فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۴۱ تا ۲۶۰ مورد از کل ۱۰٬۰۵۷ مورد.
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
123 - 145
حوزههای تخصصی:
جرایم رایانه ای، جرایمی منحصر به فضاهای رایانه ای و داده های الکترونیکی به شمار می آیند که درعین حال می توانند از مرزهای یک کشور نیز فراتر رفته و وصفی فراسرزمینی و بین المللی پیدا کنند. این گونه جرایم، در عین ارتکاب در فضایی محدود، ممکن است آثار جبران ناپذیری به بار آورده و حتی یک کشور یا چندین نقطه از جهان را متوجه خود سازند. به منظور مقابله مؤثر با این گونه جرایم، قانون گذار در سال ۱۳۸۲ قانون تجارت الکترونیک و پس ازآن در سال ۱۳۸۸ قانون جرایم رایانه ای را به تصویب رسانده است. با ملاحظه مقررات موجود، هرچند نفس چنین اقدامی لازم و ضروری بوده است، اما تعیین کیفر برای جرایم رایانه ای بدون توجه و ملاحظه علمی همه الزامات و اصول مهم و راهبردی، مثمرثمر نخواهد بود. پژوهش حاضر که با روش تحلیلی کاربردی و با بهره گیری از منابع کتابخانه ای نگارش یافته است، درصدد است الزامات حاکم بر تعیین کیفر در این گونه جرایم را، با تفکیک الزامات سلبی از ایجابی، به گونه ای ارائه کند که مقنن بتواند در مقام کیفرگذاری، با عنایت به این الزامات، در مسیر مقابله مؤثر با جرایم رایانه ای گام بردارد و از ناکارآمدی کیفرهای موجود بکاهد. هدف از این پژوهش، تلاش در جهت تدوین الزاماتی فراتقنینی است که با نگاهی کامل تر و مبتنی بر اصول، اهداف و واقعیت های موجود، وضعیت کیفرگذاری برای جرایم مطرح در این گستره را بهبود بخشد.
مفهوم و پیامدهای عاملیت کاربر در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای: تحلیل ابعاد فلسفی، اجتماعی و سیاسی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این مقاله به بررسی مفهوم و پیامدهای فلسفی عاملیت کاربر در روایت های تعاملی بازی های رایانه ای می پردازد. با تکیه بر روش تحلیلی-تفسیری و با بهره گیری از چارچوب های نظری پدیدارشناسی و اگزیستانسیالیسم، این پژوهش نشان می دهد که عاملیت در بازی ها صرفاً یک ویژگی فنی یا طراحی نیست، بلکه تجربه ای زیسته و فلسفی است که مفاهیم بنیادینی چون آزادی، مسئولیت، هویت، واقعیت و مرگ را به چالش می کشد. کاربران در مواجهه با تصمیم گیری های معنادار در بسترهای دیجیتال، وارد فرآیندهایی از انتخاب اخلاقی، ساخت هویت و تأمل در باب وجود می شوند. بازی های تعاملی، با ایجاد امکان انتخاب در ساختارهای روایی غیرخطی، زمینه ای برای درگیری ذهنی با مسائل فلسفی فراهم می آورند؛ از جمله پرسش هایی درباره آزادی اراده، پیامدهای اخلاقی کنش، تجربه واقعیت مجازی و مرگ به عنوان بخش جدایی ناپذیر از چرخه یادگیری. همچنین، این مقاله نشان می دهد که عاملیت کاربران در بازی های چندنفره و اجتماعی می تواند بُعدی سیاسی-اجتماعی نیز پیدا کرده و مفاهیمی چون عدالت، قدرت، و مسئولیت جمعی را برای بازنگری فراهم سازد. در نهایت، پژوهش حاضر بر این نکته تأکید دارد که بازی های رایانه ای، فراتر از سرگرمی، می توانند به فضایی تأمل برانگیز برای پرسش از انسان معاصر و جهان دیجیتال تبدیل شوند.
Survey of Personal Information Management base on Electronic Information
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۱, January ۲۰۲۵
47 - 69
حوزههای تخصصی:
Background: The rapid growth of computer technology in recent decades suggests that people today, in addition to print media, have many electronic information items that need to be managed appropriately and have increased the use of personal computers.Aims: This Researches descriptive and analytical based on the purpose of applied Research, and in terms of data collection and nature and comparison between the activities of personal information management and two measures of knowledge and skills has been presented.Methodology: The statistical population includes the students of Jundishapur University of Medical Sciences in Ahvaz in the academic year 2017-2018. To determine the statistical population, the sampling method was used by determining the total number of students 1300 and using the Karjesi-Morgan table, the approximate number of the sample was determined to be 297. The data collection was done using the questionnaire of 2012 and in order to analyze Pearson and Spearman correlation tests and AMOS and SPSS software were used.Results: The results of the survey show that knowledge and skill variables have a significant and positive effect on personal information management, and age, level of education, and school of study have a significant and positive effect on personal information management.Conclusions: The results of the research show that the status of personal information management of medical students in Jundishapur Ahvaz has a positive and meaningful effect based on the knowledge and skills of the students. According to the changes made in the management of personal information activities, it can be said that the difference in the amount and amount created in the variables of personal information management can be seen. The main reasons for this can include not having enough time, work pressures and lack of familiarity with the activities required for personal information management.
A Correlation Between Color Preferences and Virtual Environment
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
289 - 311
حوزههای تخصصی:
Background: Understanding color preference in virtual environments is crucial for applications in digital design, human-computer interaction, and virtual reality (VR).Aims: This study examines how luminance, hue, and saturation influence color preference in VR settings, considering both environmental and perceptual factors.Methodology: A controlled VR experiment was used, where participants interacted with two distinct virtual zones designed to simulate different lighting conditions.Finding: The findings suggest that chromatic lightness and perceived hue play distinct roles in color preference, with evidence supporting Weber's Law of illumination adaptation. It was also shown that regions with elevated chroma exhibit more pronounced colors. Additionally, the participants' average color preferences were determined, and the appropriate modification rate was extracted by comparing the preferred colors to the average colors of the virtual spaces. One significant finding was that, cooler colors were favored to warmer ones, which is consistent with previous research on color preferences. Furthermore, a correlation between lighting circumstances and color preferences was established.Conclusion: The findings indicated that adjusting the hue, saturation, and brightness can improve the design of virtual environments by matching the tastes of users. These insights contribute to a deeper understanding of color perception in digital spaces and have implications for design, architecture, and cognitive science.
«پراکنده اندیشی» مدرن و پیامدهای آن بر مبنای آرای والتر بنیامین (1892-1940)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۸۰
47 - 72
حوزههای تخصصی:
والتر بنیامین، از متفکرین مهم آلمان وایمار است که نوشته هایش برای دهه های متمادی پس از مرگش و تا به امروز، محل بحث و خوانش های متفاوت بوده است و هیچگاه تازگی و قرابت خود را از دست نداده اند. مطالعات ملهم از بنیامین یا معطوف به وی، با ترجمهٔ انگلیسی اثر سترگ و ناتمام وی یعنی پروژه پاساژ ها، جان تازه ای گرفت و باری دیگر بنیامین در مطالعات مربوط به مدرنیته، رسانه و تجربهٔ کلان شهری نامی کلیدی گشت. با این همه، برداشت رایج از بنیامین در ایران غالباً زیرسایهٔ خوانش چپ از وی و مقالات خاصی همچون اثر هنری در دوران بازتولید ماشینی آن باقی مانده ماست و جنبهٔ مونتاژی و پراکندهٔ و ابعاد گوناگون نوشته های وی کمتر مورد توجه واقع شده است. این پژوهش که با تمرکز به متون جدیدتر و خوانش های متفاوت از بنیامین تنظیم شده است، یکی از کلیدواژه های موردعلاقهٔ بنیامین یعنی پراکنده اندیشی را به عنوان موضوع خود برگزیده است و امکانات مثبتی را که بنیامین در این شکل مدرن ادراک و تجربه کشف می کند، مورد بررسی قرار می دهد. پراکنده اندیشی، شکل مخالف ادراک و دریافت پیشامدرنی است که به زعم متفکرانی چون گئورگ زیمل، تحت زیست مدرن و کلان شهری انسجام و عمق مبتنی بر تأمل و تمرکز را از دست داده و به صورت پراکنده اندیشی و پریشان خاطری درمی آید که به عقیدهٔ بسیاری از فلاسفهٔ اوایل قرن بیستم، امکان تجربه کردن به معنای اصیل و ناب کلمه را زایل می کند. بنیامین برخلاف همکاران خود، امکاناتی انقلابی و اتوپیایی را تحت پراکنده اندیشی مدرن مطرح می کند و امید خود را نسبت به امکانات مدرنیته از دست نمی دهد.
اثربخشی بسته آموزشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مقایسه اجتماعی و خود تنظیمی هیجانی دانش آموزان معتاد به اینترنت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۵۴
266 - 286
حوزههای تخصصی:
هدف: باتوجه به افزایش استفاده مشکل زا از اینترنت و وابستگی به آن که سبب شکل گیری نوعی از اعتیاد، به نام اعتیاد به اینترنت شده است و باتوجه به پیامدهای ناگوار آن به خصوص برای نوجوانان و جوانان، لازم است برنامه ای در جهت کاهش اثرات منفی آن از قبیل مقایسه های اجتماعی و افزایش خود تنظیمی هیجانی که سبب تنظیم حالات درونی فرد می شود و از طرفی می تواند از اعتیاد به اینترنت بکاهد، انجام شود. ذهن آگاهی پروتکلی مهم و اثرگذار است که احتمال می رود بتواند در این امر خطیر، کمک کننده و موثر باشد. پژوهش حاضر با هدف تعیین اثربخشی بسته آموزشی شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر مقایسه اجتماعی و خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان معتاد به اینترنت شهرستان گرمه اجرا گردیده است. جامعه مورد نظر، دانش آموزان وابسته به اینترنتی بودند که در سال تحصیلی 1402- 1401 و در مقطع متوسطه دوم تحصیل می کردند. روش : پژوهش به صورت نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون– پس آزمون به همراه گروه کنترل انجام شد و برای نمونه گیری، ابتدا مدرسه ای به صورت در دسترس انتخاب شد سپس آزمون اعتیاد به اینترنت یانگ برای دانش آموزان اجرا گردید. 30 دانش آموز که وابستگی بیشتری داشتند، انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و کنترل قرار گرفتند. در پیش آزمون، پرسشنامه های مقایسه اجتماعی گیبونز و بانک (1999) و خودتنظیمی هیجانی هافمن و کاشدان (2010)، اجرا گردید. بعد از اجرای پروتکل ذهن آگاهی، مجدداً مقایسه اجتماعی و خودتنظیمی هیجانی سنجیده شد. یافته ها: تجزیه و تحلیل داده ها به وسیله تحلیل کوواریانس چند متغیره و نرم افزار spss انجام شد که تفاوت معناداری در مقایسه اجتماعی و خودتنظیمی هیجانی در گروه آزمایش ایجاد شد. نتیجه : می توان گفت آموزش ذهن آگاهی منجر به کاهش مقایسه اجتماعی و بهبود خودتنظیمی هیجانی در دانش آموزان معتاد به اینترنت می گردد و به عنوان یک روش کارآمد محسوب می شود.
عوامل مؤثر بر استفاده شهروندان تهرانی از تلویزیون های اینترنتی داخل کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۱۳۸)
147 - 167
حوزههای تخصصی:
تلویزیون های اینترنتی داخل کشور در سال های اخیر به عنوان امکانی جدید در کنار رسانه ملی و شبکه های ماهواره ای در دسترس شهروندان قرار گرفته است و ازآنجایی که رسانه ملی با روند کاهش مخاطبان روبه رو است، پژوهش حاضر با هدف شناخت عوامل تأثیرگذار بر استفاده شهروندان تهرانی از تلویزیون های اینترنتی داخل کشور و با استفاده از نظریه "استفاده و رضامندی" انجام شده است. روش پژوهش پیمایشی است و جامعه آماری آن شهروندان تهرانی ۱۵ سال و بالاتر است که از تلویزیون های اینترنتی داخل کشور شامل آیو، نماوا و لنز استفاده می کنند. گردآوری اطلاعات با استفاده از پرسش نامه های محقق ساخته صورت گرفته است و حجم نمونه آن ۳۸۴ نفر است. بر اساس نتایج پژوهش، مهم ترین دلایل استفاده از این رسانه شامل سرگرمی و لذت، دسترسی به برنامه ها در زمان و مکان دلخواه، سانسور کمتر برنامه ها نسبت به رسانه ملی، دسترسی به برنامه های جدیدتر نسبت به برنامه های رسانه ملی و دسترسی به برنامه های متنوع تر نسبت به برنامه های رسانه ملی است. پس از دسته بندی انگیزه های مخاطبان مشخص شد، مخاطبان تنها برای برآورده ساختن نیازهای عاطفی خود این تلویزیون ها را تماشا می کنند و تلویزیون های اینترنتی در تأمین نیازهای شناختی، شخصی و اجتماعی مخاطبان موفق نبوده اند. همچنین، بین ویژگی های جمعیت شناختی (سن، جنس، میزان تحصیلات، تأهل و شغل) مخاطبان با انگیزه آن ها برای تماشای تلویزیون های اینترنتی رابطه وجود دارد.
بازنمایی رسانه ای هویت ملی ایرانی در رویدادهای بزرگ ورزشی دوره انقلاب و جنگ (1357-1368): «بازی های آسیایی دهلی نو و سئول و المپیک سئول»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگی و ارتباطات سال ۲۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۷۸
247 - 288
حوزههای تخصصی:
این مقاله با هدف شناخت نحوه بازنمایی رسانه ای هویت ملی ایرانی طی رویدادهای ورزشی بزرگ دوره انقلاب و جنگ 1357-1368 انجام و به بررسی هویت ملی در گفتمان رسانه های غالب آن زمان می پردازد. روش تحقیق تحلیل گفتمان تاریخی- انتقادی و رویکردهای وُداک و فرکلاف و چارچوب مفهومی نیز نظریه «ناسیونالیسم پیشپا افتاده» و بهره گیری از دکترین «ام القری» است. جامعه نیز رسانه های دنیای ورزش و کیهان ورزشی و جمهوری و کیهان در بازی های آسیایی دهلی نو (1361)، سئول (1365) و المپیک سئول (1367) است که با نمونه گیری هدفمند نظری صورت گرفته است. نتایج نشان می دهد ارجاع به «ما» با اشاره به «ایران و اسلام»، «ملل مسلمان به مثابه بخشی از خود» و «انقلاب» صورت می گیرد. استراتژی های اسنادی برای بازنمایی رسانه ای مثبت خود برای «اقتدار جمهوری اسلامی»، «صدور انقلاب با ورزش»، «اخلاقمداری ایرانی»، «ملتی بزرگ»، «مسلمان حقیقی بودن»، «ناجی مستضعفین و شکست ناپذیر» و «مبارزبودن» ملت ایران است. مواضع اقناعی پایداری، وحدت، قدرت، حق، نوع دوستی و فرهنگ برای برساخت یک هویت ملی ایرانی- اسلامی و تاریخ، سوءاستفاده، تهدید و عدم سودمندی برای برساخت هویت «دیگری» استفاده می شود.همچنین نظم مستقر در دنیا مبتنی بر دولت-ملت است و در کنار آمدن با این واقعیت صلب نظریه ام القراء برای نوعی تطابق از سوی نظریه پردازان جمهوری اسلامی مطرح می شود. در حوزه ورزش و بازنمایی رسانه ای آن هم شاهد نوعی تطابق از همین دست هستیم و تحولی در مفهوم ملت و بازگشت به ملت به منزلهی دین و پیروان دین وجود دارد. بازنمایی هویت در رسانه های مدنظر نیز نماینده یک گفتمان و دارای شباهت های ایدئولوژیک در پوشش رویدادهای ورزشی هستند.
نقش شبکه های اجتماعی در شکل گیری اعتراضات و تبدیل آن ها به آشوب و ناامنی (مطالعه موردی: اعتراضات ۱۴۰۱)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۳۹)
173 - 197
حوزههای تخصصی:
تسهیل ارتباطات و دسترسی به اطلاعات، اصلی ترین ویژگی ای است که فناوری برای دنیای مدرن به ارمغان آورده است. از این رو، ارتباطات هسته اصلی سیاست و مشارکت در جوامع امروزی به شمار می رود. این پژوهش، با توجه به اهمیت موضوع، به تبیین نقش شبکه های اجتماعی در شکل گیری اعتراضات و تبدیل آن ها به آشوب و ناامنی می پردازد. پژوهش حاضر، پژوهشی کیفی با رویکرد تفسیری است که با بهره گیری از شیوه تحلیل مضمون اتراید-استرلینگ انجام شده است. جامعه آماری این پژوهش همه افرادی را در برمی گیرد که از شبکه های اجتماعی به طور فعال استفاده کرده و در اعتراضات سال ۱۴۰۱ نیز مشارکت داشته اند.بنابراین، با توجه به پراکندگی و ناشناس بودن جامعه آماری و نبودِ امکانِ شناسایی نمونه ها، برای انتخاب مشارکت کنندگان از شیوه نمونه گیری هدفمندِ گلوله برفی استفاده شد. در این پژوهش، اشباع نظری پس از انجام ۲۳ مصاحبه نیمه ساختاریافته به دست آمد. نتایج نشان داد که شبکه های اجتماعی مجازی با بسترسازی و تأمین زیرساخت لازم برای معترضان مدنی و مخالفان، زمینه را برای بروز اقداماتی مانند سیاه نمایی، برجسته سازی، تحریک احساسات، اتهام زنی، جسارت آفرینی و شایعه سازی فراهم می کنند. همچنین، یکی از مهم ترین شیوه های مخالفان برای ایجاد و تقویت ناآرامی ها و اعتراضات، بهره گیری از ظرفیت اقناع سازی و برجسته سازی رسانه ها برای تحریک عواطف و احساسات کاربران بوده است. البته این موضوع، نتیجه سوءاستفاده از این پلتفرم ها در سایه نبودِ سیاست گذاری های مدیریتی و نظارتی است و نمی توان آن را کارکردی ذاتی و منفی برای شبکه های اجتماعی مجازی دانست.
فرصت ها و چالش های فضای مجازی در حفظ هویت دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
فضای مجازی به عنوان یک ابزار دوسویه، هم می تواند عامل تقویت هویت دینی و یا باعث تضعیف آن باشد. هدف اصلی این پژوهش، بررسی تأثیرات فضای مجازی بر هویت دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی است. روش پژوهش اسنادی و از نوع توصیفی - تحلیلی است. داده ها از طریق تحلیل اسنادی و بررسی منابع معتبر علمی جمع آوری شده اند. نتایج نشان می دهند که فضای مجازی از یک سو امکان تقویت هویت دینی، ارتباطات خانوادگی و گسترش آموزه های اسلامی را فراهم می آورد و از سوی دیگر، چالش هایی همچون گسترش محتوای غیراخلاقی، تهدید حریم خصوصی و ترویج ارزش های مغایر با اصول اسلامی را به همراه دارد. این پژوهش بر لزوم مدیریت آگاهانه فضای مجازی، ارتقای سواد رسانه ای و تولید محتوای باکیفیت اسلامی تأکید دارد. یافته ها حاکی از آن است که استفاده صحیح از این فضا می تواند به تقویت بنیان های دینی و فرهنگی خانواده های اسلامی منجر شود و نقش مؤثری در کاهش تهدیدات آن ایفا کند.
ماتریس رسانه: معماری نوین جنگ های ترکیبی بر پایه همگرایی رسانه و هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فضای مجازی و رسانه های اجتماعی سال ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
121 - 158
حوزههای تخصصی:
همگرایی فزاینده هوش مصنوعی، فناوری های رسانه ای و تاکتیک های جنگ ترکیبی، چشم انداز امنیت بین الملل را با چالش های پیچیده ای مواجه ساخته است. این پژوهش باهدف ارائه یک چارچوب تحلیلی منسجم، مفهوم نوآورانه «ماتریس رسانه» را برای تبیین تأثیرات متقابل این سه حوزه معرفی و ارزیابی می کند. پرسش اصلی تحقیق بر این محور استوار است که هوش مصنوعی چگونه استراتژی های رسانه ای را در جنگ های نوین متحول ساخته و بر شکل دهی ادراک عمومی و فرایندهای تصمیم گیری راهبردی تأثیر می گذارد؟ این مطالعه با اتخاذ رویکرد کیفی و روش فراترکیب بر روی منابع علمی و گزارش های راهبردی معتبر انجام شده است. یافته های کلیدی نشان می دهد که هوش مصنوعی با خودکارسازی تولید و انتشار هدفمند اطلاعات، اجرای عملیات روانی در مقیاس وسیع و تحلیل کلان داده ها برای شناسایی آسیب پذیری های شناختی، جنگ اطلاعاتی را به رکن اصلی تاکتیک های ترکیبی مدرن تبدیل کرده است. این فناوری، رسانه را از یک ابزار اطلاع رسانی صرف به یک «میدان نبرد شناختی» تغییر ماهیت داده و مرز میان جنگ نظامی و اطلاعاتی را به طور فزاینده ای محو می کند. همچنین، چالش های جدی اخلاقی و حقوقی ناشی از این همگرایی شناسایی گردید. در نهایت، این پژوهش نتیجه می گیرد که چارچوب «ماتریس رسانه» ابزاری مفهومی و کارآمد برای درک منازعات معاصر است و بر ضرورت فوری تدوین مقررات بین المللی و ارتقای سواد رسانه ای برای مقابله با تهدیدات ناشی از آن تأکید دارد.
پُخت وپز هویت: تغییرات ذائقه غذایی و بازسازی هویت نزد مهاجران افغانستانی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ زمستان ۱۴۰۴شماره ۷۲
217 - 248
حوزههای تخصصی:
خوراک به عنوان یکی از عناصر بنیادین زندگی، نقش برجسته ای در شکل گیری هویت فردی و جمعی دارد و در فرایند مهاجرت، این نقش به دلیل تعامل با فرهنگ جدید تحکیم می پذیرد. مهاجران افغانستانی در ایران، به دلیل شباهت ها و تفاوت های فرهنگی، اقتصادی و زبانی، الگوهای غذایی خود را با شرایط کشور میزبان ادغام می دهند. این تطابق شامل استفاده از مواد غذایی محلی، تغییر روش های پخت وپز و حتی پذیرش الگوهای غذایی ایرانی می شود. در این مقاله، نشان داده شده است که تغییرات ذائقه غذایی برای مهاجران هم به عنوان ابزاری برای حفظ هویت فرهنگی اصلی و هم به عنوان راهبردی برای ادغام در جامعه میزبان عمل می کند. این نشان دهنده انعطاف پذیری مهاجران در برابر شرایط محیطی جدید و تلاش برای یافتن تعادل بین حفظ فرهنگ اصلی و پذیرش فرهنگ جدید است. این پژوهش با روش کیفی از نوع مردم نگارانه و با بهره گیری از مشاهده مستقیم، مشاهده حین مشارکت و مصاحبه های ژرف نیمه ساختاریافته با 18 نفر از مهاجران افغانستانی (7 مرد و 11 زن) در سنین و وضعیت های اجتماعی مختلف انجام شده است. تحلیل مضمون به ما کمک کرده است تا داده های گردآوری شده از مهاجران در شهرک قائم قم تحلیل و تفسیر شوند. یافته ها نشان می دهند که مهاجران راهبردهای مختلفی در رابطه با هویت غذایی خود دارند: ادغام، همانندی، جدایی و حاشیه گزینی. این فرایند به تقویت روابط اجتماعی با جامعه میزبان و نزدیکی هویتی کمک کرده است. درنهایت، تغییرات ذائقه غذایی به عنوان یکی از عوامل کلیدی در بازسازی هویت فرهنگی مهاجران شناخته شده است.
نقش اینستاگرام در هویت سازی و سبک زندگی: مطالعه موردی دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات فرهنگ - ارتباطات سال ۲۶ تابستان ۱۴۰۴شماره ۷۰
185 - 211
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به واکاوی ژرف کنش های هویت ساز وبازتولید هویت در بستر کنش گری نوجوانان در پلتفرم اینستاگرام پرداخته است. قلمرو این پژوهش زیست جهان دانش آموزان پسر دبیرستانی شهر پرند است. داده های پژوهش با رویکرد کیفی و از طریق مصاحبه های عمیق نیمه ساختاریافته با 15 کنشگر نوجوان و تحلیل مضمونی گردآوری و تحلیل شده است. یافته های پژوهش آشکار می سازد که اینستاگرام به مثابه یک کنشگر واسط و میانجی در فرآیندهای هویت سازی، نقشی چندوجهی و دیالکتیکی ایفا می کند. این پلتفرم رسانه ای، بستری برای بازتعریف مداوم هویت، کنش های خودبازنمایی و خودابرازی هویتی نوجوانان محسوب می شود. نوجوانان از این رسانه برای توسعه سرمایه های فرهنگی/اجتماعی، ارتقای مهارت های فردی و بازتولید مستمر هویت اجتماعی استفاده می کنند. فرآیندهای خودابرازی و الگوپذیری در این فضا، امکان نمایش خلاقانه خویشتن و کسب اعتبار اجتماعی را میسر می سازد. با این حال، مطالعه حاضر آسیب های بالقوه مصرف مفرط اینستاگرام را نیز آشکار می سازد. وابستگی به فضای مجازی می تواند منجر به گسست از زیست جهان واقعی، بحران هویتی و انزوای اجتماعی شود. نوجوانان در این فرآیند با خطر از دست دادن مرزهای هویتی و گرفتار شدن در چرخه بازنمایی های کاذب مواجه می شوند. پژوهش حاضر بر ماهیت چندلایه و متناقض اینستاگرام در فرآیندهای هویت سازی تأکید می ورزد. این پلتفرم هم زمان حامل ظرفیت های توانمندسازی و آسیب های بالقوه است که نیازمند مداخلات تربیتی/آموزشی هوشمندانه از سوی نهادهای خانوادگی و آموزشی می باشد. نتایج این پژوهش ضرورت رویکردی میان رشته ای برای درک پیچیدگی های هویت ساز در عصر رسانه های دیجیتال را آشکار می سازد و لزوم بازاندیشی مستمر در راهبردهای تربیتی متناسب با تحولات فناورانه را خاطرنشان می کند
مطالعه و ارزیابی روش های پیش بینی انتخابات مبتنی بر کلان داده های شبکه های اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
علوم خبری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۳
166 - 200
حوزههای تخصصی:
هدف: انبوهی از داده های خام در حوزه های مختلف در درون شبکه های اجتماعی ایجاد شده است و پژوهشگران در حوزه های مختلف با توجه به مسئله مورد پرسش به تحلیل و ارزیابی این داده ها پرداختند. از سوی دیگر همیشه بشر دنبال دانستن این مهم بوده است که فردا چه اتفاقی می افتدو یا افراد دیگر چه فکر می کنند و چه تصمیمی می گیرندروش: هدف کلیدی این مقاله مطالعه و ارزیابی روش های پیش بینی انتخابات مبتنی بر کلان داده های شبکه های اجتماعی است. از همین رو، این مقاله به مطالعه و ارزیابی روش های پیش بینی انتخابات بر اساس داده های فراوان در شبکه اجتماعی در سطح ایران و جهان حاصل از تجربه بین المللی و نویسنده پرداخته است. بر این اساس، 25 مورد پژوهش پیرامون پیش بینی انتخابات بر اساس کلان داده های شبکه های اجتماعی مورد مطالعه قرار گرفت و دو روش کلیدی استخراج شد. اولین روش، استفاده از حجم داده ها و شمارش محتوا است و روش دیگر، تجزیه و تحلیل احساسات محتواهای منتشر شده (شناسایی دوست داشتن، دوست نداشتن، و یا رویکرد سنجی یا ارزیابی بازخورد به صورت پاسخ های مثبت، منفی یا خنثی طبقه بندی می شود).یافته ها: یافته های از ارزیابی پژوهش های بین المللی با تجربه نویسنده حاکی از آن است هرچند هر دو روش در مواردی پاسخ گو بوده اند اما احتمال پاسخگویی روش تحلیل احساسات و درک محتوای پست ها در فالب رویکرد سنجی موثر تر و دقیق تر به نظر می رسد. همچنین با بررسی این مقالات به نظر می رسد با اینکه روش ها اندکی با هم اختلاف دارند اما این دو روش در این 25 نقاله که در کشور های مختلف مورد بررسی قرار گرفته است مشترک است.نتیجه گیری: می توان نتیجه گرفت پیش بینی انتخابات و رویدادهای مشابه سیاسی و اجتماعی و حتی در نگاه مثبت نگر تصمیم و احساسات یک جامعه را می توان به کمک کلان داده های شبکه اجتماعی تا حدود پیش بینی کرد اما این به معنی دقت بسیار بالا در تمامی روش ها نیست بلکه می تواند مقدمه پژوهش ها و تجربیاتی باشد که در جهت توسعه بهره گیری از کلان داده های شبکه های اجتماعی مفید واقع شود.
رابطه توسعه رسانه های جمعی و نرخ طلاق در ایران در دوره 1376-1401: یک مطالعه سری زمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: طلاق به عنوان یک آسیب اجتماعی در ایران به سرعت در حال افزایش است. طلاق متأثر از گستره ای از عوامل فردی (سطح خرد) تا اجتماعی (سطح کلان) است. علی رغم اینکه تحقیقات زیادی در مورد طلاق انجام شده است اما به ندرت بر تأثیرات رسانه های جمعی در سطح کلان توجه شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نرخ طلاق برحسب نقش رسانه های جمعی است.روش: این پژوهش از نوع کمّی طولی است که با استفاده از سری های زمانی به بررسی رابطه تغییرات رسانه های جمعی و نرخ طلاق در دوره 1376-1401 می پردازد. داده های مورد نیاز از وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، مرکز آمار ایران، سازمان ثبت احوال، و بانک جهانی جمع آوری شده اند. جهت بررسی رابطه متغیرها، از الگوی خودرگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) در نرم افزار مایکروفیت نسخه 5 استفاده شده است.یافته ها: بر اساس نتایج در دوره بلندمدت، تعداد فیلم های تولیدشده اثر منفی و معناداری بر میزان طلاق دارد و با افزایش فیلم های تولیدشده میزان طلاق کاهش یافته است. نتایج پژوهش نشان می دهد ضریب نفوذ اینترنت و میزان اشتراک تلفن همراه، اثر مثبت و معناداری بر طلاق دارد اما تعداد سینما، رابطه معناداری با طلاق ندارد.نتیجه گیری: با توجه به یافته ها، نتیجه گیری پژوهش حاضر این است که ضریب نفوذ اینترنت و اشتراک تلفن همراه باعث افزایش طلاق و تعداد فیلم ها باعث کاهش طلاق می شوند. ضمن اینکه تعداد سینما اثری بر طلاق ندارد.
Managing Brand Hate in the Airline Industry: Strategies for Mitigating Negative Consumer Perceptions
منبع:
Cyberspace Studies,Volume ۹, Issue ۲, July ۲۰۲۵
391 - 414
حوزههای تخصصی:
Background: The airline industry is highly competitive and service-oriented, making it particularly vulnerable to customer dissatisfaction and brand hate. Brand hate, defined as intense negative emotions toward a brand, can lead to consumer retaliation, boycotts, and long-term reputational damage in airline context.Aims: This study explores effective strategies for managing brand hate in the airline industry.Methodology: Using a dual-method qualitative approach, we conduct (1) a netnographic analysis from the consumer perspective and (2) five semi-structured interviews with airline managers, analyzed using Lexico 3.Findings: Our findings identify five key strategies for mitigating brand hate. Consistent with prior literature, we confirm that management processes and brand recovery are valuable for addressing short-term customer complaints. Additionally, we propose novel long-term strategies, including benchmarking and competitive intelligence, workplace control, and enhanced security measures. In fact, by integrating insights from both customers and brands, this research deepens the understanding of hate management and highlights the severe repercussions of consumer attrition for airline companies.Conclusions: Our study emphasizes the need for proactive interventions and equips managers with actionable strategies to reduce brand hate, repair customer relationships in digital environments, and enrich the literature on crisis management and relationship between consumer and brand.
مطالعه تأثیر رسانه ها و شبکه های اجتماعی بر میزان دین داری شهروندان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
رسانه سال ۳۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۴۰)
61 - 86
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، رسانهها و شبکههای اجتماعی بهعنوان قدرتمندترین ابزارهای شکلدهی به باورها، ارزشها، نگرشها و رفتارهای فردی ـ جمعی ظهور کردهاند. این فضاهای مجازی، ضمن تسهیل دسترسی به انبوهی از اطلاعات و دانش، زمینهساز بازتعریف، نقد و حتی تضعیف برخی از مفاهیم فرهنگی ـ ارزشی ازجمله دینداری شهروندان شدهاند. از یکسو، شبکههای اجتماعی فرصتهای بیسابقهای برای آموزش، تبلیغ و توسعۀ ارتباطات و تعامل اجتماعی فرامکانی ـ فرازمانی فراهم کرده و از سوی دیگر، با گسترش تکثرگرایی فکری، مواجهه با شبهات و ترویج سبکهای زندگی سکولار و جهانیسازی، چالشهای جدی را پیش روی دینداری جامعۀ ایرانی قرار داده است. هدف اصلی تحقیق حاضر، مطالعۀ تأثیر رسانهها و شبکههای اجتماعی بر میزان دینداری در بازۀ زمانی ۱۳۹۱-۱۴۰۱ است. روش تحقیق، فراتحلیل کمی و مرور سیستماتیک 30 مطالعۀ پیمایشی معتبر است که با نرمافزار CMA2 و با استفاده از اندازۀ اثر کوهن تحلیلشدهاند. طبق یافتهها، استفاده از رسانهها و شبکههای اجتماعی (290/0-) تأثیری کاهنده و معنادار بر وضعیت دینداری شهروندان ایرانی داشته است. تحلیل ابعاد مختلف رسانه نشان میدهد که استفاده از رسانههای داخلی (249/0+) و رسانههای سنتی (165/0+) با افزایش دینداری همراه بوده؛ در حالیکه حضور در فضای مجازی (330/0-)، استفاده از اینترنت (177/0-) و مصرف شبکههای ماهوارهای (148/0-) رابطۀ معکوس و کاهنده با دینداری شهروندان داشتهاند. حضور در فضای مجازی قویترین اثر کاهنده و رسانههای داخلی قویترین اثر افزایشدهنده بر میزان دینداری ایرانیان را دارند. رسانههای داخلی و سنتی با تقویت و انتشار محتوای همسو با ارزشهای بومی و دینی، به دلیل نظارت اجتماعی، پایش و سیاستگذاری مرتبط با ساختار فرهنگی ـ هنجاری جامعه، بسترهای ارتقای دینداری جامعه را فراهم کرده و طبق نظریههای عرفیشدن (سکولاریزاسیون) و کاشت، رسانههای جهانی و دیجیتال مانند اینترنت، ماهواره و فضای مجازی با ترویج سبک زندگی غیربومی و ارزشهای ناهمسان با الگوهای زیستفرهنگی ایرانیان، در کاهش باورها و نگرشهای دینی مؤثر بوده و بهتدریج جهانبینی مذهبی جامعه را به سمت جهانبینی دنیوی سوق داده است؛ درعینحال، رسانههای داخلی و سنتی بهعنوان نیروهای مقاومت فرهنگی ـ هنجاری عمل میکنند.
راهبردهای روزنامه نگاری فرارسانه ای در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ بهار ۱۴۰۴ شماره ۴۱
76 - 41
حوزههای تخصصی:
در عصر دیجیتال، روزنامه نگاری سنتی با چالش های متعددی مانند کاهش تعامل مخاطب و گسترش رسانه های نوین مواجه شده بود. در این شرایط، روزنامه نگاری فرارسانه ای به عنوان رویکردی نوین برای ارتقای اثربخشی ارتباطات رسانه ای و پاسخ به نیازهای نوپدید مخاطبان مطرح شده بود. این پژوهش باهدف شناسایی و تحلیل استراتژی های به کارگیری تکنیک های داستان سرایی فرارسانه ای در روزنامه نگاری ایران انجام شد. مطالعه حاضر با طراحی پژوهش توسعه محور و رویکرد ترکیبی، از روش دلفی کیفی برای گردآوری داده ها بهره برد. جامعه آماری شامل ۱۳ نفر از متخصصان حوزه رسانه و روزنامه نگاری بود که با نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند. برای تحلیل داده ها، از تکنیک تحلیل SWOT جهت ارزیابی عوامل درونی و بیرونی تأثیرگذار بر پیاده سازی این رویکرد استفاده شد. یافته ها نشان داد که به کارگیری تکنیک های فرارسانه ای باعث ارتقای کیفیت محتوای خبری، افزایش مشارکت و وفاداری مخاطبان و ایجاد انعطاف پذیری در فرایند مصرف اطلاعات شده بود. همچنین نتایج تحلیل ها حاکی از آن بود که روزنامه نگاری ایران از ظرفیت های درونی بالایی برای توسعه این رویکرد برخوردار بوده و در موقعیتی تهاجمی برای اجرای راهبردهای تحول آفرین قرار داشت. در جمع بندی، پژوهش تأکید کرد که استفاده هدفمند از روایت فرارسانه ای می تواند جایگاه حرفه ای رسانه ها را در ایران ارتقا دهد و بر ضرورت توسعه زیرساخت های فناورانه و سیاست گذاری حمایتی برای تحقق این تحول تأکید کرد.
چالش مدیریت تجربه مشتریان بومی دیجیتال: طراحی چارچوب کیفیت تجربه مشتریان نسل زد در استفاده از رسانه های دیجیتال با رویکردی اکتشافی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات رسانه های نوین سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴۲
251 - 209
حوزههای تخصصی:
چکیده
با ظهور فناوری های دیجیتال، نسل زد که در دوران شکوفایی تکنولوژی رشد یافته اند، تعامل گسترده ای با رسانه های دیجیتال دارند و به عنوان پذیرندگان اولیه راهکارهای نوین شناخته می شوند. این نسل با انتظارات منحصربه فرد خود از خرید و استفاده از خدمات، شیوه های سنتی بازاریابی را به چالش کشیده و نیازمند رویکردهای نوین در طراحی تجربه مشتری است. باوجود سرمایه گذاری گسترده شرکت ها در استفاده از رسانه های دیجیتال برای تعامل با نسل زد، پژوهش های محدودی به ابعاد کیفیت تجربه این نسل پرداخته اند. ازاین رو، هدف از پژوهش حاضر، واکاوی ابعاد کیفیت تجربه مشتریان نسل زد در استفاده از رسانه های دیجیتال است تا درک جامعی برای مدیران بازاریابی در تدوین استراتژی های مدیریت تجربه مشتری فراهم آورد. بدین منظور، ابتدا با استفاده از روش فراترکیب و بهره گیری از تکنیک هفت مرحله ای سندولوسکی و باروسو به استخراج مؤلفه های چارچوب از مطالعات پیشین پرداخته و سپس با تشکیل گروه کانونی متشکل از خبرگان، کدهای استخراج شده تکمیل و غنی تر شده اند. درنهایت، پنج بعد اصلی شامل تعامل پذیری رسانه، کیفیت محتوا، عملکرد، تجربه شناختی و تجربه عاطفی و حسی شناسایی شد. پژوهش نشان می دهد که نسل زد به عنوان نسلی دیجیتال، تجربه ای منحصر به فرد در تعامل با رسانه های دیجیتال دارد و نتایج می تواند در تدوین راهبردهای بازاریابی دیجیتال و بهبود تصمیمات مدیریتی برای جذب و نگهداشت مشتریان نسل زد مؤثر باشد.
مقایسه بی صداقتی تحصیلی، ارزش تکلیف و تحصیل گریزی در سه روش آموزشی (حضوری، مجازی در بستر شاد و ترکیبی) در دانش آموزان با نقش تعدیل گری جنسیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر مقایسه بی صداقتی تحصیلی، ارزش تکلیف و تحصیل گریزی در سه روش آموزش (حضوری، ترکیبی و مجازی در بستر شاد) در دانش آموزان با نقش تعدیل گری جنسیت بود. روش پژوهش توصیفی از نوع مطالعات علی- مقایسه ای است. جامعه پژوهش را کلیه دانش آموزان دختر و پسر پایه پنجم ابتدایی شهر ایلخچی در سال 1404 تشکیل دادند که از بین آن ها به صورت نمونه گیری خوشه ای 90 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزارهای این پژوهش شامل پرسشنامه بی صداقتی تحصیلی (ADQ، ویترسپون و همکاران، 2010)، ارزش تکلیف (TVS، اکلز و ویگفیلد 1992) و تحصیل گریزی (AAS، خرمایی و صالح اردستانی 1395) بود. روش تحلیل این پژوهش، تحلیل واریانس چندمتغیره و مختلط بود یافته ها نشان داد که بین سه گروه آموزشی (حضوری، مجازی در بستر شاد و ترکیبی) در دانش آموزان در بی صداقتی تحصیلی، ارزش تکلیف و تحصیل گریزی تفاوت معنی داری وجود دارد (01/0≥P). همچنین نتایج نشان داد که اثر تعاملی جنسیت و روش های آموزشی بر بی صداقتی تحصیلی، ارزش تکلیف و تحصیل گریزی معنادار است و جنسیت نقش تعدیلی بین روش های آموزشی بر بی صداقتی تحصیلی، ارزش تکلیف و تحصیل گریزی را دارد (05/0≥P)؛ بنابراین پیشنهاد می شود برای مقابله با بی صداقتی تحصیلی و تحصیل گریزی، نیاز به یک رویکرد جامع و چندجانبه است که عوامل جنسیتی، محیط آموزشی و نیازهای فردی دانش آموزان را در نظر بگیرد.