فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۹۲۱ تا ۹۴۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
تعلیم وتربیت نقش مهمی در افزایش مهارت ها ازجمله مهارت های اجتماعی دارد. در همین راستا هدف از پژوهش حاضر، بررسی رابطه سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی با میانجی گری تفکر انتقادی دانش آموزان بود. روش پژوهش توصیفی و از نوع همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش حاضر را تمامی دانش آموزان دوره اول متوسطه شهرستان ایرانشهر در سال تحصیلی 1402-1401 تشکیل داد که از بین آن ها تعداد 200 دانش آموز به روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای به عنوان نمونه پژوهش انتخاب شدند. برای جمع آوری اطلاعات از پرسش نامه های مهارت های اجتماعی گرشام و الیوت (1990)، سواد رسانه ای فلسفی (1393) و تفکر انتقادی ریکتس (2003) استفاده شد. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از ضریب همبستگی و مدل یابی معادلات ساختاری انجام گرفت. نتایج تحلیل داده ها نشان داد که رابطه مثبت و معنی داری بین سواد رسانه ای و تفکر انتقادی با نمره کل مهارت های اجتماعی و مؤلفه های آن وجود داشت (05/0P<). نتایج مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که مدل برازش مناسبی داشت و تفکر انتقادی نقش میانجی در رابطه بین سواد رسانه ای و مهارت های اجتماعی دانش آموزان داشت )05/0P<). براساس نتایج پژوهش حاضر می توان دریافت که سواد رسانه ای و تفکر انتقادی نقش اثرات مستقیم و غیرمستقیم معنی داری بر مهارت های اجتماعی دانش آموزان دارد و در برنامه های آموزشی باید مورد توجه قرار گیرد.
تحلیل مؤلفه های ادبیات پایداری در کتاب فارسی هفتم بر اساس سند تحول بنیادین آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از اهداف کلیدی ساحت تربیتی و سیاسی در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش توجه به ادبیات پایداری است که خوشبختانه متون مرتبط با آن به منظور فراهم آوردن زمینه های آموزشی و تربیتی در کتب درسی از جمله کتاب هفتم آموزش متوسطه فراهم آمده است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تحلیل محتوا و با هدف شناسایی میزان توجه به مؤلفه های ادبیات پایداری در کتاب فارسی هفتم به تحلیل مؤلفه هایی همچون طرح مذهبی، نمادهای دینی و مذهبی، عشق به مردم، وطن دوستی، حفظ میهن، امید به آینده و مدح آزادی و آزادگی و ذکر خاطرات انقلاب و دفاع مقدس پرداخته شده است. این بررسی نشان می دهد که در محتوای کتاب های درسی، طرح مذهبی و نمادهای دینی به طور قابل توجهی بیشتر از سایر مؤلفه ها مورد تأکید قرار گرفته اند. در مقابل، به مؤلفه هایی نظیر مدح آزادی و آزادگی و ذکر خاطرات انقلاب و دفاع مقدس به میزان کمتری توجه شده است. با توجه به اهداف مندرج در اسناد تعلیم و تربیت و اهمیت تأثیرگذاری این مؤلفه ها بر جامعه، پیشنهاد می شود که ترکیب این مؤلفه ها مورد بازنگری و تجدیدنظر قرار گیرد تا بتوان به توازن بهتری در این اثر دست یافت.
بررسی میزان درک دانشجو معلمان ابتدایی از ماهیت علم در ساختار شباهت خانوادگی و ارائه راهکار برای ارتقاء آن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات آموزشی و آموزشگاهی دوره ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۴۲)
135 - 151
حوزههای تخصصی:
پیشینه و اهداف: یکی از عوامل تأثیرگذار بر سواد علمی، درک ماهیت علم است. دیدگاه معلمان نسبت به ماهیت علم نقش کلیدی در نحوه آموزش علوم دارد. هدف این پژوهش، ارزیابی سطح درک دانشجومعلمان رشته آموزش ابتدایی از ماهیت علم و ارائه راهکار جهت ارتقا سطح آنها است. روش ها : پژوهش حاضر از منظر هدف، کاربردی و با توجه به ماهیت داده ها از نوع آمیخته (کمی-کیفی) است. در بخش کمی با روش نمونه گیری خوشه ای، نمونه ای به حجم 340 نفر از جامعه آماری دانشجومعلمان ابتدایی انتخاب گردید و برای ارزیابی سطح درک ماهیت علم آنها از پرسشنامه رویکرد شباهت خانوادگی کایا و همکاران (2018)، استفاده شد. در بخش کیفی، به منظور شناسایی راهکارها، داده ها با استفاده از روش سنتزپژوهی جمع آوری شدند. جامعه آماری در این بخش، کلیه مقالات 5 سال اخیر در زمینه آموزش ماهیت علم بود که از بین آنها 22 مقاله با هدف طراحی برنامه آموزشی برای معلمان، به عنوان نمونه انتخاب شد. در کدگذاری داده ها، از الگوی شش مرحله ای روبرتس استفاده شده است. یافته ها: در بخش اول پژوهش، نتایج نشان داد که دانشجومعلمان درک کافی از مؤلفه های ماهیت علم نداشتند. در بخش دوم، عوامل تأثیرگذار بر آموزش ماهیت علم شناسایی شدند که از آنها می توان به درک اصولی مفاهیم پایه، ارتباط بین نظریه و عمل، استفاده از رویکردهای بین رشته ای، سازنده گرایی، استم، مبتنی بر فناوری و روش تدریس های خلاق و پرسش و پاسخ اشاره کرد. نتیجه گیری ضروری است، این راهکارهای آموزشی در برنامه درسی تربیت معلم و دوره های ضمن خدمت معلمان اعمال و اجرا شود.
مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران
منبع:
انگاره های نو در تحقیقات آموزشی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
150 - 169
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف: تحلیل مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران، موضوعی چندوجهی و پویاست که با توجه به تحولات فناوری و گسترش فضای دیجیتال، اهمیت فزاینده ای یافته است.لذا هدف اصلی بررسی مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی در حقوق ایران بود. روش شناسی پژوهش: . این پژوهش با رویکرد توصیفی-تحلیلی و با استفاده از مطالعه اسناد و قوانین ایران انجام شده است. یافته ها: یافته ها نشان nhnکه در حقوق ایران، مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی بر پایه ی قوانین خاص (مانند قانون حمایت حقوق مؤلفان ۱۳۴۸)، قوانین عام (مانند قانون مدنی و قانون مسئولیت مدنی) و مقررات نوین فضای دیجیتال (قانون تجارت الکترونیک ۱۳۸۲ و قانون جرایم رایانه ای ۱۳۸۸) استوار است.دادگاه ها در رویه ی قضایی، اصل جبران خسارت را پذیرفته و امکان مطالبه ی هر دو نوع خسارت مادی (منافع از دست رفته، حق الامتیاز، هزینه های اضافی) و خسارت معنوی (لطمه به شهرت، نقض حق انتساب و تحریف اثر) را پیش بینی کرده اند.با این حال، رویکرد غالب قضات به جای تعیین مبالغ سنگین، بر اقدامات غیرمالی مانند توقف انتشار، جمع آوری نسخه های غیرمجاز و الزام به ذکر نام پدیدآورنده متمرکز است.بررسی آراء نشان می دهد که پراکندگی رویه، ابهام در معیارهای خسارت معنوی، دشواری اثبات زیان در فضای دیجیتال و طولانی بودن فرآیند رسیدگی از چالش های اصلی نظام قضایی ایران محسوب می شود.مقایسه با اسناد بین المللی، به ویژه موافقت نامه تریپس، بیانگر فاصله ی نظام قضایی ایران از معیارهای «غرامت منصفانه» و «حق الامتیاز متعارف» است.بنابراین، رویه قضایی ایران هرچند در سطح نظری حمایت از حقوق پدیدآورندگان را پذیرفته است، ,در عمل از کارآمدی و بازدارندگی کافی برخوردار نیست. نتیجه گیری: اگرچه قوانین ایران مسئولیت مدنی ناشی از نقض مالکیت معنوی را به رسمیت شناخته و امکان مطالبه ی خسارات مادی و معنوی را فراهم کرده اند، اما در عمل، رویه قضایی با پراکندگی آراء، ابهام در معیارهای خسارت معنوی و دشواری اثبات در فضای دیجیتال مواجه است.
آموزش عالی در غارهای مکانیزه: روند پی جویی دانشگاه از افلاطون تا نظریه هولونیک(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: این پژوهش با هدف بازخوانی انتقادی تحولات مفهومی آموزش عالی از دوران افلاطون تا دوره معاصر، به نقد تکه تکه شدن نظام آموزشی مدرن از منظر فلسفه تأسیس آکادمی افلاطون می پردازد. با استناد به تمثیل غار، استدلال می شود که دانشگاه های معاصر به «غارهای مکانیزه» تقلیل یافته اند؛ فضایی که در آن، آموزش ژنومی (تخصص افراطی) جایگزین چشم انداز کل نگر و بین رشته ای دوران کلاسیک شده است.
داده ها و روش ها: با اتکا بر روش شناسی مطالعات نظری-فلسفی، این پژوهش از ترکیب چهار رویکرد بهره می برد: ۱) تحلیل مفهومی مضامین کلیدی، ۲) روش شناسی تاریخی برای ردیابی تحول آکادمی از عصر افلاطون تا دانشگاه های مدرن، ۳) مرور انتقادی ادبیات مرتبط، و ۴) نظریه پردازی تطبیقی بین آرای افلاطون و نظریه هولونیک.
یافته ها: افلاطون در بنیان گذاری آکادمی، هندسه را نه به مثابه دانشی تجریدی، بلکه به عنوان زبانی برای درک «کلیت هستی» می دانست و بر پیوند دانش با تجربه زیسته تأکید داشت. بااین حال، تقلیل گرایی حاکم بر دانشگاه های مدرن، به فرسایش اِدوکِره (پرورش تفکر خودبنیاد) و سیطره اِدوکَره (انتقال منفعلانه محفوظات) انجامیده است. این گسست، دانشجویان را در «غارهای تخصصی» محبوس کرده که فاقد ارتباط با شبکه پیچیده واقعیت است.
نتیجه گیری: همسو با نظریه هولونیک که کل نگری افلاطونی را در قالب «هولارشی» (سلسله مراتب کل/جزء) بازتعریف می کند، این پژوهش خواستار بازگشت به الگوی آموزشی یکپارچه ای است که علوم انسانی، علوم و اخلاق را در گفتگویی پویا به هم پیوند می دهد. تنها از این رهگذر می توان از مکانیزه شدن آموزش جلوگیری کرد و دانشگاه را به «مجمع محققین» افلاطونی بازگرداند؛ جایی که پرورش اِدوکِره بر انتقال اِدوکَره ارجحیت دارد.
Identifying Key Components of Identity Development in Adolescents with Sensory Impairments(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to explore the key components of identity development in adolescents with sensory impairments. This qualitative study employed a phenomenological approach to examine the lived experiences of adolescents with sensory impairments. Data were collected through semi-structured interviews with 31 participants recruited via online platforms. Theoretical saturation was reached, ensuring a comprehensive understanding of identity development in this population. Interviews were transcribed and analyzed using thematic analysis, with NVivo software facilitating the identification of core themes and subthemes. The results highlighted four primary themes shaping identity development in adolescents with sensory impairments. Personal identity formation was influenced by self-perception, emotional regulation, autonomy, and future aspirations. Social identity was shaped by peer relationships, family dynamics, social stigma, and the presence of mentors. Cultural and community belonging emerged as a significant factor, with participants emphasizing the role of cultural engagement, media representation, and community participation in shaping their identity. Coping strategies, including the use of assistive technologies, psychological resilience, and adaptive social skills, were found to play a crucial role in navigating identity-related challenges. These findings align with existing literature emphasizing the intersection of self-perception, social interactions, and cultural narratives in identity formation. The study underscores the complexity of identity development in adolescents with sensory impairments, highlighting the interplay between personal, social, cultural, and adaptive factors. The findings suggest that fostering inclusive educational environments, providing mentorship opportunities, and improving media representation can positively impact identity formation in this population. Further research is needed to explore identity development across diverse cultural and socioeconomic backgrounds to develop targeted interventions.
مقایسه اثربخشی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری با آموزش تحول مثبت نوجوانی بر عزت نفس و خودکارآمدی دختران نوجوان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
143 - 158
حوزههای تخصصی:
هدف: دختران نوجوان در مسیر هویت یابی خود، نیاز مبرم به آموزش و همراهی والدین دارند. بر همین اساس، این پژوهش با هدف مقایسه اثربخشی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری با آموزش تحول مثبت نوجوانی بر عزت نفس و خودکارآمدی دختران نوجوان اجرا شد. روش ها: پژوهش حاضر از نوع نیمه آزمایشی در سه مرحله پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه کنترل است. جامعه آماری دختران نوجوان در شهر اصفهان در بهار 1403 بودند، که از میان آن ها 45 نوجوان دختر به روش در دسترس انتخاب و در سه گروه (هر گروه 15 نفر) گمارده شدند. پرسشنامه های عزت نفس روزنبرگ (1965) و خودکارآمدی موریس و اوشر (2011) برای سنجش متغیر وابسته در سه مرحله استفاده شد. دو گروه درمان، هر یک طی 10 جلسه 60 دقیقه ای تحت آموزش قرار گرفتند و گروه کنترل هیچگونه آموزشی دریافت ننمود. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس اندازه های تکرار شده و آزمون تعقیبی بونفرونی از طریق نرم افزار SPSS نسخه 26 تحلیل گردید. یافته ها: نتایج نشان داد در عزت نفس و خودکارآمدی بین آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری با آموزش تحول مثبت نوجوانی با گروه کنترل تفاوت معناداری وجود دارد (01/0>p). در اثربخشی دو آموزش بر عزت نفس تفاوت معناداری وجود نداشت (05/0<p) و هر دو رویکرد بر افزایش عزت نفس دارای اثربخشی یکسانی بوده اند، ولی در خودکارآمدی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری نسبت به آموزش تحول مثبت نوجوانی دارای اثربخشی بیشتری بوده است (01/0>p). نتیجه گیری: با توجه به اثربخشی آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری در مقایسه با آموزش تحول مثبت نوجوانی بر افزایش و خودکارآمدی دختران نوجوان، پیشنهاد می شود در مراکز مشاوره روان شناختی نوجوانان، آموزش هویت یابی مبتنی بر فرزندپروری در جهت افزایش خودکارآمدی و آموزش هر دو آموزش در جهت افزایش عزت نفس دختران نوجوان مورد استفاده قرار گیرند.
شناسایی رابطه مشکلات رفتاری دانش آموزان دوره ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
16 - 30
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تعیین رابطه بین مشکلات رفتاری دانش آموزان ابتدایی با مؤلفه های همدلی و راهبردهای مقابله ای از دیدگاه معلمان انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع هدف کاربردی و از لحاظ روش شناسی، توصیفی- همبستگی بود. جامعه آماری پژوهش را کلیه دانش آموزان پایه های پنجم و ششم (دختر و پسر) مقطع ابتدایی شهر یاسوج (مشتمل بر 1900 دانش آموز) در سال تحصیلی 1402-1401 به همراه معلمان آن ها تشکیل دادند. از بین جامعه آماری به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چندمرحله ای و بر اساس جدول موگان تعداد 320 نفر از دانش آموزان مقطع ابتدایی شهر یاسوج و معلمان آن دانش آموزان (تعداد 80 معلم) انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفت. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های مشکلات رفتاری آخنباخ (CBCL- معلم پاسخ)، سبک های مقابله ای اندلر و پارکر (1990) و همدلی جولیف و فارینگتون (2006) استفاده شد. بعد از جمع آوری و استخراج داده ها، نمرات شرکت کنندگان با استفاده از تحلیل همبستگی پیرسون و رگرسیون چند متغیره مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش نشان داد، بین همدلی و مؤلفه های آن (عاطفی هیجانی و شناختی) با مشکلات رفتاری دانش آموزان رابطه منفی معناداری وجود دارد (p<0/01). بین خرده مقیاس های راهبردهای مقابله ای اجتنابی و هیجان مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی مثبت معنادار (p<0/05) و بین خرده مقیاس راهبردهای مقابله ای مسأله مدار با مشکلات رفتاری دانش آموزان همبستگی منفی معناداری وجود دارد (p<0/05). همچنین نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد که راهبردهای مقابله ای با ضریب بتای 13/0 (به صورت مثبت) و همدلی با ضریب بتای 22/0- (به صورت منفی) توانستند مشکلات رفتاری را در دانش آموزان مقطع ابتدایی پیش بینی کنند.
در جست و جوی نسبت طبیعت و تربیت: واکاوی تجربه مدارس طبیعت در ایران از منظر مبانی تربیتی و برنامه درسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم تربیتی از دیدگاه اسلام سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۰
69 - 96
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تشریح مبانی تربیت و برنامه درسی (تربیتی) اولین مدارس طبیعت در ایران صورت گرفته است. این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش مطالعه موردی انجام شده است؛ داده ها از طریق مصاحبه و مشاهده نمونه های موجود و فعال از مدارس و نیز مطالعه مستندات در دسترس جمع آوری شده است. تحلیل داده ها به روش تحلیل تفسیری انجام شد. یافته های پژوهش حاضر در بخش برنامه درسی مدارس طبیعت مشتمل بر مقوله های منطق، هدف، محتوا، مکان، مواد و منابع، فعالیت های یادگیری، گروه بندی یادگیرندگان، نقش معلم و شیوه ارزشیابی است. یافته ها در بخش مبانی تربیت نیز مشتمل بر دو مقوله جهان شناسی و انسان شناسی است و نشان می دهد براساس زیست گرایی[1] و با تأکید بر رویکرد تکاملی به عنوان نظریه پایه در این مدارس، عناصر منطق و هدف در برنامه تربیتی اولین مدارس طبیعت در ایران عبارت است از: درک دیدگاه تکاملی توسط کودک و تعامل و لمس طبیعت به عنوان زیستگاه کهن و میلیون ها ساله انسان و در نتیجه خود را جزئی از طبیعت دانستن. از جهت سایر عناصر برنامه تربیتی، یافته ها نشان می دهد، برنامه تربیتی اولین مدارس طبیعت، در عمل عمدتاً بر یادگیری مبتنی بر تجربه و بازی آزاد به منظور ارتقای توان خودیادگیری و تکوین و رشد بهتر حیطه های شناختی، عاطفی، حرکتی و اجتماعی کودکان و نیز برقراری ارتباط مسالمت آمیز با طبیعت و مبتنی بر حفاظت از محیط زیست متمرکز است. براساس این یافته ها، پیشنهاد پژوهش حاضر بازنگری در مبانی تربیتی گونه های مختلف از مدارس طبیعت با تأکید بر تبیین دقیق از نسبت طبیعت و تربیت متناسب با فرهنگ اسلامی- ایرانی به ویژه هستی شناسی و انسان شناسی اسلامی به منظور غنا بخشیدن به برنامه های تربیتی این مدارس و جلوگیری از پیامدها و آسیب های محتمل ناشی از اتخاذ مبانی نامتناسب است.
پژوهش های نابرابری آموزشی: تحلیل شبکه های پژوهشی و خوشه های موضوعی مقالات با روش کتاب سنجی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه ریزی آموزشی دوره ۱۴ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۷
146 - 169
حوزههای تخصصی:
هدف : نابرابری آموزشی یکی از چالش های اساسی جوامع مدرن است که تأثیرات عمیقی بر فرصت های یادگیری و توسعه اجتماعی دارد. این پژوهش با رویکرد علم سنجی به بررسی روند تولیدات علمی، نشریات برتر، پژوهشگران پرکار، همکاری های بین المللی و روند موضوعی پژوهش های نابرابری آموزشی می پردازد. روش شناسی: این مطالعه از روش کتاب سنجی و تحلیل شبکه استفاده کرده است. داده های مربوط به مقالات علمی حوزه نابرابری آموزشی از پایگاه های داده معتبر استخراج و از ابزارهای تحلیل هم واژگانی و همکاری علمی برای تحلیل ساختار پژوهش های این حوزه استفاده شده است. یافته ها: نتایج نشان داد که تعداد مقالات منتشر شده در حوزه نابرابری آموزشی به طور مداوم افزایش یافته است. نشریات معتبر مانند British Journal of Sociology of Education و PLOS ONE بیشترین تأثیر را در این زمینه دارند. پژوهشگران کشورهای اروپایی و آمریکای شمالی بیشترین میزان تولید و همکاری علمی را داشته اند. تحلیل موضوعی نشان داد که نابرابری اقتصادی، نابرابری دیجیتال و عدالت اجتماعی از موضوعات پررنگ این حوزه هستند. نتیجه گیری و پیشنهادها: نتایج پژوهش نشان می دهد که توجه به سیاست های آموزشی عادلانه و توسعه فناوری های آموزشی برای کاهش شکاف دیجیتال از اهمیت بالایی برخوردار است. پیشنهاد می شود که مطالعات آینده بر بررسی تأثیر سیاست های کلان آموزشی بر کاهش نابرابری تمرکز کنند. نوآوری و اصالت : این مطالعه با بهره گیری از روش های کتاب سنجی و تحلیل شبکه، تصویری جامع از روند پژوهش های نابرابری آموزشی ارائه می دهد و به سیاست گذاران و محققان در تدوین راهبردهای مؤثر کمک می کند.
اثربخشی بسته آموزشی مبتنی بر رفتارهای مدنی تحصیلی بر بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
127 - 139
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی بر بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر انجام شد. روش پژوهش: روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و پیگیری یک ماهه بود. جامعه ی موردمطالعه در این پژوهش تمام دانش آموزان دختر مدارس دوره ی دوم متوسطه شهر مهاباد در سال تحصیلی 1403-1402 بودند که تعداد 30 نفر به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل (15 نفر آزمایش و 15 نفر کنترل) گمارده شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه رفتارهای سبک زندگی تحصیلی ارتقاء دهنده صالح زاده و همکاران (1396) بود. گروه آزمایش 10 جلسه ی (هر هفته 2 جلسه) 75 دقیقه ای تحت بسته ی آموزشی مبتنی بر رفتارهای مدنی تحصیلی قرار گرفت و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه و تحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل واریانس با اندازه گیری مکرر و با نرم افزار SPSS نسخه ۲3 صورت گرفت. یافته ها: یافته ها نشان داد که آموزش بسته رفتارهای مدنی تحصیلی بر رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه اثربخش است (001/0p<). نتیجه گیری: با توجه به نتایج به دست آمده از این پژوهش، پیشنهاد می شود که بسته آموزشی رفتارهای مدنی تحصیلی در کنار سایر مداخلات روانشناختی به عنوان یکی از روش های مؤثر در بهبود رفتارهای ارتقاء دهنده سلامت تحصیلی در دانش آموزان دختر دوره دوم متوسطه بکار گرفته شود.
مطالعه موردی برنامه درسی سنگاپور به منظور تبیین چگونگی کاربست رویکرد کاوشگری در تدوین حوزه های یادگیری برنامه درسی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات برنامه درسی ایران سال ۲۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۶
151 - 178
حوزههای تخصصی:
نظام آموزشی سنگاپور، رویکرد کاوشگری را به عنوان راهبرد آموزش در قرن 21 به کار گرفته است. هدف این مقاله، توصیف نحوه کاربست رویکرد کاوشگری در برنامه درسی مکتوب سنگاپور به منظور ارائه پشتوانه علمی لازم برای سیاستگذاران در حوزه برنامه ریزی درسی بود. روش این پژوهش، مورد پژوهی کیفی و گروه هدف (جامعه) راهنماهای برنامه درسی حوزه های مختلف یادگیری کشور سنگاپور بود. برای اطمینان از روایی داده ها از سه روش بازبینی توسط همکار، ممیز بیرونی و توصیف غنی استفاده شد. پایایی داده ها نیز با استفاده از توافق بین دو کدگذار تایید شد. یافته ها نشان داد که در حوزه های یادگیری زبان انگلیسی؛ ریاضیات و علوم تجربی؛ هنر؛ مطالعات اجتماعی؛ و تربیت منش و شهروندی به ترتیب کاوشگری گفت وشنودی؛ کاوشگری علمی؛ کاوشگری زیبایی شناختی؛ کاوشگری علوم انسانی و کاوشگری اخلاقی فکورانه مطرح شده است. پیشنهاد می شود تدوین کنندگان راهنماهای برنامه درسی پنج اصل پرسشگری؛ تجزیه و تحلیل شواهد؛ تأمل و ارزشیابی؛ خلق و توسعه دانش و برقراری ارتباط را مورد توجه قرار دهند.
واکاوی مولفه های معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف واکاوی مولفه های معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور انجام شد، این پژوهش از لحاظ جهت گیری پژوهش جزو تحقیقات بنیادی نظری است. از نظر شیوه گردآوری داده ها، با رویکرد کیفی انجام شد. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی و مدیران ارشد آموزش عالی به صورت هدفمند انتخاب و مورد مصاحبه قرار گرفتند. به منظور شناسایی ابعاد مولفه های اصلی مدل معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور از استراتژی تحلیل تم و روش شبکه مضامین به کمک مصاحبه نیمه ساختار یافته استفاده شد. جامعه آماری شامل افراد خبره دانشگاهی و مدیران ارشد و میانی آموزش عالی و آگاه در حوزه فلسفه تعلیم و تربیت به ویژه بحث معرفت شناسی بود. بر این اساس 25 نفر از متخصصین دانشگاهی مورد مصاحبه قرار گرفتند. جهت اعتباردهی فرایند کدگذاری و کنترل کیفیت در بخش کیفی ابعاد معرفت شناسی از شاخص کاپای کوهن استفاده شد. جهت محاسبه شاخص کاپا از یک فرد خبره خواسته شد بدون اطلاع از کدگذاری محقق، نسبت به کدگذاری و دسته بندی مضامین اقدام نماید. سپس با استفاده از نرم افزار اس پی اس اس، مضامین ارائه شده توسط پژوهشگر با مضامین ارائه شده توسط فرد خبره مقایسه شده است. نتایج آماری نشان داد کدهای این دو محقق نزدیک به هم بوده که نشان دهنده توافق بالا بین این دو کدگذار و بیان کننده پایایی است. مقدار شاخص کاپا برابر با 856/0 محاسبه شده که در سطح توافق پذیری عالی قرار گرفته است. مضامین فراگیر استخراج شده معرفت شناسی نسل سوم آموزش از راه دور در 5 مقوله توانمندی فردی، توانمندی تعامل اجتماعی در سطح بین المللی، توانمندی تدریس سازنده گرایی، پشتیبانی فضای مجازی، پشتیبانی ارزیابی و نظارت سازماندهی شد.
چالش های اولویت دار آموزش منابع انسانی در حوزۀ مهندسی، در دورۀ انقلاب صنعتی چهارم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
آموزش مهندس ایران سال ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۵
23 - 54
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم است. روش پژوهش کیفی و با رویکرد داده بنیاد بوده است. جامعه آماری آن را متخصصان و صاحب نظران حوزه آموزشِ عالی تشکیل داده اند. روش نمونه گیری قضاوتی هدفمند بوده است. ابزار جمع آوری داده ها مصاحبه نیمه ساختاریافته بود که حجم نمونه را براساس نمونه گیری نظری و رسیدن به اشباع نظری تعیین کردیم. درمجموع، با 15 نفر مصاحبه کردیم. با استفاده از نرم افزار MAXQDA2020، کدگذاری باز، محوری و گزینشی، داده ها را تحلیل کردیم. براساس نتایج، این الگو دارای مؤلفه های تحول آفرینی (پیشرفت های فناوری و چالش های جهانی 5/0) و دانشجومحوری (تناسب دانشجو با صنعت و انتظارات دانشجویان) به عنوان شرایط علّی، زیرساخت های نهادی (نگرش و بافت فرهنگی و آمادگی نهادی) به عنوان شرایط زمینه ای، حکمرانی نظام آموزشِ عالی (سیاست گذاری نظام آموزشِ عالی و راهبردهای نظام آموزشِ عالی) به عنوان شرایط مداخله گر، پیاده سازی و استقرار (توسعه زیست بوم فناوری و نوآوری) به عنوان راهبرد، و مزیت ها (نوسازی آموزشِ عالی و جامعه محوری و کارآفرینی) به عنوان پیامدهاست. ایران با پذیرش الگوی هوشمندسازی آموزشِ عالی ایران با رویکرد فناورانه دانشگاه نسل پنجم فرصت دارد چشم انداز آموزشِ عالی خود را متحول کند.
