نعیمه محب

نعیمه محب

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲۰ مورد از کل ۲۵ مورد.
۱.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سیستم های مغزی- رفتاری و تنظیم هیجانی معتادان مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی سیستم های مغزی رفتاری تنظیم هیجانی اعتیاد

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 867 تعداد دانلود : 349
هدف: هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سیستم های مغزی -رفتاری و تنظیم هیجانی معتادان مواد افیونی بود. روش: روش پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماری شامل بیماران مرد معتادی بودند که به مرکز ترک اعتیاد بشارت تبریز در سه ماهه زمستان 1397مراجعه کرده بودند. از بین آنها30 نفرکه معیارهای ورود به طرح درمانی را دارا بودند بصورت هدفمند بعنوان نمونه انتخاب و به شیوه تصادفی در دو گروه 15 نفره کنترل و آزمایش جایگزین شدند. هر دو گروه ابتدا به پرسشنامه های سیستم بازداری و فعال سازی رفتار کارور و وایت (1994) و تنظیم هیجان گراس و جان (2003) پاسخ دادند و گروه آزمایشی در جلسات درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند. در این مدت گروه کنترل آموزشی دریافت نکرد. سپس پرسشنامه های ذکر شده توسط هر دو گروه دوباره تکمیل گردید و داده های به دست آمده از گروه ها برای تحلیل آماده شد. یافته ها: نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی باعث افزایش نمرات بازداری رفتاری و کاهش نمرات فعال سازی رفتاری شده است. تنظیم هیجان (نمره کل) و مولفه های ارزیابی مجدد و فرونشانی در پس آزمون در گروه آزمایشی نسبت به گروه گواه به طور معناداری افزایش یافته است. نتیجه گیری: بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر سیستم های مغزی رفتاری و تنظیم هیجانی معتادان مواد افیونی تاثیر دارد.
۲.

بررسی مدل ساختاری رابطه بین کنترل روانشناختی والدین و خودکارآمدی عمومی با رفتارهای پرخطر نوجوانان با میانجی گری خودنظم جویی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رفتارهای پرخطر خودنظم جویی هیجانی کنترل روانشناختی والدین خودکارآمدی عمومی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 887 تعداد دانلود : 381
زمینه: رفتارهای پرخطر یکی از عمده ترین عامل تهدیدکننده نظام سلامت تلقی می شود. گرایش به خطرپذیری در نوجوانان نسبت به دیگر گروه های سنی بالاتر است و کنترل والدین نقش مهمی در پیشگیری از بروز رفتارهای پرخطر دارد. فقدان مهارت ابرازگری هیجانی عامل زمینه ساز مهمی در جهت بروز رفتارهای پرخطر می باشد. مرور پژوهش های مرتبط با خطرپذیری نشان می دهد پژوهش های زیربنایی به ندرت به ارزیابی متغیرهای مربوط پرداخته اند. هدف: بررسی مدل ساختاری رابطه بین کنترل روانشناختی والدین و خودکارآمدی عمومی با رفتارهای پرخطر نوجوانان با میانجی گری خودنظم جویی هیجانی بود. روش: جامعه ی آماری شامل دانش آموزان دوره اول متوسطه ی شهر زنجان بود که در سال تحصیلی 1400-1399 مشغول به تحصیل بودند. بر اساس جدول کرجسی و مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای چند مرحله ای از طریق فضای مجازی به خاطر عدم کلاس حضوری دانش آموزان نمونه ای به حجم 403 نفراز هر دو جنس انتخاب (که 214 نفر در گروه دختران و 189 نفر در گروه پسران بودند) شد، و به صورت مجازی به پرسشنامه های خطرپذیری نوجوانان (گالونه و همکاران، 2000)، خودتنظیمی عاطفی مارس (1988)، کنترل روانشناختی وابسته مدار و پیشرفت مدار والدین سوننز و همکاران (2010)، و خودکارآمدی عمومی شرر و همکاران (1982) پاسخ دادند. برای تحلیل داده ها از روش آماری مدل یابی معادلات ساختاری استفاده شد. یافته ها: اثر مستقیم کنترل روانشناختی والدین بر خودنظم جویی هیجانی (0/01p< ، 0/28- β=) و رفتارهای پرخطر (0/01p< ، 0/22 β=) معنادار بود. اثر مستقیم خودکارآمدی بر خودنظم جویی هیجانی (0/01p< ، 0/31 β=) و رفتارهای پرخطر (0/01p< ، 0/24- β=) معنادار بود. همچنین رابطه بین کنترل روانشناختی والدین و خودکارآمدی با رفتار پرخطر از طریق خودنظم جویی هیجانی معنادار بود. نتیجه گیری: براساس نتایج به دست آمده، حمایت و کنترل خانواده نقش مهمی در پیشگیری از گرایش به رفتارهای پرخطر دارد. همچنین تجهیز دانش آموزان به مهارت های فردی همچون خودکارآمدی در زمینه مدیریت و خودنظم جویی هیجانی می تواند در پیشگیری به انجام رفتارهای پرخطر مؤثر باشد.
۳.

مقایسه اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : 60 تعداد دانلود : 330
هدف از پژوهش حاضر تعیین میزان تفاوت اثر بخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی – مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بود. جامعه آماری کلیه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر بودند که کودکانشان در سال تحصیلی 1400-1399 در مدارس ابتدایی استثنایی شهر تبریز مشغول تحصیل بودند. در فرآیند نمونه گیری، 48 نفر نمونه در 3 گروه آزمایش با1 گروه کنترل (12 نفر در هر گروه) به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و به روش جایگزینی تصادفی در گروه ها قرار داده شدند. به منظور گردآوری داده ها، از مقیاس کیفیت رابطه ادراک شده فلچر (2002) استفاده شد. نتایج تحلیل کوواریانس چند متغیری نشان داد که آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، گشتالت و رویکرد معنوی – مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر اثربخش است. بر اساس یافته ها و در تحلیل اختصاصی تر مداخلات، بین اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور بر کیفیت رابطه زناشویی ادراک شده مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر تفاوت معنی دار مشاهده شد؛ به طوری که در مقایسه، بیشترین تاثیر مربوط به مداخله ذهن آگاهی، سپس گشتالت و رویکرد معنوی – مذهبی بود. براساس نتایج بدست آمده، آموزش های گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور می توانند به عنوان مداخلات تکمیلی جهت کاهش و بهبود کیفیت رابطه زناشویی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی به کار روند.
۴.

مقایسه اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور بر آشفتگی روان شناختی و احساس گناه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: ذهن آگاهی نظریه گشتالت رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور آشفتگی روان شناختی احساس گناه کم توان ذهنی آموزش پذیر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 277 تعداد دانلود : 528
کم توانی ذهنی، با مشکلات بسیاری همراه بوده و روش های درمانی متعددی برای آموزش مادران کودکان مبتلا به این اختلال معرفی شده است. آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور از روش های مؤثر و مهم کاهش مشکلات رفتاری مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر می باشد. پژوهش حاضر با هدف مقایسه میزان اثربخشی آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور برآشفتگی روان شناختی و احساس گناه مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر صورت گرفت. این پژوهش، مطالعه ای نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون پس آزمون و گروه کنترل است. جامعه آماری این پژوهش، شامل تمامی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی آموزش پذیر در سال تحصیلی 1399-1400 است که در مدارس ابتدایی استثنائی شهر تبریز مشغول تحصیل بودند. با توجه به ساخت تحقیق و شرایط کنونی، برای انتخاب نمونه از روش نمونه گیری در دسترس استفاده شد. لذا نمونه آماری، شامل 48 تن از مادران دانش آموزان پسر ابتدایی بود که به صورت تصادفی (12 تن گروه آزمایش ذهن آگاهی، 12 تن گروه آزمایشی گشتالت، 12 تن گروه آزمایشی رویکرد معنوی - مذهبی و 12 تن گروه کنترل) با رعایت ملاک های ورود به پژوهش و با جایگزینی تصادفی درگروه های آزمایش وکنترل انتخاب شدند. جهت جمع آوری داده ها، مقیاس داس (1995) و مقیاس عاطفه خودآگاه (1992) استفاده شد. یکی از گروه های آزمایش برنامه آموزشی ذهن آگاهی (8 جلسه)، گروه بعدی برنامه آموزشی گشتالت (10 جلسه)، معنوی مذهبی (11 جلسه) وگروه کنترل برنامه، آموزشی دریافت نکردند.       نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد بین آموزش گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، نظریه گشتالت و رویکرد معنوی - مذهبی اسلام محور با گروه کنترل در آشفتگی روان شناختی و احساس گناه، تفاوت معناداری وجود دارد. گشتالت نسبت به بقیه درمان ها در کاهش احساس گناه مؤثرتر بود. همچنین ذهن آگاهی نسبت به بقیه در کاهش آشفتگی روان شناختی اثربخش تر بود. بر این اساس می توان نتیجه گرفت آموزش ذهن آگاهی، گشتالت و رویکرد معنوی مذهبی می توانند به عنوان مداخلات تکمیلی در جهت کاهش و بهبود مشکلات روان شناختی مادران دانش آموزان کم توان ذهنی به کار گرفته شوند.  
۵.

بررسی مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان هیجان محور بر دلزدگی زناشویی در زنان با طلاق عاطفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: طرحواره درمانی هیجانی درمان هیجان محور دلزدگی زناشویی طلاق عاطفی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 884 تعداد دانلود : 49
هدف پژوهش حاضر تعیین مقایسه اثربخشی طرحواره درمانی هیجانی و درمان هیجان محور بر کیفیت زندگی، شادکامی و دلزدگی زناشویی در زنان با طلاق عاطفی بود. طرح پژوهش حاضر نیمه آزمایشی (طرح پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل) بود. جامعه آماری پژوهش کلیه زنان مبتلا به طلاق عاطفی مراجعه کننده به مراکز مشاوره و خدمات روانشناختی شهر تبریز در سال 1398 بود. از بین این مراجعین 45 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند انتخاب شده و در سه گروه درمان هیجان محور، طرحواره درمانی هیجانی و انتظار جایگزین شدند. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه شادکامی آکسفورد، پرسشنامه کیفیت زندگی (WHOQOL-BREF)، پرسشنامه دلزدگی پاینز و پرسشنامه سلامت روابط استفاد شد. برای تجزیه و تحلیل داده-ها از تحلیل کواریانس یک راهه (ANCOVA) استفاده شد. یافته ها نشان دادند در هر سه متغیر، پس از کنترل متغیر همپراش (نمرات پیش آزمون) بین سه گروه تفاوت معنادار آماری وجود دارد (کیفیت زندگی: 001/0= p ؛ 43/59=F؛ شادکامی: 001/0= p ؛ 27/21=F؛ و دلزدگی زناشویی: 001/0= p ؛ 96/40=F). مقایسه زوجی نشان داد هر دو درمان نسبت به گروه انتظار اثربخشی بهتری دارند. در هیچ یک از متغیرهای پژوهش بین دو گروه طرحواره درمانی هیجانی و درمان هیجان محور تفاوت معناداری وجود نداشت. کلید واژه ها: طرحواره درمانی هیجانی، درمان هیجان محور، کیفیت زندگی، شادکامی، دلزدگی زناشویی، طلاق عاطفی
۶.

اثربخشی طرحواره درمانی بر کیفیت زندگی و رضایت زناشویی مردان دچار طلاق عاطفی شهر تبریز(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رضایت زناشویی طرحواره درمانی طلاق عاطفی کیفیت زندگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 444 تعداد دانلود : 898
هدف از پژوهش حاضر بررسی تأثیر طرحواره درمانی بر کیفیت زندگی و رضایت زناشویی مردان دچار طلاق عاطفی بود. طرح تحقیق نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری مردان متاهل شهر تبریز در سال 1399 بود که 30 نفر از آنها به روش نمونه گیری در دسترس، بر اساس پرسشنامه انتخاب شدند که 15 نفر به صورت تصادفی در گروه آزمایش و 15 نفر در گروه کنترل قرار گرفتند. پرسشنامه های کیفیت زندگی sf-36 واروشربورن (1992) ، رضایت زناشویی انریچ اولسون و فورنیر (1989) و طلاق عاطفی گاتمن (1994) به عنوان پیش آزمون توسط هر دو گروه تکمیل شد. سپس گروه آزمایش آموزش 8 جلسه 5/1 ساعته طرحواره درمانی طبق برنامه ی یانگ، کلاسو و ویشار (2003) را دریافت نمودند و گروه کنترل برنامه ای دریافت نکرد. در ادامه از هر دو گروه پس آزمون به عمل آمد. تحلیل داده ها بر اساس تحلیل کوواریانس نشان داد که درمان بر کیفیت زندگی و مولفه های آن به جز سلامت عمومی ( عملکرد جسمانی ، اختلال نقش بخاطر سلامت جسمی ، سلامت عمومی، تحمل درد ، سرزندگی و نشاط ، اختلال نقش بخاطر سلامت هیجانی ، کارکرد اجتماعی، بهزیستی هیجانی) و رضایت زناشویی و مؤلفه های آن (رضایت زناشویی ، ارتباطات ، حل تعارض ، تحریف آرمانی) تاثیر معنادار دارد. در نتیجه می توان از طرحواره درمانی در جهت ارتقائ کیفیت زندگی ، رضایت زناشویی در مردان دچار طلاق عاطفی استفاده نمود
۷.

پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی بر اساس ترس از ارزیابی منفی، باورهای فراشناختی، کمال گرایی با توجه به نقش واسطه ای جهت گیری هدف در دانش آموزان: ارائه مدل ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: باورهای فراشناختی کمال گرایی ترس از ارزیابی منفی خودناتوان سازی تحصیلی جهت گیری هدف

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 21 تعداد دانلود : 529
مقدمه: خودناتوان سازی از جمله عوامل دخیل در پیشرفت تحصیلی محسوب می شود و نیز از راهبردهای کمتر شناخته شده ای است که برای تبیین شکست به کار می رود. پژوهش حاضر با هدف پیش بینی خودناتوان سازی تحصیلی بر اساس ترس از ارزیابی منفی، باورهای فراشناختی، کمال گرایی با توجه به نقش واسطه ای جهت گیری هدف در دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر ارومیه انجام شد. روش کار: روش پژوهش حاضر توصیفی_همبستگی بود که در قالب الگوی معادلات ساختاری صورت گرفت. جامعه آماری را کلیه دانش آموزان دوره دوم متوسطه شهر ارومیه تشکیل می دادند که از این میان 827 نفر به عنوان نمونه به روش نمونه گیری تصادفی خوشه ای انتخاب شدند (413 نفر برای برازش مدل اصلی و 414 نفر برای مدل اندازه گیری). ابزارهای جمع آوری داده ها عبارت بودند از: پرسشنامه باورهای فراشناختی ((MCQ-30) Metacognitions Questionnaire-30) (1997) و پرسشنامه کمال گرایی (Perfectionism Scale) (1991)، مقیاس خودناتوان سازی تحصیلی (Self-handicapping scale) (2001)، فرم کوتاه مقیاس ترس از ارزیابی منفی ((BFNES) Brief Fear of Negative Evaluation Scale) (1983) و مقیاس جهت گیری اهداف (Goal orientation questionnaire) (1998). جهت بررسی داده ها از روش معادلات ساختاری و استفاده شد. یافته ها: نتایج تحلیل معادلات ساختاری و به طور خاص روش بوت استرپینگ حاکی از آن بود که مدل ساختاری ارائه شده دارای برازش مطلوب می باشد (001/0=P و 037/0=P) و تمام شاخص های برازش در حد مطلوب یا قابل قبول بودند و شاخص نیکویی برازش (GFI) 933/0 بود. نتیجه گیری: با توجه به یافته ها می توان نتیجه گیری نمود که مدل ترس از ارزیابی منفی، باورهای فراشناختی و کمال گرایی پیش بینی کننده خودناتوان سازی تحصیلی با نقش واسطه ای انواع جهت گیری هدف می باشد.
۸.

شدت علائم اختلالات شخصیت در والدین کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، اختلال نقص توجه/ بیش فعالی و کنترل نرمال

کلید واژه ها: اختلالات شخصیت والدین اختلال اوتیسم اختلال نقص توجه/ بیش فعالی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 514 تعداد دانلود : 481
مقدمه: مسائل والدین ضمن آنکه می تواند به بروز یا تشدید اختلالات فرزندان منجر شوند از مشکلات روانی فرزندان نیز متأثر می شوند. هدف: هدف پژوهش حاضر مقایسه شدت علائم اختلالات شخصیت در والدین کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم، والدین کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعالی و والدین کودکان سالم بود. روش: پژوهش حاضر مقطعی است. جامعه پژوهش شامل کلیه والدین کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم و اختلال نقص توجه/ بیش فعالی در سال ۱۳۹۹ در شهر تبریز بود. تعداد ۱۳۰ نفر از والدین کودکان اوتیسم، ۱۷۰ نفر از والدین کودکان اختلال نقص توجه/ بیش فعال به صورت در دسترس انتخاب گردید و با ۲۷۳ نفر از والدین کنترل بهنجار همتاسازی گردید. کلیه سنجش های بالینی اختلال اوتیسم، اختلال نقص توجه/ بیش فعال و هم ابتلایی اختلال روانی دیگر توسط روانپزشک کودک و نوجوان صورت گرفت. شدت علائم اختلالات شخصیت والدین با استفاده از پرسشنامه اختلال شخصیت میلون ۳ سنجش گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آزمون کروسکال والیس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه ۲۶ استفاده گردید. یافته ها: براساس نتایج آزمون کروسکال والیس، میانگین رتبه ای اختلالات شخصیت سه گروه به ترتیب والدین کودکان مبتلا به اختلال اوتیسم> والدین کودکان مبتلا به اختلال نقص توجه/ بیش فعال> والدین کنترل بودند (۰/۰۱> p ). نتیجه گیری: والدین کودکان اوتیسم در مقایسه با والدین کودکان اختلال نقص توجه/ بیش فعال از آسیب پذیری بیشتر شدت علائم اختلالات شخصیت رنج می برند. مطالعات تکمیلی نیاز است تا متناسب با شرایط گروه ها مداخلات بالینی صورت گیرد.
۹.

مدل یابی معادلات ساختاری عوامل خطر خودکشی براساس نظریه سه مرحله ای خودکشی در افراد با اختلال های هیجانی

کلید واژه ها: نظریه سه مرحله ای ایده خودکشی اقدام به خودکشی اختلال های هیجانی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 763 تعداد دانلود : 156
مقدمه: خودکشی یکی از دغدغه های اصلی بهداشت عمومی در سراسر جهان است که دارای پیامدهای منفی بی شماری برای فرد و جامعه است. هدف: این پژوهش با هدف مدل یابی معادلات ساختاری عوامل خطر خودکشی براساس نظریه سه مرحله ای خودکشی در افراد با اختلال های هیجانی انجام گرفت. روش: این مطالعه توصیفی به روش مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری شامل کلیه افراد مراجعه کننده با اختلال های هیجانی به درمانگاه های سرپایی روانپزشکی مرکز آموزشی درمانی رازی تبریز در سال ۱۴۰۰-۱۳۹۹ بود. تعداد ۲۰۵ نفر از مراجعین با اختلال های هیجانی به شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و به پرسشنامه های ایده پردازی خودکشی (STS)، اقدام به خودکشی (SAS)، ظرفیت خودکشی (SCS) و انگیزه اقدام به خودکشی (IMSA) پاسخ دادند. داده ها با استفاده از آزمون های همبستگی پیرسون، SPSS نسخه ۲۳ و مدل یابی معادلات ساختاری تحلیل شد. یافته ها: نتایج ضریب همبستگی نشان داد بین درد، ناامیدی، احساس تعلق و ظرفیت خودکشی با افکار خودکشی و اقدام به خودکشی رابطه معنی داری وجود داشت (۰/۰۵>P). نتایج حاصل از مدل یابی معادلات ساختاری نیز نشان داد که اثر غیرمستقیم ناامیدی (۰/۲۳۴) و تعلق پذیری کم (۰/۰۴۸) بر ایده خودکشی از طریق ظرفیت خودکشی معنی دار بود. نتایج نشان داد اثر غیر مستقیم ناامیدی (۰/۵۸۶) و تعلق پذیری کم (۰/۱۲۱) بر اقدام برای خودکشی از طریق ظرفیت خودکشی معنی دار بود. نتیجه گیری: استفاده از این مدل می تواند در تشخیص و اقدام سریع در تمایز افرادی که فقط ایده خودکشی دارند و یا اینکه در معرض اقدام به خودکشی هستند، سودمند واقع شود.
۱۰.

اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه بر کاهش افسردگی در جمعیت غیربالینی

کلید واژه ها: افسردگی دانشجویان تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 184 تعداد دانلود : 725
مقدمه: افسردگی شایع ترین اختلال روانی است. تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه از درمان های جدید برای افسردگی است. هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثربخشی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه بر کاهش افسردگی در جمعیت غیر بالینی بود. روش: این پژوهش نیمه آزمایشی با پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و با مرحله پیگیری بود. جامعه آماری، دانشجویان دانشگاه فرهنگیان زنجان در سال ۱۳۹۸ بودند که ۴۵ نفر از آن ها با روش تصادفی هدفمند انتخاب و در ۳ گروه ۱۵ نفری شامل گروه تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه، گروه شم و گروه کنترل به صورت تصادفی جایگزین و در مراحل پیش آزمون و پس آزمون و پیگیری با استفاده از پرسشنامه افسردگی بک ارزیابی شدند. داده های پژوهش با تحلیل کواریانس به وسیله نرم افزار SPSS نسخه ۲۱ تحلیل شد. یافته ها: نمرات افسردگی در گروه آزمایش کاهش معنی داری در پس آزمون (۰/۰۱P<، ۲۰/۸۸۳F=) و پیگیری (۰/۰۱P<، ۱۴/۷۶۱F=) داشتند؛ اما در گروه شم و کنترل تفاوت معنی داری مشاهده نشد. مقایسه میانگین ها نشان داد گروه تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه در مرحله پس آزمون و پیگیری دارای نمره پایین تری نسبت به سایر گروه ها بود. نتیجه گیری: تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه در کاهش افسردگی در جمعیت غیر بالینی مؤثر است. درمانگران و متخصصان می توانند تلویحات کاربردی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه را در کاهش علائم افسردگی مد نظر قرار دهند.
۱۱.

تبیین مدل ساختاری روابط بین خوشبینی و تاب آوری با بهزیستی روانشناختی بر اساس رضایت از زندگی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بهزیستی روانشناختی خوشبینی تاب آوری رضایت از زندگی اختلال شخصیت مرزی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 765 تعداد دانلود : 497
پژوهش حاضر با هدف تحلیل رابطه ساختاری بهزیستی روانشناختی بر مبنای خوشبینی و تاب آوری با میانجی گری رضایت از زندگی در دانشجویان دارای نشانه های اختلال شخصیت مرزی انجام گرفت. پژوهش حاضر توصیفی از نوع مدلسازی معادلات ساختاری بود. نمونه این پژوهش شامل 554 نفر از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبائی(361 نفر زن و 193 نفر مرد) بود که با روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای انتخاب شدند و پرسشنامه بهزیستی روانشناختی(ریف، 1989)، پرسشنامه تاب آوری (کانر و دیویدسون، 2003)، پرسشنامه اختلال شخصیت مرزی(جکسون و کلاریج، 1991)، پرسشنامه خوشبینی(شییر و کارور، 1994) و پرسشنامه رضایت از زندگی(دینر و همکاران، 1985) را تکمیل کردند. داده ها با استفاده از مدل ساختاری تحلیل شدند. نتایج پژوهش نشان داد خوشبینی (19/2 , t=06/0 r =)، تاب آوری (21/21 , t=65/0 r =) و رضایت از زندگی (30/7 , t=23/0 r =) با بهزیستی روانشناختی رابطه معنی داری دارند. همچنین خوشبینی (50/7 , t=27/0 r =) و تاب آوری (30/15 , t=54/0 r =) با رضایت از زندگی رابطه مثبت و معنی داری دارند. از طرفی نقش میانجی رضایت از زندگی در ارتباط بین خوشبینی با بهزیستی روانشناختی و تاب آوری با بهزیستی روانشناختی مورد تایید قرار گرفت(05/0 >p). با توجه به نتایج شایسته است آموزش تاب آوری و خوشبینی در فهرست برنامه های درمانی مشاوران دانشگاه قرار گیرد تا از این راهبردها برای افزایش افزایش رضایت از زندگی و بهزیستی روانشناختی بهره مند شوند.
۱۲.

اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری، نگرانی و حساسیت اضطرابی در افراد با نشانه های اختلالات اضطرابی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: درمان شناختی رفتاری نشخوار فکری نگرانی حساسیت اضطرابی نشانه های اختلالات اضطرابی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 482 تعداد دانلود : 742
پژوهش حاضر با هدف اثربخشی درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری، نگرانی و حساسیت اضطرابی در افراد با نشانه های اختلالات اضطرابی انجام شد. طرح پژوهش حاضر تحقیق موردی منفرد بود، شرکت کننده های پژوهش شامل 3 آزمودنی با نشانه های اختلالات اضطرابی با تشخیص روان پزشک مبنی بر داشتن نشانه های اختلالات اضطرابی به روش نمونه گیری هدفمند به عنوان شرکت کنندگان آزمایش انتخاب شدند.  ابزار جمع آوری اطلاعات شامل پرسشنامه حساسیت اضطرابی، پرسشنامه حالت نگرانی پنسیلوانیا و پرسشنامه نشخوار فکری نولن هوکسما و مارو  بود. قبل از شروع مداخله، هر 3 شرکت کننده در یک جلسه مورد ارزیابی با ابزارهای پژوهش قرار گرفتند. سپس 8 جلسه یک ساعته به مدت دو بار در هفته مداخله درمان شناخت رفتاری بر روی نمونه اجرا شد. لازم به ذکر است که هر شرکت کننده در ابتدای هر جلسه پرسشنامه های پژوهش را تکمیل نمودند. به منظور بررسی فرضیه ها از آزمون شاخص های درصدی به صورت مطالعه موردی  استفاده شد. نتایج  حاصل از شاخص درصد بهبودی بلانچارد و اسکوارز نشان داد که درمان شناختی رفتاری بر نشخوار فکری، نگرانی و حساسیت اضطرابی در افراد با نشانه های اختلالات اضطرابی تأثیر دارد
۱۳.

اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر دلزدگی زناشویی، ناگویی خلقی و کیفیت زندگی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: دلزدگی زناشویی کیفیت زندگی ناگویی خلقی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد زنان خیانت دیده

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 212 تعداد دانلود : 587
هدف: هدف این پژوهش تعیین اثربخشی درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی، دلزدگی زناشویی و کیفیت زندگی زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی بود. روش پژوهش: این پژوهش از نوع نیمه تجربی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه گواه و پیگیری یک ماهه و جامعه آماری زنان خیانت دیده و مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر مشهد بود که از این بین 20 زن به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه آزمایش (10 زن) و گواه (10 زن) جایگزین شدند. ابزارهای پژوهش پرسشنامه های ناگویی خلقی تورنتو بگبی و همکاران (1994)، دلزدگی زناشویی پاینز (1996) و کیفیت زندگی وار و همکاران (1993) بود. گروه آزمایش تحت مداخله درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد ایفرت و همکاران (2009) به مدت دوازده جلسه قرار گرفت؛ داده ها با استفاده از واریانس اندازه های مکرر تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد که درمان مبتنی بر پذیرش و تعهد بر ناگویی خلقی (74/7=F، 012/0=P)، دلزدگی زناشویی (32/9=F، 007/0=P) و کیفیت زندگی (93/10=F، 004/0=P) زنان آسیب دیده از خیانت زناشویی مؤثر است؛ و این تأثیر در مرحله پیگیری پایدار بود. نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان از این درمان به جهت افزایش انعطاف پذیری روانی و تأکیدی که بر جنبه های انگیزشی و شناختی دارد برای کمک به زنان مواجه شده با خیانتی که به دنبال بهبودی هستند، استفاده نمود.
۱۴.

مقایسه اثربخشی شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی و تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه بر کاهش افسردگی در جمعیت غیر بالینی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه افسردگی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 309 تعداد دانلود : 295
مقدمه:افسردگی شایع ترین اختلال روانی در دنیا است. شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی یکی از درمان های مؤثر، و تحریک با جریان الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه یکی از درمان های جدید برای افسردگی است. این مطالعه با هدف مقایسه اثربخشی این دو شیوه درمانی بر کاهش افسردگی انجام شده است. روش : این پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. آزمودنی ها 60 نفر از دانشجویان دارای علائم افسردگی بودند که پس از غربال با پرسش نامه سلامت عمومی با روش هدف مند، بر اساس نمرات پرسشنامه افسردگی بک(نمره بالای 15) انتخاب و به صورت تصادفی در 4 گروه 15نفری شامل گروه شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی، تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه، گروه شم(تحریک ساختگی) و گروه کنترل جایگزین شدند و در مرحله پس آزمون مجدداً با پرسش نامه افسردگی بک مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش با روش تحلیل کواریانس با استفاده از نرم افزار SPSS نسخه 21 تحلیل شد. یافته ها: نتایج نشان داد هر دو گروه آزمایش کاهش معنی داری(05/0 P< ) در نمرات افسردگی در پس آزمون داشتند، در حالی که در گروه شم و کنترل تفاوت معنی داری مشاهده نشد. بین دو گروه    شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی و تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه تفاوت معنی داری وجود نداشت(05/0P> ). نتیجه گیری: شناخت درمانی گروهی مبتنی بر ذهن آگاهی و تحریک الکتریکی مستقیم مغز از روی جمجمه در کاهش افسردگی در جمعیت غیربالینی مؤثر هستند..
۱۵.

مدل ساختاری اختلال وسواس جبری براساس کمالگرایی ناسازگار و کنترل روانشناختی والدین(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اختلال وسواس جبری کمالگرایی ناسازگار والدینی کمالگرایی ناسازگار شخصی کنترل روانشناختی والدین

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 108 تعداد دانلود : 622
هدف از تحقیق حاضر تعیین نقش میانجی کمالگرایی ناسازگار شخصی و کنترل روانشناختی والدین در اختلال وسواس جبری با استفاده از روش معادلات ساختاری (SEM) است. طرح تحقیق از نوع توصیفی همبستگی میباشد. شرکتکنندگان 586 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، دانشگاه تبریز و دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در ایران بودند که با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای انتخاب شدند. دادهها با استفاده از سیاهه وسواس جبری (نسخه تجدید نظر شده)، مقیاس کمالگرایی چند بعدی فراست و مقیاس کنترل روانشناختی وابستهمدار و پیشرفتمدار جمعآوری شد و توسط نسخه 24، SPSS و AMOS پردازش شد. مدل پیشنهادی با استفاده از SEM تأیید شد (94/1 = χ2/df ، 04/0=RMSEA ، 97/0=CFI، 96/0=GFI، 94/0=AGFI) و نشان داد، کمالگرایی ناسازگار والدینی با میانجیگری کمالگرایی ناسازگار شخصی و کنترل روانشناختی والدین با ضریب استاندارد 0/47 در سطح معناداری 0/05>p بر اختلال وسواس جبری اثر میگذارد. یافتهها با حمایت از مدل فرضی، یک چارچوب مقتضی از آسیبشناسی روانی را ارائه میدهد که در آن کمالگرایی والدینی از طریق کنترل روانشناختی والدین و کمالگرایی ناسازگار شخصی اختلال وسواس جبری را پیشبینی میکند. این یافتهها میتواند در توسعه آسیبشناسی، کارآمدی مداخلات درمانی و پیشگیری اختلال وسواس جبری مفید واقع شود.
۱۶.

اثربخشی رفتاردرمانی شناختی متمرکز بر تروما، در کاهش میزان حساسیت سیستم های مغزی رفتاری و اجتناب تجربی در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رفتاردرمانی شناختی متمرکز بر تروما سیستم های مغزی رفتاری اجتناب تجربی اختلال استرس پس از سانحه جانبازان

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 738 تعداد دانلود : 507
هدف پژوهش حاضر، بررسی اثربخشی رفتاردرمانی شناختی متمرکز بر تروما در کاهش میزان حساسیت سیستم های مغزی رفتاری و اجتناب تجربه ای در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه بود. این پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل و جامعه آماریِ جانبازان اداره بنیاد شهید و امور ایثارگران شهر مرند بود. سی نفر از جانبازان مرد مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه با روش نمونه گیری هدفمند انتخاب و به روش تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر مرد) و کنترل (15 نفر مرد) جایگزین شدند. داده ها با استفاده از مصاحبه بالینی ساختاریافته، پرسشنامه فهرست ارزیابی اختلال استرس پس از سانحه ( نسخه نظامی)، پذیرش و عمل نسخه دوم و مقیاس سیستم های مغزی رفتاری گردآوری شد. برای گروه آزمایش، رفتاردرمانی شناختی متمرکز بر تروما طی 12 جلسه 90دقیقه ای در هر هفته اجرا شد. داده ها با استفاده از شاخص های توصیفی و تجزیه و تحلیل کواریانس چندمتغیری در نرم افزار آماری SPSS-20 انجام گرفت. نتایج نشان داد که میانگین نمرات گروه آزمایش برای متغیر سیستم بازداری رفتاری، سیستم فعال سازی رفتاری و اجتناب تجربی به طور معناداری پایین تر از گروه کنترل بود (001/0> P ). با توجه به نتایج حاصل رفتاردرمانی شناختی متمرکز بر تروما در کاهش حساسیت سیستم های مغزی رفتاری و اجتناب تجربی در جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه تأثیر دارد؛ بنابراین طراحی و اجرای مداخلات مبتنی بر این درمان می تواند در زمینه آموزش و ارتقای بهداشت روانی جانبازان مبتلا به اختلال استرس پس از سانحه ضروری باشد.
۱۷.

اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر وسوسه و تکانشگری معتادان مواد افیونی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی وسوسه تکانشگری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 688 تعداد دانلود : 237
هدف از پژوهش حاضر اثربخشی درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر وسوسه و تکانشگری معتادان مواد افیونی بود. روش پژوهش نیمه تجربی با طرح نیمه آزمایشی (پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل) و جامعه آماری متشکل ازتمامی بیماران مرد معتادی بود که به مراکز ترک اعتیاد تبریز مراجعه کردند. از بین آنها30 نفر (15 آزمایشی و 15 گواه) بصورت تصادفی انتخاب و به پرسشنامه های تکانشگری بارت (1994) و عقاید وسوسه انگیز بک و رایت(1993) پاسخ دادند. تعداد جلسات برای گروه آزمایش ، 8 جلسه، به مدت 90 دقیقه، در طول هفته 1 جلسه بود.نتایج تحلیل کوواریانس نشان داد که بین میانگین نمرات گروه های مورد مقایسه (معتادان به مواد افیونی) تفاوت معناداری درتکانشگری و وسوسه در پس آزمون وجود دارد و میانگین نمرات تکانشگری و وسوسه در پس آزمون در گروه آزمایش نسبت به گروه گواه به طور معناداری کاهش یافته است.بر اساس یافته های پژوهش می توان نتیجه گیری کرد که درمان شناختی مبتنی بر ذهن آگاهی بر وسوسه و تکانشگری معتادان مواد افیونی تاثیر دارد.
۱۸.

مدل فراتشخیصی اضطراب و افسردگی در جمعیت غیربالینی: نقش میانجی بیش کنترل گری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اضطراب افسردگی حساسیت به پاداش حساسیت به تهدید بیش کنترل گری

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 516 تعداد دانلود : 69
هدف این پژوهش بررسی مدلی فراتشخیصی برای تبیین همبودی اضطراب و افسردگی براساس نقش بیش کنترل گری، حساسیت به پاداش و حساسیت به تهدید بود. شرکت کنندگان 586 دانشجوی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تبریز، دانشگاه تبریز و دانشگاه شهید مدنی آذربایجان در ایران بودند. داده ها با استفاده از مقیاس افسردگی اضطراب تنیدگی، پرسشنامه پذیرش و عمل نسخه دوم، مقیاس بازداری و فعال سازی رفتاری، مقیاس عدم تحمل بلاتکلیفی، پرسشنامه دوسوگرایی در ابراز هیجان و مقیاس کمال گرایی چندبعدی فراست جمع آوری شد. برازش مدل پیشنهادی با استفاده از روش تحلیل معادلات ساختاری بررسی شد. براساس این مدل، حساسیت به پاداش با میانجی گری بیش کنترل گری بر اضطراب و افسردگی به ترتیب با ضرایب استاندارد 29 /0 - و 36 /0 - اثر می گذارد. همچنین حساسیت به تهدید با ضرایب استاندارد 31 /0 ، و 39 /0 به ترتیب بر اضطراب و افسردگی با میانجی گری بیش کنترل گری اثر دارد. یافته های این پژوهش چهارچوب مناسبی را برای تبیین اضطراب و افسردگی ارائه می دهند. حساسیت به پاداش پایین و حساسیت به تهدید بالا از طریق سازه بیش کنترل گری، همبودی اضطراب و افسردگی را پیش بینی می کنند. این یافته ها می تواند برای فهم علت شناسی اختلالات هیجانی همبود، توسعه مداخلات درمانی و پیشگیری از اختلالات هیجانی همبود، مفید باشند.
۲۰.

تأثیر آموزش شناخت - درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی برکاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در مبتلایان به اختلال وسواسی– جبری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اختلال وسواسی - جبری راهبردهای تنظیم شناختی هیجان شناخت - درمانی مبتنی برذهن آگاهی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 859 تعداد دانلود : 175
هدف پژوهش حاضر تعیین تأثیر شناخت - درمانی مبتنی برذهن آگاهی بر راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان در مبتلایان به اختلال وسواسی- جبری بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی و از نوع پیش آزمون – پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش کلیه مراجعان به کلینیک های روان پزشکی تبریز بودند که تشخیص اختلال وسواسی - جبری گرفته بودند. از میان جامعه آماری 30 نفر به صورت هدفمند انتخاب شده و در دو گروه آزمایش و کنترل جای گرفتند. بیماران پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان گارنفسکی، کرایج واسپینهاون(2002) را تکمیل کردند و پس از انتساب تصادفی گروه آزمایش و گروه کنترل، گروه آزمایش در 8 جلسه شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی شرکت کردند و پس از اتمام آن بار دیگر پرسشنامه تنظیم شناختی هیجان اجرا شده و داده های هر دو بار، جمع آوری شده و با استفاده از آزمون تحلیل کوواریانس چند متغیره تجزیه و تحلیل شدند. یافته های پژوهش نشان داد که آموزش شناخت درمانی مبتنی بر ذهن آگاهی بر کاهش راهبردهای منفی تنظیم شناختی هیجان (سرزنش دیگران، فاجعه انگاری و نشخوارگری) در مبتلایان به اختلال وسواسی- جبری مؤثر می باشد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان