مقالات
حوزههای تخصصی:
در اساطیر و فرهنگ عامه آداب و رسوم گوناگونی با موضوع تصرف در طبیعت و ایجاد باران و برف و تگرگ یا دفع آن وجود داشته است. در این آیین ها با استفاده از اجسامی خاص، انجام اعمالی ویژه و خواندن افسون، در طبیعت و هوا تصرف می شد. یکی از مهم ترین نمودهای این امر، استفاده از حجرالمطر برای ایجاد برف و باران است که در آسیای مرکزی و غالباً در میان اقوام ترک زبان رواج داشته است. موضوع این پژوهش که به شیوه توصیفی تحلیلی و با استناد به منابع کهن انجام گرفته، بررسی، نقد و تحلیل حجرالمطر در متون کهن، به ویژه عجایب نامه ها، متون کانی شناختی و متون تاریخی و اشاره به آیین های مشابه در اساطیر و فرهنگ عامه است. پرسش اصلی تحقیق این است که منشأ این سنگ چیست و طرز عمل و کاربردهای آن چگونه بوده است؟ نتایج پژوهش نشان می دهد که قدما، دو نگاه عمده طبیعی و اسطوره ای به حجرالمطر به عنوان نوعی طلسم داشته اند که استفاده از آن قدرتی خارق العاده تلقی شده و افسونگران باران ساز با ایجاد برف و سرما، نقش مهمی در تضعیف و شکست لشکر دشمن داشته اند. همچنین در کشاورزی و باراندن باران بر مزارع و دفع تگرک نقش مهمی ایفا کرده است.
بررسی عوامل فرهنگی تأثیرگذار بر شکل گیری شخصیت دیو در افسانه های آذربایجان براساس مطالعات انسان شناسی فرهنگی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دیوها در افسانه های آذربایجان، گاه مظهر شر و بدی و ستمکاری هستند که از لحاظ بدنی قدرتمندند و بر انسان پیروز و غالب اند و گاه در برخی موقعیت ها، انسان یا به لحاظ توان و نیروی بدنی یا به لحاظ ذکاوت و هوش آن ها را مغلوب می کند. پژوهش حاضر این تغییر و تحول را از منظر انسان شناسی فرهنگی بررسی می کند و سؤال اصلی پژوهش این است که دیو در افسانه های آذربایجان از نظرگاه های انسان شناسی توضیح دهنده چه پدیده های فرهنگی است و براساس کدام مقتضیات فرهنگی به وجود آمده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی مبتنی بر بررسی شخصیت دیو در افسانه های مکتوب آذربایجان با روش گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای به شناخت و تحلیل فرهنگ مردم آذربایجان پرداخته و به نتایجی از این دست رسیده است که براساس نظرگاه های کارکردگرایی مالینوفسکی، فرهنگ ازدواج اجباری، فرهنگ مردسالاری، فرهنگ رزم و حماسه و هوشیاری در برابر دشمن و دفع فریب خوردگی، فرهنگ تقدیرگرایی، فرهنگ ارزشمندی عشق پاک و نیز توسعه یافتگی فرهنگی با عنایت به رشد فکری و بینشی مردم طی دوران، در شکل گیری شخصیت دیو در افسانه هایشان تأثیرگذار بوده و این وجوه فرهنگی بیانگر احوال و خلقیات مردم آن جامعه و روشنگر هویت فرهنگی شان است.
مجلس گردانی رزم در نقالی: مطالعه تطبیقی معرکه آرایی مرشد سعیدی و مرشد ترابی از صحنه کشتی دوم رستم و سهراب(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین صحنه های نقل رزمی، کشتی دوم رستم و سهراب، معروف به مجلس «سهراب کشی» است. نقالان می کوشند بهترین اجرای خود را از این صحنه به نمایش درآورند. پرسش اینجاست چگونه معنا در مجلس نقل ساخته می شود؟ و چگونه نقالان اجرای خود از این فراز داستان را نسبت به یکدیگر متمایز می سازند؟ نظر به اهمیت نقش حرکات بدن در داستان گزاری، پژوهش حاضر از چشم انداز متفاوتی به اجرای نقالی می پردازد. بدین منظور بر پایه یافته های زبان شناسی در مطالعات ژست، تعامل اجزای معرکه آرایی براساس بخشی از ویدئوی اجرای نقل سهراب کشی مرشد سعیدی و مرشد ترابی بررسی شد. بحث درباره ویژگی های فنی و ابداعی حرکات نقالان نشان داد ترابی بیشتر از ژست های تصویرگر عینی بهره برده است، ولی سعیدی علاوه بر تصویرگری عینی، متنوع تر از ژست برای ارتباط با مخاطب و توصیف مفاهیم انتزاعی نیز استفاده می کند. نقال حماسه ملی را با تأکیدهای کانونی متمایز در اجرا تفسیر می کند. ترابی بیشتر نبرد تن به تن را عینی تصویر می کند و بر نقش چرخ بلند برسرنوشت سهراب تأکید دارد، اما سعیدی بر مقاومت سهراب در برابر رستم تأکید می کند و درنهایت مرگ او را در قالب استعاری نشان می دهد؛ درختی که باد آن را بر زمین می افکند.
تحلیل توصیفی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت: مطالعه ای فرهنگی بر اساس رویکرد فربه گیرتز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر به بررسی ضرب المثل ها و باورهای عامیانه مراغیان الموت از منظر معناشناسی فرهنگی و با استفاده از رویکرد توصیف فربه گیرتز پرداخته است. هدف اصلی این پژوهش تحلیل معانی اجتماعی و نمادین این عناصر فرهنگی و نقش آن ها در بازنمایی هویت قومی و تنظیم روابط اجتماعی بوده است. یافته ها نشان داد که ضرب المثل های مراغیان نه تنها ابزارهای زبانی، بلکه ساختارهای معناداری هستند که ارزش های فرهنگی، هنجارهای اجتماعی و روابط قدرت را تقویت می کنند. برخی از این ضرب المثل ها بر اهمیت ازدواج درون گروهی، استقلال اقتصادی و هم بستگی اجتماعی تأکید داشته و به عنوان سازوکارهایی برای انتقال دانش بین نسلی عمل می کنند. از سوی دیگر، باورهای عامیانه این جامعه عمدتاً بر تجربه زیسته و تعاملات با محیط طبیعی استوار بوده و درک مردم از پدیده های طبیعی و اجتماعی را بازتاب می دهند. نتایج نشان داد که این عناصر فرهنگی در مواجهه با تغییرات اجتماعی و مدرنیزاسیون به عنوان ابزاری برای حفظ هویت قومی و مقاومت فرهنگی عمل می کنند. پژوهش حاضر اهمیت ثبت و تحلیل این عناصر فرهنگی را برای درک بهتر فرایندهای هویت سازی و پایداری فرهنگی در جوامع محلی برجسته می کند.
سیمای یار در سروده های محلی استان کهگیلویه و بویراحمد با تکیه بر موانع وصال(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
یکی از مهم ترین واژگان کلیدی اشعار لری، معشوق (یار) است که وصف زیبایی و ذکر صفات و ویژگی های ظاهری و اخلاقی وی از بن مایه ها و موتیف های برجسته شاعران محلی است. عشق، معشوق، عاشق، فراق معشوق، سوز و گداز، موانع وصال و رقیب، مجموعه واژگان غنایی هستند که در زیست بوم عشایری در کنار کوه های سر به فلک کشیده و دامنه های سرسبز و پهن دشت های اردیبهشت بهاری، مفهوم معنایی کامل تری می یابند. فراق که زاییده عشق است در زیست بوم عشایری، هرآنگاه که با محرومیت ها و ناکامی های اجتماعی عجین شود، سوزناک تر می شود و هر آنچه از دل برآید، بر دل بهتر نشیند و تأثیرگذارتر خواهد بود و سیمای معشوق شعر لری در غارتگری، دلیری و عیاری، همانند معشوق غزل فارسی بوده و همچنین، صدای موسیقی شعر لری که برگرفته از ناکامی ها و مشقت های عشقی و غیرعشقی است، محزون تر و غمگین تر بوده و آرزوی بازگشت به دوران شاد گذشته را دارد. در این جستار ادبی، سیمای معشوق در قالب توصیف ویژگی های ظاهری (چشم، ابرو، قد، لب، صورت) و رفتاری (اعراض و روی گردانی، بی رحمی و ستمگری، ناز و کرشمه، ایما و اشاره) به همراه عناوین استعاری یار برنو (berno)، شلال (shelal) ، شکال (shkal)، کهره شکال (karah shekal) و همچنین موانع وصال یار (موانع طبیعی و غیرطبیعی) موردبررسی قرارگرفته است. هدف نگارندگان، ضمن پرداختن به بازتاب جنبه های زیباشناسانه یار در سروده های محلی، اهمیت کمی و کیفی عشق و عاشقی را در زیست بوم فرهنگ لری مد نظر قرار داده اند و شیوه پژوهش به شکل بنیادی بر پایه مطالعات کتابخانه ای میدانی و به روش تحلیل محتوای کیفی انجام شده است.
ارزیابی استعاره های مفهومی زنان در اصطلاحات عامیانه فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استعاره مفهومی مبحثی نوین در زبان شناسی شناختی است که از زمان معرفی آن از سوی لیکاف و جانسون (1980) تاکنون پژوهشگران فراوانی را به خود جذب کرده است. استعاره های مفهومی ناظر بر جوانب مختلف زندگی انسان هستند و بر فرهنگ و عملکرد افراد تأثیر می گذارند. اصطلاحات عامیانه هر زبانی بخشی پرکاربرد و غنی در ادبیات عامه گویشوران آن زبان و مبنعی غنی از استعاره های مفهومی است. پژوهش حاضر با هدف بررسی استعاره های مفهومی زنان نهفته در اصطلاحات عامیانه فارسی و انواع آن ها انجام شد. بدین منظور، برای گردآوری اصطلاحات عامیانه ای که توصیف گر زنان هستند از پنج فرهنگ اصطلاحات استفاده شد. پژوهش حاضر از نوع کیفی و به شیوه هدفمند است. اصطلاحات مورد نظر به روش فیش برداری کتابخانه ای و با مطالعه تک تک مدخل های موجود در این منابع به همراه معنی آن ها استخراج و در کنار نام منبع و شماره صفحه و مثال آن اصطلاح، در صورت وجود، به صورت الفبایی فهرست شد. با حذف اصطلاحات تکراری با معانی یکسان، درنهایت، تعداد 910 اصطلاح به دست آمد. برای تعیین انواع استعاره های مفهومی از دسته بندی لیکاف و جانسون (1980, 1989) و کووچش (2010) استفاده شد. استعاره مفهومی هر اصطلاح با درنظر گرفتن معنی آن مشخص و در کل 24 استعاره مفهومی پایه شناسایی شد. حوزه های مبدأ به دست آمده از این استعاره ها عبارت اند از روابط خانوادگی، اجتماعی و شغلی، وضعیت (اخلاقی جسمی ذهنی)، شیء (شیء کالا ابزار)، قومیت، گیاه، خوراکی، حیوان، موجود ماورای طبیعی، رنگ، مظهر طبیعت، آسیب و بیماری، کنش، شخصیت معروف (مذهبی تاریخی داستانی)، ساختمان، بی دفاع، رویداد تفریحی و ابزار بازی، آتش، پارچه، مکان (بیرون داخل)، شیطان و اعضای بدن. براساس نقش شناختی این استعاره ها، چهار نوع هستی شناختی، ساختی، جهتی و تصویری مشاهده شد. همچنین، اصطلاحاتی بودند که هم زمان دو استعاره مفهومی را به خود اختصاص می دادند و هم پوشانی داشتند که عبارت اند از: استعاره تصویری هستی شناختی، استعاره ساختی هستی شناختی و استعاره جهتی هستی شناختی. این پژوهش به شناخت استعاره های مفهومی مرتبط با زنان و حوزه های پرکاربرد برای توصیف آنان یاری خواهد رساند.
بررسی تطبیقی کهن الگوی «عیار» در داستان های کور اوغلی و رابین هود(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
کهن الگوی قهرمانی که در برابر ظلم و ستم قد علم کرده و با ایستادن در برابر فئودال ها و حاکمان ظالم، یاریگر طبقه فرودست جامعه و دادخواهان بوده است، در تمام جوامع دیده می شود. این عده که از ﺛﺮوﺗﻤﻨﺪان دزدی ﻣیکﺮدﻧﺪ و به فقرا ﻣیﺑﺨﺸیﺪﻧﺪ در ایران دوره ساسانیان «اﺷکﻮﻫﺎن» و ﻧیﺰ «ﻋیﺎران» یﺎ «ایﺎران» ﺑﻮدﻧﺪ که ﻗﻮاﻋﺪ ﺧﺎﺻی ﻣیﺎن ﺧﻮد داﺷﺘﻨﺪ. اَرَشک را می توان نخستین عیار ایران نامید که برای استقلال ایران علیه سلوکیان (جانشینان اسکندر مقدونی) قیام کرد. یعقوب لیث، نادرقلی اوشر، ملقب به نادرشاه افشار، و زینب پاشای آذربایجان نمونه ای دیگر از این قهرمانان تاریخی هستند. کوراوغلی آذربایجان و رابین هود انگلستان دو شخصیت از این عیاران هستند که پیوند تاریخ و اسطوره را با خود دارند. کوراوغلی قهرمان عیار مشترک میان بسیاری از مردمان ترک ازجمله مردم آذربایجان ایران، و ترکان ترکیه، ترکمن ها، ازبک ها و قشقایی هاست. رابین هود عیار بریتانیایی نیز شهرتی جهانی دارد. شاید هیچ شخصیت ادبی دیگری از اروپای قرون وسطی به جز رابین هود قانون شکن جنگلی یاغی نباشد که به این وسعت در سراسر جهان شناخته شده باشد. این مقاله بر مبنای مکتب آمریکایی، شخصیت کوراوغلی و رابین هود، دو عیار آذربایجانی و بریتانیایی را به شیوه توصیفی و تحلیلی تطبیق می دهد.
بررسی مردم شناختی فرهنگ عامه در شکل گیری انگاره تقدیرگرا در قوم ترکمن و نقش آن در پیشگیری و درمان بیماری ها(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
موضوع سلامت و حفظ آن از نیازهای اساسی جوامع انسانی است که با مسئله فرهنگ ارتباط مستقیم دارد. جامعه مورد مطالعه این پژوهش دارای ریسک سرطان بالا نسبت به سطح استاندارد جهانی است. مطالعه نظام باورها در جامعه مورد مطالعه تبیین گر باورهایی است که وفق آن انگاره ها و رفتارها، در افزایش ریسک بیماری مؤثر واقع می شود. فولکلور در سامانه فرهنگی جوامع و در شکل گیری انگاره ها و رفتارها نقش برجسته ای دارد. این تأثیر در جامعه مورد مطالعه یکی از عوامل برساخت انگاره ها ازجمله انگاره تقدیرگراست که منشأ رفتارهایی در جهت افزایش ریسک سرطان است. بنابراین هدف اصلی این مقاله عبارت است از شناخت باورها و کنش های زبانی موجود در فولکلور ترکمن که در پیدایش انگاره تقدیرگرا مؤثر بوده است. در این مقاله پارادایم انسان شناسی تفسیری در رویکرد کلیفورد گیرتز به عنوان چارچوب نظری در نظر گرفته شد و با استفاده از روش های مردم نگاری و تمرکز بر تکنیک مصاحبه نیمه ساخت یافته همراه با مطالعات اسنادی، به گردآوری داده ها پرداخته شد. یافته های این پژوهش حاکی از نقش فولکلور به عنوان یکی از عوامل موجد و تقویت کننده انگاره تقدیرگرایی در جامعه مورد مطالعه است. این انگاره بیش از هر چیز در دو گذار اصلی زندگی ترکمن ها (تولد و ازدواج) ایفای نقش می کند و درنهایت موضع غربالگری، پیشگیری و درمان مؤثر را در جامعه مورد مطالعه کم رنگ می کند.