فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵۶۱ تا ۵۸۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
117 - 157
حوزههای تخصصی:
مضمون شناسی به عنوان یکی از رویکردهای جذاب و مهم ادبیات تطبیقی، به واکاوی و بررسی تحول یک الگو یا مضمون در چند متن روایی ادبی می پردازد. یکی از مضامین اساسی در فرهنگ های گوناگون، مضمون گناه است که ریشه در باور و اعتقادات فرهنگی ملل مختلف دارد و به عنوان یک تجربه شناختی، عاطفی، یک بحران اجتماعی یا دینی، موضوعی دیرینه است که می توان نشانه های حضور آن را در آثار تمدن بشری یافت. در این پژوهش با روش تحلیلی تطبیقی به بزه سه شهریار ایرانی جمشید، فریدون و کاوس از منظر مضمون شناسی پرداخته وتلاش شده توجیهی برای از دست دادن نامیرایی و جاودانگی این شهریاران فراهم شود. این پژوهش مفهوم گناه را در متون زرتشتی و پهلوی در برخورد با هنجارهای اجتماعی و همچنین در تقابل با مفاهیم قدسی و الوهی مورد بررسی قرار داده تا از این طریق لایه های پنهان و ناخودآگاه موجود در متون موردبحث را در حوزه گناه آشکار کند. با توجه به مستندات ارائه شده، این مقاله نشان می دهد متون پهلوی بیشترین تجلی گاه گسترش مضمون گناه است که با توجه به شرایط زمانی و نیازهای جامعه، این مضمون دچار گسترش یا نوزایی شده است. ازآنجاکه مفهوم گناه در پژوهش حاضر در تقابل با دو مفهوم هنجار و مفاهیم قدسی تعریف شد، گناه شهریاران اسطوره ای موردبحث در تقابل با این دو تعریف، قرار گرفت و نتیجه گیری شد سنت های موردپذیرش جامعه و قوانین قدسی و الوهی در جامعه ایرانی در یک دسته قرار می گیرند.
واکاوی تطبیقی واژگان دخیل فارسی در ادب عربی منظوم خراسان (قرن چهارم و پنجم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
کاوش نامه ادبیات تطبیقی سال ۱۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۷
63 - 90
حوزههای تخصصی:
در طول تاریخ، ملّت ها و اقوام مختلف به واسطه همجواری جغرافیایی، مبادلات تجاری و نیز برخی شرایط سیاسی و اجتماعی حاکم بر آنها، به ناچار با یکدیگر ارتباط داشته و این روابط و پیوستگی به مرور زمان تا بدان جا تعمیق یافته، که پیوندهای ناگسستنی فرهنگی و خانوادگی را به دنبال داشته است. طبیعی است که این امر، بر زبان و ادبیّات مردم علی رغم تفاوت های فرهنگی و ملّی، تأثیر گذارده و تنوّع در گفتار و واژگان را رقم زده است. علاوه بر این، اهتمام حکومت ها به علم و دانش، وجود علما و ادبا و محافل مختلف ادبی، عامل دیگری بر امتزاج فرهنگی به ویژه، عرصه واژگانی و گفتاری بوده و روشن است که در چنین فضایی و تأثیرات متقابل دو زبان بر یکدیگر، راه برای ورود واژگان دخیل را هموار نموده است. این پژوهش کوشیده است با دسته بندی واژگان معرّب در ده موضوع مرتبط و با روش توصیفی و تحلیلی به واکاوی مسأله بپردازد و در مجموع سی واژه دخیل که بیشترین بسامد را در ادبیات منظوم شعرای عربی سرای خراسان داشته، مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد که شعرای تازی گوی خراسان در دو قرن چهارم و پنجم توانسه اند با وارد کردن واژگان دخیل فارسی در ادب عربی غنای فرهنگی این زبان را برجسته جلوه داده و میزان نفوذ فرهنگ و ادب ایرانی را در دیگر زبان ها، به ویژه عربی به نمایش گذارند که این امر را می توان نوعی ابتکار ادبای خراسان در احیای فرهنگ فارسی و هویت بخشی به اصالت زبان ایرانی دانست.
بررسی طالع های نحس نجوم احکامی در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد سلمان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه ادب غنایی سال ۲۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۴
137 - 154
حوزههای تخصصی:
توجه گسترده پیشینیان به افلاک و حوادث فلکی موجب باور به تاثیر افلاک در زندگی انسان ها شد و این امر تا جایی پیش رفت که تمام شئونات زندگی، مانند سرنوشت انسان ها، پیروزی ها و شکست ها، خوشبختی و بدبختی، ترسالی و خشکسالی و.. را در بر گرفت و موجب پدید آمدن مباحث گسترده ای چون سعد و نحس نجوم و طالع بینی ها و اختیارات نجومی شد. این باور عمومی به ویژه پس از نیمه های سده پنجم هجری بسیار مورد توجه شاعران ایرانی قرار گرفت؛ به گونه ای که تفسیر بسیاری از ابیات شاعران بزرگ این دوران، بدون آگاهی کافی از دانش نجوم، باورها و احکام نجومی ناممکن است. در این پژوهش طالع های نحس را در اشعار انوری، نظامی و مسعود سعد که هر سه از حکیمان آگاه به نجوم بوده اند، بررسی کرده ایم. در نتیجه این پژوهش سیزده طالع نحس را از اشعار این شاعران استخراج کرده و با مراجعه به آثار معتبر و کهن نجومی، علت نحس خوانده شدن آن ها را توضیح داده ایم. برای سخن گفتن از طالع های نحس، نیاز بود طالع های سعد را نیز معرفی کنیم؛ اما به سبب گستردگی مطالب، در مقاله ای دیگر آن ها را بررسی کرده ایم.
نقد رویکردهای پژوهشگران علوم بلاغی درباره ملمّع و طرح انگاره ای دیگر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۸ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲۵۱
168 - 184
حوزههای تخصصی:
ملمّع گونه ای از شعر است که براساس دو یا چندزبانگی بنیان نهاده شده است. اندیشمندان علوم بلاغی با رویکردهای مختلفی به بررسی ملمّع پرداخته اند. پژوهش حاضر کوشیده است با تحلیل و نقد این رویکردها، انگاره نوینی از ملمّع ارائه دهد و به این پرسش پاسخ دهد که ملمّع چرا و چگونه به وجود آمده است؟ شناخت بهتر ملمّع، چگونگی شکل گیری آن و چرایی استفاده از زبان های مختلف در به کارگیری این شگرد ادبی، در دوره های مختلف از اهداف این پژوهش است. روش پژوهش، توصیفی-تحلیلی است. داده ها به شیوه کتابخانه ای و سندکاوی، گردآوری و به روش تحلیل محتوا، تجزیه وتحلیل شده است. نتایج نشان می دهد ملمّع، خلاف نظر پژوهشگران علوم بلاغی، شگرد یا تفننی ادبی نیست بلکه برآیند تقابل گفتمان های فرادست و فرودست، و حاشیه و مرکز است که با توجّه به تناسب زبان های به کاررفته در آن، از منظر گفتمان قدرت، قابل تحلیل است. این فرادستی در ملمّع های فارسی با زبان عربی یا زبان های اروپایی، از روند سیاسی و علمی قابل بررسی است. اما در ملمّع های پدیدآمده از زبان های محلی ایران با زبان فارسی، درواقع تقابل دو گفتمان حاشیه و مرکز، زبان رسمی و غیررسمی است که ضمن مشروعیت بخشی به زبان شاعر، گونه ای عکس العمل درباره دیگری سازی نیز هستند. از طرف دیگر از منظر گفتمان روان شناختی می توان ملمع را نوعی فخر پنهان و نمایش اقتدار گوینده و خواننده به شمارآوردکه در متن مقاله به تفصیل بررسی شده است.
The Perception of Teachers and Students Towards the Benefits and Challenges of Using Idioms and Expressions in Language Acquisition and Pedagogy(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۵۱)
29 - 36
حوزههای تخصصی:
This study highlights the role of idioms and expressions in language acquisition and teaching as essential and basic tools for communicating in any language. Learning idioms, and their complexities and simplicity, creates a significant barrier for language learners because it involves interpretation and comprehension, as there are multi-layered meanings attached to cultural dimensions. This study investigated learners’ and teachers’ opinions on the importance of idioms and expressions in enhancing their linguistic competence and language skills, as well as the challenges faced in learning and teaching them. A qualitative approach was employed to dig into the participants’ experiences. To this end, eight teachers and twenty-seven English language learners from a private language institute were interviewed using semi-structured interviews. It was found that learners realized the importance of idioms in their journey toward fluency in the target language culture, though it was a long journey. This gives particular focus on context-enriched learning, dynamic learning, and exploring cultural studies to boost learners’ knowledge and use of idiomatic expressions. It's training meaningful images into a context for which learners construct a linguistic and cultural understanding of how to operate those images across their entire life span. This study suggests that idiomatic language be given due recognition and that processes be developed to adequately render idiomatic language relevant for improved language learning and acquisition.
اختیار شاعری تسکین؛ شگردی در خدمت محتوا (مطالعه موردی: غزلیات سعدی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فنون ادبی سال ۱۷ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۵۳)
93 - 114
حوزههای تخصصی:
اختیار وزنی تسکین، یکی از شگردهای عروضی در شعر فارسی است که اغلب به عنوان مفرّی برای رهایی از تنگناهای وزنی از آن استفاده شده است؛ چنان که می دانیم از دیرباز اختیارات شاعری اغلب در سطح موسیقایی بررسی شده اند؛ بااین حال، بررسی کارکردهای اختیار تسکین در غزلیات سعدی، به گمان نگارندگان نشان می دهد که این اختیار علاوه بر نقش موسیقایی به عنوان ابزاری در خدمت معناسازی و القای عواطف به کار رفته است؛ به همین دلیل در این پژوهش کارکرد اختیار تسکین در غزل های سعدی به منظور تبیین پیوند میان تسکین با معانیِ ضمنیِ بیت و همچنین بازنمایی عواطف با بهره گیری از روش توصیفی-تحلیلی و منابع کتابخانه ای بررسی و تحلیل شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد که سعدی آگاهانه از این اختیار وزنی برای تأکید بر واژگان کلیدی، بازنمایی حالت های عاطفی و خلق لایه ای پنهان از معنا بهره برده است. بررسی نمونه ها نشان می دهد که تسکین در میانه مصرع ها، گاه به دلیل کشش های آوایی، در القای اندوه و سکوت مؤثر بوده و گاه، ازطریق ایجاد سکته موسیقایی، احساس حیرت، اعجاب، تردید، شادی و... را به مخاطب منتقل کرده است. مطالعه موردی غزل ۵۶۴ دیوان سعدی به مطلع «مرا دلی ست گرفتار عشق دلداری/ سمن بری گلرخی جفاکاری» نیز به عنوان نمونه ای شاخص از غزلیات که بیشترین نمودهای تسکین در آن وجود دارد، نشان می دهد که سعدی با تکرار آگاهانه این اختیار در واژگان کلیدی و هجاهایی خاص، نه تنها موسیقی شعر را تقویت کرده، لایه ای پنهان از معانی ضمنی و عواطف را نیز خلق کرده است. در نهایت می توان گفت، نتایج این پژوهش نشان می دهد که اختیار تسکین در غزلیات سعدی ابزاری آگاهانه برای هماهنگ کردن هرچه بیشتر موسیقی شعر با محتوای آن، همچنین خلق و تعمیق معنا و عواطف است.
وجوه تعاملی سوژه و ژست در سه گانه بکت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
511 - 541
حوزههای تخصصی:
سوژه و ژست از مفاهیمی هستند که در رابطه تعاملی و تناظری با یکدیگر قرار دارند. در گفتمان ادبی، سوژه به تأثیر از ژست دچار استحاله می شود و از این منظر، ژست در بازتولید هویّت و باورمندی سوژه ایفای نقش می کند. مسئله اصلی پژوهشِ حاضر تأثیر ژست بر سوژه و تبیین سازوکارها و کارکردهای آن است. یکی از جلوه های تأثیرپذیری سوژه از ژست و وجوه تعاملی این دو مفهوم را در آثار ساموئل بکت می توان پی جویی کرد. نوع تفکّر بکت که از نواندیشی فلسفی و طنز گزنده او مایه می گیرد، موجب تحوّل ساختارهای ادبی و اندیشگانی در قرن بیستم شد و از این منظر، وجوه تعاملی این دو مفهوم در این ساختار بسیار اهمیت دارد. در این پژوهش کارکرد سوژه و ژست و وجوه تعاملی آن در سه گانه بکت واکاوی می شود و تأثیر ژست بر افول سوژه نمایان می گردد. استحاله سوژه به میانجی ژست از این منظر قابل بازنمایی است که در روایت سه گانه بکت، فقدان ژست ، سوژه های بکتی را بی چهره و مستهلک می کند که حتّی به ماقبل سوژگی می رسند. برای نشان دادن این فرایند، مسیر حرکت سوژه در بکت در سه ساحت پیشا- افول، افول و پسا- افول بازنمایی شده است. در این فرایند سوژه بکتی از تن دادن به نظم نمادین سر باز می زند و به سوژگی نمی رسد. مسیر افولی فیگور بکتی با رفتن به ساحت هیچ، تن را می زُداید و تنی ساکن و ذهنی وراج را برای او رقم می زند. بنابراین تنِ سوژه (فیگور) در گفتمان بکت به تنی فرو پاشیده، از هم گسیخته و به غایتِ تودگی می رسد.
مطالعه تطبیقی تأثیرگذاری داستان پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی بر پل ناتمام اثر عبدالرحمن منیف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش ادبیات معاصر جهان دوره ۳۱ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
635 - 663
حوزههای تخصصی:
ادبیات تطبیقی شاخه ای از نقد ادبی است که به بررسی روابط ادبی، تأثیرگذاری و تأثیرپذیری ها و همچنین بررسی وجوه تناظر و تباین میان ادبیات دو یا چند ملّت می پردازد. پیرمرد و دریا اثر ارنست همینگوی یکی از شاهکارهای ادبیات معاصر جهان است که توانسته جایزه نوبل ادبیات را از آن خود کند و جایگاه خود را به عنوان منبعی الهام بخش، تثبیت نماید. تشابهات رمان پل ناتمام (حین ترکنا الجسر) اثر عبدالرحمن منیف نویسنده سعودی با پیرمرد و دریا تا جایی است که نمی توان به راحتی از کنار آن گذشت و این فرضیه را به ذهن متبادر می سازد که منیف از همینگوی، تأثیر پذیرفته است. نتایج این مطالعه حاکی از آن است که منیف، در دو جنبه ساختاری و محتوایی از پیرمرد و دریا تأثیر پذیرفته است؛ از جنبه محتوایی، مضامینی همچون موفقیت، شکار، شکست، اعتقاد به شانس، فردیت و از جنبه ساختاری نیز عناصری از جمله شخصیت و شخصیت پردازی، توصیف مکان، پیرنگ، گفت وگو و... دارای اشتراکات بسیار نزدیکی هستند که این اشتراکات، زمانی غیرتصادفی می نماید که منیف، بسیاری از واژگان و جملات خود را عیناً از پیرمرد و دریا اقتباس نموده است. پژوهش حاضر با هدف تبیین و اثبات تأثیرپذیری عبدالرحمن منیف در پل ناتمام از پیرمرد و دریای ارنست همینگوی، با رویکرد ادبیات تطبیقی فرانسوی و به روش توصیفی- تحلیلی انجام می شود.
واکاوی اشعار عربی بختیارنامه (لمعة السراج لحضرة التاج)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
« لمعه السِّراج لِحَضر هِ التّاج» یک بازنویسی از داستان روزگار ساسانیان «بختیار نامه»، در اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم هجری است که نویسنده آن ناشناس است. قصه، حکایت از گرفتاری های یک شاهزاده دارد که محسود ده تن از وزیران پدر افتاده و پادشاه در صدد قتل اوست. او در ده شب با بیان ده قصه جذاب، شاه را سرگرم کرده، مرگ خود را به تأخیر می اندازد. هدف قصّه ها تبیین دیدگاه های اخلاقی است که با نثری متکلّف نوشته شده و سرشار از ابیات عربی است. بعضی از ابیات به واقعه ای تاریخی مربوط می شوند که نویسنده، آن را برای تأیید مدّعا می آورد و تعدادی از آن ها در جایگاه تمثیل برای پند و اندرز ذکر شده است. در این مقاله سعی بر این است که صحت و سقم ابیات عربی و ترجمه آن ها با مشخص کردن شاعر و دوره او و ارتباط معنایی و بلاغی آن ابیات با نثر داستانی، مشخص شود.
بازخوانی زیست صوفیانه خاقانی بر پایه تناظر زندگی- اثر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
خاقانی ازجمله شاعرانی ا ست که نسبت او با تصوف همواره محل مناقشه بوده است. نبود وابستگی رسمی وی به خانقاه یا طریقت، از یک سو تردید در تصوف او را دامن زده است و ازسوی دیگر، امکان بازخوانی تازه ای از سلوک عرفانی خودبنیاد و غیرنهادی او را فراهم می سازد. مقاله حاضر به منظور بازنمایی ساحت های صوفیانه در زندگی و آثار خاقانی، بر آن است با روش توصیفی تحلیلی، از سطح مضمون گرایی فراتر رود و تصویری نظریه مند از زیست صوفیانه وی ارائه دهد. این پژوهش با تحلیل بستر تاریخی اجتماعی تصوف در قرن ششم قمری آغاز می شود و سوگیری خاقانی را در مواجهه با جریان های اصلی تصوف تبیین می کند. سپس، زندگی شخصی خاقانی در چهار منزل سلوکیِ طلب، دنیا، خلوت و شهود تحلیل می شود؛ مراحلی که با تجربه هایی همچون شاگردی، حضور در دربار، حبس و سفر حج متناظرند. بخش اصلی این پژوهش با اتکا بر تحلیل ساختاری و محتوایی آثار منظوم و منثور خاقانی نشان می دهد که سلوک وی نه تنها در مضمون، بلکه در فرم و معنای آثار او حضوری بارز دارد؛ به گونه ای که مفاهیمی مانند فقر، فنا و وحدت در منظومه ای منسجم و غیرتقلیدی از عرفان شخصی و زیسته او بازتاب یافته اند. یافته های پژوهش مؤید آن است که تصوف خاقانی را باید در قالب دو ساحت متداخل «زندگی» و «اثر» بازشناسی کرد؛ ساحاتی که تصوف را نه از رهگذر وابستگی نهادی، بلکه از یک سو در سطح تجربه شخصی و ازسوی دیگر در سطح آثار او نمایان می سازند. در پرتو این دوگانگی، خاقانی به عنوان نمونه ای از صوفی بی خانقاه و دارای طریقت خودبنیاد و غیرنهادی، شایان معرفی ا ست.
بررسی اجمالی «شاهنامه منثور» شوشتری یکی از شاهنامه های مقلد شاهنامه فردوسی در قرن یازدهم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
نسخههای خطی زوایای مختلف ادبیات، تاریخ و تحول گفتار و سیر تمدن هر جامعه را آشکار میکنند. ازآنجاکه زبان فارسی بیش از چهارصد سال زبان رسمی شبهقارّه بوده است، شبهقارّه به یکی از مراکز اصلی نگهداری نسخههای خطی تبدیل شده است. یکی از این نسخههای ارزشمند شاهنامه منثور محمد بن محمد ارجانی شوشتری است. محمد بن محمد شوشتری (زنده در 1004ق)، ادیب، مترجم و شاعر ایرانی دربار اکبر شاه، در زمان اوج رواج زبان فارسی در شبهقارّه، به درخواست جلالالدین اکبر پادشاه گورکانی، شاهنامه فردوسی را به نثر برگردانده است. شاهنامه مذکور شرح داستان کیخسرو است. شوشتری با در دست داشتن چند نسخه متفاوت از شاهنامه فردوسی، به تدوین این اثر پرداخته است. خلاصه و بازگردانی ابیات با دقت صورت گرفته و برخی وقایع داستان شرح و تفسیر شده است. ابیاتی که در این شاهنامه آمده است، یا از خود فردوسی نقل شده یا سروده مؤلف است یا شواهدی از شعر شعرای بزرگ، مانند نظامی، سنایی، حافظ، سعدی و کمال اسمعیل و شاعران دیگر که با ذکر نام نقل شدهاند. برخی بیتها نیز بدون نام شاعر است. ما در این مقاله کوشیدهایم به معرفی و بررسی برخی ویژگیهای سبکی، زبانی و نیز رویکرد شوشتری به بازگردانِ این اثر بپردازیم.
تحلیل انتقادی گفتمان مناجات های مصیبت نامه عطار برمبنای روش فرکلاف(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
273 - 300
حوزههای تخصصی:
مصیبت نامه از مهم ترین مثنوی های عطار در حوزه ادبیات عرفانی است که مناجات های شاعر با معبود جذابیتی ویژه به آن بخشیده است. شاعر ازطریق ساختار گفتمان هایی که ترس، ملامت و صمیمیت را بازنمایی می کند، اندیشه های اجتماعی و اخلاقی خود را بیان می کند. در این پژوهش، به شیوه توصیفی-تحلیلی، ابعاد گفتمانی مناجات های مصیبت نامه عطار و چگونگی تبیین و تفسیر مناسبات اجتماعی و روابط قدرت در این متن براساس انگاره فرکلاف مطالعه می شود. انواع مناجات های عطار در مصیبت نامه براساس این رویکرد شامل سه شاخه مناجات خوف آمیز، صمیمانه، و ملامت آمیز است که در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین بررسی شده است. در سطح توصیف، ویژگی های واژگان، ساختار جملات و دستورزبان بیان کننده تجربه اجتماعی شاعر است و خفقان و التهاب اجتماعی قرن هفتم هجری در خراسان را بازگو می کند. در سطح تفسیر، تمرکز شاعر بر توصیف عمده صفات خداوند است که از تسلیم محض بنده دربرابر خداوند حکایت دارد و تسلط اندیشه جبرگرایی اشعریان بر اجتماع شاعر را تأیید می کند. در سطح تبیین، ردّپای نظام درباری و تمایل شاعر به پاک سازی فضای عصر را مشاهده می کنیم؛ فضایی که در آن آشوب های اجتماعی، مذهبی و عقیدتی رسوب کرده و دنیاگرایی و منفعت طلبی رونق گرفته است. بازنمایی نظام حاکمیتی جامعه و آرمان جویی شاعر برای ایجاد صلح و دوستی از دیگر یافته ها است.
کارکرد تخیل ماده آتش در آثار فروغ فرخزاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادبیات فارسی (دانشگاه خوارزمی) سال ۳۳ بهار و تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۳ (پیاپی ۹۸)
301 - 327
حوزههای تخصصی:
گاستون باشلار (1962-1884)، نظریه پرداز نامدار فرانسوی، با تفسیر روان شناختی متون و بهره گیری از کهن الگوهای آتش، آب، باد و خاک به بررسی تخیل در متون پرداخته است. ازنظر باشلار، کارِ قوه تفکرْ تولید مفاهیم است و صورخیال محصول قوه تخیل اند. انسان پیش ازآنکه ببیند یا تجربه کند تخیل می کند. باشلار در این دیدگاه ادبیات و هنر را برآمده از تخیل ناب دانسته و معتقد است صورخیال بیانی و کلیشه ای در این رویکرد اهمیتی ندارد، بلکه تصاویر تخیلی ای مهم هستند که از چهار عنصر اصلی سرچشمه گرفته باشند. از دید باشلار، کار تخیل آن است که از ضمیر ناخودآگاه الهام بگیرد و انتخاب کند که کدام عنصر وجه غالب تفکر نویسنده باشد. ممکن است نویسنده در اثر خود، گریزی به هر چهار عنصر داشته باشد، اما تنها یک عنصر در میدان تفکر و تخیل غالب نویسنده پیروز خواهد بود. ریشه تفاوت کاربرد این عناصر در شعر، ضمیر ناخودآگاه گوینده است که امیال و آرزوهای درونی، خاطرات دوره کودکی و محلی را که نویسنده در آن رؤیاپردازی کرده دربرمی گیرد. پس، این مفهوم که تخیل مادی هر نویسنده با دیگری متفاوت است، در تفاوت زیستی، تجربی، حسی و فکری آنان ریشه دارد. در این پژوهش، پس از بررسی نظریات باشلار درباب تخیل ماده آتش که در کتاب روان کاوی آتش و شعله شمع گرد آمده است، تمام آثار فروغ فرخزاد را، که به نوعی به این مؤلفه ها اشاره داشتند، بررسی کردیم. نتایج تحقیق نشان می دهد که از میان چهار عنصر، آتش در اشعار اولیه فرخزاد برجسته تر است که نمودی از شور عاشقانه، احساسات و تجربه عشقی تنانه فروغ است.
مجلس گردانی رزم در نقالی: مطالعه تطبیقی معرکه آرایی مرشد سعیدی و مرشد ترابی از صحنه کشتی دوم رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ مهر و آبان ۱۴۰۴ شماره ۶۴
66 - 101
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین صحنه های نقل رزمی، کشتی دوم رستم و سهراب، معروف به مجلس «سهراب کشی» است. نقالان می کوشند بهترین اجرای خود را از این صحنه به نمایش درآورند. پرسش اینجاست چگونه معنا در مجلس نقل ساخته می شود؟ و چگونه نقالان اجرای خود از این فراز داستان را نسبت به یکدیگر متمایز می سازند؟ نظر به اهمیت نقش حرکات بدن در داستان گزاری، پژوهش حاضر از چشم انداز متفاوتی به اجرای نقالی می پردازد. بدین منظور بر پایه یافته های زبان شناسی در مطالعات ژست، تعامل اجزای معرکه آرایی براساس بخشی از ویدئوی اجرای نقل سهراب کشی مرشد سعیدی و مرشد ترابی بررسی شد. بحث درباره ویژگی های فنی و ابداعی حرکات نقالان نشان داد ترابی بیشتر از ژست های تصویرگر عینی بهره برده است، ولی سعیدی علاوه بر تصویرگری عینی، متنوع تر از ژست برای ارتباط با مخاطب و توصیف مفاهیم انتزاعی نیز استفاده می کند. نقال حماسه ملی را با تأکیدهای کانونی متمایز در اجرا تفسیر می کند. ترابی بیشتر نبرد تن به تن را عینی تصویر می کند و بر نقش چرخ بلند برسرنوشت سهراب تأکید دارد، اما سعیدی بر مقاومت سهراب در برابر رستم تأکید می کند و درنهایت مرگ او را در قالب استعاری نشان می دهد؛ درختی که باد آن را بر زمین می افکند.
طبقه بندی انواع خواستگاری در منظومه های عاشقانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
فرهنگ و ادبیات عامه سال ۱۳ آذر و دی ۱۴۰۴ شماره ۶۵
241 - 285
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین انواع شعر غنایی در سنت ادب فارسی، منظومه عاشقانه است. داستان های عاشقانه به عنوان قصه هایی که بستر روایی مشابهی دارند عموماً دارای بن مایه ها و عناصر همانندی هستند. این روایت ها برآمده از روابط میان دو قطب اصلی، یعنی عاشق و معشوق اند و تحلیل تعاملات میان این دو سویه، ابزار مناسبی برای واکاوی ساختار روایی آن ها به دست می دهد. در این میان، کنش بنیادین عاشق که معمولاً در پی نخستین مواجهه با معشوق رخ می دهد، ورود به فرایندی است که می توان آن را به مثابه گره افکنی مرکزی روایت در نظر گرفت؛ کنشی که با برقراری تمنای وصال، رخدادهای بعدی داستان را در پی می آورد. در چنین فرایندی، کنش «خواستن دیگری» نه صرفاً به عنوان مرحله ای از تعامل انسانی، بلکه به منزله یکی از گره های روایی دارای بار معنایی و کارکردی قابل تأمل مطرح می شود. همین کنش اولیه، جایگاه عاشق و معشوق را در منظومه تثبیت می کند؛ عاشق را به فاعل پی جوی وصال و معشوق را به مفعول مطلوب بدل می سازد و سلسله ای از رویدادها را حول این رابطه شکل می دهد. می توان با تکیه بر رویکردهای ریخت شناسانه و ساختارگرایانه، به بازشناسی و تحلیل این مرحله کلیدی در روایت های عاشقانه پرداخت. در پژوهش حاضر پس از ارائه تبیینی نو از ساختار روایت های عاشقانه منظوم در ادب فارسی، با برگزیدن سی رابطه از دل این منظومه ها، یکی از مهم ترین مراحل این روابط، یعنی مرحله خواست معشوق از سوی عاشق از نظر انگیزه خواست، شکل خواست، چگونگی خواست و انواع پاسخ خواست ها بررسی شده است.
بررسی سوژه مسئله مند زن در پیوند با خویشکاری پری در رمان های شهرنوش پارسی پور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادبیات عرفانی و اسطوره شناختی سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
191 - 217
حوزههای تخصصی:
شهرنوش پارسی پور در سه رمان سگ و زمستان بلند (1355)، طوبی و معنای شب (1367) و زنان بدون مردان (1368) به تحقق سوژه زن به عنوان قهرمان رمان روی آورده است. سوژه زنانه در این آثار در تقابل با جامعه مردسالار و در پیوند با طبیعت شکل گرفته است. قهرمانان زن در این آثار سهمی در تحولات اجتماعی به عنوان قهرمانی مسئله مند ندارند، بلکه با نظر به کاستی های اجتماعی برای حضور زن شکل گرفته اند. این پژوهش به روش توصیفی تحلیلی در پی آن است که مسیر شکل گیری سوژه زن را به مثابه قهرمان، در رمان های پارسی پور مورد بررسی قرار دهد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که اگر رمان را ژانری در پیوند با جامعه بدانیم، نشانه این کاستی ها در رمان های پارسی پور، با تلاش برای شکل دهی به قهرمان زن بر پایه اسطوره و طبیعت پدید آمده، و نمود آن به صورت کهن الگوی پری پردازش شده که در دوره پیشازرتشتی مقدّس بوده و به دلیل پذیرفته نشدن خویشکاری اش در دوره زرتشتی، هویتش با جادو و دیو پیوند یافته است. اگرچه ساختار اجتماعی، اجازه شکل گیری قهرمان زن را در برخوردی بی واسطه با جامعه نمی دهد، اما پیوند با تباری اسطوره ای از دوران مادرسالاری عامل پدیدآمدن سوژه زن است.
رسالتِ ایرانشهری رودکی (چرا سامانیان از رودکی خواستند تا کلیله و دمنه را به نظم بکشد؟)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در اینکه سامانیان در پی احیای فرهنگ ایران باستان بوده اند، تردیدی وجود ندارد. حمایت آنها از دقیقی شاعر و تشویق او برای به نظم کشیدن خدای نامه را باید به همین خاطر دانست. اما دقیقی تنها شاعری نبود که سامانیان او را به کاری چنین بزرگ گمارده بودند. رودکی، بزرگ ترین شاعر دربار سامانیان، نیز مأموریت داشت تا کلیله و دمنه را به نظم درآورد. درباره علت به نظم کشیده شدن خدای نامه بسیار گفته اند، اما تاکنون توجه چندانی به چرایی انتخاب رودکی برای به نظم درآوردن کلیله و دمنه نشده است. در مقاله حاضر کوشیده ایم تا دلیل انتخاب کلیله و دمنه از سوی سامانیان و نظم آن توسط رودکی را بررسی نماییم. آنچه مسلم است آنکه به دلیل خاستگاه هندی کلیله و دمنه نمی توان آن را اثری نوشته شده در فرهنگ ایرانشهری دانست اما نکته ای که باید به آن توجه داشت، تغییراتی (دخل و تصرف هایی) است که ایرانیانی چون ابن مقفع در این متن ایجاده کرده و از این طریق به آن رنگی ایرانشهری داده اند؛ تغییراتی که از کلیله و دمنه اثری ساخته است که «فن زندگی» و شیوه بخردانه زندگی (البته هماهنگ با فرهنگ ایرانشهری) را تعلیم می دهد
A Revision of War Narratives in Hasanzadeh’s This Weblog will be Transferred(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های بین رشته ای ادبی سال ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ویژه
111-127
حوزههای تخصصی:
This article focuses on Iranian war narratives and the technique of ‘writing back to history’ in Hasanzadeh's This Weblog will be Transferred .(2015) Deploying the neo-left technique of revision and Flanagan’s notion of ‘technorealism’, the writer has tried to discuss how young adult literature can reevaluate the dominant representation of the recorded history. It is argued that the production of a counter-narrative and the illustration of history from a marginalized silenced perspective of the young adult reader have enabled Hasanzadeh to reveal hidden narratives and to re-assess the dominant discourse. As one of few young adult narratives that address the subject of the Iran-Iraq War and the depth of national agony, Hasanzadeh's work distinguishes itself through its use of cyberspace in the representation of war. His work, by incarnating an online platform such as weblogs, inspires a sense of collectivity that most war narratives strive for. This sense is inspired through many intertexts woven into the fabric of the narrative. Along completing and expanding the scope of the main narrative, these intertexts incorporate an intimate tone and elicit empathy and identification from the young adult reader. Furthermore, they create a kind of multi-perspectivism that not only challenges the monolithic narrative of the war in Iran but also corrects and shapes the public's perception of the impacts of war on a nation. The result is an alternative vision of the past that fights the misuse of national memory and the creation of a better sense of the inherited world for young adult reader.
نمودهای مهری داستان گیومرت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
داستان گیومرت، نخستین داستانی است که پس از دیباچه شاهنامه با آن روبه رو می شویم. در این داستان، گیومرت نه در جایگاه نخستین انسان، بل که در جایگاه نخستین فرمان روا معرفی می شود و سوگواری و پوشیدن جامه سیاه (برای مرگ سیامک) بسیار پررنگ است که این موضوعات، خلاف اعتقادات مزدیسنان و متن های زردشتی است؛ بنابراین، به احتمال می توان زیرساخت های این داستان در حماسه ملّی را در چارچوبی پیشازردشتی و دقیق تر بگوییم، اندیشه های مهری در نظر گرفت و این فرض را مطرح کرد که داستان گیومرت، دربردارنده مفاهیم و مضامین در پیوند با مهر و میترائیسم است. چنان که خواهیم دید، آغاز فرمان روایی گیومرت به هنگام آمدن آفتاب به برج حمل، وجود معنای متضاد زندگی و مرگ در نام گیومرت، چهره ماه مانند و بالای سَرووار او، برآمدن سرِ تخت و بختِ گیومرت از کوه، عدم وجود زن در داستان علی رغم وجود فرزندی چون سیامک، پیوند گیومرت با دد و دام و مرغ به ویژه خروس، ساخت شهری به سمت مشرق به دست او و پیوندش با تیر و کمان، همگی چنین ارتباط میان گیومرت و مهر و مهرپرستی را تأیید می کند.
قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی (با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
روایت شناسی دانش بررسی و تحلیل روایتهاست که از عناصر و اجزایی تشکیل شده است. یکی از این عناصر، قاب بندی های روایی است که خالق روایت با تکیه بر آن، موضوعات خود را در اشکال مختلف بیان می کند. قاب بندی ها، برش هایی جزئی از زمینه و پیرنگ داستان است که حضور و غیابی ایجابی خلق می کنند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی پرداخته شده است. انواع قاب ها با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی مشخص و تفسیرشده اند.نتایج پژوهش، حاکی از آن است که:با تکیه بر این دوبخش ازشاهنامه می توان چهارنوع قاب بندی در نظر گرفت. الف)قاب بندی های تعلیمی، ب)قاب بندی به شکل براعت استهلال، پ)قاب بندی با برجسته کردن سوژه سخنگو و ت)قاب بندی به مثابه ایجاد تعادل در ترکیب بندی رخدادها. هر چهار قاب بندی، تفسیرهایی از جهان روایی به دست می دهند و فردوسی با تکیه بر این شگردها، سعی کرده است گاه، مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود را بیان کند؛ گاه با پیشواز زمانی، مخاطب را به رخدادهای آتی رهنمون شود و لزوم رخدادها را توجیه کند؛ گاه نقش خود را در مقام خالق روایت به مخاطب گوشزد کند و آنِ به تعلیق درآمده را در خدمت امکان روایی در آورد و گاه با قاب بندی رخدادها، تعادل در ترکیب بندی آن ها به وجود بیاورد.