دیالکتیک علیت و تقویم: بازخوانی ساختاری پدیدارشناسی شناخت بدنمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
شناخت زمستان ۱۴۰۴ شماره ۹۰/۴
31-53
حوزههای تخصصی:
مسئله دیرپای ذهن -بدن که طی قرون در قالب دوگانه انگاری دکارتی تبیین می شد امروزه در فلسفه ذهن به بن بست هایی نظری انجامیده است. پدیدارشناسی، با نقد مبانی دوگانه انگارانه، چشم اندازی نو برای تبیین شناخت بدنمند گشوده و منظومه ای از مفاهیم پیش می نهد. بااین حال، این مفاهیم اغلب به صورتِ مجموعه ای از بینش های پراکنده معرفی شده اند. این پژوهش، در بازخوانی ساختاری پروژه پدیدارشناسی شناخت بدنمند، در پی کشف منطقی درونی است که این مفاهیم را به یکدیگر پیوند می دهد و استدلال می کند که این اصل وحدت بخش در قالب انقلابی پارادایمی نهفته است: گذار از تبیین های علّی به توصیف های تقویمی از شناخت. پژوهش حاضر به روش تحلیلی توصیفی، با بهره گیری از تمایز میان تبیین «علّی» و «تقویمی» در فلسفه علم معاصر، به تحلیل ساختار درونی پدیدارشناسی می پردازد. یافته های این پژوهش در دو سطح آشکار می شود: نخست، تحلیل ما نشان می دهد که این مفاهیمِ پراکنده همگی تجلیات مختلفِ یک «چرخش تقویمی» واحد هستند که در سه قلمرو ی اصلی یعنی بازتعریف «عامل شناختی»، «جهان شناختی» و «مرزهای شناخت» ردیابی می شود. سپس، در سطحی عمیق تر، استدلال می شود که پدیدارشناسی، با بازتعریف تقویم به عنوانِ فرایندی درزمانی و درهم تنیده با علیت، از تمایز استاندارد علّی-تقویمی فراتر می رود و مدلی پویا و دیالکتیکی برای فهم شناخت ارائه می کند. اهمیت این یافته ها نه تنها در ارائه چارچوبی منسجم برای پدیدارشناسی شناخت بدنمند بلکه در فراهم آوردن ابزاری مفهومی برای مداخله در مناظرات محوری فلسفه ذهن و حل چالش های آن با چارچوبی غیرتقلیل گرایانه است.