فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۶۱ تا ۹۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفه های معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور انجام شد، این پژوهش از لحاظ جهت گیری پژوهش جزو تحقیقات بنیادی نظری است. از نظر شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد کیفی انجام شد. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی و مدیران ارشد آموزش عالی به صورت هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. به منظور شناسایی ابعاد مولفه های اصلی مدل معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور از استراتژی تحلیل تم و روش شبکه مضامین به کمک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. جامعه آماری شامل افراد خبره دانشگاهی و مدیران ارشد و میانی آموزش عالی و آگاه در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت به ویژه بحث معرفت شناسی بود. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی مورد مصاحبه قرار گرفتند. جهت اعتباردهی فرایند کدگذاری و کنترل کیفیت در بخش کیفی ابعاد معرفت شناسی از شاخص کاپای کوهن استفاده شد. جهت محاسبه شاخص کاپا از یک فرد خبره خواسته شد بدون اطلاع از کدگذاری محقق، نسبت به کدگذاری و دسته بندی مضامین اقدام نماید. سپس با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس، مضامین ارائه شده توسط پژوهشگر با مضامین ارائه شده توسط فرد خبره مقایسه شده است. نتایج آماری نشان داد کدهای این دو محقق نزدیک به هم بوده که نشان دهنده توافق بالا بین این دو کدگذار و بیان کننده پایایی است. مقدار شاخص کاپا برابر با 856/0 محاسبه شده که در سطح توافق پذیری عالی قرار گرفته است. مضامین فراگیر استخراج شده معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور در 5 مقوله توانمندی فردی، توانمندی تعامل اجتماعی در سطح بین المللی، توانمندی تدریس سازنده گرایی، پشتیبانی فضای مجازی، پشتیبانی ارزیابی و نظارت سازماندهی شد.
چالش های اولویت دار آموزش منابع انسانی در حوزۀ مهندسی، در دورۀ انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
23 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد داده بنیاد بوده است. جامعه آماری آن را متخصصان و صاحب نظران حوزه آموزشِ عالی تشکیل داده اند. روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند بوده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حجم نمونه را براساس نمونه گیری نظری و رسیدن به اشباع نظری تعیین کردیم. درمجموع، با 15 نفر مصاحبه کردیم. با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، کدگذاری باز، محوری و گزینشی، داده ها را تحلیل کردیم. براساس نتایج، این الگو دارای مؤلفه های تحول آفرینی (پیشرفت های فناوری و چالش های جهانی 5/0) و دانشجومحوری (تناسب دانشجو با صنعت و انتظارات دانشجویان) به عنوان شرایط علّی، زیرساخت های نهادی (نگرش و بافت فرهنگی و آمادگی نهادی) به عنوان شرایط زمینه ای، حکمرانی نظام آموزشِ عالی (سیاست گذاری نظام آموزشِ عالی و راهبردهای نظام آموزشِ عالی) به عنوان شرایط مداخله گر، پیاده سازی و استقرار (توسعه زیست بوم فناوری و نوآوری) به عنوان راهبرد، و مزیت ها (نوسازی آموزشِ عالی و جامعه محوری و کارآفرینی) به عنوان پیامدهاست. ایران با پذیرش الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم فرصت دارد چشم انداز آموزشِ عالی خود را متحول کند.
The Role of Euphemistic Strategies in Manipulation of Realities and Persuasion in Political Speeches(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
215 - 231
حوزههای تخصصی:
This study investigates the role of euphemistic strategies in the manipulation of realities and persuasion within political discourse, focusing on speeches by American and Iranian politicians during the 2013-2015 nuclear negotiations. Employing Van Dijk's socio-cognitive model, the research conducts a comparative discourse analysis to identify and categorize euphemistic expressions used to justify policies, address controversial issues, and influence public opinion. The analysis reveals distinct patterns in the use of euphemistic strategies, with American politicians, such as John Kerry, frequently employing polarization and burden/topos, while Iranian politicians, like Mohammad Javad Zarif, emphasize evidentiality and positive self-presentation. These differences reflect varying rhetorical styles and objectives, highlighting how euphemisms serve as tools for ideological manipulation and audience persuasion. The study underscores the importance of understanding euphemistic language in political communication, offering insights into the mechanisms of public perception shaping and the legitimization of political agendas. By comparing English and Persian political discourses, this research contributes to cross-cultural discourse analysis and enhances critical discourse awareness, equipping audiences to deconstruct political rhetoric and recognize underlying persuasive techniques.
Pyramid model of willingness to communicate versus communicative tasks: Can they reduce EFL learners' speaking barriers?(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
77 - 105
حوزههای تخصصی:
The present explanatory mixed methods study was designed to investigate the difference between the effects of using the pyramid model of Willingness to Communicate (WTC) and Communicative Tasks (CTs) on reducing Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners' speaking barriers. The participants were 57 Iranian EFL learners selected based on convenience sampling from a language institute in Tehran. The Preliminary English Test (PET) results verified their homogeneity. To foster a stronger spirit of cooperation among the participants, they were placed in three different classes based on their tendencies; hence, the researchers could consider them as three groups: the Pyramid Model Group (PMG), the Communicative Tasks Group (CTsG), and the Conventional Approach Group (CAG) each including 19 participants. The PMG received instructions pertaining to the six levels of PM in willingness to communicate (WTC), while the CTsG received instructions based on information gap, reasoning gap, and opinion gap activities. The CAG relied on the Audio-Lingual Method (ALM), which the institute regularly followed. Accordingly, the three groups went through pretesting, intervention, and post-testing. The participants completed a speaking barriers survey as pre- and post-tests. Then, ten participants from the three groups were randomly selected and interviewed about the impact of the methods they had experienced on their speaking barriers. The Analysis of Variance (ANOVA) revealed the priority of the pyramid model of WTC over communicative tasks and conventional teaching in reducing learners' speaking barriers. The interview results also confirmed the quantitative findings indicating that anxiety, learners' low self-confidence, along with linguistic and instructional barriers could be reduced through being exposed to the pyramid model instructions. The results can be helpful for ELT professionals, EFL teachers and learners, and other stakeholders to hold more thriving L2 speaking classes.
ارزیابی اثربخشی رهبری تحول آفرین در ادغام رایانه و نرم افزارهای آموزشی در فرایند تدریس دروس علوم
حوزههای تخصصی:
این پژوهش کیفی با هدف بررسی اثربخشی رهبری تحول آفرین در ادغام رایانه و نرم افزارهای آموزشی در فرایند تدریس دروس علوم در مقطع ابتدایی در مدارس غرب استان مازندران انجام شده است. جامعه آماری شامل معلمان مدارس ابتدایی این منطقه است که به دلیل نقش مستقیم در فرایند تدریس و تعامل با فناوری های آموزشی انتخاب شدند. نمونه گیری به روش هدفمند و نظری صورت گرفت به گونه ای که معلمان دارای تجربه کافی در استفاده از فناوری های آموزشی و آشنایی با سبک رهبری تحول آفرین به عنوان نمونه های کلیدی برگزیده شدند. تعداد نمونه ها تا رسیدن به اشباع داده ای (۱۵ تا ۲۰ نفر) ادامه یافت تا غنای داده ها و جامعیت تحلیل تضمین شود. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری و با استفاده از نرم افزار MAXQDA و روش کدگذاری باز و محوری تحلیل شدند. یافته ها نشان داد که رهبری تحول آفرین با ایجاد انگیزه، حمایت و توانمندسازی معلمان، نقش مهمی در تسهیل ادغام فناوری در آموزش علوم ایفا می کند. همچنین، زیرساخت های فناوری، آموزش مستمر و حمایت سازمانی از عوامل کلیدی موفقیت این فرآیند هستند. این پژوهش می تواند راهنمایی عملی برای مدیران و سیاست گذاران آموزشی در غرب استان مازندران برای بهره برداری مؤثر از فناوری در آموزش باشد.
زنان در گفتمان رهبری و مدیریت آموزشی
حوزههای تخصصی:
رهبری، مفهومی محوری در نظریه های مربوط به عملکرد سازمان هایی مانند مدارس و بوروکراسی های آموزشی است، اما اخیراً به دلیل کوری جنسیتی، عادت واره های جنسیتی، پیامدهای تقسیم کار جنسیتی و سلسله مراتبی، در سطوح مختلف، بسیاری از مفاهیم مدیریت آموزشی با دیدگاه ها و پرسش های انتقادی مواجه شده است. این انتقادها بر ادعاهای دانش و رویکردهای پژوهشی پوزیتیویستی است که فرض جهان شمولی تجربه مردانه را به تصویر می کشند. این الگوها در طول دهه 1970 و اوایل دهه 1980 موجب شکل گیری سیاست های مداخله گرایانه لیبرال در مورد فرصت های برابر شده بود. چنین سیاست هایی بر اساس نظریه اجتماعی شدن نقش جنسیتی بنا شده و به دنبال تسهیل پذیرش «نقش های رهبری توسط زنان» در مدارس بودند تا تعادل جنسیتی عادلانه تری ایجاد کنند؛ اما کاهش زنان در چنین موقعیت هایی در این دوره نشان می دهد که مسئله پیچیده تر از صرفاً اطلاعات آماری است. این مقاله براساس رویکرد پژوهش نظری با بازسازی مفهوم فمینیستی رهبری آموزشی، موفقیت ها و ناکامی های زنان در این عرصه در مقابله با قدرت های چندجهته و چندوجهه را مورد بررسی قرار می دهد. این مطالعه، با نگاهی انتقادی به گفتمان زنان در رهبری و مدیریت آموزشی، چارچوبی را برای ذینفعان جهت درک و حمایت از رهبران زن ارائه می دهد. یافته ها، نیاز به سیاست های هدفمند و تغییرات نهادی برای تقویت برابری جنسیتی در نقش های رهبری را برجسته می کند.
The Effects of Peer and Teacher Technology-Enhanced Scaffolding through Process Approach on Iranian EFL Learners’ Collocational Knowledge: The Case of Impulsive and Reflective Learners
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
32 - 47
حوزههای تخصصی:
This study examined the effects of peer and teacher technology-enhanced scaffolding through process approach on Iranian EFL learners’ collocational knowledge with regard to impulsivity and reflectivity. The participants included 132 EFL learners at the intermediate level selected from an initial number of 204 learners based on their scores on Preliminary English Test (PET). The 132 learners were divided into three groups and given a collocation pretest and the reflectivity/impulsivity questionnaire. The three groups of the study were the peer scaffolding (N=48), the teacher scaffolding (N=43), and the control group (N=41). In each of the three groups, there were both reflective and impulsive learners. The first experimental group received peer scaffolding via Telegram while the second experimental group was exposed to teacher scaffolding. As for the control group, no teacher or peer scaffolding was provided and the learners were taught collocations in a conventional way. After the treatment, the posttest of collocations was given to the three groups. The results revealed that both peer and teacher scaffolding significantly affected collocation learning. However, there was no significant difference between peer and teacher scaffolding in terms of their effects on collocation learning. The results also indicated that the main effect of treatment on collocation learning was significant; however, there was not a statistically significant interaction between peer and teacher scaffolding through the process approach in a technology-enhanced environment and reflectivity vs. impulsivity on EFL learners’ collocation learning. Based on the results, EFL teachers can employ both peer and teacher scaffolding in a technology-enhanced environment to improve EFL learners’ collocational knowledge irrespective of learners’ impulsivity and reflectivity.
تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی و خودکارآمدی خلاق دانشجویان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در نظام های آموزشی دوره ۱۹ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۸
71 - 88
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف از پژوهش حاضر تاثیر ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی و خودکارآمدی خلاق دانشجویان بود. روش: روش تحقیق نیمه آزمایشی از نوع طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دانشجویان کارشناسی ارشد رشته تکنولوژی آموزشی دانشگاه بین المللی چابهار بودند که 50 نفر به عنوان نمونه با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (25 نفر در گروه آزمایش و 25 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. یافته ها: داده ها با روش کوواریانس تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر یادگیری خودجهت دهی تاثیر دارد. ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر انگیزش یادگیری طرح ریزی و اجرا، خودنظارتی و ارتباط بین فردی تاثیر دارد. ارزشیابی بازی وارسازی شده مبتنی بر هوش مصنوعی بر خودکارآمدی خلاق تاثیر دارد. نتیجه گیری: بر این اساس می توان نتیجه گرفت دانش آموزانی که در معرض ارزشیابی بازی وار قرار گرفتند، خودمختاری بیشتری در مدیریت فرایند یادگیری از خود نشان دادند و اعتمادبه نفس بالاتری در به کارگیری خلاقیت در موقعیت های آموزشی داشتند. با توجه به تأثیر مثبت ارزشیابی بازی وار بر یادگیری خودجهت ده و خودکارآمدی خلاق، به دانشجویان پیشنهاد می شود از فرصت های یادگیری مبتنی بر بازی وارسازی بهره مند شوند و به طور فعال در فعالیت های آموزشی تعاملی شرکت کنند. استفاده از این رویکردها می تواند به تقویت مهارت های خودتنظیمی، اعتماد به توانمندی های فردی و پرورش خلاقیت آن ها در حل مسائل آموزشی منجر شود.
ارائه الگوی برنامه درسی پنهان در آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد اجتماعی-فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۷
77 - 100
حوزههای تخصصی:
در دل پیچیدگی های فرایند تعلیم و تربیت، برنامه درسی پنهان همچون جریانی زیرین، بی وقفه بر شکل گیری ذهن ها و روح ها اثر می گذارد. این پژوهش با هدف کاوش در لایه های پنهان آموزش ریاضی و با بهره گیری از روش های کیفی، به مشاهده و تحلیل تعاملات کلاس درس پرداخته و مؤلفه های تأثیرگذار برنامه درسی پنهان را با ابتناء به رویکرد اجتماعی-فرهنگی ویگوتسکیشناسایی نموده است. این پژوهش، با اتخاذ پارادایم کیفی و رهیافت داده بنیاد، طی سه سال تحصیلی در سه دبیرستان پسرانه غیر دولتی در تهران انجام شد. داده ها با استفاده از ابزارهای متنوعی نظیر مشاهده، مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته، و اسناد آموزشی گردآوری و تحلیل شدند. یافته های این تحقیق، نشان داد که الگوی برنامه درسی پنهان در آموزش ریاضی مبتنی بر رویکرد اجتماعی-فرهنگی در سه لایه کلیدی زمینه«محیط یادگیری، محتوای آموزشی، قوانین آموزشی و انضباطی، و روش های آموزشی مرسوم»، فرآیند«تعاملات ناهمتراز جمعی و فردی و تعاملات هم تراز»، و پیامد«تغییر نگرش به ریاضی، گسترش یادگیری، و آثار فردی و جمعی یادگیری گروهی» قابل صورت بندی است.
مقایسه صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دوره ابتدایی بر اساس نوع جذب (دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان و مهارت آموزان ماده ۲۸) در شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه حرفه ای معلم سال ۱۰ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۳۷)
47 - 70
حوزههای تخصصی:
هدف : پژوهش حاضر با هدف مقایسه صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دوره ابتدایی بر اساس نوع جذب (دانش آموختگان دانشگاه فرهنگیان و مهارت آموزان ماده ۲۸) در شهر تهران، انجام شد. روش ها : این پژوهش از نوع توصیفی-مقایسه ای است. تعداد نومعلمان جذب شده از طریق آزمون استخدامی ماده ۲۸ در شهر تهران ۶۱۰۶ نفر و تعداد فارغ التحصیلان دانشگاه فرهنگیان ۱۸۳۷ نفر بودند که با استفاده از جدول مورگان و نمونه گیری طبقه ای نسبی، ۳۶۷ نفر انتخاب شدند؛ به طوری که ۸۴ نفر از نومعلمان فارغ التحصیل دانشگاه فرهنگیان و ۲۸۳ نفر از نومعلمان مهارت آموز جذب شده از طریق آزمون استخدامی ماده ۲۸ بودند. نمونه ها به گونه ای انتخاب شدند که کلیه مناطق ۱۹ گانه شهر تهران را پوشش دهند. برای ابزار گردآوری داده ها، از پرسش نامه صلاحیت های حرفه ای استفاده شد که مؤلفه های آن برگرفته از مدل هانتلی (۲۰۰۸) با ۶۸ گویه در سه بُعد دانش حرفه ای، مهارت حرفه ای و نگرش حرفه ای بود. روایی ابزار با تحلیل عاملی تأییدی انجام شد و پایایی آن با آلفای کرونباخ (۸۹/۰) محاسبه شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون t مستقل انجام گرفت. یافته ها : تحلیل آماری با استفاده از آزمون t مستقل نشان داد که میانگین صلاحیت های حرفه ای نومعلمان دانش آموخته دانشگاه فرهنگیان به طور معناداری بالاتر از نومعلمان جذب شده از طریق ماده ۲۸ است (۰۱/۰p<). این تفاوت در تمامی مؤلفه ها مشاهده شد که می تواند ناشی از فرایند آموزش نظام مند و تربیت معلم مبتنی بر برنامه های آموزشی هدفمند باشد. نتیجه گیری : بازنگری در فرآیندهای مختلف جذب معلم و تمرکز بیشتر بر کیفیت تربیت حرفه ای معلمان در ابعاد مختلف، برای ارتقای آموزش و پرورش، ضروری است و لازم است سیاست گذاران آموزشی با طراحی برنامه های توسعه حرفه ای مؤثر و اثربخش، به ارتقای صلاحیت های حرفه ای معلمان و افزایش کیفیت آموزش در مدارس کمک کنند.
طراحی و اعتباریابی الگوی زیبایی شناسی یادگیری الکترونیکی با تأکید بر تجربه کاربری و حس حضور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۸
139 - 175
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به طراحی و اعتبارسنجی الگویی برای زیبایی شناسی یادگیری الکترونیکی با تمرکز بر تجربه کاربری و حس حضور پرداخته است. روش تحقیق از نوع آمیخته (کمی-کیفی) بود. بخش کیفی، بر اساس روش داده بنیاد، ابتدا منابع و متن های استخراج شده از مصاحبه با صاحب نظران که به شیوه هدفمند انتخاب شده بودند مبتنی بر تبیین مؤلفه های زیبایی شناسی یادگیری الکترونیکی پس از کدگذاری باز، محوری و گزینشی در قالب کدهای محوری علّی، زمینه ای، مداخله گر، راهبردی و پیامدها تحلیل شد. سپس مؤلفه های اصلی استخراج شده و در قالب الگوی مفهومی ارائه گردید. یافته ها نشان داد که مؤلفه های زیبایی شناسی در قالب چهار بُعد حضور شناختی، اجتماعی، تدریس و عاطفی قابل دسته بندی است. حضور شناختی شامل درک زیبایی شناسی ویژگی های شخصی، یادگیری مبتنی بر تجربه زیبایی شناسی و گفتگوی تأملی است. حضور اجتماعی شامل: زیبایی شناسی یادگیری اجتماع محور و حمایت از یادگیری گروهی اشاره دارد. حضور عاطفی به تحریک احساسات مثبت و تقویت حس شادی مربوط می شود. درنهایت، زیبایی شناسی تدریس شامل تحلیل، طراحی و سنجش پیامدهای زیبایی شناختی است. در بخش کمی برای تعیین اعتبار الگو، مؤلفه های آن در قالب پرسشنامه تهیه و برای افراد ارسال شد تا اعتبار و پایایی مدل سنجیده شود. برای تعیین اعتبار الگو CVR و CVI و برای پایایی از آلفای کرونباخ سنجیده شد. نمونه پژوهش در این بخش شامل ۲۰ نفر از متخصصان حوزه فن آوری آموزشی بوده است. نتایج نشان داد که الگوی طراحی شده از اعتبار لازم برخوردار است و می تواند به بهبود کیفیت یادگیری الکترونیکی کمک کند.
طراحی و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی بر خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش طراحی و ارزیابی اثربخشی برنامه آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی بود. روش پژوهش از لحاظ هدف بنیادی و کاربردی و از تحقیقات،ترکیبی-اکتشافی به شمار می رود. جامعه آماری پژوهش در بخش کیفی شامل کتب و مقالات تخصصی فارسی و انگلیسی در حوزه آموزش مبتنی بر طرحواره درمانی در 20 سال اخیر بود که با روش نمونه گیری هدفمند گروه نمونه انتخاب شدند. سپس مؤلفه های طرحواره درمانی از آن ها استخراج و با روش کیفی تحلیل مضمون کدگذاری شدند. درنهایت بسته طرحواره درمانی طی هیجده جلسه تدوین شد و روایی صوری و محتوایی آن توسط متخصصان تایید شد. روش پژوهش در بخش کمی از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون – پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش در این بخش شامل افراد دارای آسیب بینایی مرکز rp تهران بود که دارای پرونده توانبخشی بودند. حجم نمونه شامل 40 نفر (20 نفر گروه آزمایش و 20 نفر گروه گواه) از جامعه آماری به شیوه نمونه-گیری هدفمند انتخاب شده و در گروه گواه و آزمایش جایدهی شدند. برای گروه آزمایشی، آموزش مبتنی برطرحواره درمانی اجرا شد در حالیکه گروه کنترل آموزشی دریافت نکردند. ابزار پژوهش شامل پرسشنامه خود کارآمدی (بندورا، 2006) بود. داده ها با استفاده از آزمون تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که آموزش مبتنی برطرحواره درمانی بر بهبود خودکارآمدی در مراحل پس آزمون و پیگیری تاثیر معنی دار داشته است (01/0P<). یافته های این پژوهش اطلاعات مفیدی را در ارتباط با آموزش مبتنی برطرحواره درمانی فراهم می کند و مشاوران و روانشناسان می توانند برای بهبود خودکارآمدی افراد دارای آسیب بینایی از این مداخله استفاده نمایند.
بررسی و طبقه بندی ساختار نتایج یادگیری فراگیران از مفهوم نیروی اصطکاک به کمک الگوی سولو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نوآوری های آموزشی سال ۲۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۹۵
7 - 37
حوزههای تخصصی:
آموزش موفق نیازمند الگوی ارزشیابی مناسب از یادگیری است؛ زیرا ارزشیابی کارآمد طرحواره های ذهنی و بدفهمی های فراگیران را شناسایی و به اصلاح و رفع موانع یادگیری کمک می کند. یکی از الگوهای ارزشیابی کاربردی، طبقه بندی سولو است. هدف از این پژوهش، بررسی سطح یادگیری دانش آموزان از مفهوم نیروی اصطکاک به کمکِ آزمونی محقق ساخته بر اساس الگوی سولو است. روش پژوهش، توصیفی از نوع پیمایشی است. جامعه آماری این مطالعه را دانش آموزان پایه دوازدهم شهرستان فلاورجان استان اصفهان تشکیل می دهند که از میان آن ها تعداد 216 نفر به روش نمونه گیری در دسترس، به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. نتایج آمار توصیفی حاصل از پژوهش نشان داد، 83/3% از حجم نمونه در سطح تک ساختاری، 29/8% در سطح چندساختاری و 2.5% در سطح رابطه ای قرار دارند و هیچ کدام به بالاترین سطح یادگیری مدل سولو نرسیده اند. همچنین در این پژوهش، به کمک الگوی سولو بدفهمی های دانش آموزان از نیروی اصطکاک استخراج شده و برای ارتقای سطح یادگیری فراگیران پیشنهادهایی ارائه شده است.
اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
82 - 97
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مطالعه اثر رهبری مربیگری مدیران مدارس بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش ابتدائی با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش تحقیق پیمایشی انجام گردید. 321 معلم ورزش ابتدایی استان گلستان جامعه آماری این پژوهش بودند. حجم نمونه پژوهش با بکارگیری فرمول کوکران 176 معلم تعیین گردید و برای انتخاب نمونه از روش انتخاب تصادفی طبقه ای استفاده شد. ابزار اندازه گیری متغیرها شامل سه پرسشنامه رهبری مربیگری (الینگر و همکاران، 2013)، توانمندسازی روانشناختی (اسپریتزر و همکاران، 2005) و عملکرد خلاقانه (ژو و جرج، 2001) بود. نرم افزا آماری SPSS نسخه 25 به منظور انجام تحلیل های توصیفی بر روی ویژگی های فردی نمونه پژوهش و متغیرها مورد استفاده قرار گرفت. تحلیل های بخش استنباطی با بهره گیری از نرم افزار آماری Smart PLS نسخه 4 انجام گردید. یافته های پژوهش نشان داد اثر رهبری مربیگری مدیران بر توانمندسازی روانشناختی معلمان ورزش مثبت و معنی دار است. همچنین نتایج پژوهش مشخص نمود رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش اثر معنی داری ندارد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان داد رهبری مربیگری مدیران بر عملکرد خلاقانه معلمان ورزش با نقش میانجی توانمندسازی روانشناختی اثر مثبت و معنی داری دارد. بی توان چنین نتیجه گیری نمود که بکارگیری رهبری مربیگری توسط مدیران مدارس با بهبود توانمندسازی معلمان ورزش موجب عملکرد خلاقانه آن ها می شود. بنابراین افزایش آگاهی و دانش مدیران مدارس از شیوه رهبری مربیگری و ترغیب آن ها به استفاده از این شیوه رهبری در محیط کاری خود پیشنهاد می شود.
تدوین مدل پرسه زنی اینترنتی بر اساس مهارت مدیریت زمان و فرسودگی تحصیلی با نقش میانجی خودکارآمدی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه مهارت مدیریت زمان و فرسودگی تحصیلی با پرسه زنی اینترنتی، نقش میانجی توانایی خودکارآمدی تحصیلی در دانش آموزان دوره متوسطه دوم بود. پژوهش حاضر از لحاظ هدف جزء پژوهش های کاربردی و از لحاظ روش از نوع مطالعات همبستگی بود. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان متوسطه شهر خرم آباد در سال 1402 تشکیل دادند. از بین آن ها به صورت نمونه گیری خوشه ای تصادفی 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسش نامه پرسه زنی اینترنتی استودارت (2016)، پرسش نامه مهارت مدیریت زمان ترومن و هارتلی (1996)، پرسش نامه فرسودگی تحصیلی سالماآرو و ناآتانن و پرسش نامه خودکارآمدی تحصیلی جینگز و مورگان (1999) بود. روش تحلیل این پژوهش، استفاده از شاخص های آمار توصیفی و بهره گیری از تحلیل معادلات ساختاری به منظور برازش مدل بود. یافته ها نشان داد که رابطه فرسودگی تحصیلی با پرسه زنی اینترنتی هم به صورت مستقیم و هم غیرمستقیم معنادار است و خودکارآمدی تحصیلی واسطه این رابطه است. اما رابطه مهارت مدیریت زمان و پرسه زنی اینترنتی معنادار نبود. پس می توان از طریق ارائه برنامه های آموزشی باتوجه به قدرت اثرگذاری خودکارآمدی تحصیلی و فرسودگی تحصیلی بر بروز پرسه زنی اینترنتی، این رفتار اجتنابی را کاهش داد.
تدوین و اعتباریابی پرسش نامه سنجش کیفیت تدریس آموزگاران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کیفیت تدریس نقش اساسی در کیفیت یادگیری ایفا می کند و دانش و مهارت های آموخته شده توسط فراگیران به طور انکارناپذیری با کیفیت یادگیری آنان ارتباط دارد. پژوهش حاضر با هدف تدوین پرسش نامه کیفیت تدریس آموزگاران (QATQT) و سنجش اعتبار و پایایی آن به اجرا در آمد. برای نیل به هدف پژوهش، 422 نفر از آموزگاران شاغل در مدارس ابتدایی استان همدان انتخاب و پرسش نامه ها را تکمیل نمودند. اعتبار پرسش نامه با استفاده از تحلیل عوامل بررسی و بر این اساس 6 عامل استخراج گردید. این عوامل با توجه به مبانی نظری تحقیق و محتوای سؤالات قرار گرفته روی عوامل تحت عناوین روش های تدریس، ایجاد یادگیری رفتاری، تحقق هدف تدریس، ایجاد یادگیری شناختی، کسب مهارت های عملی و استفاده از فناوری اطلاعات نام گذاری شد. پایایی پرسش نامه با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ برآورد شد. بر اساس نتایج به دست آمده، ضرایب آلفای عوامل 6 گانه (به استثناء عامل کسب مهارت های عملی که 554/0 است) رضایت بخش است. کوچک ترین ضریب آلفا متعلق به عامل کسب مهارت های عملی برابر با 554/0 با 3 سؤال و بزرگ ترین ضریب آلفا متعلق به عامل روش های تدریس برابر با 778/0 با 5 سؤال است. ضریب پایایی کل پرسش نامه نیز 91/0 به دست آمد که قابل توجه است. بر اساس نتایج پژوهش، این پرسش نامه دارای شرایط لازم برای بهره گیری به منظور سنجش کیفیت تدریس آموزگاران است.
Comparing the Impact of Cooperative and Competitive Flipped Learning on EFL Learners’ Speaking(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۳ , ۲۰۲۵
30 - 60
حوزههای تخصصی:
Ever since its introduction, the flipped learning approach has demonstrated promising results in English language teaching. To this end, the goal of the present study was to compare the effectiveness of flipped learning on speaking in two different cooperative and competitive EFL learning settings. To conduct the study, the researchers selected 60 learners through nonrandom convenience sampling and subsequently randomly assigned them into two experimental groups of 30 learners, namely the flipped learning cooperative and the flipped learning competitive groups. Both groups underwent the same flipped learning treatment; the point of departure, however, was the fact that in one group the learners exercised cooperative learning while the other group experienced competitive learning. Prior to the treatment, all 60 learners took a speaking pretest (a sample Preliminary English Test or PET) and after the treatment, a posttest (another sample PET) was administered to them. An analysis of covariance (ANCOVA) was run on the two groups’ scores on the pre- and posttest. The result of the study indicated that the learners sitting in the flipped cooperative group outperformed those in the flipped competitive group. The implications of the findings of this study are elaborated in the paper.
ارائه ی الگوی مفهومی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه: یک مطالعه ی داده بنیاد(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)
حوزههای تخصصی:
مقدمه: انتخاب رشته تحصیلی از مهمترین تصمیم های آموزشی داوطلبان کنکور سراسری است که می تواند تاثیرات قابل توجهی بر آینده تحصیلی و شغلی آنها داشته باشد. شواهد و مستندات حاکی از وجود مسائل و مشکلات اساسی در این فرایند است. این پژوهش با هدف ارائه الگوی مفهومی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه انجام شد. روش کار: این مطالعه به شیوه کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد انجام شد. 18 نفر از متخصصان و صاحبنظران حوزه مشاوره تحصیلی و انتخاب رشته با استفاده از نمونه گیری هدفمند و مصاحبه نیمه ساختاریافته و بر اساس ملاک های ورود به پژوهش تا حد اشباع مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج: بر اساس تحلیل داده ها، الگوی آسیب های تحصیلی فرایند انتخاب رشته تحصیلی ورود به دانشگاه تعیین شد. در این الگو، ارزش های آسیب رسان و باورهای محدودکننده، به عنوان مقؤله محوری انتخاب شد. شرایط علّی عبارت بودند از: مشکلات علاقه و رغبت، ادراک نادرست از توانمندی و استعداد، تعاملات معیوب در خانواده، انگیزش نابسنده و تداخل نیازها. پنج مقوله اصلی، ابهام شرایط شغلی و آینده اشتغال، مشکلات فرهنگی- ساختاری، نظام آموزشی معیوب، خلأ قانون گذاری و ضعف سیستم نظارتی و عدم توازن در جایگاه اجتماعی رشته ها به عنوان شرایط زمینه ای و مؤلفه های نقص و کمبود اطلاعات و منابع آگاهی و موانع و محدودیت های ناشی از مدارس به عنوان عامل مداخله گر انتخاب شدند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش، حاکی از این است که عوامل متعددی در ایجاد و ادامه ی آسیب های فرایند انتخاب رشته تحصیلی داوطلبان نقش قابل توجهی دارند. این آسیب ها اغلب در حیطه ی فردی و روانشناختی نمود پیدا می کند، اما عواملی مانند وضعیت فرهنگی- اجتماعی جامعه، نظام آموزشی معیوب و ساختار خانواده ها می تواند مسیر صحیح انتخاب رشته تحصیلی را با چالش های اساسی مواجه کند.
The Effect of Emotional Self-Regulation Training on Assertiveness Skills and Motivational Beliefs in Students
حوزههای تخصصی:
The purpose of this research was to determine the effect of emotional self-regulation training on assertiveness skills and motivational beliefs in students.The research method was a semi-experimental pre-test-post-test type with a control group.From the statistical population, which included all sixth grade female students of Mirjaveh in the academic year of 1997-1998, using the purposeful sampling method, 40 people were randomly replaced in two experiment and control groups.The tools used were Gambrill and Ritchie's Daring Questionnaire (1975) and Motivational Strategies for Learning Questionnaire (1990).Covariance analysis method was also used to analyze the data. The results of the research showed that emotional self-regulation training was effective on students' assertiveness skills and motivational beliefs (p<0.01). Also, the effect of emotional self-regulation training on the components of motivational beliefs such as increasing self-efficacy and reducing exam's anxiety has also been positive and significant (p<0.01). But the results of the effect of emotional self-regulation training on internal valuation were not significant (p<0.05).Considering the negative consequences of weak motivational beliefs and assertiveness skills in students; Therefore, in order to strengthen these variables, it is suggested that emotional self-regulation be taught to students by teachers and education planners in the form of class discussions or empowerment workshops.
From Isolation to Identity: An Expanded Symbolic Interactionist Analysis of A Slipping-Down Life(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۴, Autumn ۲۰۲۵
177 - 188
حوزههای تخصصی:
This study offers a full symbolic interactionist examination of Anne Tyler's novel A Slipping-Down Life, examining how identity is developed, acted out, and challenged by symbolic movements, emotional labor, and social recognition. With a focus on the protagonist Evie Decker, this study takes up seven primary questions of inquiry about the formation of identity in terms of performance, the influence of gender expectations, the utilization of music and silence as communication, and the intersections of trauma, emotion, and resistance in terms of negotiating identity. Basing itself on the classic theoretical models constructed by Mead, Blumer, Goffman, and Cooley—and recent reformulations and explications provided by Charmaz, Burke and Stets, and feminist theorists such as Butler and Gilligan—this article places Evie's transformation within generic sociological and psychological contexts. Through acts of self-scarification, deliberate silence, and remaking maternity roles, Evie operates within a condition of marginality and misrecognition. Her experience demonstrates identity as an active, networked, and emotional process, with a strong impact of gender roles and social norms. The research points out that literature, and especially texts richly textured with sociological context, such as Tyler's, offers a fertile backdrop for comprehending identity formation as an emotional, symbolic, and performative process. By drawing upon knowledge from narrative psychology, feminist theory, and cultural sociology, this study highlights the benefit of applying interdisciplinary approaches to literary analysis and the sociological imagination.