ارائه مدل کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی هوشمند(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مدیریت استراتژیک هوشمند سال ۴ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
193 - 220
حوزههای تخصصی:
قرارگیری بیش از 30 درصد جمعیت کشور در مناطق روستایی و مواجه با تأثیرات تغییرات اقلیمی، کاهش منابع و نابرابریهای اجتماعی، ضرورت تقویت شوراهای محلی را نشان میدهد. توسعه پایدار صرفاً به منابع طبیعی یا اقتصادی وابسته نیست؛ بلکه به توانایی مدیریت مؤثر نیز متکی است. برای مواجهه با این چالشها، بهرهگیری از یک رویکرد جامع به توسعه یعنی توسعه دیجیتال در مدیریت نیاز است. پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل نظری-الگوریتمی کارآمدی شوراهای محلی در مدیریت پایدار روستایی مبتنی بر هوش مصنوعی انجام شد. این پژوهش از نظر پارادایم تفسیر-انتقادی، از نظر رویکرد آمیخته، از نظر روش جمعآوری دادهها توصیفی-پیمایشی بود. جامعه آماری بخش کیفی مقالات مرتبط بود که با روش مرور حیطهای، 25 مقاله انتخاب شد. مضامین با تکنیک تحلیل مضمون شناسایی شد. جامعه آماری بخش کمی، دهیاران و اعضای شوراهای محلی استان مازندران بودند. بهصورت هدفمند و در دسترس، 20 نفر از اعضای شوراها انتخاب شد. دادهها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، دادههای میدانی و دادههای ثانویه از 20 روستای در دسترس جمعآوری شد. روایی محتوایی پرسشنامه با شاخصهای مقادیر CVR و CVI، و روایی سازه از طریق تحلیل عاملی تاییدی و اکتشافی، پایایی با آزمون آلفای کرونباخ تایید شد. با استفاده از الگوریتمهای هوش مصنوعی (شبکه عصبی، تحلیل چندمعیاره، رگرسیون فازی)، با تمرکز بر 3 محور بخش مدیریت پایدار (کشاورزی هوشمند، مدیریت منابع آب، انرژیهای تجدید پذیر) مدلسازی کمی و پیشبینی الگوهای مدیریت پایدار روستایی در این 3 محور انجام شد. اعتبار مدل کمی با شاخصهای آماری تایید شد. مدل نظری شامل 4 مضمون سازمان دهنده، 10 مضمون پایه و 28 کد بود. مدل نظری نشان داد کارآمدی شوراها با تقویت 4 عملکرد تصمیمگیری، پیشبینی، تقویت مشارکت، نظارت و ارزیابی ارتقا مییابد. این 4 عملکرد میتواند با بهرهگیری از فرصتهایی که هوش مصنوعی ایجاد میکند، تقویت شود. مدل الگوریتمی نشان داد که از نظر دهیاران و شوراها، مدیریت منابع آب نسبت به کشاورزی هوشمند و انرژی تجدید پذیر اولویت دارد. نتایج این پژوهش نشان داد که هوش مصنوعی میتواند کارآمدی شوراهای محلی را در مدیریت پایدار بهطور معناداری افزایش دهد. این نتایج ضمن همسویی با نتایج پژوهشهای پیشین، با ترکیب دو مدل نظری و الگوریتمی، مدلی بومی ارائه داد. این مدل پیوند بین مفاهیم مدیریتی و فناورانه را ایجاد کرد که این ادغام سبب ارائه مدل یکپارچه شد که نسبت به روش مدیریت سنتی که دهیاران و شوراها قبلا داشتهاند میتواند دقت و جامعیت بیشتری به تصمیمات و عملکرد آنها برای ارائه خدمات روستایی و بهویژه مدیریت منابع آب بدهد.