ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۵۴٬۴۶۹ مورد.
۵۶۱.

آداب و مراحل نامه نگاری و انواع نامه در مقاتل الشهدای ابوالمفاخر رازی، کهن ترین مقتل زبان فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۱ تعداد دانلود : ۲۶۹
یکی از کهن ترین،رایج ترین و فراگیرترین وسایل ارتباط جمعی در میان اقوام مختلف بشری نامه و نامه نگاری است ابوالمفاخر رازی شاعر ، نویسنده و مورخ قرن پنجم و ششم هجری در کهن ترین مقتل زبان فارسی به مقوله قیام حضرت اباعبدالله الحسین (ع) پرداخته و آن را به صورت مفصل نقل نموده است. ماجرای قیام حضرت سیدالشهدا(ع) و رخداد عاشورا پیشینیه ای ویژه دارد و سیر پیچیده ای را طی نموده است و برای شناخت بخشی از این سیر می بایست به زوایای مختلف این حرکت اشراف پیدا کرد و یکی از منابع موجود در مقاتل الشهدای ابوالمفاخر رازی که کهن ترین مقتل زبان فارسی است، نامه ها هستند که تنوع خاصی دارند آداب ومراحل نامه نگاری از دیدگاه ابوالمفاخر رازی متنوع و کاربردی است که نشان دهنده وجود نوعی نظم اداری و مدیریتی در این خصوص است و انواع نامه در مقاتل الشهدا ،دعوت نامه،تعهدنامه،نامه منظوم ،منشور فتحنامه -،تهنیت نامه،نامه های اداری ،کسب تکلیف نظامی، تهدید ،دستورات اطلاعاتی ، ردیه، مشافهه ،گزارش نامه ،امانت نامه و عهدنامه، نامه احتراز و نامه نیرنگ هستند و حضور نبوغ شعری ابوالمفاخر رازی در ترجمه نامه ها را می توان به وضوح مشاهده کرد و در این نوشتار با هدف فهم بهتر زمانه حضرت امام حسین (ع) بدان پرداخته شده است
۵۶۲.

تحلیل حکایت «توبه کردن ملک زاده گنجه» بوستان سعدی براساس گفتمان پویا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
گفتمان پویا، یکی از الگوهای مطرح در حوزه روایت شناسی و معنا شناسی است. اساس این الگو مبتنی بر مقوله های «هویت»، «شدن»، «نیل» و «غایت» است. گفتمان پویا به دلیل مبتنی بودن بر این مقوله های چهارگانه، الگوی مناسبی برای نشان دادن تحول و استعلای کلام در حوزه های گفتمانی و زبانی است. حکایت «توبه کردن ملک زاده گنجه» از باب چهارم بوستان سعدی، یکی از حکایت هایی است که در آن، این صیرورت و شدن از طریق شخصیت ملک زاده گنجه به خوبی بازنمایی می شود. در این حکایت، ملک زاده گنجه به منزله عامل فاعلی در کنار دیگر کنشگران، پیوسته سیری را مبتنی بر صیرورت از یک هویت توهمی به هویت واقعی دنبال می کند. این سیر مبتنی بر حضور ادراکی- حسی عامل فاعلی شکل می گیرد، توسعه پیدا می کند و حضوری هستی مدار برای او رقم می زند. براساس این، مسئله اصلی پژوهش، چگونگی گذر از نظام کنشی مبتنی بر روابط شناختی به نظام بُوشی مبتنی بر حضور ناب و اصیل است. پژوهش حاضر تلاش می کند تا با روش تحلیلی- توصیفی و تحلیل محتوای کیفی، این حکایت را براساس الگوی گفتمان پویا و چگونگی سیر استعلایی عامل فاعلی به یک وضعیت بُوشی را بررسی و تحلیل کند. درواقع، هدف پژوهش، بررسی سازوکارهای چگونگی سیر شخصیتی عامل فاعلی براساس الگوی گفتمان پویا برای دستیابی به هویت واقعی و حضوری هستی شناختی است. بررسی سازوکارهای معنایی به کارگرفته در این حکایت برای تبیین الگوی گفتمان پویا نشان می دهد که نوع مواجهه کنشگران با این موضوع و استفاده از فضای القایی دعا و نرم سخنی درنتیجه نوع تأثّر عاطفی عامل فاعلی از چنین فضایی، زمینه ساز استعلای شخصیتی ملک زاده به هویت واقعی و مواجهه او با حضوری رخدادی شده است. با کاربست گفتمان پویا در حکایت بوستان می توان الگوی جدیدی از آن را در حوزه تغییر و تحول گفتمانی و زبانی ارائه داد.
۵۶۳.

تصحیح چند بیت از دیوان خاقانی شروانی با توجه به نسخه ای سودمند و کمتر شناخته شده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۹۸
دیوان خاقانی شروانی، یکی از مهم ترین و دشوارترین دیوان های شعری ادبیات فارسی است. از این کتاب، سه تصحیح قابل ذکر، صورت گرفته که معتبرترین آن ها از نظر ابزار و روش کار، تصحیح ضیاءالدین سجادی است. مقالات پژوهشی بسیاری نیز به منظور تصحیح برخی مفردات و ابیات آن نوشته شده است. با وجود تلاش های مستمر پژوهشگران، درباره تصحیح ابیات دیوان خاقانی، دستیابی به یک متن منقّح از این کتاب، همچنان نیازمند تحقیقات بیشتر و بازخوانی ضبط دستنویس های متعدد است. مسلماً بسیاری از مشکلات و دشواری های معنایی شعر خاقانی نیز وابسته به خوانش درست نسخ و تصحیح انتقادی دقیق ابیات است. پژوهش حاضر، با همین رویکرد و به شیوه تحقیق کتابخانه ای، به سراغ دیوان خاقانی رفته است تا ضمن واکاوی و تحلیل مشکلات معنایی برخی ابیات، به تصحیح مجدد آن ها بپردازد و نتایج حاصل را، در گره گشایی مشکلات مذکور، به کار بندد. توجه به شواهد درون متنی و ویژگی های سبک شناختی شعر خاقانی و اتکا به اصول مهم تصحیح متن، از ویژگی های پژوهش پیشِ رو است. در این تحقیق، علاوه بر پیشِ چشم داشتنِ ضبط نسخ بدلِ گزارش شده توسط مصححان پیشین، از یک دستنویس کمتر شناخته شده اما سودمند، در امر تصحیح برخی از ابیات، استفاده شده است.
۵۶۴.

دویدن به سمت درون کاوش روان شناختی کتاب «وقتی از دو حرف میزنم، از چه حرف میزنم» نوشته هاروکی موراکامی با رویکرد ذهن و بدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۶ تعداد دانلود : ۱۴۷
پژوهش حاضر از زاویه ای جدید به بررسی اثر هاروکی موراکامی از دو که حرف می زنم، از چه حرف می زنم می پردازد و تلاش شده است بر مبنای دیدگاهی چندوجهی و بین رشته ای و به طور خاص، با تمرکز بر نظریه های ذهن و بدن و رویکرد لاکانی جنبه های گوناگون کتاب بررسی گردد. روش پژوهش، تحلیل تفسیری است. به باور نویسندگان در این کتاب، ذهن و بدن به عنوان  دو شخصیت مجزا در نظر گرفته شده اند که در نهایت به هم پیوسته و واحد یکپارچه ای را شکل می دهند. وجه غیرقابل چشم پوشی در این تحلیل، نگاه لاکانی به این اثر است که عمق بیشتری به آن می بخشد. با بهره گیری از روان شناسی سلامت، که نظریه های ذهن و بدن بخشی از آن هستند، چهارچوبی به تصویر کشیده شده است که دونده به دنبال غلبه بر آنها گام می نهد؛ سه توقفگاه که انسان دونده ناگزیر از مواجهه با آنهاست: موفقیت و شکست، مقابله با چالش های زندگی و پیری. این پژوهش نشان می دهد که موراکامی چگونه از دویدن همانند ابزاری برای نظم و انضباط و ساختار استفاده می کند که به هویت او به عنوان نویسنده و فرد کمک کرده و ارتباط عمیقی بین فعالیت های جسمی و خلاقیت ذهنی او ایجاد می نماید.
۵۶۵.

تحلیل تجربه های عرفانی ازدیدگاه اقبال لاهوری و تاثیرآن بر اندیشه های کلامی او

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۲۲۹
اقبال با واکاوی سیر تاریخی اندیشه های دینی در پی ره یافتی جدید از نظام معرفتی دین برآمد و درصدد بود که با ایجاد یک اندیشه منسجم فلسفی آرای خود را با تمامی جوانب حیات فردی و اجتماعی انسان ها پیوند بدهد. او از منظر تجربه دینی به حیات دینی می نگریست و با تعمّق در آیات قرآن و بهره گرفتن از تجربیّات آفاقی و انفسی، جهت نیل به تجربیّات عرفانی و دست یابی به «خود» برتر، به دنبال ارائه نوعی تبیین فوق طبیعی از دین برآمد و ضمن بررسی فلسفه دین، با نوعی الهیات طبیعی حاکم بر جهان که مبتنی بر عقلانیت افراطی بود، به مخالفت برخاست. او میراث کهن اسلام را می کاوید. شیوه های کلامی گذشتگان را توان رویارویی با نیازهای روز نمی دید، درنتیجه با نقبی به دنیای درون خود در پی دستیابی به حقیقت، به مقوله ای بنیادین و ضروری از دین نایل شد که عمیق ترین آن تجربه های عرفانی بود. اقبال با درنظرداشتن ترقیات اخیرعلم و معرفت بشری با روشنگری های خود در این مسیر در پی احیا و نوسازی فلسفه ی دین برآمد. نگارندگان در این پژوهش برآنند ضمن پرداختن به ماهیّت تجربه دینی- عرفانی از منظراندیشمندان غربی، با روشی توصیفی- تحلیلی مؤلفه های تجربیات عرفانی را از دیگاه اقبال لاهوری تحلیل کنند و تاثیر این مؤلفه ها را براندیشه های کلامی او مورد تحلیل و بررسی قراردهند. از نتایج این پژوهش می توان به این موارد اشاره کرد که اقبال ضمن تاثرپذیری از آرای متکلمین گذشته محدودنگری های آنان را جوابگوی نیازهای عصر نمی بیند و با انتقاد از روش آنان، مسلک عارفان را می ستاید و از طرف دیگر تکامل اجتماعی و سعادت بشری را نیازمند تعبیری روحانی از جهان می بیند.
۵۶۶.

التیام شعری و اقتباس: مطالعه موردی ترجمه شیموس هینی از کمدی الهی دانته(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۸ تعداد دانلود : ۱۸۷
شیموس هینی، شاعر اهل ایرلند شمالی، در مقالات خود موضوعی را تحت عنوان بازپوشانی یا التیام شعری مطرح کرده است. مقصود او از طرح این موضوع، ایجاد فضا و مهارتی شاعرانه است که از طریق آن بتواند به مصائب و مشکلات مردمان سرزمینش بپردازد. این ایده هینی تا حدی به نظریه اقتباس که توسط لیندا هاچن، منتقد کانادایی، مطرح شده است شباهت دارد؛ چرا که هاچن نیز اقتباس را راهبردی برای تسکین درد های مردمانی که تحت سلطه قرار گرفته ا ند، در نظر می گیرد. هدف از این مقاله، بررسی موردی این شباهت با تکیه بر مطالعه ترجمه/ اقتباس هینی از بخشی از کمدی الهی دانته و روایت گفتگویش با گناهکاران در دوزخ است که در مجموعه شعر کار مزرعه تحت عنوان «اوگولینو» به چاپ رسیده است. موضوعاتی که مورد بحث قرار خواهند گرفت بررسی کارکرد و اهمیت چنین رویکردی در شعر هینی، تحلیل ارتباط میان شعر و تاریخ معاصر ایرلند و در، شناسایی نقاط قوت و ضعف این روش شاعرانه را شامل می شود. در نهایت، از قرار دادن شعر هینی در چارچوب نظریات انتقادی اش و همچنین ترکیب این دو با نظریه اقتباس هاچن، این نتیجه حاصل می شود که شاعر از طریق ترجمه/ اقتباس شعر دانته، در تلاش است تا گوشه ای از رنج مردم و هنرمندان ایرلندی را به مخاطبانش منتقل کند.
۵۶۷.

بررسی وجوه معنایی، ادبی و اصولی مباحث الفاظ در مسیر استنباط: (تأملی بر جایگاه ادبیات عربی در اصول فقه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۸۲
این مقاله به بررسی وجوه ادبی و اصولی مباحث الفاظ در استنباط فقهی با رویکرد معناشناختی می پردازد. مسائلی چون «وضع»، «دلالت»، «اراده استعمالی و جدّی شارع»  در اینجا بررسی می شوند. با توجه به گرایش های مختلف زبانی و نشانه های زبانی در رسیدن به «مدلول» و تأثیر پس زمینه ی متن بر فهم آن، «قواعد زبانی مشترک»، «توجّه به قصد مؤلّف» و «عینیّت معنا» به عنوان مسائل اصولی مطرح می شوند. این پژوهش نشان می دهد که مباحث الفاظ در علم اصول، با دلائل لفظی و تشخیص ظهورات لغوی و عرفی، نقش مهمی در شناخت معانی واژگان، ترکیب جملات و تعیین ویژگی های معنایی واژه ها ایفا می کند و کاربرد گسترده ای در استنباط احکام فقهی دارد. مقاله تأکید می کند که طرح مباحث الفاظ در اصول فقه، نشان دهنده  نیاز عالم اصولی به این مباحث با رویکرد «معناشناختی»، برای دستیابی دقیق به مراد متکلم و استنباط صحیح احکام است. این پژوهش با استفاده از روش «تحلیلی،توصیفی»، به بررسی مصادیقی چون «مشتق»  از متن آیات و احادیث در قالب شناخت معنی پرداخته و مستنبط  را در ارائه حکم فقهی در مسائل مستحدثه چون«سرقفلی»،« شطرنج »،«بیت کوین» و دیگر رمز ارزها  کمک نموده است و همچنین به  مباحث زبانی مرتبط با «وضع»، «استعمال» و «دلالت الفاظ» در اصول فقه می پردازد که یا در علوم ادبی مطرح نشده اند  و یا به اندازه کافی  مورد بررسی قرار نگرفته اند. به عبارت دیگر فرآیند تکمیل ظهورات معنی در استنباط فقهی را بررسی کرده است.
۵۶۸.

کارکرد بلاغی تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل در شعرهای مهدی اخوان ثالث(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳ تعداد دانلود : ۹۵
تقدیم و تأخیر در اجزای جمله یکی از شگردهای بلاغی است که کلام را از سطح اطلاع رسانی صرف فراتر می برد و با دلالت های ضمنی پیام را پیچیده تر کرده ، عمق می بخشد و معانی افزونتری پدید می آورد و از سوی دیگر خواننده نیز با توجه به توانش ادبی و تحلیلی خود با توجه به ساختار و معنا در هر بافت با به گفتار درآوردن متن معانی ای را به فعلیت درمی آورد، یا بر امکانات معنایی متن می فزاید. از ویژگیهای شعر اخوان ثالث تشخص نحوی است با جملاتی گاه بلند مرکب از انواع قیدها و صفتها و جابه جایی در جایگاه سازه های نحوی و تقدیم و تأخیر اجزای اصلی جمله که دلالت های ضمنی متنوعی را پدید می آورد. از سوی دیگر این پژوهش با رویکرد توصیفی تحلیلی، به بررسی نقش تقدیم و تأخیر مسندالیه و فعل می پردازد. هدف از این پژوهش نشان دادن ظرفیتهای شعر اخوان ثالث در این باب و تحلیل و طبقه بندی اشعار او در این زمینه است. یافته ها نشان می دهد که با تقدیم و تأخیر مسندالیه مفاهیمی چون به تعلیق درآوردن فاعل، فضاسازی، القای حس عاطفی، ایجاد تقابل، القای ترس، تصویرسازی موقعیت، چیستان گونگی، طنز و موضوعاتی از این دست پدید آمده است و جابه جایی فعل نیز در خدمت گسترش تصویر، ایجاد تقابل، القای لحن حماسی و رجز خوانی بوده است. این شگردها در اشعار اخوان ثالث، علاوه بر افزایش غنای موسیقایی و انسجام متن، بازتاب پیچیدگی های شعر اخوان ثالث است و خواننده را به تأمل برمی انگیزد و موجب التذاذ هنری می شود.
۵۶۹.

پاسخ های حافظ و کارلوس کاستاندا به مسأله معناباختگیِ زندگی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۱۰۶
یکی از مهم ترین دغدغه های انسان معاصر، سرگردانی در برهوت بی معنایی است. نیهیلیسم فراگیر، شور و گرمای زندگی را به ملال و سردی تبدیل کرده است. مسأله کانونی این پژوهش که با روش توصیفی – تحلیلی تقریر شده است، تحلیل مقایسه ای راهکارهای حافظ(792-727 ه.ق) و کاستاندا(1998-1925) برای برون رفت از بحران بی معنایی است. نتایج تحقیق نشان می دهد که حافظ با علم و باور به ناپایداری و نامنصفانه بودن هستی، وجود رنج در زندگی، امیدواری و مرگ آگاهی در حوزه نظر، کاربست عشق، رندی و گذران خوش در حیطه عمل را به عنوان درمان پیشنهاد می دهد. کاستاندا اسارت ذهن در قالب های تکراری را عامل اصلی بی معنایی دانسته و برای مقابله با این بحران، سکوت درونی، مرگ آگاهی و پذیرش هستی را ارائه کرده است. تأکید هر دو بر دوری از حاقِ واقعیتِ هستی و زیستن متوهمانه به عنوان اصلی ترین علت بی معنایی است. سکوت درونی و رسیدن به نگاهی نو در آموزه های کاستاندا با ویژگی های رندِ عاشق حافظ همسان است. پذیرش هستی در اندیشه کاستاندا با فهمِ گُلِ زندگی از نظر حافظ که لاجرم خار دارد و پذیرش بدون ناله قسمتِ سرنوشت، یکسان است. هر دو بر مرگ آگاهی و مواجهه مستقیم با مرگ برای دریدن پرده پندار تأکید داشته اند.
۵۷۰.

بررسی بلاغت قصر و حصر در مثنوی های چهارگانه «بیدل دهلوی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۲ تعداد دانلود : ۱۵۴
بیدل دهلوی، مهم ترین شاعر پارسی گوی هند و از مهم ترین شاعران تاریخ ادب پارسی است. از او، حجم بزرگی از مثنوی ها برجا مانده است که هرچند تحت شعاع درخشش غزلیات وی مانده اند، از بهترین نمونه های مثنوی سرایی در سبک هندی به شمار می روند. اگر از مثنوی های پراکنده و کوتاه بیدل صرف نظر کنیم، از او چهار مثنوی مستقل و بلند برجامانده که به ترتیب زمان ارائه، عبارتند از «محیط اعظم»، «طلسم حیرت»، «طور معرفت» و «عرفان». آنچه در نگاه نخست در این مثنوی ها، نظر را جلب می کند و مطابق انتظار از سبک هندی نیز هست، غنای بیانی و سرشاری تصاویر است؛ اما در نگاه دوباره، شگردهای برگرفته از دانش معانی در این مثنوی ها خودنمایی می کند. بیدل خود نیز در «طلسم حیرت»، مخاطبان را ترغیب می کند که در مطالعه مثنوی هایش، حسن لفظ و معنا را با هم ببینند و به زیبایی های هر دو لایه سخن وی توجه نمایند. در اجابت خواست بیدل و بنا به لزوم واکاوی سخن بر اساس سنجه های دانش معانی، در این مقاله به بررسی یکی از مهم ترین شگردهای علم معانی، یعنی قصر و حصر در مثنوی های چهارگانه بیدل پرداخته می شود. روش بررسی در این مقاله، توصیفی و تحلیلی است. یافته های مقاله، گویای توجه ویژه بیدل به شگردهای معانی، مطابق با وعده خودش به مخاطبانش است. در این باره، قصر و حصر، حضوری پررنگ در مثنوی های بیدل دارد. بخش چشمگیری از قصرها در مثنوی های بیدل، از نوع قصر بی ادات است که همسو با ذات معنی گرا و فشرده ساز سبک هندی است. همچنین قصر صفت بر موصوف در مثنوی های بیدل، حضور پررنگ تر از قصر موصوف بر صفت دارد که نتیجه انتزاع گرایی و توصیف گرایی شعر این شاعر است. همچنین هرچند مثنوی «عرفان»، شهرت و اهمیت اندیشه ای بیشتر دارد، مثنوی «طلسم حیرت» به لحاظ بلاغی در مرتبه بالاتر قرار دارد و پس از آن، مثنوی «عرفان» و سپس «طور معرفت» و «محیط اعظم» قرار می گیرند.
۵۷۱.

تحلیل آیکونوگرافیک نگاره جهانگیر و ملک عنبر(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۵ تعداد دانلود : ۹۹
جهانگیر از جمله پادشاهان گورکانی است که نگاره های بسیاری از وی توسط نقاشانی چون مانوهر و ابوالحسن کشیده شده و در نقاشی های موجود، وی بعنوان فرمانروای بزرگ معرفی شده است. از جمله این تصاویر، نگاره جهانگیر و ملک عنبر است. جهانگیر در این نگاره روی کره زمین که روی گاوماهی قرار دارد، ترسیم شده است؛ از آنجا که در این نگاره، ابوالحسن از نمادهای اسطوره ای و نمادین استفاده کرده است، این پژوهش به دنبال پاسخ به این سوال است که استفاده از روایات اسطوره ای و نشانه های نمادین در نگاره مرگ ملک عنبر چگونه قابل تبیین است و چه معنایی را در بر دارد؟ هدف این پژوهش خوانش و دریافت معنای نهفته در نگاره است، بنابراین به روش توصیفی-تحلیلی و با استفاده از دیدگاه امیل مال نگاره مذکور تحلیل می گردد. شیوه جمع آوری اطلاعات کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد جهانگیر در این نگاره بعنوان فرمانروایی نشان داده شده است که به دنبال حفظِ آرامش، عدالت و تعادل زمین است. ملک عنبر نیز شخصی است که نابودی وی به آرامش زمین و عدالت منجر شده است. قرارگیری جهانگیر در سمت راست و عنبر در سمت چپ، استفاده از پرندگان و نقوش نمادین در کنار پیکره ها به بیان این معنا کمک کرده است.
۵۷۲.

بررسی مدرنیسم در رمان «سه دختر حوا» بر اساس طرح ساختاری کنراد کنست(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۵ تعداد دانلود : ۱۹۶
مدرنیسم یک جنبش ادبی، فرهنگی و هنری در اواخر قرن نوزدهم و اوایل قرن بیستم بوده است. این جنبش با تمرکز بر نوآوری در فرم و محتوا، به تزلزل و بازسازی الگو های سنتی داستان پردازی پرداخته است. در این زمینه نظریه کنراد کنست، نویسنده و منتقد آلمانی، سه مؤلفه کلیدی وداع با قهرمان سنتی، وداع با پیرنگ کلاسیک و وداع با راوی المپی را معرفی می کند. این پژوهش به تحلیل نحوه تجلی این ویژگی ها در رمان "سه دختر حوا" اثر الیف شافاک می پردازد؛ که هدف از آن بررسی چگونگی ظهور این مؤلفه های مدرنیستی در این اثر است. برای دستیابی به این هدف، از روش های تحلیل متن در ادبیات داستانی مدرن استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که شخصیت اصلی داستان به عنوان ضد قهرمان و ساختار غیرخطی پیرنگ با بهره گیری از تکنیک های مدرنیستی نظیر جریان سیال ذهن به نحوی مؤثر بر ویژگی های مدرنیستی کنست استوار بوده است؛ همچنین تغییر روایت از دانای کل به دیالوگ های میان شخصیت ها، به درک عمیق تر ابعاد مدرنیستی کمک می کند. این تحلیل به فهم بهتر ساختار و تکنیک های مدرن در ادبیات معاصر می افزاید.
۵۷۳.

بررسی ویژگی های تصویر و رنگ در کتاب فارسی هشتم و ارتباط آنها با متن درس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۴
تصاویر کتب آموزشی به عنوان تولیدکننده معنا و منبع تفسیر و تعبیر متن، اگر با رنگ و طراحی مناسب همراه شوند، می توانند آثار مثبت و معناداری بر درک، احساس و رفتار دانش آموزان داشته باشند. پژوهش حاضر در پی تحلیل و بررسی ویژگی های تصاویر و رنگ های به کاررفته در کتاب فارسی هشتم و میزان ارتباط میان آنها با متن درس و چگونگی اثرگذاری آنها بر سطح یادگیری و درک مفاهیم توسط دانش آموزان است. روش گردآوری داده ها، کتابخانه ای و از نظر شیوه جمع آوری، کیفی و از نوع تحلیل محتواست و روش نمونه گیری، تمام شماری است؛ یعنی همه تصاویر فارسی هشتم و رنگ های مورد استفاده در آنها بررسی شده است. یافته ها نشان می دهد مجموعاً 85 درصد تصاویر با متن درس به شکل های مختلف، از جمله بخشی از متن، بیشتر متن و نمادین مرتبط هستند و یازده طیف رنگ در تصاویر کتاب استفاده شده است. همچنین، نتایج حاکی از آن است که در میان ارزش های مندرج در تصاویر، طبیعت گرایی و بیان زیبایی و شگفت آوری آن، با 29 درصد بیشترین بسامد را در میان سایر ارزش ها دارد که در راستای ملموس سازی مفاهیم و هویت بخشی به دانش آموزان است. در ضمن، طیف رنگ سبز با بسامد 21 درصد بیشترین رنگ مورد استفاده و نیز با فراوانی 12، غالب ترین رنگ در تصاویر به شمار می رود که سبب ایجاد آرامش، تحکیم عقاید دینی، امیدواری و شادابی، و القای حس اعتمادبه نفس به دانش آموزان می شود. 76 درصد رنگ های غالب با متن درس ارتباط نزدیکی دارند که به ترتیب طیف رنگ سبز، قهوه ای و آبی، فراوانی بالاتری در مقایسه با سایر رنگ ها داشته اند.
۵۷۴.

بازتاب عناصر تراژدی ساز در داستان رستم و اسفندیار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۱۰۴
به گواه بسیاری از شاهنامه پژوهان، داستان «رستم و اسفندیار» یکی از منسجم ترین داستان های شاهنامه است؛ اما تراژدی بودن آن، برای بسیاری محل تردید است. برای رفع این ابهام؛ یکی از راه ها، رجوع به فن شعر ارسطو است. او در این رساله ، علاوه بر تقسیم بندی بخش های شش گانه تراژدی، عناصر مهمی را که در شکل گیری این نوع ادبی دخیل هستند، نیز معرفی کرده، که می توان از آنها با عنوان «عناصر سازنده ی تراژدی» نام برد. اگرچه او به طور جداگانه این عناصر را دسته بندی نکرده، اما با تدقیق در رساله ی او می توان یازده عنصر را که عبارتند از ایجاد دو حس «ترس» و «ترحم»؛ داشتن آغاز، میانه و پایانی منسجم؛ برخوردار بودن قهرمان از مجموعه ای از ویژگی ها؛ وجود یک رخداد تراژیک؛ وجود یک نقطه ضعف تراژیک در قهرمان؛ کشف؛ دگرگونی؛ پایان تراژیک؛ وحدت زمان؛ وحدت پیرنگ و وحدت مکان استخراج کرد. پژوهش حاضر می خواهد با شناخت این عناصر، معیاری مدوّن در تشخیص تراژدی بودنِ یک اثر ادبی به دست دهد. به این منظور، ابتدا این عناصر به طور جداگانه، تعریف شده اند؛ سپس وجود یا فقدان آنها در داستان رستم و اسفندیار مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است که داده های این پژوهش، تراژدی بودن داستان رستم و اسفندیار را تأیید می کند.
۵۷۵.

بررسی تأملات فلسفی محمود هومن درباره ماهیت و مختصات شعر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱۷ تعداد دانلود : ۲۷۹
برخلاف سنت غربی که همواره نزاع آشتی ناپذیر میان فلسفه و شعر، ذهن و زبان پاره ای از فیلسوفان را به خود مشغول داشته، در سنت ما اگرچه غالباً از فلسفه به ذمّ و نکوهش یاد شده است، اما فیلسوفان ما غالباً مواجهه ای ایجابی با شعر داشته اند؛ از آن جمله، در دوره معاصر و فیلسوفی به نام محمود هومن، که این پژوهش با شیوه توصیفی تحلیلی، به بررسی و تحلیل دیدگاه های هومن درباره شعر و مسائل مرتبط به آن می پردازد؛ امری که در پژوهش های معاصر به آن اهتمام و توجهی صورت نگرفته است. نتایج این جستار نشان می دهد که هومن در دوره اول فکری خود با الهام از دستاوردهای فیلسوفان غربی (کانت و شوپنهاور) و ایرانی اسلامی (شمس قیس رازی) و تأملات خود درباره ماهیت و چیستی شعر، موزون، مقفی و متساوی بودن را از شمس قیس، خیال انگیز بودن را در توسعی که از لحاظ مفهومی به آن می بخشد از کانت و شوپنهاور، و دو شرط لطف و اختصار را نیز خود بدان می افزاید. واضح است که این تعریف از شعر با فضای شعر کلاسیک مناسبت بیشتری پیدا می کند. همچنین او نکته سنجی های قابل تأملی را درباره علت تأثیر شعر در نسبت با ارکان شعری، ویژگی های شاعر، بنیادهای معنایی شعر توصیفی و رمزی، تحلیل فلسفی قوه خیال و .... مطرح می سازد. هومن به تبعِ کانت برای شعر ابعاد معرفت شناختی قائل نمی شود. اما هومن در دوره دوم فکری خود، با میل به سمت پدیدارشناسی هوسرلی، با امعان نظر به شعر امروز در تعریف پیشین خود از شعر تجدید نظر می کند و ویژگی هایی چون مقفی بودن و متساوی بودن را از مقومات شعر خارج می کند و به زیبایی شعر وجه سوبژکتیو ابژکتیو می بخشد.  
۵۷۶.

بررسی مؤلفه های ناتورالیسم در رمان زیبا اثر محمد حجازی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
محمّد حجازی از چهره های نام آشنا در داستان نویسی معاصر است، که اکثر رمان های وی به بررسی مشکلات زنان در جامعه پهلوی، بی بندوباری و فساد اخلاقی پرداخته است. در اکثر رمان های حجازی، شخصیّت های فراوانی حضور دارند و نویسنده به لحاظ پردازش شخصیّت آنان عمدتاً توانایی خود را نشان داده است. هدف از این نوشتار بررسی مؤلفه های ناتورالیسم در رمان زیبا اثر محمد حجازی است . روش تحقیق در این پژوهش به صورت توصیفی – تحلیلی می باشد. رمان زیبا اثر محمد حجازی، با بهره گیری از مؤلفه های ناتورالیسم، تصویری واقع گرایانه و دقیق از جامعه ایران در دورانی پر از تغییرات سیاسی و اجتماعی ارائه می دهد. این اثر، با تکیه بر اصول ناتورالیسم، به بازتاب شرایط نابسامان اجتماعی، فقر، ظلم و نابرابری پرداخته و تأثیرات این محیط دشوار بر شخصیت های داستان را به طور برجسته ای به نمایش می گذارد. حجازی از طریق توجه به جزئیات زندگی روزمره و نمایش تأثیرات فیزیولوژیک و غریزی بر رفتار انسان ها، توانسته است تحلیل های دقیق و علمی از افکار و رفتارهای شخصیت ها ارائه دهد. جمع بندی کلی از رمان زیبا حاکی از آن است که این اثر، نه تنها بازتابی از تحولات اجتماعی و سیاسی دوره خود است، بلکه با رویکردی ناتورالیستی، تصویری روشن از زندگی افراد معمولی ارائه می دهد که تحت فشارهای محیطی و اجتماعی، بی قدرت در برابر سرنوشت خود قرار می گیرند.
۵۷۷.

نقش استعاره مفهومی در استنباط متون کتاب های درسی بر پایه معناشناسی شناختی (مطالعه موردی: فارسی دوره اول متوسطه)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۰ تعداد دانلود : ۷۵
زبان شناسی شناختی دیدگاه رایج و سنتی در مورد استعاره را که خصیصه ای مختص زبان، ابزار تخیل شاعرانه و آرایه بلاغی است، رد می کند و استعاره را ابزاری برای مفهوم سازی تلقی می کند که در آن، یک ایده یا یک حوزه مفهومی بر اساس ایده یا حوزه مفهومی دیگر درک و فهم می شود. در این پژوهش، پس از تبیین استعاره مفهومی از دیدگاه معناشناسی شناختی، به بررسی انواع استعاره های موجود در کتاب های فارسی متوسطه اول پرداختیم. هدف از این پژوهش، این است که بر اساس تقسیم بندی لیکاف و جانسون چه استعاره هایی در کتاب های فارسی متوسطه اول به کاررفته، بسامد کدام یک بیشتر است و کارکرد این استعاره ها در تسهیل درک مفاهیم متون چگونه است و تا چه میزان از ظرفیت استعاره ها در آموزش مفاهیم کتاب های درسی فارسی متوسطه اول استفاده شده است؟ نتایج این پژوهش نشان داد که استعاره هستی شناختی با (71 %) بالاترین درصد بسامد را دارد و همچنین از بین استعاره های به کاررفته در این پژوهش، استعاره جهتی 7% و استعاره ساختاری 22% است. تمام استعاره ها، نقش قابل توجهی در تصویرسازی و درک مفاهیم انتزاعی داشته اند و اینکه باتوجه به ظرفیت بالای استعاره های مفهومی در انتزاعی زدایی می توان در کتاب های درسی با گنجاندن گلچینی از متون کهن ادب پارسی که مملو از استعاره های مفهومی است برای آموزش مسائل فرهنگی و تربیت اخلاقی دانش آموزان بهره جست.
۵۷۸.

تحلیل محتوای کتاب های فارسی دوره دوم ابتدایی بر اساس مؤلفه های تربیت اخلاقی (با تکیه بر روش آنتروپی شانون)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۶۷
پیشینه و اهداف: تربیت اخلاقی یکی از بنیادی ترین مسائل در حوزه آموزش وپرورش به شمار می آید. هدف پژوهش حاضر، تحلیل محتوای کتاب های فارسی دوره دوم ابتدایی بر اساس مؤلفه های تربیت اخلاقی به منظور روشن سازی جایگاه این مؤلفه ها در متون درسی است. روش ها : پژوهش حاضر به روش تحلیل محتوا انجام می شود. ابزار گردآوری داده ها چک لیستی است که پژوهشگر در جریان سندکاوی و مطالعات کتابخانه ای تدوین کرده و در فرآیند تحلیل به کار می برد. داده ها با استفاده از آنتروپی شانون تجزیه وتحلیل می شوند. جامعه پژوهش شامل محتوای کتاب های فارسی دوره دوم ابتدایی را دربرمی گیرد و به دلیل ماهیت موضوع، حجم نمونه معادل با کل جامعه در نظر گرفته می شود. یافته ها: نتایج تحلیل نشان می دهد در کتاب فارسی چهارم ابتدایی، بیشترین ضریب اهمیت به مؤلفه «عادات خوب» (441/0) تعلق دارد و کمترین ضریب مربوط به مؤلفه «تفکر و تعقل» (0) است. در کتاب فارسی پنجم ابتدایی نیز بیشترین ضریب اهمیت به مؤلفه «عادات خوب» (407/0) اختصاص دارد در حالی که مؤلفه «تفکر و تعقل» (0) کمترین سهم را به خود اختصاص می دهد. در کتاب فارسی ششم ابتدایی، بیشترین ضریب اهمیت به مؤلفه «عادات خوب» (440/0) مربوط می شود و مؤلفه «تفکر و تعقل» (0) در پایین ترین سطح قرار دارد. نتیجه گیری: بر اساس یافته ها، بازبینی و اصلاح محتوای کتاب های درسی فارسی در دوره دوم ابتدایی با تأکید بر ایجاد توازن در توزیع مؤلفه های تربیت اخلاقی، زمینه پرورش دانش آموزانی با توانایی های شناختی و اخلاقی متعادل را فراهم می آورد.
۵۷۹.

بررسی و تحلیل اصطلاح زمین از نگاه منتقدان و تازه گویان سده های یازدهم و دوازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۴ تعداد دانلود : ۳۳۱
زمین ازجمله واژه هایی است که در سده های یازدهم و دوازدهم هجری به صورت یک اصطلاح نقد ادبی در منابع تاریخ ادبی و نیز اشعار تازه گویان، فراوان به کار رفته و کاربرد خاص و ویژه ای یافته است. در مجالس شعرگویی که گزارش های بسیاری از آن ها در تذکره ها ثبت شده است، تازه گویان به شیوه تتبع و پیروی و برای طبع آزمایی موزونان، زمین شعری طرح می کردند و در آن ابیاتی بلند و اشعاری عالی و رسا می آفریدند. از آنجا که تاکنون درباره اصطلاح زمین تحقیقی جامع صورت نگرفته، این نوشتار بر آن است که این اصطلاح را در «جای» و «گاه» آن مورد بررسی قرار دهد و از طریق بازخوانی دیدگاه های شاعران و منتقدان دوره صفوی، ماهیت، قالب ها، دستاوردها و زیان های آن را در سپهر ادبی آن روزگار بازشناسد. بدین منظور با روش مطالعات کتابخانه ای و به شیوه توصیفی - تحلیلی آن را مورد مطالعه و مداقه قرار می دهد. آن گونه که از نتیجه طرز تازه دریافت می شود، «زمین» اصطلاحی لازم برای نقد ادبی امروز است که به جای وزن و قافیه و ردیف (روی هم) می آید و بسیار کوتاه و جامع است. این اصطلاح نخست در رساله جلالیه محتشم کاشانی و قصاید وی به کار رفته و پس از آن، در دیوان غزالی مشهدی، دیوان عرفی شیرازی و منتخب التواریخ بداؤنی آمده وسپس به طور موازی در دیوان ها و تذکره های این دوره نمایان شده است. با توجه به اینکه اصطلاح زمین درمورد قالب غزل به کار رفته، اما نکته قابل ذکر اینکه خلق و طرح زمینِ شعر غیر از مصراع وبیت و غزل، در قالب های مثنوی و قصیده نیز دیده می شود. با آنکه بستن و آفرینش معنی های پیچیده و مضمون های رنگین و باریک و مصراع های برجسته راهی بوده که از مسیر زمین های تازه و طرح آن می گذشته است، اما گاهی زمین شعر، زمینی سنگلاخ و ناهموار بوده و گل های معنی و مضمون تازه در آن نروییده است، گاهی نیز زیان هایی در بر داشته، ازجمله زمینه ای برای سرقت معانی و مضامین دیگر شاعران شده و موجب خلق غزل های کم ارز، همسان و مشابه و مضمون های مبتذل و تکراری و و بدبسته شده است.
۵۸۰.

بررسی وجوه «ناداستان» در روایت «بر دار کردن امیر حسنک وزیر» از تاریخ بیهقی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲۳ تعداد دانلود : ۱۲۲
«ناداستان» قالبی در آفرینش های روایی به شمار می رود که در دوره معاصر به شکل جدی مورد توجه قرارگرفته است؛ تاحدی که بسیاری از عناوین پرفروش بازارهای نشر به این قالب جدید اختصاص دارد. در کشور ما نیز در دهه اخیر ناداستان با اقبال نویسندگان مواجه بوده است. تمرکز بر تعاریف ارائه شده و ویژگی های احصاشده برای این نوع ادبی، نشان می دهد که نوشتن ناداستان، در ادبیات تنها به دوران معاصر منحصر نیست و در طول تاریخ ادبیات آثار بسیاری خلق شده اند که می توان آنها را در شمار ناداستان هایی خلاقانه به حساب آورد. تاریخ بیهقی یکی از این آثار است و روایت «بر دار کردن امیر حسنک» نمونه ای متمایز از این نوع. برهمین اساس در مقاله حاضر تلاش شده است تا ضمن بررسی ویژگی های نوع ناداستان در این روایت، چهارچوب های نظری این نوع از طریق شواهد متنی تشریح شود. نتایج این بررسی که به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است، نشان می دهد مواردی نظیر تلاش برای کسب اعتبار صحت متن، پرداختن به جزئیات برای جلب اعتماد مخاطب، تزریق نویسنده در متن، دراماتیک کردن واقعیت و تبدیل گزارش تاریخی به متنی حاوی نکات تأمل برانگیز در کنار برجستگی های ادبی و زبانی، ازجمله ویژگی هایی هستند که متن روایت بیهقی را به نمونه ای قابل تأمل در حوزه آثار ناداستانی مبدّل ساخته اند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان