امکان یا امتناعِ قیاس ناپذیریِ زبان شناختی در پژوهش های تطبیقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نشریه فلسفه سال ۵۳ پاییز و زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲
27-47
حوزههای تخصصی:
پژوهشگران مطالعات تطبیقی بر این باورند که دشوارترین چالشِ پیش روی محققانِ این حوزه، در وهله ی نخست، امکان یا امتناع قیاس پذیری میان سنت ها، فرهنگ ها و مکاتب فکری مختلف می باشد. این دشواری بیش از هر چیز در حوزه ی پژوهش های تطبیقی در فلسفه و الهیات، خود را نشان می دهد. فیلسوفانی که دغدغه ی کاوش های تطبیقی در متون و فرهنگ های سنت های فلسفی کهن داشته اند، خود را با انبوهی از اصطلاحات و واژگانی مواجه می دیدند که یافتن معادلی برای آنها کار بسیار سختی بوده است. در جستار حاضر با اشاره به سه نوع قیاس ناپذیریِ بنیادی، ارزش گذارانه و زبان شناختی، به دو رویکرد کلی در خصوص امکان یا عدم امکانِ قیاس ناپذیریِ زبان شناختی توجه خواهیم نمود. از یک سو به دیدگاه کسانی چون دیویدسون اشاره خواهیم کرد که در برابر کسانی چون مک اینتایر، از قیاس پذیری و امتناع قیاس ناپذیری میان سنت ها و فرهنگ های مختلف دفاع می کنند، و از سوی دیگر، به نقد و ارزیابی این دو رویکرد کلی خواهیم پرداخت. در مسئله ی قیاس ناپذیریِ زبان شناختی، تأکید بر این است که با توجه به اصطلاحات، زبان و زمینه و زمانه ی متفاوتی که این دو در فرهنگ های مختلف شکل می گیرند، آیا همچنان امکان این وجود دارد که فرهنگ ها و سنت ها و مکاتب فکریِ برآمده از آنها را با یکدیگر مقایسه کنیم یا خیر.