فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۶۱ تا ۲٬۱۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
حوزههای تخصصی:
هدف: تحقیق حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی پیشران های مؤثر بر تحولات آینده تربیت و آموزش نداجا انجام پذیرفته است. روش شناسی: این تحقیق بر مبنای هدف، از نوع «کاربردی- توسعه ای» و بر مبنای ماهیت «توصیفی- پیمایشی» بوده که از رویکردی «آمیخته» برخوردار است. جامعه آماری؛ شامل خبرگان آموزشی نداجا بوده که در بخش کیفی 11 نفر و در بخش کمی 30 نفر از مدیران، کارشناسان آموزشی نداجا به روش هدفمند انتخاب گردیده اند. به منظور گردآوری داده ها جهت تدوین ادبیات تحقیق از «مطالعات کتابخانه ای» با استفاده از «ابزار فیش برداری» و جمع آوری داده های واقعی نیز از «مطالعات میدانی» با استفاده از ابزار «جلسات خبرگی» و «پرسشنامه بسته» استفاده شده که جلسات خبرگی تا اشباع نظری ادامه یافت و سئوالات پرسشنامه نیز از دو جنبه روایی ظاهری و محتوا به جهت روشن و بدون ابهام بودن گویه ها و همچنین کفایت کمیت و کیفیت توسط خبرگان تأیید گردیده است. با استفاده از نرم افزار Spss نیز ضریب پایایی (آلفای کرونباخ) 904/0 احصاء شد. یافته ها: به منظور دستیابی به هدف پژوهش؛ ابتدا پیشران ها با «تحلیل محتوای کیفی» جلسات خبرگی احصاء و سپس به منظور دریافت تاییدیه و اولویت بندی اهمیت آن ها، پرسشنامه ای تنظیم و توزیع گردید. با تجزیه و تحلیل داده های کمی با استفاده از «پارامترهای توصیفی» تمامی گزاره های احصاء شده مورد تأیید قرار گرفت و اهمیت آن ها با استفاده از روش «آنتروپی شانون» اولویت بندی گردید. نتیجه گیری: دو گزاره «عزم و اراده فرماندهان ارشد در تحول تربیتی و آموزشی نیروهای مسلح» و «رشد محیط های مراکز آموزشی نداجا» به تربیت به عنوان مهم ترین پیشران های مؤثر بر تحولات آینده تربیت و آموزش نداجا شناسایی گردیدند.
تأثیر معاملات با اشخاص وابسته و اجزای آن بر بهای خدمات حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۱
136 - 161
حوزههای تخصصی:
مطالعه حاضر با هدف بررسی تأثیر معاملات با اشخاص وابسته بر بهای خدمات حسابرسی انجام شده است. بر اساس نظریه تضاد منافع، این معاملات ممکن است به صورت فرصت طلبانه مورداستفاده قرار گیرند و ریسک ذاتی شرکت ها را افزایش دهند. ازاین رو، پژوهش حاضر به تحلیل رابطه بین اجزای مختلف این معاملات، شامل خرید، فروش، تسهیلات و مبالغ دریافت و پرداخت، با میزان حق الزحمه حسابرسی می پردازد. این پژوهش از نوع توصیفی-همبستگی و با رویکرد پس رویدادی است که بر داده های مالی ۱۲۷ شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های ۱۳۹۷ تا ۱۴۰۲ متمرکزشده است. اطلاعات موردنیاز از منابع مالی رسمی جمع آوری شده و با استفاده از مدل های رگرسیونی پانلی تحلیل شده است. نتایج نشان داد که معاملات با اشخاص وابسته ارتباط مستقیم و معناداری با حق الزحمه حسابرسی دارند. به طور خاص، افزایش مبلغ خرید، فروش، تسهیلات و دریافت ها و پرداخت های فی مابین با افزایش هزینه های حسابرسی همراه بوده است. این نتایج تأیید می کند که پیچیدگی و حجم بالای معاملات با اشخاص وابسته موجب افزایش ریسک حسابرسی و درنتیجه، افزایش هزینه های مرتبط با آن می شود. بر اساس یافته های پژوهش، شرکت هایی که حجم بیشتری از معاملات با اشخاص وابسته دارند، هزینه های حسابرسی بالاتری متحمل می شوند. این افزایش هزینه به دلیل نیاز به بررسی دقیق تر، افزایش ریسک تحریف صورت های مالی، و تلاش بیشتر حسابرسان برای ارزیابی صحت اطلاعات گزارش شده است. بنابراین، کاهش معاملات با اشخاص وابسته می تواند به مدیریت بهتر هزینه های حسابرسی کمک کند. پژوهش حاضر با بررسی تفکیکی اجزای معاملات با اشخاص وابسته (خرید، فروش، تسهیلات مالی و دریافت و پرداخت های فی مابین) و تأثیر آن ها بر بهای خدمات حسابرسی، دیدگاهی دقیق تر نسبت به رابطه میان این متغیرها ارائه می دهد. درحالی که اغلب مطالعات پیشین صرفاً به بررسی اثر کلی این معاملات پرداخته اند، پژوهش حاضر با لحاظ متغیرهای کنترلی متنوع و دوره زمانی ده ساله، تحلیلی جامع تر ارائه کرده است. نتایج حاصل می تواند در بهبود تصمیم گیری حسابرسان، ارتقای شفافیت مالی و مدیریت هزینه های حسابرسی مؤثر واقع شود.
کاربست داده های رسانه های اجتماعی در دستور کارگذاری سیاست گذاری علم و فناوری (مطالعه موردی: پلتفرم ایکس)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بررسی های مدیریت رسانه دوره ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
489 - 514
حوزههای تخصصی:
هدف: رسانه های اجتماعی یکی از مهم ترین بسترها برای شناخت و درک افکار عمومی و بهره گیری از آن در فرایند سیاست گذاری به شمار می روند. این رسانه ها فرصت شایان توجهی را برای دولت ها فراهم می کنند تا درباره شهروندان یاد بگیرند و با آنان به طور مؤثر ارتباط برقرار کنند. با وجود این، سیاست گذاران علم و فناوری در ایران، تاکنون به صورت نظام مند از داده های رسانه های اجتماعی در فرایند سیاست گذاری علم و فناوری استفاده نکرده اند. غیبت دیدگاه های کاربران حساس به موضوعات سیاستی در این حوزه، می تواند فرایند تدوین، اجرا و ارزیابی سیاست ها را با چالش مواجه سازد. از این رو، پژوهش حاضر با هدف بررسی چگونگی کاربست داده های کاربران رسانه های اجتماعی در مرحله دستورکارگذاری سیاست گذاری علم و فناوری انجام شده است.
روش: این پژوهش با رویکردی اکتشافی، ابتدا به مرور نظام مند پژوهش های پیشین در حوزه کاربست داده های رسانه های اجتماعی و دستورکارگذاری سیاستی پرداخته است. با تمرکز بر یک رویداد مشخص در حوزه فناوری، یعنی طرح «صیانت از حقوق کاربران در فضای مجازی»، پُست های پُرنفوذ منتشرشده در پلتفرم ایکس، در یک بازه زمانی یک ساله استخراج شد. پُست های پُرنفوذ بر اساس تعریف عملیاتی ارائه شده در بخش روش شناسی انتخاب و با استفاده از روش های تحلیل محتوا و تحلیل تم، بررسی و تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج تحلیل نشان داد که در پُست های پُرنفوذ پلتفرم ایکس، مجموعه ای از ویژگی های محتوایی و ساختاری وجود دارد که می تواند ظرفیت ایجاد دستورکار سیاستی در حوزه سیاست گذاری فناوری را داشته باشد. این ویژگی ها شامل ابعاد مختلفی از جمله نحوه بیان محتوا، بار احساسی، زمان انتشار و ویژگی های مرتبط با ساختار شبکه و تعامل کاربران است که در مجموع، به افزایش نفوذ و برجستگی موضوعات سیاستی منجر می شوند.
نتیجه گیری: پژوهش حاضر نشان می دهد که داده های رسانه های اجتماعی، به ویژه پُست های پُرنفوذ در پلتفرم ایکس، می توانند به عنوان منبعی ارزشمند برای شناسایی مسائل اولویت دار و شکل دهی به دستورکار سیاست گذاری علم و فناوری استفاده شوند. تمرکز بر مرحله دستورکارگذاری، امکان شناسایی ویژگی های مؤثر پُست های رسانه های اجتماعی را فراهم می سازد و می تواند مبنایی برای توسعه ابزارها و مدل های سیاست گذاری مبتنی بر داده های رسانه های اجتماعی در آینده باشد.
ارائه مدل تبلیغات پایدار با رویکرد فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت توسعه سبز سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
231 - 248
حوزههای تخصصی:
امروزه توسعه ی پایدار یکی از مباحث به روز و مهم در حوزه مدیریت و کسب وکار است. توسعه ی پایدار در حوزه های مختلف مدیریت بکار رفته است که یکی از آن ها مباحث مرتبط با تبلیغات پایدار است. با توجه به اهمیت و جایگاه تبلیغات پایدار در بین مصرف کنندگان، پژوهش حاضر به دنبال ارائه مدل تبلیغات پایدار است. پژوهش از نظر هدف کاربردی، از منظر گردآوری داده ها توصیفی و از منظر رویکرد کیفی است. این پژوهش با استفاده از روش فراترکیب انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها، اسناد و مدارک پژوهشی و کتابخانه ای گذشته می باشد، که با ارزیابی کیفی صورت گرفته، بررسی و انتخاب شده است. شیوه تحلیل داده ها، تحلیل محتوا است. یافته های پژوهش نشان می دهد، پیش ران های مؤثر بر تبلیغات پایدار در سه مقوله: عوامل مرتبط با مصرف کننده (دانش پایداری مصرف کننده و نگرش مصرف کننده به تبلیغات)؛ عوامل مرتبط با شرکت (محتوای تبلیغات پایدار، کانال توزیع تبلیغات پایدار، تصویر برند پایدار و تعامل پایدار با مصرف کننده)؛ عوامل مرتبط با بازار و جامعه (فرهنگ مصرف پایدار، رفتار بازار تبلیغات و رفتار رقبا) قرار می گیرند. تبلیغات پایدار در سه مقوله: توجه، علاقه و تمایل و پیامدهای تبلیغات پایدار در سه مقوله: پیامد برای مصرف کننده (تقویت نگرش پایداری و اشاعه تبلیغات پایدار)، پیامد برای شرکت (افزایش آگاهی از برند پایدار، اقناع پایداری عمومی و قصد خرید محصول پایدار)، پیامد برای بازار و جامعه (توسعه ی پایدار و ترویج سبک زندگی پایدار) قرار می گیرند.
تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۳ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
189 - 217
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش میانجی خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی در مدیریت آموزش و پرورش شهرستان مراغه انجام گرفته است. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از حیث روش، توصیفی- همبستگی می باشد. جامعه آماری پژوهش دربرگیرنده کادر اداری و آموزشی مدیریت آموزش و پرورش مراغه به تعداد 453 نفر است که براساس فرمول کوکران و نمونه گیری تصادفی طبقه ای، تعداد 209 نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در این پژوهش شامل 4 پرسشنامه استاندارد می باشد. به منظور بررسی وجود یا عدم وجود رابطه علّی بین متغیرهای پژوهش و سنجش تطابق داده های مشاهده شده با مدل مفهومی پژوهش، فرضیه ها با استفاده از مدل معادلات ساختاری و روش حداقل مربعات جزئی (PLS3) مورد بررسی قرار گرفتند. یافته های پژوهش نشان داد که مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر خودکارآمدی شغلی و آمادگی برای تغییر سازمانی تأثیر معناداری دارد. علاوه بر این، در سطح اطمینان 99 درصد، خودکارآمدی شغلی در تأثیر مدیریت جهادی و فرهنگ اخلاق مدار بر آمادگی برای تغییر سازمانی نقش میانجی ایفا می کند.
ارائه شبکه مضامین چالش های ناظر به تشکیلات داخلی صندوق های قرض الحسنه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی اسلامی سال ۱۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۳۴)
681 - 722
حوزههای تخصصی:
1. مقدمه و هدف صندوق های قرض الحسنه به عنوان یکی از نهادهای مهم در تأمین مالی خرد و پشتیبانی از اقشار کم درآمد، نقش مؤثری در تسهیل دسترسی به منابع مالی در خارج از نظام بانکی رسمی ایفا می کنند. با این حال، این صندوق ها با چالش هایی در ساختار و فرآیندهای داخلی مواجه اند که می تواند کارایی و اثربخشی آن ها را کاهش دهد. هدف این پژوهش، شناسایی و تحلیل جامع چالش های ناظر به تشکیلات داخلی صندوق های قرض الحسنه و ارائه چارچوبی منسجم برای تبیین این چالش ها است. 2. مواد و روش ها این پژوهش از نوع کاربردی بوده و با رویکرد کیفی و راهبرد تحلیل مضمون انجام شده است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با ۱۲ نفر از خبرگان علمی و ۳۱ نفر از مسئولان اجرایی صندوق های قرض الحسنه گردآوری و به وسیله نرم افزار MAXQDA تحلیل شد. در فرآیند تحلیل، ۲۲۹ کد اولیه استخراج و پس از تجمیع و پالایش، به ۱۳۸ مضمون پایه، ۳۱ مضمون سازمان دهنده و در نهایت ۶ مضمون فراگیر تبدیل گردید. شبکه مضامین نیز به منظور تبیین ساختار مفهومی چالش ها ترسیم شد. 3. یافته های تحقیق یافته ها نشان می دهد چالش های داخلی صندوق های قرض الحسنه در شش حوزه اصلی قابل طبقه بندی هستند: ۱) تخصیص منابع، ۲) ساختار و مدیریت، ۳) تجهیز منابع، ۴) نرم افزار حسابداری، ۵) درآمدزایی و پوشش هزینه ها، و ۶) گزارش دهی و اطلاع رسانی. این چالش ها در ارتباط با هم، بر کارکرد مالی و اجتماعی صندوق ها تأثیر می گذارند و می توانند پایداری فعالیت آن ها را تحت تأثیر قرار دهند. 4. بحث و نتیجه گیری نتایج پژوهش بیانگر آن است که استمرار و توسعه صندوق های قرض الحسنه نیازمند اصلاحات چندبعدی در ساختارهای مدیریتی، سازوکارهای تجهیز و تخصیص منابع، زیرساخت های فناوری اطلاعات، مدل های درآمدی و نظام گزارش دهی است. بنابراین، تدوین سیاست های حمایتی و نظارتی هدفمند و همچنین ایجاد سازوکارهای اجرایی استاندارد، می تواند در ارتقای پایداری و کارآمدی این نهادهای مالی مؤثر باشد.
تاثیر خطوط شکست هیئت مدیره برارزش دارایی های نقدی در شرکت-های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات حسابداری و حسابرسی تابستان ۱۴۰۴ شماره ۶۶
81 - 102
حوزههای تخصصی:
ساختار و ویژگی های فردی در عملکردگروه نقش اساسی دارد این ویژگی ها می تواند با شکست گروه، زیرگروه هایی ایجاد کند که گرایش های متضادی نسبت به یکدیگر داشته باشند. هیئت مدیره به عنوان رکن نظارتی نقش موثری در سیاست های کلی شرکت ایفاء می نماید و در واقع نمایندگی سهامداران را برعهده دارد. چنانچه ساختار این رکن شکسته شود هیئت مدیره نمی تواند نقش نظارتی خود را به درستی ایفاءکند و در نتیجه فرصتی مناسب برای مدیران در جهت سوءاستفاده از دارایی های نقدی ایجاد می شود. در این پژوهش با بازکردن جعبه سیاه هیئت مدیره به بررسی تاثیر رابطه استراتژیک بین دو عنصرکلیدی خطوط شکست هیئت مدیره و سطح نگهداشت دارایی های نقدی پرداخته شده است. در همین راستا نمونه ای مشتمل بر130 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب شده است. تجزیه و تحلیل و ارزیابی داده ها نشان می دهد شکست هیئت مدیره با دارایی های نقدی شرکت رابطه منفی و معناداری دارد. این تاثیر برای هر دو مفهوم قدرت و فاصله خطوط شکست نیز منفی و معنادار بوده است، در نتیجه خطوط شکست هیئت مدیره باعث تضعیف نقش نظارتی این رُکن می شود. این پژوهش به عنوان یک ساز و کار مهم حاکمیتی، می تواند هزینه های نمایندگی و تأثیر منفی شکست های هیئت مدیره بر دارایی های نقدی را کاهش دهد.
پایداری و گزارشگری پایداری شرکتی : دیدگاه متداول و اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات حسابداری و حسابرسی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۵۵
65 - 84
حوزههای تخصصی:
تقریباً همه بخشها ازجمله شرکتها درگیر موضوع پایداری هستند. شرکتها نقش مهمی در برنامه توسعه پایدار دارند و برای اطمینان از اینکه کسبوکارشان پایدار است گزارشگری پایداری را انجام میدهند. گزارشگری پایداری ابزاری است که ظرفیت بالقوهای برای بهبود شفافیت و قابلیت اطمینان اطلاعات برای سرمایهگذاران و ذینفعان دارد.
اگرچه استانداردها و مدلهای افشای مختلفی برای گزارشگری پایداری شرکتی ارائهشده است، ولی نتایج گزارشگری پایداری شرکتی در سطح مطلوبی نیست. از این واقعیت میتوان دریافت که مسائل حاد اجتماعی، تخریب محیطزیست و سایر تأثیرات خارجی منفی شرکتها هنوز به موضوعات اصلی در دنیای کنونی تبدیل نشدهاند؛ بنابراین، محرکهای گزارشگری پایداری آتی باید فراتر از رعایت اجباری استانداردها و رهنمودها باشد تا نیاز به انجام کارهای درست هدف اصلی گزارشگری پایداری باشد. در بازارهای مالی اسلامی گنجاندن آموزههای اسلامی در گزارشگری پایداری شاید بتواند شکاف مربوط به پایبندی به رویههای پایداری را پوشش دهد و شرکتهای اسلامی را به اقدامات پایداری بیشتر ترغیب کند. ازآنجاکه مفهوم فعلی گزارشگری پایداری مبتنی بر دیدگاههای فلسفی غربی است، امکان پاسخگویی کامل از این طریق به همه ذینفعان و خداوند متعال فراهم نمیشود؛ بنابراین استدلال میشود که نیاز به بازاندیشی در جریان اصلی گزارشگری پایداری وجود دارد تا جهانبینی اسلامی از گزارشگری پایداری تکامل یابد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه مفاهیم مرتبط با جریان اصلی و دیدگاه اسلامی پایداری و گزارشگری پایداری شرکتی است
عدم تأیید چک صیادی توسط دارنده در سامانه و چالش صادرکننده در دریافت دسته چک جدید: نقد راه کارهای حقوقی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه بازرگانی سال ۲۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۱۵
35 - 66
حوزههای تخصصی:
از زمان پیدایش چک صیادی، شاهد بروز سؤالات حقوقی و اقامه دعاوی جدید از جمله دعوای دارنده دال بر الزام صادرکننده چک به ثبت آن در سامانه صیاد بودهایم. بااینحال، روی دیگر این رابطة حقوقی - که تاکنون در ادبیات حقوقی ما مورد توجه و تحلیل قرار نگرفته است - فرضی است که صادرکننده، نیازمند اخذ دستهچک جدید است و برای این منظور باید بخش عمده چکهای صادره، منتهی به وصول یا دستکم تأیید چک توسط دارنده در سامانه صیاد شده باشد. اما در فروضی شاهد آنیم که چند دارنده بعد از اخذ لاشه کاغذی چک، بنا به هر دلیل موجه یا غیرموجه، از تأیید چک در سامانه صیاد امتناع میکنند و این امر، صادرکننده را - بخصوص در جایی که به دلیل شغلش نیازمند اخذ دستهچک جدید و صدور چکهای متعدد است - دچار مشکل میکند و این سؤال را مطرح مینماید که آیا دعوای صادرکننده علیه دارنده دال بر الزام به تأیید چک در سامانه، قابلیت استماع دارد؟ و در صورت قابلیت استماع، آیا میتوان راهکارهای قانونی جایگزین مطلوب تر و سریع تر به صادرکننده پیشنهاد داد؟ و آیا مقررات فعلی، ظرفیت پذیرش این راهکارهای پیشنهادی را دارند؟ این مقاله با روش کیفی و با استفاده از ابزار کتابخانهای و میدانی، درصدد بیان این فرضیه است که دعوای مورد بحث قابلیت استماع دارد و مقررات جاری کشورمان، ظرفیت پیشنهاد راهکار جایگزین و سریعتر را دارد. مقاله پیشرو در قالب دو بخش (گفتار نخست - بیان چالشها و گفتار دوم- ارائه راهکارها) درصدد پاسخ به سؤالات و اثبات فرضیههای فوق است.
حکمرانی اطلاعاتی از مسیر اشراف اطلاعاتی، آینده نگاری و تسلط اطلاعاتی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: در فضای پیچیده و پویای امنیتی معاصر، کارآمدی نظام های حکمرانی بیش از هر زمان دیگری به ظرفیت آن ها در تولید، تحلیل و بهره برداری هوشمندانه از اطلاعات وابسته است. در این میان، حکمرانی اطلاعاتی -به مثابه سازوکاری کلان- نقش محوری در پیشگیری از غافلگیری، تصمیم سازی راهبردی و مدیریت عدم قطعیت ایفا می کند. هدف از این پژوهش شناسایی و تبیین سازوکارهای حکمرانی اطلاعاتی با تمرکز بر پیوند چرخه ای اشراف اطلاعاتی، آینده نگاری اطلاعاتی و تسلط اطلاعاتی است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی–توسعه ای و از نظر روش شناسی کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد است. داده ها از طریق مصاحبه نیمه ساختاریافته با نُه نفر از خبرگان ارشد حوزه های اطلاعاتی، امنیتی و راهبردی گردآوری شد و تحلیل آن ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. اشباع نظری مبنای توقف نمونه گیری قرار گرفت. روایی پژوهش با بهره گیری از مثلث سنجی داده ها، بازبینی مشارکتی و ممیزی خارجی و پایایی آن از طریق بازبینی کدگذاری ها توسط خبرگان مستقل تأیید شد. یافته ها: یافته ها نشان می دهد حکمرانی اطلاعاتی فرایندی چرخه ای و چندلایه است که در آن، اشراف اطلاعاتی بستر رصد و فهم محیط، آینده نگاری اطلاعاتی امکان سناریوپردازی و مدیریت عدم قطعیت و تسلط اطلاعاتی ظرفیت اعمال قدرت شناختی و عملیاتی را فراهم می سازد. انسجام نهادی، مسئول سازی اطلاعاتی و جامعه اطلاعاتی سازمانی -به مثابه سازوکارهای پشتیبان- نقش تعیین کننده ای در پایداری این چرخه دارند. نتیجه گیری: مدل نهایی پژوهش چارچوبی تلفیقی و نظام مند برای حکمرانی اطلاعاتی پیش نگر ارائه می کند که می تواند تصمیم گیری هوشمند، پیش دستی راهبردی و تاب آوری نهادی را در نظام های امنیتی و انتظامی تقویت کند. این چارچوب قابلیت تبدیل به سیاست های اجرایی، برنامه های آموزشی و شاخص های ارزیابی عملکرد را دارد.
ارائه چارچوبی برای تاب آوری صنعت هوانوردی کشور(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بهبود مدیریت سال ۱۹ زمستان ۱۴۰۴شماره ۴ (پیاپی ۷۰)
34 - 60
حوزههای تخصصی:
صنعت هوانوردی، به عنوان یکی از زیرساخت های حیاتی حمل و نقل کشور نقش تعیین کننده ای در پایداری اقتصادی و تداوم خدمات در شرایط بحرانی دارد. پژوهش حاضر از نظر جهت گیری، کاربردی بوده و از حیث روش شناسی، یک مطالعه کمی است. جامعه نظری پژوهش،مدیران و متخصصان صنعت هوانوردی بوده و نمونه گیری به صورت متفاوتی انجام شد. دو گام نخست، از طریق مرور پیشینه و مصاحبه با خبرگان، 22 عامل شناسایی شد. در ادامه با بکارگیری روش دلفی فازی، عوامل پژوهش غربال شدند. 9 عامل دارای عدد دی فازی مطلوبی بودند و برای اولویت بندی نهایی انتخاب شدند. عوامل غربال شده با روش واسپاس فازی ارزیابی شدند. یافته ها نشان داد که عوامل تقویت و توسعه استارتاپ های فعال در صنعت هوانوردی، همکاری با شرکت های فناور در انتقال دانش و توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات در شرکت های هواپیمایی به ترتیب از بالاترین اولویت برخوردارند. براساس نتایج بدست آمده، پیشنهاد می شود تمرکز سیاست گذاران بر توسعه زیست بوم نوآوری، ارتقاء زیرساخت های فناورانه و توانمدسازی سرمایه انسانی متخصص در جهت افزایش تا ب-آوری بلندمدت این صنعت باشد.
ارائه مدل کیفیت عملکرد شغلی کارکنان مبتنی بر فاکتورهای دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۲۵)
346 - 362
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش ارائه مدل کیفیت عملکرد شغلی کارکنان مبتنی بر فاکتورهای دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گراا ست، روش پژوهش با توجه به هدف آن، کاربردی و از حیث شیوه اجرا، کمی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی- همبستگی می باشد. کارکنان دانشگاه های ازاد اسلامی قطب 8 کشور که به تعداد 1032 نفر به عنوان جامعه آماری استفاده شده است. همچنین حجم نمونه آماری با استفاده ازجدول کرجی و مورگان به تعداد 284 نفر برآورد شد و روش نمونه گیری در این مرحله به روش تصادفی ساده صورت پذیرفت. جهت گردآوری داده های پژوهش از پرسشنامه استاندارد بر اساس طیف 5 درجه ای لیکرت استفاده شد. روایی محتوایی ابزار توسط متخصصین و خبرگان تایید و برای سنجش پایایی ابزار، روش آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی مورد استفاده قرار گرفته است. با توزیع پرسشنامه، روایی ابزار با روش روایی سازه (مدل بیرونی)، روایی همگرا (AVE) و روایی واگرا سنجیده شده است. مقدار AVE برای تمامی متغیرهای باید بزرگ تر از 5/0 باشد. برای تجزیه وتحلیل داده ها از نرم افزارSPSS و PLS استفاده شد، نتایج نشان داد که بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با نحوه ی انجام وظایف شغل و کیفیت آن با کارکنان ارتباط معناداری وجود دارد، بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با میزان تعهد کارکنان به کار و مسئولیت پذیری ارتباط معناداری وجود دارد. بین دلبستگی شغلی و رفتار مثبت گرا با میزان تلاش کارکنان در جهت تحقق اهداف سازمان ارتباط معناداری وجود دارد.
استراتژی معاملات زوجی با یادگیری ماشینی در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
468 - 484
حوزههای تخصصی:
هدف: جهت استفاده از کاربردهای هوشمندانه مالی در فرآیند طاقتفرسای شناسایی اوراق بهادار از نقطهنظر ارزشگذاری در تصمیمگیری معاملات با توجه به ایده قیمتگذاری نسبی، داشتن یک استراتژی قوی نسبت به شرایط مختلف بازار سرمایه پیشنهاد میشود. علاقه مشارکتکنندگان بازار به مدلهای معاملاتی کمی، منجر به افزایش استفاده از استراتژیهای آربیتراژ آماری، از جمله معاملات زوجی شد که طی دو مرحله، شناسایی دو ورقه بهادار (یک زوج) و کشف بینظمی در شکاف قیمتی بین آنها (انجام معامله) است.
روششناسی پژوهش: از یادگیری ماشینی میتوان برای تعیین فضای جستوجو جهت گروهبندی اوراق بهادار مرتبط در خوشهها و شناسایی زوجهای برتر درون آنها استفاده نمود. از طرفی پس از یافتن شکاف قیمتی زوجها، امکان دارد حتی پس از باز کردن یک موقعیت در بازار، واگرایی وجود داشته باشد و احتمالا سرمایهگذار شاهد کاهش ارزش سبدش باشد. در این مورد میتوان از یک مدل معاملاتی مبتنی بر پیشبینی سریزمانی استفاده نمود تا ضمن افزایش بازده، تعداد روزهای کاهش ارزش سبد کاهش یابد.
یافتهها: در خوشهبندی با استفاده از مدل OPTICS، شاهد تعداد معاملات کمتری (4) در ازای شناسایی درصد بالاتر زوجهای سودآور (100) همراه با نسبت شارپ بالاتر (10.25) بودیم. با استفاده از یادگیری عمیق و مدل LSTM در ارایه سیگنالهای معاملاتی، نتایج خاطرنشان میسازند این مدل در مقایسه با مدل استاندارد پایه، در بازار سرمایه ایران چندان موفق عمل نکرده است.
اصالت/ارزشافزوده علمی: تواتر زمانی 5دقیقهای دادهها، بازدههای خالص با احتساب هزینههای معاملاتی و استفاده از یادگیری ماشینی برای هر دو مرحله این استراتژی، از موارد نوآورانه این مقاله است.
بررسی رابطه بین سرمایه اجتماعی، حکمرانی خوب و توسعه انسانی: مطالعه ای مقایسه ای در کشورهای اسکاندیناوی با استفاده از مدل معادلات ساختاری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
89 - 124
حوزههای تخصصی:
توسعه انسانی در کشورهای توسعه یافته، همچنان تحت تأثیر عوامل نهادی و اجتماعی گوناگون از جمله سرمایه اجتماعی و کیفیت حکمرانی قرار دارد. این پژوهش به بررسی روابط علی میان سرمایه اجتماعی، حکمرانی خوب و توسعه انسانی در دو کشور اسکاندیناوی شامل سوئد و دانمارک می پردازد. هدف اصلی مطالعه، تحلیل ساختاری این روابط در بستر نظام های حکمرانی نسبتاً کارآمد و سرمایه اجتماعی نهادینه شده است. برای آزمون مدل نظری، از روش مدل سازی معادلات ساختاری مبتنی بر کمترین مربعات جزئی (PLS-SEM) در نرم افزار SMART-PLS استفاده شده است. دوره زمانی مطالعه، بر اساس دسترسی به داده ها، سال های 2000 تا 2022 را دربر می گیرد. داده های مربوط به سرمایه اجتماعی از پیمایش ارزش های جهانی، شاخص های حکمرانی خوب از بانک جهانی و شاخص های توسعه انسانی از گزارش های سازمان ملل متحد استخراج شده اند. نتایج پژوهش نشان می دهند که رابطه میان سرمایه اجتماعی و توسعه انسانی عمدتاً مثبت و قوی است. در عین حال، رابطه بین سرمایه اجتماعی و حکمرانی خوب در دانمارک و سوئد منفی. همچنین، حکمرانی خوب رابطه ای ضعیف یا منفی با توسعه انسانی دارد که می تواند ناشی از اشباع نسبی شاخص های رفاه در این کشورها باشد. یافته ها حاکی از آن اند که در جوامع با سطوح بالای حکمرانی، سرمایه اجتماعی همچنان نقشی کلیدی در ارتقای کیفیت زندگی ایفا می کند و باید در سیاست گذاری های اجتماعی و توسعه ای مورد توجه قرار گیرد.
رویکرد دانشگاه های نسل پنجم به مارپیچ پنج گانه: مطالعه تطبیقی دانشگاه اکسفورد، دانشگاه ملی سنگاپور (NUS)، مؤسسه فناوری ماساچوست (MIT)
منبع:
مدیریت دانشگاهی سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
161 - 133
حوزههای تخصصی:
در جهان پرتحول امروز، دانشگاه ها دیگر فقط نهادهای آموزشی نیستند، بلکه به کانون هایی برای حل مسائل پیچیده جهانی بدل شده اند. ظهور دانشگاه های نسل پنجم پاسخی است به این نیاز جدید؛ نهادهایی که با تعامل میان دانشگاه، صنعت، دولت، جامعه مدنی و محیط زیست، نقش چندگانه ای در توسعه پایدار، نوآوری اجتماعی و رهبری فکری ایفا می کنند. پژوهش حاضر با هدف تحلیل رویکردهای عملی دانشگاه های نسل پنجم، به بررسی موردی سه نمونه برجسته جهانی دانشگاه آکسفورد، دانشگاه ملی سنگاپور و مؤسسه فناوری ماساچوست پرداخته است. مطالعه از نوع مرور و تحلیل نظام مند است. ابتدا ۱۹۰ مقاله علمی مرتبط از پایگاه های معتبر شناسایی شد و پس از غربال گری37 مقاله برای تحلیل نهایی انتخاب گردید. تجزیه و تحلیل محتوای این منابع نشان داد که دانشگاه های منتخب با بهره گیری از مدل های بین رشته ای، تمرکز بر چالش های جهانی، دیپلماسی علمی و پیوند مؤثر با جامعه، توانسته اند الگوی نسل پنجم را به طور عملی پیاده سازی نمایند. یافته ها بیانگر آن اند که تحقق دانشگاه نسل پنجم مستلزم تحول در سیاست گذاری های آموزشی، بازنگری در ساختارهای مدیریتی و توسعه اکوسیستم های مشارکتی است. این مقاله با تبیین عناصر کلیدی نسل پنجم دانشگاه ها، می تواند به عنوان نقشه راهی برای تصمیم گیرندگان حوزه آموزش عالی، به ویژه در ایران، مورد استفاده قرار گیرد تا بستری برای نهادسازی هوشمندانه، پاسخ گویی اجتماعی و آفرینش ارزش پایدار فراهم آید.
ارائه مدل کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
193 - 220
حوزههای تخصصی:
قرارگیری بیش از 30 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی و مواجه با تأثیرات تغییرات اقلیمی، کاهش منابع و نابرابریهای اجتماعی، ضرورت تقویت شوراهای محلی را نشان میدهد. توسعه پایدار صرفاً به منابع طبیعی یا اقتصادی وابسته نیست؛ بلکه به توانایی مدیریت مؤثر نیز متکی است. برای مواجهه با این چالشها، بهرهگیری از یک رویکرد جامع به توسعه یعنی توسعه دیجیتال در مدیریت نیاز است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل نظری-الگوریتمی کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایم تفسیر-انتقادی، از نظر رویکرد آمیخته، از نظر روش جمعآوری دادهها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری بخش کیفی مقالات مرتبط بود که با روش مرور حیطهای، 25 مقاله انتخاب شد. مضامین با تکنیک تحلیل مضمون شناسایی شد. جامعه آماری بخش کمی، دهیاران و اعضای شوراهای محلی استان مازندران بودند. بهصورت هدفمند و در دسترس، 20 نفر از اعضای شوراها انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، دادههای میدانی و دادههای ثانویه از 20 روستای در دسترس جمعآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با شاخصهای مقادیر CVR و CVI، و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی، پایایی با آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی (شبکه عصبی، تحلیل چندمعیاره، رگرسیون فازی)، با تمرکز بر 3 محور بخش مدیریت پایدار (کشاورزی هوشمند، مدیریت منابع آب، انرژیهای تجدید پذیر) مدلسازی کمی و پیشبینی الگوهای مدیریت پایدار روستایی در این 3 محور انجام شد. اعتبار مدل کمی با شاخصهای آماری تایید شد. مدل نظری شامل 4 مضمون سازمان دهنده، 10 مضمون پایه و 28 کد بود. مدل نظری نشان داد کارآمدی شوراها با تقویت 4 عملکرد تصمیمگیری، پیشبینی، تقویت مشارکت، نظارت و ارزیابی ارتقا مییابد. این 4 عملکرد میتواند با بهرهگیری از فرصتهایی که هوش مصنوعی ایجاد میکند، تقویت شود. مدل الگوریتمی نشان داد که از نظر دهیاران و شوراها، مدیریت منابع آب نسبت به کشاورزی هوشمند و انرژی تجدید پذیر اولویت دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی میتواند کارآمدی شوراهای محلی را در مدیریت پایدار بهطور معناداری افزایش دهد. این نتایج ضمن همسویی با نتایج پژوهشهای پیشین، با ترکیب دو مدل نظری و الگوریتمی، مدلی بومی ارائه داد. این مدل پیوند بین مفاهیم مدیریتی و فناورانه را ایجاد کرد که این ادغام سبب ارائه مدل یکپارچه شد که نسبت به روش مدیریت سنتی که دهیاران و شوراها قبلا داشتهاند میتواند دقت و جامعیت بیشتری به تصمیمات و عملکرد آنها برای ارائه خدمات روستایی و بهویژه مدیریت منابع آب بدهد.
تحلیل تجربی نظریه بازار تطبیقی در بازار سرمایه ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
371 - 400
حوزههای تخصصی:
اهمیت مطالعه در خصوص کارایی بازار سرمایه ایران باعث گردیده تا مطالعه حاضر با هدف تحلیل تجربی نظریه بازار تطبیقی در بازار سرمایه ایران دنبال شود. بنابراین در این پژوهش تلاش شده است تا با الهام از مدل پیاز تحقیق سندرز و تمرکز بر معاملات صورت پذیرفته در بازار و نوسانات شاخص، این هدف با تحلیل رفتارهای خلاف قاعده مورد واکاوی قرار گیرد. مطالعه حاضر از نوع توصیفی- تحلیلی و از منظر هدف، کاربردی است. در لایه استراتژی تحقیق، استراتژی تحلیل آرشیوی و کمی انتخاب شده است. لایه انتخاب ها، روش تک روشی کمی را شامل می شود. در نهایت، لایه مرکزی، تکنیک ها و پروسیجرها، شامل ترکیب شبکه عصبی پرسپترون چندلایه با الگوریتم چرخه آب برای بهینه سازی پارامترها در نرم افزار پایتون است. داده ها شامل متغیرهایی مانند قیمت بسته شدن، بازده لگاریتمی، میانگین های متحرک، نوسان، RSI، حجم معاملات و اثرات تقویمی بوده است. دقت مدل ها با منحنی راک سنجیده شده و تفاوت های معنادار نتایج با آزمون ویلکاکسون ارزیابی گردیده است. یافته ها نشان می دهد که میزان انطباق رفتار بازار سرمایه ایران با فرضیه بازار تطبیقی در مقایسه با فرضیه بازار کارا سنتی است، زیرا آزمون های استقلال بازده (مانند همبستگی خودکار نزدیک به صفر) از فرضیه بازار کارا حمایت می کند، اما عملکرد مدل MLP-WCA با دقت ۷۸٪ و AUC=0.825، همراه با الگوهای ضعیف در RSI و مومنتوم، حاکی از توضیح بهتر رفتار بازده توسط فرضیه بازار سنتی است. همچنین نتایج نشان دهنده تأثیر قابل توجه رفتار سرمایه گذاران بر تغییرات ارزش و بازده سهام است. نتایج نشان می دهد که استراتژی خرید و نگهداری با بازده تجمعی ۲.۶۶۵ عملکرد بهتری نسبت به قاعده میانگین متحرک ساده با بازده ۱.۴۷۵ و نسخه ترکیبی میانگین متحرک با حجم با بازده ۰.۲۸۲ داشته است.
بررسی رابطه میان رهبری تحول گرا و کارآفرینی سازمانی با تأکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های رهبری آموزشی سال ۹ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۳۶
117 - 150
حوزههای تخصصی:
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میان کارآفرینی سازمانی و رهبری تحول گرا با تاکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در اداره آموزش و پرورش شهر بهنمیر است. این پژوهش از لحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی، و براساس روش گردآوری داده ها، همبستگی است که به صورت مقطعی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش نیز شامل 290 نفر از کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر بهنمیر می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، 169 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای گردآوری داده ها از پرسش نامه استفاده شد. این پرسشنامه ها در سه بخش اصلی تنظیم گردید: نامه همراه، اطلاعات جمعیت شناختی، و پرسش های مرتبط با متغیرهای پژوهش. در نهایت داده های مستخرج از آن نیز به وسیله نرم افزارهای SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که رهبری تحول گرا (27/0+)، یادگیری سازمانی (36/0+) و فرهنگ نوآوری (22/0+) تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی سازمانی دارند. همچنین، نتایج نشان داد که این تأثیرات مثبت و معنادار در اثرگذاری رهبری تحول گرا بر یادگیری سازمانی (69/0+) و رهبری تحول گرا بر فرهنگ نوآوری (70/0+) نیز به طور چشمگیری مشاهده شد. در نهایت، نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در رابطه بین کارآفرینی سازمانی و رهبری تحول گرا تأیید شد. این نتایج نشان دهنده اهمیت نقش رهبری تحول گرا در تقویت یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری برای ارتقاء کارآفرینی سازمانی است.
الگوی مدیریت بهسازی منابع انسانی بر اساس آموزه های نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: هدف تحقیق، شناسایی مؤلفه های مدیریت بهسازی منابع انسانی بر اساس آموزه های نهج البلاغه بود که با روش تحلیل محتوا استقرایی بر پایه تحلیل خطبه ها، نامه ها و حکمتهای نهج البلاغه بود. روش: روش تحلیل داده ها، کدگذاری سه مرحله ای، شامل کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی بود. در نهایت برای درک بیشتر نتایج، مدل نهایی تحقیق بر اساس الگوی کوربین و استراوس طراحی شد. یافته ها: یافته های تحقیق شامل 155 مفهوم، 42 مؤلفه و چهار بُعد بود. مؤلفه های شناسایی شده، شامل بهسازی فنی، بهسازی رفتاری، بهسازی نگرشی و بهسازی ارتباطی بود. نتیجه گیری: بهسازی فنی و بهسازی رفتاری در دسته عوامل اصلی، بهسازی نگرشی در دسته عوامل میانجی و بهسازی ارتباطی در دسته عوامل زمینه ای قرار گرفتند. همچنین شخصیت پروری، تفکر انتقادی و آموزش چندجانبه، به عنوان راهبردها و اثربخشی سازمانی؛ محبوبیت سازمانی و انعطاف پذیری سازمانی نیز به عنوان پیامدهای آن شناسایی شدند.
ارزیابی ظرفیت های بلاکچین ترکیبی برای طراحی و پیاده سازی ارزهای دیجیتال بانک مرکزی (CBDC)
حوزههای تخصصی:
تحولات سریع در حوزه فناوری های مالی، به خصوص پیشرفت های چشمگیر در بلاک چین، باعث شده ساختارهای سنتی نظام پولی با چالش ها و فرصت های تازه ای روبرو شوند. در این میان، ارزهای دیجیتال بانک مرکزی ، به عنوان نوآوری های کلیدی و استراتژیک، توجه زیادی از سوی سیاست گذاران مالی در سطح جهان به خود جلب کرده اند. این ارزها که توسط نهادهای مرکزی صادر می شوند، ظرفیت بالایی برای افزایش شفافیت مالی، کاهش هزینه های تراکنش ها و ساده تر کردن نظارت بر جریان نقدینگی دارند. در این مقاله، تمرکز ما بر بررسی قابلیت ها و ظرفیت های بلاک چین ترکیبی در طراحی و اجرای CBDC است. بلاک چین هیبریدی با ترکیب ویژگی های بلاک چین های عمومی و خصوصی، شرایط مناسبی برای ایجاد تعادل بین شفافیت عمومی و کنترل مرکزی فراهم می کند. همچنین، با الهام از مدل پیشنهادی در پایان نامه کارشناسی ارشد با عنوان ثبات، ساختاری سه لایه متشکل از پشتوانه طلا، ضمانت نامه های بانکی و زیرساخت فناورانه تحلیل شده است. روش تحقیق مبتنی بر رویکرد ترکیبی و تکنیک دلفی بوده و با همکاری ۱۴ نفر از خبرگان حوزه های حقوق، اقتصاد و فناوری اطلاعات انجام شده است. نتایج نشان می دهد که استفاده از بلاک چین ترکیبی نه تنها می تواند چارچوبی امن و انعطاف پذیر برای انتشار و مدیریت CBDC ایجاد کند، بلکه با تلفیق پشتوانه های فیزیکی مانند طلا، به افزایش اعتماد عمومی و پایداری مالی نیز کمک می کند. بنابراین، مدل بومی ثبات می تواند به عنوان الگویی عملیاتی برای کشورهایی با شرایط اقتصادی مشابه ایران، مورد استفاده قرار گیرد.