کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی

کاوش نامه زبان و ادبیات فارسی سال 25 بهار 1404 شماره 64 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

واکاوی اشعار عربی بختیارنامه (لمعة السراج لحضرة التاج)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لمعه السِّراج بختیارنامه نظم عربی نثر قرن ششم هجری ادبیات تطبیقی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۵
« لمعه السِّراج لِحَضر هِ التّاج» یک بازنویسی از داستان روزگار ساسانیان «بختیار نامه»، در اواخر قرن ششم یا اوایل قرن هفتم هجری است که نویسنده آن  ناشناس است. قصه، حکایت از گرفتاری های یک شاهزاده دارد که محسود ده تن از وزیران پدر افتاده و پادشاه در صدد قتل اوست. او در ده شب با بیان ده قصه جذاب، شاه را سرگرم کرده، مرگ خود را به تأخیر می اندازد. هدف قصّه ها تبیین دیدگاه های اخلاقی است که با نثری متکلّف نوشته شده و سرشار از ابیات عربی است. بعضی از ابیات به واقعه ای تاریخی مربوط می شوند که نویسنده، آن را برای تأیید مدّعا می آورد و تعدادی از آن ها در جایگاه تمثیل برای پند و اندرز ذکر شده است. در این مقاله سعی بر این است که صحت و سقم ابیات عربی و ترجمه آن ها با مشخص کردن شاعر و دوره او و ارتباط معنایی و بلاغی آن ابیات با نثر داستانی، مشخص شود.
۲.

بازشناسی مفهوم «کیمیا» در عرفان عملی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: کیمیا مرگ اختیاری نوزایی عرفانی مراحل تبدیل عرفان عملی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۳
در متون عرفانی بارها به واژه «کیمیا» برمی خوریم. عارفان مسلمان کار خود را به نوعی کیمیاگری و گاهی برتر از آن دانسته، برترین کرامت خویش را عبارت از تغییر فلز آدمی و تبدیل مس وجود او به طلای ناب معرفت خوانده اند. کاربرد مفهوم کیمیا در عرفان عملی موضوعی است که هنوز بازشناسی و ترسیم درستی از آن نشده است. نوشتار حاضر بر این ایده استوار است که «کیمیا» در متون عرفانی صرفاً یک استعاره ادبی نبوده، در پی بیان یک سنت عملی و عرفانی خاص می باشد. این مفهوم در ارتباط با آموزه مرگ اختیاری در عرفان عملی است که آموزه محوری در طریقت کبرویه بود. کیمیای ظاهری دارای مراحلی است که در کیمیای باطنی نیز شبیه به همین مراحل مطرح شده است. تمام این مراحل که حول محور «تبدیل» رخ می دهد، انسان را به مرگ و نوزایی عرفانی سوق می دهد. بیان این مراحل و آموزه های مرتبط با آن، دریچه ای تازه به مفهوم کیمیا از سویی و نیز عرفان عملی از سویی دیگر خواهد گشود.
۳.

تحلیلی بر واژگان غنایی در منظومه های عاشقانه عرفانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان رمز واژگان غنایی منظومه عاشقانه رمزی شعر عرفانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۵
واژگان یک متن، صرف نظر از محتوا و نوع اثر، اولین پل ارتباطی با مخاطب به شمار می رود و با نوع آواها و ویژگی های ساختاری و سپس با معانی که درصدد انتقال آنها است، ویژگی های صوری یک متن را می سازد. جایگاه الفاظ و واژگان در پیدایش شعر، دغدغه ای است که پیش از پرداختن به اصول حاکم بر شعر، از سوی منتقدان ادبی همواره مطرح بوده است. گاه واژگانی در معنای قراردادی خود استفاده نمی شود و در تحلیل ابیات و با توجه به دیگر واژگان آن، معنایی متفاوت به خود می گیرد. هم چنین است کلمات نمادینی که در متون ادبی با هاله ای از معانی به کار می رود و لزوماً ذهن مخاطب را به سمت یک مدلول خاص سوق نمی دهد. بنابراین در متون ادبی، رسیدن به «جان کلام» باید با توجه به مؤلّفه ها و مختصات گوناگون و چند جانبه آن صورت پذیرد. در این پژوهش سه داستان عاشقانه و رمزی «شیخ صنعان» از منطق الطیر، «شاه و کنیزک» از مثنوی و سلامان و ابسال جامی، گزینش و واژگان شاخصی که در شعر غنایی مطرح است، در آنها بررسی شده است. مهم ترین دستآورد این تحلیل، حاکی از آن است که بسیاری از واژگان غنایی در منظومه های عاشقانه رمزی در ظاهر صبغه ای غنایی و در باطن معنایی نمادین دارد. 
۴.

نقد و بررسی یادداشت های وحید دستگردی بر خسرو و شیرین نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: نقد نظامی خسرو و شیرین وحید دستگردی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۱۸
خسرو و شیرین نظامی یکی از منظومه های بلندآوازه و پرطرفدار ادب فارسی است و با توجه به همین شهرت و محبوبیت، بارها تصحیح و شرح شده است. حسن وحید دستگردی، جزو اولین مصححانی است که این منظومه را به همراه سایر آثار نظامی تصحیح و چاپ کرده است. وی علاوه بر تصحیح متن، یادداشت هایی هم ذیل ابیات دشوار این اثر ارائه کرده است. از آنجا که هنوز هم تصحیح وی و یادداشت هایش به عنوان یکی از منابع اصلی خسرو و شیرین به شمار می روند، در این مقاله، نتایج بررسی انتقادی آن یادداشت ها ارائه شده و به طور خلاصه مشخص شده است که حسن وحید دستگردی در مواردی دچار سهو و خطاهایی شده است؛ خطاهایی که برخی از آن ها نتیجه بدخوانی یا گزینش نادرست نسخه بدل ها بوده است و برخی هم به دلیل کم توجهی به جوانب مختلف ابیات. از این موارد، در این مقاله 73 مورد از این لغزش ها نشان داده شده و توضیح و نکته ای جهت اصلاح آن ها ارائه شده است؛ با این توضیح که به خطاهای ذکر شده در مقالات منتقدان پیشین اشاره ای نشده است.
۵.

بررسی بُن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بن مایه چشم برکندن حسن بصری عتبه الغلام انوشیروان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۷
بُن مایه یکی از اصطلاحات پُرکاربرد در زمینه ادبیات و هنر است که مهم ترین ویژگی و خصیصه آن تکرارشوندگی است. این تکرار، گاهی خودآگاه و گاهی هم ناخودآگاه در یک یا چند اثر هنری و ادبی نمود پیدا می کند. در متون نظم و نثر پارسی بن مایه های بسیاری به چشم می آید که در تدوین و پردازشِ حکایات، با مضامین گوناگون، نقش کلیدی و جدایی ناپذیری ایفا کرده اند و متأسفانه تاکنون، آن گونه که باید مورد بازخوانی و مقایسه قرار نگرفته اند. بن مایه «چشم برکندن و فرستادن آن به نزد عاشق» از جمله بن مایه هایی است که در چندین حکایت منظوم و منثورِ ادب فارسی تکرار شده است. در این مقاله سعی شده است که ابتدا این بن مایه تعریف شود و سپس با آوردن نمونه هایِ آن در ادب فارسی، مورد تجزیه و تحلیل قرار بگیرد. در این تجزیه و تحلیل به شخصیّت ها و زمان و مکانِ بن مایه و هم چنین صور خیالِ استفاده شده در آن توجّه شده است. از طرف دیگر، تلاش شده است که در یک سیرِ زمانی پیشینه این بن مایه و کاربرد آن تا روزگار معاصر ارائه شود.
۶.

شیوه های نوآوری در تصویرسازی های زلالی خوانساری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصویر زلالی خوانساری سبک هندی نوآوری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶ تعداد دانلود : ۲۶
زلالی خوانساری (وفات1025ه.) از شاعران شاخص تصویرگرا و نوجوی سبک هندی در سده یازدهم هجری است که با رویکردی نوآورانه، سخن خویش را با تصاویری خلّاقانه، به نمایش گذاشته است و از آنجا که بررسی و تحلیل این تصاویر نوآورانه، موجب درک بهتر مضمون مورد نظر شاعر و همچنین دریافت قدرت وی در پردازش تصاویر می گردد، در پژوهش حاضر، با هدف دریافت شیوه های زلالی در خلق تصاویر نوآورانه، ابیات دارای تصاویر مبتکرانه، با روش تحلیل کیفی محتوای متن بررسی و تحلیل می گردد. یافته های این پژوهش حکایت از آن دارد که نوآوری های وی در تصویرسازی عمدتاً حاصل سه شیوه بوده است: تلفیق تصاویر، تصرفات واژگانی و کنایه های مبتکرانه. بر اساس یافته های پژوهش، در شیوه تلفیق تصاویر، بار اصلی تصویرسازی بر فن تشبیه استوار است و همچنین تصاویر این شیوه، جنبه تفصیلی بیشتری نسبت به دو شیوه دیگر دارد؛ در شیوه تصرفات واژگانی، تصاویر نو متنوع تر و دارای ایجاز، بیشتر مشاهده می گردد؛ در شیوه کنایه های مبتکرانه نیز شاعر، تصاویر نو را در بستری از کنایه های خلّاقانه به نمایش در آورده است و اینگونه ذهن مخاطب را از یک سو برای دریافت معنا و از سوی دیگر، دریافت تصویر جدید به تلاش وادار می سازد. 
۷.

«بررسی تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی با تکیه بر اصول گرایس»(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شاهنامه بدنشان تلویح اصول گرایس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۴
تلویح گفتاری «بدنشان» در شاهنامه فردوسی در بافت های مختلفی به کار رفته است. این تلویح، مدلول های ضمنی متعددی را القاء می کند. تلویح، ابزاری زبانی است که به شکلی هنرمندانه ، معانی ضمنی را منتقل می کند. « پل گرایس» ( Grice Paul )، عامل مهم ایجاد تلویح را تخطّی از چهار اصل در گفت وگو می داند. این پژوهش با رویکرد اصول گرایس به تحلیل و بررسی تلویح «بدنشان» پرداخته است. هدف از این پژوهش، تحلیل منطق محاکاتی و تکرار این تلویح در بافت های مختلف و استنباط مدلول های مناسب در داستان های شاهنامه است. فواید این پژوهش، شامل واکاوی بافت های زبانی، غیرزبانی، درک و دریافت مدلول های مناسب «بدنشان» است. همچنین درک و فهم متون کلاسیک، تأثیر تلویحات در مناسبات انسانی و تقویت مهارت استنباط، از فواید دیگر این پژوهش است. در این جستار، ابتدا مفهوم گفتار تلویحی، انواع آن و اصول چهارگانه گرایس، تبیین گردیده است و سپس یافته ها با منابع کتابخانه ای تحلیل و توصیف شده اند. نتایج پژوهش حکایت از آن دارد که این تلویح در دو نوع قراردادی و خاص بازتولید شده است. نوع قراردادی خارج از مکالمه است و گفتمان، بافت و معانی ضمنی در ایجاد آن تأثیری نداشته است. امّا نوع خاص که هدف اصلی این پژوهش و در فضای مکالمه است؛ بافت زمان، مکان و گفتمان در ایجاد آن تأثیر بسیاری داشته است و معانی ضمنی متعددی دارد. همچنین تلویح «بدنشان» در بستر باورهای فلسفی، مذهبی، طبقاتی، سیاسی، اجتماعی و روان شناختی ایجاد شده است. در نهایت، با توجه به اصول گرایس، تلویح «بدنشان» در شاهنامه زمانی ایجاد شده که اصول کمیت، کیفیت، موضوعیت و شیوه در مکالمه رعایت نشده است.  

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۶۳