پژوهش های نوین روانشناختی (روانشناسی دانشگاه تبریز)

پژوهش های نوین روانشناختی (روانشناسی دانشگاه تبریز)

پژوهش های نوین روانشناختی سال شانزدهم زمستان 1400 شماره 64 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

مقایسه ذهن آگاهی و بدتنظیمی هیجانی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و عادی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۰
هدف پژوهش حاضر ، تعیین تفاوت ذهن آگاهی و  بدتنظیمی هیجانی در افراد مبتلا به اختلال اضطراب فراگیر و عادی بود. آزمودنی های پژوهش شامل دو گروه بود که گروه بالینی را 20 فرد مبتلا به GAD   تشکیل می دادند که به شیوه نمونه گیری در دسترس از بیماران مراجعه کننده به کلینیک روانپزشکی بزرگمهر و مراکز مشاوره شهر تبریز  و گروه کنترل نیز به همان تعداد بعد از همتاسازی از بین همراهان مراجعان مراکز مشاوره انتخاب شدند. آزمودنی ها به مقیاس دشواری های تنظیم هیجانی( DERS )، پرسشنامه نگرانی پن استیت ( PSWQ ) و مقیاس توجه آگاهی هشیارانه ( MAAS ) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش تحلیل واریانس چندمتغیره  و تحلیل ممیز استفاده شد. یافته ها نشان داد که بین گروه بهنجار و گروه اضطراب فراگیر، در تنظیم هیجانی و خرده مقیاس های آن تفاوت معناداری وجود داشت (01/0> p ). همچنین بین گروه بیمار و گروه سالم از نظر میزان ذهن آگاهی تفاوت معنی دار وجود داشت (01/0> p )، تحلیل ممیز نیز نشان داد که ذهن آگاهی پایین و مشکل تنظیم هیجانی به خوبی می توانند عضویت و یا عدم عضویت یک فرد در گروه کنترل و یا گروه اضطراب فراگیر را پیش بینی کنند. به طور کلی ذهن آگاهی و بدتنظیمی هیجانی بعنوان دو عامل فراتشخیصی احتمالا می توانند در پدیدآیی اختلال اضطراب فراگیر نقش داشته باشند. ند.
۲.

تاثیرآموزش برنامه یادگیری اجتماعی – هیجانی جامع بر آگاهی اجتماعی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان آذربایجان شرقی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۷
شواهد نشان می دهد که بخش عمده ای ازمشکلات فراگیران، در نتیجه عدم توجه به شایستگی روانی-اجتماعی بویژه آگاهی اجتماعی آنان است. هدف از انجام پژوهش حاضر تعیین تاثیر برنامه یادگیری اجتماعی – هیجانی جامع بر آگاهی اجتماعی دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان آذربایجان شرقی بود. روش پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه دانشجو معلمان دختر و پسر دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 97-96 بود. با توجه به نوع روش تحقیق، نمونه پژوهش با استفاده از نمونه گیری در دسترس انتخاب شد، به این صورت که، از بین کلاس های دانشگاه فرهنگیان چهار کلاس (دو کلاس دختر و دو کلاس پسر) انتخاب و به صورت تصادفی به دو گروه آزمایش و دو گروه کنترل تقسیم شدند، گروه های آزمایش طی6 جلسه (5/1 ساعته) با برنامه یادگیری اجتماعی- هیجانی جامع آموزش دیدند و گروه های کنترل آموزشی دریافت نکردند. برای جمع آوری اطلاعات، از بعد آگاهی اجتماعی پرسشنامه کفایت اجتماعی– روانی تام استفاده شد. تحلیل داده ها با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس یک راهه انجام گرفت. نتایج نشان داد که آموزش برنامه یادگیری هیجانی– اجتماعی جامع بر آگاهی اجتماعی دانشجویان دختر و پسر گروه آزمایش تاثیر معنی داری داشته است، اما بین گروه های آزمایش تفاوت معنی داری وجود نداشت. نتایج این تحقیق اثربخشی آموزش برنامه یادگیری هیجانی– اجتماعی جامع بر آگاهی اجتماعی دانشجومعلمان را مورد تایید قرار داد.
۳.

مقایسه اثربخشی آموزش پذیرش و تعهد و آموزش خود دلسوزی شناختی بر سازگاری زناشویی و عزت نفس جنسی زوجین در معرض طلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۸
هدف پژوهش حاضر اثربخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد و خود دلسوزی شناختی بر بهبود سازگاری زناشویی و عزت نفس جنسی زوجین در معرض طلاق شهر اردبیل بود. طرح تحقیق این پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون- پس آزمون با گروه گواه انجام شد. جامعه ی آماری این پژوهش، را کلیه زوجین متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز کاهش طلاق شهر اردبیل در سال 1397 تشکیل می دهند. نمونه پژوهش شامل 60 نفر از زوجین مراجع کننده به مرکز کاهش طلاق شهر اردبیل بود که به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش و گروه گواه گمارده شدند. پژوهش با کمک پرسشنامه های سازگاری زناشویی گراهام و اسپنیر و عزت نفس جنسی زینا و همکاران جمع آوری شد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آنالیز تحلیل کوواریانس چندمتغیری (MANCOVA) استفاده شد. نتایج نشان داد که زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و خود دلسوزی شناختی (CMT) نسبت به گروه کنترل به طور معنی داری بر سازگاری و عزت نفس جنسی اثر بخش بوده اند (001/0≥P). بنابراین با توجه به اثر بخشی زوج درمانی مبتنی بر پذیرش و تعهد (ACT) و خود دلسوزی شناختی (CMT) می توان از این مداخلات در محیط های مشاوره و روان درمانی خانواده استفاده کرد.
۴.

اثربخشی فنون مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکی در بهبود علائم اختلال پراشتهایی روانی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۴
هدف: پراشتهایی روانی، یکی از انواع اختلالات خوردوخوراک است که در افراد جوان شیوع داشته و سلامت جسمی و روان شناختی بیماران مبتلا به آن را به خطر می اندازد. رویکردهای نظری و درمان های متعددی برای این اختلال ایجاد شده است. رفتاردرمانی دیالکتیکی که بد تنظیمی هیجانی را در این بیماران هدف قرار می دهد، یکی از جدیدترین درمان های مطرح در درمان پراشتهایی روانی به شمار می رود. پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی فنون مبتنی بر رفتاردرمانی دیالکتیکی (ذهن آگاهی، تنظیم هیجانی، تحمل پریشانی) در بهبود علائم پراشتهایی روانی، بیماران مبتلا به این اختلال انجام گرفت. مواد و روش: در چارچوب طرح های تک آزمودنی با خطوط پایه ی چندگانه، دو بیمار مبتلا به اختلال پراشتهایی روانی، به روش نمونه گیری در دسترس و بر اساس ملاک های ورود و خروج از پژوهش، انتخاب شدند و 11 جلسه رفتاردرمانی دیالکتیکی انفرادی به صورت هفتگی و مبتنی بر راهنما بر روی این بیماران انجام گرفت. ابزارهای مورداستفاده شامل مصاحبه ی تشخیصی ساختاریافته (SCID) و سیاهه اختلالات خوردن (EDI) بود که بیماران در جلسات پیش درمان، پنجم، هفتم، جلسه ی آخر و نیز پیگیری یک ماهه، ازنظر آزمون خط پایه مورد ارزیابی قرار گرفتند. نتایج از طریق ترسیم های دیداری، درصد بهبودی و اندازه اثر مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها: یافته های پژوهش حاضر نشان داد که DBT موجب کاهش معنی دار در علائم اختلال پراشتهایی روانی می شود. نتیجه گیری: مبتنی بر یافته های این پژوهش، می توان بیان کرد که رفتاردرمانی دیالکتیکی، به عنوان یک رویکرد جدید، در کاهش علائم پرخوری و پاک سازی بیماران مبتلا به اختلال پراشتهایی روانی مفید است.
۵.

اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر درهم آمیختگی افکار در افراد دارای نشانه های وسواسی – اجباری(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۱۲
ﻣﻄﺎﻟﻌﺎت ﻣﺘﻌﺪدی ارﺗﺒﺎط ﻣﺜﺒﺖ و معنی دار ﺑﯿﻦ علائم وﺳﻮاس و درهم آﻣﯿﺨﺘﮕﯽ اﻓﮑﺎر را ﮔﺰارش ﻧﻤﻮده و آن را پیش بین قدرتمندی برای علائم وسواس دانسته اند. در تحقیقات قبلی اثربخشی ذهن آگاهی براختلال وسواسی – جبری(OCD) بررسی شده، اما تاثیر این روش بر آمیختگی افکار روشن نیست.بنابراین پژوهش حاضر، اثربخشی آموزش ذهن آگاهی بر درهم آمیختگی افکار در افراد دارای نشانه های OCD است.این پژوهش، از نوع طرح آزمایش تک آزمودنی با خط پایه چندگانه بود که تعداد 3 دانشجوی دانشگاه تبریز به شکل هدفمند و داوطلبانه و غربال گری در این طرح شرکت کردند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه ی درآمیختگی افکار (TFI) در مراحل خط پایه، حین آموزش و پیگیری استفاده شد. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از تحلیل نموداری و ترسیمی و همچنین برای تحلیل نتایج، فرمول درصد بهبودی و اندازه اثر به کار رفت. نتایج نشان داد آموزش ذهن آگاهی، از نظر بالینی تاثیر معنادار در تغییر آمیختگی فکر – عمل، فکر – شی و فکر- رویداد دارد. براساس یافته ها می توان نتیجه گرفت که آموزش ذهن آگاهی در تغییر آمیختگی افکار افراد دارای نشانه های OCD اثر بخش است.
۶.

بررسی رابطه سلامت روانی، بهزیستی اجتماعی و هیجانی با نقش میانجی بهزیستی معنوی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای بهزیستی معنوی در رابطه بین سلامت روانی و بهزییستی اجتماعی و هیجانی شهروندان کلان شهر تبریز بود. مطالعه حاضر از نوع مطالعات همبستگی به روش مدل-یابی معادلات ساختاری است. جامعه آماری این تحقیق شامل کلیه افراد ساکن شهر تبریز، که از بین آنها تعداد600 نفر به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شد و پرسشنامه های سلامت عمومی، بهزیستی معنوی و سؤالات مقیاس بهزیستی اجتماعی و بهزیستی هیجانی پرسشنامه استاندارد بهزیستی ذهنی را تکمیل نمودند. در بخش تجزیه و تحلیل آمار استنباطی، از مدل یابی معادلات ساختاری، با کمک نرم افزار لیزرل، استفاده شد. نتایج بدست آمده نشان داد که متغیرهای بهزیستی هیجانی، بهزیستی اجتماعی و بهزیستی معنوی تأثیر معنادار و مثبتی بر سلامت روانی افراد ساکن در کلان شهر تبریز دارند. مقادیر مربوط به ضریب مسیرها در مدل نهایی تحقیق بیانگر آن بود که بهزیستی هیجانی 38 %، بهزیستی معنوی 62 % و بهزیستی اجتماعی 47% تغییرات مربوط به متغیر سلامت روانی را به طور مستقیم تبیین می کنند. از سوی دیگر، بهزیستی هیجانی با ضریب 44/0 نیز نشان داد که به طور غیرمستقیم از طریق متغیر تعدیل کننده بهزیستی معنوی به میزان 44 % بر متغیر وابسته سلامت روانی تأثیر دارند. همچنین یافته های تحقیق نشان داد که بهزیستی اجتماعی تأثیر معناداری بر بهزیستی معنوی ندارد. نهایتاً یافته ها حاکی از آن بود بهزیستی هیجانی و بهزیستی اجتماعی بیشترین تأثیر بر متغیر سلامت روانی را دارند، همچنین بهزیستی معنوی نقش تعدیل کننده ای در رابطه بین بهزیستی هیجانی و سلامت روانی داراست.
۷.

کودک آزاری یا بدرفتاری در افراد دارای نارسایی های ذهنی وتحولی : مطالعه مروری نظام مند مقالات نمایه شده در وبگاه علوم(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۱۰
  افراد دارای نارسایی های تحولی در مقایسه با افراد عادی  در معرض افزایش  انواع بدرفتاری ها هستند. هدف پژوهش حاضرمطالعه کودک آزاری در کودکان دارایرسایی های ذهنی و تحولی است.  در این راستا، کلیدواژه های تخصصی child abuse، child maltreatment، Mental Retardation، Intellectual and Developmental Disability، Adaptive-Cognitive Disabilities، و Cognitive Delays فرمولبندی شده و در بخش پیشرفته پایگاه Web of Science وارد گردید. نتایج بازیابی شده مورد بررسی قرار گرفتند و پس از اِعمال معیارهای ورود و خروج مقالات به مطالعه، تعداد 18 مقاله برای دستیابی به هدف پژوهش مورد واکاوی بیشتر قرار گرفتند.  شواهد پژوهشی زیادی وجود دارد که  افراد دارای نارسایی های تحولی در مخاطره بالایی از انواع بدرفتاری در مقایسه با همسالان عادی خود در حوزه های خشونت جسمانی، سوء استفاده جنسی و قربانی شدن از سوی همسالان (مانند قلدری) هستند. طراحی برنامه های مداخله ای و آموزشی به ویژه برنامه های جامعه- محور برای مراقبت و پیشگیری از بدرفتاری و سوءاستفاده از افراد دارای نارسایی های ذهنی و تحولی ضروری است.
۸.

اثربخشی مداخله مبتنی بر ابعاد روان شناختی و معنوی در ارتقاء مولفه های سبک زندگی اسلامی و بهبود اضطراب وجودی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۹
هدف این تحقیق، الگویابی مداخله مبتنی بر ابعاد روان شناختی و معنوی در ارتقاء سبک زندگی اسلامی و بهبود اضطراب وجودی با توجه به نقش تعدیل کنندگی سطوح معرفت دینی بود. طرح تحقیق از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس-آزمون و دارای گروه کنترل است. جامعه آماری تحقیق حاضر را کلیه جامعه زناشویی (زن و شوهران) شهر تبریز که حائز نشانه های اضطراب بودند، تشکیل می دهد. نمونه آماری عبارت بود از60 نفر زوج که به مراکز مشاوره شهر تبریز مراجعه می کنند، از این 60 نفر زوج، 30 زوج به عنوان گروه کنترل و 30 زوج دیگر به عنوان گروه آزمایش انتخاب شدند. در پژوهش حاضر، ابزارهای تحقیق عبارت بودند از: مقیاس اضطراب وجودی گود، پرسشنامه سبک زندگی اسلامی. همچنین، به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از کوواریانس چند متغیره استفاده شد. نتایج تحلیل آماری نشان داد روش مداخله مبتنی بر ابعاد روان شناختی و معنوی بر ارتقاء سبک زندگی اسلامی و مولفه های آن (اثربخشی نماز در زندگی، توجه و عمل به مستحبات، التزام به انجام نماز و مراقبت) اثربخش است، ولی مداخله مورد نظر بر بعد حضور قلب در نماز اثربخش نیست. همچنین، نتایج تحلیل آماری نشان داد روش مداخله مبتنی بر ابعاد روان شناختی و معنوی بر اضطراب وجودی اثربخش است.
۹.

تبیین مدل ساختاری روابط بین خوشبینی و تاب آوری با بهزیستی روانشناختی بر اساس رضایت از زندگی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۹
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه ساختاری بهزیستی روانشناختی بر مبنای خوشبینی و تاب آوری با میانجی گری رضایت از زندگی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی انجام گرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. نمونه این پژوهش شامل 554 نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی(361 نفر زن و 193 نفر مرد) بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی(ریف، 1989)، پرسشنامه تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003)، پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی(جکسون و کلاریج، 1991)، پرسشنامه خوشبینی(شییر و کارور، 1994) و پرسشنامه رضایت از زندگی(دینر و همکاران، 1985) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل ساختاری تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد خوشبینی (19/2 , t=06/0 r =)، تاب آوری (21/21 , t=65/0 r =) و رضایت از زندگی (30/7 , t=23/0 r =) با بهزیستی روانشناختی رابطه معنی داری دارند. همچنین خوشبینی (50/7 , t=27/0 r =) و تاب آوری (30/15 , t=54/0 r =) با رضایت از زندگی رابطه مثبت و معنی داری دارند. از طرفی نقش میانجی رضایت از زندگی در ارتباط بین خوشبینی با بهزیستی روانشناختی و تاب آوری با بهزیستی روانشناختی مورد تایید قرار گرفت(05/0 >p). با توجه به نتایج شایسته است آموزش تاب آوری و خوشبینی در فهرست برنامه های درمانی مشاوران دانشگاه قرار گیرد تا از این راهبردها برای افزایش افزایش رضایت از زندگی و بهزیستی روانشناختی بهره مند شوند.
۱۰.

واکاوی کارکردهای ورزش زورخانه ای مبتنی بر دیدگاه روانشناسی اجتماعی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۹
ورزش پدیده ای است که همواره دارای تأثیرات اجتماعی و فرهنگی در جوامع انسانی بوده است. چنین تأثیراتی، پرداختن به ابعاد روانشاسی اجتماعی در ورزش زورخانه ای بعلت آمیختن آیین ها و الگوهای رفتار اجتماعی در غالب فرهنگ ورزش زورخانه ای بارزتر می کند. بنابراین، تحقیق حاضر به دنبال واکاوی کارکردهای ورزش زورخانه ای از دیدگاه روانشناسی اجتماعی بود. که با روش کیفی داده بنیاد انجام شد و با استفاده از تحلیل مصاحبه های انجام گرفته با صاحب نظران، در نهایت مدل نظری کارکردهای روانشناسی اجتماعی در ورزش زورخانه ای با چهار مقوله؛ خرده فرهنگ ورزش زورخانه ای، هویت پهلوانی، شبکه های اجتماعی تاثیرگذاری و ویژگی های رهبری شکل گرفت. مطابق یافته ها، در چهارچوب خرده فرهنگ ورزش زورخانه رفتارهای رهبری، الگوهای ارتباطی و انتظارات رفتاری به طور مطلوب پذیرفته شده و سطح بالایی از اعتماد برقرار می شود. که بیانگر این واقعیت است که ورزش زورخانه ای کارکردهای مهمی در عرصه روانشاسی اجتماعی ورزشی دارد که با برنامه ریزی برای بهره برداری از ظرفیت های ورزش ورزخانه ای، می-توان از آنها در سطح جامعه سود برد.
۱۱.

پیش بینی آشفتگی های هیجانی براساس سبک های دفاعی و راهبردهای مقابله در رویارویی با اپیدمی کووید- 19(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۷
با توجه به تاثیرات مخرب شیوع بیماری های عفونی واگیردار مانند کووید-19 و بحران اجتماعی ناشی از آن بر سلامت جسم و روان، پژوهش پیش رو با هدف پیش بینی آشفتگی های هیجانی براساس سبک های دفاعی و راهبردهای مقابله ای در رویارویی با اپیدمی کووید-19 به انجام رسیده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده و جامعه آماری آن مشتمل بر کلیه افراد 15 تا 50 ساله ساکن استان اردبیل در نیمه ی دوم سال 1399 بود که از بین این جامعه، با استفاده از جدول مورگان 403 نفر به شیوه هدفمند انتخاب شده و پرسشنامه سبک های مقابله ای در رویارویی با اپیدمی کووید-19، پرسشنامه افسردگی، اضطراب و استرس (DASS) و پرسشنامه سبک های دفاعی (DSQ) را تکمیل نمودند. داده های به دست آمده با ضریب همبستگی پیرسون و تحلیل رگرسیون چندگانه مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج نشان داد که مولفه های آشفتگی هیجانی (افسردگی، اضطراب و استرس) با سبک دفاعی رشدیافته و راهبردهای مقابله کارآمد کووید-19، رابطه منفی و با سبک دفاعی رشدنایافته و راهبردهای مقابله ناکارآمد کووید-19 رابطه مثبت دارد اما بین مولفه های آشفتگی هیجانی و سبک دفاعی روان آزرده رابطه معناداری یافت نشد. نتایج رگرسیون نیز نشان داد که 30 درصد واریانس افسردگی، 24 درصد واریانس اضطراب و 27 درصد واریانس استرس به متغیرهای پیش بین تبیین می شود. بنابراین یافته های این پژوهش نشان داد که سبک های دفاعی و راهبردهای مقابله از عوامل موثر در بروز آشفتگی هیجانی هنگام رویارویی با اپیدمی کووید- 19 است که استفاده از این نتایج می تواند با کاهش آسیب پذیری در مقابل کووید-19، به بهبود کیفیت زندگی مردم و سلامت جامعه کمک نماید.
۱۲.

اثربخشی یادگیری مبتنی بر مسأله (PBL) بر بار شناختی و پیشرفت تحصیلی در درس حسابداری مالی پیشرفته2(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۱۰
هدف تحقیق بررسی اثربخشی برنامه درسی مبتنی بر مسأله بر بار شناختی و پیشرفت تحصیلی در درس حسابداری پیشرفته 2 در دانشگاه پیام نور بوده و یک پژوهش نیمه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل است و از جامعه آماری، نمونه ای به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و در دو گروه PBL و کنترل به طور تصادفی قرار داده شدند. گروه PBL در معرض متغیر مستقل و گروه کنترل با شیوه مبتنی بر سخنرانی در این درس آموزش داده شدند و سپس نمرات بار شناختی با ابزار پرسش نامه استاندارد بار شناختی اندازه گیری و این داده ها به همراه نمرات پایان نیمسال پیشرفت تحصیلی افراد با آزمون MANCOVA مورد بررسی قرار گرفت. یافته ها نشان داد آزمون تحلیل کواریانس چندمتغیره برای ترکیب متغیرهای وابسته معنی دار بوده (F=7.895 & P=0.004) و بین گروه PBL و کنترل تفاوت وجود دارد و در مقایسه های جفتی مشخص شد که بین بار شناختی وارد شده بر دانشجویان در دو گروه تفاوت معنی داری وجود ندارد (F=2.308 & P=0.147) ولی تفاوت نمرات پیشرفت تحصیلی دانشجویان بین دو گروه معنی دار است (F=16.450 & P=0.001). از آنجا که نمرات پیشرفت تحصیلی در گروه PBL بیشتر از گروه کنترل است نشان می دهد که برنامه درسی یادگیری مبتنی بر مسأله توانسته نقش موثری در یادگیری دانشجویان ایفا نماید که با در نظر گرفتن توسعه شایستگی های حرفه ای و یادگیری مادام العمر که در این برنامه درسی مدنظر قرار می گیرد، بیانگر این مسأله است که به این برنامه درسی در رشته حسابداری و علی الخصوص در سطوح پیشرفته تر حسابداری مالی باید توجه بیشتری صورت پذیرد.
۱۳.

روابط ساختاری بازنمایی هایی شناختی بیماری با خودمدیریتی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک: نقش واسطه ای راهبردهای خودتنظیمی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۱۲
خودمدیریتی اساس درمان دیابت تلقی شده و بر پایه ی از عوامل روانشناختی و اجتماعی قرار دارد. هدف از پژوهش حاضر ارزیابی تجربی برازش مدلی بود که در آن روابط ساختاری بازنمایی هایی شناختی بیماری با خودمدیریتی نوجوانان مبتلا به دیابت نوع یک با توجه به نقش واسطه ای راهبردهای خودتنظیمی مدنظر قرار گرفت. این مطالعه از نوع مطالعات همبستگی(مدل سازی معادلات ساختاری) بود که با حجم نمونه 250 نفر نوجوان مبتلا به دیابت نوع یک در شهر تبریز انجام شد. ابزارهای پژوهشی شامل: پرسشنامه ادراک بیماری IPQ، مقیاس مقابله با موقعیت های استرس زا CISS، پرسش نامه استاندارد خودکارآمدی دیابت، مقیاس خودمدیریتی دیابت DSMS بود. داده ها در نرم افزار SPSS و لیزرل تجزیه و تحلیل شدند. ارزیابی مدل فرضی پژوهش با استفاده از شاخص های برازندگی نشان داد که مدل فرضی با مدل اندازه گیری برازش دارد (CFI=0.95 , NFI=0.97 , RMSEA=0.09). نتایج نشان داد که بازنمایی های شناختی به ترتیب با ضریب استاندارد -0.73 و -0.50 بر خودتنظیمی و خودمدیریتی در سطح p>0.05 اثر معنی دار دارند. همچنین، خودتنظیمی نیز با ضریب استاندارد 0.47 بر خودمدیریتی اثر معنی دار دارد. تصورات شناختی نوجوانان درباره بیماری از طریق مولفه های خودتنظیمی (خودکارآمدی و روش های مقابله ای) بر خودمدیریتی بیماری دیابت در نوجوانان تاثیر می گذارد. بنابراین با شناسایی و اصلاح تصورات شناختی ناکارآمد و بهبود راهبردهای خودتنظیمی نوجوانان دیابتی می توان خود مدیریتی این بیماری را بهبود بخشید.
۱۴.

مدلسازی معادله ساختاری اختلال شخصیت مرزی و ناگویی هیجانی: نقش واسطه ای افسردگی و اضطراب(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۱۹
اختلال شخصیت مرزی با الگویی از بی ثباتی خلق، روابط بین فردی، هویت و نیز تکانشگری مشخص می شود که هزینه زیای را بر سیستم بهداشتی کشورها وارد می کند. هسته اصلی اختلال شخصیت مرزی دشواری در تنظیم هیجان است که یکی از مولفه های دشواری در تنظیم هیجان ناگویی هیجانی است. از جمله متغیرهای دیگر مرتبط با اختلال شخصیت مرزی، افسردگی و اضطراب هستند که با ناگویی هیجانی نیز رابطه دارند. هدف پژوهش حاضر بررسی نقش واسطه ای اضطراب و افسرگی در ارتباط با ناگویی هیجانی و اختلال شخصیت مرزی بود. طرح پژوهش از نوع همبستگی توصیفی و روش پژوهش حاضر از نوع مدلیابی معادلات ساختاری است. جامعه این پژوهش کلیه دانشجویان دانشگاه های شهیدبهشتی و علم و فرهنگ بودند که از این میان 429 نفر از دانشکده های برق، روانشناسی، ادبیات و حقوق به شیوه نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به پرسشنامه های افسردگی بک، اضطراب بک، مقیاس اختلال شخصیت مرزی و ناگویی هیجانی پاسخ دادند. جهت تحلیل داده ها از نرم افزارهای لیزرل و SPSS استفاده شد. شاخص های برازش مدل (GFI=0.94، CFI=0.97، 0.06 RMSEA=) نشان داد که مدل مذکور از برازش خوبی برخوردار است. نتایج تحلیل آماری نشان دادند که ناگویی هیجانی با میانجی گری افسردگی و اضطراب قادرند اختلال شخصیت مرزی را پیش بینی کنند، به نحوی که افسردگی و نیز اضطراب به صورت مثبت و مستقیم و نیز ناگویی هیجانی به طور مثبت و غیر مستقیم قادر به تبیین ویژگی های اختلال شخصیت مرزی بودند. این یافته ها تلویحات عملی در مداخلات بالینی دارند که در شناسایی و درمان اختلال شخصیت مرزی می توان از آن استفاده کرد.
۱۵.

تاثیر متفاوت موقعیّت مکانی محرّک ناهمگن بر اتّساع زمانی موسیقی دان ها(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۸
وقتی یک محرّک ناهمگن در یک توالی از محرّک های همگن ارائه شود، طول مدّت آن بیشتر به نظر می آید. آزمایشی برای بررسی اثر موقعیّت مکانی محرّک ناهمگن بر ادراک زمان طرّاحی شد؛ یک محرّک ناهمگن در زنجیره ای از محرّک های همگن قرار می گرفت و موقعیّت مکانی آن در هر کوشش متغیّر بود. 16 موسیقی دان و 16 غیرموسیقی دان به صورت داوطلبانه و با فراخوان قبلی در آزمایش شرکت کردند. آزمودنی ها باید قضاوت می کردند که محرّک ناهمگن از محرّک های استاندارد طولانی تر است یا کوتاه تر. سپس داده های دو گروه به شاخص های نقطه ی تعادل ذهنی و آستانه ی افتراقی تبدیل شدند و مورد مقایسه قرار گرفتند. نتایج نشان داد که برای غیرموسیقی دانان، محرّک های ناهمگنی که جایگاه دورتری در زنجیره دارند، نسبت به آن هایی که جایگاه نزدیک تری دارند، طولانی تر ادراک می شوند. برخلاف نتایج غیرموسیقی دانان، اثر موقعیّت مکانی محرّک ناهمگن در موسیقی دانان مشاهده نشد؛ زمان ذهنی آن ها بدون تغییر باقی ماند. پژوهش جاری نشان داد که موسیقی دانان از سطوح بالاتر پردازش اطّلاعات زمانی برخوردارند و شواهدی در زمینه ی نیرومندی پیام های بالا به پایین آن ها فراهم آورد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۶۱