فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۰۶۱ تا ۲٬۰۸۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
113 - 135
حوزههای تخصصی:
هدف مطالعه حاضر طراحی مدل ارزیابی ریسک های صنعت لجستیک در ایران است. این پژوهش بنیادی و به لحاظ روش، ترکیبی (کیفی و کمی) است. ابتدا با مرور نظام مند سه مرحله ای اسناد علمی، مدل با رویکرد کیفی تحلیل مضمون از داخل اسناد مزبور استخراج شد. بطوریکه با جستجوی پایگاه های علمی معتبر، 1103 سند مشخص شد که طی سه بار غربال بر اساس ارتباط عنوان، چکیده و بررسی متن کامل با رویکرد مرور نظام مند، به 62 فقره سند تقلیل یافت و به عنوان نمونه کیفی لحاظ گردید. یافته های تحلیل محتوای مضمونی پس از بررسی روایی و پایایی در 9 مضمون کلان و 50 مضمون فرعی از میان 850 فقره مشاهدات در قالب کدهای باز و در چندین مرحله بازبینی استخراج شد. در بخش کمی، مدل حاصل شده در گام قبلی به صورت پرسش نامه تنظیم و پس از بررسی روایی و پایایی، مابین متخصصین فعال در زمینه صنعت نفت و گاز توزیع شد. پس از گردآوری داده ها، مدل کیفی با رویکرد آماری تحلیل عاملی تأییدی ارزیابی و تأیید شد. ابعاد مدل مزبور عبارت اند از: کیفیت راهبری، قابلیت های زیربنایی، ساختاری و سازمان دهی، ارزیابی و بازخورد گیری، کیفیت ارتباطات، کیفیت منابع، تسهیل کننده های مدیریت دانشی، آگاهی و حمایت اجتماعی، توانایی یکپارچه سازی فرایندها بین عوامل و اجزای زنجیره و تسهیل کننده های ارتقای پایداری در زنجیره. نتایج نشان می دهد که ایجاد یک مدل جامع برای ارزیابی ریسک های لجستیک می تواند به بهبود عملکرد زنجیره تأمین و افزایش تاب آوری در برابر چالش ها کمک کند. پیشنهادهای تحقیق می تواند به تصمیم گیرندگان در صنعت لجستیک کمک کند تا ریسک ها را به طور مؤثرتری مدیریت کنند.
تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی: یک مطالعه پیمایشی در شهرداری مشهد(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
رویکردهای نو در مدیریت دولتی دوره ۲ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
117 - 136
حوزههای تخصصی:
این پژوهش به تبیین ارتباط رهبری اخلاق مدار بر نوآوری در مدیریت شهری با نقش میانجی انعطاف پذیری شناختی در شهرداری مشهد پرداخته است. روش تحقیق به صورت پیمایشی با استفاده از پرسش نامه استاندارد و نمونه گیری تصادفی ساده با حجم نمونه ۱۰۸ نفر انجام شد. نتایج تحلیل ها نشان داد که رهبری اخلاق مدار تأثیر مثبت و معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری و انعطاف پذیری شناختی دارد. همچنین، انعطاف پذیری شناختی به طور معناداری بر نوآوری در مدیریت شهری تأثیرگذار است. مقادیر همبسنگی برای روابط رهبری اخلاق مدار و نوآوری در مدیریت شهری (0.72)، رهبری اخلاق مدار و انعطاف پذیری شناختی (0.68)، و انعطاف پذیری شناختی و نوآوری در مدیریت شهری (0.55) نشان دهنده همبستگی های قوی است. شاخص های برازش مقایسه ای، تاکر - لوئیس، خطای مربع میانگین تقریب و نسبت کای - مربع به درجه آزادی نشان دهنده برازش خوب مدل تحقیق بودند. تمامی فرضیه های تحقیق تأیید شدند، که گواهی بر اعتبار نتایج است. از جمله محدودیت های این پژوهش، تمرکز صرف بر شهرداری مشهد و استفاده از پرسشنامه های خوداظهاری است که می تواند دقت و تعمیم پذیری نتایج را تحت تأثیر قرار دهد. این پژوهش به مدیران شهری توصیه می کند تا با تقویت این نوع رهبری، فرآیندهای نوآورانه را در سازمان های شهری ارتقا دهند.
رتبه بندی تفسیری و توسعه اثربخش مکانیزم های افشا برمبنایِ ویژگی های شخصیتی مدیران مالی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
یکی از پایه های اساسی موفقیت شرکت ها داشتن مدیران شایسته و کارآمد می باشد، شایستگی مدیران بیش از آنکه تابع معلومات و مهارت هایشان باشد، به نوع رفتار، ویژگی های شخصیتی و نگرش آنان وابسته است. افشا داوطلبانه ایجادِ شفافیت های اطلاعاتی برای سرمایه گذاران جهتِ اتخاذِ تصمیم گیری های مالی و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی را در بر داشته است. هدف این پژوهش توسعه اثربخش افشا داوطلبانه برمبنایِ ریسک های سرمایه گذاران شرکت های بازار سرمایه ایران می باشد. در این پژوهش به منظور شناسایی مولفه ها (ابعادِ افشا) و گزاره های پژوهش (مضامین ویژگی های شخصیتی مدیران مالی) از تحلیل فراترکیب و با مشارکت ۱۵ نفر از خبرگان رشته حسابداری در سطح دانشگاهی استفاده شد. در بخش کمی مولفه ها و گزاره های شناسایی شده در قالب پرسشنامه های ماتریسی توسط ۲۰ نفر از مدیران مالی شرکت های بازار سرمایه مورد ارزیابی رتبه بندی تفسیری (IRP) قرار گرفتند. نتایج پژوهش نشان داد، گزاره ی مسئولیت پذیری و خودکنترلی به عنوان تاثیرگذارترین مضامین که باعث تقویتِ تمرکز بر مکانیزم های قانونیِ به عنوان مولفه ی پارادایم افشا می شود. این نتیجه نشان می دهد تحتِ وجودِ مسئولیت پذیری و خودکنترلی مدیران شرکت ها، اهمیتِ وجودِ مکانیزم های قانونی در افشا می تواند به افزایشِ شفافیت های اطلاعاتی جهت حفاظت از منافع سرمایه گذارانِ منجر شود.
ارائه الگوی زنجیره ارزش کارآفرینانه در بوم گردی های استان گلستان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مدیریت سبز دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
62 - 80
حوزههای تخصصی:
هدف پژوهش حاضر ارائه الگوی زنجیره ارزش کارآفرینانه در بومگردی های استان گلستان بود. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از حیث روش اجرا، توصیفی- پیمایشی بود که با رویکرد آمیخته اکتشافی انجام شده است. جامعه آماری در مرحله کیفی 15 نفر از خبرگان دانشگاهی و تجربی بودند که به روش غیرتصادفی هدفمند انتخاب شدند و در مرحله کمی، کلیه صاحبان کسب و کارهای بوم گردی استان گلستان به تعداد 140 نفر بودند که حجم نمونه مطابق جدول کرجسی و مورگان 103 نفر تعیین و برای نمونه گیری از روش تصادفی ساده استفاده شد. به منظور شناسایی متغیرها از روش داده بنیاد و برای تعیین برازش الگو از روش معادلات ساختاری با نرم افزار Smart PLS3 استفاده شده است. نتایج داده بنیاد نشان دادند شرایط علی (آموزش کارافرینانه، مشاوره کارآفرینانه، عوامل انگیزشی و تامین منابع مالی)، شرایط مداخله گر (محیط اقامتی و کیفیت منابع انسانی)، شرایط زمینه ای (زیرساخت های اساسی، سیاست ها و حمایت های دولت و فرهنگ کارآفرینانه)، راهبردها (تدوین برنامه های کسب و کار و بازاریابی کارآفرینانه) و پیامدها (پایداری اقتصادی، پایداری اجتماعی و فرهنگی، پایداری اکولوژیکی و پایداری مقصد گردشگری) می باشند. همچنین نتایج معادلات ساختاری نشان داد الگوی زنجیره ارزش کارآفرینانه در بومگردی های استان گلستان دارای برازش مناسبی است.
مطالعه نقش رهبری اصیل بر خودکارآمدی کارکنان شرکت های سهامی بیمه ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
نیروی انسانی در هر سازمانی، رکن اساسی رشد و پیشرفت آن است لذا توجه به خودکارآمدی آنان می تواند منجر به ارتقای عملکرد آنها و در نتیجه بهبود جایگاه سازمان شود. در این بین سبک رهبری مدیران می تواند تأثیر زیادی در خودکارآمدی کارکنان داشته باشد. رهبری اصیل با تسهیل کیفیت بالاتر روابط در سازمان، می تواند نقش مهمی در این زمینه داشته باشد لذا هدف این پژوهش مطالعه نقش رهبری اصیل بر خودکارآمدی کارکنان شرکت های سهامی بیمه ایران است. این پژوهش، یک از پژوهش کمی است. از نظر هدف کاربردی و از نظر استراتژی یک پژوهش توصیفی از نوع پیمایشی و علی- معلولی می باشد. جامعه آماری این تحقیق عبارت است از کارکنان شرکت بیمه ایران در شهر کرمان که با توجه به محدود بودن جامعه از فرمول کوکران برای جامعه محدود استفاده شد و تعداد 450 نفر مشخص شد که به شیوه ی خوشه ای انتخاب می شود. ابزار پژوهش پرسشنامه بود. به نظر می رسد زهبری اصیل، به طور کلی می تواند با ایجاد آگاهی در رابطه با نقاط ضعف و قوت، استفاده از مجموع نظرات افراد و بیان حقایق به صورت صریح، خودکارآمدی را در کارکنان تقویت کند و ارتقا دهد.
طراحی مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
69 - 95
حوزههای تخصصی:
هدف: اقناع یکی از ویژگی های مهم رشد و توسعه سازمان هاست و همواره، به عنوان ویژگی مهم سازمان های مؤثر در نظر گرفته می شود. اقناع فعالیتی است که اقناعگر می کوشد تا متقاعدشونده را ترغیب کند تا عملی را انجام دهد یا اطلاعات معینی را باور کند. از طرف دیگر، خلاقیت و تولید افکار و اندیشه های جدید مدیران و کارکنان سازمانی، اهمیت ویژه ای دارد و در سازمان از جایگاه والایی برخوردار است؛ از این رو سازمان هایی موفق هستند که بتوانند در دنیای پُررقابت کنونی، ادامه حیات بدهند و به طور دائم افکار و اندیشه های جدید را در سازمان به کار ببرند. اقناع در صنایع خلاق را می توان، میزان اطمینان کارکنان به توانایی خود در متقاعدکردن دیگران برای پذیرش و فراگرفتن ایده های جدید خود (یا دیگران) دانست. با توجه به رشد روز افزون فناوری و همچنین پیشرفت در فضای دیجیتال، صنایع خلاق رسانه ای، یکی از صنایع بزرگ و مؤثر در جهان شناخته می شوند. پژوهش حاضر با هدف طراحی مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای با توجه ویژه به اتاق خبر انجام شده است.
روش: پژوهش حاضر از نظر نحوه گردآوری داده ها، در گروه پژوهش های کیفی تحلیل مضمون طبقه بندی می شود. در این پژوهش با شناسایی جنبه های متعدد پدیده مدنظر، امکان تدوین مدل مفهومی فراهم شده است؛ بنابراین ابتدا با روش مرور ادبیات، به شناسایی و استخراج مؤلفه های موجود مدل اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای، از میان منابع و مطالعات و اسناد موجود پرداخته شد؛ سپس با خبرگان تجربی یا دانشگاهی مصاحبه انجام شد. جامعه آماری پژوهش برای انجام مصاحبه ها، خبرگان و صاحب نظران آشنا به حیطه رسانه، اقناع، صنایع خلاق رسانه ای و اتاق خبر بودند. در این پژوهش ضمن هدفمند بودن روش نمونه گیری، از روش قضاوتی نیز بهره گرفته شد. جمع آوری اطلاعات تا زمان به اشباع رسیدن داده ها ادامه پیدا کرد و بعد از انجام ۱۴ مصاحبه، اشباع نظری حاصل شد. نتایج به کمک نرم افزار مکس کیودا (۲۰۱۸) تحلیل شد. روایی و پایایی بر اساس معیارهای قابلیت اعتبار یا باورپذیری، بررسی توسط اعضا (مصاحبه شوندگان)، سه سویه سازی منابع داده ها، تحلیل موارد منفی و قابلیت انتقال پذیری صورت گرفت.
یافته ها: در این پژوهش هفت مقوله فراگیر و ۶۹ مضمون سازمان دهنده شناسایی و استخراج شد. مقوله های فراگیر عبارت اند از: خصوصیت ها و ویژگی های روان شناختی رسانه، مهارت های اجتماعی و ارتباطی رسانه، نحوه نگرش کارکنان رسانه، میزان انگیزش کارکنان رسانه، دانش و مهارت های اقناعی رسانه، ساختار محیط داخلی کار رسانه، محیط بیرونی سازمان رسانه.
نتیجه گیری: مؤلفه های مؤثر در بروز اقناع کارکنان در صنایع خلاق رسانه ای را می توان در سطح فردی، سازمانی و همچنین برون سازمانی همانند مخاطبان/ مشتریان طبقه بندی کرد. در این راستا می توان گفت این افراد هستند که با ایجاد اشتراک میان ویژگی های فردی و شخصیتی خود، خصوصیت های سازمانی و همچنین دیدگاه ها و ویژگی های مخاطب/ مشتری خود و سطح مشخصی از اقناع را از خود بروز می دهند.
بررسی تأثیر ویژگی های محتوای منتشرشده بر مشارکت مشتری در شبکه های اجتماعی با رویکرد داده کاوی: مورد مطالعه شبکه اجتماعی اینستاگرام(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت بازرگانی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
201 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف: با نقش روزافزون رسانه های اجتماعی در رشد دیجیتال مارکتینگ، به عنوان یکی از روندهای بازاریابی بسیار مهم و پیش بینی ناپذیر امروزه، پلتفرم های خاصی مانند فیسبوک و اینستاگرام به ابزارهای ضروری در حوزه تبلیغات و بازاریابی تبدیل شده اند. این نشان می دهد که اینستاگرام از نظر پلتفرم های رسانه های اجتماعیِ پیشرو که توسط متخصصان بازاریابی و صاحبان برند استفاده می شود، پس از فیسبوک در رتبه دوم قرار دارد. حجم گسترده محتوای تبلیغاتی و بازاریابی تولید شده در شبکه های اجتماعی، باعث شده است که صاحبان کسب وکارها، این محتوا را به گونه ای تهیه کنند که برای مخاطبان هدف جالب توجه باشند و به این طریق میزان مشارکت را در صفحات کسب وکار خود افزایش دهند. از سوی دیگر، با توجه به افزایش چشمگیر تعداد دنبال کنندگان شبکه اجتماعی اینستاگرام طی سال های گذشته و همچنین، علاقه کاربران به دنبال کردن کسب وکارها در این پلتفرم، اهمیت مضاعف این شبکه برای متخصصان حوزه بازاریابی پوشیده نیست. با توجه به آنچه بیان شد، هدف این مطالعه بررسی تأثیر ویژگی های محتوای منتشرشده بر مشارکت مشتری در شبکه اجتماعی اینستاگرام است.
روش: با توجه به حجم عظیم محتوای تولید شده در شبکه های اجتماعی، یکی از روش های عالی برای تجزیه وتحلیل و شناسایی الگوهای موجود در این شبکه ها، تکنیک های داده کاوی است. بدین منظور، ویژگی های بصری و متنی ۴۹۰ محتوای منتشرشده در صفحات تجاری فراورده های آرایشی و بهداشتی، از برندهای سینره، لایسل، شون و بایودرما، گردآوری شد. سپس با استفاده از نرم افزار داده کاوی کلمنتاین و سه روش قوانین انجمنی، مدل اپریوری و درخت تصمیم، ویژگی های مؤثر بر رفتارهای مشارکت مشتریان از منظر لایک ها، کامنت ها و مکالمه ها شناسایی و چگونگی تأثیرگذاری آن ها ارزیابی شد.
یافته ها: نتایج این پژوهش بیانگر آن است که ویژگی های بصری و متنی تعبیه شده در محتوای پیام های منتشر شده، بر رفتارهای مشارکت مشتریان تأثیر می گذارد. بر اساس این یافته ها استفاده از ویژگی های متنی ترغیب کننده، مانند مناسبت های رسمی و واقعیت های شایان توجه و همچنین، ویژگی های متنی آگاه ساز، مانند قیمت و مخاطبان هدف، بر میزان مشارکت مشتریان با صفحات کسب وکارها تأثیر می گذارد. افزون بر این، ویژگی های بصری آگاه ساز، مانند مرکزیت برند و مرکزیت محصول، در بازه های مقداری مشخصی، بر رفتار مشارکت مشتریان تأثیرگذار است.
نتیجه گیری: پژوهش های پیشین در شبکه اینستاگرام، به طور عمده روی لایک ها و کامنت ها، به عنوان رفتارهای مشارکت مشتریان تأکید کرده اند. پژوهش حاضر علاوه بر بررسی این دو رفتار، گفت وگوهای صورت گرفته در کامنت ها (مکالمه ها) را نیز ارزیابی کرده است. افزون بر این، پژوهش حاضر با در نظر گرفتن همه جنبه های محتواهای منتشر شده و معرفی ۱۳ ویژگی متنی و ۲ ویژگی بصری، درک عمیق تری از ویژگی های محتواهای تأثیرگذار بر رفتارهای مشارکت مشتریان فراهم می آورد و شکاف موجود مبنی بر چگونگی تولید محتوا به منظور افزایش مشارکت مشتریان را پُر می کند. نتایج این پژوهش به مدیران کسب وکارها و برندها، به ویژه در حوزه فراورده های آرایشی و بهداشتی کمک می کند تا استراتژی مشارکت مشتری کارآمد و مؤثری را در شبکه های اجتماعی بصری در پیش گیرند.
طراحی استراتژی پیاده سازی متوازن تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیرۀ تأمین(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت صنعتی دوره ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
70 - 98
حوزههای تخصصی:
هدف: زنجیره های تأمین بیش از پیش به فناوری اطلاعات و به روزرسانی اطلاعات بی درنگ در شبکه ها وابسته هستند. فناوری های نوظهور چهارمین انقلاب صنعتی را شکل داده اند و در این میان، زنجیره تأمین هوشمند، جزء ضروری آن محسوب می شود. تکنولوژی هوشمند فناوری با ترکیبی منحصربه فرد از ویژگی های هوشمند، برای تبدیل عملکردهای زنجیره تأمین از منشأ تا ارتقای عملکرد، پتانسیل بسیار زیادی دارد. این ترکیب با مفاهیم بسیاری مانند هوش مصنوعی، اینترنت اشیا، واقعیت مجازی، واقعیت افزوده، واقعیت توسعه یافته، بلاکچین و... بیان می شود و از طریق نظارت بر تجهیزات زنجیره تأمین، به عملکرد زنجیره تأمین کمک می کند.
روش: این پژوهش با هدف طراحی استراتژی پیاده سازی متوازن تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیره تأمین، به شیوه توصیفی اجرا شده است. در راستای این هدف و تعیین استراتژی، برای جمع آوری داده ها در پژوهش حاضر، از طریق روش نمونه گیری هدفمند و معیارمحور خبرگانی انتخاب و با آن ها مصاحبه نیمه ساختاریافته ای انجام شد. خبرگان مشارکت کننده دارای تحصیلات دانشگاهی در حوزه های مدیریت بازرگانی در گرایش های مختلف بازاریابی، استراتژیک و تجارت الکترونیک بودند. سپس داده ها با استفاده از روش تحلیل مضمون تحلیل شدند. تعداد شرکت کنندگان در بخش کیفی، پس از رسیدن به اشباع نظری، ۱۱ نفر بود. بعد از تحلیل داده ها با کمک تحلیل سوات، عوامل تأثیرگذار داخلی و خارجی زنجیره بررسی شد. بر اساس نتایج کیفی، برای رتبه بندی و تعیین میزان اثرهای هر یک از عوامل، از روش تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد.
یافته ها: مفاهیم به دست آمده، بر اساس ماتریس سوات (فرصت، قوت، ضعف و تهدید)، در قالب ۴ معیار محوری و ۲۸ زیرمعیار ﺷﻨﺎﺳﺎﯾﯽ و دسته بندی ﺷﺪند. نتایج تحقیق نشان داد که در بین مضامین فرصت، همگام سازی مدیریت جریان های مادی، مالی و اطلاعاتی با وزن 517/0 در رده نخست اهمیت قرار دارد. در بین مضامین قوت، اولوی ت با تضمین شفافیت در تعامل شرکت کنندگان زنجیره تأمین با وزن 80/0 است. در بین مضامین ضعف، افزایش هزینه، به دلیل راه اندازی تکنولوژی هوشمند با وزن 557/0 در اولویت قرار گرفت. در بین مضامین تهدید، عدم وجود استاندارد جهانی برای تضمین امنیت زنجیره تأمین با وزن 460/0 در اولویت قرار گرفت. بدین صورت فرایند ایده گیری و تعیین مجموعه کلی راهبردها برای مدیریت، توسعه و بهبود تکنولوژی هوشمند در مدیریت زنجیره تأمین مشخص شدند.
نتیجه گیری: نتایج به دست آمده در طول مطالعه، پتانسیل بالای تکنولوژی های هوشمند را برای بهینه سازی مدیریت زنجیره تأمین تأیید می کند. اجرای یک رویکرد سیستماتیک، امکان ارزیابی چشم انداز (مزایا و مشکلات) و اجرای آن را در یک مجموعه فراهم می کند. توسعه راهبردهای جایگزین نتیجه اجرای یک رویکرد سیستماتیک برای انجام مطالعات جامع عوامل خارجی و داخلی و روابط بین آن ها، در ارزیابی فرصت ها و تهدیدهای بالقوه است. این مقاله با نشان دادن اینکه چگونه تکنولوژی های هوشمند مدیریت زنجیره تأمین را بهبود می بخشد، به طور برجسته ادبیات کنونی بازاریابی را غنی می کند، موضوعی که در مطالعات قبلی نادیده گرفته شده است.
تاثیر حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی با اثر تعدیل کنندگی قدرت مدیر عامل و سرمایه انسانی مدیر عامل(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
86 - 107
حوزههای تخصصی:
درسال های اخیر حضور زنان در عرصه های راهبردی شرکت ها رشد چشمگیری داشته است. جنسیت بر رفتارمالی شرکت تاثیر می گذارد و از سویی دیگر مدیران با استفاده از قدرت، تخصص و تجارب پیشین خود به قضاوت های صحیح و با کیفیت تر کمک کرده و منجر به تصمیم گیری های بهتری می شوند. بر این اساس در این پژوهش تاثیر حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی با اثر تعدیل کنندگی قدرت مدیرعامل و سرمایه انسانی مدیرعامل بررسی شده است. پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی-توصیفی محسوب می شود. داده های 108 شرکت که به روش سیستماتیک انتخاب شده اند طی سال های 1397تا 1401 بررسی شده است. نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی باعث افزایش هزینه های نمایندگی می شود و همچنین قدرت مدیرعامل و سرمایه انسانی مدیرعامل اثر معناداری بر رابطه ی بین حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی ندارد.نتایج آزمون فرضیه ها نشان داد که حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی باعث افزایش هزینه های نمایندگی می شود و همچنین قدرت مدیرعامل و سرمایه انسانی مدیرعامل اثر معناداری بر رابطه ی بین حضور زنان در هیئت مدیره و کمیته حسابرسی بر هزینه های نمایندگی ندارد.
بررسی تاثیر اخلاق حرفه ای حسابرسان بر استراتژی های تعامل با صاحبکار(بحث های اولیه و مذاکرات نهایی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
134 - 153
حوزههای تخصصی:
هدف این پژوهش تاثیر اخلاق حرفه ای حسابرسان بر استراتژی های تعامل با صاحبکار(بحث های اولیه و مذاکرات نهایی) می باشد. پژوهش حاضر کاربردی و بر حسب نحوه گردآوری داده ها از نوع توصیفی– پیمایشی می باشد. جامعه آماری، کلیه حسابداران رسمی شاغل در موسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران می باشند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران 319 نفر تعیین شده و نمونه ها با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی انتخاب و مورد مطالعه قرار گرفتند. برای اندازه گیری اخلاق حرفه ای حسابرسان از پرسشنامه زارفر(2016) و برای اندازه گیری استراتژی تعامل با صاحبکار از پرسشنامه کولست و استوارت(2018) استفاده شده است. در بررسی روایی و پایایی ابزار پژوهش، ساختار کلی پرسش نامه های تحقیق مورد روائی سنجی سازه محتوانی قرار گرفت. همچنین در مورد سنجش پایایی از آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی استفاده شده که از پایایی قابل قبولی برخوردار است. جهت بررسی روابط بین متغیرها با استفاده از روش مدل سازی معادلات ساختاری، از نرم افزارهای SPSS22 و Smart PLS4 استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیات حاکی از آنست که اخلاق حرفه ای حسابرسان بر استراتژی تعامل با صاحبکار(بحث های اولیه و مذاکرات نهایی) تاثیر دارد. در نهایت، نتایج و پیشنهادات بر این نکته تأکید دارند که اخلاق حرفه ای می تواند به عنوان یک عامل کلیدی در جهت دهی به تعاملات حسابرسان با صاحبکار در بحث های اولیه و مذاکرات نهایی عمل کند. با به کارگیری این پیشنهادات، می توان نه تنها اعتماد و همکاری بهتر بین طرفین ایجاد کرد، بلکه کیفیت حسابرسی و گزارشگری مالی را نیز بهبود بخشید.
توصیف شبکه یادگیری سازمانی و تبیین عوامل موثر بر شکل گیری آن با استفاده از روش تحلیل شبکه (مورد مطالعه: شرکت برق منطقه ای خراسان)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت راهبردی دانش سازمانی سال ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۲۸
11 - 32
حوزههای تخصصی:
در سازمان های معاصر که بقا و رشد آن ها به چابکی و توانایی انطباق با تغییرات محیطی بستگی دارد، تسهیل فرآیند یادگیری و پیوند آن با فعالیت های روزمره کارکنان به چالشی اساسی برای رهبران تبدیل شده است. عدم اثربخشی فرآیندهای آموزش رسمی و ضرورت توجه به تعاملات اجتماعی کارکنان برای تسهیل یادگیری، نیاز به رویکردهای نوآورانه در زمینه یادگیری سازمانی را تقویت می کند. این پژوهش درصدد تبیین ساختار شبکه یادگیری سازمانی و شناسایی عوامل مؤثر بر شکل گیری آن در شرکت برق منطقه ای خراسان است. برای دستیابی به این هدف با اتخاذ رویکردی کمی و به کارگیری شاخص های روشمند تحلیل شبکه اجتماعی در جایگاه روش پژوهش ساختار کلی شبکه یادگیری بر مبنای شاخص های توصیفی تحلیل شبکه اجتماعی احصا و موقعیت کنشگران در آن تبیین شد. جامعه آماری در این پژوهش متشکل از 327 از کارشناسان و مدیران شرکت برق منطقه ای خراسان می باشد. گردآوری داده های رابطه ای دراین جامعه با استفاده ازپرسش نامه تحلیل شبکه اجتماعی انجام شد. در این پژوهش از نرم افزار VOSviewer برای تحلیل داده های رابطه ای و طیف گسترده ای از شاخص های آماری تحلیل شبکه اجتماعی استفاده شد. بر اساس نتایج حاصل از یافته های این پژوهش، شبکه یادگیری سازمانی شرکت برق منطقه ای خراسان پراکنده و از انسجام کافی برخوردار نمی باشد. درصد زیادی از کنشگران در موقعیت-های پیرامونی این شبکه قرار دارند و در جایگاه مصرف کنندگان دانش موجود ایفای نقش می کنند. همچنین نتایج حاکی از تحلیل عوامل موثر نشان داد که همسانی معاونت، جنسیت، تحصیلات و سابقه کاری کنشگران از متغیرهای مهم در شکل گیری شبکه یادگیری سازمانی به شمار می آیند، این در حالی است که اثر آموزش های سازمانی که با شیوه های مرسوم و سنتی در سازمان ها برنامه ریزی و اجرا می شود، در شکل گیری شبکه یادگیری سازمانی معنی دار نمی باشد. بر اساس نتایج حاصل از این پژوهش پیشنهاد می شود که رهبران سازمان با تقویت ارتباطات میان حوزه ای، توسعه فرهنگ اشتراک دانش، ایجاد و توسعه اجتماعات کاری حرفه ای در قالب کمیته و کارگروه های تخصصی، زمینه سازی برای برقراری پیوند میان هادیان جریان یادگیری با سایر کنشگران، گامی اساسی در تقویت پیوند های مبتنی بر اشتراک دانش و تسهیل فرآیند یادگیری در سازمان بردارند.
چارچوب ظرفیت نهادی سازمان های دولتی (مطالعه کالای اساسی گندم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت عمومی سال ۱۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۷
1 - 30
حوزههای تخصصی:
چنانچه سازمان های دولتی بخواهند وظایف خود را با موفقیت و به درستی انجام دهند بایستی از توان اداری بالایی برخوردار باشند و در این مسیر ظرفیت نهادی به آن ها کمک می نماید تا توان سیستم فعلی خود را در انجام وظایفشان ارتقا دهند. در این پژوهش به منظور پیشنهاد چارچوب ظرفیت نهادی در سازمان های دولتی به مطالعه تأمین کالای اساسی گندم به عنوان یکی از مهم ترین وظایف دولت ها پرداخته شده و با استراتژی تحلیل مضمون اسناد بالادستی مرتبط کدگذاری گردید و 16 مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان صورت پذیرفته است. نتایج حاصل نشان داد که چارچوب ظرفیت نهادی در تأمین کالای اساسی گندم شامل پنج سطح ظرفیت سازمانی؛ شبکه سازمان ها؛ سازوکار مشارکت بین سازمانی؛ بستر نهادی و بستر محیطی است که هرکدام دارای ارکانی هستند که در دستیابی به هدف تأمین کالای اساسی گندم ذی نقش هستند. چارچوب ظرفیت نهادی ارائه شده می تواند به طورکلی برای سایر سازمان های دولتی مورداستفاده قرار گیرد تا با داشتن نگاهی جامع و سیستمی به سایر ارکان خارج از نهاد بتوانند ضمن استفاده بهینه از منابع موجود به شیوه ای پایدار به اهدافشان دست یابند.
غایت شناسی دعای دوم صحیفه سجادیه از رهگذر نگاه تحلیلی به ویژگی های رهبر تمدن ساز اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف : هر تمدنی چه از نوعی دینی و چه از نوع غیردینی آن، نیاز به رهبرانی از جنس رهبران تمدن ساز دارد. رهبر همان راهبر یا ترسیم کننده خط و سیر حرکت یک ملت در مسیر تاریخی آنها می باشد. البته در لسان قرآن، هیچ گاه سیر و مسیر حرکت ملت ها در صورتی که خودشان نخواهند عوض نخواهد شد (رعد، 11)؛ اما چه بسیار امت ها و ملت هایی که خواهان تغییر مسیر تاریخی خود بوده اند، ولی از داشتن رهبری شایسته بی نصیب مانده اند. مسئله پژوهش حاضر، نظری محققانه به دعای دوم صحیفه سجادیه است تا با داشتن زاویه دید تحلیلی گامی در راستای ترسیم ویژگی های رهبر تمدن ساز بردارد. علت انتخاب این دعا برای بررسی موضوع ویژگی های رهبر تمدن ساز از دو وجه قابل توجه می باشد: نخست اینکه، این دعا در زمینه های مختلف ویژگی های شخصیتی و عملکردی پیامبر (ص) مطرح شده است و از این جهت متنی جامع می باشد. نکته دوم اینکه، این تعابیر از جانب فردی معصوم مطرح شده که نگاهی درست و حقیقت گونه به شخصیت و منش پیامبر (ص) داشته است. از همین جهت متن دعا می تواند به عنوان منبعی معتبر و جامع تحلیل شود. اهمیت نگاه تمدن سازی به ویژگی های مطرح شده هم از آن جهت است که رهروان امر ایشان با دریافت این ویژگی ها و با ترسیم افق رهبری تمدن ساز، جهت گیری بینش و منش تمدنی را برای خود روشن خواهند دید. این مهم با داشتن نگاه گذرا و خوانشی بر صفات پیامبر (ص) به عنوان برترین رهبر تمدن ساز دینی، اتفاق نمی افتد؛ بلکه باید نگاهی تفسیری و عمیق بر این صفات داشت تا به نوعی به معنای ثابت و مشخصی از متن دعای دوم صحیفه سجادیه دست یافت و ازاین رو، باید با تأمل و ژرف اندیشی عمیق تری مطالعه و بازنگری شود. روش: در این پژوهش از روش تحلیل محتوای کیفی به شیوه استقرایی استفاده شده است. مراحل شش گانه این روش در ادامه بیان می شود. 1. تدوین پرسش های تحقیق: این پرسش ها براساس پیش فرض های ذهنی محقق راجع به موضوع موردنظر صورت بندی می شوند (ادیب حاج باقری و همکاران، 1394، ص237)؛ 2. تعیین واحد تحلیل: واحد تحلیل، شخص یا چیزی است که تحلیل براساس آن انجام می شود. مضمون، رایج ترین واحدی است که پژوهشگران در تحلیل محتوای کیفی استفاده می کنند (مؤمنی راد و همکاران، 1392، ص203-204)؛ 3. ایجاد نظام مقوله بندی: مقوله های پژوهش حاضر براساس نظام استقرایی شکل گرفته اند. در نظام استقرایی، ابتدا مقولات مشخص و براساس آن، داده ها، مرحله به مرحله از متن استخراج می شوند (مایرینگ، 2014، ص81)؛ 4. نمونه گیری هدفمند: در این نوع نمونه گیری، منابعی برای بررسی انتخاب می شوند که واجد بیشترین اطلاعات، پیرامون موضوع مورد نظر هستند. این منابع را نمی توان از ابتدای پژوهش به طورکامل و دقیق مشخص کرد؛ زیرا انتخاب هر کدام به کفایت اطلاعاتی بستگی دارد که از منابع بررسی شده به دست آمده است (گال، بورگ و گال، 1395، ص 389-398)؛ 5. تحلیل و استنباط از متن: در این مرحله، پژوهشگر ادراکات خود از محتوای داده ها را با نگاهی عمیق بررسی می کند تا دلالت های ضمنی آن را استنباط کند (جنسن و جانکاوسکی، 2002، ص 184)؛ 6. پاسخ به پرسش های تحقیق: در پایان، براساس یافته های پژوهش و تحلیل و استنباط های مبتنی بر آن، به سؤال های پژوهش پاسخ داده می شود. نتایج پژوهش: در پاسخ به پرسش اول یعنی براساس دعای دوم صحیفه سجادیه و با نگاه و رویکرد تمدن سازی، اینکه ویژگی های پیامبر (ص) چگونه ترسیم شده است، مبین دو دسته صفات فردی و اجتماعی می باشد. در دسته صفات فردی، ویژگی های جسمی، روحی، ایمانی و اندیشه ای رهبر تمدن ساز مطرح شده است و در دسته اجتماعی، نحوه تعاملات با خویشان، دوستان و دشمنان و رویکرد راهبردی رهبر تمدن ساز مطرح شده است. نتایج پژوهش در پاسخ به سؤال دوم یعنی براساس ویژگی های رهبر تمدن ساز در دعای دوم صحیفه سجادیه، الگوی پیشنهادی رهبری تمدن اسلامی در عصر حاضر چه می باشد، مبین آن است که رهبر تمدن ساز در رویکردهای فردی، مهربان، جهادگر، مؤمن و متفکر می باشد و در رویکردهای راهبردی، فردی با رویکرد مردم گرا در تعاملات دوستانه داخلی، فردی با رویکرد اقتدارگرا در روابط مخل کننده و مزاحم داخلی، فردی با رویکرد گفتمانی در تعاملات دوستانه خارجی و فردی با رویکرد استراتژیک در تعاملات مخل کننده و مزاحم خارجی می باشد. البته این رویکردها به صورت تعاملی بر دیگر جنبه ها اثر گذاشته و تک بُعدی نمی باشد. سرانجام، پیشنهاد می شود در راستای غنابخشی به تحقیق حاضر، دیگر صفات رهبر تمدن ساز با نگاهی عمیق و رویکردی جدید در دیگر منابع دینی واکاوی و کنکاش شود تا از این رهگذر نه تنها شناخت کافی نسبت به صفات رهبر تمدن ساز اسلامی حاصل شود، بلکه در مقایسه ای فرازمانی در رهبریت تاریخی این تمدن، بحث اطمینان قلبی به موضوع ولایت به عنوان امری در سلوک سیر تمدن ساز، برای رهروان این طریقت حاصل و عاید شود. بحث و نتیجه گیری: تمدن اسلامی به یقین از زمان شکل گیری خود در فرازها و فرودهای زیادی قرار گرفته است؛ اما هیچ کدام از این ریز کنش های مزاحم نتوانسته است کنش حق مدار تمدن اسلامی را در افول و تاریکی قرار دهد و همواره نور این تمدن برای انسان های حقیقت طلب تاریخ، روشنگر و چراغ راه بوده است. تمدن عظیم اسلامی در رهبری و مدیریت همواره متصل به نیروی رهبریت الهی و از جانب اهل بیت (ع) بوده و این انوار مقدس به عنوان الگویی تام در رهبریت تمدنی، سرمشق بوده اند؛ اما در عصر غیبت رهبری تمدن با جایگزینی کلیدواژه ولایت فقیه به جای ولایت امام، دارای رویکردی با ابعاد جدید می باشد. به یقین، برای رهروان تمدن اسلامی پیروی تام و کامل زمانی اتفاق می افتد که این ولایت را به عنوان شاخصه اصلی کشتی در حال حرکت تمدن نوین اسلامی پذیرا باشند و به واسطه ربط با حقیقت، ربط خود را با ولایت روشن نمایند. این مهم زمانی بیشتر ضرورت می یابد که با مقایسه ای بین صفات بنیان گذار تمدن اسلامی و بنیان گذار انقلاب اسلامی و ادامه دهندگان این رهبریت، بفهمیم که صفات رهبران تمدن هزاران ساله اسلامی الگویی برای رهبران تمدن نوین اسلامی بوده و در این راستا تالی تلو ایشان می باشند. وظیفه تابع تمدن اسلامی ایجاب می کند برای بودن و ماندن در کشتی نجات تمدنی، تابع ولایت نیز بوده، وگرنه در برهه های سخت طوفان دریای ظلمت جهل و جهالت، از مسیر درست خارج و غرق شود.
واکاوی ابعاد و مولفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت و چشم انداز آموزش دوره ۷ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۲۴)
251 - 273
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف واکاوی ابعاد و مؤلفه های بازاریابی آموزشی در سازمان آموزش و پرورش انجام شد. روش پژوهش کیفی با تمرکز بر رویکرد داده بنیاد است. جامعه آماری شامل متخصصان، اساتید و خبرگان مطلع در حوزه مدیریت بازرگانی و مدیریت آموزشی بود که به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی تعداد 13 نفر برگزیده شدند. ابزار گردآوری داده ها مصاحبه نیمه متمرکز بوده که با استفاده از نرم افزار (MAXQDA) و با به کار گیری روش کدگذاری تجزیه و تحلیل شدند. تجزیه و تحلیل متون مصاحبه،41 شاخص فراهم آورد که در قالب ارکان مدل پارادایمی بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش قرار گرفتند. یافته ها نشان داد که مفهوم بازاریابی آموزشی در نظام آموزش و پرورش شامل مؤلفه های گسست تقاضای بازار آموزش و پرورش، سرکوب عرضه بازار آموزش و پرورش، افزایش شکاف طبقاتی، افزایش شکاف بین نسلی، گسست امید به آینده، افزایش شکاف درون نسلی، سیاست زدگی، محوریت پرسونای مشتریان، تولید محتوای مشتری محور، نظام آموزش و پرورش قابل پیکربندی مجدد، بازاریابی رابطه مند، بازاریابی مشارکتی، از بین رفتن نظام آموزش و پرورش برنامه محور، پدیدارشدن نظام آموزش و پرورش بازارمحور بود. همچنین بازاریابی آموزشی خود متأثر از شرایط علّی (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل زمینه ای (4 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل مداخله گر (7 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل محوری (13 مفهوم در قالب 3 مقوله)، عوامل راهبردی (8 مفهوم در قالب 2 مقوله)، عوامل پیامدی (5 مفهوم در قالب 2 مقوله) بوده است.
طراحی مدل راهبردی سرمایه انسانی همسو با فناوری در شرکت فناوری بنیاد مخابرات ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
216 - 233
حوزههای تخصصی:
هدف: راهبرد منابع انسانی الگویی از تصمیماتی است که به سیاست ها و رویه های مختص منابع انسانی می پردازد. در واقع، در فرآیند تدوین و اجرای راهبرد منابع انسانی، بین سیاست ها و روش های منابع انسانی با اهداف راهبردی سازمان، پیوند بنیادی و راهبردی برقرار می شود. هدف پژوهش حاضر، طراحی مدل راهبردی منابع انسانی در شرکت مخابرات ایران است. روش شناسی پژوهش: مدل مرجع و استاندارد مورداستفاده در این تحقیق مدل یکپارچه بامبرگر و مشولم است. در این پژوهش، علاوه بر جمع آوری اطلاعات به روش کتابخانه ای، با مرور مقالات، کتاب ها و اطلاعات موجود در شبکه جهانی اطلاعات (اینترنت)، از الگوی پیمایشی، به مثابه روش اصلی تحقیق، استفاده شده است. جامعه آماری پژوهش حاضر مدیران و کارشناسان ارشد (به مثابه افراد صاحب نفوذ سازمان) به تعداد 190 نفر و حجم نمونه 127 نفر و برخی از کارکنان شرکت مخابرات ایران (مستقر در تهران) به تعداد 259 نفر و حجم نمونه 154 نفر تشکیل می دهند. داده های پژوهش نیز عمدتا از طریق پرسشنامه تهیه و جمع آوری شده است. یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد شرکت فناوری بنیاد مخابرات ایران برای همگامی نیازها و اهداف خود با فناوری های نوین و جدید در مسیر آینده نگری، متناظر با نظر خبرگان، باید استراتژی منابع انسانی را با اولویت های «ثانویه %37»، «متعهدانه %26»، «پیمانکارانه %22» و «پدرانه %15» طراحی و اجرا نماید. اصالت/ارزش افزوده علمی: مدل طراحی شده در پژوهش حاضر گام های بهره مندی اصولی دریافت و اخذ راهبردهای آینده شرکت مخابرات با توجه به دیدگاه خبرگان و کارکنان است. این مدل می تواند به عنوان یک مدل مرجع در این سیستم در نظر گرفته شود.
رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی: نقش میانجی تاب آوری سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت نوآوری و راهبردهای عملیاتی سال ۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳
332 - 343
حوزههای تخصصی:
هدف: مزیت رقابتی موضوع مهمی به ویژه در سازمان های تجاری است. مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی می تواند این متغیر را تحت تاثیر قرار دهد و همچنین، تاب آوری سازمانی (شامل اجزای برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری) این روابط را تعدیل کند. هدف مطالعه حاضر، واکاوی رابطه مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی با تاکید بر نقش میانجی تاب آوری سازمانی است. روش شناسی پژوهش: جامعه این پژوهش را مدیران و کارکنان بخش مالی شاغل در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران تشکیل می دهند. برای این منظور با کسب نظر 188 نفر از جامعه موردنظر در سطح کشور به روش تصادفی ساده و در قالب 8 فرضیه موضوع بررسی شد. یافته ها : یافته های پژوهش نشان داد که بین مدیریت ریسک و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری، روابط مثبت و معناداری وجود دارد. همچنین، بین مدیریت منابع مالی و برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری نیز روابط مثبت و معناداری مشاهده شد. افزون بر آن، برنامه ریزی و ظرفیت سازگاری با مزیت رقابتی نیز دارای روابط مثبت و معنادار است. درنهایت نیز مشاهده شد که تاب آوری سازمانی، نقش میانجی در روابط مدیریت ریسک و مدیریت منابع مالی با مزیت رقابتی دارد. اصالت/ارزش افزوده علمی: یافته کلی این پژوهش بیانگر لزوم توجه بیشتر به مزیت رقابتی در محیط های تجاری است و ضروری است، توجه بیشتری به آن صورت گیرد تا بتوان در راستای افزایش بهره وری و بازده عملیاتی، محیط بهتری را خلق کرد.
بررسی و ارزیابی پذیرش فناوری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت
منبع:
چشم انداز حسابداری و مدیریت دوره ۸ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۰ (جلد ۱)
210 - 228
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف بررسی و ارزیابی پذیرش فناوری هوش مصنوعی در حسابداری مدیریت صورت گرفته است. برای گردآوری داده ها از پرسشنامه ای (پیوست آخر فایل) با طیف لیکرت پنج گزینه ای استفاده گردید. ابتدا پرسشنامه از دیدگاه خبرگان امر از نظر روایی محتوا تایید شد. سپس روایی سازه با استفاده از فن تحلیل عاملی تاییدی نیز انجام شد. مقدار AVE تمامی متغیرها نیز بالای 5/0 بوده و روایی همگرا تایید شد. برای سنجش پایایی نیز ضریب آلفای کرونباخ و پایایی مرکب محاسبه گردید. ضریب آلفای کرونباخ و مقدار CR تمامی متغیرها نیز بالای 7/0 بدست آمده است. بنابراین پایایی پرسشنامه مطلوب ارزیابی گردیده است. جامعه آماری این حسابداران دارای سابقه بیش از 5 سال می باشد که به دلیل جامعه نامحدود نمونه نهایی با استفاده از فرمول کوکران 384 نفر بدست آمد. برای آزمون فرضیه های پژوهش از فن حداقل مربعات جزئی و نرم افزار Smart Pls استفاده شده است. نتایج بدست آمده نشان داد سطح آمادگی از فناوری های هوش مصنوعی بر حرفه حسابداری اثرگذار است. سطح پذیرش استفاده از فناوری های هوش مصنوعی بر حرفه حسابداری اثرگذار است.
تعیین و دسته بندی ابعاد و شاخص های شوک های مالی و تاثیرات آنها در صنعت پتروشیمی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
بسیاری از مسائل و بحران های ایجاد شده برای صنایع ناشی از شوک های مالی است. مدیران صنایع برای پیشگیری یا کنترل شوک های مالی لازم است ابعاد و شاخص های این شوک ها را شناسایی و دسته بندی و سپس نوع و میزان تاثیر آنها تعیین نمایند. هدف این تحقیق شناسایی و دسته بندی ابعاد و شاخص های شوک های مالی و تعیین تاثیر آنها در صنعت پتروشیمی ایران است. جامعه آماری شامل دو گروه است. گروه اول خبرگان برای شناسایی ابعاد و شاخص های شوک های مالی در صنعت پتروشیمی و گروه دوم شامل مدیران ارشد و مالی صنعت پتروشیمی ایران برای تعیین ابعاد و شاخص ها بعنوان شوک مالی در نظر گرفته شده اند. با روش داده بنیاد از نظرات خبرگان، تعداد یازده بعد و چهل و نه شاخص موثر بر صنعت پتروشیمی ایران به عنوان مدل مفهومی تحقیق معرفی شدند. اثرات ابعاد و شاخص ها با نظرات مدیران ارشد و مالی در شرکت های پتروشیمی ایران با استفاده معادلات ساختاری تعیین شد. نتایج نشان داد که تاثیر ده بعد از یازده بعد تایید شد و بعد تکنولوژی حذف شد. از تعداد چهل و نه شاخص هم تعداد دوازده شاخص به عنوان شاخص های غیرموثر بر شوک مالی حذف شدند. عمده شوک های مالی در صنعت پتروشیمی متاثر از نقش و تصمیمات دولت است. این نتیجه عمده ترین تفاوت نتایج این تحقیق با تحقیقات مشابه است. براین اساس پیشنهاد می شود دولت برای کمک به ایجاد ثبات و جلوگیری از بروز شوک های مالی در صنعت پتروشیمی اقدام به تدوین خطی مشی و اخذ تصمیات مناسب نماید.
الگوی ارزیابی قابلیت نوآوری در شرکت های صنعت حمل و نقل ریلی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
توسعه تکنولوژی صنعتی دوره ۲۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۹
101 - 118
حوزههای تخصصی:
کلیه شرکتهای صنعتی، تولیدی و خدماتی برای بقا و دستیابی به اهداف خود نیازمند نوآوری هستند و صنعت حمل و نقل ریلی نیز از این قاعده مستثنی نیست. قابلیتهای نوآوری بخش مهمی از ارزش شرکتها محسوب میشود. فعالیتهای نوآورانه مستلزم این است که شرکتها بتوانند این قابلیتها را شناسایی،ارزیابی و گزارش کنند.از این رو در این پژوهش به تدوین یک الگوی جامع برای ارزیابی قابلیت نوآوری شرکتهای مسافری ریلی در ایران پرداخته شد. جامعه آماری این تحقیق، شامل مدیران ارشد شرکت راه آهن ایران و شرکت های مسافربری حمل و نقل ریلی کشور میباشند. در این تحقیق ده شاخص شناسایی شده ارزیابی قابلیت نوآوری براساس مرور ادبیات،مصاحبه و پرسشنامه با استفاده از تکنیک سوارا وزن دهی شد.قابلیت تحقیق و توسعه اولویت اول را به خود اختصاص داد قابلیت مهندسی فرایند و قابلیت یادگیری در اولویت های بعدی قرار گرفتند.مطابق با خروجی تکنیک کوپراس، با استفاده از الگوی پژوهش در بین هفت شرکت مسافری شرکت رجا از منظر قابلیتهای نوآوری در جایگاه اول قرار گرفت. با توجه به اهمیت بهره برداری از قابلیت های نوآوری و با عنایت به نبود یک مدل جامع برای سنجش پتانسیل نوآوری در صنعت ریلی ارائه الگویی برای ارزیابی قابلیت نوآوری در این صنعت راهگشا خواهد بود.
استفاده از عوامل زیست محیطی اجتماعی و حاکمیت در تصمیمات سرمایه گذاری(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی تأثیر گزارش های زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی ( ESG ) بر تصمیم گیری سرمایه گذاران فردی در بازارهای سرمایه ایران و ترکیه است. داده های این مطالعه از 232 سرمایه گذار فردی (132 سرمایه گذار ایرانی و 100سرمایه گذار ترکیه ای) طی سه سال متوالی ۱400 تا ۱۴۰2 جمع آوری شد. از روش تحلیل رگرسیون لجستیک و تحلیل واریانس چندعاملی برای بررسی تأثیر متغیرهای مستقل شامل اثرات زیست محیطی، سیاست های زیست محیطی، مسئولیت کارکنان، مسئولیت شرکا، مسئولیت اجتماعی، حکمرانی شرکتی، و مدیریت ریسک بر تصمیمات سرمایه گذاری استفاده شده است. نتایج نشان داد که تمامی متغیرها تأثیر معناداری بر تصمیمات سرمایه گذاری دارند. با این حال، ضرایب منفی برخی متغیرها نشان دهنده نگرانی سرمایه گذاران از هزینه های بالقوه مرتبط با سیاست های ESG است. بیشترین تأثیر منفی مربوط به متغیر مسئولیت کارکنان است، در حالی که سیاست های زیست محیطی کمترین تأثیر منفی را داشتند. تحلیل هزینه- فایده ROI و NPV نیز نشان داد که سیاست هایی نظیر شفافیت گزارش دهی و مدیریت منابع انرژی، بازدهی بالایی دارند و می توانند به کاهش نگرانی های سرمایه گذاران کمک کنند. این پژوهش تفاوت های معناداری میان دو بازار بررسی شده را نشان داد و تأثیر شرایط اقتصادی بر رفتار سرمایه گذاران را تأیید کرد. یافته ها بر اهمیت شفافیت بیشتر در گزارش دهی ESG و ارائه اطلاعات دقیق در مورد مزایا و هزینه های این سیاست ها تأکید می کنند. تحقیقات آتی می تواند با گسترش دامنه جغرافیایی و تمرکز بر صنایع مختلف، بینش های عمیق تری در این حوزه ارائه دهند.