پژوهش های رهبری آموزشی (پژوهش های رهبری و مدیریت آموزشی سابق)

پژوهش های رهبری آموزشی (پژوهش های رهبری و مدیریت آموزشی سابق)

پژوهش های رهبری آموزشی سال 9 زمستان 1404 شماره 36 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

الگوی متناقض نمای شکوفایی در مجامع دانشگاهی: گذر از نمایش دانایی به دانایی با رویکرد داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۴۶
پدیده شکوفایی به عنوان سازه ای جدید در رفتار، مورد توجه بسیاری از محققین قرار گرفته است. یکی از موضوع های بسیار مهمی که در موفقیت سازمان دخیل است، شکوفایی کارکنان است. این تحقیق با توجه به اهمیت موضوع، بدنبال فهم جریان شکوفایی در مراکز علمی کشور است. در این پژوهش، فلسفه پژوهش تفسیری، رویکرد پژوهش استقرایی، راهبرد پژوهش نظریه داده بنیاد انتخاب شده و روش گردآوری داده ها، مصاحبه نیمه ساختاریافته است. بدین منظور از جامعه پژوهشی که شامل اساتید شکوفا در دانشگاه دولتی کشور بودند، نمونه گیری نظری صورت گرفت و از این طریق با 22 نفر از اساتید شکوفا مصاحبه انجام شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که جریان شکوفایی در مراکز علمی کشور، دانانمایی و تظاهر به علم است، که عواملی مانند جابجایی نظام افتخارات و شرافت علمی، عادت زدگی علمی، نقدناپذیری و نداشتن حس تحول خواهی و تغییرپذیری بر روی آن تاثیرگذار بوده و راهبردهای سبک رهبری غیر دموکراتیک و ارزیابی های اداری فعالیت های علمی حاکم است. در مراکز علمی کشور عوامل زمینه ای فرهنگ اداری، تعاملات و ارتباطات رانت محور ، ضعف نظام مدیریت دانش و سامانه های اطلاعاتی و ناتوانی در حل مساله تاثیرگذار است. فضای حاکم در مراکز علمی کشور منجر به پیامدهای نفاق سازمانی در بین افراد علمی، فرصت طلبی در پوشش علم ودانش و رخوت و کسالت علمی شده است.
۲.

تجارب نظارت آموزشی مجازی در مدارس ابتدایی: از سردرگمی تا حرفه ای شدن(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۹۲
با شیوع ویروس کرونا و گسترش آموزش مجازی، نظارت آموزشی بیش از پیش اهمیّت پیدا کرد. در این دوران، ناظران آموزشی نقش کلیدی در ارتقای کیفیت آموزش و توسعه حرفه ای معلمان بر عهده داشتند. با توجه به اهمیت موضوع نظارت در آموزش مجازی، این پژوهش کیفی با رویکرد پدیدارشناسی، به بررسی تجارب نظارت آموزشی در دوران آموزش مجازی می پردازد. سرگروه های آموزشی، راهبران آموزشی، مدیران و معاونین آموزشی مدارس استان کردستان که در سال تحصیلی 1400-1399 به نظارت آموزشی مجازی اشتغال داشتند، میدان تحقیق این پژوهش کیفی بودند. نمونه گیری هدفمند و از نوع نظری بود. برای جمع آوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته استفاده شد و گردآوری داده ها و فرآیند مصاحبه تا حصول اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها و استخراج مضامین با استفاده از راهبرد آتریج-استرلینگ (2001) و نرم افزار MAXQDA نسخه 2020 انجام گرفت. سه مضمون فراگیر پژوهش شامل: تعالی نظارت آموزشی، مدرن سازی نظارت آموزشی و توسعه ای حرفه ای ناظران آموزشی می باشد. یافته های پژوهش نشان می دهد که در ابتدای آموزش مجازی، ناظران با سردرگمی و چالش هایی در نظارت بر کلاس های مجازی روبرو بودند. آنها از ساختارهای نظارتی کلاس های حضوری برای نظارت بر آموزش های مجازی استفاده می کردند و گاه با سهل انگاری به فرآیند نظارت می پرداختند. با گذشت زمان، ناظران به تدریج به این نوع نظارت عادت کردند و راهبردهای جدیدی برای آن اتخاذ نمودند. ناظران در این دوران به نقش جدید خود در فرآیند نظارت و آموزش پی بردند. همچنین، نظارت مجازی می تواند در دوران آموزش پساکرونا به ارتقای مهارت ها و دانش حرفه ای معلمان و ناظران کمک کند.
۳.

مدل سازی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی با نقش واسطه ای نفاق سازمانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۹۶
ایجاد سازمان شاد که یکی از نیازهای استراتژیک برای موفقیت بلندمدت است، مستلزم رضایتمندی و نشاط منابع انسانی است. وجود رضایتمندی و نشاط دربین کارکنان سازمان ازاهمیت بیشتری برخوردار است. درهمین راستا تحقیق حاضر با هدف مدل یابی ساختاری رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نشاط سازمانی با نقش واسطه ای نفاق سازمانی انجام شده است. روش تحقیق همبستگی و معادلات ساختاری است. دراین راستا ازجامعه آماری تعداد 370 نفر با روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای متناسب، انتخاب شدند. داده های پژوهش حاضر با استفاده از چهار پرسشنامه استاندارد گردآوری شدند. برای روایی محتوایی سازه ها یعنی پرسشنامه ها از نظر متخصصان استفاده شد و برای تعیین پایایی پرسشنامه ها با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ میزان پایایی پرسشنامه ها محاسبه گردید که به ترتیب برای پرسشنامه های سبک رهبری زهرآگین، نشاط سازمانی، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی، 83/0 و87/0 و 84/0 و 89/0 به دست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل عاملی تاییدی، مدل معادلات ساختاری – تحلیل مسیر بر پایه نرم افزار اس پی اس اس و پی اِل اِس و اِی موس و لیزرل استفاده شد. نتایج نشان داد که بین متغیر های رهبری زهرآگین، بدبینی سازمانی و نفاق سازمانی با نشاط سازمانی رابطه منفی و معنی داری وجود دارد. همچنین بین متغیر های رهبری زهرآگین و بدبینی سازمانی با نفاق سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد. نهایتا به نظر می رسد علاوه بر عوامل شخصیتی، عوامل سازمانی و مدیریتی مختلفی برکاهش نشاط کارکنان سازمانها تاثیرگذار هستند.
۴.

بررسی رابطه میان رهبری تحول گرا و کارآفرینی سازمانی با تأکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۸ تعداد دانلود : ۵۷
هدف از پژوهش حاضر بررسی رابطه میان کارآفرینی سازمانی و رهبری تحول گرا با تاکید بر نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در اداره آموزش و پرورش شهر بهنمیر است. این پژوهش از لحاظ هدف در دسته تحقیقات کاربردی، و براساس روش گردآوری داده ها، همبستگی است که به صورت مقطعی انجام گردید. جامعه آماری پژوهش نیز شامل 290 نفر از کارکنان اداره آموزش و پرورش شهر بهنمیر می باشند که با روش نمونه گیری تصادفی ساده، 169 نفر از آن ها به عنوان نمونه انتخاب شدند. در این پژوهش، برای گردآوری داده ها از پرسش نامه استفاده شد. این پرسشنامه ها در سه بخش اصلی تنظیم گردید: نامه همراه، اطلاعات جمعیت شناختی، و پرسش های مرتبط با متغیرهای پژوهش. در نهایت داده های مستخرج از آن نیز به وسیله نرم افزارهای SPSS و Smart PLS مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های این پژوهش حاکی از آن بود که رهبری تحول گرا (27/0+)، یادگیری سازمانی (36/0+) و فرهنگ نوآوری (22/0+) تأثیر مثبت و معناداری بر کارآفرینی سازمانی دارند. همچنین، نتایج نشان داد که این تأثیرات مثبت و معنادار در اثرگذاری رهبری تحول گرا بر یادگیری سازمانی (69/0+) و رهبری تحول گرا بر فرهنگ نوآوری (70/0+) نیز به طور چشمگیری مشاهده شد. در نهایت، نقش میانجی یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری در رابطه بین کارآفرینی سازمانی و رهبری تحول گرا تأیید شد. این نتایج نشان دهنده اهمیت نقش رهبری تحول گرا در تقویت یادگیری سازمانی و فرهنگ نوآوری برای ارتقاء کارآفرینی سازمانی است.
۵.

اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانش آموزان به مثابه یک کارکرد رهبری آموزشی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲ تعداد دانلود : ۷۳
یکی از هدف های اصلی نظام تعلیم و تربیت و رهبران آموزشی، توجه به تربیت شهروند مطلوب برای جامعه است. هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش فلسفه به کودکان بر تربیت شهروندی دانش آموزان دختر پایه ی چهارم ابتدایی شهر اشکذر بود. روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی دانش آموزان دختر پایه چهارم شهر اشکذر بود که از این میان 30 دانش آموز با بهره گیری از روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شدند و به طور تصادفی در دو گروه آزمایش (15 نفر) و کنترل (15 نفر) قرار گرفتند. ابزار پژوهش برای گردآوری داده ها، پرسشنامه ی رفتار شهروندی مارکوزی و ایکسین بود. آموزش فلسفه طی 12 جلسه ی 60 دقیقه ای برای گروه آزمایش اجرا گردید. داده های گرداوری شده در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (تحلیل کواریانس و مانکوا) با استفاده از نرم-افزار spss تجزیه و تحلیل شدند. نتایج تحلیل کواریانس نشان داد آموزش فلسفه به کودکان باعث بهبود رفتار شهروندی دانش آموزان دختر پایه چهارم شده است. نتایج آزمون مانکوا نیز نشان داد بین دو گروه آزمایش و کنترل از نظر تمامی مولفه ها تفاوت معناداری وجود دارد به طوری که میانگین پس آزمون این مولفه ها در گروه آزمایش به طور معناداری بالاتر از گروه کنترل بوده است. با توجه به اختلاف میانگین نمره رفتار شهروندی در دو گروه و ضرورت تقویت رفتار شهروندی در دانش آموزان، به رهبران آموزشی پیشنهاد می شود که به موضوع آموزش فلسفه به کودکان بیشتر توجه کنند.
۶.

تحلیل ساختاری نقش میانجی گرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱ تعداد دانلود : ۶۲
پژوهش حاضر با هدف تحلیل ساختاری نقش میانجی گرانه چرخش شغلی معلمان در تبیین رفتارهای فرانقشی بر اساس رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی آنان انجام شده است. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی با هدف مدلسازی بود. جامعه آماری پژوهش شامل کلیه معلمان دوره اول و دوم ابتدایی ناحیه دو شهر کرمانشاه بود که جهت نمونه گیری از روش خوشه ای تصادفی استفاده شد و 285 نفر از آنها انتخاب شدند. ابزار جمع آوری اطلاعات پژوهش عبارت بود از سه پرسشنامه استاندارد رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی (2013)، چرخش شغلی (2006) و رفتارهای فرانقشی (2011). پایایی ابزار با تکنیک آلفای کرانباخ تعیین شد و مقدار پایایی به ترتیب برای رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی 78/0، چرخش شغلی 81/0 و رفتارهای فرانقشی 73/0 گزارش شد. اطلاعات پژوهش پس از گردآوری توسط افزارهای آماری LISREL10.30 و SSPS25 تحلیل شدند. نتایج تجزیه و تحلیل داده ها بیان کننده آن بود که: رابطه رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی با چرخش شغلی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار می باشد؛ رابطه چرخش شغلی با رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار بود؛ همچنین نقش میانجی چرخش شغلی در ارتباط بین رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و رفتارهای فرانقشی مثبت و معنادار است. به نظر می رسد از عوامل اثر گذار بر رفتارهای فرانقشی معلمان می تواند رهبری مبتنی بر آگاهی هیجانی و چرخش شغلی باشد.
۷.

رابطه ی سبک مدیریت و اخلاق حرفه ای مدیران با خودکارآمدی کارکنان اداره آموزش و پرورش شهرستان دزفول(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
هدف پژوهش حاضر، رابطه ی سبک مدیریت و اخلاق حرفه ای مدیران با خودکارآمدی کارکنان اداره ی آموزش و پرورش شهرستان دزفول بود. روش تحقیق در این پژوهش از نوع توصیفی همبستگی بود. جامعه آماری این پژوهش شامل 856 نفراز کارکنان اداره ی آموزش و پرورش شهرستان دزفول بود. نمونه ای به حجم 260 نفر به روش نمونه گیری دردسترس انتخاب شد. در این تحقیق از سه پرسشنامه سبک مدیریتی سالزمن و اندرکولک (1982)، سنجش اخلاق حرفه ای کادوزیر (2009) و مقیاس خودکارآمدی ریگز و نایت (1994) استفاده شد. روایی ابزار پژوهش بر اساس نظرات اساتید و همچنین پایایی آن با استفاده از آلفای کرانباخ محاسبه شد که بر این اساس آلفای کرونباخ پرسشنامه سبک مدیریت0/79، پرسشنامه ی اخلاق حرفه ای0/84 و پرسشنامه ی خودکارآمدی0/88 برآورد گردید. داده ها با استفاده از روش های آماری توصیفی و استنباطی از جمله آزمون همبستگی پیرسون، رگرسیون همزمان و رگرسیون گام به گام تحلیل شدند. یافته ها نشان داد بین سبک مدیریت و اخلاق حرفه ای مدیران با خودکارآمدی کارکنان رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. علاوه بر این تحلیل حاصل از رگرسیون همزمان تبیین کننده 67/5 درصد از واریانس متغیر خودکارآمدی توسط سبک مدیریتی و اخلاق حرفه ای بود.
۸.

واکاوی نقش دانشگاه فرهنگیان در توسعه ایده آموزشی مایکل کانلی با عنوان«مدارس به عنوان مکان های عملی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۹ تعداد دانلود : ۴۹
پژوهش حاضر با هدف بررسی اولویت های آموزشی دانشگاه فرهنگیان در بسط ایده مدارس به عنوان مکان های عملی در چارچوب اندیشه های فکری مایکل کانلی انجام گرفت. رویکرد تحقیق کیفی از نوع تحلیل محتوای استقرایی با تاکید بر ماهیت موضوعی آن بود. در این راستا 12 نفر از اساتید دانشگاه فرهنگیان در سال تحصیلی 1404-1403 با استفاده از مصاحبه های کانونی از طریق نمونه گیری هدفمند از نوع مطلوب مورد مطالعه قرار گرفتند. برای اعتبارپذیری داده ها از روش خود بازبینی محقق و کنترل مشارکت کنندگان و برای تاییدپذیری داده ها از روش مقایسه نظام مند استفاده شد. یافته ها نشان داد که 7 مولفه زیست پذیری آموزشی، تلفیق برنامه درسی، دانش پروری، تعامل گرایی، فرهنگ معلم عملی، خودکاوی آموزشی و کارآفرینی کدهای اصلی هستند که با 18 کد محوری و 97 کد اولیه چارچوب مدارس با کارکرد عملی را از طریق آموزش های دانشگاهی فراهم می سازند. نتایج نشان می دهد که دانشگاه فرهنگیان باید مدارس را به عنوان بستر فعالیت های آموزشی دانشجو معلمان با درجه آزمایشی در نظر بگیرد. به عبارت دیگر مدارس با شبیه سازی تفکرات دانشجویان در قالب مدارس آزمایشگاهی معیار تصمیم گیری های آموزشی تلقی شده و شاخصی برای برآورد تحقق اهداف دانشگاه فرهنگیان به شمار آید. .
۹.

ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی به عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶ تعداد دانلود : ۷۲
کارآفرینی، اهرمی استراتژیک برای توسعه اقتصادی و پرورش کارآفرینان، پیش شرط توسعه اقتصادی جوامع می باشد. کارآفرینان ترکیبی با توجه به بالا بودن احتمال موفقیت شان و شانس بالای کسب وکار آنها برای بقا، در سال های اخیر مورد توجه پژوهشگران قرار گرفته اند. پژوهش حاضر با هدف بررسی ضرورت پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی به عنوان رهبران آموزشی نظام آموزش عالی صورت گرفت. این مطالعه با رویکرد کیفی انجام شده و راهبرد آن نظریه پردازی داده بنیاد با رویکرد ظاهرشونده گلیزر است. مصاحبه نیمه ساختاریافته به عنوان ابزار جمع آوری داده ها استفاده شد. به منظور گردآوری داده ها و با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند، با 16 نفر از اعضای هیئت علمی کارآفرین مصاحبه انجام شد. برای بررسی استحکام پژوهش چهار معیار قابلیت اعتبار، انتقال پذیری، قابلیت اطمینان و تأییدپذیری به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل داده ها در دو مرحله کدگذاری حقیقی و نظری صورت گرفت. یافته ها حاکی از ظهور 22 کد در قالب 9 مفهوم (انگیزه های اقتصادی، نیاز روانی، تغییرات جهانی، تغییر در سیاست گذاری اسناد بالادستی، نرخ بالای شکست کارآفرینان تمام وقت، الگوهای موفق کارآفرینان ترکیبی، دسترسی مالی، شبکه های ارتباطی و اجتماعی، موقعیت حامی) و 4 زیرمقوله (عوامل فردی، عوامل فرهنگی- اجتماعی، عوامل اقتصادی، موقعیت شغلی) در 3 سطح خرد، میانی و کلان به عنوان شرایط ضرورت ساز پرورش کارآفرینان ترکیبی در بین اعضای هیئت علمی است. به منظور بهره برداری حداکثری از توان و استعداد استادان به عنوان رهبران آموزشی، لازم است نظام آموزش عالی با بسترسازی و فراهم آوردن امکانات بیشتر برای کارآفرین شدن استادان، سیاست های حمایتی و اجرایی بیشتری در راستای پرورش این نوع کارآفرینان در بین اعضای هیئت علمی مشتاق به کارآفرینی اعمال نماید.
۱۰.

مطالعه تطبیقی آموزش و پرورش رسمی ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۱ تعداد دانلود : ۸۵
مطالعات تطبیقی آموزش وپرورش، به عنوان یکی از شاخه های مهم در حوزه علوم تربیتی، به بررسی و مقایسه نظام های آموزشی مختلف در جوامع متفاوت می پردازد. هدف پژوهش حاضر، مطالعه تطبیقی آموزش وپرورش رسمی ایران و عراق است. روش پژوهش، تطبیقی کیفی بوده و استراتژی انتخاب کشورها، "تفاوت در نظام های اجتماعی و تشابه در برون داد نظام آموزشی" بوده است. در اﯾﻦ ﭘﮋوﻫﺶ برای گردآوری داده ها از روش کتابخانه ای (اسنادی)، پایگاه های اطلاعاتی داخلی و بین المللی و مقالات مرتبط با موضوع پژوهش استفاده شده و تحلیل داده ها بر اساس الگوی بردی انجام شده است. جامعه پژوهش شامل نظام های آموزش رسمی ایران و عراق است. یافته ها نشان می دهند که آموزش وپرورش رسمی در ایران و عراق از نظر ساختار نظام آموزشی، محتوای درسی، نقش دولت، توجه به فرهنگ و ارزش ها، شیوه برنامه ریزی درسی و اهداف تربیتی، تفاوت ها و شباهت هایی دارد. این تفاوت ها عمدتاً به ساختار سیاسی، بافت فرهنگی و رویکردهای کلان هر کشور در سیاست گذاری آموزشی بازمی گردد. در نتیجه بر اساس یافته های پژوهش، باتوجه به اشتراکات فرهنگی، زبانی و منطقه ای دو کشور و درعین حال تفاوت های ساختاری در نظام آموزشی، پیشنهاد می شود کارگروه های مشترک آموزشی بین ایران و عراق باهدف تبادل تجربیات موفق، به ویژه در حوزه نظام های آموزشی تشکیل شوند. این همکاری می تواند به ارتقای کیفیت آموزش، تقویت هویت فرهنگی مشترک، و همچنین استفاده از راهبردهای نوین برنامه ریزی درسی که در هر کشور اثربخش بوده، منجر شود.

آرشیو

آرشیو شماره‌ها:
۳۶