محسن ساربان نژاد

محسن ساربان نژاد

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۱۲ مورد از کل ۱۲ مورد.
۱.

تأمّلی تطبیقی در حکمتِ نوریِ سهروردی و فرشته شناسیِ دیونوسیوسِ مجعول(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: سهروردی دیونوسیوس مجعول تشکیک نور فرشته شناسی فلسفه نوافلاطونی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
نظامی مبتنی بر سلسله مراتب که راویِ قهر و غلبه از سویِ ذواتِ عالی و فقر و شوق از جانب ذواتِ دانی است، بر بنیاد رویکردی تطبیقی می تواند به مثابه فصل مشترک دیدگاه های شیخ شهاب الدین سهروردی در بخش دوم حکمه الأشراق، و دیونوسیوس مجعول در رساله سلسله مراتب آسمانی لحاظ شود. شیخ اشراق که تمام جواهرِ عالمِ امکان اعم از مجرّد و مادّی را داخل در دو مقوله نور و ظلمت می داند، با تکیه بر حکمتِ نوریِ فهلویون، طرحِ نظامِ تشکیکی میان انوار را بنیان نهاد. دیونوسیوس نیز با هدف تشریحِ کیفیّتِ ابلاغِ وحیِ الهی از عالی ترینِ مرجعِ صدورِ آن تا عوالم انسانی، سلسله مراتبِ فرشتگانی که به جوهرِ معقول و نوریِ آن ها نیز التفات دارد را تشریح کرده است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهند سهروردی در پایه ریزیِ حکمتِ نوریِ خود، نگاهی کاملاً حِکمی - فلسفی به مقوله نور دارد، لیکن هدفی که دیونوسیوس دنبال می کند، بیانِ نصوصِ کتاب مقدّس در قالبی کاملاً نوافلاطونی با توجّهی ویژه به تفکّراتِ نوالاطونیانِ متأخّر همچون یامبلیخوس و پروکلوس است. با این وجود، بحث تشکیک و وجود نظامی مبتنی بر سلسله مراتب، وجه اشتراک هر دو دیدگاه است. این پژوهش که داده های آن با اتکاء به منابع مکتوب گردآوری شده و با استفاده از روش اسنادی (کتابخانه ای) مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند، ابتدا جایگاهِ نور در قرآن و عهد جدید را مورد مطالعه قرار داده و سپس به مقایسه نظامِ تشکیکیِ انوار و فرشتگان در اندیشه سهروردی و دیونوسیوس مجعول می پردازد.
۲.

هنجارشناسی هرمنوتیک متون مقدس در بودیسم مَهایانَه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بودیسم قصد مؤلف هرمنوتیک مهایانه بودیسم تبتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۶
الگوها و رویکردهایی که مفسران بودایی برای دستیابی به قصد و نیت قطعی پیشوای خود به کار گرفته یا ابداع کرده اند، در این مقاله مورد تحقیق قرار گرفته است. برخلاف راست کیشان تِرَوادَه که تلاش برای هرگونه تأویل و تفسیر کلام بودا را مردود می دانستند، بوداییان مَهایانَه با این استدلال که بودا برای هر مخاطبْ تعلیمی متناسب را ارائه می کرده است، ادبیات بودایی را به دو دسته تقسیم کرده اند: دسته اول متونی که حامل معنای قطعی بودند و دسته دوم متونی با معانی تفسیرپذیر. پرسش اصلی تحقیق چیستی ملاک های روش شناختی برای وضع معیارهای تفسیر صحیح و جلوگیری از فروغلتیدن مفسران به ورطه تفسیر به رأی است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که ازیک سو چهارچوب نظری راهبان بودیسم برای تأویل متون، کشف «نیت مؤلف» بود؛ و ازسوی دیگر، ملاک صحت تفاسیر متأخر، «اجماع» بزرگان و اصحاب خرد و نیز تطابق با تفاسیر اسلاف دانسته شد که همانا نگاهی «هنجاری» به تفسیر بود. داده های پژوهش با استفاده از منابع کتابخانه ای گردآوری شده و با روش تحلیلی تأویلی مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته اند. هدف آن نیز توسعه ای است. در ابتدا دلالت های صریحی که برای فهم درست مواعظ بودا در کَنُنِ پالی آمده است، مورد مطالعه شد و سپس به تلاش های بزرگان مکتب مَهایانَه، همچون ناگارجوُنَه و چَنْدَرْکیرتی و پس از آن سونگ خاپا در بودیسم تبتی، اشاره شده است.
۳.

