فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳۰۱ تا ۳۲۰ مورد از کل ۱۰٬۰۳۵ مورد.
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
155 - 198
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی پویایی های اجتماعی-سیاسی و پیکربندی های نهادی ای می پردازد که پدیده ی دستفروشی را از دهه ی ۱۳۲۰ تاکنون، به ویژه در شهر تهران، شکل داده اند. برخلاف روایت های رایجی که دستفروشی را صرفاً به عنوان فعالیتی غیررسمی یا شغلی کاذب تلقی می کنند، این پژوهش تلاش دارد تا آن را در چارچوب اقتصاد سیاسی شهری و گفتمان های سیاست گذاری تحلیل کند. با اتکا به اسناد تاریخی، آرشیوهای قانونی، مقررات دولتی و مشاهدات این مطالعه نشان می دهد که چگونه نهادهای مختلف (شهرداری، وزارت بهداشت، اتاق اصناف و نیروی انتظامی) در دوره های مختلف تاریخی با برچسب هایی همچون "غیربهداشتی"، "مزاحم"، "غیرقانونی" و "جاذبه ی شهری"، دستفروشی را به مسئله تبدیل کرده و آن را مدیریت کرده اند.مقاله پنج دوره ی اصلی در سیاست گذاری و بازنمایی دستفروشان را شناسایی می کند: از جرم انگاری به عنوان سد معبر تا بازتعریف آنان در چارچوب منطق های نئولیبرالی که میان حذف و بهره برداری اقتصادی نوسان دارند. این دوره بندی تاریخی نشان می دهد که سیاست های طرد یا جذب، درواقع بازتابی از منازعات گسترده تر بر سر فضا، قدرت، مشروعیت نهادی و بقا هستند. برخلاف پژوهش هایی که به تحلیل صرف علل یا پیامدهای فردی پدیده ی دستفروشی پرداخته اند، این مقاله با رویکردی رابطه مند و نهادی، موقعیت دستفروشان را درون میدان نبردی چندجانبه میان نیروهای حاکم، نهادهای رسمی، و مقاومت های روزمره ی خود آنان بازخوانی می کند. از این منظر، دستفروشی نه فقط شغلی برای بقا، بلکه عرصه ای برای چانه زنی بر سر شهروندی، دیده شدن و سهم از شهر است.
از تقدس تا تفاوت: تراژدی اقتدار، بدن تراجنسیتی و بحران مشروعیت در فیلم مجمع کاردینال ها(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۹
233 - 260
حوزههای تخصصی:
فیلم مجمع کاردینال ها با روایتی رازآلود و پرتعلیق، فرایند انتخاب پاپ جدید را در فضای بسته و آیینی کلیسای کاتولیک به تصویر می کشد؛ اما سکانس های پایانی، فیلم را از سطح یک درام دینی فراتر برده و آن را بدل به بستری برای تأملی فلسفی درباره جنسیت، بدن و اقتدار مقدس می سازند. افشای هویت تراجنسیتی پاپ منتخب، نه تنها نظمی دیرپا در الاهیات سنتی را زیر سؤال می برد، بلکه گسستی معرفت شناختی در نهاد کلیسا مبتنی بر حذف بدن زنانه و غیرنرینه پدید می آورد. این مقاله با تلفیق رویکردهایی چون الهیات جنسیتی، اگزیستانسیالیسم اخلاقی، نظریه قدرت، و پدیدارشناسی بدن در اندیشه مرلو–پونتی، به تحلیل سکانس پایانی فیلم و بازکاوی نسبت میان بدن، راز و مشروعیت دینی می پردازد. سکوت و بهت کاردینال ها در برابر بدن «دیگری»، لحظه ای تراژیک می آفریند که شکاف میان ایمان و نهاد را عیان می سازد. نقد ساختار مردسالار کلیسا به مثابه زمینه تاریخی این بحران، جایگاه محوری دارد. روش تحقیق، تحلیل تفسیری فیلم با تمرکز بر سکانس نهایی، و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و مبتنی بر متون نظری است. یافته ها نشان می دهد بدن تراجنسیتی، در مقام پاپ آینده، نقطه بحرانی تلاقی ایمان، سیاست و جنسیت است؛ نقطه ای که در آن، تقدس به تفاوت تن می سپارد.
مدرنیزاسیون نمایشی پهلوی در فیلم گدایان تهران (۱۳۴۵)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با تحلیل فیلم گدایان تهران به کارگردانی محمدعلی فردین، نشان می دهد که فیلم با به تصویر کشیدن تلاش های گروهی از افراد فقیر برای نمایش خود به عنوان اشراف و ثروتمندان، می تواند همچون استعاره ای علیه سیاست های پهلوی خوانده شود و می توان مضمون و دغدغه این فیلم را نقدی بر مدرنیزاسیون ظاهری و ظاهرسازانه پهلوی درنظر گرفت؛ پروژه ای که بیشتر به ایجاد یک تصویر زیبا از ایران مدرن برای مصرف مخاطبان غربی می پردازد تا به حل مسائل بنیادی جامعه. این فیلم با نمایش گسلی میان تصویر پیشرفت و واقعیت فقر و فلاکت زده قشری از شهروندان تهران، و سطحی و ظاهری بودن تغییرات، تمایز میان تصویر تبلیغاتی مدرنیزاسیون و واقعیت زندگی روزمره بسیاری از مردم کلانشهری را برجسته می کند. همچنین به ماهیت آمرانه و از-بالای مدرنیزاسیون پهلوی می پردازد و این همه، در قالبی ضمنی و عامه پسند ارائه می دهد. در این بستر، گدایان تهران همچون اثری ظاهر می شود که خوشبینی های کاذب را به چالش می کشد و می تواند اثری خودانتقادی دربرابر فیلم های موج «علی بی غم» هم دوره اش نیز دیده شود. در نهایت، این پژوهش، ضرورت بررسی دقیق تر فیلم فارسی ها و پتانسیل پژوهشی شان را، به خاطر ارتباط عمیق با دغدغه ها و ذهنیت اقشار طبقه پایین شهری که عمده مخاطبان این فیلم ها بودند، مورد تأکید قرار می دهد.
خلق شخصیت های هوشمند و خودآگاه در پویانمایی ها (انیمیشن ها) با استفاده از یادگیری عمیق(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۹ تابستان ۱۴۰۴ ویژه نامه همایش ملی هوش مصنوعی، فرهنگ و رسانه
217 - 248
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی جایگاه و تأثیر یادگیری عمیق در خلق شخصیت های هوشمند و خودآگاه در پویانمایی انجام شده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد توصیفی-تحلیلی و استفاده از منابع پیشین، داده های موجود و تحلیل الگوهای رایج در یادگیری عمیق بوده است. در این راستا، از شبکه های عصبی مصنوعی (ANNs)، کانولوشنی (CNNs)، بازگشتی (RNNs) و مدل های مولد متخاصم (GANs) بهره گرفته شد تا شخصیت هایی با قابلیت های تصمیم گیری مستقل، سازگاری رفتاری، واکنش پویا به محیط و یادگیری مستمر طراحی شوند. یافته ها بیانگر آن است که تلفیق این فناوری ها با تکنیک های یادگیری تقویتی، تحلیل پیشرفته رفتار و پردازش داده های چندوجهی، موجب تحقق واقع گرایی بالاتر، تعمیق تعاملات و ارتقای قابلیت پیش بینی رفتار شخصیت ها در محیط های شبیه سازی شده شده است. بااین حال، چالش های اخلاقی و فلسفی همچون وضعیت حقوقی شخصیت های مجازی، پیامدهای تغییرات فناورانه بر جایگاه هنرمندان سنتی، و خطرات ناشی از سوءاستفاده یا تحریف محتوا، نیازمند سیاست گذاری و چارچوب های نظارتی دقیق است. این روند می تواند به تحول تعریف مرز میان خیال پردازی هنری و واقعیت دیجیتال منجر شود.
سرمایه داری دیجیتال و بازتولید سوژه (تحلیل عملکرد گوگل در پارادایم اقتصاد توجه)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲۹
133 - 166
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی نقش گوگل در فرایند بازتولید سوژههای دیجیتال از انسانها با استفاده از اقتصاد توجه میپردازد و با استفاده از چهارچوب نظری زیستقدرت میشل فوکو و استیضاح لویی آلتوسر، نشان میدهد که چگونه الگوریتمهای گوگل با جذب، تحلیل و کالاییسازی دادههای کاربران و جلب توجه آنها، سوژههای دیجیتالی مطیع و پیشبینیپذیر میسازند. در این مقاله، بهعنوان روش تحقیق از تحلیل مضمون کلارک استفاده شده است و نتایج بهدستآمده تحلیل شدند که در نهایت مضامینی که گوگل براساس آنها به جلب توجه کاربران پرداخته و توسط آن به کالاییکردن دادههایی کاربران میپردازد و سوژهها را بازتولید میکند، به دست آمد. در ادامه مقاله بیان شد که گوگل با ترکیب قدرت زیستی (مدیریت زندگی دیجیتال کاربران) و استیضاح الگوریتمی (فراخوانی کاربران بهعنوان سوژههای مصرفکننده)، نقش کلیدی در بازتولید سرمایهداری نظارتی ایفا میکند. این فرایند نهتنها حریم خصوصی را تهدید میکند، بلکه با ایجاد حباب فیلتر، تنوع دیدگاهها را محدود و هویت دیجیتالی کاربران را مطابق منافع تجاری شکل میدهد. پیامدهای اجتماعی این بازتولید سوژه میتواند تقویت نابرابری در دسترسی به اطلاعات معتبر، کاهش عاملیت انسانی در برابر الگوریتمها، نابود ساختن تنوع هویتی و بازتولید سوژه بر اساس ساختارهای سرمایهداری، کنترل اطلاعات و دانش و… باشد. در نهایت، این مقاله نشان میدهد که قدرت در عصر دیجیتال نه از طریق زور، بلکه با تولید رضایت خودخواسته و نامرئیسازی مکانیسمهای کنترل اعمال میشود.
تحلیل روایت مجموعه تلویزیونی معاویه بر اساس الگوی ژرار ژنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
561 - 584
حوزههای تخصصی:
مجموعه های تاریخی، به عنوان رسانه ای تأثیرگذار در بازآفرینی گذشته، نقشی محوری در شکل دهی به ادراک عمومی از تاریخ و هویت فرهنگی ایفا می کنند. مجموعه «معاویه»، پخش شده در رمضان ۱۴۰۴ (مارس ۲۰۲۵) از شبکه MBC، با تمرکز بر زندگی معاویه بن ابی سفیان، خلیفه اموی و شخصیتی مناقشه برانگیز در تاریخ اسلام، بازنمایی متفاوتی از وی ارائه می دهد که با روایت های سنتی مغایرت دارد. این پژوهش با بهره گیری از چهارچوب روایت شناسی ژرار ژنت، به تحلیل ساختار روایی این مجموعه می پردازد تا آشکار سازد چگونه فنون روایی در بازسازی تصویر معاویه و رویدادهای صدر اسلام به کار رفته اند. یافته های پژوهش حکایت از این دارد که مجموعه با بهره گیری از روش های گذشته نگری و آینده نگری، سعی در ایجاد پیوستگی بین گذشته، حال و آینده دارد، شمن اینکه مجموعه از دیرش یا نحوه مدیریت زمان در روایت، به طور فعالانه استفاده می کند. همچنین، در این مجموعه درنگ برای توصیف احساسات و تأملات شخصیت ها و ایجاد یک ریتم روایی خاص با مضمون بازسازی چهره معاویه، استفاده شده و ابزار بسامد نیز به ایجاد یک تصویر ذهنی خاص از رویداد قتل عثمان کمک کرده و به معاویه فرصت می دهد تا اقدامات بعدی خود را توجیه کند. درمقابل، استفاده از روش چندسویه / تکراری برای نمایش مبارزه با خوارج، این امکان را به مجموعه می دهد تا معاویه را به عنوان یک مدافع ثابت قدم در برابر تهدیدات داخلی معرفی کند، بدون اینکه نیازی به ورود به جزئیات پیچیده و هرزگاهی متناقض تاریخی باشد. بر این اساس، مجموعه «معاویه» نه تنها یک روایت تاریخی نیست بلکه یک «روایت سازی تاریخی» است که با استفاده از روش های مختلف داستانی، به دنبال ارائه یک تفسیر خاص از تاریخ و شخصیت های آن است.
تحلیل گفتمان تطبیقی رسانه ها درباره مراسم راهپیمایی اربعین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دین و ارتباطات سال ۳۲ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۶۸)
615 - 654
حوزههای تخصصی:
آیین اربعین حسینی در سال های اخیر به پدیده ای فراتر از مناسک دینی و شیعی تبدیل شده و در سطح منطقه ای و جهانی گسترش وسیعی یافته است. این مراسم به مثابه ابررخداد اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و رسانه ای، موضوع توجه و تحلیل نهادهای خبری مختلف بوده است. بررسی و شناخت شیوه بازنمایی این رویداد در رسانه های گوناگون، حائز اهمیت است. این پژوهش با استفاده از روش تحلیل گفتمان انتقادی فرکلاف و ون دایک انجام شده است. مبانی نظری آن بر بررسی ساختارهای زبانی، راهبرد های گفتمانی و ایدئولوژی های حاکم بر متون خبری و تحلیلی رسانه ها در خصوص اربعین می پردازد و در سه سطح توصیف، تفسیر و تبیین در تحلیل گفتمان و بهره گیری از نظریات هال و گرامشی استوار است. یافته ها حاکی از آن است که پوشش خبری اربعین در رسانه ها، بیش از آنکه بازتاب نزدیک به واقعیت باشد، یک بازنمایی گفتمانی فعال است که در پی تأثیرگذاری بر افکار عمومی و شکل دهی به برداشت مخاطبان است. درنهایت چهارگفتمان رسانه های فارسی زبان خارج از کشور با رویکردی منفی و مناقشه آمیز ، رسانه های جریان اصلی با رویکردی معتدل و بی طرفی نسبی، رسانه های عربی با رویکردی مستقل و بعضاً به شکل رقابت منطقه ای و رسانه های همسو با رویکردی معنوی، حماسی و وحدت بخش بازشناسی شده و کوشیده شده است با تحلیل متنی و گفتمانی، لایه های پنهان این گفتمان ها واکاوی و نقد شود.
چالش های طراحی « الگو» و« مدل» در تحقیقات ارتباطی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
1 - 20
حوزههای تخصصی:
هدف: یکی از چالش های تحقیقات ارتباطی مشخص نبودن تعریف «الگو» و«مدل»، درمیان محققان ایرانی است. برخی محققان بین الگو ومدل تفاوتی نمی گذارند. محقق دربسیاری از جلسات دفاع دکتری شاهد به کار بردن یک الگوی پیش ساخته برای تحقیق با روش آمیخته(کیفی-کمّی) بوده است درحالی که الگو باید ازدل تحقیق بیرون بیایدو رونوشتی ثابت از یک الگوی پیشنهادی بی ربط با تحقیق نباشد. هدف تحقیق حل چالش های طراحی الگو یا مدل درتحقیقات ارتباطی استروش پژوهش: در این تحقیق که با روش کتابخانه ای و شیوه تحلیلی-توصیفی انجام شده است.یافته ها: یافته های تحقیق نشان داد: تعریف الگو و مدل دو تعریف جداگانه است. ترسیم الگو مختص تحقیقاتی است که فاقد مبانی نظری هستند و محقق برای ایجاد نظریه ای که پشتوانه نظری تحقیق کمّی اش باشد، ابتدا با مشخص کردن مفاهیم اصلی تحقیق «روابط بین مفاهیم» را براساس تجربیات زیسته و مطالعات محقق در قالب الگویی ذهنی پیشنهاد می دهد و سپس در روش آمیخته، برای تایید الگو ورسیدن به مدل از روش کمّی استفاده می کند.نتیجه گیری: الگو حاصل روش کیفی است ومدل حاصل روش های کمّی است که« روابط بین متغیرها» را بااعداد وارقام حاصل از کاربرد آمار درتحقیق نشان می دهد. الگوها انواع مختلفی دارند، مانند: 1-ترکیب تئوری ها 2-سازگاری تئوری ها 3-نوع شناسی و 4-مدل سازی؛ محققان ایرانی بیشتر کارشان را بر نوع مدل سازی استوار می سازند، شاید اشتباهاتی هم که محققان دچارش می شوند، ناشی از همین عدم شناخت انواع الگو ها به ویژه مدل سازی، براساس تعریف زبان لاتین از آن باشد.
درنگی بر فرصت های تحلیل داده در اخبار صدا و سیما(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
31 - 53
حوزههای تخصصی:
روزنامه نگاری داده محور، فرایند استفاده از داده ها برای تولید، روایت و انتشار فرآورده های خبری است که در دهه اخیر موردتوجه و اقبال سازمان های خبری پیشرو و برجسته قرار گرفته است. این پژوهش با هدف آگاهی بخشی از فرصت های روزنامه نگاری داده محور و ایجاد انگیزه برای کاربرد مؤثر آن در اخبار صداوسیما، به شناسایی این فرصت ها می پردازد. داده های این پژوهش از راه مصاحبه با کارشناسان و خبرگان جمع آوری و با روش تحلیل مضمون، تحلیل شده است. از تحلیل متون مصاحبه ها، ۱۱۱ مضمون پایه استخراج شد. با یکپارچه سازی این مضامین، ۳۲ مضمون سازمان دهنده و در نهایت ۴ مضمون فراگیر شکل گرفت که فرصت های روزنامه نگاری داده محور در اخبار صداوسیما را تشکیل می دهند: "ایجاد تمایز، برجستگی و کسب اعتبار و مرجعیت رسانه ای"، "قابلیت روزنامه نگاری داده محور برای اولویت گذاری و برجسته سازی اخبار"، "تولید فرآورده های خبری نو، چندرسانه ای و تعاملی" و "افزایش مخاطب و فراهم کردن زیست بوم درآمدزایی نو، احیای حوزه عمومی و اثرگذاری و نفوذ بر حکمرانی". همچنین، یافته های پژوهش نشان می دهد که این فرصت ها را می توان با نظریه های برجسته سازی، حوزه عمومی و اشاعه (پذیرش) نوآوری تبیین و تفسیر کرد.
مطالعه روایت شناسانه بازی رایانه ای تعاملی "قصه های قرآنی" بر پایه نظریه جهان های ممکن(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
115 - 142
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با رویکردی روایت شناسانه، به تحلیل محتوایی فضای بازی رایانه ای تعاملی "قصه های قرآنی" بر پایه نظریه جهان های ممکن "ماری لور رایان" می پردازد. فضا یکی از جنبه های غالب در بازی های رایانه ای امروزی است و روایت ها به فضا گره خورده اند و در بستر آن درک می شوند. از سوی دیگر، با طراحی داستان های قرآنی برای بازی های رایانه ای، می توان معیارهای سبک زندگی و روش های حل مسئله را در یک جامعه اسلامی گسترش داد و کودک را با اصول فرهنگ بومی آن جامعه آشنا کرد. براین اساس، پرسش اصلی پژوهش این است که روایت شناسی چگونه در فضای داستانی بازی "قصه های قرآنی" به فرهنگ سازی برای کودکان کمک می کند.این پژوهش با روشی توصیفی-تحلیلی و هدفی توسعه ای-کاربردی، با نگاهی به الگوبرداری از روایتگری در بازی های رایانه ای تعاملی، انجام شده است. شیوه گردآوری اطلاعات، کتابخانه ای، اسنادی و میدانی است. دراین راستا، سطوح سه گانه روایتگری "رایان" در بازی "قصه های قرآنی" تحلیل شده است تا نقش کودک و نوجوان به عنوان هدایت گر اصلی داستان در فضای بازی ارزیابی شود.نتایج پژوهش نشان می دهد که در بازی "قصه های قرآنی" که بر اساس تعامل بازیکن و توجه به روایت برنامه ریزی شده، بیش از آن که بر شخصیت های مهم معنوی تأکید شود، به داستان ها و روایت های معتبر توجه شده است. با وجود مزیت های پلتفرم های تعاملی در حوزه کودک، پژوهشگران اندکی از قابلیت های این رسانه ها برای آموزش ارزش های فرهنگی آگاه اند؛ از این رو، نیاز به پژوهش های بیشتر در این زمینه احساس می شود. به همین دلیل، در این مقاله، تحلیل بازی "قصه های قرآنی" با تمرکز بر نقش روایت شناسی و با تکیه بر سطوح سه گانه روایتگری (فضای روایی، گسترش فضایی متن و متنی کردن فضا) بررسی شده است.
تئاتر به مثابه ابزار ارتباطی در خدمت آموزش بهداشت و سلامت؛ بررسی دیدگاه صاحب نظران حوزه ارتباطات و تئاتر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
221 - 247
حوزههای تخصصی:
هدف: تئاتر به مثابه یک «ابزار ارتباطی» به دلیل ماهیت آن، نقش موثری در انتقال معنا و مفاهیم دارد. بر این اساس، هدف اصلی پژوهش حاضر، شناخت وجوه نظری و عملی تئاتر آموزشی و امکان سنجی آن برای آموزش بهداشت و سلامت به مثابه یک رسانه است.روش پژوهش: برای نیل به این هدف، محققان از روش تحقیق کیفی با رویکرد تحلیل مضمون استفاده کرده اند. جهت رسیدن به پاسخ پرسش های پژوهش با 12 نفر از متخصصان و صاحب نظران عرصه ارتباطات سلامت و تئاتر آموزشی مصاحبه های نیمه عمیق انجام شده است.یافته ها: یافته های پژوهش نشان می دهد که با «اصلاح سیستم آموزشی و آموزش و پرورش»، در نظر گرفتن «تئاتر به مثابه رسانه آموزشی در توسعه» و «توانمندسازی و توسعه شناخت و آگاهی افراد جامعه» می توان آن را در راستای اهداف توسعه بخشی دولت ها در نظر گرفت. همچنین تئاتر می تواند با «کمک و جراحی بحران های مختلف از طریق انتقال تجربه»، «ترغیب مخاطب به مشارکت در حل بحران»، «فرهنگ سازی و پیشگیری از بحران» و «ابزار نقد در بحران ها» به کار گرفته شود.نتایج: در بحران کرونا نیز تئاتر می تواند با «آموزش پیام های بهداشت و سلامت در ناخودآگاه مخاطبان»، «آموزش خودمراقبتی و پیشگیری از بیماری ها در میان کودکان و نوجوانان» و «ابزار آموزشی برای رفتارهای ماندگار بهداشتی و سلامت» تسهیل کننده باشد. بر مبنای پژوهش اگر تئاتر را به مثابه یک رسانه در نظر بگیریم، «ارتباطات بهداشتی» مقوله ای است که باید مدنظر مسئولان و دست اندرکاران حوزه بهداشت و سلامت قرار بگیرد. آﻣﻮزش ﺳﻼﻣﺖ ﺑﺎ ﺑﺎﻻ ﺑﺮدن ﺳﻄﺢ دانش و ﻣﻬﺎرت های افراد ﺑﺎیﺪ ﺑﻪ آﻧﻬﺎ کﻤک کﻨﺪ ﺗﺎ در ﻣﻮرد ﺳﻼﻣﺖ ﺧﻮد، ﺧﺎﻧﻮاده و ﺟﺎﻣﻌﻪای کﻪ در آن زندگی می کنند، قادر به تصمیم گیری شوند.
پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر با هدف پیش بینی هوش اجتماعی و ابعاد آن بر مبنای نوع و میزان استفاده از انواع رسانه طراحی و اجرا شده است.روش پژوهش: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، کاربردی است و به روش کمی انجام شده است. تکنیک این پژوهش پیمایش و ابزار اندازه گیری، پرسشنامه (دو پرسشنامه هوش اجتماعی و مصرف رسانه ای) است. جامعه آماری شامل تمامی جوانانی است که در شهر لنگرود به صورت حرفه ای ورزش می کنند. نمونه آماری بر اساس مراجعه به جدول مورگان، 384 نفر انتخاب شد و پرسشنامه ها با استفاده از شیوه نمونه گیری تصادفی ساده، در میان نمونه مورد نظر توزیع و پس از تکمیل، جمع آوری شد. از بین پرسشنامه ها، 372 پرسشنامه، قابل بررسی بود.یافته ها: نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل داده ها نشان داد که هوش اجتماعی بر اساس معادلات خطی به دست آمده، بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر مطالعه کتاب، تماشای تلویزیون داخلی و تئاتر رفتن، بر هوش اجتماعی مثبت بوده؛ اما اثر مطالعه هفتگی روزنامه، گوش دادن به رادیو و سینما رفتن بر هوش اجتماعی «منفی» است. تحلیل این یافته ازآن جهت اهمیت دارد که مطالعه کتاب و تئاتر رفتن همواره از مصداق های فرهنگی رشد فکری بوده و هوش اجتماعی جوانان ورزشکار مورد مطالعه در پژوهش حاضر، بر مبنای این نوع استفاده از رسانه، تأثیرات مثبتی می پذیرد. نتایج همچنین نشان داد که بُعد پردازش اطلاعات اجتماعی از هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده، و اثر تئاتر رفتن در ماه، صرف زمان در اینترنت و فضای مجازی در شبانه روز بر بعد پردازش ِ هوش اجتماعی «مثبت» است، اما اثر میزان تماشای ماهواره در هفته بر پردازش اطلاعات اجتماعی «منفی» است. از سوی دیگر تماشای تلویزیون و گوش دادن به رادیو نیز بر بعد آگاهی اجتماعی از هوش اجتماعی، اثر منفی داشته است. نتایج نشان داد که بُعد مهار ت های اجتماعی از هوش اجتماعی نیز بر مبنای استفاده از رسانه ها قابل پیش بینی بوده، و اثر تماشای ماهواره در طول هفته، مطالعه نشریه در هفته، میزان گوش دادن به موسیقی در شبانه روز، میزان گوش دادن به رادیو، سینما رفتن، بر بعد مهارت های اجتماعی مثبت بوده، اما وقت گذرانی در فضای مجازی در شبانه روز، بر مهارت های اجتماعی «منفی»می باشد.نتایج: نتایج نشان داد که وضعیت کلی هوش اجتماعی بر مبنای استفاده از رسانه قابل پیش بینی بوده و نقطه تلاقی استفاده از رسانه ها و هوش اجتماعی، برقراری ارتباط توسط افراد است. از سوی دیگر طبق نتایج رابطه منفی میان استفاده از شبکه های اجتماعی مجازی با هوش اجتماعی به دست آمده که می تواند برگرفته از اثرات مربوط به نوع و میزان استفاده از این شبکه ها باشد. با توجه به نتایج پژوهش در زمینه اثرات منفی وقت گذرانی در فضای مجازی بر هوش اجتماعی، باید برای ارتقاء هوش اجتماعی با تقویت مهارت شنونده فعال بودن، همدلی با دیگران، تقویت مهارت های کار گروهی، ارتقاء مهارت های ارتباطی به ویژه مهارت های ارتباط غیرکلامی در دنیای حقیقی، در نظام آموزش عالی و همچنین از طریق رادیو، تلویزیون و بستر فضای مجازی تمهیدات لازم در نظر گرفته شود.
توسعه و کارایی داستان سرایی فرارسانه ای در فضای رسانه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
169 - 197
حوزههای تخصصی:
ما برای ارائه محتوای فرهنگی، ادبی، اجتماعی و اقتصادی در عصر حاضر به مخاطبان و اقناع آنان در راستای اهداف خود، به شکل های نوینی نیاز داریم. داستان سرایی فرارسانه ای یکی از شکل های شاخص، استاندارد و جهانی است که جای آن در فضای علمی، دانشگاهی و تولیدات رسانه ای ایران خالی است. این شکل به دلیل برخورداری از تمام شکل های رسانه ای در بطن خود، به مدیران رسانه این توانایی را می دهد تا بتوانند محتوای موردنظر را بدون محدودشدن در بستر رسانه ای خاص، روایت کنند. این مقاله با هدف بررسی توسعه داستان سرایی فرارسانه ای و کارایی آن در رسانه های ایران نوشته شده است. با بررسی نظری انواع هم گرایی و داستان سرایی فرارسانه ای، به دنبال واکاوی این شکل در تولیدات رسانه ای ایران، توسعه و به کارگیری آن هستیم. نوع تحقیق، اکتشافی توصیفی با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمونی است و گردآوری داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته با صاحب نظران حوزه رسانه های نوین انجام گرفته و یافته های آن در هشت مضمون اصلی و هفت مضمون فرعی دسته بندی شده است. انحصارگرایی، ضعف در تولید محتوا باتوجه به ذائقه مخاطب، نامناسب و ناکارآمدبودن زیرساخت ها و محدودیت های قانونی، تعدد نهادهای تنظیم گر، فقدان فرهنگ مشارکتی، نبود قوانین مالکیت فکری و حق نشر و کم توجهی به بخش خصوصی از موانع توسعه و به کارگیری داستان سرایی فرارسانه ای در تولیدات رسانه ای ایران است. پیشنهادهای راهبردی لازم برای سیاست گذاری رسانه ها جهت توسعه شکل فرارسانه ای، بر اساس یافته های تحقیق آورده شده است.
کارکردهای رسانه های اجتماعی در دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه رسانه بین الملل سال ۹ بهار و تابستان ۱۴۰۳ شماره ۱۳
203 - 227
حوزههای تخصصی:
بعد از پایان جنگ سرد و مطرح شدن دیپلماسی کشورهای مختلف در فضای آشکار، رسانه به عنوان ابزار رسمی دستگاه سیاست خارجه برای پیشبرد اهداف دیپلماتیک به کار گرفته شد. این تلاقی رسانه و دیپلماسی به توسعه مفهوم دیپلماسی رسانه ای منجر شد. با ظهور وب 2.0 و رسانه های اجتماعی حضور بدون واسطه دیپلمات ها، رویکردهای دیپلماسی رسانه ای را نیز متحول کرد. در ایران نیز با روی کار آمدن دولت یازدهم، شاهد دیپلماسی رسانه در رسانه های اجتماعی بودیم. این پژوهش به دنبال این هدف است تا کارکردهای رسانه های اجتماعی، در دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران را شناسایی کند. شناسایی این کارکردها می تواند به برنامه ریزی درست در دیپلماسی رسانه ای کشور کمک کند. در این پژوهش از روش تحلیل مضمون استفاده شده و داده ها از مصاحبه با خبرگان حوزه دیپلماسی و رسانه های اجتماعی به دست آمده است. با 12 خبره در زمینه دیپلماسی رسانه ای، دیپلماسی و رسانه های اجتماعی مصاحبه باز، شد. سه مرحله کدگذاری صورت گرفت که از این کدگذاری 8 مقوله اصلی استخراج شد که کارکردهای رسانه های اجتماعی در دیپلماسی رسانه ای جمهوری اسلامی ایران مشخص شد. این کارکردها شامل مدیریت افکار عمومی، مشارکت اجتماعی در دیپلماسی، دیپلماسی بدون واسطه از رسانه، تصمیم سازی نخبگان، ارزیابی، پایش، اطلاع رسانی و زمینه سازی با مخاطره کمتر است.
تحلیل جامعه شناختی تحول نقاشی ایران در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷۵
83 - 116
حوزههای تخصصی:
در این مقاله تحول نقاشی ایران در دوره قاجار را از منظری جامعه شناختی مورد بررسی قرار دادیم. در این میان با بررسی سیر تحول نقاشی ایران در دوران گذار از سنت به تجدد و تأکید بر نقش دو نقاش برجسته این دوران یعنی صنیع الملک و کمال الملک، با بهره گیری از نظریه های جامعه شناسی هنر پی یر بوردیو و به طور مشخص نظریه میدان های اجتماعی و منش (هبیتاس)، در پی یافتن پاسخ مناسب به پرسش هایی از این دست بر آمدیم: آثار نقاشی صنیع الملک و کمال الملک در تعامل میان منش آنان با قواعد و منطق میدان قدرت و میدان تولید هنری از چه نسبتی برخوردار است؟ چرا به رغم تربیت مشترک (منش) کمال الملک و صنیع الملک، در نهایت کمال الملک در موضوع و سوژه مسیری متفاوت از صنیع الملک در پیش گرفت؟ آیا وقوع جنبش مشروطیت در تغییر نگرش کما ل الملک و گذر او از "هنرمند قطب وابسته" به "هنرمند قطب مستقل" تاثیر داشته است؟ بدین منظور از روش ساختارگرایی تکوینی بوردیو که رویکردی تلفیقی را دنبال می کند استفاده کرده و در نهایت پس از تحلیل آن به این نتیجه رسیدیم: کمال الملک، متأثر از انقلاب مشروطه و در واکنش به تحولات اجتماعی ناشی از آن، با گذر از «هنرمند قطب وابسته» تبدیل به «هنرمند قطب مستقل» شده و این تحول اساسی و مهم را می توان آغاز شکل گیری میدان مستقل نقاشی در ایران قلمداد نمود.
مطالعه چالش های اجتماعی ناشی از استفاده افراط گونه از شبکه های اجتماعی مجازی (مورد مطالعه: دانش آموزان متوسطه دوم شهر پلدختر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های ارتباطی سال ۳۱ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۲ (پیاپی ۱۱۸)
147 - 181
حوزههای تخصصی:
استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی مجازی منجر به وابستگی و بروز آسیب هایی در میان برخی از کاربران شده است. از این منظر، پژوهش حاضر با هدف شناسایی چالش های اجتماعی استف اده افراطی از شب که های اجتم اعی مج ازی در بین دانش آموزان متوسطه دوم شهر پلدختر انجام گرفته است. رویکرد پژوهش کیفی و نمونه گیری به دلیل ماهیت اکتشافی به صورت هدفمند بوده است. حجم نمونه نیز بر اساس معیار اشباع، تعیین و به این ترتیب با ۱۹ نفر مصاحبه نیمه ساختاریافته انجام شده است. سپس داده های گردآوری شده، به صورت مضمونی کدگذاری و تحلیل شده اند و براین اساس، ۱۶۸ کد باز، ۹ مضمون انسجام بخش و ۴۷ مضمون فرعی به دست آمده اند. یافته های پژوهش نشان می دهد که چالش های اجتماعی استفاده افراطی از شبکه های اجتماعی مجازی در بین دانش آموزان عبارت اند از: فاصله گیری از نقش های اجتماعی؛ کاهش تعاملات خانوادگی-خویشاوندی؛ بیگانگی تحصیلی؛ بحران ازدواج؛ شکاف نسلی-ارزشی؛ انگ رهاشدگی؛ خود پنداره شکاک؛ هویت دوگانه اجتماعی و ظهور رفتارهای پرخطر جنسی. نتایج همچنین حکایت از آن دارند که لازم است با فراهم آوردن بسترهای مناسب برای ایجاد مشارکت خانوادگی و تقویت جایگاه گروه های مرجع (والدین، مدرسه، افراد معتمد خویشاوند)، شرایط بازپیوندسازی نوجوانان فراهم آید تا ضمن استفاده درست از این شبکه ها، از وابستگی افراطی آنان هرچه بیشتر کاسته شود.
تحلیل اثربخشی تبلیغات اینفلوئنسرهای اینستاگرامی غذا بر نگرش و رفتار مشتری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۵ زمستان ۱۴۰۳ شماره ۴ (پیاپی ۱۳۷)
105 - 128
حوزههای تخصصی:
این مقاله به دنبال سنجش اثربخشی محتوای تبلیغاتی اینفلوئنسرهای غذا در شبکیه اجتماعی اینستاگرام بر نگرش و رفتار مشتریان بالقویه رستوران های تهران است. برای نیل به هدف حاضر از روش کمی پیمایشی و ابزار پرسش نامیه اعتبارسنجی شده و برای جمع آوری و تحلیل داده ها بهره گرفته شده است. با استفاده از شیویه نمونه گیری هدفمند تعداد 385 نفر از دنبال کنندگان صفحات پنج نفر از اینفلوئنسرهای دارای فالوور بالای 500 هزار نفر انتخاب شدند و پرسش نامیه برخط را تکمیل کردند. نتایج حاصل از آزمون های آماری نشان داد که رابطیه بین محرک های ارتباطی و محتوایی تبلیغات اینفلوئنسرهای اینستاگرامی غذا و نوع نگرش و رفتار مشتریان، مثبت و معنادار است. بدین معنا که محرک های محتوایی (سرگرم کنندگی، آگاه کنندگی، ترغیب کنندگی، اعتباردهندگی، جست وجو گری و به روزرسانی) تبلیغاتی اینفلوئنسری به تقویت آگاهی، ادراک و اقناع و اقدام به خرید مشتریان منجر می شود. نتایج همچنین نشان داد که محرک های ارتباطی (تعاملی بودن، در دسترس بودن، جهانی بودن، تسهیل خرید، شخصی سازی، با صرفه بودن و سنجش و باز خورد) در تبلیغات اینفلوئنسرهای غذا به افزایش آگاهی و اقناع و اقدام به خرید مشتریان منجر می شود.
گونه های هویتی مهاجرین افغان براساس نسبت «خود و دیگری» در آثار سینمایی (مطالعه موردی: فیلم های برادران محمودی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه های دیداری و شنیداری دوره ۱۸ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۵۰
89 - 118
حوزههای تخصصی:
این پژوهش درصدد است با بهره گیری از مقوله «خود و دیگری» در نشانه شناسی فرهنگی، خوانشی را از سه فیلم «چندمترمکعب عشق»، «شکستن هم زمان بیست استخوان» و «رفتن»، محصول مشترک برادران محمودی (نوید و جمشید) ارائه دهد. براساس پژوهش ها، باتوجه به میزان اهمیت خود یا دیگری، چهار رویکرد مختلف: 1-خود و نه دیگری؛ 2- نه خود، بلکه دیگری؛ 3- هم خود و هم دیگری؛ 4- نه خود و نه دیگری، در نسبت «خود و دیگری» پدیدار می شوند که در پی آن، چهار گونه هویتی ثبات، سازگاری، پذیرش و بی هویتی ظاهر می شوند. این پژوهش به روش کتابخانه ای، با تکیه بر منابع دیداری و نوشتاری و به شیوه توصیفی- تحلیلی انجام شده است. پرسش اصلی پژوهش این است که: افغان ها به عنوان دیگریِ فرهنگی، چه نوع رویکردها و گونه های هویتی را نسبت به ایرانیان اتخاذ می کنند؟ براساس نتایج پژوهش، برادران محمودی در آثار خود نشان می دهند که افغان ها هر چهار رویکرد را متناسب با میزان ترجمه متون فرهنگی ایرانیان و درنتیجه، مقدار تعامل با ایشان و نیز نحوه برخورد ایرانیان، نسبت به خودِ ایرانی اتخاذ می کنند. به علاوه، این رویکردها به صورت انواع گونه های هویتی در سرزمین مقصد شکل می گیرند که در قالب رفتار و گفتار شخصیت ها نشان داده می شوند. انتخاب این رویکردها به این صورت است که پناهجویان افغان هرچه جوان تر باشند، بیشتر، سازگاری هویتی را انتخاب می کنند و هرچه مسن تر باشند، ثبات هویتی را در پیش می گیرند. با استناد به این آثار، هویت پذیرنده و بی هویتی، کمتر در افغان ها دیده می شود.
بازی های دیجیتال: کارکرد مثبت بازی های جدی در جامعه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بازی های دیجیتال با مخاطب سه میلیاردی در دنیا و 34 میلیونی در ایران مهم ترین رسانه عصر حاضر برای انتقال پیام به شمار می روند. چه ازنظر نرخ رشد پذیرش این رسانه در میان مردم و چه از منظر شیب فزاینده درآمدزایی آن در میان صنایع خلاق و فرهنگی توجه به بازی های دیجیتال به عنوان ابزاری برای سرگرمی حیاتی است. بازی های جدی یا بازی های هدفمند دسته ای از بازی های دیجیتال هستند که با اهدافی فراتر از سرگرمی و به منظور اهدافی مانند آموزش، سلامت یا تبلیغات تولید می شوند. این بازی ها که تبدیل به موج پژوهشی جدیدی از ابتدای سال 2000 در دنیا شدند، مبتنی بر تحقیق و توسعه ساخته می شوند، تعامل قابل توجهی را با انسان برقرار کرده که به وی در زیست بهتر کمک می کنند. بازی های جدی به عنوان شبیه سازی از دنیای واقعی، طی دو دهه گذشته بسیار موردتوجه قرار گرفته اند. هدف از این پژوهش مروری بر مطالعات صورت گرفته درزمینه بازی های جدی به ویژه در حوزه آموزش، سلامت، تبلیغات و اثرات اجتماعی است که چگونه به انسان برای تغییرات مثبت کمک کرده اند. روش این پژوهش کتابخانه ای است و داده ها از طریق فیش برداری تهیه و تحلیل و توصیف شده اند. نتایج مطالعات نشان داد که بر اساس اهداف موردنظر توسعه دهندگان بازی های جدی، گروه مخاطبان هدف و زمینه کاربردی بازی ها با یک رسانه غیرقابل انکار، جذاب، تعاملی و سرگرم کننده مواجه هستیم که از قدرت بسیار بالایی برای القای مفاهیم آموزشی برخوردار است. تعداد بازیکنان در ایران و جهان نشانگر یک جامعه بزرگ مبتنی بر فناوری، همراه با خرده فرهنگ های متعلق به خود است که می توان از قابلیت های مثبت بازی برای آموزش، فرهنگ پذیری و توانمندسازی این نسل به درستی استفاده کرد. این پژوهش به مرور و بررسی مهم ترین و اثرگذارترین بازی های جدی تولیدشده در جهان در زمینه های آموزش، درمان و سلامتی و همچنین تبلیغات پرداخته و سعی بر اشاره به نیازهای جدید ایجادشده در این حوزه ها دارد.
بررسی اثرات فناورهای ارتباطی و رسانه ای دیجیتالی بر مشارکت سیاسی جوامع روستایی با تاکید بر پیام رسان های داخلی (مطالعه موردی: روستاهای شهرستان ملکان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات میان رشته ای ارتباطات و رسانه دوره ۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۲۵
121 - 146
حوزههای تخصصی:
مفهوم مشارکت سیاسی دربرگیرنده گروهی از راهبرد ها، مفاهیم، اندیشه ها و سازمان های نوینی است که تأمین کننده نیازهای اجتماعی است. از طرفی شبکه های اجتماعی در ارتقا و یا کاهش شاخص های آن نقش بسیار موثر دارند زیرا میزان تأثیر شبکه های اجتماعی بر فضاهای روستایی، تصویر متفاوت و متنوعی را ارئه می دهد که تحقیق حاضر سعی داشت جنبه مشارکت سیاسی ساکنین را در نواحی روستایی مورد مطالعه، بررسی کند. تحقیق برمبنای هدف کاربردی و از حیث امکان کنترل متغیرها، از نوع تحقیقات شبه تجربی بود، زیرا با توجه به پس رویدادی بودن تحقیق امکان کنترل متغیرها به نحو کامل وجود ندارد. در این تحقیق با مطالعه ادبیات نظری و تحقیقات گذشته، متغیرها و ابعاد تحقیق در 3 بعد کلی مشخص گردید. نگرش انتخاباتی، تاثیرپذیری از کاربران و رفتار انتخاباتی که تفسیر آن در کلیّت مشارکت سیاسی در نواحی روستایی شهرستان ملکان، مورد توجه بود. نتایج حاکی از آنست که بیشترین معیار نگرش انتخاباتی و کم اهمیت ترین معیار رفتار انتخاباتی در تبیین و پیش بینی متغیر وابسته(مشارکت سیاسی) نقش دارد. تحقیق توجه به شبکه های اجتماعی را در قالب افزایش اثرات آن و بهبود معیارهای مشارکت سیاسی در نواحی روستایی مورد مطالعه بیان می دارد.