نجمه نصیری پنبه چوله

نجمه نصیری پنبه چوله

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی (با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: روایت شناسی شاهنامه فردوسی قاب بندی تفسیر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
روایت شناسی دانش بررسی و تحلیل روایتهاست که از عناصر و اجزایی تشکیل شده است. یکی از این عناصر، قاب بندی های روایی است که خالق روایت با تکیه بر آن، موضوعات خود را در اشکال مختلف بیان می کند. قاب بندی ها، برش هایی جزئی از زمینه و پیرنگ داستان است که حضور و غیابی ایجابی خلق می کنند. در این پژوهش به روش توصیفی-تحلیلی به قاب بندی های روایی در شاهنامه فردوسی پرداخته شده است. انواع قاب ها با تکیه بر بخش های اسطوره ای و پهلوانی مشخص و تفسیرشده اند.نتایج پژوهش، حاکی از آن است که:با تکیه بر این دوبخش ازشاهنامه می توان چهارنوع قاب بندی در نظر گرفت. الف)قاب بندی های تعلیمی، ب)قاب بندی به شکل براعت استهلال، پ)قاب بندی با برجسته کردن سوژه سخنگو و ت)قاب بندی به مثابه ایجاد تعادل در ترکیب بندی رخدادها. هر چهار قاب بندی، تفسیرهایی از جهان روایی به دست می دهند و فردوسی با تکیه بر این شگردها، سعی کرده است گاه، مفاهیم تعلیمی مورد نظر خود را بیان کند؛ گاه با پیشواز زمانی، مخاطب را به رخدادهای آتی رهنمون شود و لزوم رخدادها را توجیه کند؛ گاه نقش خود را در مقام خالق روایت به مخاطب گوشزد کند و آنِ به تعلیق درآمده را در خدمت امکان روایی در آورد و گاه با قاب بندی رخدادها، تعادل در ترکیب بندی آن ها به وجود بیاورد.
۲.

تعامل روایی در شاهنامه فردوسی با تکیه بر بخش های اسطوره ای و حماسی (تحلیلی گفتمانی)

کلیدواژه‌ها: گفتمان روایی شاهنامه فردوسی نویسنده راوی روایت شنو خواننده

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۱
شاهنامه فردوسی یکی از آثار ادبی - روایی زبان فارسی است که در طول دوره های تاریخی، خود را به عنوان یک اثر ماندگار تثبیت کرده است. این اثر ادبی روایی از عناصری برای انتقال مفاهیم خود بهره برده است و از طریق آن ها سعی می کند با خواننده تعامل برقرار کند. تعامل روایی در شاهنامه فردوسی، الگوها و شاخصه های خاص خود را دارد که بسته به موضوع و امر خاصی که بازنمایی می کند از سوی خالق آن انتخاب شده است. این پژوهش به روش توصیفی - تحلیلی در پی تبیین تعامل روایی در شاهنامه فردوسی با تکیه بر بخش های اسطوره ای و حماسی است و قرائتی گفتمانی از آن ارائه می دهد. نتایج پژوهش نشان می دهد: فردوسی را نباید به عنوان راوی اصلی و بنیادی شاهنامه دانست. فردوسی را باید در مقام راوی نیابتی در نظر گرفت که با تکیه بر روایت های پیش از خود به روایت شاهنامه و انسجام و وحدت بخشی آن دست زده است. قدرت دخل و تصرّف او در اظهارگری و تفسیرگری پاره های روایتی در قالب شکست روایی کاملاً مشهود است و گاهی به صورت واضح و روشن، خطاب به روایت شنو خود، گفتمان روایی مد نظر خود را بیان می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان