فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۲۲۱ تا ۲٬۲۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
27 - 50
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بهره وری کارکنان، کمک کارکنان به سازمان است و معیار مقایسه ای است که کارایی و اثربخشی سازمان را مشخص می کند. هدف از پژوهش حاضر طراحی مدل بهره وری منابع انسانی بر اساس منافع مادی پرسنل مبتنی بر تماتیک و روش ساختاری- تفسیری می باشد. روش تحقیق: این پژوهش به لحاظ هدف کاربردی و به لحاظ روش پیمایشی بوده و نوع پژوهش کیفی-کمی می باشد. جامعه آماری شامل مدیران سازمان دفاع مدنی عراق و روش نمونه گیری، هدفمند وگلوله برفی بود که تا اشباع نظری 10 نفر خبره مورد مصاحبه قرار گرفتند. ابزار پژوهش مصاحبه نیمه ساختار یافته و پرسشنامه محقق ساخته بود. تحلیل داده ها در بخش کیفی با استفاده از روش تم انجام شد و در بخش کمی از روش دلفی فازی و روش ساختاری تفسیری(ISM) استفاده گردید. یافته ها: یافته های پژوهش 5 بعد اصلی شامل حقوق و دستمزد عادلانه و رقابتی، پاداش ها و مزایای جانبی، امنیت شغلی و ثبات مالی، فرصت های رشد مالی از طریق عملکرد و حمایت از تعادل کار و زندگی با مزایای اقتصادی را معرفی می کند. در بخش کمی، در بخش دلفی فازی مولفه ها در دو مرحله مورد تایید نهایی قرار گرفتند. در بخش ساختاری تفسیری، مولفه ها در 3 سطح قرار گرفته اند و حقوق و دستمزد عادلانه و رقابتی به عنوان تاثیرگذارترین مولفه شناسایی شدند. نتیجه گیری: تاثیر نظام های پرداخت بر انگیزه و عملکرد کارکنان اقدامی مهم در سازمان ها می باشد.به عبارتی این پژوهش پاداش های مالی در افزایش بهره وری عملیاتی را پیشنهاد می کند.
واکاوی مولفه های فساد خاکستری در نظام اداری ایران(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
منابع انسانی تحول آفرین سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۱۴
130 - 151
حوزههای تخصصی:
مقدمه: فساد اداری، موضوعی است که سازمان ها در دوره عمر خود به ناگزیر آن را تجربه می کنند. این پدیده بر کارایی نظام اداری، مشروعیت نظام سیاسی و مطلوبیت نظام فرهنگی و اجتماعی تأثیر می گذارد و می تواند منجر به ایجاد دور باطل شود که در نهایت جامعه را به افول خواهد کشاند. هدف این پژوهش واکاوی مولفه های فساد خاکستری در نظام اداری ایران می باشد. روش تحقیق: این پژوهش از نوع پیمایشی- مقطعی و با رویکرد کیفی از نوع تحلیل تم به روش شش مرحله ای براون و کلارک (2006) انجام شد. ابزار گردآوری اطلاعات در فاز اول، مصاحبه نیمه ساختاریافته و عمیق بود. با بهره گیری از تجزیه و تحلیل تماتیک، داده های حاصل از مصاحبه های انجام شده با 10 نفر از صاحب نظران تا اشباع نظری انجام شد و طی سه مرحله کدگذاری انجام شد. یافته ها: یافته ها 7 تم سازمان دهنده را شناسایی کرد که شامل تاثیرپذیری سیاسیون از سیستم سازمانی، ابهام وقدرت دور زدن قوانین، عدم ساماندهی مناسب منابع انسانی، عدم نظام مدیریت بر اساس صلاحیت ها ی حرفه ای، نبود عزت نفس در کارکنان، نظام اداری ناکارآمد و عدم فرهنگ سازی مبارزه با فساد می باشد. نتیجه گیری: برای مبارزه با فساد خاکستری در نظام اداری، نیاز به اصلاحات اساسی در حوزه های واکاوی شده می باشد. اصلاحات در زمینه های مدیریتی، قانونی و فرهنگی می تواند به کاهش فساد و بهبود کارایی سازمان های دولتی کمک کند
بررسی تورش های رفتاری سرمایه گذاران حقیقی با استفاده از مدل پنج عاملی بیلارد، بیل و کایزر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
راهبرد مدیریت مالی سال ۱۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳ (پیاپی ۵۰)
163-190
حوزههای تخصصی:
تورش های رفتاری به عنوان خطاهای شناختی نظام مند و قابل پیش بینی، می توانند فرایند تصمیم گیری مالی را به طور معنی داری تحت تأثیر قرار دهند. مدل پنج عاملی بیلارد، بیل و کایزر از چارچوب های شناخته شده در شناسایی و تبیین این تورش ها به شمار می رود. بر این اساس، هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر ویژگی های شخصیتی سرمایه گذاران حقیقی بر تورش های رفتاری آنان با استفاده از این مدل بود. جامعه آماری شامل سرمایه گذاران حقیقی فعال در بورس اوراق بهادار تهران بوده و داده ها از طریق پرسشنامه و با روش نمونه گیری گلوله برفی گردآوری شد. حجم نمونه ۲۱۶ نفر و روش تحلیل شامل مدل یابی معادلات ساختاری و آزمون های ناپارامتریک بود. متغیرهای مطالعه در سه دسته اصلی قرار داشتند: ویژگی های شخصیتی، تورش های رفتاری (تمایلی، لنگراندازی و گله واری)، و شاخص های جمعیت شناختی (جنسیت، سن، وضعیت تأهل، تحصیلات، درآمد و تجربه). بر مبنای مدل بیلارد، بیل و کایزر، ویژگی های شخصیتی بر اساس دو بعد «احتیاط–شتاب زدگی» و «اعتمادبه نفس–اضطراب» به پنج تیپ ماجراجو، مدگرا، محتاط، فردگرا و متعادل طبقه بندی می شوند.یافته ها نشان دادند که ویژگی های شخصیتی اثر معنی داری بر بروز تورش های رفتاری دارند. به علاوه، مقایسه زوجی تیپ های شخصیتی بر حسب هر سه تورش رفتاری حاکی از تفاوت معنی دار میان برخی گروه ها بود؛ برای مثال، سرمایه گذاران مدگرا و محتاط در هر سه تورش رفتاری الگوهای متفاوتی نشان دادند. از منظر جمعیت شناختی، تنها متغیرهای جنسیت و تحصیلات بر تورش تمایلی، جنسیت، سن و تجربه بر تورش گله واری، و سن بر تورش لنگراندازی اثرگذار بودند. همچنین سه متغیر جنسیت، سن و تحصیلات بر الگوی ویژگی های شخصیتی تأثیر معنی داری داشتند. نتایج این مطالعه بیانگر آن است که شناخت و تحلیل تورش های رفتاری می تواند به سرمایه گذاران حقیقی و سیاست گذاران در کاهش اثرات منفی این خطاهای شناختی و اتخاذ تصمیم های منطقی کمک کند. به ویژه، مدل پنج عاملی بیلارد، بیل و کایزر می تواند به عنوان ابزاری کارآمد در این مسیر به کار گرفته شود.
Scroll, Click, Buy: The Impact of Social Media Attributes on Purchase Intentions among Young Adults(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
Online review sites and social media platforms have become crucial sources of information for consumers, greatly influencing their purchasing behavior and decision-making, especially in the food and beverage industry. However, not many studies have been carried out to understand how social media influences customers’ purchase intentions at fast-food restaurants. This paper examines the growing influence of social media attributes on purchase intentions, with a focus on the Malaysian context. Previous studies highlight the increasing importance of social media platforms as marketing tools and their impact on customers’ purchase intentions. The research explores the relationship between habit and informativeness and their influence on purchase intentions among young adults in fast-food restaurants. A purposive sampling method was utilized to gather data from 142 fast-food customers through a cross-sectional online survey. The research hypotheses were analyzed using the partial least square structural equation modeling. Key findings found that habit and informativeness have a significant positive impact on customers’ intentions to purchase at fast-food restaurants. The study contributes to the existing literature by highlighting the growing influence of social media on consumer behavior in the context of fast-food restaurants. It adds to our understanding of how social media platforms serve as effective marketing tools, particularly among young adults, and how they can influence purchase intentions. By understanding the interplay of habit, informativeness, and purchase intentions, businesses can develop more effective marketing strategies and foster stronger relationships with their customers.
ارزیابی تأثیرات چیدمان ویترین ها بر رفتار خرید مصرف کنندگان(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: تجارت دیداری ابزاری برای مهم جلوه نمودن است. تجارت دیداری به ایجاد ویترین های اثرگذار اشاره دارد. یعنی ویترین هایی که مصرف کنندگان را جذب، درگیر و تحریک کنند. هدف از این مطالعه ارزیابی اثرات ویترین ها بر رفتار خرید مصرف کنندگان خانم در جهت فراهم کردن بینشی است که یک مدیر بتواند از آن در جهت تشویق رفتار خرید استفاده کند.روش: این بررسی بر اساس مصاحبه مفصل بر روی مص رف کنندگان خانم در فروشگاه های شهر کرمانشاه انجام شد. بررس ی به عمل آمده بر اساس یک چارچوب تح ریک سازواره- واک نش است. به هر پاسخگو تصویر یک ویترین نشان داده شده و ادراک خود از ویترین و نیات خود برای خرید اقلام فروشی در فروشگاه را درجه بندی کردند.یافته ها: با استفاده از تحلیلی عاملی ما پنج مؤلفه عوامل اجتماعی، لذتی، اطلاعاتی، تصویری و احساس خوب را در مورد ویترین شناسایی کردیم. چهار عامل اول در یک معیار متری ویترینی جمع شده اند که جهت تأثیرگذاری بر نیات خرید نشان داده می شوند. این تأثیر کاملاً به وسیله عامل احساس خوب تعدیل می شود. عامل تصویری و عوامل اجتماعی و لذتی نیز هرکدام تأثیر معناداری بر عامل احساس خوب می گذارند.نتیجه گیری: این اثر نشان می دهد که مواجهه با یک ویترین بر نیات خرید مصرف کنندگان اثر می گذارد و این تأثیر در ابتدا با میزانی تعیین می شود که مصرف کنندگان در مورد فروشگاه احساس خوبی خواهند داشت.
