واکاوی وجه مردم بنیادِ الگوی حکمرانی تربیتی از منظر فقه تربیتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در شرایط حاضر، بحث از الگوی حکمرانی تربیتی و نقش مردم و بررسی سیاست مردمی سازی، جمع سپاری و مشارکت پایگی در عرصه آموزش رسمی اهمیت مضاعف یافته است و مبانی نظری آن در گفتمان انقلاب اسلامی و خصوصاً اندیشه سیاسی و تربیتی آیت الله خامنه ای قابل ردگیری است. مؤلف در مجالی دیگری «حلقه های میانی تربیتی» مبتنی بر اندیشه ایشان را مدلّل نموده و در مجالی دیگر «مردم محوری در آموزش وپرورش» را با ظرفیت فقه تربیتی بحث نموده است؛ اما جایگاه مردم در الگوی حکمرانی تربیتی مختار، چیست؟ ماهیت مردم بنیادی این الگو و سهم دیگر بازیگران چیست؟ آیا مردم بنیادی در این الگو، بُعد حاکمیتی تربیت را نفی و به معنای حاکمیت زدایی، یا انحصارزدایی و یا نفوذ سکولاریزاسیون است؟ این مقاله در تلاش است با روش توصیفی استنباطی به پرسش های فوق پاسخ دهد. طبق بررسی ها این نتایج حاصل شد: 1. مبتنی بر نظریه «شبکه حقوق و تکالیف تربیتی» الگوی مختار، مردم بنیاد است و بازیگری مردم در تربیت، عاملیتی ذاتی و اصیل دارد و بنابر «شبکه عرضی تکالیف تربیتی»، ماهیت مردم بنیادی الگوی مختار ترسیم می شود؛ 2. در الگوی مختار، بازیگران تربیت در دو ضلع طولی و عرضی از «ولایت تربیتی» و به صورت شبکه مند جانمایی می شوند و حیثیتِ «ولاء عرضی در تربیت» به معنای مردم بنیاد بودن الگوی مختار است که با روایت های پست مدرن از شبکه مندی، متمایز است. از باب تسهیم درونی اقتدار تربیتی، در ضلع طولی خانواده و در ضلع عرضی عالمان دین دارای اولویت و تقدم می باشند؛ 3. در الگوی مختار، حاکمیت به عنوان یک بازیگر در عرض دیگر بازیگران و یا به عنوان بدیل است و مردم بنیادی این الگو، به معنای حاکمیت زدایی و انحصارزدایی از تربیت نیست؛ 4. در مقام ثبوت، مردم بنیادی الگوی مختار به معنای سکولاریزاسیون تربیت نیست؛ اما در مقام اثبات این احتمال قابل نفی نیست.