The Role of Euphemistic Strategies in Manipulation of Realities and Persuasion in Political Speeches(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۳, Summer۲۰۲۵
215 - 231
حوزههای تخصصی:
This study investigates the role of euphemistic strategies in the manipulation of realities and persuasion within political discourse, focusing on speeches by American and Iranian politicians during the 2013-2015 nuclear negotiations. Employing Van Dijk's socio-cognitive model, the research conducts a comparative discourse analysis to identify and categorize euphemistic expressions used to justify policies, address controversial issues, and influence public opinion. The analysis reveals distinct patterns in the use of euphemistic strategies, with American politicians, such as John Kerry, frequently employing polarization and burden/topos, while Iranian politicians, like Mohammad Javad Zarif, emphasize evidentiality and positive self-presentation. These differences reflect varying rhetorical styles and objectives, highlighting how euphemisms serve as tools for ideological manipulation and audience persuasion. The study underscores the importance of understanding euphemistic language in political communication, offering insights into the mechanisms of public perception shaping and the legitimization of political agendas. By comparing English and Persian political discourses, this research contributes to cross-cultural discourse analysis and enhances critical discourse awareness, equipping audiences to deconstruct political rhetoric and recognize underlying persuasive techniques.
The Effects of Peer and Teacher Technology-Enhanced Scaffolding through Process Approach on Iranian EFL Learners’ Collocational Knowledge: The Case of Impulsive and Reflective Learners
منبع:
Research in English Education Volume ۱۰, Issue ۳ (۲۰۲۵)
32 - 47
حوزههای تخصصی:
This study examined the effects of peer and teacher technology-enhanced scaffolding through process approach on Iranian EFL learners’ collocational knowledge with regard to impulsivity and reflectivity. The participants included 132 EFL learners at the intermediate level selected from an initial number of 204 learners based on their scores on Preliminary English Test (PET). The 132 learners were divided into three groups and given a collocation pretest and the reflectivity/impulsivity questionnaire. The three groups of the study were the peer scaffolding (N=48), the teacher scaffolding (N=43), and the control group (N=41). In each of the three groups, there were both reflective and impulsive learners. The first experimental group received peer scaffolding via Telegram while the second experimental group was exposed to teacher scaffolding. As for the control group, no teacher or peer scaffolding was provided and the learners were taught collocations in a conventional way. After the treatment, the posttest of collocations was given to the three groups. The results revealed that both peer and teacher scaffolding significantly affected collocation learning. However, there was no significant difference between peer and teacher scaffolding in terms of their effects on collocation learning. The results also indicated that the main effect of treatment on collocation learning was significant; however, there was not a statistically significant interaction between peer and teacher scaffolding through the process approach in a technology-enhanced environment and reflectivity vs. impulsivity on EFL learners’ collocation learning. Based on the results, EFL teachers can employ both peer and teacher scaffolding in a technology-enhanced environment to improve EFL learners’ collocational knowledge irrespective of learners’ impulsivity and reflectivity.
بررسی رابطه میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی و کارکرد حافظه کوتاه مدت در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی و کارکرد حافظه کوتاه مدت در دانش آموزان دختر مقطع متوسطه دوم شهر شیراز بود. پژوهش حاضر، از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر روش، توصیفی و از نوع هم بستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش کلیه دانش آموزان دختر متوسطه دوم ناحیه 2 شهر شیراز به تعداد 4219 نفر بود. برای تعیین حجم نمونه از جدول مورگان استفاده شد و تعداد 340 نفر به عنوان حجم نمونه در نظر گرفته شد. شیوه نمونه گیری به صورت طبقه ای تصادفی بود. برای گردآوری اطلاعات از اعتیاد به فضای مجازی صادق زاده و همکاران (1397)، پرسش نامه اضطراب اجتماعی کانور و همکاران (2000) و آزمون حافظه وکسلر (1939) استفاده گردید. به منظور آزمون فرضیه ها از آزمون های هم بستگی و رگرسیون بهره گرفته شد. این پژوهش نشان داد که میزان استفاده افراد از فضای مجازی با اضطراب اجتماعی (0.678=r؛ 0001/0>P) رابطه معناداری دارد. همچنین مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی بر ابعاد اضطراب اجتماعی (ترس، اجتناب و ناراحتی فیزیولوژیک) تأثیر معناداری دارد (0001/0>P). از سوی دیگر مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی با حافظه کوتاه مدت (0.510-=r؛ 0001/0>P) رابطه منفی و معناداری دارد. و در نهایت مشخص گردید که میزان استفاده افراد از فضای مجازی بر ابعاد حافظه کوتاه مدت (حافظه منطقی و تکرار ارقام روبه جلو و معکوس) تأثیر معناداری دارد (0001/0>P). بر اساس یافته های این پژوهش می توان نتیجه گرفت که استفاده بیش ازحد دانش آموزان از فضای مجازی باعث تشدید اضطراب اجتماعی و کاهش عملکرد حافظه کوتاه مدت دانش آموزان می گردد.
نگاهی انتقادی به روایت عدالت در نظام سیاست گذاری آموزشی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله برای پاسخ به دو مساله نگاشته شده است: نخست، بررسی روایت عدالت اجتماعی و تربیتی در بعضی از اسناد آموزشی ایران پس از انقلاب؛ و دوم، تحلیل چالش هایی که از این روایت حاصل آمده است. برای انجام این کار از روش تحلیلی برای روشن شدن مفاهیم و گزاره ها، و روش انتقادی برای سنجش روایت ها و پیامدهای آنها استفاده شده است. منابع مورد مطالعه شامل اسناد سه گانه آموزشی یعنی، "مبانی نظری تحول بنیادی نظام آموزش و پرورش"، "سند برنامه درسی ملی " و " سند تحول بنیادی آموزش و پرورش ایران" و سایر منابع مستقیم و یا غیرمستقیم در اختیار پژوهش گر، بوده است. در چهارچوب نظری، سه روایت کلان عدالت "نظم کیهانی"، "الهیاتی" و "عرفی" مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های مطالعه نشان می دهد که سندنویسان بر پایه روایتی الهیاتی کوشیده اند تا عدالت اجتماعی و تربیتی را با آموزه های دینی سازگار نموده و تفسیری درون دینی از آن ارائه دهند. با این حال، به نظر می رسد چنین خوانشی در پاسخ گویی به مطالبات متکثر و گوناگون ذی نفعان و کنش گران آموزشی با چالش هایی مواجه است. در کانون این چالش ها مطالبه رفع تبعیض آموزشی قرار دارد. به نظر می رسد که برای حل این مخاطرات نیازمند توجه به روایت یا روایت های دیگری از عدالت هستیم.
Enhancing EFL learners' writing self-regulation: A mixed-methods study of automated and peer feedback(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
26 - 51
حوزههای تخصصی:
This study aimed to compare the effects of Automated Writing Evaluation Feedback (AWEF) and Peer Feedback (PF) on the development of self-regulation in writing among Iranian English as a Foreign Language (EFL) learners. The participants consisted of 58 intermediate-level Persian-speaking English learners, aged 25 to 30, enrolled in two intact IELTS preparation classes at a private language institute in Tehran. The learners were assigned into two experimental groups: one group (n = 30) received peer feedback, while the other (n = 28) received automated feedback through ProWritingAid. To assess the impact of these interventions, data were collected using the Writing Strategies for Self-Regulated Learning Questionnaire (WSSRLQ), semi-structured interviews, and classroom observations. Quantitative analysis using independent samples t-tests revealed significant improvements in self-regulation scores for both groups post-intervention, with the AWEF group showing a significantly greater increase. Qualitative analysis of interview and observation data further supported these findings, indicating that AWEF participants engaged in more structured and proactive revision practices, while PF participants developed greater reflective awareness and emotional resilience through collaborative interaction. Triangulated results confirmed that both feedback types positively influenced self-regulated writing behaviors, with AWEF demonstrating a stronger overall impact.
Leveraging artificial intelligence for vocabulary development: Effects on recall and retention in English for specific purposes contexts(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
Curriculum Research, Volume ۶, Issue ۲ , ۲۰۲۵
52 - 76
حوزههای تخصصی:
English for Specific Purposes (ESP) education has gained prominence as a specialized field designed to address the distinct linguistic needs of learners. Although AI-enhanced instruction has been investigated within general English language learning, its implementation in ESP contexts particularly concerning vocabulary recall and retention has remained insufficiently explored. This study sought to evaluate the impact of AI-supported instruction on vocabulary recall and retention among Iranian ESP learners. Based on non-random convenience sampling, a total of 48 undergraduate students in an ESP course from a university in a southeastern province in Iran participated in the present quasi-experimental study. The participants were non-randomly assigned into two different groups: an experimental group (n=24) receiving AI-powered vocabulary instruction through Diffit, and a control group (n=24) receiving traditional print-based vocabulary instruction. Data were collected during a twelve-week intervention through AI-powered instruction of ESP vocabulary. To address the research questions, a univariate repeated measures analysis of covariate (ANCOVA) was employed. Findings revealed that AI-enhanced instruction significantly improved vocabulary recall and retention among ESP learners. The results offer robust evidence supporting the efficacy of AI-based instructional approaches in enhancing vocabulary learning outcomes within ESP settings.