بررسی تأثیر آگاهی و ارزش ادراک شده بر رفتار خرید اخلاقی با میانجگری قصد خرید اخلاقی و نگرش در راستای بازاریابی سبز(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت تبلیغات و فروش دوره ۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱ (پیاپی ۲۱)
152 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: رشد سریع جمعیت جهان و شهرنشینی به طور قابل توجهی مصرف را افزایش داده است، در حالی که منابع طبیعی، کمیاب و محدود هستند. در همین راستا هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر آگاهی و ارزش ادراک شده بر رفتار خرید اخلاقی با میانجگری قصد خرید اخلاقی و نگرش در راستای بازاریابی سبز در بین مصرف کنندگان پوشاک شهر تهران است. روش: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش پیمایشی است. جامعه آماری مصرف کنندگان پوشاک در شهر تهران که با استفاده از روش نمونه گیری احتمالی از نوع خوشه ای ساده تعداد 384 انتخاب شدند. تکنیک مورد استفاده، الگوی معادلات ساختاری و نرم افزار مورد استفاده جهت تحلیل داده PLS2 Smart می باشد. یافته ها: آگاهی(زیست محیطی، محصول اخلاقی و نام و نشان تجاری)، ارزش ادراک شده(اجتماعی، عملکردی و شناختی) و نگرش نسبت به کسب و کار چرخشی بر قصد خرید اخلاقی نسبت به الگوی کسب و کار چرخشی تاثیر دارد و همینطور قصد خرید اخلاقی نسبت به الگوی کسب و کار چرخشی بر رفتار خرید اخلاقی نسبت به الگوی کسب و کار چرخشی تاثیر دارد و ویژگی های شخصیتی مشتریان رابطه بین آگاهی، نگرش و ارزش ادراک با قصد خرید اخلاقی را تعدیل می کند.نتیجه گیری: قصد و رفتار خرید مشتریان نقش کلیدی در پیاده سازی موفق الگوی کسب وکار چرخشی دارد. این الگو که برای مصرف بهینه منابع کمیاب طراحی شده، فراتر از مرزهای سازمانی عمل کرده و مشارکت تمامی ذی نفعان را می طلبد. تعهد همه بازیگران در یک شبکه ارزش و همکاری مؤثر بین سازمانی، شرط موفقیت الگوهای کسب وکار چرخشی است.
تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای: نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های حسابرسی حرفه ای سال ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۸
108 - 133
حوزههای تخصصی:
در محیط پیچیده و پویای مالی، حسابرسان با چالش های متعددی در زمینه قضاوت و تصمیم گیری مواجه می شوند. بر اساس مطالعات گذشته، سرمایه روانشناختی، تجربه و شک و تردید حرفه ای حسابرسان می تواند بر روی کیفیت قضاوت های حرفه ای حسابرسان تأثیر داشته باشد. لذا، هدف از پژوهش حاضر تاثیر سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرسان بر کیفیت قضاوت و تصمیم گیری حرفه ای با توجه به نقش تعدیلی شک و تردید حرفه ای می باشد. در راستای دستیابی به این هدف پس از مطالعه ادبیات موضوع و پیشینه پژوهش، داده های پژوهش از طریق ارسال پرسشنامه به حسابرسان شاغل در حرفه حسابرسی در 3 ماهه اول سال1402 جمع آوری گردید. در نهایت نمونه نهایی متشکل از 385 نفر انتخاب شد و با استفاده از رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری مورد بررسی قرار گرفت. نتایج این پژوهش نشان می دهد که سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس منجر به بهبود کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان گردید. علاوه بر این، شک و تردید حرفه ای قادر است رابطه بین سرمایه روانشناختی و تجربه حسابرس با کیفیت قضاوت حرفه ای و تصمیم گیری حسابرسان را تقویت کند. این تحقیق می تواند استراتژی هایی را برای بهبود کیفیت قضاوت های حسابرسان پیشنهاد دهد. در نهایت، این بهبود می تواند منجر به ارائه خدمات بهتر و دقیق تر در حسابرسی شود.
توسعه مدل های چندعاملی قیمت گذاری دارایی ها با استفاده از رویکرد رگرسیون آستانه ای و عوامل مبتنی بر ریسک اعتباری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تحقیقات مالی دوره ۲۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
140 - 166
حوزههای تخصصی:
هدف: پژوهش حاضر به دنبال توسعه و بهبود مدل های قیمت گذاری آستانه ای با هدف ارتقای عملکرد مدل های چندعاملی رایج در حوزه پژوهش های قیمت گذاری دارایی هاست. در سه دهه اخیر، روند توسعه مدل های قیمت گذاری در حوزه پژوهش مالی، عمدتاً بر مبنای ناهنجاری های قیمت گذاری بوده است. این مدل ها بر اساس مدل های قبلی توجیه نمی شوند و به عنوان عوامل جدید به مدل ها اضافه شده اند. این روند تکاملی به ظهور صدها عامل مبتنی بر ناهنجاری های موجود در مدل های پیشین منجر شده است. با توجه به فراوانی متغیرهای احتمالی تأثیرگذار بر بازدهی دارایی ها و اهمیت ویژه رعایت اصل «اختصار» در توسعه مدل های قیمت گذاری، ضروری است که به دنبال مدل هایی با حداقل تعداد عامل و بیشترین توضیح دهندگی مطلوب باشیم. در راستای اصل فوق، این پژوهش به دنبال توسعه مدل های قیمت گذاری آستانه ای نوین است که در آن، عامل پیشنهادی به صورت هدفمند برای بعضی از شرکت ها و نه همه آن ها مورد استفاده قرار می گیرد. با انجام آزمون های مقطعی دقیق و رگرسیون مقطعی آستانه ای، تأثیر آستانه ای متغیرهای کلیدی مانند ریسک اعتباری بر نرخ بازده مورد انتظار با توجه به متغیر آستانه نسبت بدهی، به طور جامع بررسی می شود. انتظار می رود که تأثیر متغیرهای ریسک اعتباری یا اضطراب مالی بر نرخ بازده مورد انتظار، برای سطوح مختلف بدهی دارایی ها، به طور معناداری متفاوت باشد. در صورت معنادار بودن اثر آستانه ای نسبت بدهی، می توان در آزمون های سری زمانی، عامل های مربوط به ریسک اعتباری را به طور هدفمند، تنها برای دسته ای از دارایی ها با ویژگی های مشخص استفاده کرد. هدف نهایی و اساسی این پژوهش، توسعه مدلی نوآورانه است که به جای حضور یک عامل به صورت صفر و یک در مدل قیمت گذاری، حضور عامل برای بعضی از دارایی ها را بر اساس شرایط و معیارهای مشخص در نظر بگیرد.
روش: برای بررسی عملکرد مدل های قیمت گذاری آستانه ای، از داده های شرکت های بازار سرمایه ایران در بازه زمانی ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۲ بعد از اعمال فیلترهای رایج برای آزمون مدل های قیمت گذاری استفاده شده است. به منظور بررسی اثر آستانه ای در بررسی عملکرد مدل های قیمت گذاری، از تکنیک های رگرسیون آستانه ای و برای آزمون فرضیه های پژوهش، از آزمون GRS و آماره های ، ( ) و ( ) استفاده شده است.
یافته ها: نتایج به دست آمده نشان می دهد که متغیر فاصله تا نکول، به تنهایی یا در حضور سایر ویژگی ها، تحت تأثیر اثر آستانه ای نسبت بدهی قرار می گیرد؛ به طوری که رابطه معنادار و منفی (فاصله تا نکول کم معادل بازدهی مورد انتظار بالا) برای سهام با نسب بدهی بالا برقرار است و به نظر می رسد، استفاده از اثر آستانه متغیرهای تأثیرگذار بر بازدهی دارایی در رگرسیون های مقطعی، امکان بررسی دقیق تری از اثر متغیرها بر بازدهی سهام انفرادی را فراهم می آورد. همچنین اضافه شدن عامل ریسک نکول به مدل های قیمت گذاری مورد بررسی، توان توضیح دهندگی و قدرت پیش بینی مدل ها را برای دارایی های آزمون با آستانه بدهی بالا افزایش می دهد.
نتیجه گیری: نتایج حاصل نشان می دهد که برای رعایت اصل اختصار در مدل های قیمت گذاری، می توان از مدل های قیمت گذاری آستانه ای، برای توسعه مدل های قیمت گذاری و قیمت گذاری بخشی از دارایی های آزمون با ویژگی ها خاص بهره برد و در توضیح دهندگی و عملکرد برون نمونه ای نتیجه مناسب را دریافت کرد.
توسعه بانکداری جامع مبتنی بر حکمرانی دیجیتال(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمرانی و توسعه دوره ۵ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
5 - 35
حوزههای تخصصی:
زمینه و هدف: بانک ها همواره بدنبال ارائه محصولات و خدمات مطابق با نیازها و خواسته های مشتریان هستند. داشتن رویکرد و مدل مناسب بانکداری، می تواند به ارائه خدمات و محصولات مطابق با نیاز مشتریان کمک زیادی کند. یکی از این رویکردها جهت دستیابی به این هدف، الگوی بانکداری جامع است. این الگو جهت پیاده سازی در کشور نیازمند عوامل خاصی است. این پژوهش با هدف بررسی عوامل توسعه بانکداری جامع مبتنی بر رویکرد دیجیتال اجرا شده است.روش: این پژوهش از نوع کیفی، توسعه ای، تفسیری و استقرایی است که با رویکرد فراترکیب و روش تحلیل محتوای کیفی اجرا شده است. منابع اطلاعات استفاده شده در پژوهش را مقاله های منتشر شده در پایگاه های داده ای جهاد دانشگاهی و الزویر و تامسون روترز تشکیل می دهد. بعد از گردآوری مقاله های منتشر شده از سه پایگاه اطلاعاتی بر اساس شاخص مدنظر پژوهشگران، مقاله های منتخب برای بررسی انتخاب شد.یافته ها: پس از بررسی و ترکیب نتایج مطالعات منتخب مرور شده، چهار دسته اکوسیستم بانکداری جامع (دید جامع و قابل برنامه ریزی، خدمات دیجیتال جامع، داده های همراه، دسترسی فرد به فرد، ابعاد بانکداری جامع)، کارکردها و خدمات دیجیتال (پرداخت و کیف پول دیجیتال، محصولات بانکداری و فروش، چندکاناله بودن، برنامه ریز و مشاور مالی دیجیتال، داده های عظیم هوشمند،)، توانمندسازهای دیجیتالی شدن (زیرساخت فناوری اطلاعات جدید، طراحی پایگاه داده، تحلیل داده پیشرفته، مدل کسب و کار جامع، امنیت و اختیار و دیجیتالی شدن امور بانکی)، و در نهایت زیرساخت های تحول دیجیتال (ساختار صنعت بانکداری، رویکرد توآورانه در صنعت بانکداری، قوانین و سیاست های حمایتی و عولمل اجتماعی) شناخته شد.
تاثیر تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر کاهش احتمال وقوع تقلب در شرکت ها با نقش تعدیلی کیفیت حسابرسی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های تجربی حسابداری سال ۱۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۵
1 - 24
حوزههای تخصصی:
در تحقیق حاضر به بررسی تاثیر تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر کاهش احتمال وقوع تقلب با نقش تعدیلی کیفیت حسابرسی، در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در بازه زمانی 1396 الی 1402 پرداخته شده است. جامعه آماری در این تحقیق با در نظر گرفتن معیارها و به روش حذف سیستماتیک، تعداد 116 شرکت برای دوره هفت ساله به عنوان نمونه می باشد. به منظور آزمون فرضیه های تحقیق از مدل رگرسیون لجستیک استفاده شده است. یافته های حاصل از آزمون فرضیه های تحقیق، با استفاده از مدل رگرسیون لجستیک، نشان داد تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بر احتمال وقوع تقلب در شرکت ها تاثیر منفی و معناداری دارد. به عبارت دیگر هرچه تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابدارن رسمی بیشتر باشد احتمال وقوع تقلب در شرکت کاهش می یابد. همچنین کیفیت حسابرسی به عنوان متغیر تعدیلی تاثیر فوق را تعدیل و تشدید می کند. بنابراین می توان نتیجه گرفت هر چه تعداد اعضای هیئت مدیره عضو جامعه حسابداران رسمی بیشترباشد و همچنین شرکت توسط موسسات دارای رتبه الف، حسابرسی گردد، احتمال وقوع تقلب در شرکت ها کاهش پیدا می کند.
آسیب شناسی مدل فعالیتهای جهادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت اسلامی سال ۳۳ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱
167 - 192
حوزههای تخصصی:
محرومیت مهم ترین عامل نابودکننده سرمایه انسانی جوامع است. لذا، کشورهای مختلف جهان طرح ها و برنامه های گوناگونی را در راستای مقابله با آن ترتیب داده اند. اولین گام برای مقابله با محرومیت بعد از انقلاب اسلامی در ایران، تأسیس جهاد سازندگی بود. این نهاد بعد از دو دهه فعالیت منحل و البته تبدیل به منبع الهامی برای شکل گیری گروه های جهادی در ایران شد. امروزه حرکت های جهادی با تجربه بیش از دو دهه حضور و فعالیت در حوزه محرومیت زدایی، تبدیل به یک ظرفیت ارزشمند در ایران شده است. اگرچه پژوهش های انجام شده توانسته اند نتایج مثبت فعالیت های جهادی را نشان دهند، اما رصد مشکلات و ارایه راهکارهای اصلاحی برای بهینه سازی این مدل موثر از جمله اقدامتی است که به درستی مورد توجه قرار نگرفته است. این پژوهش کاربردی با استفاده از روش توصیفی تحلیلی به بررسی راهکارهای بهبود اثربخشی مدل فعالیتهای جهادی در ایران می پردازد. روش تحقیق به صورت آمیخته کیفی کمی است. در بخش کیفی، از طریق مصاحبه با خبرگان این حوزه به شناسایی الگوی غالب در فعالیت گروه های جهادی و آسیب های موجود در هر مرحله از آن پرداخته شده است. در بخش کمی، نتایج بخش کیفی با استفاده از یک نمونه آماری 100 نفری از روستاییان شهرستان قلعه گنج استان کرمان، تطبیق سنجی شده اند. نتایج تحقیق نشان داد که 5 عامل «خلأ دانش شناسایی و تحلیل»، «خطا در رویکردها»، «نقص در ابزارها»، «انگیزش و الگوسازی نادرست» و «ساختار ناکارآمد» می توانند 63 درصد واریانس متغیر وابسته آسیب های الگوی فعالیت جهادی را تبیین نمایند.
شناسایی و تحلیل ابعاد و شاخص های توسعه شهر هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت راهبردی سال ۱۶ بهار ۱۴۰۴ شماره ۶۱
167 - 196
حوزههای تخصصی:
محققان در سراسر جهان در حال بررسی چگونگی استفاده از فناوری های نوین برای توسعه خدمات جدید به ساکنان شهرهای جهان هستند. این تحقیق با استفاده از روش فراترکیب، یافته های مطالعات حوزه شهر هوشمند را به صورت نظام مند بررسی می کند و بر اساس کدهای شناسایی شده، ابعاد و شاخص های شهر هوشمند را معرفی می کند. هدف پژوهش حاضر تعیین و دسته بندی ابعاد و شاخص های توسعه شهر هوشمند است. روش پژوهش در دسته مطالعات توصیفی گردآوری اطلاعات به روش مرور سیستماتیک می باشد. جامعه آماری شامل کلیه مقالات پژوهشی مرتبط در پایگاه های اطلاعاتی منتخب در بازه زمانی سال 2000 تا 2021 است. نمونه گیری پس از غربال مقالات، صورت گرفت و 106 مقاله انتخاب شد. با مطالعه متن کامل مقالات، کدگذاری انجام و مقوله ها دسته بندی شدند. به جهت ارزیابی اعتبار مقالات از معیار CASP استفاده شد. نتایج حاصل از تحلیل در 8 بعد اقتصاد، محیط زیست، حاکمیت، پویایی، انرژی، زندگی، فناوری و مردم هوشمند و 75 شاخص دسته بندی شدند. یافته های این مطالعه در جهت دهی مطالعات آتی کشور ایران، به سمت برنامه های توسعه پایدار برای پیاده سازی شهرهای هوشمند با تمرکز بر عوامل حیاتی موفقیت که کشورهای در حال توسعه را قادر به دستیابی به پیشرفت و توسعه می نماید، کمک می کند. پژوهش انجام شده با معرفی شاخص های مؤثر بر روند توسعه شهر هوشمند، به ویژه در شاخص هایی که عموماً عوامل اصلی تصمیم گیری در مورد توسعه شهر هستند، می تواند مورد توجه سیاست گذاران قرار گیرد.
طراحی الگوی شهرت دیجیتال برند مقاصد گردشگری با بهره گیری از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات مدیریت گردشگری سال ۲۰ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
1 - 50
حوزههای تخصصی:
امروزه برندسازی مقاصدگردشگری، به ابزاری قدرتمند برای دگرگونی مناطق بدل گشته و شهرت دیجیتال مقصد گردشگری نیز از عوامل مؤثر بر رقابت پذیری مقاصد می باشد. با توجه به اهمیت بالای این موضوع هدف از انجام پژوهش حاضر، ارائه مدل شهرت دیجیتال برند مقاصد گردشگری می باشد. مطالعه حاضر در چارچوب رویک رد کیفی و با بهره گیری از روش پژوهش داده بنیاد (رویکرد استراوس و کوربین) ص ورت گرفته است. جامعه تحقیق دربرگیرنده اعضای هیئت علمی دانشگاه ها، مدیران و فعالان حوزه گردشگری بودند و نمونه گیری به صورت هدفمند انجام پذیرفت که تعداد 14 مصاحبه انجام یافت و مبنای پایان یافتن مصاحبه ها، اشباع نظری بود. فرایند تج زیه وتح لیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی با به کارگیری نرم افزار MAXQDA انجام شد. مدل نهایی از مجموع شرایط علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله گر، مقوله محوری، راهبردها و در نهایت پیامدها و نتایج حاصل از توسعه شهرت دیجیتال برند مقاصد گردشگری تشکیل شده است.
تأثیر انتخابات ریاست جمهوری بر مدیریت سود با نقش تعدیل کنندگی ساختار مالکیت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات تجربی حسابداری مالی سال ۲۲ بهار ۱۴۰۴ شماره ۸۵
171 - 206
حوزههای تخصصی:
تأثیر عامل سیاست و نظارت سیاسی بر بازار سرمایه سبب شده تا سهم زیادی از پژوهش های حسابداری و مالی با مباحث سیاسی مرتبط باشد. به همین جهت پژوهش حاضر درصدد بوده است تا تأثیر انتخابات ریاست جمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی را با درنظرگیری نقش تعدیل کنندگی "ساختار مالکیت" به دلیل اهمیت آن مورد بررسی قرار دهد. به این منظور اطلاعات مربوط به 122 شرکت پذیرفته در بورس اوراق بهادار تهران به روش حذف سیستماتیک طی سال های 1384- 1401 انتخاب شده و به روش همبستگی - رگرسیونی چندگانه مورد تجزیه وتحلیل قرار گرفته است. یافته ها نشان داده است، انتخابات ریاست جمهوری تأثیر منفی و معناداری بر میزان مدیریت سود تعهدی و واقعی شرکت ها دارد. همچنین با تفکیک صنایع بر اساس ویژگی سیاسی نشان داده شد که در سال های انتخابات ریاست جمهوری، صنایع سیاسی از طریق مدیریت سود تعهدی و صنایع غیرسیاسی از طریق مدیریت سود واقعی اقدام به مدیریت سود می نمایند. همچنین یافته ها نشان داده است که ساختار مالکیت (میزان مالکیت نهادهای سرمایه گذار) نقش تعدیل گری در اثر انتخابات ریاست جمهوری بر مدیریت سود تعهدی و واقعی ندارد. این یافته هانشان می دهد که در زمان انتخابات ریاست جمهوری به دلیل افزایش حساسیت و نظارت ارکان مختلف اجتماعی و سیاسی بر عملکرد مدیران "هزینه سیاسی" افزایش می یابد که این افزایش موجب کاهش مدیریت سود (تعهدی و واقعی) در شرکت ها می شود.
بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی در بورس اوراق بهادار تهران؛ رویکرد شبکه های عصبی NARX و LSTM(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
بورس اوراق بهادار سال ۱۸ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۷۰
105 - 134
حوزههای تخصصی:
هدف از مطالعه حاضر پیاده سازی بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی در بورس اوراق بهادار تهران با استفاده از شبکه عصبی خودبازگشتی غیرخطی با متغیرهای برون زا (NARX) به عنوان رویکرد اصلی و شبکه عصبی حافظه کوتاه مدت طولانی (LSTM) به عنوان رویکرد رقیب و نیز مقایسه عملکرد آن با روش بهینه یابی پرتفوی میانگین-واریانس مارکوویتز است. بدین منظور ابتدا رتبه بندی و تشخیص سهام شرکت هایی که سرمایه گذاری روی آن ها به صرفه است با بهره گیری از مدل تک عامله شارپ صورت گرفته، سپس در راستای برآورد شاخص بازده مورد انتظار و ریسک پرتفوی از پیش بینی بازدهی سهام شرکت ها و واریانس خطاهای پیش بینی بر پایه رویکردهای مذکور استفاده شده و پس از آن بهینه یابی پرتفوی بر اساس روش کلی میانگین-واریانس مارکوویتز انجام شده است. شرکت های موجود در شاخص 50 شرکت فعال تر بورسی مربوط به پایان سال 1400 به عنوان یک نمونه از جامعه آماری در نظر گرفته شدند و برآوردها با استفاده از داده های روزانه مربوط به دوره زمانی 1/2/1399 تا 29/12/1400 انجام شد. نتایج نشان می دهد رویکرد شبکه عصبی NARX نسبت به رویکرد شبکه عصبی LSTM دقت بالاتری در پیش بینی بازدهی سهام شرکت ها دارد و در مرحله بهینه یابی نیز آن را مغلوب می کند. بهینه یابی پرتفوی مبتنی بر پیش بینی با استفاده از شبکه های عصبی NARX و LSTM در مقایسه با بهینه یابی پرتفوی میانگین-واریانس مارکوویتز ریسک کمتر و حداکثر نرخ شارپ بالاتری را برای سرمایه گذاران فراهم می آورد.
بررسی تأثیر سرمایه فکری سبز بر عملکرد زیست محیطی هتل ها با نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز با رویکرد اسلامی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
پژوهش های بازاریابی اسلامی دوره ۳ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴
80 - 92
حوزههای تخصصی:
هدف: سئوال اصلی: هدف از انجام پژوهش بررسی تأثیر سرمایه فکری سبز بر بهبود عملکرد زیست محیطی هتل ها با درنظرگرفتن نقش میانجی مدیریت منابع انسانی سبز و با رویکرد اسلامی می باشد. روش پژوهش:جامعه آماری کلیه مدیران مسلمان هتل های سه ستاره به بالای شهر یزد به تعداد 33 نفر می باشد که همه موارد در تحلیل نتایج مورد بررسی قرار گرفته اند. داده های پژوهش از طریق پرسشنامه جمع آوری و با استفاده از معادلات ساختاری و با نرم افزار PLS مورد تحلیل قرار گرفته است. یافته ها: یافته ها نشان می دهد که سرمایه فکری سبز بر مدیریت منابع انسانی سبز تاثیر مثبت معناداری داشته است و علاوه برآن تاثیر سرمایه فکری سبز از طریق مدیریت منابع انسانی سبز بر عملکرد زیست محیطی هتل های اسلامی شهر یزد نیز مثبت و معناداری می باشد. بحث و نتیجه گیری: سرمایه های فکری سبز به تمامی دارایی های نامشهود، دانش، توانایی و روابط در خصوص حفاظت از محیط یا نوآوری سبز، در سطح فردی یا سازمانی اطلاق می شود و مدیریت منابع انسانی سبز به چگونگی اداره و مدیریت در جهت دستیابی به اهداف زیست محیطی می باشد. نتایج حاکی از آن است که هتل ها دریافته اند موفقیتشان تا حد زیادی به توانایی آن ها در مدیریت منابع انسانی و سرمایه فکری در راستای اهداف زیست محیطی وابسته می باشد. در این مسیر، موسسات با اتکا بر منابع انسانی می توانند با ارتقاء عملکرد زیست محیطی از رقبا متمایز گردیده و از بازار موفق تر عمل نمایند.
رفتارهای ناکارآمد سازمانی یا نفوذ و خرابکاری ساده: مطالعه موردی: تطبیق دستورالعمل خرابکاری ساده سیا با رفتارهای سازمانی در سازمان های دفاعی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های راهبردی ارتش سال ۴ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۱۳
163 - 190
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف تطبیق مضامین دستورا لعمل "خرابکاری ساده" با رفتارهای سازمانی رایج در سازمان های دفاعی در ایران ارائه هشدارها و توصیه های راهبردی به مدیران کشور انجام شده است. روش تحقیق شامل تحلیل مضمون سند برای استخراج 34 رفتار ناکارآمد مدیریتی و سازمانی بود. سپس، پرسشنامه ای بر اساس این مضامین طراحی و میان جامعه آماری 400 نفری متشکل از مدیران، سرپرستان، کارکنان و نیروهای خدماتی درچهار بخش ستادی یک سازمان دفاعی توزیع شد. داده های حاصل در نرم افزار SPSS تحلیل گردید. یافته ها نشان داد که حدود 70% پاسخ دهندگان رفتارهایی مانند بروکراسی ها، خستگی کارکنان خلاق، ایجاد تضادهای داخلی و کژفهمی تعمدی را در سطح بالا ارزیابی کردند. این رفتارها نا شی از ضعف های مدیریتی، فرهنگ سازمانی ناسالم و نفوذ خارجی بوده و به کاهش بهره وری منجر شده است. علاوه بر یا فته های آماری و تحلیل ها،روشن شد این رفتارها، نه تنها بر بهره وری سازمانموثراست، بلکه پیامدهای برای اعتماد عمومی و ثبات اجتماعی به همراه دارد. فقدان سیا ست های مدیریتی شفاف و نظام های ارزیابی مؤثر، زمینه ساز تقویت این رفتارها شده و تلاش های اصلاحی را با چا لش هایی روبه رو می کند. نقش نفوذ خارجی و تهدیدات اطلاعا تی در این رفتارها نباید نادیده گرفته شود، این عوامل می توا نند به تضعیف سازمان ها و اختلال در آنهامنجر شوند. در نتیجه پژوهش بر اهمیت اصلاح ساختارهای مدیریتی، شفاف سازی فرآیندها، توسعه نظارت مستقل و ایجاد فرهنگ سازمانی سالم تأکید دارد. اجرای این اقدامات می توا ند به کا هش رفتارهای مخرب، ا فزایش اعتماد عمومی و بهبود عملکرد سازمان منجر شود.
پیامدهای بکارگیری تکنولوژی بلاکچین در حسابداری مدیریت: رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت روزافزون شفافیت و امنیت در فرآیندهای مالی، بررسی تاثیرات بلاکچین به عنوان یکی از نوآورانه ترین تکنولوژی های دهه اخیر بر حسابداری مدیریت ضروری به نظر می رسد. هدف پژوهش حاضر بررسی شرایط و عوامل مؤثر بر نقش فناوری بلاکچین در بهبود حسابداری مدیریت می باشد. جامعه پژوهش شامل خبرگان حسابداری و استادان دانشگاهی در رشته حسابداری مدیریت در سطح بین المللی است. به منظور استخراج مؤلفه های مؤثر بر تکنولوژی بلاکچین در حسابداری مدیریت، از رویکرد مرور نظام مند مبانی نظری و مصاحبه نیمه ساختاریافته با 7 خبره بین المللی استفاده شد. روش پژوهش، رویکرد داده بنیاد بوده و نمونه گیری خبرگان بر مبنای اشباع نظری داده ها صورت گرفت. این پژوهش در سال 1403 انجام شد. نتایج نشان داد که الگوی پژوهش را می توان در شش مقوله محوری (1 مقوله)، شرایط علّی (22 مقوله)، شرایط زمینه ای (21 مقوله)، راهبردها (14 مقوله)، شرایط مداخله ای (24 مقوله) و پیامدها (11 مقوله) طبقه بندی نمود. نتایج نشان داد که فناوری بلاکچین با افزایش شفافیت، کاهش هزینه ها از طریق حذف واسطه ها، و بهبود کارایی با خودکارسازی فرآیندها، به بهبود عملکرد سازمان ها کمک می کند. همچنین، بلاکچین با رمزنگاری داده ها، امنیت اطلاعات را تقویت می کند و تغییر نقش حسابداران مدیریت از فعالیت های سنتی به تحلیل داده ها و مشاوره تخصصی را تسهیل می نماید.
Readiness for Artificial Intelligence Adoption in Malaysian Manufacturing Companies(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
The advancement of artificial intelligence (AI) and its growing societal importance are reshaping decision-making processes and policy analysis roles. This study examines the readiness of manufacturing companies in Malaysia to embrace AI technology, considering its potential to enhance decision-making, productivity, quality control, job automation, and data analysis. Focusing on the Technology, Organization, and Environment (T-O-E) readiness framework, the research investigates the relationship between these dimensions and AI adoption readiness among manufacturing companies in Shah Alam, Selangor, Malaysia. AI adoption readiness serves as the dependent variable, while technological, organizational, and environmental readiness dimensions act as independent variables. The study applies the T-O-E framework to AI readiness and proposes a framework for assessing AI readiness at the manufacturing level. It identifies factors influencing readiness within the technological, organizational, and environmental dimensions, including relative advantage, compatibility, resources, competitive pressure, top management support, and government regulations. Through rigorous analysis, patterns, trends, and correlations are revealed, highlighting a significant link between the T-O-E readiness dimensions and AI adoption readiness. Notably, organizational readiness emerges as a key driver of AI adoption in Malaysian manufacturing companies. The results of this investigation have broad implications, offering suggestions to improve organizational preparedness and unlock AI’s potential benefits for businesses in the industrial sector. Additionally, the research lays the groundwork for further studies on AI readiness across various industries and international contexts. As AI becomes increasingly integrated into manufacturing processes, adaptive businesses gain competitive advantages on a global scale. These advantages include increased productivity, informed decision-making, streamlined quality control, improved customer satisfaction, and potential contributions to economic growth. The study concludes by recommending strategies to reinforce organizational readiness and emphasizes the need for future research to deepen understanding of AI adoption readiness in the manufacturing industry. The integration of AI technology offers benefits such as enhanced productivity, decision-making, quality control, and customer satisfaction, granting businesses a competitive edge in the digital landscape and increasing stakeholder interest.
کاربست مدل سازی ریاضی به منظور تحلیل موانع موجود در صادرات مواد کشاورزی از بعد زیست محیطی: رویکرد بهترین- بدترین(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
حوزههای تخصصی:
مساله صادارت به ویژه در حوزه کشاورزی،از موضوعات حایز اهمیت بوده ولی از منظرهای مختلف دارای چالش ها و موانع متعددی است. یکی از این مناظر، بعد زیست محیطی بوده که شناسایی و ارائه راهکارهایی در جهت حذف و یا کاهش آنها می تواند منجر به توسعه اقتصادی شود هدف این پژوهش،شناسایی موانع و ارایه مدل ریاضی به منظور اولویت بندی آن ها با بهره گیری از روش بهترین – بدترین می باشد. لذا در ابتدا با مرور ادبیات و نیز مصاحبه های نیمه ساختار یافته با 8 فرد متخصص در حوزه صادرات محصولات کشاورزی،موانع موجود در بعد زیست محیطی شناسایی شدند. در این فرایند از روش تحلیل مضمون استفاده شده و تعداد موانع شناسایی شده بالغ بر 8 مورد بدست آمدند. در گام بعد، با توجه به اینکه تعداد بسامد موانع برای2 مورد کمتر از5 نفر بود، 6 مانع نهایی حاصل گردید.به جهت اولویت بندی موانع، از تکنیک بهترین – بدترین و نرم افزار لینگو استفاده شد.با توجه به تحلیل های انجام شده، سه مانع « عدم توجه به استانداردسازی محصصولات صادراتی با توجه به نیاز کشور مقصد»،« استفاده از کودهای تقلبی و فاقد استانداردهای بهداشتی در بازار» و«عدم تجزیه پدیر بودن محصول» به ترتیب با اوزان 0.419، 0.221 و 0.126 مهمترین موانع موجود در صادرات محصولات کشاورزی از بعد زیست محیطی بوده که به منظور بهبود و رفع خلاهای موجود باید درجهت رفع آن ها اقدام نمود.