جواد نعمت اللهی

جواد نعمت اللهی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۸ مورد از کل ۸ مورد.
۱.

Pahlavi’s Ideal of “Citizen-Soldier” for Iranian Men, and Three Cinematic Responses: Broken Bodies, Fallen Soldiers, and Tradition Resisting(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: citizen-soldier body politics Pahlavi era Iran Marsi-ye Kandū Balūč

تعداد بازدید : ۱۳۵ تعداد دانلود : ۷۹
This article explores the Pahlavi regime's ideal of the "citizen-soldier" in Iran and its subsequent failure, and reaction generated, as depicted in three instances of the politically conscious Iranian New Wave cinema: Requiem (1978), Beehive (1975), and Baluch (1972). These films act as critical lenses reflecting the profound disjunctions between the state's objectives of training citizen-soldiers and the public realities. Requiem portrays the broken bodies that the state failed to train and subsequently abandoned in the outskirts of Tehran. Beehive features a young man trained but left unutilized by the state, while Baluch depicts a rural man rebelling against the "corrupt," "weak," and "westernized" urban elite, advocating the revolt of "authentic" Iranian soldiers against the citizen-soldier model. Through these films, the ideological conflicts and palpable consequences of the state's body politics for men, and the culminating resistance, are exposed. The films are concerned with the societal and individual impacts of the Pahlavi regime's body policies, and highlight the disconnect between state aspirations and lived experiences. The analysis underscores how these films criticize, and react to the state-driven modernization and the resultant socio-political tensions, and participate in the revolutionary sentiments that culminated in the 1979 Islamic Revolution
۲.

«پراکنده اندیشی» مدرن و پیامدهای آن بر مبنای آرای والتر بنیامین (1892-1940)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: والتر بنیامین مدرنیته پراکنده اندیشی کلانشهر ارتباط پیشازبانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۱۱
والتر بنیامین، از متفکرین مهم آلمان وایمار است که نوشته هایش برای دهه های متمادی پس از مرگش و تا به امروز، محل بحث و خوانش های متفاوت بوده است و هیچگاه تازگی و قرابت خود را از دست نداده اند. مطالعات ملهم از بنیامین یا معطوف به وی، با ترجمهٔ انگلیسی اثر سترگ و ناتمام وی یعنی پروژه پاساژ ها، جان تازه ای گرفت و باری دیگر بنیامین در مطالعات مربوط به مدرنیته، رسانه و تجربهٔ کلان شهری نامی کلیدی گشت. با این همه، برداشت رایج از بنیامین در ایران غالباً زیرسایهٔ خوانش چپ از وی و مقالات خاصی همچون اثر هنری در دوران بازتولید ماشینی آن باقی مانده ماست و جنبهٔ مونتاژی و پراکندهٔ و ابعاد گوناگون نوشته های وی کمتر مورد توجه واقع شده است. این پژوهش که با تمرکز به متون جدیدتر و خوانش های متفاوت از بنیامین تنظیم شده است، یکی از کلیدواژه های موردعلاقهٔ بنیامین یعنی پراکنده اندیشی را به عنوان موضوع خود برگزیده است و امکانات مثبتی را که بنیامین در این شکل مدرن ادراک و تجربه کشف می کند، مورد بررسی قرار می دهد. پراکنده اندیشی، شکل مخالف ادراک و دریافت پیشامدرنی است که به زعم متفکرانی چون گئورگ زیمل، تحت زیست مدرن و کلان شهری انسجام و عمق مبتنی بر تأمل و تمرکز را از دست داده و به صورت پراکنده اندیشی و پریشان خاطری درمی آید که به عقیدهٔ بسیاری از فلاسفهٔ اوایل قرن بیستم، امکان تجربه کردن به معنای اصیل و ناب کلمه را زایل می کند. بنیامین برخلاف همکاران خود، امکاناتی انقلابی و اتوپیایی را تحت پراکنده اندیشی مدرن مطرح می کند و امید خود را نسبت به امکانات مدرنیته از دست نمی دهد.
۳.

مدرنیزاسیون نمایشی پهلوی در فیلم گدایان تهران (۱۳۴۵)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: گدایان تهران فیلم فارسی مدرنیزاسیون پهلوی محمدرضا پهلوی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۵
پژوهش حاضر با تحلیل فیلم گدایان تهران به کارگردانی محمدعلی فردین، نشان می دهد که فیلم با به تصویر کشیدن تلاش های گروهی از افراد فقیر برای نمایش خود به عنوان اشراف و ثروتمندان، می تواند همچون استعاره ای علیه سیاست های پهلوی خوانده شود و می توان مضمون و دغدغه این فیلم را نقدی بر مدرنیزاسیون ظاهری و ظاهرسازانه پهلوی درنظر گرفت؛ پروژه ای که بیشتر به ایجاد یک تصویر زیبا از ایران مدرن برای مصرف مخاطبان غربی می پردازد تا به حل مسائل بنیادی جامعه. این فیلم با نمایش گسلی میان تصویر پیشرفت و واقعیت فقر و فلاکت زده قشری از شهروندان تهران، و سطحی و ظاهری بودن تغییرات، تمایز میان تصویر تبلیغاتی مدرنیزاسیون و واقعیت زندگی روزمره بسیاری از مردم کلانشهری را برجسته می کند. همچنین به ماهیت آمرانه و از-بالای مدرنیزاسیون پهلوی می پردازد و این همه، در قالبی ضمنی و عامه پسند ارائه می دهد. در این بستر، گدایان تهران همچون اثری ظاهر می شود که خوشبینی های کاذب را به چالش می کشد و می تواند اثری خودانتقادی دربرابر فیلم های موج «علی بی غم» هم دوره اش نیز دیده شود. در نهایت، این پژوهش، ضرورت بررسی دقیق تر فیلم فارسی ها و پتانسیل پژوهشی شان را، به خاطر ارتباط عمیق با دغدغه ها و ذهنیت اقشار طبقه پایین شهری که عمده مخاطبان این فیلم ها بودند، مورد تأکید قرار می دهد.
۴.

دیالکتیک آشکار و پنهان سازی: بازنمایی چهره به مثابه یک منظر زیباشناسانه در فیلم شیرین (1387)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فیلم شیرین (1387) عباس کیارستمی منظر چهره چهره شناسی سینما و موزه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲۳ تعداد دانلود : ۲۱۷
عباس کیارستمی در فیلم شیرین (1387)، تعدادی از ستارگان زن سینمای ایران را در جایگاه تماشاگر قرار داده و واکنش شان به فیلمی فرضی را در نماهایی که غالباً نمای نزدیک هستند، ضبط می کند. کیارستمی با تمهیدی که به کار می گیرد این چهره های خاص را به منظر زیباشناسانه و ابژه های هنری برای تأمل مخاطب، بدل می کند. این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده است و با وام گیری از مباحث تام گانینگ و جولیانا برونو، به اهمیت چهره و چهره شناسی در سینمای اولیه می پردازد؛ سپس، فراخوانی این زیبایی شناسی را در شیرین بررسی می کند. این پژوهش ادعا می کند کیارستمی با قراردادن ستاره سینمایی در جایگاه تماشاگر فیلم فرضی روی پرده سینما و دادن امکان آشکارسازی شخصیت او به مخاطب فیلم شیرین، از جایگاه ستاره سینمایی، افسانه زدایی می کند. اما این رابطه یک طرفه نمی ماند و همین که منظر پیش رو، نه از آن مخاطب عادی بلکه از آن ستارگان سینمایی ا ست، و با یادآوری خاطرات سینمایی در ذهن مخاطب، از فیلم ها و شخصیتی که ایشان رقم زده اند، مجدداً از آن ها افسانه سازی می شود. اینکه افرادی که به تصویر کشیده می شوند، هنرپیشگانی هستند که مهارت بالایی در ایفای نقش و اتخاذ ماسک بر چهره دارند، اطمینان مخاطب در خوانش و نفوذ به فضای تصویری ایشان را هم در این مورد، و هم در کل، در خاطرات سینمایی که بازخوانی می شوند، مخدوش می کند. بازی که کیارستمی بین مخاطب و این ستارگان می چیند، در کنار افشاگری و تخریب روابط پیشین این دو، مخاطب را وامی دارد با مونتاژ لحظات گسسته ای که در این فضای موزه مانند با آن ها مواجه می شود و خاطرات فردی-جمعی سینمایی که تداعی می شوند، فیلم شیرین را در ذهن خود بسازد و این فیلم ذهنی، تاریخی شخصی و متفاوت از سینمای ایران می شود که اهمیت و عدم امکان طرد و حذف ستارگان زن سینمای ایران را یادآوری می کند.
۵.

تحلیل نظام ستاره سازی سینما به مثابه دستاویزی برای نقد مدرنیزاسیون آمرانه پهلوی (مورد مطالعه: فیلمی از عباس شباویز)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ستاره سینما مدرنیزاسیون آمرانه توده ها صنعت سرگرمی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۲۷۳
   در ساخته (1348) عباس شباویز، کاباره دار صاحب نفوذی به نام شاهین، مجذوب استعداد خوانندگی دختری کولی به نام آتش می شود، و می کوشد وی را به ستاره کاباره های خود تبدیل کند. بعد از آنکه تحت نظارت و حمایت شاهین، آتش به ستاره شناخته شده ای بدل می شود، علیرغم مخالفت شاهین، دلباخته استاد موسیقی خود می شود. شاهین این بار از قدرت خود بهره می گیرد تا از ادامه فعالیت این زوج جلوگیری، و آن ها را از صنعت سرگرمی طرد کند. پژوهش توصیفی-تحلیلی حاضر، با رجوع به آرای نظریه پردازانی همچون لورا مالوی و ماری ان دوان در رابطه با مفهوم ستاره زن، می کوشد نحوه بازنمایی فرایند برساخته شدن آتش به عنوان یک کالای محبوب در صنعت سرگرمی تحت نظارت شاهین را مورد مطالعه قرار دهد. سپس پژوهش، امکان اینکه بازنمایی شباویز از این سازوکار، استعاره ای انتقادی از مدرنیزاسیون آمرانه پهلوی، و استراتژی رژیم در جذب توده ها با وعده های جذاب مدرنیته و اعمال تغییرات بر او باشد را، در نظر می گیرد. ذیل این فرض، تغییر شکل و رفتار آتش تحت نظارت شاهین، به عنوان نمادی از تغییرات غیر اخلاقی، نمایشی و «معطوف به ظواهرِ» مدرنیزاسیون پهلوی، بررسی می شود. پژوهش نتیجه می گیرد که فیلم شباویز، با بهره گیری از تمهیدات سینمایی متناسب، در بازنمایی سازوکار نظام ستاره سازی موفق بوده است، و فیلم، این سازوکار را استعاره ای از مدرنیزاسیون آمرانه در نظر می گیرد و معطوف بودن پروژه مدرنیزاسیون به ظواهر جامعه را نقد می کند. از سوی دیگر پژوهش، ضرورت پژوهش هایی مبتنی بر بازخوانی آثار سینمای ایران، مخصوصاً آثار مهجور فیلم فارسی، با بهره گیری از آرای نظریه پردازان معاصر را خاطر نشان می سازد. 
۶.

قدرت نگاه خیره: سینما به مثابه ساز و کار نظارتی مدرن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: نظارت جامعه نظارتی سینمای نظارت میشل فوکو نگاه خیره

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۹ تعداد دانلود : ۲۰۱
پژوهش حاضر به تحلیل آپاراتوس سینمایی به مثابه یک تکنولوژی نظارتی پرداخته و نقش آن در شکل دهی، بازتولید و نقد مناسبات قدرت در جوامع مدرن را مورد بررسی قرار میدهد. این مطالعه با الهام از نظریات میشل فوکو، به ویژه مفهوم «سراسربین» و به روش ساختارشکنانه وی انجام گرفته است و بدین ترتیب، ماهیت نظارتیِ ساختار زیبایی شناختیِ کلاسیک سینما را از مسیر بررسی جایگاه دوربین، تکنیک های تدوین، روابط تماشاگر-پرده و تهیه کننده-تماشاگر، افشا می کند. یافته های تحقیق نشان می دهند که سینما از ابتدا با الگوهای نظارتی مدرن همسو بوده و با ایجاد لذت بصری و ارضای میل نظارتی مخاطب، نظارت را از یک امر تهدیدآمیز به تجربه ای لذت بخش تبدیل کرده است. اما از سوی دیگر، سینمای آگاه به ماهیت نظارتی سینما، تحت عنوان سینمای نظارت، با بهره گیری از ساختار نظارتی سینما، به نقد ابعاد مختلف نظارت در جوامع خود می پردازد. این پژوهش نشان می دهد که سینما و فناوری های نظارتی مدرن رابطه ای تعاملی دارند؛ به طوری که زبان سینمایی الهام بخش طراحی تکنولوژی های نظارتی شده و هم زمان پیشرفت این فناوری ها بر شکل گیری ژانرهای جدید و بازنمایی پیچیده تر نظارت در سینما تأثیر گذاشته است. تحلیل های ارائه شده، علاوه بر تبیین پیوند سینما با نظارت، نشان دهنده اهمیت تجربه گسترده سینمایی توسط توده ها، در سیطره و پذیرش نظارت در جوامع مدرن است. از طرف دیگر، به توانایی بالقوه سینما در نقد و افشای پیامدهای اجتماعی، روان شناختی و سیاسی نظارت، پرداخته شده است. در پایان، پیشنهاد می شود مطالعات آینده به بررسی سینمای ایران در ارتباط با الگوهای نظارتی رایج در این جامعه بپردازند.
۷.

زن جدید به مثابه امر مدرن شهری در سینمای موج نوی پیشاانقلاب: مورد مطالعه، فیلم های آقای هالو (1349) و بلوچ (1351)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زن جدید سینمای موج نو کلان شهر مدرن آقای هالو بلوچ

تعداد بازدید : ۴۴۹ تعداد دانلود : ۳۷۵
زن جدید ایرانی با آزادی های نسبی به خصوص در زمینه فعالیت های اجتماعی، در دوره پهلوی و در نتیجه فرایند مدرنیزاسیون، در سطح کلان شهرها ظاهر شد. اما این آزادی به مذاق مردان ایرانی، حتی قشر روشنفکر آنان خوش نیامد. برای مثال، سینمای موج نو به عنوان شکل روشنفکرانه سینمای ایران در آن زمان، کهنگاهی انتقادی نسبت به فرایند مدرنیزاسیون آمرانه شاه داشت و گاهی حتی رویکردی تجددستیزانه نشان می داد و عموماً با بازنمایی فریبایی ظاهری و پوچی باطنی زن جدید، و ارائه تصویری از وی به مثابه مظهر سبک زندگی جدید و نماد زوال فرهنگ اصیل ایرانی، سعی در تقبیحش داشت. این مقاله که به روش توصیفی تحلیلی نوشته شده است، بازنمایی زن جدید را در دو فیلم آقای هالو و بلوچ، متعلق به سینمای موج نوی ایران،بررسی، و نتیجه گیری می کند زن جدید که همچون دیگر پدیده های زندگی مدرن باعث ازدست رفتن سیطره سابق مردان شده است، سینماگران را به تصویرکردن وی همچون کالای جذاب، سطحی و پرخطر کلان شهر مدرن مجاب می کند. او پدیده ای می شود که همراستا با دیگر پدیده های مدرن و حتی در رأس و اهم آن ها، مردان و فرهنگ ایرانی را به قهقرا می کشاند. درواقع، این فیلم ها در قالب بومی گرایی و انتقاد از مدرنیزاسیون ناقصِ شاه، به تجددستیزی و دفاع از سنت های مردسالارانه و بازپس گیری کنترل ازدست رفته برمی خیزند. بازنمایی سینماییِ جنسیت، اهمیت بسزایی در مطالعات جامعه شناختی هنر دارد و مقاله با بررسی نمایش زن جدید در سینمای دغدغه مند موج نو، به عمق مشکلات جنسیتی در جامعه ایران اشاره می کند.
۸.

تسخیرشدگان: دیالکتیک زایایی و میرایی تصاویر سینمایی و کلانشهری در سرخپوست ها (1357)

کلیدواژه‌ها: سرخپوست ها تسخیرشدگان تصاویر خاطرات پروتزی زایایی و میرایی سینما و کلانشهر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸۲ تعداد دانلود : ۳۳۴
سرخپوست ها (1357)، روایت شور و اشتیاق جوانانی سرسپرده به سینماست که به خاطر دستیابی به رویایشان از همه چیز در زندگی گذشته اند. به نظر می رسد که شخصیت های فیلم به تسخیرشدگان تصاویر سینمایی تبدیل شده اند، و از سحر و جادوی این تصاویر گریزی ندارند. از این رو می توان فیلم را اثری درباره قدرت تاثیرگذاری تصاویر بر زندگی، هویت و روابط سوژه های مدرن در نظر گرفت. فیلم سرخپوست ها از لحاظ روایی و تکنیکی به برخی از مباحث نظری مهم پیرامون ماهیت تصویر سینمایی و تصویر عکاسانه دلالت های فراوانی دارد. مباحثی که خصوصا در سال های اخیر مورد توجه نظریه پردازان حیطه های عکاسی و فیلم قرار گرفته است. مضامینی همچون نقش تصاویر سینمایی در شکل دهی به جهان رویاییِ جایگزین برای سوژه های مدرن، رابطه سینما و کلانشهر، ارتباط تصویر متحرک سینمایی و تصویر ایستای عکاسانه، ماهیت استنادی تصویر عکاسانه و اصالت ارجاع دهی اش به رویداد گذشته، نقش رسانه هایی همچون فیلم و عکاسی به مثابه پروتزهای ادراکی و عملکرد آن ها در ایجاد خاطره ها و تجربه های مصنوعی در فیلم نمودهای شاخصی می یابند. پژوهش حاضر که با روش توصیفی- تحلیلی و با استفاده از منابع کتابخانه ای صورت گرفته است، با بهره گیری از آرای متفکرانی همچون سوزان سونتاگ، لورا مالوی، آلیسون لندسبرگ و الیسا ماردر می کوشد این جنبه ها و دلالت های فیلم را مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. این پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از آرای نظریه پردازان معاصر در بازخوانی آثار سینمای ایران، می تواند آشکار کننده برخی ظرفیت های پنهان و مغفول این آثار باشد، و از این منظر ضرورت چنین پژوهش هایی را مورد تاکید قرار می دهد. یافته های این پژوهش آشکار می سازد که فیلم سرخپوست ها با بهره گیری از تمهیدات مختلف سینمایی و اتخاذ استراتژی های روایی و تکنیکی متمایز، به مثابه کنکاشی خلاقانه در ماهیت تصاویر سینمایی و عکاسانه، و قدرت تاثیرگذاری این تصاویر بر روی سوژه های مدرن عمل می کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان