ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۴۱ تا ۶۶۰ مورد از کل ۵۳٬۷۸۶ مورد.
۶۴۱.

نقش ساختار زبانی در شکل گیری روایت رمان؛ بررسی مدل کنشگرانه گرماس در تعامل با نظریه سوسور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ساختار روایت کنشگر گرماس زبان و معنا ژرف ساخت روایی تعامل کنشگران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷ تعداد دانلود : ۵۷
از منظر ساختارگرایی شخصیت در روایت نه صرفاً عنصری داستانی، بلکه کنشگری فعال در فرایند معناپردازی و سازمان دهی روایت است. در این چارچوب نظری، مفهوم شخصیت با نقش ها و کارکردهای روایی پیوندی ناگسستنی دارد و جایگاهی فراتر از موجودیتی ایستا و منفعل می یابد. شخصیت ها در مقام کنشگران، در تعامل مستمر با سایر عناصر روایت نقشی تعیین کننده در شکل گیری حرکت داستان و انسجام درونی آن ایفا می کنند. نظریه پردازان ساختارگرا با تمرکز بر روابط میان کنشگران، تلاش می کنند سازوکارهای درونی روایت را تحلیل پذیر سازند و زبان روایت را به مثابه نظامی ساخت یافته که با رخدادها، کنش ها و کارکردهایِ نقشی در ارتباط است، بررسی نمایند. در پژوهش حاضر با تکیه بر تمایز زبان شناختی فردینان دو سوسور میان "زبان" و "گفتار"، در ابتدا مروری اجمالی بر روایت شناسی پراپ صورت گرفت و سپس به واکاوی مدل کنشگرای گرماس به منزله چارچوبی ساختاری-زبانی برای فهم نحوه سازمان یافتگی روایت پرداخته شد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که روایت داستانی همانند گفتار زبانی واجد ساختاری دوسویه است: نخست؛ روساختی که زنجیره ای از رخدادهای روایی را دربرمی گیرد، و دوم؛ ژرف ساختی که منطق معنایی و کارکردی کنش های شخصیت ها را بنیاد می نهد. از منظر گرماس این ژرف ساخت بر سه محور دوگانه فرستنده/گیرنده، موضوع/فاعل، و یاریگر/بازدارنده استوار است؛ محورهایی که تعامل نظام مند و پویا میان آن ها نه تنها پویایی عملکردی روایت را سامان می دهد، بلکه مسیر معنایی و جهت گیری ارتباطی آن را نیز مشخص می سازد.
۶۴۲.

L’influence de la pièce Une maison de poupée d’Ibsen sur la pièce de théâtre Mort à l’Automne d’Akbar Radi(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Ibsen Radi réalisme Modernité critique sociale

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۳۹
Résumé— Cet article explore l'influence d'Henrik Ibsen sur la pièce Mort à l’Automne d'Akbar Radi, un dramaturge clé du théâtre contemporain iranien. Inspiré par l’œuvre Une maison de poupée, Radi a intégré plusieurs éléments du style d'Ibsen, tels que la structure en trois actes, une analyse sociale et psychologique détaillée, ainsi qu'un réalisme symbolique. L'article met en lumière les thématiques communes aux deux auteurs, telles que les crises morales et sociales, les inégalités de classe, la condition des femmes et l'isolement social. La pièce illustre aussi le conflit entre tradition et modernité, incarné par le personnage de Mashdi, qui, à l'instar des héros ibséniens, est accablé par une société rigide. L'article souligne également l'usage du symbolisme dans les œuvres des deux dramaturges. L'étude démontre que Radi a habilement adapté l'héritage d'Ibsen à la réalité iranienne, fusionnant critique sociale et complexité psychologique, ce qui fait de Mort à l’Automne une œuvre à la fois locale et universelle. L'article souligne aussi les similitudes stylistiques entre les deux dramaturges, notamment dans leur usage du dialogue et de la tension dramatique pour exposer les conflits sous-jacents.
۶۴۳.

تحلیل کلیشه های جنسیتی در داستان های منتشرشده ی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه ی شصت (گروه سنی «الف وب»)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات کودک داستان کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان کلیشه های جنسیتی گروه سنی «الف» و «ب»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۴۴
هدف این مقاله شناسایی و تحلیل چگونگی بازنمایی کلیشه های جنسیتی در داستان های منتشرشده از سوی کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان در دهه ی شصت است. این پژوهش به شیوه ی تحلیلی توصیفی، باتوجه به عناصر و ویژگی های ساختاری داستان ها و بر مبنای آموزه های جامعه شناسی جنسیت انجام شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که این داستان ها از طریق بازتولید روایتِ مردانه ی «جست وجو»، نقش راویِ دانای کل در برجسته سازی ذهنیت مردان/پسران، قرار دادن مردان و پسران در نقش شخصیت های اصلی داستان و در عوض، حذف زنان و دختران از روایت یا قرار دادن آن ها در نقش های حاشیه ای و تعیین مرزهای دقیق و نقیض میان نقش های زنانه و مردانه با تأکید بر ارزش یافتگی مردان در برابر ارزش باختگی زنان، کلیشه های جنسیتی را بازتولید و القا می کنند و از این طریق در آماده سازی کودکان خردسال برای پذیرش و درونی سازی کل ساختار روابط بین زنان و مردان به عنوان بخشی از نقش جنسیتی خود، مؤثر هستند و به نوبه ی خود به بازتولید، تکرار و تداوم اشکال تبعیض جنسیتی کمک می کنند.    
۶۴۴.

نمودهای فرهنگی و اجتماعی در چیستان های تالشی رایج در منطقه عنبران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان تالشی منطقه عنبران ادبیات شفاهی چیستان ها نمود اجتماعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۳۸
چیستان ها یکی از عناصر فرهنگی مهم در زبان های مختلف هستند که علاوه بر جنبه های سرگرمی، نقشی اساسی در انتقال دانش و ارزش های اجتماعی دارند. در زبان تالشی عنبران، چیستان ها به عنوان بخشی از ادبیات شفاهی، بیانگر هوش، خلاقیت و سنت های این جامعه اند. این مقاله به بررسی چیستان های زبان تالشی عنبران پرداخته و نقش آن ها را در حفظ فرهنگ و زبان محلی تحلیل می کند. از طریق بررسی ساختار زبانی، مضامین رایج و کاربردهای اجتماعی این چیستان ها، به اهمیت آن ها در هویت زبانی و ارتباطات اجتماعی پرداخته می شود. روش تحقیق توصیفی – تحلیلی است. داده ها به صورت کتابخانه ای و میدانی گردآوری شدند و به روش تحلیل محتوا تجزیه و تحلیل شدند. در پایان هر چیستان نیز واژگان اصلی آن جداگانه ترجمه شدند. نتایج بیانگر این است که چیستان های تالشی رایج در منطقه عنبران معرف جهان بینی و بینش جامعه خود هستند و در گروه های طبیعی، رستنی ها، جانداران، بی جان ها، مضامین دینی و معنوی، و مضامین انتزاعی قابل طبقه بندی هستند.
۶۴۵.

مقایسه آموزه های فرزندپروری مسئولانه عنصرالمعالی، خواجه نصیر طوسی، سعدی و واعظ کاشفی با سبک های فرزندپروری بامریند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرزندپروری مسئولانه نظریه بامریند عنصرالمعالی خواجهنصیر طوسی سعدی واعظکاشفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۲ تعداد دانلود : ۱۰۳
مقاله حاضر شیوه های فرزندپروری عنصرالمعالی، خواجه نصیر طوسی، سعدی و ملاحسین واعظ کاشفی را در قابوس نامه (475)، اخلاق ناصری (633)، گلستان (656) و اخلاق محسنی (900) برطبق سبک فرزندپروری مسئولانه (اسلامی) بررسی و با سبک های فرزندپروری بامریند (1927م.) مقایسه می کند. نگارنده با بررسی توصیفی- تحلیلی این موضوع در آثار این چهار متفکر مسلمانِ متعلق به دوره های مختلف تاریخی بر مبنای نظریه فرزندپروری مسئولانه اسلامی و مقایسه با نظریه بامریند با پاسخ به این پرسش ها که نویسندگان این آثار درباره فرزند پروری چه آموزه هایی را تبیین کرده اند؟ برای تعلیم این آموزه ها چه شیوه هایی را به کار گرفته اند؟ و وجوه تشابه و افتراق فرزندپروری آنها با دیدگاه های بامریند چیست؟، تبیین می کند شیوه فرزندپروری هر چهار نویسنده بر مبنای دیدگاه های اسلامی و وحیانی و از نوع مسئولانه با تکیه بر اصول اخلاق اسلامی و فطرت الهی انسان است که البته از فرهنگ و آداب و رسوم روزگار ایشان نیز اثر پذیرفته و تا اندازه ای به سبک مقتدرانه بامریند نزدیک است. عنصرالمعالی با بیان تجارب شخصی همراه با تمثیل و استشهاد و خواجه نصیر با شیوه علمی و فلسفی به شیوه مستقیم و جزئی نگر به تعلیم آموزه های فرزندپروری پرداخته اند؛ درحالی که سعدی و کاشفی از تمثیل و حکایت و شیوه غیرمستقیم و کلی نگر استفاده کرده اند و کاشفی به دلیل ماهیت سیاسی اندرزنامه اش کمتر از دیگران به این موضوع توجه کرده است.
۶۴۶.

تعریف ادبیات الکترونیک و پیشنهاد یک اصطلاح(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات الکترونیک ادبیات دیجیتال کُدبیات هوش مصنوعی هنر چندرسانه ای علوم انسانی دیجیتال کد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۴ تعداد دانلود : ۱۸۵
مقاله حاضر تلاش دارد در مفهوم اصطلاح نوظهوری که در مجامع فارسی زبان، با عنوان ادبیات الکترونیک/دیجیتال شناخته می شود، کاوش کند و با مرور برخی ویژگی های بنیادین آن، مانند «تعاملی بودن»، «چندرسانگی»، «وابستگی به محاسبات رایانشی» و «سخت پیمایی و غیرخطی بودن»، شناختی ملموس از آن به دست دهد. در دهه های اخیر، به دلیل چارچوب های نظریِ در حال تحول، تعریف ادبیات الکترونیک فرایندی پیچیده بوده است. مقاله حاضر سعی دارد با طرح ریزی پنج دوره «مفاهیم اولیه و ظهور فرامتن (نیمه نخست 1990 2000)»، «سخت پیمایی آرسِت و توجه به نقش تعامل (نیمه دوم 1990 2000)»، «کرشنباوم و مادیت متن الکترونیکی، هایلز و امر ادبی (2000 2010)»، «برجسته شدن روایت گری تعاملی و بازی مانندی (2010  تاکنون)» و «چالش تعریف در دوران هوش مصنوعی» نگاهی تاریخی به تلاش محققان برجسته این حوزه داشته باشد و درنهایت تعریفی روشن گر از ادبیات الکترونیک ارائه دهد. از طرف دیگر، مقاله حاضر، در ترجمه اصطلاح «electronic literature»، با ذکر دلایل مختلفی ازجمله «کژتابی اصطلاح ادبیاتِ الکترونیک»، واژه «کُدَبیات» را به جای ترجمه تحت اللفظی «ادبیات الکترونیک» پیش نهاد می دهد.  
۶۴۷.

Le Cœur de la vache : Le retour de la littérature iranienne à la relation « l’humain/l’animal » et sa redéfinition écoféministe(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Le Cœur de La Vache l’écoféminisme la réception « La Vache »

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹ تعداد دانلود : ۳۴
« La Vache » est l’œuvre la plus parlante de la littérature iranienne du siècle dernier qui problématise la relation entre l’humain et l’animal. A l’époque actuelle, la conscience écologique et écoféministe des romanciers iraniens éveillée, la littérature extrême-contemporaine revient à cette relation. Roman extrême-contemporain, Le Cœur de la vache peut être considéré en tant que relecture écoféministe de « La Vache » et ceci se comprend à travers nombreuses références à l’intrigue et au personnage principal de la nouvelle. Le roman met en scène le jeune Atā qui fait l’expérience d’une aliénation progressive à force d’avoir travaillé dans un abattoir et tué les vaches. Il défend en effet une position écoféministe qui rejoint celle de Susan Griffin revendiquant l’égalité de l’homme et de la femme face à l’environnement. Dans cette recherche, nous nous sommes proposé d’effectuer une lecture réceptionniste et écoféministe du Cœur de la vache et nous avons tenté de répondre à quelques questions majeures : comment Le Cœur de la vache reproduit-il la problématique de « La Vache » et comment peut-on interpréter l’écart que le personnage principal représente par rapport à celui de la nouvelle ? Pourquoi ce personnage principal est condamné à l’isolement et comment le vit-il ? Quel type de relation rattache ce dernier au monde animal et quelles sont les conséquences d’une telle relation ? La réponse à ces questions nous a révélé l’émergence d’une nouvelle conscience écoféministe qui proclame l’égalité de l’homme et de la femme face aux conventions patriarcales et capitalistes.
۶۴۸.

مقایسه رویکردهای شرح نویسی بر گلستان سعدی (بر اساس پنج شرح مشهور)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تاریخ ادبیات فارسی نثر فارسی شرح های گلستان گلستان سعدی سبک شناسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۴۰
گلستان سعدی، یکی از برجسته ترین آثار نثر فارسی است که از دیرباز مورد توجه بوده و شرح های گوناگونی بر آن نوشته شده است. حوزه تحقیق این مقاله پنج شرح از عبدالعظیم قریب، محمدجواد مشکور، محمد خزائلی، خلیل خطیب رهبر وغلامحسین یوسفی است. علت انتخاب این شرح ها تخصص مؤلفان، بازه زمانی و اشتهار آنها است. شناسایی شیوه و تفاوت کار شارحان در مواجهه با متن گلستان هدف اصلی این مقاله است. نویسندگان مقاله کوشیده اند تا این شیوه ها را در قالب رویکردهایی طبقه بندی کنند و ذیل هر رویکرد کیفیت کار هر شارح را به روش توصیفی تحلیلی بیان نمایند. در راستای مستند کردن یافته ها به طور نمونه نتایج مطالعه آماری فراوانی هر رویکرد در شیوه کار هر شارح در باب چهارم و ده حکایت نخست باب پنجم گلستان آورده شده تا امکان مقایسه و ارزیابی آثار فراهم شود. از کنار هم نهادن دست آوردها این نتیجه حاصل می شود که شرح نویسی بر گلستان در سده اخیر بیش از هرچیز تحت تأثیر گفتمان های غالب و ضرورت های زمانی مثل نهضت های علمی و رویکردهای اجتماعی، نیاز مخاطبان و جامعه هدف اعم از متخصصان، دانشگاهیان و عامه مردم و زمینه مطالعاتی و علاقه مندی شارحان بوده است. شارحان به مرور زمان، جنبه های پژوهشی جدیدی را به کار خود افزوده و با رویکردهایی نو یا تکامل یافته تر با متن برخورد کرده اند.
۶۴۹.

افسانهه 1301 (داستان کوتاه فارسی: جمال زاده یا هدایت؟)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: یکی بود و یکی نبود محمدعلی جمال زاده زنده به گور صادق هدایت داستان کوتاه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۷۳
عموم پژوهشگران یکی بود و یکی نبود (1300) محمدعلی جمال زاده (1270-1276) را نخستین مجموعه داستان فارسی فرض کرده اند. برخی نیز سال 1301 را نقطه تحول ادبیات در هر سه حوزه شعر، داستان و نمایش دانسته اند با آثاری چون «افسانه» نیما یوشیج، مجموعه داستان کوتاه یکی بود و یکی نبود جمال زاده، رمان تهران مخوف مشفق کاظمی و نیز نمایش نامه جعفرخان از فرنگ آمده حسن مقدم. در این مقاله با رد اهمیت ویژه این سال، زنده به گور (1309) صادق هدایت (1281-1330) نخستین مجموعه داستان کوتاه فارسی خوانده شده است. برای این کار به تحلیل کلی داستان های هر دو مجموعه در زمینه های زبان، ایدئولوژی، شکل، نظام روایی، شخصیت و مکان پرداخته ام. دست آخر هم در کنار بررسی گونه محور مختصر داستان ها، شباهت های درون مایه ای آنها را با یکدیگر مطالعه کرده ام. همچنین با توجه به ترتیب تألیف داستان ها در قیاس با ترتیب درج آن ها در مجموعه، کوشیده ام حدس هایی درباره روال کلی کار هر نویسنده در زمینه داستان کوتاه بزنم.
۶۵۰.

وزن و قافیه سه خشتی های کرمانجی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: ادبیات عامه شعر ایرانی شعر کرمانجی شعر سه خشتی وزن هجایی در شعر سه خشتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۳
سه خشتی ها شناسنامه شعر کرمانجی است؛ سروده ها ی سه مصراعی موزون و مقفّی که گاهی ردیف هم دارد. اساس وزن در این نوع شعر، تساوی تعداد هجاهاست؛ بنابراین وزن آن «هجایی» است. کانون اصلی سه خشتی ها مناطقی از غرب فلات ایران بوده است که پس از کوچ بزرگ ایلات کرمانج در دوره صفویه از آن نواحی به خراسان، میراث ادبی شان را هم با خود منتقل کردند.  . تبارِ اصلی سه خشتی ها به سروده های هجایی ایرانِ پیش از اسلام مانند خسروانی ها و اورامن ها بازمی گردد. هدف مقاله، نمایاندن وزن هجایی و قواعد خاصّ قافیه در این سروده هاست. پرسش های اصلی پژوهش این است که با وجود طبع آزمایی برخی شاعران کرمانج در وزنهای عروضی و قالبهای دوبیتی/ رباعی، مثنوی، غزل و... کدام قالب شعری و چه نوع وزنی برای گویشوران این زبان، مأنوستر است و اینکه آیا قواعد قافیه در سه خشتی ها همان قواعد حاکم بر شعر عروضی است یا از گونه ای دیگر است .  نتایج تحقیق نشان می دهد سه خشتی های هجایی که غالباً با آواز یا ترکیبی از ساز وآواز، انشاد می شود، با ذاتِ زبانِ کرمانجی و دستگاهِ موسیقایی ذهنِ گویشوران این زبان سازگارتر است؛ حتّی شنوندگان غیرکرمانج نیز هماهنگی موسیقایی این سروده ها را با کمکِ کشش های هجایی که خواننده در هنگام خوانش ایجاد می کند، درمی یابند. قواعد قافیه پردازی در سه خشتی ها، نسبت به شعر رسمی متفاوت و تابعِ ذوق سرایندگان است.
۶۵۱.

یک دادگاه داستانی و یک کلاس درس (پژوهشی در باب قابلیت آموزش تفکر فلسفی در حکایت بازجست کار دمنه در کلیله و دمنه)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: فبک تفکر فلسفی کلیله و دمنه ادبیات کلاسیک فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۴
چنان که می دانیم بخش گسترده ای از ادبیات کلاسیک فارسی را متون تعلیمی تشکیل می دهند. نویسندگان این آثار با بیانی تمثیلی و غالباً به صورت داستانی، مفاهیم اخلاقی، اجتماعی و فلسفی را بیان کرده اند. قابلیت ها و ظرفیت بسیار بالای این متون ادبی، کاربرد آن ها را در دیگر حوزه ها نیز امکان پذیر می سازد. فلسفه برای کودکان، فرصت پژوهشی جدیدی است که می توان ادبیات کلاسیک فارسی را از منظر دیگری نگریست و قابلیت های آن را بدین منظور سنجید. در مقاله حاضر که به روش توصیفی تحلیلی انجام گرفته است، حکایت «بازجست کار دمنه» از کتاب کلیله و دمنه، بر اساس معیارهای داستانی فبک، همچون مقبولیت ادبی، مقبولیت روان شناختی، مقبولیت فلسفی، کندوکاوپذیری و گفت وگوی استدلالی و موارد دیگر، بررسی شده است. بر اساس یافته های پژوهش، این حکایت با برخورداری از مقبولیت ادبی، روان شناختی و فلسفی و نیز الگوی گفت وگوی استدلالی، دارای قابلیت بسیار بالایی برای آموزش تفکر فلسفی به کودکان است؛ و به جز بازنویسی به زبانی ساده و قابل درک برای کودکان و نیز حذف مواردی که کندوکاوپذیری داستان را کاهش می دهد، به تغییر دیگری نیاز نیست.
۶۵۲.

The Pronunciation Presentation Pattern of Entries in Borhān-i Qāti’: Some Useful Implications(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Borhān-i Qāti& rsquo Lexicography Persian Analogy Dictionary

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۵
Among the authoritative dictionaries of Persian language, Borhān-i Qāti’ (lit. ‘Conclusive Proof’) is considered a turning point in the field of dictionary production, and it provides attractive data for applied linguistics studies in the field of lexicography. Borhān-i Qāti’, compiled in India in the 17th century by Moḥammad-Ḥosayn Khalaf Tabrīzī, is remarkable in several respects, but one of its features which does not seem to have received a proper attention, is its method of providing the pronunciation of its entries. In this reference, almost half of the entries have been given a pronunciation based on analogy, in which the entry word is echoed with a second-well known one, having the same phonotactics (distribution and arrangement of vowels and consonants), and distribution of vowels, and prosody pattern. This method was successfully practiced later on in another important but unfinished reference: Āsaf al-Loghāt (1906-1921). In This article, this pattern of presenting pronunciation is introduced and explained. Also it provides the readers with a list of the reference words which have been used to recognize the pronunciation of the other words, and the frequency of them will also be given and analyzed. The final list of this article presents those words which were believed to be “basic” or “core” by the compiler of Borhān-i Qāti’.
۶۵۳.

مسأله اضطراب مرگ در شعر و اندیشه حافظ(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: مسأله زمان اضطراب مرگ شعر و اندیشه حافظ کیفی کردن زمان لذت و شادی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۸
انسان تنها موجود شعورمندی است که بر امر اعتباری زمان آگاهی دارد. در نتیجه درک زمان آدمی می فهمد وجودش تحلیل خواهد رفت. مسأله درک «زمان» و «مرگ» یکی از جدّی ترین مسائل بشر از عهد «گیلگمش» تا اکنون بوده است. مردم عادی، زمان و اضطراب مرگ را «احساس» می کنند ولی فیلسوفان و شاعران می کوشند آنها را در چارچوب های استدلالی یا دریافت های شاعرانه بازسازی زبانی کنند. حافظ با بیان شاعرانه ولی با رویکردی معرفت اندیشانه با دو مقوله مذکور مقوله زمان درگیر می شود. در نوشتار حاضر، مسأله زمان و اضطرابِ مرگ را در منظومه فکری حافظ کاویده ایم. حافظ، به عنوان شاعری حکیم تناهی و مرگ را نه در زمانی دیر و دور، بلکه در ذات هستی و وجود آدمی می یابد و دلهره مرگ را اضطرابی مهیب و نابودگر می داند و بعد از این درک، برای کاستن از رنجِ ویرانگرِ مرگ راهکاری عرضه می کند. از دیدگاه حافظ، اگرچه آدمی در پرتگاه فنا ایستاده و « فرصت»ش در این عالم چندان نیست، امّا با کیفیّت بخشیدن به زندگی، می تواند زمانِ محدود را زیستنی کند و تنها راه کیفی کردن آن، لذّت بردن، شاد بودن علی رغم وجود مرگ است و با این حکمت متعالیه حافظ می خواهد «آرامش» را در زندگی آکنده از «رنج» به آدمی تقدیم کند.
۶۵۴.

تأویل و تحلیل داستان «شبیه گالیله» از عالیه عطایی بر مبنای رویکردهای روانکاوانه و فمنیسم مارکسیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عالیه عطایی تأویل نقد روانکاوانه فمنیسم مارکسیستی مجموعه داستان «شبیه گالیله»

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۱
«شبیه گالیله»، داستانی است در مجموعه «چشم سگ» از عالیه عطایی. داستان، بیان احوال و ماجرای مردی است که ماری را از افغانستان برای فروش به ایران می آورد. ضیا، شخصیت اصلی داستان در مواضع متعدد، صفات، حالات و کنش هایی به همسر و دختر و گاه دیگر زنان داستان اسناد می دهد که پیشتر برای مار نیز به کار برده بود. مسئله مقاله، یافتن توجیه یا علتی برای این اسنادهاست . از این رو با رویکرد روانکاوانه به بررسی ناخودآگاه متن و شخصیت اصلی پرداخته شد و از آنجا که این رویکرد، وجوه اجتماعی و رابطه قدرت را در بر نمی گیرد، در بخشی دیگر با رویکرد فمنیسم مارکسیستی، متن تحلیل و بررسی شد. روش پژوهش، توصیفی- تحلیلی و مبتنی بر تفسیر و تأویل است. نتایج پژوهش نشان می دهد که ناخودآگاه متن از طریق شخصیت اصلی با ادغام و جابه جایی، تداعی و نماد، مار و زن را به جای هم می نشاند. و زن/ مار به شیئی برای بهره اقتصادی فروکاسته می شود. طبیعی شدگیِ رابطه زن/ مار مطابق خواست شخصیت اصلی و سرانجام رهایی از سلطه شخصیت اصلی در قالب خودبودگی و استقلال در زندگی و تأمین نیازهای اولیه پدیدار شده است. مفاهیم ارزشی ذکرشده در داستان طبق نظرگاه و گفتمان غالب شخصیت اصلی و در جهت تثبیت سلطه او بر زن/ مار، تغییر معنا می یابد.
۶۵۵.

صفات برجسته جوانمردان در افسانه های مردم ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات عامیانه افسانه جوانمردی شجاعت وفاداری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۲ تعداد دانلود : ۲۲
در این پژوهش، جوانمردی همان فضایل اخلاقی ارزشی مانند شجاعت، وفاداری، فداکاری، عدالت خواهی، بخشش، مهمان نوازی و مساعدت به ضعفا در نظر گرفته شده است. ریشه این مفهوم در سنت تاریخی ایران قرار دارد. گروه هایی مانند عیّاران یا فتیان که در تاریخ به عنوان حاملان این ارزش ها شناخته شده اند، نقشی مهم در نشر و ترویج این اخلاق دارند. جوانمردان گروهی اخلاقی- تربیتی بوده که پیشینه حضور آنان به ایران پیش از اسلام می رسد. افسانه های عامیانه ازجمله آثار ادبی است که حاوی مضامین اخلاقی بوده و هدفی تعلیمی را در ژرفای خود جای داده اند. در پژوهش حاضر به شیوه توصیفی تحلیلی، «جوانمردی» افسانه های عامیانه ایرانی بررسی شده و نتایج حاکی از آن است که در برخی از افسانه های عامیانه ایرانی شخصیت هایی حضور دارند که ویژگی اخلاقی «جوانمردان» را دارا بوده و با شجاعت و وفاداری و فداکاری به ضعیفان یاری رسانده و به سبب بخشندگی و برپایی عدالت و مهمان نوازی می توان آنان را از جوانمردان و پیروان این آیین دانست. البته تمامی صفات در یک شخصیت دیده نمی شد و ممکن بود فقط یک یا چند صفت در قهرمان داستان دیده شود.
۶۵۶.

معالم الإسلام والتأسلم عند الإمام علی (ع)؛ دراسه تحلیلیه فی ضوء نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: الإسلام الأصیل التأسلم المسلم المتأسلم الإمام علی (ع) نهج البلاغه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸ تعداد دانلود : ۶۸
یشکّل تمییز الإسلام الأصیل عن صوره المزیفه إحدى القضایا المحوریه التی شغلت - ولا تزال - الفکر الإسلامی ، ولکی نعرف الإسلام معرفه صحیحه، لابد من الرجوع إلى المصادر الإسلامیه الأصیله و الموثوق بها، ومنها نهج البلاغه الذی یعد أحد أبرز المدونات التی احتفظت بتعالیم الإسلام الأصیل. یحظى أمیر المؤمنین علی بن أبی طالب (ع)، صاحب هذا السِّفْر الجلیل، بمکانه سامیه وفریده فی التراث الإسلامی کأهم شخصیه بعد النبی المصطفی (ص)، وإنه جسّد الإسلام بصورته النقیه فی أقواله ومواقفه وحیاته، وهو ما تنعکس أنواره بوضوح فی نصوص نهج البلاغه التی تکون بمثابه مشکاه تضیء طریق الرشاد والهدایه. لذلک تهدف هذه الورقه البحثیه إلى استقراء أقوال الإمام علی (ع) فی نهج البلاغه لاستجلاء معالم الإسلام الأصیل وسمات التأسلم سعیا لخدمه الدین الحنیف وآل بیت النبوه (ع). ونحاول من خلال البحث رسم الصوره التی قدّمها الإمام (ع) للإسلام الأصیل والمزیّف، ولخصائص المسلم الحقیقی والمتأسلم فی نهج البلاغه. ونظرا لموضوع البحث والأهداف المرجوه منه، فإنه قد انتهج المنهج الاستقرائی؛ تتبعا لمادته العلمیه، والمنهج التحلیلی الذی یقوم علی فحص النصوص، واستخلاص الدلالات وعرض النتائج. وانتهی البحث إلی جمله من النتائج، محصّلها: أن الإمام (ع) قدم صوره شامله عن الإسلام والتأسلم، مع تحدید سمات المسلم الحقیقی والمزیّف. ومن أبرز معالم الإسلام الأصیل التی حددها البحث بناء على کلام الإمام (ع): قوه حجته واستدلاله، کونه مصدرا للهدایه والأمن والسلام، تفوّقه على سائر الأدیان، تمیّزه بسلطان إلهی عزیز، اصطفاؤه من قبل الله تعالى، واتصافه بالدوام والخلود. أما أبرز سمات المتأسلم والمسلم المزیّف فتمثلت فی: الطغیان، إظهار الإسلام مع إضمار الکفر، اقتراف الأفعال المناقضه لروح الإسلام وجوهره، انتهاک حرمه المسلم، وتبنی الإسلام قسرا أو لمصلحه نفعیه.
۶۵۷.

جلوه های نمادین رنگ سرخ درادبیات عرفانی با محوریت کتاب کشف الاسرار روزبهان بقلی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ادبیات عرفانی نماد رنگ سرخ کشف الاسرار روزبهان بقلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۲۲
در طول تاریخ بشر، رنگ ها اهمیت و تأثیر مهمی بر زندگی انسان ها داشته اند ، توجه به رنگ های گوناگون در طبیعت از سفارشات قرآن کریم و نشانه قدرت الهی است که در چندین آیه صریحا به آنها اشاره شده، هرچند هر رنگی در فرهنگ های مختلف، معنای خاص و متفاوت و کاربردهای مختلفی دارند. به هرحال در علوم گوناگون بخصوص در ادبیات عرفانی جلوه ای ویژه ای یافته اند، زیرا سالکان راه حق در سیر و سلوک معنوی خود، مراحلی را می گذرانند که در هر مرحله نور و رنگ خاصی را مشاهده می کنند که نشانگر احوال درونی آنهاست و هر تغییر در حالات معنوی آنها در قالب رنگی خاص آشکار می شود.به همین دلیل عرفای بزرگی چون نجم الدین کبری، علاءالدین سمنانی، مولوی و... از جمله کسانی بودند که در این زمینه صاحب نظر بوده و تأمّلات دقیقی در باره رنگ ها داشته اند .این بزرگان از طریق بیان رنگ ها و تعمیم معانی آنها، مراحل سیروسلوک و حتی کشف و شهودهای معنوی خود را به صورت نمادین و با زبانی ادبی و فاخر برای صاحب نظران و مریدان خود بیان کرده اند و آثار ارزشمندی در این زمینه نگاشته اند که از گنجینه های درخشان ادبیات عرفانی است. یکی از شاخص ترین نمودهای رنگ، بخصوص رنگ سرخ در تصویرسازی از جهان ماوراء و حالات درونی، در اندیشه و آثار شیخ روزبهان بقلی است که ما در این مقاله با روش تحلیلی - توصیفی و ابزار کتابخانه ای به بررسی و تحلیل آثار او با محوریت کتاب «کشف الاسرار و مکاشفات الانوار» در این زمینه می پردازیم.
۶۵۸.

تحلیل محتوایی نماد و تمثیل های داستانی نویسندگان دوره اول بوشهر؛«علی دشتی، رکن زاده آدمیت, آیت اله بلادی و دکتر برازجانی»(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: تحلیل محتوایی تمثیل نماد دوره اول ادبیات داستانی بوشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۲۱
ادبیات داستانی بوشهر-واقع شده در جنوب غربی ایران و کناره خلیج فارس با نویسندگان نسل(دوره) اول تا چهارم خود در داستان نویسی ایران به ویژه مکتب جنوب جایگاه مهمی دارد. تمثیل به عنوان یک شگرد ادبی همواره یکی از مهم ترین محمل های بازنمایی درون مایه های مقتضای زمانه بوده است که برخی نویسندگان این دوره از توان روایی سنتی این گونه برای بیان مسائل اخلاقی، اجتماعی-سیاسی در کنار نماد بهره گرفته اند. هدف و ضرورت این مقاله؛ بیان مزایا و دگردیسی های محتوایی داستان های تمثیلی و بیان نمادین در دوره اول نویسندگی بوشهر است. از آن جا که تا کنون پژوهشی در این زمینه صورت نگرفته است، نگارندگان کوشیده اند؛ آثار تمثیلی را در سه نوع: روایت مستقل، غیر مستقل و استفاده از نمادها در فاصله سال های۱۳۳۲- ۱۳۰۴شمسی(مقارن حکومت پهلوی اول و دوره ی اول پهلوی دوم) بر پایه موضوع و درون مایه نقد و تحلیل کنند و به این پرسش اساسی پاسخ دهند که نویسندگان این دوره از کدام شیوه بیان تمثیلی و برای کدام مقاصد استفاده کرده اند. ماحصل این تحقیق به شیوه کتاب خانه ای با روی کرد پژوهشی- تحلیلی این است که؛ جز«رکن زاده» که سعی کرده است وقایع تاریخی عصر خویش را بی کم و کاست نقل کند، دیگر نویسندگان این دوره از تمثیل مستقل، در حین داستان و نماد برای روشن گری و بیان مضامین اخلاقی، سیاسی- اجتماعی بهره برده اند.
۶۵۹.

بازنمایی اضطراب شخصیت های مجموعه داستان عزاداران بَیَل بر اساس آرای کارن هورنای(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: عزاداران بیل غلامحسین ساعدی کارن هورنای اضطراب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۷ تعداد دانلود : ۸۹
کارن هورنای از جمله روان کاوانی است که بیش از فروید بر تعامل های اجتماعی به مثابه عواملی موثر بر شکل گیری شخصیت تاکید کرد. او توجه بسیار بر بسترهای اجتماعی که فرد در آن رشد می کند، دارد. هدف پژوهش حاضر بررسی ریشه اضطراب در رفتار شخصیت های اصلی مجموعه داستان «عزاداران بیل» غلامحسین ساعدی است که بر مبنای آرای کارن هورنای به روش توصیفی- تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. مجموعه داستان «عزاداران بیل» هشت داستان پیوسته دارد که شخصیت های تمامی داستان ها افرادی روان رنجورند، که ریشه عصبیت آن ها تجربه نکردن امنیت دوران کودکی در بستر خانواده و جامعه ناب هنجار روستای بیل است. بر اساس نظریه هورنای احساس درماندگی کودکان به رفتار والدینشان بستگی دارد. حال آنکه شخصیت های زیادی در بیل پدر و مادر ندارند و در جامعه سنتی روستا جرأت نافرمانی و مخالفت نداشته اند. کودک در چنین شرایطی ناچار به سرکوب خصومت خود شده که باعث اضطراب اساسی در او شده است. اکثر شخصیت های داستان ها روان رنجور و مضطرب هستند، چرا که برای هر موضوع و مسأله ای عزاداری می کنند. خرافات و جنون در ذهن شخصیت ها رسوخ کرده و فقر و ترس های بیرونی، آنها را آزار می دهد. توسل به مقدسات مذهبی و امامزاده ها راه حلی برای کم کردن اضطراب شخصیت ها است. آنها افراد روان رنجوری هستند که به دنبال نیازهای ده گانه خود دست به رفتارهای غیرمتعارف و ناهماهنگ با محیط اجتماعی که در آن زندگی می کنند می زنند.
۶۶۰.

واکاوی جایگاه نور در آئین های نوروزی (نمونه موردی: آیین چراغ بران شهرکرد)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: استان چهارمحال و بختیاری امامزادگان دو خاتون (س) شهرکرد عید نوروز آیین چراغ بران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۷ تعداد دانلود : ۸۶
یکی از موضوعاتی که می تواند قدمت، اصالت و ریشه دار بودن باورهای کهن مردم هر سرزمین را به نمایش بگذارد، برگزاری آیین ها و سنت ها و سیالیت اندیشه های والایی است که در پیوند میان ملیت و مذهب، توانسته اند با گذر از کوره راه های سخت زمانه، به زیست خود ادامه دهند. یکی از آن ها، آیین چراغ بران است که همه ساله در شب عید نوروز در صحن امامزادگان دو خاتون (س) شهرکرد برگزار می شود؛ تا روشنایی بخش سفره هفت سین باشد. در این آیین، فردی که به اصطلاح «سید» است اقدام به روشن کردن چراغ می کند و مردم برای حفاظت از این شعله تا پایان یافتن سوخت چراغ، می کوشند. هدف از نگارش این مقاله، بررسی جایگاه و عناصر نمادین نور در فرهنگ ایرانی اسلامی است و این پرسش مطرح می شود که: جایگاه نور در آیین ملی مذهبی چراغ بران شهرکرد کجاست؟ روش ارائه مطالب، توصیفی   تحلیلی و شیوه گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی بوده است. آیین چراغ بران پیشینه ای چند هزار ساله دارد و ارتباط ناگسستنی ملیت و مذهب را با محوریت نور در قالبی نوآورانه به منصه ظهور رسانده است. باوجود اینکه نوروز و نو کردن آتش، آیینی مربوط به پیش از اسلام است، اما مردمان شهرکرد با اجرای این مراسم که تقدس نور و روشنایی از پیش تا پس از اسلام و احترام به آن را به نمایش می گذارد، به نوعی ارتباط با معبود حقیقی و ارادت به اهل بیت(ع) را در آستانه سال نو اعلام می کنند. قابلیت انعطاف پذیری دین اسلام و هوشمندی ایرانیان یکتاپرست، درهم تنیدگی سنت های ملی مذهبی در جهت رسیدن به معبود الهی و پیوستگی فرهنگی در این آیین، هم زمان متجلی شده است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان