ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲٬۱۲۱ تا ۲٬۱۴۰ مورد از کل ۵۸٬۸۵۴ مورد.
۲۱۲۱.

ارائه الگویی از عوامل کاهنده ریاکاری اخلاقی حسابرسان در خدمات حرفه ای با رویکرد کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ریاکاری اخلاقی حسابرسان خدمات حرفه ای

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۱۴
هدف تحقیق حاضر ارائه الگویی از عوامل کاهنده ریاکاری اخلاقی حسابرسان در خدمات حرفه ای می باشد. این پژوهش از نوع کیفی و با رویکرد اکتشافی-تبیینی است. جامعه آماری پژوهش شامل حسابرسان شاغل در حرفه و صاحب نظران حوزه حسابرسی است. نمونه گیری به صورت هدفمند و به شیوه نمونه گیری متوالی و بصورت گلوله برفی انجام شد که 15 نفر از حسابرسان و صاحب نظران مورد مصاحبه عمیق نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. داده های حاصل از مصاحبه ها با استفاده از روش تحلیل محتوای کیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند. یافته ها نشان داد عوامل کاهنده ریاکاری اخلاقی حسابرسان در خدمات حرفه ای شامل عوامل سازمانی و مدیریتی (8 شاخص)، عوامل اخلاقی و فرهنگی (11 شاخص)، عوامل اقتصادی و مالی (8 شاخص)، عوامل حکمرانی و قانونی (5 شاخص) می باشند. درک دقیق این پس ران ها و ارتباط آنها با رفتارهای اخلاقی حسابرسان می تواند به پیشگیری از ریاکاری و ایجاد یک محیط حرفه ای و اخلاقی در حوزه حسابرسی کمک کند.
۲۱۲۲.

آموزش عالی ناب: الگویی مبتنی بر مدیریت دانش خبرگان ستاد وزارت علوم تحقیقات و فناوری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آموزش عالی ناب بهره وری تفکر انتقادی تفکر ناب رویکرد ناب مدیریت دانش

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۴
اهداف: تفکر ناب به عنوان یک رویکرد عملیاتی و بهبودمحور، از تفکر انتقادی بهره می گیرد تا بتواند با تحلیل عمیق، شناسایی ریشه ای مشکلات و ارزیابی مستمر فرایندها، زمینه حذف اتلاف ها و ارتقای ارزش را در نظام های آموزشی فراهم سازد. رویکرد ناب در آموزش عالی بر اصولی استوار است که هدف آن حذف اتلاف، افزایش بهره وری و بهبود مستمر فرایندها است. پیاده سازی موفقیت آمیز اصول ناب در دانشگاه ها می تواند فرایندهایی با کیفیت بالاتر، به موقع تر، کم هزینه تر و مؤثرتر را در اختیار ذینفعان دانشگاه قرار دهد این پژوهش درصدد آن است، به طراحی الگوی آموزش عالی ناب و اولویت بندی ابعاد آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان حوزه ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بپردازد. روش پژوهش: با توجه به هدف پژوهش، رویکرد کیفی (اکتشافی- تحلیلی) برای بررسی موضوع انتخاب شده است. جامعه آماری این پژوهش شامل تمامی خبرگان حوزه ستاد وزارت علوم، تحقیقات و فناوری که دارای تحصیلات مرتبط با حوزه آموزش و نیز سابقه کار اجرایی و مدیریتی در ستاد وزارت متبوع را داشته اند می باشد. در این پژوهش از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. تعداد نمونه ها بر اساس اصول اشباع نظری 12 خبره حوزه ستادی بودند. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته بوده است. برای ارزیابی پایایی مصاحبه ها، روش پایایی بازآزمون و روش پایایی توافق بین دو کدگذار به کار گرفته شده است. ضریب توافق بین دو کد گذار 84% محاسبه شده است. برای تحلیل داده های حاصل از مصاحبه های نیمه ساختاریافته تمرکز بر روش اشتراوس - کوربین بوده و از تکنیک تحلیل مضمون(تم) استفاده شده که با ایجاد ارتباطی بر مبنای طرح پرسش و انجام مقایسه مداوم صورت گرفته و نرم افزار انویوو (NVivo) بکار گرفته شده است. یافته های پژوهش: یافته ها نشان می دهد الگوی آموزش عالی ناب دارای پنج مؤلفه: 1. مدیریتی شامل نظارت کیفی، تعامل دانشگاه و جامعه، تصمیم گیری مستقلانه، نیازمحور کردن خدمات، مدیریت و رهبری دانشگاه، 2. ساختاری شامل اصلاح ساختاری دانشگاه، آمایش آموزش عالی و اصلاح آیین نامه های ارتقاء اعضای هیات علمی، حاکمیت نگرش و تفکر ناب و کاهش وابستگی به دولت، 3. منابع انسانی شامل جذب، توسعه و توانمندسازی، توانمندی های تخصصی و ویژگی های فردی و شخصیتی، 4. مالی - اقتصادی شامل تأمین منابع مالی و تقویت ارتباط با صنعت و 5. زیرساختی - فناوری شامل توسعه زیرساخت ها و استفاده از فناوری های نوین و تحول آفرین می باشد. نتیجه گیری: مولفه منابع انسانی با 49 کد، ساختاری با 35 کد، مدیریتی با 24 کد، زیرساختی - فناوری با 19 کد و مالی – اقتصادی با 12 کد استخراجی به ترتیب دارای بیشتری اهمیت و اولویت بوده اند. تحلیل یافته نشان می دهد منابع انسانی با توجه به نقشی که می تواند در اجرای آیین نامه، دستورالعمل و دست یابی به اهداف اسناد بالادستی داشته باشند از اهمیت بیشتری نسبت به سایر مؤلفه ها برخوردار است. اصالت/ارزش: این پژوهش با ارائه مدل آموزش عالی ناب از دیدگاه خبرگان ستادی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بستر لازم برای بومی سازی مدل های نظری بین المللی به منظور پیاده سازی اصول و رویکردهای آموزش عالی ناب در دانشگاه های کشور را فراهم ساخته و به شکاف میان سیاست گذاری کلان و اجرای عملیاتی کمک می کند.
۲۱۲۳.

تحلیل راهبردی مزیت رقابتی شرکت های خصوصی در گذار به اقتصاد دانش بنیان با تمرکز بر سازوکارهای مدیریت دانش: با بهره گیری از روش فراترکیب(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: اقتصاد دانش بنیان استراتژی تاب آوری روش فراترکیب فناوری مدیریت دانش مزیت رقابتی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۵
هدف: در گذار به اقتصاد دانش بنیان، جایگزینی منابع دانشی با عوامل سنتی تولید، شرکت های خصوصی در کشورهای در حال توسعه را با چالش هایی در ساختار سازمانی، نوآوری و بهره برداری از ظرفیت های فکری مواجه ساخته است. این پژوهش با تمرکز بر سازوکارهای مدیریت دانش، نقش آن ها را در شکل گیری و حفظ مزیت رقابتی در شرکت های خصوصی، به ویژه در شرایط محدودیت منابع و فقدان زیرساخت های هم افزایی دانش، بررسی می کند. روش پژوهش: این پژوهش کیفی و اکتشافی با هدف کشف الگوها و روابط پنهان در ادبیات موجود، از روش فراترکیب بهره گرفت. جامعه شامل ۲۴۳ منبع علمی فارسی (۱۳۹۰–۱۴۰۴) و انگلیسی (۲۰۲۱–۲۰۲۵) مرتبط با مدیریت دانش و مزیت رقابتی در شرکت های خصوصی بود. نمونه گیری هدفمند و نظام مند بر اساس معیارهای موضوعی، کیفیت علمی و پوشش زمانی انجام شد و ۶۵ منبع به عنوان نمونه نهایی انتخاب گردید. داده ها از طریق مطالعه کتابخانه ای گردآوری و با کدگذاری سه مرحله ای (باز، محوری، انتخابی) تحلیل شدند که منجر به استخراج ۴۱۰ کد مفهومی، ۲۳ زیرمضمون و چهار مضمون اصلی شد. تحلیل در چارچوب مدل هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو صورت گرفت. اعتبار پژوهش با پنل کارشناسی و مثلث سازی منابع، و پایایی آن با ضریب توافق ۸۵٪ میان کدگذاران تأیید شد. مدیریت منابع و کدگذاری به صورت دستی و با روش های سنتی تحلیل کیفی انجام شد. یافته ها: بر اساس تحلیل مضمون حاصل از کدگذاری سه مرحله ای منابع منتخب، اشتراک گذاری دانش با فراوانی ۱۵ درصد از مجموع کدهای مفهومی، به عنوان برجسته ترین زیرمضمون شناخته شد و در اغلب مطالعات به عنوان عامل مؤثر در تقویت تاب آوری سازمانی، به ویژه در شرایط عدم قطعیت و محدودیت منابع، مورد توجه قرار گرفت. یافته ها با شاخص های جهانی از جمله میزان سرمایه گذاری در تحقیق و توسعه و رشد چشمگیر شرکت های دانش بنیان در ایران طی سال های اخیر هم راستا بودند. این هم سویی، اعتبار بیرونی و کاربردپذیری یافته ها را تقویت کرد و نشان داد که سازوکارهای مدیریت دانش، به ویژه اشتراک گذاری دانش، نقش مهمی در ارتقای مزیت رقابتی و افزایش تاب آوری شرکت های خصوصی در مسیر گذار به اقتصاد دانش بنیان ایفا کرده اند. نتیجه گیری: تحلیل مضمون نشان داد که تلفیق فرآیندهای مدیریت دانش سازمانی، به ویژه مدل SECI، به عنوان سازوکار مؤثر در ایجاد مزیت رقابتی پایدار در شرکت های خصوصی عمل کرده است. این فرآیند با ارتقای ظرفیت نوآوری و افزایش تاب آوری، زمینه ساز آمادگی این شرکت ها برای حضور مؤثر در اقتصاد دانش بنیان، حتی در شرایط تحریم و محدودیت منابع، بوده است. اصالت/ارزش: این مطالعه با بهره گیری از روش فراترکیب و تلفیق مفاهیم میان رشته ای، شواهدی نوین از پیوند فناوری های نو و تاب آوری سازمانی و چارچوبی بومی و بدیع ارائه کرده و افق های تازه ای در سیاست گذاری دانش بنیان گشوده است.
۲۱۲۴.

بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی بر ارتباط بین حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بخش بانکداری دولتی (مورد مطالعه: بانک سپه استان تهران)

کلیدواژه‌ها: حسابداری دیجیتال کیفیت داده کیفیت اطلاعات کیفیت سیستم فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۵
هدف پژوهش حاضر بررسی نقش تعدیل گر فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در ارتباط میان حسابداری دیجیتال و کیفیت تصمیم گیری با نقش میانجی کیفیت اطلاعات در بانک سپه استان تهران است. پژوهش به روش توصیفی-پیمایشی و بر اساس مدل معادلات ساختاری واریانس محور (PLS-SEM) انجام شده و جامعه آماری شامل ۵۱۱ نفر از کارکنان دارای پست های سازمانی مختلف در بانک سپه تهران بود که با استفاده از فرمول کوکران، نمونه ای ۲۱۹ نفره انتخاب گردید. داده ها از طریق پرسشنامه استاندارد گردآوری و اعتبار روایی و پایایی ابزار با شاخص های AVE، قابلیت اطمینان مرکب و آلفای کرونباخ تأیید شد. نتایج آزمون های توصیفی نشان داد بیشترین فراوانی متعلق به گروه سنی ۳۱ تا ۴۰ سال و سطح تحصیلات کارشناسی بود و همچنین غالب شرکت کنندگان دارای سابقه کاری ۱۰ تا ۱۵ سال و رشته تحصیلی حسابداری بودند. یافته ها نشان داد تمام متغیرهای مدل پژوهش از توزیع نرمال تبعیت نمی کنند، لذا تحلیل و آزمون فرضیات با رویکرد PLS صورت گرفت. نتایج مدل نشان داد کیفیت داده ها، کیفیت سیستم و کیفیت اطلاعات همگی اثر مثبت و معناداری بر کیفیت تصمیم گیری دارند و کیفیت اطلاعات نقش میانجیگری معناداری در روابط میان کیفیت داده و سیستم با کیفیت تصمیم گیری ایفا می کند. همچنین، فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی نیز رابطه بین کیفیت اطلاعات و تصمیم گیری را به طور معنادار تعدیل می نماید. شاخص های برازش مدل چون SRMR، R² و Q² همگی کفایت و مطلوبیت مدل مفهومی را تایید کردند. پژوهش حاضر با ارائه شواهد تجربی، بر اهمیت ارتقای کیفیت داده، اطلاعات و سیستم های حسابداری دیجیتال بانک ها و تقویت فرهنگ تصمیم گیری تحلیلی در بهبود فرآیندهای تصمیم سازی در سازمان های مالی دولتی تأکید دارد.
۲۱۲۵.

ارائه الگوی بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد در ارتش جمهوری اسلامی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: بودجهریزی مبتنی بر عملکرد پیشران های بودجه ریزی توانمندسازهای بودجه ریزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۱۱
هدف: پژوهش حاضر با هدف طراحی و اعتبارسنجی الگوی بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد در ارتش جمهوری اسلامی ایران (آجا) انجام شده است. این مطالعه تلاش دارد تا با شناسایی و تحلیل مؤلفه های کلیدی، الگویی کارآمد و بومی شده برای ارتقاء بهره وری منابع در ساختار بودجه ریزی نظامی ارائه دهد. روش پژوهش: این تحقیق از نوع کاربردی و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. به منظور آزمون مدل مفهومی، از مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار SmartPLS استفاده گردید. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته، در میان خبرگان و مسئولان مرتبط با امور بودجه ریزی در آجا گردآوری شد. یافته ها: نتایج نشان داد که دو بعد اصلی «پیش ران های بودجه ریزی» و «توانمندسازها» نقش تعیین کننده ای در استقرار الگوی بودجه ریزی مبتنی بر عملکرد دارند. شاخص های برازش مدل، از جمله AVE، CR، α، R²، Q² و GOF، در سطح مطلوب و قابل قبول گزارش شد. همچنین، تمامی مسیرهای مدل از نظر آماری معنادار و تأیید شدند. نتیجه گیری: الگوی طراحی شده، از برازش مطلوبی برخوردار است و قابلیت پیاده سازی در ساختار نیروهای مسلح را دارد. بهره گیری از این الگو می تواند منجر به تخصیص مؤثرتر منابع، افزایش پاسخگویی، ارتقاء بهره وری و نهادینه سازی فرهنگ عملکردمحور در بودجه ریزی سازمانی آجا شود.
۲۱۲۶.

تحلیل آینده نگر پیشران های موثر بر گسترش انرژی های تجدیدپذیر در برنامه هفتم توسعه با رویکرد سیاست گذاری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انرژی های تجدیدپذیر برنامه هفتم توسعه پیشران ها سیاست گذاری و حکمرانی MICMAC

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۲
برنامه هفتم توسعه جمهوری اسلامی ایران ابزاری کلیدی برای دستیابی به اهداف بلندمدت اقتصادی، اجتماعی و علمی محسوب می شود. برنامه هفتم توسعه جمهوری اسلامی ایران در انرژی های تجدیدپذیر، تلاش دارد تا با به کارگیری ظرفیت های علمی و فناورانه، بسترهای لازم برای تحقق توسعه پایدار و افزایش توانمندی های ملی را فراهم کند. پژوهش حاضر، با هدف شناسایی پیشران های موثر جهت اجرای موثر برنامه هفتم توسعه در حوزه انرژی های تجدیدپذیر بر پایه روش تحلیل اثرات متقاطع می باشد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از حیث روش پیمایشی در سطح اکتشافی صورت گرفته است. در پژوهش حاضر با استفاده از مطالعات کتابخانه ای پیشرانها شناسایی شده و از نرم افزار میک مک جهت بررسی تاثیرگذاری و تاثیرپذیری پیشران ها بر یکدیگر بهره گرفته شده است. 40 عامل از طریق مطالعات کتابخانه ای شناسایی و طبقه بندی شده که در 5 گروه به تایید خبرگان رسیده است و درجه اهمیت آنها توسط خبرگان بین 0 تا 3 در نظر گرفته شد. خبرگان پژوهش شامل پژوهشگران و اساتید دانشگاهی بودند که در حوزه سیاست گذاری و حکمرانی تجربه علمی و عملی داشتند. برای نمونه گیری از روش هدفمند گلوله برفی استفاده شد که یک روش نمونه گیری غیر تصادفی است. پیشران های شناسایی شده عبارت است از: (1) فناوری ها (2) سیاست ها و حمایت ها (3) اقتصادی و تجاری (4) محیط زیست و منابع طبیعی (5) مدیریت و بهینه سازی انرژی. لذا سیاست گذاران و دستگاه های اجرایی می توانند با در نظر گرفتن ابعاد فوق، برنامه هفتم توسعه در حوزه علم و فناوری را به طور موثری اجرا نمایند.
۲۱۲۷.

طراحی مدل تامین مالی بخش املاک و مستغلات مبتنی بر ظرفیت صندوق ملی مسکن(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تأمین مالی املاک و مستغلات شرکت پروژه سهامی صندوق املاک و مستغلات صندوق ملی مسکن ابزارهای مالی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۱
بحران مسکن ایران، با توجه به تورم بالا و ناکارآمدی نظام تأمین مالی سنتی، نیازمند بازتعریف سازوکارهای مالی و مدل های نوین است. گسترش دانش مالی و فناوری، ابزارهای متنوعی را در بازارهای مالی ایجاد کرده که هرکدام قابلیت حل بخشی از چالش های این حوزه را دارند؛ اما استفاده مؤثر از این ابزارها مستلزم تعیین زمان، حجم منابع و مرحله اجرای پروژه توسط یک نهاد بالاسری است که مدیریت کلان پروژه های مسکن را برعهده دارد. این نهاد با هماهنگی بین ابزارها می تواند تخصیص منابع را بهینه کرده و پویایی سیستم تأمین مالی را افزایش دهد. این پژوهش با هدف طراحی مدل پایدار تأمین مالی املاک، ابزارهای موجود را از طریق تحلیل مضمون و مصاحبه با خبرگان بررسی کرده است. یافته ها نشان می دهد ابزارهای رایج به دلیل تورم بالا و نبود چارچوب نهادی یکپارچه، در شرایط کنونی اقتصاد ایران کارایی لازم را ندارند. مدل پیشنهادی پژوهش، «صندوق ملی مسکن» (مطابق قانون جهش تولید مسکن ۱۴۰۰) را به عنوان نهاد محوری معرفی می کند که ترکیبی از ابزارهای مالی را در چارچوبی هماهنگ به کار می گیرد. نتایج نشان می دهد این رویکرد ترکیبی، مبتنی بر نهادسازی و استفاده همزمان از ابزارهای چندبازاری، نه تنها بحران مسکن را کاهش می دهد، بلکه با ایجاد انگیزه سودآوری برای بخش خصوصی، مشارکت فعال آن را جلب می کند. سازوکارهایی مانند «زنجیره تأمین مالی» امکان حل مسئله مسکن را با تکیه بر درآمدهای آتی (به جای پس انداز گذشته) فراهم می کنند. همچنین کاهش فشار بر بودجه دولت، اجرای همزمان پروژه های توسعه بیشتر را ممکن می سازد.
۲۱۲۸.

اولویت بندی مولفه های موثر مدل برند کارفرمایی مبتنی بر هوش مصنوعی با استفاده از فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی( مورد کاوی در صنعت برق ایران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: استخدام کارآمد برندکارفرمایی صنعت برق مدیریت استعدادها هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۵۸
هدف: برند کارفرمایی به عنوان یک مفهوم نوآورانه، دنیای مدیریت برند بازاریابی و مدیریت منابع انسانی را به هم متصل می کند. این مفهوم به عنوان فرآیندی کلیدی در بازاریابی برای ارائه استراتژی های موثر برندسازی در صنعت برق، اهمیت بسیاری دارد. لذا هدف اصلی این مطالعه، اولویت بندی مؤلفه های موثر بر برند کارفرمایی مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت برق ایران با استفاده از روش تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) است. روش پژوهش: این پژوهش از نظر رویکرد کمی، از نوع توصیفی و از نظر هدف، کاربردی است. جامعه آماری شامل کارشناسان و خبرگان صنعت برق و اساتید بازاریابی دانشگاه ها بود. ابزار گردآوری اطلاعات پرسشنامه ای محقق ساخته بود که روایی آن با استفاده از روش دلفی فازی و نظرات 5 نفر از خبرگان تأیید شد و پایایی آن با نرخ ناسازگاری بررسی شد. داده ها با روش فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی تحلیل شدند. بخش کمی پژوهش بر اساس نظرات ۱۵ نفر از همان خبرگان بخش کیفی انجام شد که جداول مقایسات زوجی FAHP را تکمیل کردند. تحلیل ها با نرم افزارهای Smart PLS و تکنیک FAHP انجام گردید. یافته ها: نتایج اولویت بندی نشان داد که مهم ترین مؤلفه های موثر بر برند کارفرمایی مبتنی بر هوش مصنوعی در صنعت برق شامل حفظ کارکنان، بهره وری کارکنان، تمایز از رقبا، رضایت شغلی و استخدام کارآمد است. نتیجه گیری: مدیریت بازاریابی داخلی کارمندان فعلی و بالقوه به عنوان مؤلفه ای کمتر اثرگذار بر برند کارفرمایی شناخته شد. این یافته ها می توانند به مدیران صنعت برق کمک کنند تا استراتژی های مؤثرتری برای تقویت برند کارفرمایی خود تدوین کنند.
۲۱۲۹.

ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ذهنیت فلسفی به منظور تبیین کارکردهای فلسفه اسلامی در سیستم های کسب و کار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: انعطاف پذیری ذهنیت فلسفی جامعیت تعمق

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۴۸
پژوهش حاضر با هدف ساخت و اعتباریابی پرسشنامه ذهنیت فلسفی به منظور تبیین کارکردهای فلسفه اسلامی در سیستم های کسب و کار با استفاده از روش دلفی و میانگین سازی به اجرا درآمده است. برای این منظور از تعداد 72 نفر متخصص فلسفه تعلیم و تربیت که از اساتید دانشگاه های استان تهران هستند، 12 نفر با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب و به پرسشنامه اولیه ای که بر اساس مطالعه منابع، پرسشنامه های موجود در ایران و خارج از کشور و نظر کارشناسان فلسفه تعلیم و تربیت در 108 گویه تهیه شده بود، پاسخ داده شد. در این پژوهش مقدماتی پرسشنامه ای 72 گویه ای شامل 12 شاخص برای 3 مؤلفه جامعیت، انعطاف پذیری و تعمق با ضریب آلفای کرونباخ 90/0 استحصال شد. خروجی SPSS برای پایایی بعد جامعیت 82/0، انعطاف پذیری 81/0 و تعمق 77/0 می باشد. در مجموع نتایج نشان داد که این پرسشنامه دقت و کیفیت اندازه گیری ابعاد سه گانه ذهنیت فلسفی را بیشتر از پرسشنامه های موجود دارد. در مجموع نتایج نشان داد که این پرسشنامه دقت و کیفیت اندازه گیری ابعاد سه گانه ذهنیت فلسفی را بیشتر از پرسشنامه های موجود دارد.
۲۱۳۰.

فراتحلیل کیفی عوامل اقتضایی تأثیرگذار بر فرایند مذاکره میان مؤدیان و حسابرسان مالیاتی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: مذاکره مالیاتی عوامل اقتضایی حسابرس مالیاتی مودیان مالیاتی روش فراترکیب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۲۴
عوامل اقتضایی در مذاکره بین مودی و ممیز مالیاتی صرفا به شرایط عینی و ملموس پیرامون مذاکره محدود نیست بلکه ممکن است شامل مولفه های غیرملموس و زمینه ای نیز باشد که بر قضاوت ممیز مالیاتی تاثیر بگذارد. این عوامل می تواند چارچوبی فراهم آورد که ممیز مالیاتی از طریق آن ویژگی های موجود را درک کند و برای تفسیر و غربالگری اطلاعات استفاده کند. این پژوهش با هدف شناسایی عوامل اقتضایی بر مذاکره بین حسابرس و مودی مالیاتی با استفاده از روش فراترکیب شامل هفت مرحله تعیین سوال پژوهش، جستجوی نظام مند، انتخاب مقالات، استخراج اطلاعات، یافته های پژوهش، کنترل کیفیت، ارائه گزارش انجام شد. جامعه پژوهش شامل مطالعات داخلی منتشرشده بین سال های ۱۳۸۰ تا ۱۴۰۳ و مقالات خارجی از سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۲۴ است. در این مطالعه، سه بُعد اصلی (فردی، سازمانی و محیطی) و ۱۰ مقوله مرتبط شناسایی گردید. در بُعد فردی، ویژگی های حسابرس و ویژگی های مودی مورد بررسی قرار گرفتند. در بُعد سازمانی، سه مقوله شامل عوامل سازمانی حسابرس، عوامل سازمانی مودی و روابط سازمانی بین آن ها شناسایی گردید. در بُعد محیطی، پنج مقوله شامل قوانین و مقررات مالیاتی، نهادهای تاثیرگذار، عوامل اجتماعی، عوامل اقتصادی و عوامل بازار شناخته شدند. تمایز اصلی این پژوهش با مطالعات پیشین در رویکرد جامع آن به دسته بندی چند بعدی عوامل و به همراه تمرکز بر مولفه های رفتاری، ساختاری و محیطی در بستر مذاکره مالیاتی است. نتایج این پژوهش نشان می دهد شناخت این عوامل می تواند به بهبود تعاملات حسابرس و مودی، افزایش شفافیت مذاکرات مالیاتی و تدوین سیاست های کارآمدتر در حوزه مالیات و حسابرسی کمک کند.
۲۱۳۱.

سوق دهی واکنش سهامداران با دستکاری نقاطِ مرجعِ تصمیم گیری: تحلیلی مبتنی بر نظریه چشم انداز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: سوق دهی دستکاری سود نظریه چشم انداز

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۲۷
هدف: این پژوهش تحلیلی از چگونگی انجام سوق دهی واکنش های شهودی سهامداران توسط مدیران از طریق دستکاری نقاط مرجع تصمیم گیری ارائه می نماید و این پرسش را مورد بررسی قرار می دهد که آیا مدیران با دستکاری هدفمند نقاط مرجع تصمیم گیری، می توانند به معماری انتخاب های سهامداران و سوق دهی تصمیمات آنان به اهداف مورد نظر خود بپردازند؟ روش: درپژوهش حاضر، انحرافاتِ نسبتِ قیمت به سود از سطوح مورد انتظار و نیز پیشینه ی ذهنی سهامدار از عملکرد سهم (با نماگر بازده غیرعادی سال قبل) بعنوان نقاط مرجع تصمیم گیری سرمایه گذاران در نظر گرفته شده و رابطه آن با بازده های غیرعادی زمان اعلان سود (به عنوان نماگر از واکنش شهودی سهامداران) مورد آزمون قرار گرفته است. یافته ها: نتایج حاصل نشان می دهد که مدیران با دستکاری نقاطِ منتخب ِمرجع ِتصمیم گیری سهامداران (شامل انحراف قیمت به سود هر سهم از صنعت در قالب ارقام واقعی و ارقام پیش بینی شده سال جاری و نیز بازده غیر عادی سال قبل ) به شکل دهی انتظارات سهامداران و سوق دهی هدفمند تصمیمات آنان می پردازند. نتیجه گیری: مدیران با شناخت الگوهای ذهنی سهامداران و عدم پردازش کامل اطلاعات از سوی آنان، با اعمال نظر ضمنی و دستکاری نقاطِ مرجعِ تصمیم گیری سهامداران به سوق دهی تصمیمات آنان می پردازند. این نتایج کمک می کند تا تصویری تازه از ابعاد رفتاری روابط بین مدیران و سهامداران در بستر گزارشگری مالی ارائه شود و تحلیل ابعاد فرصت طلبی مدیران را ممکن می کند.
۲۱۳۲.

. تاثیر ذهن آگاهی بر قضاوت اخلاقی حسابرسان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: ذهن آگاهی قضاوت اخلاقی حسابرسان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۹
چکیده ذهن آگاهی یکی از مهمترین ویژگی های شناختی افراد بوده و محرک تصمیم گیری ها و قضاوت های اخلاقی می باشد. از این رو، هدف از این پژوهش؛ مطالعه ارتباط میان ذهن آگاهی با قضاوت اخلاقی است. روش پژوهش از لحاظ هدف ، کاربردی و از لحاظ گردآوری داده ها ، توصیفی – همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش حسابرسان شاغل در حرفه حسابرسی است. از این جامعه آماری ، نمونه ای به تعداد 210 نفر از حسابرسان به صورت تصادفی انتخاب شده اند. ابزار مورد استفاده در پژوهش، پرسشنامه استاندارد می باشد. در پژوهش حاضر داده های جمع آوری شده با استفاده از معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج نشان می دهد که ذهن آگاهی تاثیر مثبت و معنی داری بر قضاوت اخلاقی حسابرسان دارد. ذهن آگاهی به عنوان یک ویژگی روانشناختی موجب بهبود قضاوت اخلاقی حسابرسان می شود. به عبارت دیگر، اگر حسابرسان کار خود را با شناخت و توجه و شیوه ای بهتر انجام دهند ، در آن صورت می توانند قضاوت اخلاقی مناسب تری داشته باشند.
۲۱۳۳.

Presenting an Entropy-Based Systemic Risk Warning Model(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: systemic risk Entropy financial crisis Risk Contagion

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۴۰
Systemic risk is a type of financial instability that disrupts the functioning of the financial system and affects economic growth. The present study was developed with the aim of presenting a systemic risk warning model based on the entropy criterion in the financial markets of Iran. In terms of direction, the present research is of applied type and in terms of explanatory purpose, and the data collection method is library method. The statistical population of the country's financial markets research includes the capital market, money market, etc., and the time frame of this research is the data related to variables affecting systemic risk in the years 1998 to 2022. In this research, firstly, the identified criteria and indicators affecting systemic risk were ranked using Shannon entropy, Rennie entropy, and Tsallis entropy, and then systemic risk was measured with the MES criterion. The results of this research show that the most systemic risk is caused by the variable of banks' debt to the central bank, and the two variables of government debt and the ratio of government debt to GDP also have the highest systemic risk. According to the general theory of systems and the effectiveness and influence of financial markets on each other, the government and policy makers of the economic and financial sectors must take the necessary measures in order to create a systemic supervisory institution.
۲۱۳۴.

Forecasting Influential Factors in Preventing Tax Evasion Through a Lemur Optimization Approach Utilizing a Perceptron Neural Network(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: Tax evasion Prevention Lemur Optimization Perceptron Neural Network

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۰ تعداد دانلود : ۹۷
Taxes serve as a vital source of funding for governments and significantly influence economic growth and income distribution, which varies based on a country's level of development and economic framework. Recently, researchers have introduced methods to identify effective factors in preventing tax evasion. Most of these methods rely on basic techniques such as regression, structural equations, and non-intelligent methods that cannot effectively analyze the relationship between the values of the variables involved in this field. Therefore, in this study, we introduce a method that leverages artificial intelligence techniques, specifically a meta-heuristic optimization approach and a perceptron neural network. This method effectively analyzes the nonlinear relationships within the data while addressing both the intrinsic and extrinsic aspects of the data dimensions simultaneously. The research sample consists of 25 experts from the Tax Affairs Organization, and the study was conducted in the year 2022. The results indicate a high prediction accuracy of approximately 98%. Additionally, it highlights the significant role of various factors contributing to tax evasion, including income concealment, money laundering, economic crises, political trust, the weaknesses, and complexities of tax laws and regulations, inadequate clarification of tax laws, contradictions in legal tax articles, administrative bureaucracy, and an inefficient tax structure.
۲۱۳۵.

به کارگیری رویکرد کارت امتیاز متوازن بر عملکرد شرکت های کارگزاری در اقتصاد دیجیتال شهری(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: کارت امتیازی متوازن راهبری شرکتی سرمایه فکری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵ تعداد دانلود : ۲۱
در این مطالعه عوامل مؤثر بر عملکرد شرکت های کارگزاری با رویکرد کارت امتیازی متوازن در اقتصاد دیجیتال شهری بررسی شده است. پژوهش حاضر از لحاظ ماهیت، کاربردی و از نظر نوع روش توصیفی – پیمایشی است. اطلاعات مورد نیاز برای انجام تحقیق با استفاده از پرسشنامه جمع آوری گردید. این تحقیق پس از مطالعه کتابخانه ای با توجه به اطلاعات به دست آمده، به ارائه پرسشنامه روش دلفی، به شناسایی عوامل اصلی و فرعی مؤثر پرداخت. سپس با استفاده از پرسشنامه مقایسات زوجی، عوامل اصلی و فرعی مؤثر وزن دهی گردید. نتایج نشان می دهد که در سطح 95 درصد بین تمر کز مالکیت و دو معیار عملکرد یعنی نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین رابطه معناداری وجود دارد. به طوری که تمرکز مالکیت 2درصد از تغییرات نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، و4/2درصد از تغییرات نسبت کیو توبین را تفسیر می کند؛ یعنی هر چه تمرکز مالکیت بیشتر باشدکنترل بیشتری بر مدیران اعمال شده و عملکرد شرکت افزایش می یابد. البته این رابطه معنادار بین تمرکز مالکیت و معیار ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها صدق نمی کند. همچنین بین معیارهای ارزیابی عملکرد و نسبت سود تقسیمی رابطه معناداری مشاهده شد که 9/12درصد، 21درصد و 9/21درصد از تغییرات نسبت سود تقسیمی به ترتیب توسط معیارهای ارزیابی عملکرد نسبت بازده دارایی ها، نسبت بازده حقوق صاحبان سهام، نسبت کیو توبین تفسیر می شود؛ به این معنا که بهبود عملکرد می تواند افزایش سود تقسیمی را به دنبال داشته باشد. در عین حال از نظر آماری رابطه معناداری بین تمرکز مالکیت (سهامداران عمده)و سیاست سود تقسیمی مشاهده نشده است.
۲۱۳۶.

ارائه مدل استراتژی توانمندسازی کارکنان صنعت نفت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: توانمندسازی استراتژی صنعت نفت رویکرد داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵ تعداد دانلود : ۱۶۱
در پژوهش حاضر، مدل استراتژی توانمندسازی کارکنان صنعت نفت توسط استفاده از روش نظریه پردازی داده بنیاد تدوین شده است. با انجام مطالعات گسترده نظری در توانمندسازی کارکنان، پس از انجام مصاحبه های عمیق و نیمه ساختاریافته با خبرگان دانشگاهی و متخصصان حوزه منابع انسانی، با به کارگیری شیوه نمونه گیری هدفمند تا دستیابی به اشباع نظری، طی فرایندی رفت و برگشتی و به صورت همزمان، اقدام به مصاحبه کدگذاری داده های مستخرج از متن مصاحبه طی سه مرحله کدگذاری باز، کدگذاری محوری و در ادامه مفاهیم حاصله از کدگذاری محوری را در چارچوب مدل مفهومی پژوهش (کدگذاری گزینشی)، ارائه نموده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که استراتژی های توانمندسازی کارکنان صنعت نفت تحت تأثیر عوامل علّی، زمینه ای و مداخله گر قرار می گیرند. این عوامل شامل بهینه سازی فرایند مدیریت عملکرد، برنامه ریزی و اجرای دوره های آموزش و توسعه، یکپارچه سازی سیستم های اطلاعاتی و منابع انسانی، و توسعه و تقویت سیستم های مدیریت دانش است.
۲۱۳۷.

شناسایی و تحلیل آینده پژوهانه زیرساخت ها در تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آینده پژوهی زیرساخت های گردشگری شهر هوشمند گردشگری هوشمند مقصد گردشگری هوشمند

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۱ تعداد دانلود : ۱۰۹
مقدمه در پی تحولات ناشی از فناوری اطلاعات، گردشگری هوشمند به عنوان یکی از شکل های نوظهور گردشگری، به گامی متمایز در تکامل فناوری اطلاعات و ارتباطات در گردشگری تبدیل شده و ابعاد فیزیکی و حکمرانی گردشگری در حال ورود به عرصه بازی دیجیتال هستند. این مفهوم در مناطقی از جمله آسیا و اروپا به طور گسترده ای به یک اولویت استراتژیک در راستای توسعه گردشگری تبدیل شده و هم اکنون کشورهای مختلفی از سراسر جهان پروژه هایی را در جهت تحقق این نوع از گردشگری آغاز کرده اند. آمارها نشان می دهد اگر چه مفهوم هوشمندی در صنعت گردشگری سابقه ای طولانی ندارد، حجم بازار سفرهای هوشمند در جهان در سال 2023 رقمی در حدود 28/8 میلیارد دلار آمریکا را به ثبت رسانده است و با در نظر داشتن نرخ رشد مرکب سالانه 16 درصد، این مقدار به حدود 126/8 در سال 2033 خواهد رسید. در نتیجه، گردشگری هوشمند و مزایای متعدد آن برای گردشگران، ساکنان، مدیران و سایر ذی نفعان مقصد ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این مسیر بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است که این موضوع در روند سیاست گذاری و سرمایه گذاری بسیاری از کشورها نیز مد نظر قرار گرفته است. لذا تحقق گردشگری هوشمند مستلزم وجود زیرساخت های مناسب در مقیاس مختلف است که به عنوان پایه ای برای توسعه و اجرای استراتژی های نوآورانه در گردشگری عمل می کنند و دستیابی به مزایای پایداری، رقابت پذیری و رضایت ذی نفعان را امکان پذیر می سازند.  در ایران، علی رغم پتانسیل های فراوان گردشگری، تحقق مقاصد گردشگری هوشمند با چالش هایی مواجه است. توسعه گردشگری به عنوان یکی از بخش های مهم اقتصادی کشور، نیازمند توجه ویژه به زیرساخت های مدرن و فناوری های نوین است. در این راستا، مطالعه حاضر با بهره گیری از نظرات خبرگان در حوزه های گردشگری و فناوری اطلاعات و ارتباطات در قالب مصاحبه های نیمه ساختاریافته تلاش دارد تا مهم ترین زیرساخت های مورد نیاز برای تحقق مقاصد گردشگری هوشمند در ایران را شناسایی کند و با مشخص کردن روابط بین عوامل و تأثیرات آن ها بر یکدیگر در قالب تحلیل آینده پژوهی، از طریق ارائه راهکارها و پیشنهادهای کاربردی گامی مؤثر در جهت توسعه این مفهوم بردارد. مواد و روش ها پژوهش حاضر به روش آمیخته انجام شده است. بخش اول انجام پژوهش از نوع کیفی بوده و با روش تحلیل مضمون انجام شده است و هدف آن، شناسایی زیرساخت های پیش نیاز تحقق گردشگری هوشمند با درنظر داشتن شرایط روز کشور ایران است. به این منظور برای جمع آوری داده ها، ابزار مصاحبه انتخاب شد و برای انتخاب خبرگان به منظور انجام مصاحبه، از روش قضاوتی و در دسترس استفاده شد که با تکنیک گلوله برفی ادامه پیدا کرد. به این ترتیب، با افرادی که همگی فعالان حوزه هوشمندسازی یا گردشگری در شهر تهران بودند، ارتباط برقرار و جلسات مصاحبه ای با سؤال های نیمه ساختار یافته برگزار شد و بعد از مصاحبه با 12 نفر، اشباع داده ها حاصل شد.  سپس برای تجزیه و تحلیل داده ها و استخراج مضامین از فرایندی جامع متشکل از 6 گام استفاده شد. در گام اول لازم است پژوهشگر با عمق و غنای محتوا کاملاً آشنا شود. در گام دوم، از کدها برای تقسیم داده های متنی به قسمت های قابل فهم تر استفاده می شود. سپس در گام سوم کدهای مختلف در قالب مضامین مرتب می شوند و در گام چهارم این مضامین پالایش می شوند. در گام پنجم مضامین کشف شده بر اساس اهداف و ادبیات تحقیق تعریف و نام گذاری شده و در گام ششم به عنوان آخرین گام از تحلیل، تحلیل و تدوین گزارش نهایی صورت می گیرد.  سپس در فاز بعد برای بررسی شبکه زیرساخت ها و اثرگذاری آن ها بر یکدیگر در مسیر تحقق و پیاده سازی و انجام تحلیل آینده پژوهی در این زمینه، از تحلیل کمّی تأثیرات متقابل به کمک نرم افزار میک مک استفاده شد. در این راستا زیرساخت های شناسایی شده در بخش اول، در قالب ماتریس هایی طراحی شده و از خبرگان خواسته شد برای مشخص کردن تأثیرات متقابل هر بخش از زیرساخت ها، این ماتریس ها را تکمیل کنند. یافته ها در مجموعه نهایی 15 مضمون شناسایی شد و بر اساس مصاحبه های انجام شده با افراد آگاه و مطالعه پیشینه تحقیق، زیرساخت های بسترساز تحقق گردشگری هوشمند به دو دسته کلی فیزیکی و دیجیتال به عنوان مضامین فراگیر تقسیم بندی شدند. زیرساخت های فیزیکی براساس مضامین سازمان دهنده شامل سیستم های حمل ونقل هوشمند، امکانات و ابزارهای خدماتی و اقامتی هوشمند، فضای شهری هوشمند، جاذبه های گردشگری مجهز، تجهیزات ایمنی و امنیت فیزیکی و مراکز اطلاع رسانی و فرهنگی هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نشان داد حدود 67 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها سخت افزارهای فناوری اطلاعات و ارتباطات بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. در کنار زیرساخت های فیزیکی، توسعه زیرساخت های دیجیتال نیز اهمیت بسزایی در تحقق گردشگری هوشمند دارد. براساس مضامین سازمان دهنده این زیرساخت ها شامل ابزارهای بهره برداری از کلان داده ها، ابزارهای هوشمند مدیریتی دربرگیرنده داشبوردها و دستیارهای هوشمند، سامانه های اطلاعاتی گردشگری، اینترنت رایگان و در دسترس، پلتفرم های آنلاین رزرو و برنامه ریزی، سیستم های پرداخت هوشمند، امنیت دیجیتال و حفاظت از داده های گردشگران و شبکه یکپارچه دستگاه های متصل هستند. تحلیل تأثیرات متقابل این دسته از زیرساخت ها نیز نشان داد حدود 71 درصد از این زیرساخت ها با یکدیگر تأثیرات متقابل دارند و از بین آن ها اینترنت در دسترس و امنیت دیجیتال بیشترین تأثیر را بر سایر مؤلفه ها دارد. نتیجه گیری گردشگری هوشمند یکی از انواع نوظهور در صنعت گردشگری است که مزایای متعدد آن ضرورت اقدام در جهت پیشبرد اهداف و توسعه آن را برجسته ساخته است. در این زمینه بسترسازی و فراهم کردن زیرساخت های این نسل از گردشگری اولین گام در تحقق گردشگری هوشمند است. در این راستا در پژوهش حاضر زیرساخت های پیش نیاز برای تحقق گردشگری هوشمند به وسیله انجام مصاحبه با خبرگان و به کارگیری تحلیل مضمون استخراج شد. نتیجه این اقدام به مجموعه دسته بندی شده ای از 15 مضمون سازمان دهنده در قالب 2 مضمون فراگیر منجر شد. براساس یافته ها، توسعه زیرساخت های فیزیکی اولین بُعد از بسترسازی در مسیر تحقق مقاصد گردشگری هوشمند است که با پشتیبانی از کارکردهای گردشگری هوشمند در مقصد از جمله امکان فراهم کردن امکان جمع آوری و ارائه اطلاعات بلادرنگ و دسترسی به آن ها، برقراری ارتباطات مؤثر و افزایش امنیت و راحتی موجب بهبود کیفیت و ارتقای سطح خدمات در مقصد می شود که افزایش رضایت گردشگران و بهبود تجربه آنان را به دنبال دارد. به کارگیری این سخت افزارها ضمن پشتیبانی از تجربه ای توأم با فناوری برای گردشگران، به مدیران کمک می کند تا برنامه ریزی بهتری داشته باشند و منابع را به صورت بهینه تری مدیریت کنند. دومین بُعد از بسترسازی برای دستیابی به مقاصد گردشگری هوشمند نیز توسعه زیرساخت های دیجیتال است که به کارگیری آن ها در کنار زیرساخت های فیزیکی علاوه بر ارتقای تجربه گردشگران و رضایت آن ها، به مدیریت کارآمد مقصد، استفاده بهینه منابع و کاهش هزینه ها منجر می شود. در نهایت، زیرساخت های فناوری اطلاعات و ارتباطات به توسعه پایدار، رقابت پذیری و رشد اقتصادی جوامع میزبان کمک می کند. از این رو، سرمایه گذاری در این حوزه و بهره گیری از نوآوری های تکنولوژیکی می تواند به ارتقای کیفیت خدمات گردشگری و جذب بیشتر گردشگران منجر شود. یافته های این پژوهش نشان داد تحقق مقاصد هوشمند گردشگری نیازمند رویکردی جامع است که در آن زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال به عنوان دو بُعد مکمل و به صورت هم افزا عمل کنند و علاوه بر تسهیل عملیات مدیریت هوشمند مقصد، نیازهای اساسی گردشگران را برآورده سازند و در نهایت، تجربه کلی سفر را بهبود بخشند. علاوه بر این، نتایج تحقیق تأکید می کند که زیرساخت های فیزیکی و دیجیتال باید در چهارچوب یک استراتژی یکپارچه و به گونه ای طراحی شوند که نه تنها نیازهای حال حاضر را برآورده سازند، بلکه ظرفیت انعطاف پذیری و انطباق با فناوری های نوظهور در آینده را نیز داشته باشند.  در نهایت می توان گفت که در تکمیل تحقیقات پیشین که غالباً بر تحلیل وضعیت موجود یا شناسایی موانع تمرکز داشتند، پژوهش فعلی با شناسایی جامع ابعاد زیرساخت های لازم، مدلی یکپارچه برای رسیدن به نقطه ایده آل ارائه داد که مسیر روشنی برای طراحی و پیاده سازی استراتژی های هوشمندسازی مقاصد گردشگری فراهم می کند. در نهایت، پیشنهاد می شود سیاست گذاران و مدیران گردشگری کشور، برنامه ریزی جامعی را برای اولویت بخشی به توسعه زیرساخت های بسترساز گردشگری هوشمند تدوین کنند. تحقق این اهداف می تواند به مواردی نظیر ایجاد اشتغال و افزایش رفاه اجتماعی منجر شود که همه از اهداف کلان توسعه ملی به شمار می آیند.
۲۱۳۸.

ارزیابی تأثیر مقوله های الگوی افشای ریسک آینده نگر در گزارش های سالانه شرکت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: افشای ریسک آینده نگر گزارش های سالانه معادلات ساختاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸ تعداد دانلود : ۲۸
هدف: افشای ریسک آینده نگر یک جزء ارزشمند در پیش بینی سود تحلیلگران با توجه به تأثیر بالقوه آن بر ارزش شرکت است؛ بنابراین در این پژوهش، به تأثیر مقوله های الگوی افشای ریسک آینده نگر در بستر مدل یابی معادلات ساختاری پرداخته شده است. روش شناسی: روش پژوهش با استفاده ز ابزار پرسشنامه اجرا گردید و جامعه آماری را فعالان بازار سرمایه و اعضای هیئت علمی تشکیل می دهند.آزمون فرضیه ها با روش معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار پی ال اس صورت گرفت. تحلیل عاملی تأییدی به روش کمترین مربعات جزئی جهت اعتبار یابی 29 متغیر اصلی و گویه های افشای ریسک آینده نگر مورد استفاده قرار گرفت. یافته ها: یافته های حاصل از معادلات ساختاری بیانگر ارتباط مطلوب در ساختار عاملی الگو می باشد بدین صورت که بین متغیرهای مرتبه دوم افشای استراتژیک، افشای کسب وکار، لحن افشای ریسک آینده نگر، افشای ریسک مالی آینده نگر و افشای ریسک غیرمالی آینده نگر با متغیر های مرتبه اول آن ها ارتباط معناداری وجود دارد. همچنین بین متغیر مرتبه سوم افشای ریسک نرم آینده نگر با متغیر های مرتبه دوم (افشای استراتژیک، افشای کسب وکار، لحن افشای ریسک آینده نگر) و متغیر مرتبه سوم افشای ریسک سخت آینده نگر، با متغیر های مرتبه دوم (افشای ریسک مالی آینده نگر، افشای ریسک غیرمالی آینده نگر) روابط علی معناداری وجود دارد. همچنین در بررسی ارتباط بین متغیر مرتبه چهارم افشای ریسک آینده، با متغیر های مرتبه سوم (افشای ریسک نرم آینده نگر، افشای ریسک سخت آینده نگر) نشان داد که روابط علی معناداری وجود دارد. دانش افزایی: این پژوهش علاوه بر توسعه ادبیات افشای ریسک آینده نگر منجر به بهبود گزارشگری شده و اهمیت مقوله های الگو را نیز برای ذی نفعان مشخص می نماید.
۲۱۳۹.

تأثیر عملکرد پایداری شرکت های همتا بر عملکرد پایداری شرکت(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

کلیدواژه‌ها: اثرات همتا پایداری شرکتی اندازه شرکت

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۲۸
امروزه عملکرد پایداری شرکت ها، که ابعاد محیطی، اجتماعی و حاکمیت شرکتی را در بر گرفت، به یکی از مهم ترین شاخص های ارزیابی موفقیت بنگاه ها در بازارهای سرمایه تبدیل شد. ذی نفعان مختلف از جمله سرمایه گذاران، نهادهای ناظر و جامعه، نه تنها به نتایج مالی شرکت ها، بلکه به نحوه مدیریت پیامدهای زیست محیطی، مسئولیت های اجتماعی و ساختارهای حاکمیت شرکتی نیز توجه فزاینده ای نشان دادند. ادبیات اخیر نشان داد که عملکرد پایداری شرکت های همتا با ایجاد سرریزهای اطلاعاتی، فشار مشروعیت و نوعی «رقابت پایداری»، بر انتخاب های راهبردی سایر شرکت ها در حوزه محیط زیست، مسئولیت اجتماعی و حاکمیت شرکتی اثر گذاشت. بر این اساس، این پژوهش تأثیر عملکرد پایداری شرکت های همتا بر عملکرد پایداری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی کرد. برای این منظور، ۱۱۴ شرکت تولیدی فعال در بورس اوراق بهادار طی بازه زمانی ۱۳۹۲ تا ۱۴۰۲ به عنوان جامعه آماری در نظر گرفته شد. این پژوهش از نظر هدف کاربردی بود و برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش رگرسیون خطی چندگانه استفاده شد. یافته های فرضیه پژوهش نشان داد که عملکرد پایداری شرکت های همتا بر عملکرد پایداری شرکت تأثیر مثبت و معناداری داشت. نتایج حاصل از فرضیه پژوهش را می توان از منظر نظریه یادگیری سازمانی و نظریه همسویی اجتماعی تفسیر کرد. براساس این نظریه ها، عملکرد همتایان به عنوان محرک قوی برای اصلاح رفتارها و راهبردهای پایداری در شرکت کانونی عمل کرد. ماهیت غیرقابل پیش بینی بازده سرمایه گذاری شرکتی، با در نظر گرفتن درک ریسک و فرض ریسک، نقش اساسی در تصمیم گیری سرمایه گذاری شرکت ها، به ویژه در زمینه پایداری مانند سرمایه گذاری در حوزه های مختلف زیست محیطی، اجتماعی و حاکمیتی ایفا کرد. تحت چنین زمینه و عدم قطعیت هایی، اثرات همتا دیدگاه مدیران را در مورد ریسک و تحمل آن ها برای ریسک پذیری در اجرای پروژه های مرتبط با پایداری شرکتی شکل داد.
۲۱۴۰.

تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس

کلیدواژه‌ها: ارتباطات سیاسی تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها اظهار نظر حسابرس

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۱۴
ارتباطات سیاسی شرکتها می تواند بر انتخاب حسابرسان تأثیر بگذارد، به طوریکه شرکتها ترجیح می دهند مؤسسات حسابرسی نزدیک به نهادهای حکومتی یا دارای روابط غیررسمی با سیاستمداران را انتخاب کنند تا از بررسی های دقیق مالی اجتناب یا حمایت های سیاسی دریافت کنند. این نفوذ همچنین ممکن است بر اظهارنظر حسابرسان اثرگذار باشد و منجر به تعدیل گزارش ها، پنهان سازی تخلفات، یا ارائه ارزیابی های غیرواقعی برای حفظ منافع شرکت های مرتبط با قدرت شود. این پدیده شفافیت مالی را تضعیف کرده و اعتماد سرمایه گذاران را به خطر می اندازد، بنابراین تقویت استقلال حسابرسان و نظارت مستقل بر این فرآیندها ضروری است. این تحقیق به تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس می پردازد. برای انجام این تحقیق نمونه ای از 101 شرکت از شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران انتخاب گردید. در این پژوهش، تأثیر ارتباطات سیاسی بر تصمیمات انتخاب حسابرس شرکت ها و اظهار نظر حسابرس برای دوره 1397 الی 1402 صورت گرفت که در مجموع 606 مشاهده برای تحقیق موجود می باشد. روش آماری مورد استفاده در این تحقیق روش رگرسیون پانل دیتا و رگرسیون لجستیک است. نتایج حاصل از فرضیات تحقیق نشان دهنده این مطلب می باشد که بین ارتباطات سیاسی با انتخاب حسابرس و اظهار نظر حسابرس رابطه معنی داری به صورت مستقیم وجود دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان