فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۶۱ تا ۸۸۰ مورد از کل ۱۹٬۵۸۸ مورد.
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی تجارب زیسته معلمان ابتدایی از کاربرد بازی و معما در آموزش ریاضیات انجام شد. رویکرد پژوهش، کیفی با روش پدیدارشناسی بود. مشارکت کنندگان بالقوه این پژوهش، معلمان ابتدایی شهرستان پاسارگاد بودند که از میان آن ها، 14 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل مضمون استفاده شد. اعتبار داده ها با بهره گیری از ملاک های اعتمادپذیری، انتقال پذیری، اتکاپذیری و تأییدپذیری مورد ارزیابی قرار گرفت. داده های پژوهش منجر به شناسایی پنج مضمون اصلی شامل "تسهیل در تحقق اهداف آموزش ریاضی"، "کمک به ایفای بهتر نقش معلمی"، "استفاده بهینه از ابزار و امکانات"، "چالش های موجود" و "راهکارها و پیشنهادها" شد. با تحلیل مضامین استخراج شده می توان دریافت که علی رغم تجارب غنی مشارکت-کنندگان درخصوص روش تدریس مبتنی بر بازی در آموزش ریاضی، متأسفانه معما برای برنامه-ریزان و مؤلفان کتب درسی، معلمان، والدین و دانش آموزان در اولویت نبوده و بیشتر جنبه سرگرمی دارد. لازم است برنامه ریزان آموزشی اقداماتی جهت تقویت جایگاه معما در آموزش ریاضی و ایجاد سایت های داخلی طراحی معماها و بازی های آموزشی را در دستور کار خود قراردهند.
اثربخشی یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه بر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فناوری های آموزشی در یادگیری دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
59 - 90
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه بر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی بود. روش پژوهش، شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انتخاب شد. جامعه آماری پ ژوهش شامل تمامی دانش آموزان پایه پنجم دوره ابتدایی شهرستان ساوه در سال تحصیلی 1402-1401 بود. برای انتخاب حجم نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. به این صورت که شرکت کنندگان پژوهش، 40 نفر از دانش آموزان پایه پنجم به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش(20 نفر) و گواه (20 نفر) جایگزین شدند. ابزار جمع آوری داده ها پرسشنامه ی مهارت حل مسأله هپنر و پترسن(1982) و پرسشنامه ی بهزیستی تحصیلی تومینین سوینی و همکاران(2012) بود . پس از انجام فرآیند پیش آزمون، گروه آزمایش به مدت 12 جلسه، مفاهیم درس ریاضی پایه پنجم را با رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه آموزش دیدند و گروه کنترل نیز به شیوه ی مرسوم و متداول کلاسی آموزش را دریافت نمودند. پس از پایان 12 جلسه آموزش، از دو گروه پس آزمون به عمل آمد. جهت تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (میانگین و انحراف استاندارد) و آمار استنباطی (آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره و چند متغیره) استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد که میانگین متغیر مهارت حل مسئله و بهزیستی تحصیلی در دانش آموزانی که با استفاده از رویکرد یادگیری تلفیقی مبتنی بر مدل چرخش ایستگاه نسبت به دانش آموزانی که به شیوه مرسوم آموزش دیده اند، به طور معنی داری بیشتر شده بود.
راهبردهای رهبری تحول آفرین؛ گفتمان حرکت از دانشگاه با نام به دانشگاه بی نام(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های کیفی در علوم تربیتی سال اول پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
135 - 159
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف راهبردهای رهبری تحول آفرین به عنوان گفتمان حرکت از دانشگاه با نام به دانشگاه بی نام در دانشگاه آزاد اسلامی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر پارادایم عمل گرا و از نظر استراتژی داده بنیاد بود. محیط این پژوهش را اعضای هیأت علمی و کارکنان با سابقه دانشگاه آزاد اسلامی تشکیل دادند که با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند ملاک محور (سابقه خدمت برای کارکنان و دارا بودن سمت اجرایی برای اعضای هیأت علمی) انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده، مصاحبه نیمه ساختار یافته بود. براساس اصل اشباع نظری، نمونه گیری با 17 نفر خاتمه یافت. در این پژوهش در مرحله اول 48 کد باز یا مفهوم به دست آمد. این کدها در مرحله بعدی نردبان انتزاع، تبدیل به دو مقوله اصلی بهسازی منابع انسانی با دو زیر مقوله فرعی بهسازی حرفه ای کارکنان و توسعه رهبری و بهسازی سازمانی با دو زیر مقوله مهندسی محیطی و مهندسی فرهنگ و ساختار سازمانی شد. اعتبار داده های کیفی طبق روش گوبا و لینکلن (1994) با چهار معیار قابلیت اعتماد، قابلیت انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری بررسی و تأیید شد. نتیجه پژوهش نشان گر آن بود که رهبری تحول آفرین می تواند با قابلیت های خود دانشگاه را از یک نهاد نمایشی و با نام به نهادی بی نام با ویژگی های پویایی، کارکرد واقعی، اصیل، دوری از آمارگرایی و بزرگ نمایی و تربیت سوژه مدنی و مؤمن تبدیل نماید.
comparing the effectiveness of face to face in- service and virtual in-service trainig courses for primary teachers based on the kirkpatrick model(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The present research was conducted with the aim of measuring the effectiveness of face to face and virtual in-service training of elementary school teachers in Birjand city based on the Kirkpatrick model and comparing them. The current research method is a quasi-experimental pre-test-post-test type. The statistical population of this research includes all primary school teachers of Birjand city who have participated in in-service and virtual courses in the academic year 2023-2024. Using available sampling, 45 teachers participating in face-to-face courses and 45 teachers participating in virtual courses were selected. In the first level, i.e. reaction, participants' opinions were collected in two stages (the beginning of the courses and the end of the courses). The tool used at this level was a researcher-made questionnaire. The second level, i.e. learning, was conducted using a researcher-made test of 19 questions and was performed as a pre-test and post-test. In the third level, i.e. behavior, data was collected 5 months after the end of the courses using the teachers' self-evaluation form and the teachers' evaluation form by their managers. The results of the inter-subject effects test to compare the reaction level components in the post-test stage and the f value obtained for all components are significant at the alpha level of 0.05. The F value obtained in the results of covariance analysis for comparing learning scores in the post-test stage is 26.563. The value of the t statistic and the value of the significance level for comparing the scores of the behavior level show that there is no difference in the variance between the two groups of face-to-face and virtual education The findings of the research show that face-to-face and virtual in-service courses are effective in the levels of reaction, learning and behavior, and there is a significant difference between the effectiveness of face-to-face and virtual courses; So that the obtained averages show that face-to-face training can have a significant effect compared to virtual training in these three levels.
Impact of Sensory Processing Sensitivity on Emotional Dysregulation in Gifted Students: The Mediating Role of Anxiety Sensitivity(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the impact of sensory processing sensitivity on emotional dysregulation in gifted students, examining the mediating role of anxiety sensitivity in this relationship. The research employed a descriptive correlational design, involving a sample of 390 gifted secondary school students from Isfahan city, selected based on Morgan and Krejcie’s sampling table. Participants completed three validated Likert-based instruments: the Highly Sensitive Person Scale (HSPS), the Anxiety Sensitivity Index-3 (ASI-3), and the Difficulties in Emotion Regulation Scale (DERS). Data analysis was conducted using SPSS-27 for descriptive statistics and Pearson correlation analysis, and AMOS-21 for structural equation modeling (SEM) to assess direct, indirect, and total effects among the variables. Model fit was evaluated using standard indices including RMSEA, CFI, TLI, and GFI. Pearson correlation coefficients indicated significant positive relationships between sensory processing sensitivity, anxiety sensitivity, and emotional dysregulation (r = .56 to .67, p < .001). The SEM results showed that sensory processing sensitivity had a significant direct effect on emotional dysregulation (β = .42, p < .001), and on anxiety sensitivity (β = .56, p < .001). Anxiety sensitivity also directly predicted emotional dysregulation (β = .49, p < .001). Importantly, anxiety sensitivity partially mediated the relationship between sensory processing sensitivity and emotional dysregulation, with a significant indirect effect (β = .28, p < .001). The model demonstrated excellent fit indices (CFI = .96, RMSEA = .052, χ²/df = 2.07). The findings underscore the importance of recognizing and addressing anxiety sensitivity as a key psychological mechanism linking sensory traits and emotional dysregulation in gifted youth. Interventions that integrate emotional regulation and sensitivity awareness may enhance educational and psychological outcomes for this population.
Teacher–Student Interaction Quality and Academic Motivation in Neurodivergent Learners: The Mediating Role of Social Relatedness(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
This study aimed to investigate the effect of teacher–student interaction quality on academic motivation in neurodivergent learners, with social relatedness examined as a mediating variable. A descriptive correlational design was employed using a sample of 403 neurodivergent secondary school students in Slovenia, selected based on Krejcie and Morgan’s sampling table. Standardized instruments were used to assess teacher–student interaction quality, social relatedness, and academic motivation, all measured on 7-point Likert scales. Data were analyzed using Pearson correlation in SPSS-27 to explore bivariate associations and Structural Equation Modeling (SEM) in AMOS-21 to test the hypothesized mediating model. Model fit was evaluated using multiple indices, including χ²/df, GFI, AGFI, CFI, TLI, and RMSEA. The results indicated significant positive correlations among all variables: teacher–student interaction quality was positively correlated with social relatedness (r = .61, p < .001) and academic motivation (r = .55, p < .001), while social relatedness was strongly correlated with academic motivation (r = .67, p < .001). The SEM analysis showed an acceptable model fit (χ²/df = 2.35, CFI = 0.97, RMSEA = 0.057). Teacher–student interaction quality had significant direct effects on both social relatedness (β = .61, p < .001) and academic motivation (β = .26, p < .001). Social relatedness significantly predicted academic motivation (β = .58, p < .001), and also mediated the relationship between teacher–student interaction and academic motivation (indirect β = .35, p < .001), confirming a partial mediation model. The findings underscore the critical role of social relatedness in explaining how supportive teacher–student interactions enhance academic motivation among neurodivergent learners. Educational interventions that strengthen relational dynamics in inclusive classrooms may foster higher motivation and academic engagement in this population.
اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر توجه، خودکارآمدی و تعلل ورزی تحصیلی در دانش آموزان ابتدایی با اختلال یادگیری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کودکان استثنایی سال ۲۵ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۹۶)
83 - 96
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف این پژوهش بررسی اثربخشی بازی درمانی شناختی-رفتاری بر توجه، خودکارآمدی و تعلل ورزی تحصیلی در دانش آموزان ابتدایی با اختلال یادگیری بود. روش: روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر گردآوری داده ها از نوع نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون، با گروه گواه و پیگیری دو ماهه بود. جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموزان با اختلالات یادگیری 10 تا 12 سال (دوره دوم ابتدایی) مراجعه کننده در بازه زمانی سال تحصیلی 1401- 1402 به مراکز اختلالات یادگیری دولتی شهرستان های غرب استان تهران شامل 11 مرکز بودند که از بین آنها 30 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند و به شیوه تصادفی در یک گروه آزمایش ( 15نفر) و گروه کنترل (15نفر) گمارده شدند. ابزار گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های مشکلات یادگیری کلورادو (CLDQ)، اختلال نقص توجه جردن، خودکارآمدی تحصیلی خودکارآمدی کودکان لد و ویلر (Ladd & wheeler) و تعلل ورزی تحصیلی سواری(1390) بود. تجزیه و تحلیل فرضیات نیز با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس و نرم افزار SPSS انجام شد. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که بازی درمانی شناختی-رفتاری در دانش آموزان با اختلال یادگیری منجر به بهبود توجه و افزایش خودکارآمدی و همچنین موجب کاهش تعلل ورزی تحصیلی می شود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج این پژوهش، می توان گفت بازی درمانی شناختی-رفتاری یک رویکرد درمانی است که از بازی به عنوان ابزاری برای کمک به کودکان دارای اختلال یادگیری در درک و تغییر افکار و رفتارهایشان استفاده می کند.
تأثیر دشواری تکلیف با تمرینات کم خطا و پرخطا در یادگیری حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: یکی از نگرانی های اصلی متخصصان یادگیری حرکتی، نحوه برنامه ریزی جلسات تمرین برای بهینه سازی یادگیری است؛ که کیفیت این جلسات بویژه برای کودکان با نیازهای ویژه، بر این نگرانی ها افزوده است. بنابر این، هدف، بررسی تأثیر دشواری تکلیف بر یادگیری حرکتی کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی و کودکان با رشد طبیعی است. روش: دشواری تکلیف با دستکاری دشواری های اسمی و کارکردی ایجاد شده است. دشواری اسمی با مجموعه فواصل استفاده شده در تکلیف پرتاب دارت تغییر یافته است. دشواری کارکردی نیز با انتخاب برنامه تمرین نزدیک به دور )تمرین کم خطا( و دور به نزدیک )تمرین پر خطا( تنظیم شده است. 96 کودک 9 و 10 ساله که 48 نفر از آنها با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی بودند، به صورت تصادفی به یکی از 4 گروه تمرین تقسیم شدند. داده ها در مراحل ا کتساب، یادداری و انتقال جمع آوری و تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان دادند، کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی در مقایسه با کودکان با رشد طبیعی، خطای بیشتری در تمام مراحل داشتند. دشواری اسمی تکلیف تأثیر معناداری بر خطای مطلق داشت. برنامه تمرین کم خطا نسبت به پرخطا، موجب کاهش خطای مطلق در تمامی مراحل شد. هرچند این کاهش ناچیز بود. نتیجه گیری: کودکان با اختلال نارسایی توجه/بیش فعالی با چالش های بیشتری در یادگیری حرکتی مواجه اند و دشواری اسمی تکلیف می تواند بر بهبود عملکرد آنها تأثیر بگذارد. به طور کلی، پیشنهاد می شود که مربیان و معلمان ابتدا از تکالیف با دشواری اسمی پایین و از برنامه تمرین کم خطا برای بهبود یادگیری حرکتی کودکان مبتدی استفاده کنند.
واکاوی اخلاق در متامدرنیسم به منظور استنتاج دلالتهای آن در اهداف، اصول و روشهای تربیت اخلاقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تعلیم و تربیت دوره ۴۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۶۲
29 - 48
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر واکاوی اخلاق در متامدرنیسم، به منظور استنتاج دلالتهای آن در اهداف، اصول و روشهای تربیت اخلاقی است. روش تحقیق اسنادی است که برای ارائه یک مرور نظام مند و گردآوری نظریات اخلاقی صاحب نظران متامدرنیسم، از روش تحقیق استنتاجی از نوع پیش رونده نیز بهره گیری شده است. بنابراین، نخست با به کارگیری روش پژوهش اسنادی، به واکاوی اخلاق در متامدرنیسم پرداخته شده، سپس با استفاده از روش تحقیق استنتاجی از نوع پیش رونده به استخراج دلالتهای تربیت اخلاقی متامدرن، شامل اهداف، اصول و روشها پرداخته شده است. همچنین، برای اخلاق در متامدرنیسم، شش ویژگی ترکیبی بودن، ساختاری و مرحله ای بودن، متنوع و متفاوت حول یک مرکز مشترک بودن، فعال کننده نقش سلسله مراتب اخلاقی، اصالت اخلاقی داشتن و گرایش به محبت و مراقبت داشتن به عنوان یافته های پژوهش مطرح شده است. این پژوهش به منزله نتیجه، هدف غائی رویکرد تربیت اخلاقی در متامدرنیسم را پرورش انسانی تلاشگر در فضای انزواگر پست مدرن در نظر گرفته است که علاوه بر هشت هدف واسطی، هشت اصل و هفت روش تربیت اخلاقی را شامل می شود. مؤلفه هایی همچون تناسب اخلاقی، ساخت معنا، اصالت- محوری، همدلی، صمیمیت فناورانه، توسعه مرحله ای، دلخوشی احتمالی و روایتهای بزرگ به عنوان اصول رویکرد تربیت اخلاقی در متامدرنیسم مطرح شده است. همچنین از ترکیب، نسل نویسی، همکاری، حضور شناسنامه ای، تاریخ نگری، بیان تناقض و امید و خوش بینی، به منزله روشهای تربیت اخلاقی متامدرن نام برده شده است.
کاربست نظریۀ فرهنگی- اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری در مدارس مقطع ابتدایی
حوزههای تخصصی:
پیشینه و هدف: هدف از این پژوهش کاربست نظریه فرهنگی اجتماعی رشد لئو ویگوتسکی در آموزش مسئولیت پذیری به دانش آموزان مقطع ابتدایی است، روش ها: پژوهش با روش توصیفی و استفاده از منابع اسنادی، اهمیت آموزش مسئولیت پذیری به عنوان یکی از مهارت های اصلی فردی دانش آموزان را بررسی و راهکارهایی را پیشنهاد می دهد. یافته ها : از نظر ویگوتسکی منطقه تقریبی رشد و محیط فرهنگی اجتماعیِ کودک نقش مهمی در توسعه مهارت های فردی او دارد؛ بنابراین پیش نیاز آموزش مسئولیت پذیری به کودکان دبستانی، ارتقای رشد فرهنگی و اجتماعی کادر علمی و اجرایی مدرسه، همچنین دانش آموزان به عنوان گروه هم سالان الگو و معلمان است. در این راه معلمان می توانند برای آموزش مسئولیت پذیری از روش های الگودهی، دادن بازخورد و پاداش، ساماندهی شناختی و پرسش و پاسخ استفاده کنند و در جایگاه تکیه گاه، با ارزیابی منطقه تقریبی رشد دانش آموزان، مهارت مسئولیت پذیری را در قالب تعاملات رفتاری دانش آموز با محیط و همکلاسانش ارزیابی کرده و آموزش های مناسب او را طراحی کنند. نتیجه گیری : برای به نتیجه رسیدن و برنامه ریزی این آموزش ها می توان از راهکارهایی مانند: دادن مسئولیت های ساده و ابتدایی مانند نظافت کلاس، مراقبت از وسایل و مدیریت زمان؛ تا همکاری در پروژه های گروهی و حل مسئله و مشارکت در فعالیت های معلم و اداره کلاس در سالهای آخر تحصیل دانش آموز در مقطع ابتدایی استفاده کرد. در این میان بهره مندی از راهکارهای آموزشی خلاق مانند ایجاد تخته و چرخه مسئولیت پذیری در کلاس، تهیه دفترچه یادداشت مسئولیت پذیری و ... می تواند انگیزه بخش و تسهیلگر امر آموزش باشد.
From Dynamic Classes to Group Works: Cyclic Method in Teaching Readings of Iranian High school English Textbooks
حوزههای تخصصی:
This study examines the effectiveness of the cyclic group work method in enhancing reading comprehension among Iranian high school EFL learners, grounded in the principles of micro-teaching (Allen, 1967). By dividing texts into manageable sections, the method structures a 90-minute dynamic classroom session where students engage in collaborative learning, peer questioning, and critical discussion under teacher supervision. The research employs a qualitative-analytical framework to evaluate how this seven-stage approach—incorporating homogeneous and heterogeneous grouping, iterative questioning, and collective feedback—aligns with micro-teaching’s core tenets: initiating behaviors, material presentation, consolidation, monitoring, and evaluation. Findings reveal that the method fosters exceptional student participation, as learners subconsciously strive to contribute within and across groups, internalizing material through active dialogue. The teacher’s dual role as facilitator and supervisor ensures mental and physical engagement, enabling sustained practice in reading and reasoned text analysis. The study bridges gaps in EFL research by adapting cyclic group strategies to Iran’s teacher-centered, resource-constrained context, demonstrating improved comprehension outcomes.
شناسایی راهکارهای یادگیرنده سازی فضای کالبدی مدارس از دیدگاه مدیران (مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه دو شهر اهواز)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
45 - 66
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : فضای کالبدی مدارس، نقشی اساسی در فرآیند یادگیری و رشد همه جانبه دانش آموزان ایفا می کند و توجه به طراحی یادگیرنده محور این فضاها به ویژه در مدارس ابتدایی اهمیت فزاینده ای یافته است. هدف این پژوهش کیفی، شناسایی راهکارهای یادگیرنده سازی فضای کالبدی مدارس ابتدایی دخترانه در ناحیه دو شهر اهواز از دیدگاه مدیران مدارس است. روش شناسی پژوهش : این پژوهش با رویکرد کیفی و به روش تحلیل مضمون براساس مدل شش مرحله ای براون و کلارک انجام شده است. از نظر هدف، پژوهش کاربردی است؛ از نظر ماهیت، کیفی؛ و از نظر شیوه اجرا، میدانی است. جامعه آماری شامل کلیه مدیران مدارس ابتدایی دخترانه ناحیه دو اهواز در سال تحصیلی ۱۴۰۲–۱۴۰۳ بود. نمونه گیری به صورت هدفمند و به روش زنجیره ای تا رسیدن به اشباع نظری انجام شد و با ۲۱ نفر از مدیران مصاحبه نیمه ساختاریافته صورت گرفت. سؤالات مصاحبه از لحاظ روایی صوری و محتوایی توسط متخصصان بررسی و اصلاح شد. برای سنجش پایایی تحلیل داده ها، از روش توافق بین کدگذاران استفاده شد که با مقایسه ۳۰ درصد از داده ها توسط پژوهشگر دوم، میزان توافق ۸۵٪ به دست آمد. داده ها پس از کدگذاری و تحلیل، در قالب شش دسته راهکار شامل رشد جسمانی، رشد اجتماعی، رشد ذهنی، رشد عاطفی، ایجاد شرایط محیطی مطلوب و ارتقای آموزش و یادگیری سازمان دهی شد. یافته ها : بر اساس یافته ها، مهم ترین مبنای راهکارهای ارائه شده از جانب مدیران مدارس توجه به کلیه عوامل اثرگذار بر رشد جسمانی، اجتماعی، ذهنی و عاطفی و آموزش و یادگیری دانش آموزان است و این راهکارها عبارت اند از توجه به نقش فعال یادگیرنده، تسهیل یادگیری باتوجه به تنوع مواد و منابع یادگیری، استفاده از رنگ های شاد، توجه به محوطه سازی و انعطاف پذیری فضا، ایجاد محیط های اجتماعی غیررسمی، توجه به دما، تهویه، نور و سروصدا، معماری داخلی و چیدمان کلاس، فضاهای بازی، فضاهای ش خصی، فضای عمومی یادگیری. بحث و نتیجه گیری: فضای کالبدی محیط های آموزشی تأثیر مستقیمی بر چگونگی یادگیری و کاهش مشکلات یادگیری دانش آموزان بر جای می گذارد. یک محیط آموزشی و به ویژه یک مدرسه ابتدایی با داشتن فضای کافی و مناسب که همسو با نیازهای دانش آموزانی است که در آن محیط مشغول به تحصیل و یادگیری هستند می تواند بر چگونگی یادگیری و شکوفایی و پرورش استعداد آنان تأثیرگذار باشد که در نهایت منجر به ارتقای یادگیری در دانش آموزان گردد.
پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رهبری آموزشی کاربردی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
67 - 82
حوزههای تخصصی:
مقدمه و هدف : هدف این پژوهش پیش بینی آوای سازمانی معلمان بر اساس مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران بود. روش شناسی پژوهش : از روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی استفاده شد. جامعه آماری شامل 365 نفر از معلمان دوره ابتدایی شهرستان رزن در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. از این تعداد 191 نفر بر اساس جدول کرجسی و مورگان و به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای به عنوان نمونه انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها، پرسشنامه سبک رهبری امنیت مدار (Coombe, 2010)، پرسشنامه اعتماد به مدیر (Hoy et al., 2006) و پرسشنامه آوای سازمانی (Hames, 2012) استفاده شد. روایی محتوایی پرسشنامه های پژوهش، مورد تأیید متخصصان قرار گرفت و پایایی آن ها با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ به ترتیب 96/0، 82/0 و 96/0 تأیید گردید. یافته ها : نتایج آزمون همبستگی پیرسون نشان داد که بین سبک رهبری امنیت مدار مدیران و آوای سازمانی معلمان (709/0) و بین اعتماد به مدیر و آوای سازمانی معلمان (619/0) رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. بر اساس نتایج رگرسیون گام به گام ، دو مؤلفه «مشاهده پتانسیل» و «بررسی» از میان مؤلفه های سبک رهبری امنیت مدار و متغیر اعتماد معلمان به مدیر، توان پیش بینی آوای سازمانی معلمان را دارند. بحث و نتیجه گیری: یافته ها نشان داد که سبک رهبری امنیت مدار و اعتماد معلمان به مدیران از عوامل کلیدی در ارتقای آوای سازمانی اند؛ به گونه ای که با ایجاد فضای حمایتی و مملو از اعتماد، بستر مناسب برای مشارکت، نوآوری، تعامل مؤثر و تحقق اهداف آموزشی فراهم می آید.
تحلیل و مقایسه نشانه های فراگفتمانی در رمان ها و مجموعه داستان های کودک و نوجوان هوشنگ مرادی کرمانی بر اساس انگاره ی هایلند (2005)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
129 - 142
حوزههای تخصصی:
نشانه های فراگفتمان ابزاری هستند که بدون افزودن چیزی به محتوای اصلی متن، جهت سازماندهی زبان به کار می روند. در چارچوب نظری هایلند (2005) الگویی برای تحلیل تعامل میان نویسنده متن و مخاطب آن و همچنین انسجام متن ارائه شده است. در پژوهش حاضر بر اساس الگوی نظری هایلند نشانه های فراگفتمان تعاملی و تبادلی را در رمان ها و مجموعه داستان های نوشته شده توسط هوشنگ مرادی کرمانی، یکی از نویسندگان صاحب نام در حیطه ادبیات کودک و نوجوان مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته است. بدین منظور، برای استخراج و شناسایی انواع نشانگرهای فراگفتمان به کار رفته درمجموعه داستان ها و رمان های مرادی کرمانی که در مجموع شامل 221387 واژه می شود، و سپس مقایسه میان آنها، از نرم افزار واژه نگار انت کانک استفاده شد. در نهایت، یافته ها نشان داد که تعداد فراگفتمان های تعاملی نسبت به تبادلی در پیکره مورد بررسی بیشتر بوده است. این امر بدان معناست که تعامل با مخاطبین از راهنمایی آنها در ژانر ادبی مهم تر است. همچنین، با توجه به یکسانی سبک نوشتاری خاص نویسنده مورد پژوهش در مجموعه داستان ها و رمان ها، تحلیل داده ها با استفاده از آزمون آماری ویلکاکسون، تفاوت معناداری را در میزان فراوانی نشانگرهای فراگفتمان بین مجموعه داستان ها و رمان ها نشان نداد.
اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر مهارت حل مسئله دانش آموزان دختر پایه هشتم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رویکردی نو بر آموزش کودکان سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
161 - 177
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر باهدف بررسی اثربخشی بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک بر مهارت حل مسئله در دانش آموزان دختر پایه هشتم انجام شد. روش پژوهش، طرح نیمه آزمایشی پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل و مرحله پیگیری دوماهه بود. جامعه آماری شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه هشتم شهرستان خواف در سال تحصیلی 1403-1404 بود که پس از انتخاب یک مدرسه به روش در دسترس، ۴۰ دانش آموز به صورت تصادفی در دو گروه 20 نفری آزمایش و کنترل گمارده شدند. گروه آزمایش طی ۱۶ جلسه ۹۰ دقیقه ای آموزش های مربوط به بسته توانمندسازی عادات ذهنی مبتنی بر مدل کاستا و کالیک را دریافت کرد؛ درحالی که گروه کنترل در این بازه زمانی هیچ مداخله ای دریافت نکرد. جمع آوری داده ها، با استفاده از پرسشنامه مهارت حل مسئله هپنر و پترسون (1982) صورت پذیرفت. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس انجام شد. نتایج نشان داد که در مرحله پس آزمون، تفاوت معناداری بین دو گروه در تمامی مؤلفه های حل مسئله وجود دارد (0.05>P) که بیانگر اثربخشی بسته توانمندسازی است. همچنین در مرحله پیگیری، با کنترل آماری نمرات پس آزمون به عنوان کووریت، تفاوت معناداری بین گروه ها مشاهده نشد (0.05
مقایسه وتحلیل دوگانگی اهداف اسلامی آموزش درکشورهای منتخب وراهکارهای مواجهه معلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نظریه و عمل در تربیت معلمان سال ۱۰ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۹
137 - 160
حوزههای تخصصی:
پیشینه واهداف:تعلیم و تربیت درظرف جامعه وفرهنگ تحقق پیدا می کندتعارض بین محیط اسلامی و محیط سکولار می تواند محیط آموزشی را نیز دستخوش تنش و استرس کند.گاهی نیز بین نهادها تداخل کارکردی رخ می دهد.نهاد هایی همچون سیاست، دین، خانواده و رسانه های جمعی هریک می خواهند اصول و ارزش هایی را آموزش دهند و در تعامل با نهادآموزشی، تعارض خود را نشان می دهند.آموزش اسلامی از این روند مستثنی نیست. هدف این نوشتار تحلیل و مقایسه اهداف آموزش اسلامی در مالزی، ترکیه، عربستان و ایران است.روشها: این مطالعه با روش مطالعه تطبیقی جورج بردی صورت گرفته است. یافته ها: نتایج نشان داد علیرغم وجود شباهت های متعدد، پیگیری چنین اهدافی در این کشورها جنبه های متفاوتی نیز بخود گرفته است.یافته ها تعداد نه (9) شباهت و پنج تفاوت را درکشورهای مورد مطالعه نشان داد. وجه شباهت اصلی همه آنها این است که نظام آموزش دوگانه تلاشی برای راضی نگه داشتن خانواده های دیندار در حاشیه جریان اجتماعی سکولار است. کشورهای مورد مطالعه از بین سیاست آموزشی مدارا و سازش یا اصلاحگری اجتماعی راه نخست را برگزیده اند. نتیجه گیری:به زعم نگارنده رویکرد بوم نظام در صورت تحقق در درازمدت می تواند راهی برای برون رفت نظام آموزشی بومی از انزوا و حاشیه نشینی فراهم کند. امروز با الهام از آموزه های متخصصان باید اذعان کرد نقش و تاثیر محیط بر فرآیند تربیت درمدرسه و دانشگاه بیش از هر زمان دیگری است و سیاست آموزشی نمی تواند از پیوستگی و درهم تنیدگی محیط نهاد آموزشی با دیگر اکوسیستم های همجوار غفلت کند.درپایان این مقاله راهکارهایی برای معلمان ارائه شده است تابتوانند دوگانگی موجود را راهبری کنند.
تحلیل رمزگانی اشعار پایداری احمد دحبور با تکیه بر نظریه آگاهی دانیل چندلر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
احمد دحبور شاعر پایداری فلسطین و از شاعران رمزگرای معاصر است که در میان انواع مختلف عناصر زبانی و ادبی، رمز همواره یکی از پر بسامدترین عناصر شعری وی را شکل می دهد و شاعر با استفاده از آن، معانی و مفاهیم سروده های خود را به صورت نامرئی در اختیار گفته خوانانِ نکته سنج قرار می دهد. نوشتار حاضر با روش توصیفی تحلیلی، نقش رمز را در سروده های پایداری دحبور بر پایه نظریه آگاهی دانیل چندلر بررسی کرده تا گذشته از بازنمایی معانی نهفته در اشعار شاعر، به اهداف و انگیزه های اصلی وی در این سروده ها دست یابد. دانیل چندلر نشانه شناس انگلیسی با اعتقاد به اینکه یک ادیب از دانش کیفی و تشخیصی لازم برخوردار است نظریه آگاهی خود را به ابعاد پنجگانه اجتماعی، متنی، تفسیری، ادراکی و واقعی تقسیم کرده است. با بررسی رمزواره ها در اشعار پایداری احمد دحبور با تکیه بر نظریه آگاهی دانیل چندلر چنین بر می آید که مفاهیم شعر پایداری دحبور با ابعاد پنجگانه این نظریه مطابقت دارد. دستاوردهای پژوهش حاکی از آن است که شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر جامعه شاعر، در کاربست این رمزگان در شعر او تاثیر مستقیم دارد؛ رمزگان اجتماعی در ابعاد مختلفی چون بدنی، رفتاری و زبان گفتاری نمود دارد و رمزگان متنی به کمک زبان استعاری برای بیان شرایط موجود در جامعه که لبریز از اختناق است از بسامد بالایی برخودار است. در رمزگان تفسیری نیز شاعر با توجه به ذهنیت خود، آینده سرزمینش را تصویرسازی نموده و اغلب با اشاره به چهره ها و داستان های دینی رمزگان واقع گرایانه می آفریند.
مدل تبیینی بی صداقتی تحصیلی مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین پیشایندهای بی صداقتی تحصیلی، مدلی مبتنی بر نظریه رفتار برنامه ریزی شده را آزمون کرد. در این مدل، تأثیر فرهنگ دانشگاه بر رفتار بی صداقتی تحصیلی ازطریق میانجی گری نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و قصد بررسی شد. این پژوهش همبستگی بر روی ۸۷۴ دانشجوی کارشناسی دانشگاه شیراز که با روش نمونه گیری خوشه ای چندمرحله ای انتخاب شدند، انجام شد. داده ها با مقیاس فرهنگ دانشگاه، مقیاس یکپارچه سنجش اجزای نظریه رفتار برنامه ریزی شده ویژه بی صداقتی تحصیلی و مقیاس رفتار بی صداقتی جمع آوری و با روش مدل یابی معادلات ساختاری (نرم افزار Smart PLS 3) تحلیل شدند. روایی همگرا و واگرا و همچنین پایایی ابزارها تأیید شد. یافته ها نشان دادند که قصد بی صداقتی تحصیلی، رابطه بین هریک از پیش بین ها (فرهنگ دانشگاه، نگرش، هنجار و کنترل رفتاری) و رفتار بی صداقتی را به شکل معنی داری میانجی گری می کند. همچنین اثر غیرمستقیمِ کل فرهنگ دانشگاه ازطریق میانجی گرها (نگرش، هنجار ذهنی، کنترل رفتاری ادراک شده و قصد) بر بی صداقتی تحصیلی معنی دار بود. این نتایج ضمن تأکید بر نقش محوری «قصد»، نشان می دهد که مدیریت بی صداقتی تحصیلی نیازمند توجه هم زمان به متغیرهای زمینه ای، شناختی و انگیزشی است.
مقایسه محتوای آموزشی گرایش مبانی نظری اسلام درس اندیشه اسلامی 2 در آموزش و پرورش و آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقایسه محتوای دروس آموزشی نقش بسزایی در بهبود کیفیت محتوا و اثربخشی آن در یادگیری دارد. هدف: مسئله پژوهش حاضر، مقایسه محتوای آموزشی درس اندیشه اسلامی 2 در آموزش عالی با کتب آموزش و پرورش بود. روش: این پژوهش به روش تحلیلی توصیفی و به صورت مقایسه ای و کیفی، میزان تطابق موضوعات و محتوای آموزشی درس مذکور را با مفاهیم مشابه در مقاطع ابتدایی و متوسطه اول و دوم بررسی کرده است. بررسی داده ها از کتابهای هدیه و پیامهای آسمانی، دین و زندگی و اندیشه اسلامی 2، صفحه به صفحه به صورت مشاهده مستقیم بود. تطبیق در سه حوزه پیامبر، امام و ولایت؛ و تکرار محتوا بر سه مبنای اجمال و تفصیل، تغییرات و نوآوری، تکرار در مفاهیم و واژه ها بود. یافته ها: در حوزه نبوت، تکرار بر اساس قاعده اجمال و تفصیل است؛ در اعجاز قرآن، تکرار در مفاهیم است و نیازمند بازنگری؛ در امام شناسی، اجمال و تفصیل است، اما بالعکس و در حوزه ولایت، تکرار در مفاهیم است و نیازمند بازنگری. نتیجه: نتایج پژوهش زمینه ساز رشد محتوای آموزشی در مقاطع مختلف به منظور تأثیرگذاری بیشتر و عاملی برای سهولت و کمک به مؤلفان درتولید محتوای آموزشی با هدف کشف لایه های جدید در تکرار محتواست.
Iranian EFL Teachers’ Perception of Multicultural Teacher Effectiveness: The Context of Iran(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
international Journal of Foreign Language Teaching & Research, Volume ۱۳, Issue ۵۲, Spring ۲۰۲۵
11-22
حوزههای تخصصی:
Multicultural education is a product of the impact of the globalization on education. Further, a factor with a main role in EFL teaching and learning is teacher effectiveness which has a significant place in the World educational programs. The present study sought to explore Iranian EFL teachers’ perceptions of pluralistic teacher effectiveness. In line with the objective of the present study, the basic interpretive design within a qualitative paradigm. The sample of the study consisted of a total of 40 Iranian (20 males and 20 females) EFL teachers teaching in public high schools in different Iranian provinces. They were conveniently selected from among those teachers who were members of virtual groups and channels. To collect the required data, a semi-structured interview was implemented. Data analysis was done via qualitative thematic analysis. As revealed by the results, the following perceptions were extracted concerning pluralistic teacher effectiveness: Having Verbal and Non-Verbal Communication with Learners; Recognizing Differences among Students’ Learning Strategies; Having Preliminary Knowledge of Different Subjects; Taking Advantage of Different Teaching Methods; Showing Respect and Attention to all Students; Teaching Ruminatively; Having Accountability and Responsibility; Generating a Conducive Class Atmosphere; Using Technology; Using Motivational Strategies; Using Various Evaluation Methods; and Building a Fair Classroom.