دستاوردها، به غنای ادبیات علمی در حوزه برنامه ریزی آموزشی انعطاف پذیر کمک می کنند.
۱۲.

طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آسیب در حوزه کارآفرینی بهبود کارآفرینی مهارت های کارآفرینی برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۲ تعداد دانلود : ۸۱
هدف: آموزش مهارت های کارآفرینی با چالش هایی مواجه است که اثربخشی آن را کاهش داده و نیازمند مدلی بهبودیافته برای بهینه سازی برنامه ریزی آموزشی است. از این رو هدف از پژوهش حاضر طراحی مدلی بهینه برای بهبود آموزش کارآفرینی با تمرکز بر نقاط ضعف موجود در نظام آموزشی است. روش شناسی: این پژوهش از نظر روش شناسی، روش آمیخته (کیفی- کمی) از نوع اکتشافی می باشد. در ابتدا در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا برای شناسایی آسیب های موجود در آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس استفاده شد و سپس در بخش کمی از روش تحلیل عاملی اکتشافی جهت دسته بندی عوامل شناسایی شده و از آزمون فریدمن برای رتبه بندی مقولات استفاده شد. جامعه آماری پژوهش حاضر نیز در دو بخش کیفی و کمی تقسیم بندی شد. در بخش کیفی خبرگان حوزه آموزش کارآفرینی به تعداد 20 نفر انتخاب شد و در بخش کمی معلمان فعال در حوزه آموزش مهارت های کارآفرینی مدارس متوسطه دوره دوم که تعداد آن ها طی بررسی ها حدوداً 275 نفر به دست آمده است؛ 170 نفر به عنوان نمونه به صورت نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند. برای تحلیل عامل اکتشافی و آزمون فریدمن از نرم افزار SPSS استفاده شد. یافته ها: یافته های حاصل نشان می دهد «عوامل زیرساختی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل محتوایی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس»، «عوامل فضای فیزیکی آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» و «عوامل دانش علمی معلمان در آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس» جزو عوامل تأثیرگذار در بهبود و ارتقای آموزش مهارت کارآفرینی در مدارس شناسایی شدند. نتیجه گیری و پیشنهادات: برای بهبود آموزش مهارت های کارآفرینی در مدارس، تقویت زیرساخت ها، محتوای آموزشی، فضای فیزیکی و دانش علمی معلمان ضروری است. بر این اساس، آموزش کارآمد و مؤثر درس کارآفرینی در مدارس، مستلزم ایجاد یک برنامه جامع و یکپارچه ملی برای آموزش کارآفرینی در مدارس، شامل استانداردسازی محتوا، توانمندسازی معلمان، توسعه محیط های یادگیری خلاقانه و اجرای روش های عملی و انگیزشی برای دانش آموزان است. نوآوری و اصالت: این پژوهش با تمرکز بر آسیب شناسی بومی آموزش کارآفرینی در مدارس تبریز و شناسایی چهار عامل کلیدی تأثیرگذار دارای اصالت موضوعی و نوآوری کاربردی است، به طوری که از نتایج آن می توان جهت برنامه ریزی آموزش درس کارآفرینی در مدارس بهره برد.
۱۳.

پژوهش های نابرابری آموزشی: تحلیل شبکه های پژوهشی و خوشه های موضوعی مقالات با روش کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نابرابری آموزشی کتاب سنجی همکاری علمی عدالت اجتماعی برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۱
هدف : نابرابری آموزشی یکی از چالش های اساسی جوامع مدرن است که تأثیرات عمیقی بر فرصت های یادگیری و توسعه اجتماعی دارد. این پژوهش با رویکرد علم سنجی به بررسی روند تولیدات علمی، نشریات برتر، پژوهشگران پرکار، همکاری های بین المللی و روند موضوعی پژوهش های نابرابری آموزشی می پردازد. روش شناسی: این مطالعه از روش کتاب سنجی و تحلیل شبکه استفاده کرده است. داده های مربوط به مقالات علمی حوزه نابرابری آموزشی از پایگاه های داده معتبر استخراج و از ابزارهای تحلیل هم واژگانی و همکاری علمی برای تحلیل ساختار پژوهش های این حوزه استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که تعداد مقالات منتشر شده در حوزه نابرابری آموزشی به طور مداوم افزایش یافته است. نشریات معتبر مانند British Journal of Sociology of Education  و PLOS ONE بیشترین تأثیر را در این زمینه دارند. پژوهشگران کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی بیشترین میزان تولید و همکاری علمی را داشته اند. تحلیل موضوعی نشان داد که نابرابری اقتصادی، نابرابری دیجیتال و عدالت اجتماعی از موضوعات پررنگ این حوزه هستند. نتیجه گیری و پیشنهادها:  نتایج پژوهش نشان می دهد که توجه به سیاست های آموزشی عادلانه و توسعه فناوری های آموزشی برای کاهش شکاف دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده بر بررسی تأثیر سیاست های کلان آموزشی بر کاهش نابرابری تمرکز کنند. نوآوری و اصالت :  این مطالعه با بهره گیری از روش های کتاب سنجی و تحلیل شبکه، تصویری جامع از روند پژوهش های نابرابری آموزشی ارائه می دهد و به سیاست گذاران و محققان در تدوین راهبردهای مؤثر کمک می کند.
۱۴.

پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیازهای اساسی روانی در دانشجویان دختر(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: انگیزه پیشرفت تحصیلی معنا در زندگی نیازهای اساسی روانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۷
مقدمه: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی انگیزه پیشرفت تحصیلی بر اساس معنا در زندگی و نیاز های اساسی روانی در دانشجویان دختر انجام شد. روش کار: روش تحقیق در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی – همبستگی بود و جامعه آماری شامل تمام دانشجویان دختر دانشکده روانشناسی دانشگاه آزاد اسلامی واحد کرج در سال تحصیلی 1402 بود. در پژوهش حاضر 110 دانشجو به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های انگیزه پیشرفت هرمنس(1977)، معنا در زندگی(2006) و نیازهای اساسی روانی(2000) پاسخ دادند. داده های جمع آوری شده با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 26 و به روش آزمون آماری ضریب همبستگی پیرسون و آزمون آماری رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. نتایج: نتایج به دست آمده در این پژوهش، نشان داد که انگیزه پیشرفت تحصیلی با معنا در زندگی (وجود معنا ، جستجوی معنا)، رابطه مثبت معنا دار دارد (0.002). همچنین انگیزه پیشرفت تحصیلی با نیازهای اساسی روانی فقط در مؤلفه ی شایستگی رابطه ی مثبت معنا دار دارد (0.000) و در مؤلفه های استقلال و ارتباط رابطه ی معنا داری با انگیزه پیشرفت تحصیلی مشاهده نشد.
۱۵.

مطالعه نابرابری های آموزشی: بررسی وضعیت شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی طی برنامه ششم توسعه (1400-1396)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: برنامه ششم توسعه خراسان رضوی شاخص های آموزشی نابرابری آموزشی عدالت آموزشی برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۴ تعداد دانلود : ۱۰۳
هدف: پژوهش حاضر با هدف شناسایی نقاط قوت و ضعف برنامه ششم توسعه در کاهش نابرابری های آموزشی، شاخص های آموزشی استان خراسان رضوی را طی سالهای (1400-1396) بررسی می کند. روش شناسی: این پژوهش با رویکرد کمی و روش توصیفی، از داده های مرکز آمار ایران و سالنامه های وزارت آموزش و پرورش استفاده کرده و بر شاخص های دسترسی، درونداد و برونداد آموزشی تمرکز دارد. یافته ها: نتایج نشان داد که خراسان رضوی طی برنامه ششم در شاخص دسترسی به آموزش با کاهش پوشش تحصیلی و افزایش ترک تحصیل، به ویژه در مناطق روستایی و میان دختران، مواجه است.در شاخص دروندادها، نسبت دانش آموز به معلم افزایش و فضای آموزشی در مناطق محروم کاهش یافت، اما سطح تحصیلات معلمان بهبود داشت. و در شاخص بروندادها، ترک تحصیل و ارتقا در متوسطه اول افزایش و تکرارپایه و افت تحصیلی در ابتدایی کاهش یافت. همچنین در مقایسه با میانگین کشوری، استان در نرخ ثبت نام، ارتقا و کاهش مردودی دارای برتری اما ضعف در فضای آموزشی و بازمانده از تحصیل است. نتیجه گیری و پیشنهادها: این پژوهش بر لزوم توجه به نابرابری های منطقه ای و جنسیتی تأکید دارد و پیشنهاد می کند سیاست گذاران برنامه هایی برای بهبود آموزش در مناطق محروم و گروه های آسیب پذیر طراحی کنند. نوآوری و اصالت: این مطالعه با ارائه اولین تحلیل جامع و داده محور از تأثیر برنامه ششم بر شاخص های آموزشی خراسان رضوی، رویکردی نوین در بررسی نابرابری های آموزشی با تأکید بر تفاوت های جنسیتی و منطقه ای ارائه می دهد و با تلفیق داده های آماری به روز و تحلیل تطبیقی با کشور، راهکارهای هدفمند برای مناطق محروم پیشنهاد می کند.
۱۶.

ارتباط فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان با نقش میانجی احساس تعلق به مدرسه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: فرهنگ مدرسه تعلق به مدرسه سلامت روان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۶
هدف از انجام این مطالعه، آزمون الگوی مفهومی نقش تعلق به مدرسه در رابطه بین فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون بود. این تحقیق بر حسب هدف، کاربردی و همچنین از نظر ماهیت و روش، توصیفی - همبستگی و از لحاظ زمانی، مقطعی بود. جامعه آماری در این مطالعه، کلیه دانش آموزان مقطع ابتدایی شهرستان کازرون (3500 نفر) بوده که با استفاده از جدول مورگان-کرجسی، تعداد نمونه آماری حدود 246 نفر در نظر گرفته شد و روش نمونه گیری، تصادفی طبقه ای بوده است. در این مطالعه از پرسشنامه های استاندارد تعلق به مدرسه موتون و همکاران (2013)، سلامت روانی کیز (۲۰۰۲) و فرهنگ مدرسه ﮔﺮوﻧﺮت و وﻟﻨﺘﺎیﻦ (1999) استفاده شده است. روایی محتوایی هر سه پرسشنامه توسط صاحب نظران تأیید گردید است و پایایی آن پس از اجرای آزمایشی بین 30 نفر از دانش آموزان به وسیله محاسبه آلفای کرونباخ برای سه پرسشنامه به ترتیب 84/0 ، 89/0 و 87/0 تعیین گردید. به منظور پاسخ به سوال های تحقیق از آزمون های همبستگی پیرسون و تحلیل مسیر و نرم افزارهای SPSS و Amoos استفاده شده است. نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داده فرهنگ مدرسه و تعلق به مدرسه با سلامت روان دانش آموزان رابطه معناداری داشته است. همچنین؛ بین فرهنگ مدرسه و تعلق به مدرسه رابطه معناداری برقرار بوده است. نتایج تحلیل مسیر نشان داده است که تعلق به مدرسه در رابطه بین فرهنگ مدرسه و سلامت روان دانش آموزان، نقش واسطه ای داشته است.
۱۷.

آموزش موسیقیایی جایگزینی برای آموزش با موسیقی (مواجهه هوشیارانه با کاربرد موسیقی در تربیت مدرسه ای)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: موسیقی آموزش موسیقیایی آسیب شناسی مدرسه خانواده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۵
پژوهش حاضر با توجه به ماهیت و آثار موسیقی و بحث پیرامون کاربرد آن در در آموزش و تربیت، با هدف مواجهه هوشیارانه با کاربرد موسیقی در تربیت کودکان به ویژه دانش آموزان دوره های ابتدایی و کشف آسیب های احتمالی آن تدوین شده است. به همین منظور یک پژوهش کیفی، با رویکردی استقرایی و بر اساس روش داده بنیاد مطابق با رهیافت نظام مند اشتراوس و کوربین می باشد. ازاین رو ضمن بررسی دیدگاه های صاحب نظران و منابع معتبر با استفاده از روش داده بنیاد با رهیافت نظام مند، با بهره گیری از نظر 30 کارشناس مرتبط که به روش هدفمند انتخاب گردید و با آنها مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت پذیرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی صورت گرفت. اعتبار و روایی داده ها از دو روش بازبینی مشارکت کنندگان و مرور خبرگان غیر شرکت کننده در پژوهش تایید و نتایج بیان کننده این است که فضای تربیتی و آموزشی در آموزش با بهره مندی از موسیقی در مدارس آن هم با توجه به محدودیت هایی تاثیرگذار می باشد. با این حال بهره گیری از موسیقی در آموزش آسیب های پنجگانه در قالب محورهای مرتبط با دانش آموز، محیط، رسانه، فرهنگ و دانش می تواند به همراه داشته باشد.
۱۸.

بررسی عدم توازن شاخص آموزش در پاردایم توسعه انسانی بین استانهای کشور با تأکید بر برنامه پنجم توسعه(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: شاخص توسعه انسانی شاخص آموزش عدم توازن برنامه پنجم توسعه عدالت آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
زمینه: دنیای امروز توسعه یافتگی را در ابعاد چندجانبه اقتصادی، اجتماعی و فرهنگ تعریف می کند. شاخص توسعه انسانی به عنوان بخش حائز اهمیت توسعه بر بستر وجودی عواملی شکل می گیرد که یک عامل مهم آن شاخص آموزش است که توازن در توزیع آن به عنوان یکی از شرایط مستعد بسترساز توسعه در هر جامعه است. هدف: هدف از انجام این تحقیق مقایسه شاخص آموزش در میان استان های کشور و اکتشاف عوامل مؤثر بر عدم توازن سطح شاخص آموزش و طراحی پارادایم شاخص توسعه انسانی در بین استان های کشور است. روش: تحلیل توصیفی- مقایسه ای شاخص آموزش و شاخص توسعه انسانی میان استان های کشور و استفاده از روش اکتشافی، داده های کیفی به دست آمده از مصاحبه ها، از روش نظریه داده بنیاد و با استفاده از نرم افزار Maxqda تجزیه و تحلیل گردید و جهت دستیابی به پارادایم عدم توازن سطح شاخص توسعه انسانی کدگذاری ها صورت پذیرفت. یافته ها: بررسی ها نشان می دهد شاخص آموزش عامل مؤثر و بنیادین در دستیابی به توسعه انسانی و در نهایت توسعه کشور است و در توزیع شاخص آموزش میان استان های کشور توازن وجود ندارد. درنهایت پنج عامل عدم توازن شاخص توسعه انسانی شناسایی شده است که شامل: امکانات آموزشی، امکانات بهداشتی و رفاهی، برنامه ریزی نامناسب ، توسعه نامتوازن و فقر اقتصادی می باشد. بنابراین این عوامل موجب شکل گیری و تحقق توسعه انسانی خواهند شد. نتایج: عدم توازن در توزیع شاخص های آموزش به عنوان عامل بنیادین توسعه انسانی در میان استان های کشور یکی از موانع بزرگ توسعه محسوب می شود. باید از طبقاتی بودن شاخص آموزش فاصله گرفت و در دسترسی آحاد جامعه به شاخص آموزش و توسعه انسانی توازن برقرار گرفت.
۱۹.

تبیین مدل اثربخشی آموزش کارآفرینی بر توسعه توانمندی های کارآفرینانه با استفاده از مدل کرک پاتریک، مطالعه ای در بستر رشته معماری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اثربخشی آموزش کارآفرینی توانمندی های کارآفرینانه مدل ارزشیابی کرک پاتریک معماری برنامه ریزی آموزشی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۶ تعداد دانلود : ۲۲۷
اثربخشی آموزشی به عنوان یکی از عوامل مهم در حوزه برنامه ریزی آموزشی، بر اهمیت تبیین اثربخشی آموزش کارآفرینی با قبول تاثیرگذاری آن در توسعه توانمندی های کارآفرینانه در افراد بیش از پیش تاکید می کند. مقاله به تبیین سازوکار اثربخشی آموزش کارآفرینی بر اساس مدل ارزشیابی کرک پاتریک، به عنوان مهمترین مدل ارزشیابی یادگیری، درراستای تحق و توسعه توانمندی های کارآفرینانه، در بستر رشته معماری می پردازد. پژوهش در گروه پژوهش آمیخته ازنوع طرح اکتشافی متوالی قرار می گیرد. دربخش کیفی با استفاده از تحلیل محتوا، با مرور ادبیات موضوع و تدوین یک چارچوب نظری، به طبقه بندی انواع اثربخشی های آموزش کارآفرینی درتوسعه توانمندی کارافرینانه می پردازد، و در بخش کمی چگونگی توسعه توانمندی های کارآفرینانه در دانشجویان معماری ارزیابی می شود. جامعه آماری اساتید معماری سراسر کشور با تألیفات و سوابق پژوهشی مرتبط با حوزه معماری و کارآفرینی هستند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های محقق ساخته، با طیف پنج درجه ای لیکرت،استفاده شدوباروش مدل یابی معادلات ساختاری در نرم افزار SPSS و SMART PLS تجزیه وتحلیل شد. اعتبار داده ها از طریق خودبازبینی پژوهشگران و همسوسازی داده ها و اعتمادپذیری با هدایت دقیق جریان جمع آوری اطلاعات تعیین شد. پایایی و روایی سازه در بخش کمی با توجه به آلفای کرونباخ بالای 0.7 و میانگین واریانس استخراج شده(AVE) 0.67 تایید شد. یافته ها حاکی ازطبقه بندی اثربخشی آموزش کارآفرینی برچهاربعدبینش، دانش، مهارت و کسب وکار؛ و توانمندی های کارآفرینانه درچهار مولفه فرصتگرایی، خلاقیت، نوآوری، و ارزش آفرینی می باشد. براساس نتایج، اثربخشی آموزش کارآفرینی در توسعه توانمندی های کارآفرینانه در افراد، به صورت یکسان عمل نمی کند. مدل پژوهش با ایجاد درکی اختصاصی از فرایند اثربخشی آموزش کارآفرینی، سیاستگذاران برنامه ریزی آموزشی را درجهت نیل به اهداف آموزشی خود یاری می رساند.
۲۰.

طراحی الگوی بین المللی سازی نظام آموزش عالی با تاکید بر پژوهش های دانشگاهی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: پژوهش بین المللی سازی آموزش عالی داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹ تعداد دانلود : ۱۶۸
هدف: هدف از انجام این پژوهش، طراحی الگوی بین المللی سازی نظام آموزش عالی با تأکید بر پژوهش های دانشگاهی بود.روش شناسی: این پژوهش از نوع پژوهش های کیفی بوده و روش نظریه داده بنیاد در این پژوهش ملاک عمل واقع شد. جامعه آماری شامل اساتید دانشگاهی و خبرگان در حوزه مدیریت و علوم تربیتی دانشگاه محقق اردبیل می باشد که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و به کارگیری معیار اشباع نظری، مصاحبه هایی نیمه ساختاریافته با 12 نفر به عنوان مشارکت کنندگان در پژوهش انجام شد. برای بررسی روایی و پایایی از روش گوبا و لینکن (1985) استفاده شد.یافته ها: نتایج تحلیل داده ها در طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری نظری و کدگذاری انتخابی حاکی از 93 کد اولیه، 18 کد ثانویه و 6 مقوله کلی است که در چارچوب مدلی پارادایمی شامل: شرایط علی (توسعه همکاری های بین المللی، اهدای جوایز و تقدیرنامه ها، جشنواره و کنفرانس معتبر)، پدیده محوری (تدوین استانداردهای بین المللی، کیفیت بخشی به پژوهش های دانشگاهی)، راهبردها (دیپلماسی، بودجه بندی و حمایت مالی، سیاست سازمانی)، شرایط مداخله گر (کنترل و بازبینی مستمر، به روزرسانی فناوری های اطلاعاتی، خدمات مشاوره و پژوهش)، شرایط زمینه ای (توانمندسازی اعضای هیأت علمی و کارکنان، رهبری دانشگاهی، روحیه مشارکت و کارتیمی) و پیامدها (کسب مزیت رقابتی، توسعه فرهنگ تفکر نقاد و انتقادپذیری، توسعه روحیه پژوهشگری)، تحلیل شده است.نتیجه گیری و پیشنهادات: دانشگاه ها برای کسب اعتبار بین المللی نیاز دارند در زمینه بین المللی سازی پژوهش در آموزش عالی گام بردارند و به مدلی نیاز دارند که راهنمای دانشگاه برای رسیدن به این هدف باشد. الگوی ارائه شده در این تحقیق می تواند راه گشا باشد.نوآوری و اصالت: تفاوتی که این پژوهش نسبت به پژوهش های قبلی دارد، این است که در این پژوهش به ارتباط بین بین المللی سازی نظام آموزش عالی و پژوهش های دانشگاهی می پردازیم. 

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان