فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۴۱ تا ۹۶۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the relationship between student's perceptions of school climate and their academic hope, focusing on the mediating role of their authentic personalities. The researchers employed a descriptive correlational method using structural equation modeling to achieve this. The study focused on first-grade high school students in Mahabad city, with a sample of 368 students selected through convenience sampling. The research utilized several standardized tools, including the School Climate Questionnaire by Pashiardis (2000), the Shegefti & Samani Educational Hope Questionnaire (2011), and the Authentic Personality Questionnaire by Wood et al. (2008). The findings revealed a direct and significant relationship between perceptions of school climate and academic hope. Additionally, the analysis indicated that school climate significantly indirectly affects academic hope, acting as a mediating variable. The model fit indices suggested that the research model was appropriate. In conclusion, this study suggests that to enhance students' academic hope, it is important to consider the supportive school environment and the cultivation of students' authentic personalities.
نقش بازی وارسازی در بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی: مطالعه ای در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های برنامه درسی دوره ۱۵ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱
73 - 104
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی نقش بازی وارسازی در بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی در محیط یادگیری ترکیبی (برخط-حضوری) مبتنی بر حل مسئله است. در این پژوهش روش نیمه-آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل و آزمایش استفاده شد. جامعه آماری دانشجویان مهندسی دانشگاه شیراز بود. در این پژوهش، از روش نمونه گیری تصادفی برای تقسیم دانشجویان به دو گروه آزمایش و کنترل استفاده شد و گروه ها در دو گروه آزمایش و گروه کنترل (گواه) قرار گرفتند. گروه آزمایش شامل 18 نفر )یک کلاس 18 نفره( و گروه دیگر به عنوان گروه کنترل شامل 20 نفر )یک کلاس20 نفره( در این مطالعه تعیین شد. داده ها با استفاده از آزمون عملکردی محقق ساخته در دو سری آزمون جمع آوری شد. روایی صوری آزمون توسط متخصصان تأیید شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ (92/0) بررسی گردید. طی خروجی آزمون کوواریانس، یافته ها نشان داد بین میانگین نمره دانشجویان گروه آزمایش و کنترل در آزمون عملکرد تحصیلی، تفاوت معنی دار وجود دارد و گروه آزمایش نسبت به گروه کنترل، از میانگین بالاتری برخوردار است؛ در واقع روش بازی وار سازی در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور در توسعه عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی تاثیر مثبت دارد. یافته ها نشان داد که بازی وارسازی در محیط ترکیبی یادگیری مسئله محور می تواند بهبود عملکرد تحصیلی دانشجویان مهندسی را ایجاد کند. این نتایج می تواند در سیاست گذاری های آموزشی برای ارتقای یادگیری و اشتغال پذیری فارغ التحصیلان مورد توجه قرار گیرد.
راهکارهای تازه برای تشخیص بهتر وزن و بحر عروضی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از جنبه های درست خواندن شعر و همچنین لذت بردن بیشتر از آن، شناختن و تشخیص درست وزن و بحرهای عروضی است. مباحث مربوط به وزن شعر تقریباً سابقه ای به اندازه شعر و شاعری دارد و از گذشته تا کنون مقالات و کتاب های متعددی در این باب نوشته شده است که همگی نشان از اهمیت این دانش پایه ای دارد. در این مقاله نگارنده کوشیده است ضمن مطالعه و توجه به تمامی کتب متقدم و معاصر در حوزه عروض، شروع هر بیت براساس هجای آغازین آن راهکاری جدید را در رکن بندی و به تبعِ آن تشخیص درست تر وزن و بحر ارائه نماید. ناگفته پیداست مشکل ترین بخش پس از تقطیع شعر و تشخیص وزن و بحر آن مربوط به رکن بندی، یعنی تشخیص حدّ و مرز افاعیل عروضی و در پی آن تشخیص درست وزن و بحر است. محور اصلی این مقاله پرداختن به این موضوع است. با این راهکار برای تشخیص وزن و رکن بندی صحیح، ذهن با اوزان بسیار محدودی سر و کار دارد. در تقطیع بیتی که با دو هجای کوتاه شروع می شود؛ برای تشخیص وزن بیت مذکور و در نتیجه رکن بندی صحیح آن براساس این روش رکن اول بیت یا فعلاتن است یا فَعَلن. اگر فعلاتن بود ارکان بعدی آن نیز از دو حالت خارج نیست؛ زیرا ممکن است دوباره فعلاتن باشد که در این صورت حتما متفق الارکان و بحر متدارک است ارکان بعدی آن نیز فعلن یا فع لن خواهدبود. البته اگر بیت با فعلات نیز شروع شود حتماً بحر رمل و رکن بعدی آن فاعلاتن است.
تعلق خاطر دانشجومعلمان به دانشگاه فرهنگیان و نقش آن در شکل گیری تربیت اجتماعی و هویت حرفه ای معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر تعلق خاطر دانشجومعلمان به دانشگاه فرهنگیان بر تربیت اجتماعی و نقش آن در شکل گیری هویت حرفه ای معلمان انجام شده است. این مطالعه تلاش دارد نشان دهد که احساس تعلق چگونه می تواند عاملی مؤثر در ارتقای مشارکت اجتماعی، درونی سازی ارزش های تربیتی، و توسعه نگرش های حرفه ای معلمان آینده باشد.روش: پژوهش از نوع توصیفی تحلیلی و با بهره گیری از مدل یابی معادلات ساختاری (SEM) انجام شد. داده ها از طریق دو پرسش نامه محقق ساخته گردآوری شد: پرسش نامه تعلق خاطر با ۳۱ گویه در ۶ بعد (حمایت استادان و مسئولین، مشارکت در دانشگاه، رعایت احترام و عدالت، احساس مثبت، تعلق فردی، مشارکت علمی) و پرسش نامه تربیت اجتماعی با ۱۲ گویه در ۳ بعد (مشارکت اجتماعی، درونی سازی ارزش ها، تفکر انتقادی). روایی ابزارها با استفاده از روایی محتوا و سازه و پایایی آن ها با ضریب آلفای کرونباخ (۰.۸۴ و ۰.۸۱) تأیید شد. جامعه آماری شامل ۲۵۵۸ نفر از دانشجومعلمان ورودی های ۱۴۰۰ تا ۱۴۰۳ دانشگاه فرهنگیان استان مرکزی بود و نمونه ای به تعداد ۳۳۴ نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد.یافته ها: نتایج نشان داد تعلق خاطر به دانشگاه هم به صورت مستقیم و هم از طریق تربیت اجتماعی، تأثیر معناداری بر هویت حرفه ای دارد. مسیر میانجی تربیت اجتماعی نقش کلیدی در انتقال اثر تعلق خاطر ایفا می کند. همچنین، حمایت استادان، مشارکت علمی و احساس مثبت به دانشگاه از عوامل مؤثر در ارتقای تربیت اجتماعی و هویت حرفه ای بودند.نتیجه گیری: تقویت هویت حرفه ای و تربیت اجتماعی مستلزم ایجاد محیط دانشگاهی پویا، اخلاق محور و مشارکتی است.
تأثیر آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق دانش آموزان به کتابخوانی گروهی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف:هدف از انجام پژوهش حاضر بررسی تاثیر روش آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق دانش آموزان به کتابخوانی گروهی در دانش آموزان پایه سوم ناحیه6 شهر اصفهان بوده است.روشها: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه ی آماری شامل کلیه ی دانش آموزان پایه سوم ناحیه6 شهر اصفهان در بودند . ابزار پژوهش شامل پرسشنامه اشتیاق به کتابخوانی گروهی محقق ساخته بود. یافته ها: نتایج نشان داد که روش آموزش مبتنی بر مسئله بر اشتیاق به کتابخوانی گروهی و ابعاد آن در دانش آموزان پایه سوم در مرحله پس آزمون اثربخش بود (001/0>p). نتایج نشان داد روش آموزش مبتنی بر مسئله بر افزایش سطح اشتیاق به کتابخوانی گروهی و ابعاد آن در دانش آموزان پایه سوم در مرحله پس آزمون به طور معناداری اثربخش بود (001/0>p). روش مبتنی بر مسئله، باعث بهبود حداقل یکی از ابعاد مطالعه گروهی در پس آزمون شده است. نتایج حاکی از ان است که 6/85 درصد از تفاوت های فردی در علاقه به مطالعه جمعی ، 8/77 درصد در مهارتهای خواندن جمعی ، 72 درصد در فعالیتهای گروهی و 76 درصد در پرسش و پاسخ گروهی در مرحله پس آزمون به تفاوت بین گروه ها یا اثرات آموزش مبتنی بر مسئله مربوط است.نتیجه گیری : با توجه به نتایج پیشنهاد می شود این رویکرد به طور جدی در برنامه های درسی مدارس گنجانده و توسعه داده شود.
بررسی تاثیر سبک رهبری خدمتگزار برعملکرد آموزگاران شهر کازرون با واسطه گری توانمندی شغلی آنها
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: رهبری خدمتگزار با تمرکز بر حمایت، همدلی و توانمندسازی پیروان می تواند نقش مهمی در بهبود عملکرد شغلی ایفا کند.هدف از این پژوهش بررسی تاثیر سبک رهبری خدمتگزار برعملکرد آموزگاران شهر کازرون با واسطه گری توانمندی شغلی آنها بود. روش شناسی پژوهش: . در این پژوهش با توجه به هدف کاربردی و از لحاط گردآوری اطلاعات از نوع تحقیقات توصیفی از نوع همبستگی بود. جامعه آماری ما شامل تمامی آموزگاران شهر کازرون بود که طبق آمار آموزش و پرورش شامل 410 نفر بود که با استفاده از جدول مورگان 198 نفر را از روش نمونه گیری تصادفی ساده بعنوان نمونه انتخاب شد. ابزار این پژوهش سه پرسشنامه رهبری خدمتگزار ون دیرندونک (2023)، پرسشنامه عملکرد کارکنان استفن کندری(2005) و پرسشنامه توانمند سازی کارکنان اسپریتزر و میشرا در (1992) می باشد که روایی صوری توسط استاد راهنما مورد تایید قرار گرفت و پایایی با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ برای پرسشنامه رهبری خدمتگزار 73/ ، توانمند سازی شغلی86/0 و عملکرد کارکنان70/ بدست آمد.داده های استخراجی با استفاده از نرم افزار spss23 و Amos23 مورد تجزیه و. تحلیل قرار گرفت. یافته ها: یافته های نشان می دهد که رهبری خدمتگزار برعملکرد آموزگاران شهر کازرون با واسطه گری توانمندی شغلی آموزگاران با ضریب بتای 192/1تاثیر دارد. همچنین رهبری خدمتگزار بر عملکرد آموزگاران و توانمند سازی به ترتیب با ضریب بتای 174/0 و 121/0 تاثیر دارد. نتیجه گیری: رهبری خدمتگزار تأثیر مثبت و معناداری بر عملکرد آموزگاران شهرستان کازرون دارد و این تأثیر از طریق تقویت توانمندی شغلی آموزگاران قابل مشاهده است. همچنین، رهبری خدمتگزار به طور مستقیم بر عملکرد آموزگاران و توانمندسازی شغلی آن ها تأثیر می گذارد. بنابراین، تقویت توانمندی شغلی می تواند رابطه میان رهبری خدمتگزار و عملکرد آموزگاران را بهبود بخشد. این یافته ها تأکید می کنند که ترویج رهبری خدمتگزار در محیط های آموزشی می تواند اثربخشی و توانمندی آموزگاران را افزایش دهد.
برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در ساختار آموزشی دانشگاه فرهنگیان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
101 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و تبیین برنامه درسی لایه ای مبتنی بر الگوی معلم محوری در دانشگاه فرهنگیان انجام شد. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوا استقرایی با تأکید بر ماهیت مضمونی آن بود. برای تعیین اعتبار داده های پژوهش از روش خود بازبینی و فن کنترل اعضا و برای تعیین پایایی داده ها از روش مقایسه مستمر و نظام مند در ثبت و نوشتن داده ها استفاده شد. یافته های به دست آمده نشان داد که ویژگی های متفاوت عناصر برنامه درسی لایه ای در سطوح مختلف منجر به ایجاد هویت های مختلفی از الگوی معلمی می انجامد و این الگوها در طی آموزش دانشجو معلمان در لایه های سه گانه رویکرد تکاملی داشته و منجر به شکل گیری گفتمان رهبری آموزشی به عنوان اولویت اصلی برنامه درسی لایه ای می شود. نتایج نشان داد که امکان سنجی برای پیاده سازی تمامی سطوح برنامه درسی لایه ای در دانشگاه فرهنگیان صورت گیرد. هم چنین الگوهای معلمی در توسعه حرفه ای مورد تاکید قرار گرفته و نگرش یکپارچه ای در ارتقا دانش معلمی مطابق با انتظارات آموزشی در اسناد بالادستی فراهم شود.
واکاوی فرایندها و دلالت های گسترش استفاده از کتاب های کمک درسی: تحلیلی داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
63 - 84
حوزههای تخصصی:
با گسترش استفاده دانش آموزان از کتاب های کمک درسی این سؤال اساسی مطرح می شود که فرایندها و دلالت های استفاده از این کتاب ها چگونه است. همچنین، چرا در کنار کتاب های درسی اصلی آموزش وپرورش، دانش آموزان و حتی معلمان از کتاب های کمک درسی استفاده می کنند. هدف این پژوهش کاربردی و رویکرد آن داده بنیاد است. داده ها از طریق مصاحبه با معلمان و مدیران شاغل در آموزش وپرورش و نیز متخصصان و مؤلفان استان های گوناگون ایران گردآوری شده است. این گروه ها درمجموع جامعه پژوهش را تشکیل دادند. انتخاب نمونه ها در جامعه معلمان و مدیران با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و در گروه متخصصان و مؤلفان از روش گلوله برفی بوده است. کل مشارکت کنندگان در پژوهش 27 نفر بوده اند. یافته های این پژوهش براساس چهارچوب نظام مند اشتراوس و کوربین مقوله بندی و تحلیل شد. نتایج نشان داد در شرایط علّی مقولات اقتصادی، فردی، اجتماعی و آموزشی و در شرایط زمینه ای مقولات نظارت ضعیف، هماهنگ نبودن بخش های متولی، ضعف قانون گذاری و تعارض منافع داخل سازمانی و در شرایط مداخله گر مقولات نگرانی خانواده ها، نیاز به تکمیل فرایند یادگیری، توقعات سطحی، درنهایت به استفاده از کتاب های کمک درسی منجر شده اند. راهبردهای پاسخ گویان به منظور به کارگیری کتاب های کمک درسی عبارت اند از: ارزیابی فردی از کتاب کمک درسی، تغییر فرایند ارزشیابی، توجه به سطوح مختلف دانش آموزان. درنهایت، پیامدهایی همچون نگاه بازاری به جای نگاه فرهنگی، غلبه ابزار بر اهداف آموزشی و سطحی شدن تدریس در فرایند استفاده از کتاب های کمک درسی به وسیله پاسخ گویان ادراک شدند. همچنین، نتایج نشان داد ضعف بسندگی آموزش و منفعت گرایی هسته مرکزی دلالت های استفاده از کتاب های کمک درسی را تبیین می کند.
مقایسه تأثیر تفکر انتقادی و تفکر خلاق در میزان توسعه یادگیری زیست شناسی دانش آموزان پایه یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات بین رشته ای در آموزش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
131 - 154
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: با گسترش فناوری های نوین ارتباطی، شبکه های اجتماعی به عنوان یکی از مؤثرترین بسترهای تعامل و تبادل اطلاعات در عرصه های گوناگون ازجمله آموزش موردتوجه پژوهشگران قرارگرفته اند؛ کاربرد شبکه های اجتماعی در آموزش یکی از بسترهای نوین در زمینه آموزشی است از این رو هدف پژوهش حاضر، تبیین ادراک اساتید دانشگاه از ماهیت و کاربست شبکه های اجتماعی در فرآیندهای آموزشی است. داده ها و روش ها: این مطالعه با رویکرد کیفی و به روش پدیدارنگاری انجام شد. جامعه آماری، شامل اعضای هیئت علمی دانشگاه بیرجند بودند و نمونه مدنظر با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند و بر مبنای ملاک های ازپیش تعیین شده انتخاب شدند. فرایند گردآوری داده ها با بهره گیری از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تا دستیابی به اشباع نظری ادامه یافت. داده های حاصل با استفاده از فرآیند تحلیل مضمون تحلیل گردید. یافته ها: بر اساس ادراک مشارکت کنندگان، شبکه های اجتماعی ماهیتی پویا و در حال تکوین دارند، طبق دیدگاه اساتید شبکه های اجتماعی در ایران دارای ویژگی چون عدم تعادل در استفاده، نبود زیرساخت مناسب و دخالت های سیاسی است؛ همچنین طبق دیدگاه اساتید این شبکه ها دارای کارکردهای تفریحی، اقتصادی، تغییر جو محیط و آموزشی است. چالش هایی همچون نگرش منفی برخی اساتید و استفاده نامتوازن دانشجویان نیز از دیگر مضامین استخراج شده بود. بر مبنای یافته های این پژوهش، توجه به راهکارهایی همچون بازنگری در سیاست گذاری ها، فرایند مدیریت دانش، فرهنگ سازی آموزشی، توسعه زیرساخت ها و تدوین رویه های روشن برای بهره گیری هدفمند از شبکه های اجتماعی در نظام آموزش عالی ضروری به نظر می رسد. ازجمله پیامدهای آموزشی شبکه های اجتماعی می توان به تقویت روابط صمیمانه، تسهیل یادگیری مادام العمر و نیز دشواری در مدیریت دانش اشاره کرد. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گرفت استفاده بهینه از شبکه های اجتماعی در آموزش نیازمند توجه به ابعاد فردی، سازمانی، فرهنگی و اجتماعی دارد و توجه صرف به یک بُعد منجر به استفاده مناسب از این رویه آموزشی نمی شود.
پیش بینی سواد جسمانی و مولفه های آن بر اساس متغیر های سن نسبی و بالیدگی جسمانی در کودکان 8 تا 12 ساله(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
59 - 69
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف : هدف پژوهش حاضر بررسی پیش بینی سواد جسمانی و مولفه های آن (شایستگی حرکتی، رفتار روزانه، انگیزه و اعتماد به نفس، دانش و درک) بر اساس متغیر های سن نسبی و بالیدگی جسمانی در کودکان است. روش پژوهش: پژوهش از نوع توصیفی همبستگی است. نمونه مطالعه 337دانش آموز دبستانی (260دختر و77پسر) در پنج رده سنی 8 تا12ساله بودند که به صورت هدفمند و بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند. برای جمع آوری داده از فرم ثبت اطلاعات آزمودنی، مجموعه آزمون ارزیابی سواد جسمانی کانادا (نسخه دوم)، ترازوی اس اچ و قد سنج، درصد قامت بزرگسالی (بر اساس روش خمیس –روشه 1994) استفاده شد. داده ها به روش تحلیل واریانس چندمتغیره، رگرسیون خطی ساده و رگرسیون چند متغیره تحلیل شد. یافته ها: نتایج رگرسیون چند متغیره نشان داد ارتباطی بین سن نسبی با مولفه های سواد جسمانی کودکان 8 تا 12 ساله وجود ندارد (p>0/05). همچنین نتایج تحلیل واریانس نشان داد سن نسبی بر سواد جسمانی و مولفه های آن تاثیر معنی دار ی ندارد. بین سطوح بالیدگی جسمانی با سواد جسمانی و مولفه های آن در کودکان 8-12ساله رابطه معناداری وجود دارد. همچنین نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نشان داد تاثیر بالیدگی بر سواد جسمانی و مولفه های آن معنی دار است (p<0/05). نتیجه گیری : بالیدگی جسمانی از فاکتورهای اثر گذار بر شایستگی حرکتی، رفتار روزانه، انگیزه و اعتماد به نفس، دانش و درک می باشد.
اثربخشی توان بخشی ذهنی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف اثربخشی توان بخشی شناختی بر رشد گفتار زبان و کاهش علایم کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم انجام شده است. روش: این پژوهش از نوع پژوهش های نیمه آزمایشی، پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی کودکان مبتلا به اختلال طیف اتیسم شهر ارومیه در سه ماهه اول 1401 بود. تعداد 30 نفر از کودکان مبتلا به اتیسم مراجعه کننده به مرکز پیشگامان امید ارومیه با روش نمونه گیری تصادفی ساده در 2 گروه آزمایش و گروه کنترل قرار داده شدند که در نهایت بعد از انجام مداخله داده های گردآوری شده از راه آزمون تحلیل واریانس و کواریانس چند متغیره و با نرم افزار 19 Spss تجزیه و تحلیل آماری شدند. یافته ها: نتایج به دست آمده نشان داد مداخله توان بخشی شناختی بر بهبود مؤلفه های رشد زبان شامل صحبت کردن (01/0 >p)، سازماندهی (01/0>p)، گوش کردن (01/0 >p )، مؤلفه گفتاری (01/0>p) و کاهش علایم اتیسم شامل مشکلات رشدی (01/0>p)، تعامل های اجتماعی (01/0 >p )، رفتار کلیشه ای (05/0 >p )، برقراری ارتباط (05/0>p) اثربخش بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده می توان گفت مداخله توان بخشی شناختی می تواند در بهبود رشد زبان گفتاری و کاهش علایم اختلال اتیسم اثربخش است.
تحلیل محتوای کمی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی: یک رویکرد قیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر تحلیل محتوای کتاب مطالعات اجتماعی دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی از نظر توجه به بحث های ده گانه رفتار سازشی بود. پژوهش با روش تحلیل محتوای کمی از نوع قیاسی انجام شد. جامعه آماری شامل سه کتاب مطالعات اجتماعی پایه های دهم، یازدهم و دوازدهم دوره متوسطه دوم دانش آموزان با کم توانی ذهنی در سال تحصیلی 1402-1403 بود. به دلیل محدودیت حجم جامعه آماری، نمونه گیری انجام نشد و با روش سرشماری، تمام متن هر سه کتاب تحلیل محتوا شد. ابزار جمع آوری داده ها شامل سیاهه تحلیل محتوا بود که روایی آن به وسیله متخصصان تأیید شد. پایایی ابزار با روش توافق نمره گذاران سنجش شد که ضریب توافق 91 درصد به دست آمد. واحد تحلیل، جمله ها و تصاویر موجود در درس ها بود که با روش قیاسی تحلیل شد. نتایج تحلیل محتوا نشان داد که به ترتیب بیشترین فراوانی رفتار سازشی در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دهم مربوط به مقوله های امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی به مقوله های خودمراقبتی، خودهدایتی و استفاده از امکانات جامعه مربوط بوده است. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه یازدهم به ترتیب بیشترین فراوانی به امور شغلی، امور اجتماعی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. در کتاب مطالعات اجتماعی پایه دوازدهم بیشترین فراوانی به امور اجتماعی، سلامتی و ایمنی و امور شغلی و کمترین فراوانی به اوقات فراغت، امور تحصیلی و خودمراقبتی مربوط بوده است. همچنین در مجموع هر سه کتاب بیشترین فراوانی مقوله های رفتار سازشی شامل امور اجتماعی، امور شغلی و ارتباط و کمترین فراوانی شامل خودمراقبتی، امور تحصیلی و اوقات فراغت بود. این نتایج بر ضرورت توزیع محتوایی متناسب مقوله های گوناگون رفتار سازشی در کتاب درسی مطالعات اجتماعی دانش آموزان با کم توانی ذهنی تأکید دارد.
تحلیل محتوای هوش اخلاقی در کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
171 - 192
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به منظور بررسی کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بر اساس مقوله های هوش اخلاقی بوربا در سال تحصیلی 1402-1401 و با استفاده از روش تحلیل محتوای کمی انجام شده است. واحد زمینه پژوهش شامل متنها و فعالیتهای کتابهای مطالعات اجتماعی دوره ابتدایی بود و واحد تحلیل شامل تمهای مستخرج از کتابهای مطالعات اجتماعی بود که با مقوله های هوش اخلاقی بوربا و زیرمقوله های متناسب با آن مرتبط شده بودند. روایی زیرمقوله های شناسایی شده مرتبط با مقوله های هفتگانه بوربا را متخصصان پس از چندین مرتبه بررسی تأیید کرده اند. پایایی زیرمقوله های شناسایی شده با استفاده از ضریب اسکات، 0/77 محاسبه شده است. همچنین، داده ها بر اساس تکنیک آنتروپی شانون تجزیه و تحلیل شده اند. طبق یافته های پژوهش، 741 مصداق در کتابهای مطالعات اجتماعی شناسایی شده که بیشترین میزان فراوانی مربوط به مقوله مهربانی و کمترین میزان آن مربوط به مقوله انصاف بوده است. بر اساس نتایج روش آنتروپی شانون، ضریب اهمیت مقوله های هوش اخلاقی از بیشترین به کمترین میزان توجه عبارت است از مهربانی، احترام، وجدان، بردباری، خویشتنداری، انصاف و همدلی. نتایج پژوهش نشان می دهد که غیر از دو مقوله همدلی و انصاف، مقوله های مهربانی و احترام وضعیتی مطلوب و سایر مقوله ها نیز وضعیت متوسطی دارند، اما در انتخاب محتوای آموزشی به استمرار و توالی آنها در پایه های مختلف به خوبی توجه نشده است. ازاین رو، تدوین کنندگان کتابهای درسی باید ضمن توجه متوازن و متناسب به مقوله های هفتگانه هوش اخلاقی، به استمرار و توالی آنها نیز در پایه های مختلف بیشتر توجه کنند و محتوایی مناسب برای آن طراحی کنند.
Otherness, Maternity, and Female Voice in Shell Shaker(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
71 - 82
حوزههای تخصصی:
This paper adopted the Eco-feminism approach to explore Shell Shaker, solely filled with Native American settings and issues. So, both nature and the woman of the Native American context were the focus of the study. The researcher showed how the Native American women can be representative of the nature of their ancestral lands and identify with it. The main argument that the researcher intended to study was parallel roles of both women and natural land for Native American. To this purpose, theories and notions of several thinkers were exploited. The researcher found different scenes in the novel that show both aspects of nature which include the mentioned concepts. On ‘maternity’, the researcher depicted how nature is considered a source of giving life and existence to the world like women. On 'otherness', the researcher found how nature is marginalized and ignored just like women. In other words, it is shown nature, like women, is ‘other' and secondary in the society. It was shown how nature and culture are related. Besides, it was proved that there is a close relationship between women and nature that one can delve further into. This paper adopted the Eco-feminism approach to explore Shell Shaker, solely filled with Native American settings and issues. So, both nature and the woman of the Native American context were the focus of the study. The researcher showed how the Native American women can be representative of the nature of their ancestral lands and identify with it. The main argument that the researcher intended to study was parallel roles of both women and natural land for Native American. To this purpose, theories and notions of several thinkers were exploited.
EFL Pedagogical Applications of ChatGPT: Opportunities and Threats
حوزههای تخصصی:
This study investigates EFL teachers’ perceptions of ChatGPT as a tool for English language instruction, focusing on its perceived benefits, challenges, and pedagogical implications. Using a qualitative phenomenological approach, data were collected through semi-structured interviews with ten EFL teachers currently working in different language-related educational centers in Iran. Participants represented diverse educational contexts, including universities, public schools, and private language centers. Thematic analysis of the interview data revealed that while teachers generally expressed positive attitudes toward ChatGPT, recognizing its flexibility, time-saving capabilities, and potential to enhance students’ writing skills and learner autonomy, they also voiced concerns regarding overreliance, inaccuracies, ethical challenges related to academic dishonesty, and limitations in supporting listening and speaking skills. The findings suggest that ChatGPT is viewed as a supplementary educational tool rather than a replacement for traditional pedagogy. Teachers emphasized the necessity of critical supervision, ethical guidelines, and professional development to ensure effective and responsible integration of AI technologies in EFL instruction. This study contributes to the growing body of research on AI integration in education, offering practical insights for teachers, policymakers, and researchers seeking to harness the potential of AI in language learning while mitigating its challenges.
Teacher–Student Interaction Quality and Academic Motivation in Neurodivergent Learners: The Mediating Role of Social Relatedness(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the effect of teacher–student interaction quality on academic motivation in neurodivergent learners, with social relatedness examined as a mediating variable. A descriptive correlational design was employed using a sample of 403 neurodivergent secondary school students in Slovenia, selected based on Krejcie and Morgan’s sampling table. Standardized instruments were used to assess teacher–student interaction quality, social relatedness, and academic motivation, all measured on 7-point Likert scales. Data were analyzed using Pearson correlation in SPSS-27 to explore bivariate associations and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to test the hypothesized mediating model. Model fit was evaluated using multiple indices, including χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA. The results indicated significant positive correlations among all variables: teacher–student interaction quality was positively correlated with social relatedness (r = .61, p < .001) and academic motivation (r = .55, p < .001), while social relatedness was strongly correlated with academic motivation (r = .67, p < .001). The SEM analysis showed an acceptable model fit (χ²/df = 2.35, CFI = 0.97, RMSEA = 0.057). Teacher–student interaction quality had significant direct effects on both social relatedness (β = .61, p < .001) and academic motivation (β = .26, p < .001). Social relatedness significantly predicted academic motivation (β = .58, p < .001), and also mediated the relationship between teacher–student interaction and academic motivation (indirect β = .35, p < .001), confirming a partial mediation model. The findings underscore the critical role of social relatedness in explaining how supportive teacher–student interactions enhance academic motivation among neurodivergent learners. Educational interventions that strengthen relational dynamics in inclusive classrooms may foster higher motivation and academic engagement in this population.
مقایسه تاثیرآموزش احیاء قلبی-ریوی پایه به دو روش آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم بر آگاهی و مهارت پرسنل جدیدالورود پرستاری و مامایی در دوران محدودیت های کرونا 1401(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: ایست قلبی ریوی یک وضعیت اورژانسی حاد ومهم است که اکر بلافاصله انجام شود شانس زنده ماندن فرد تا سه برابرافزایش می یابد. کسب دانش احیای قلبی ریوی برای پرسنل جدید الورود از موارد آموزشی است که توجه وبژه ای به آن شده است.این مطالعه با هدف مقایسه تاثیرآموزش احیا قلبی-ریوی به دو روش آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم بر آگاهی و مهارت پرسنل جدیدالورود پرستاری و مامایی مرکز آموزشی-درمانی فاطمیه در دوران محدودیت های کرونا 1401 صورت گرفت. روش کار: دراین مطالعه نیمه تجربی دو گروهی قبل و بعد 84 نفر پرسنل جدید الورود پرستاری و مامایی به روش تصادفی به دوگروه آموزش چهره به چهره و نمایش فیلم تقسیم شدند. اطلاعات در سه مرحله قبل ازمداخله، بلافاصله و یک ماه بعد از مداخله به روش چک لیست مشاهده جمع آوری شد.ابزار جمع آوری داده ها شامل پرسشنامه جمعیت شناختی،پرسشنامه سنجش آگاهی و چک لیست سنجش مهارت بود داده ها با نرم افزار SPSSنسخه 20تحلیل شد یافته ها: میانگین اختلاف آگاهی و مهارت بین بلافاصله بعد از آموزش و قبل آموزش در گروه آموزش چهره به چهره به طور معنی داری بیشتر از آموزش بافیلم بوده است (P< 0.001). همچنین میانگین اختلاف آگاهی و مهارت بین یکماه بعد از آموزش و قبل آموزش در دو گروه مثبت بوده و در گروه آموزش چهره به چهره به طور معنی داری بیشتر از آموزش بافیلم بوده است . نتیجه گیری: میتوان چنین پیشنهاد داد که هر دو روش آموزشی در بالابردن سطح عملکرد و آگاهی پرسنل جدیدالورود تاثیر داشته است، اما تاثیر روش آموزشی چهره به چهره بالاتر بوده است. با توجه به بروز همه گیری کرونا و عدم امکان تجمعات بالا و از سمت دیگر وقت گیر بودن و دشواری های آموزش عملی و حضوری، استفاده از آموزش با شیوه فیلم توصیه میشود
اثربخشی بازی درمانی بر تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری در کودکان 6 تا 10 سال با اضطراب اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی بازی درمانی بر تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری در کودکان 6 تا 10 سال با اضطراب اجتماعی انجام شد. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل است. جامعه آماری شامل تمام کودکان 6 تا10 ساله با اختلال اضطراب اجتماعی مراجعه کننده به مرکز مشاوره کرج در سال 1402-1403 بود که از که از این میان 30 نفر با توجه به مصاحبه بالینی دو روانشناس و نمره برش در پرسشنامه اضطراب اجتماعی لایبویتز (۱۹۸۷) به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و گواه ( ۱۵ نفر) قرار گرفتند. پرسشنامه تنظیم هیجان، شایستگی اجتماعی و تاب آوری برای کودکان اجرا شد. افراد به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و گواه تقسیم شدند و گروه آزمایش ۸ جلسه بازی درمانی آدلری دریافت کرد درحالی که گروه کنترل مداخله خاصی دریافت نکرد. یافته ها : برای تحلیل داده ها از تحلیل کواریانس با اندازه گیری مکرر استفاده شد. بر اساس یافته های این پژوهش، بازی درمانی نقش مؤثری در بهبود تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری در کودکان دارای اضطراب اجتماعی دارد. نتیجه گیری: از آن جایی که بازی درمانی بر اساس انعکاس رفتار کودک صورت می گیرد و کودک نسبت به اعمال و رفتار خودآگاه شود، بر بهبود تنظیم هیجان، شایستگی های اجتماعی و تاب آوری کودکان اثربخش است.
طراحی الگوی برنامه درسی ارتقای مهارتهای شناختی مربیان دوره پیش دبستانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۶۱
۸۴-۶۵
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر یک تحقیق کیفی و کاربردی است. جامعه پژوهش شامل دو بخش بود. بخش اول شامل همه متون منتشر شده در بازه زمانی 1401-1380در زمینه موضوع پژوهش بود که نمونه پژوهش به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد (51=n). بخش دوم، انجام دادن مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که از روش تحقیق دلفی استفاده شده است. مشارکت کنندگان شامل اعضای هیئت علمی، متخصصان و صاحب نظران برنامه درسی در زمینه آموزش و پرورش پیش دبستانی بودند. 20 نفر از میان مشارکت کنندگان به شیوه هدفمند و به روش نمونه گیری افراد کانونی با رعایت قاعده اشباع شدگی نظری برای مصاحبه انتخاب شدند. در تحلیل محتوای کیفی مصاحبه ها، متن مصاحبه ها به طور دقیق مورد بررسی و کندوکاو قرار گرفتند. به این صورت که با استخراج کدها و با تحلیل محتوای صورت گرفته روی این کدها و حذف کدهای مشابه و ادغام کدهای خردتر در کلی تر، کدهای اصلی شناسایی شدند. به منظور افزایش روایی از اسناد دست اول تاییدشده متخصصان استفاده شده است و برای افزایش پایایی یافته ها، از خودارزیابی پژوهشگر و بازنگری متخصصان بهره گیری شده است. یافته ها نشان دادند که برنامه درسی پیشنهادی را به یاری شش عنصر اصول، هدف، محتوا، روش، محیط و ارزشیابی می توان اجرا کرد. پیشنهاد می شود برنامه ریزان درسی از یافته های این پژوهش برای تدوین برنامه درسی مناسب بهره گیرند و مربیان دستاوردهای پژوهش را به منزله منبع کمک آموزشی برای غنی کردن برنامه های آموزشی خود به کار گیرند.
جستاری نظام مند بر مدیریت استعداد معلمان: ابعاد، مؤلفه ها و الگوی مفهومی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۹۳
175-200
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف شناسایی ابعاد، مؤلفه ها و نشانگرهای مدیریت استعداد معلمان انجام شد. روش تحقیق از نظر ماهیت کاربردی و در زمره پژوهش های کیفی و از نوع فراترکیب (متاسنتز) است که با استفاده از روش هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) انجام شده است. جامع ه ای ن پژوه ش، کتاب ها و مق الات علمی پژوهشی منتشرشده در پایگاه های معتبر خارجی از س ال 2000 ت ا 2025، در ارتباط با واژگان مرتبط با موضوع مدیریت استعداد معلمان بوده اند. درنهایت 53 مقاله تحلیل شد. برای تحلیل داده ها از نرم افزار مکس کیودا و برای تحلیل داده ها از کدگذاری خط به خط، در قالب کدهای باز (نشانگرها)، اس تفاده شد. سپس کدهای باز در حوزه های مرتبط در کدهای محوری (مؤلفه ها) و درنهایت در کدهای اصلی (ابعاد) سازماندهی شدند. یافته ها نشان می دهد مدیریت استعداد معلمان مدیریت استعداد معلمان شامل سه بعد و هر بعد شامل دو مؤلفه است. بعد شناسایی استعداد: «سیاست ها، اهداف و ساختار» و «آزمون های استاندارد و سازوکار بازخورد»، بعد پرورش استعداد: «آموزش عملی و مهارتی» و «اشتیاق و استقامت» و بعد حفظ و نگهداشت استعداد: «حمایت و انگیزش مادی» و «فرهنگ و انگیزش معنوی». الگوی مفهومی مدیریت استعداد معلمان بر اساس یافته ها ارائه شده است.