تحلیل نسبت میانِ «دَرْمَه» در مقام آموزه و «بدنِ حقیقت» بودا(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بودیسم بدن درمه کایه مهایانه آموزه ی بوداشناخت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۲۱
در این مقاله، آموزه ی «دَرْمَه کایَه» شریف ترین بدنْ و بدنِ حقیقت بودا تحلیل و معناشناسی شده است. نظریه ی تری کایَه (سه کالبد)، که در آموزه ی بوداشناختی ریشه داشت و راهبان مَهایانَه مطرح کردند، کوششی بود برای تبیین نسبت میان بودای ازلی و بودای تاریخی در بستر نظام اندیشگی بودیسم. پرسش مقاله در خصوص معنای دقیق واژه ی «بدن» و تأثیر نگرش فلسفی مهایانیست ها در مقایسه با تأثیر طبیعت بودا در تئوریزه شدن دَرْمَه کایَه و نسبت آن با مفهوم «دَرْمَه» در مقام تعلیم بودا است. داده های پژوهش با روش توصیفی   تحلیلی و با رجوع به منابع کتابخانه ای گردآوری، تحلیل و تفسیر شده اند. نتایج نشان می دهند دَرْمَه کایَه معادل حقیقت غایی و ازلی   ابدی بودا است و بازتاب آموزه ای است که، بر اساس آن، دیدن دَرْمَه دیدن بودا تلقی می شود. تنها در ادبیات متقدم مهایانیستی بود که تَتَتا مطلع شناخت تَتاگَتَه دانسته و دَرْمَه کایَه واجد دلالت های فلسفی، معنایی و هستی شناختی شد. بدین ترتیب، تَتَتا با دَرْمَه کایَه یکی دانسته و، به دلیل حضور در همه چیز، به «بدن کیهانی» بودا بدل شد.
۴.

از تقدس تا تفاوت: تراژدی اقتدار، بدن تراجنسیتی و بحران مشروعیت در فیلم مجمع کاردینال ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: جنسیت بدن تراجنسیتی اقتدار مقدس الهیات مسیحی فیلم مجمع کاردینال ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۱۲
فیلم مجمع کاردینال ها با روایتی رازآلود و پرتعلیق، فرایند انتخاب پاپ جدید را در فضای بسته و آیینی کلیسای کاتولیک به تصویر می کشد؛ اما سکانس های پایانی، فیلم را از سطح یک درام دینی فراتر برده و آن را بدل به بستری برای تأملی فلسفی درباره جنسیت، بدن و اقتدار مقدس می سازند. افشای هویت تراجنسیتی پاپ منتخب، نه تنها نظمی دیرپا در الاهیات سنتی را زیر سؤال می برد، بلکه گسستی معرفت شناختی در نهاد کلیسا مبتنی بر حذف بدن زنانه و غیرنرینه پدید می آورد. این مقاله با تلفیق رویکردهایی چون الهیات جنسیتی، اگزیستانسیالیسم اخلاقی، نظریه قدرت، و پدیدارشناسی بدن در اندیشه مرلو–پونتی، به تحلیل سکانس پایانی فیلم و بازکاوی نسبت میان بدن، راز و مشروعیت دینی می پردازد. سکوت و بهت کاردینال ها در برابر بدن «دیگری»، لحظه ای تراژیک می آفریند که شکاف میان ایمان و نهاد را عیان می سازد. نقد ساختار مردسالار کلیسا به مثابه زمینه تاریخی این بحران، جایگاه محوری دارد. روش تحقیق، تحلیل تفسیری فیلم با تمرکز بر سکانس نهایی، و گردآوری داده ها به صورت کتابخانه ای و مبتنی بر متون نظری است. یافته ها نشان می دهد بدن تراجنسیتی، در مقام پاپ آینده، نقطه بحرانی تلاقی ایمان، سیاست و جنسیت است؛ نقطه ای که در آن، تقدس به تفاوت تن می سپارد.
۵.

امتزاج افق ها در نظریّه «فهمِ» بودیسم و «هرمنوتیکِ» اگزیستانسیالیستیِ هایدگر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: هرمنوتیک هایدگر بودیسم تهیت امتزاج افق ها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸ تعداد دانلود : ۹۹
گفت وگوی میان هایدگر و فلسفه بودایی حول محورِ مفهومِ «فهمْ» در این مقاله مورد مطالعه قرار گرفته است. هایدگر و مکاتب بودایی بر این که «انسان» بخشی از جهانِ پدیداری است اتّفاق نظر دارند. مواجهه با تائوئیسم و ذن بودیسم، هایدگر را به سمت و سوی فضایی فراتر از محدودیت های فهمْ سوق داد؛ فضایی که نه هرمنوتیکی یا پدیدارشناختی، بلکه شاعرانه و مبتنی بر مراقبه بود. نتایج حاصل از پژوهش نشان گر آن است که از یک سو اندیشه اگزیستانسیالیتیِ هایدگر به نوعی با آموزه بنیادیِ پرَگْیاپارَمیتَه مبنی بر اینکه فرم (صورت)، تهی و تهی، فرم است واجد هم خوانی است. و اساساً قرابتِ این آموزه مَهایانیستی با دیدگاهِ هایدگر مبنی بر این که هستی و نیستی در عمل «همان» هستند بود که اندیشمندان مکتب کیوتو را مجذب اندیشه هایدگر کرد. از سوی دیگر، فیلسوفانِ معاصرِ هند نیز در توافق با فلسفه های بودایی و هایدگر، فهمْ را طبیعتِ ذاتیِ آگاهی دانسته و مهم ترین رکنِ دستیابی به آن را حذف موانعی که توسّط شرطی شدگی ایجاد می شود، لحاظ کردند. پژوهش با استفاده از رویکرد تطبیقی به انجام رسیده و داده های آن از طریق منابع کتاب خانه ای گردآوری شده و با روش توصیفی – تحلیلی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته اند.
۷.

مقایسه روایت قربانی کردنِ فرزند به دست ابراهیم در عرفانِ ابن عربی و نگرش اگزیستانسیالیستی کیرکگور(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ابن عربی کیرکگور ابراهیم اسحاق قربانی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۸ تعداد دانلود : ۴۴۶
این مقاله با تمرکز بر اندیشه های حکمی – عرفانیِ ابن عربی، عارف بلندآوازه مسلمان، و سورن کیرکگور، فیلسوف و متأله دانمارکی، که از او در مقام بانیِ اگزیستانسیالیسم یاد می شود، مقایسه ابتلای ابراهیم به قربانیِ فرزند در روایت مسیحی و اسلامی را محور پژوهش خویش قرار داده است.  ابن عربی در فَصِّ اسحاقیِ فصوص الحکم و کیرکگور در کتاب ترس و لرز دست به تأویل و تفسیر آزمون ابراهیم زده اند. پرسش اصلی تحقیق، مبانی و مبادیِ مؤثّر بر اندیشه ابن عربی و کیرکگور در تأویلِ روایت مذکور است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهند وجه افتراقِ دیدگاه ابن عربی و کیرکگور در نوع نگاهی است که هر یک به انسان و جایگاه او در نظام آفرینش دارند. اختلاف دیدگاهی که بر بنیاد آن، ابراهیم شهسوار ایمان و مؤمنِ به لطفِ محال در دیدگاه کیرکگور و مردود در تأویل صورتِ اسحاق به گوسفند به روایت ابن عربی است. در دیدگاه کیرکگور، انسان، فردِ تنها و مسئول در پیشگاه خداوند و در عرفان ابن عربی، رؤیای ابراهیم در ذبحِ فرزند، از یک طرف مدخلی برای ورود به عرصه مباحث رؤیا و خیال و از طرف دیگر دست آویزی برای شرح و بسط مباحث وحدت وجودی و جایگاه انسان کامل در عالَم است. پژوهش حاضر با استفاده از روش تطبیقی و با اتکاء به داده هایی که از طریق منابع کتابخانه ای گرد آمده اند، ابتدا به مقایسه جایگاه انسان در نظام فکری ابن عربی و کیرکگور پرداخته و سپس آراء آن دو در باب روایتِ قربانیِ اسحاق را مورد مطالعه قرار می دهد.
۸.

«میزان»؛ نظریه هنر و زیبایی در عرفان ابن عربی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: میزان فن صناعت ابن عربی فتوحات مکیه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۸ تعداد دانلود : ۵۴۹
جست وجو و واکاوی متون کلاسیک عرفان و حکمت اسلامی با هدف استخراج مبانی و مفاهیمی که می توانند با تلقّیِ امروزی از هنر و زیبایی واجد اشتراکات و قرابت هایی باشند، یکی از اصلی ترین و اساسی ترین اهداف مطالعات نظری هنر اسلامی است. بر همین اساس، این مقاله در صدد تحقیق در مفهوم فنّ و صناعت از منظر شیخ اکبر عرفان اسلامی محی الدین ابن عربی، یکی از سرآمدانِ عرفان نظری در تمدن اسلامی با استناد به دانش نامه سترگ اندیشه او یعنی کتاب فتوحات مکیّه از یک سو و تبیین معنا و مفهوم «میزان» به عنوان پاسخی در برابر پرسش از چیستی و چگونگی شکل گیری صناعات محسوس (آثار هنری)، از سوی دیگر است. پرسش اصلی پژوهش، مفهوم شناسی فنّ و صناعت و نیز تبیین اصلِ «میزان» با استناد به آراء حکمی و عرفانی ابن عربی است. این پژوهش بر این فرضیه استوار است که ابن عربی در پاسخ به چیستی و یا چگونگیِ شکل گیری و خلق آثار هنری، ایده «میزان» را پیش می نهد. هدف از نگارش این مقاله نه ارائه الگویی نظری برای خلق آثار هنری در جهانِ معاصر اسلامی، بلکه کنکاشی در سرگذشت تأملات نظری پیرامون هنر و زیبایی در گستره تاریخ عرفان و حکمت اسلامی است. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهند ابن عربی نه تنها نسبت به معنا و مفهوم «فنّ» و «صناعت» اندیشه ای خنثی نداشته و با مفاهیم مذکور در زمان خود آشنا بوده است، بلکه در بعد نظری، صناعات محسوس و یا آثار هنری را در یکی از مهم ترین آثار خود مورد مداقه قرار داده و به ساحت نظری هنر و زیبایی ورودی متأمّلانه و جدی داشته است. از سوی دیگر، تأملات نظری وی در ساحت هنر و زیبایی نشان دهنده آن است که این دو مفهوم، در سیطره مطلق مکتب «وحدت وجودی» ابن عربی قرار داشته اند. این مقاله با استفاده از روش تحلیلی – تفسیری و با استناد به داده هایی که با اتکاء به منابع کتابخانه ای گردآوری شده اند، به انجام رسیده است.
۹.

بام ایزد (رازیگرِ بزرگ)؛ ایزد هنر و معماری در الهیات و اساطیر مانوی

کلیدواژه‌ها: مانویت آفرینش ثنویت معماری بام ایزد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۰ تعداد دانلود : ۲۹۷
این مقاله با تکیه بر منابع الاهیاتی و اساطیری در کیش مانوی، به مطالعه و تحلیل جایگاه «بام ایزد» به عنوان ایزدی که منصب معمار خدایان را در اختیار دارد، می پردازد. تولد مانی و سپس پرورش او در منطقه ای که تلاقی گاهِ فرهنگ های ایرانی و رومی و ادیان زرتشتی، مسیحی، بودایی، بابلی و کلدانی بود سبب گرایش او به نوعی عرفان گراییِ التقاطی شد. اما بدون تردید مانی و مانویت در گرایش به دو بُن گرایی (ثنویت) که شاخصه بارز نحله های گنوسی است، بیش از هر آئین دیگری متأثر از زروانیسمِ میترایی است که از سوی مغان زرتشتی در بین النهرین تبلیغ می شد. بر همین اساس، تقابل ازلی میان دو گوهر خیر و شر در ادبیات اسطوره ایِ مانویت بالأخص در روایت آفرینش جایگاه ویژه ای را به خود اختصاص داد و مراحل سه گانه آفرینش در کیش مانی را به عرصه تقابل پدرِ بزرگی در مقام گوهرِ خیر و شاه زاده تاریکی به عنوان گوهری اهریمنی تبدیل نمود. بام ایزد در مقام رازیگرِ بزرگ خدایان و در عرصه این تقابل اسطوره ای و در مراحل مختلف فرایند آفرینش از منظر مانویان، ایفای نقش می کند. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد خویش کاری ایزد هنر و معماری در الاهیات مانوی نجات انسان از بند اسارتِ پاره های ظلمت و تاریکی اهریمنی از یک سو و ساخت بهشت مینوی برای نیکوکاران و دوزخ برای در بند کشیدن اهریمنان از سوی دیگر است. این مقاله که با استفاده از روش تحلیلی و با مطالعه ای متن محور به انجام رسیده، ابتدا به مطالعه آموزه دو بُن گرایی (ثنویت) در کیش مانی پرداخته و سپس به تحقیق در جایگاهِ ایزد هنر و معماری در الاهیات و اسطوره شناسیِ مانوی می پرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان