۱.
تصمیمات سرمایهگذاران تحت تأثیر عوامل بسیار متنوعی، از جمله عوامل بیولوژیکی مانند سطح هورمونها در بدن تا عوامل روانشناختی مثل شخصیت و تجربههای گذشته قرار میگیرند. از سوی دیگر، عوامل روانشناختی مثل اعتماد به نفس، ترس از افت و یا خطرپذیری هم میتوانند دستخوش تصمیمات سرمایهگذاری شخصی قرار بگیرند. با تعامل این دو نوع عامل، این تاثیرات میتوانند به شکلی بسیار پیچیده و جالب ظاهر بشوند. لذا هدف این پژوهش بررسی تاثیر عوامل بیولوژیکی و روانشناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران، است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی؛ از نظر ماهیت روش توصیفی- همبستگی میباشد. همچنین از نظر شیوه گردآوری دادهها از نوع پیمایشی است. جامعه آماری 384 نفر از سرمایه گذاران حقیقی و حقوقی در تهران هستند که از طریق پرسشنامه محقق ساخته، به ابراز عقیده خود مبادرت کردند. برای آزمون دادهها از مدلسازی معادلات ساختاری با نرمافزار SMART-PLS، استفاده شد. یافتهها نشان از تأثیر مثبت و معنادار سوگیریهای شناختی بر تصمیمات سرمایه گذاران است. همچنین نتایج تحقیق نشان می دهد سوگیریهای رفتاری بر تصمیمات سرمایه گذاران تاثیرگذار است. از سوی دیگر بر اساس یافته های تحقیق عوامل فیزلوژی و عوامل ژنتیک نیز بر تصمیمات سرمایه گذاران تاثیرگذار می باشد.
۲.
در دهههای اخیر، حرفه حسابرسی، بهعنوان یکی از پایههای اطمینان از صحت و شفافیت اطلاعات مالی سازمانها، با چالشها و تغییرات زیادی روبرو شده است. یکی از مهمترین چالشهاییکه در حالحاضر جامعه و حرفه حسابرسی را تهدید میکند، تمایل حسابرسان به خروج از حرفه حسابرسی میباشد. در سالهای اخیر، شاهد افزایش روزافزون درخواست خروج حسابرسان از موسسات حسابرسی هستیم. هدف پژوهش حاضر، آثاروپیامدهای ناشی ازخروج حسابرسان از حرفه حسابرسی میباشد. در راستای دستیابی به این هدف، با رویکرد روششناسی کیفی و با استفاده از روش نظریه داده بنیاد، در سال 1402 با 29 نفر از خبرگان حرفه حسابرسی که بهصورت غیراحتمالی و هدفمند با استفاده از روش گلولهبرفی انتخاب شدند، مصاحبه شد و در انتها اشباع نظری حاصل گردید. مصاحبههای انجام شده با استفاده از نرمافزار کیفی اطلس تیآی تبدیل به مدل توسعهیافته مشتمل بر سه دسته پیامد فردی، پیامدها در سطح جامعه و در سطح مؤسسات حسابرسی و جامعه حسابداران رسمی مفهومسازی گردید. نتایج پژوهش نشان داد که 46 پیامد بعد از خروج حسابرسان از حرفه حسابرسی پدیدار میشود که از مهمترین آنها افزایش فساد مالی در جامعه، کاهش کیفیت حسابرسی، بیاعتمادی به جامعه حسابداران رسمی و چالشهای اقتصادی در سطح شرکتها و تأثیرات بلندمدت در سطح جامعه میباشد.
۳.
پژوهش حاضر با عنوان شناسایی الگوی ساختاری عدم قطعیت سیاست اقتصادی، عدم ثبات بازار مالی و نقدشوندگی سهام بورس اوراق بهادار تهران انجام شد. این پژوهش به صورت اکتشافی انجام شده است. در روش کیفی با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون و در روش کمی با روش ساختاری تفسیری به مدلسازی پرداخته شده است. جامعه مورد بررسی خبرگان و مدیران بورس اوراق بهادار هستند که با روش گلوله برفی تعداد 12 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار گردآوری دادهها در این تحقیق، مصاحبه نیمه ساختار یافته می باشد. فرایند تحلیل داده های حاصل از متن مصاحبه ها نیز با توجه به اهمیت آن در رویکرد تحلیل تم، همزمان با جمع آوری داده ها طی سه مرحله کدگذاری باز انجام شد و در قالب مضامین و زیر مقولات طبقه بندی شدند. در روش تحلیل تم برای تأمین روایی و پایایی براساس شاخص کاپای کوهن، مقدار 0.87 مورد تائید قرار گرفت. در ادامه براساس شاخص های شناسایی شده ماتریس ورودی تکنیک ساختاری تفسیری تشکیل شده و بر این اساس مدلسازی تفسیری انجام شده است .تغییرات در نرخ تورم، سیاست ارزی، و نوسانات لحظهای در بازار بورس میتوانند به طور مستقیم یا غیرمستقیم تأثیراتی بر نقدشوندگی سهام و عدم ثبات بازار مالی داشته باشند. این ارتباطات معقولیت بازار را در پرتو فرضیه بازار کارا نشان میدهند و اهمیت مدیریت ساختار سرمایه، رشد درآمد، سازگاری با بازار، و اخبار و رویدادها را در سیاستگذاری و مدیریت بورس به وضوح نشان میدهند.
۴.
تقریباً همه بخشها ازجمله شرکتها درگیر موضوع پایداری هستند. شرکتها نقش مهمی در برنامه توسعه پایدار دارند و برای اطمینان از اینکه کسبوکارشان پایدار است گزارشگری پایداری را انجام میدهند. گزارشگری پایداری ابزاری است که ظرفیت بالقوهای برای بهبود شفافیت و قابلیت اطمینان اطلاعات برای سرمایهگذاران و ذینفعان دارد.
اگرچه استانداردها و مدلهای افشای مختلفی برای گزارشگری پایداری شرکتی ارائهشده است، ولی نتایج گزارشگری پایداری شرکتی در سطح مطلوبی نیست. از این واقعیت میتوان دریافت که مسائل حاد اجتماعی، تخریب محیطزیست و سایر تأثیرات خارجی منفی شرکتها هنوز به موضوعات اصلی در دنیای کنونی تبدیل نشدهاند؛ بنابراین، محرکهای گزارشگری پایداری آتی باید فراتر از رعایت اجباری استانداردها و رهنمودها باشد تا نیاز به انجام کارهای درست هدف اصلی گزارشگری پایداری باشد. در بازارهای مالی اسلامی گنجاندن آموزههای اسلامی در گزارشگری پایداری شاید بتواند شکاف مربوط به پایبندی به رویههای پایداری را پوشش دهد و شرکتهای اسلامی را به اقدامات پایداری بیشتر ترغیب کند. ازآنجاکه مفهوم فعلی گزارشگری پایداری مبتنی بر دیدگاههای فلسفی غربی است، امکان پاسخگویی کامل از این طریق به همه ذینفعان و خداوند متعال فراهم نمیشود؛ بنابراین استدلال میشود که نیاز به بازاندیشی در جریان اصلی گزارشگری پایداری وجود دارد تا جهانبینی اسلامی از گزارشگری پایداری تکامل یابد. در این راستا، هدف پژوهش حاضر ارائه مفاهیم مرتبط با جریان اصلی و دیدگاه اسلامی پایداری و گزارشگری پایداری شرکتی است
۵.
هدف: بررسی و کشف تقلب، نیازمند دانش کامل در مورد ماهیت تقلب و نحوه ارتکاب و کتمان آن است. هدف این پژوهش مرور اجمالی انواع تئوریها و مدلهای تقلب موجود در ادبیات است.
روش: در این پژوهش با استفاده از مرور مطالعات آرشیوی، سعی شده است برخی از انواع مدل ها و تئوریهای مطرح شده در این حوزه به طور اجمالی مورد بررسی و واکاوی قرار گیرد.
یافته ها: ادبیات نشان میدهد که هیچ مدل واحدی نمیتواند برای تمامی شرایط مناسب تلقی شود. مدلهای موجود باید به روز شوند و با پیشرفتهای فعلی در این زمینه و اقدامات متقلبانه اخیر، سازگار شوند. باید توجه داشت درک ماهیت چند بعدی تقلب، کلید پیشگیری و کشف آن است.
دانش افزایی: در این پژوهش سعی شده است انواع مدلها و تئوریهای مطرح شده در خصوص موضوع تقلب را که در ادبیات رشته حسابداری و حسابرسی و سایر رشتهها از جمله حوزه روانشناسی وجود دارد را از نظر گذارنده و نگرشی جامع تر و تصویری روشنتر در این حوزه ایجاد کند.
۶.
هدف: پژوهش حاضر در پی ردیابی تاثیر محافظهکاری حسابرس بر رابطه میان خوانایی گزارشگری مالی و قیمتگذاری نادرست سهام شرکتها است.
روش: در این راستا نمونهای مشتمل بر 127 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طول سالهای 1391-1400 انتخاب و در نهایت فرضیههای پژوهش با کمک آزمون رگرسیون خطی چندگانه مبتنی بر دادههای تابلویی آزمون شد(از آنجا که دادههای سال 1400 در محاسبات قیمتگذاری نادرست سهام استفاده شد، نهایتا از 9 دوره در آزمونهای آماری استفاده شده است). برای سنجش قیمتگذاری نادرست سهام از مدل 5 عاملی پانتزالیس و پارک(2013)، برای ارزیابی خوانایی گزارشگری مالی از شاخص فوگ و نهایتا برای سنجش محافظهکاری حسابرس از مدل نوین چونگ و همکاران(2003) که بسط مدل محافظهکاری باسو(1997) است، استفاده شد.
یافتهها: مشاهده گردید که میان خوانایی گزارشگری مالی و قیمتگذاری نادرست سهام رابطه معکوس و معناداری وجود دارد، همچنین محافظهکاری حسابرس رابطه میان خوانایی گزارشگری مالی و قیمتگذاری نادرست سهام را تقویت میکند.
نتیجهگیری: پژوهش حاضر مدارک سودمندی فراهم آورد که با بهرهگیری بهتر از خوانایی گزارشگری مالی میتوان قیمتگذاری نادرست سهام را کاهش داد و جامعه حسابرسان در این رابطه نقش مهمی را ایفا مینمایند.
۷.
در شرایط رقابتی جهانی، شرکتها در تلاش هستند تا با کاهش زمان توسعه محصولات جدید به کسب مزایای رقابتی بلندمدت بپردازند. در چنین شرایطی بدست آوردن مزیت رقابتی منوط به افزایش ظرفیت جذب میباشد که این امر موجب ایجاد نوآوری بیشتر و افزایش ارزش افزوده اقتصادی می شود. همچنین برای موفقیت بلندمدت شرکت، پایداری شرکتی ضروری به نظر میرسد و موجب ایجاد ظرفیت بالقوه برای سرمایهگذاران در ایجاد شفافیت و قابلیت اطمینان اطلاعات میشود. هدف این پژوهش بررسی نقش ظرفیت جذب بر رابطه بین عملکرد پایداری مبتنی بر تئوری مشروعیت و معیارهای اقتصادی عملکرد مالی در بنگاههای اقتصادی میباشد. پژوهش حاضر از نوع تحقیقات علی (پسرویدادی) است که به بررسی رابطه بین دو یا چند متغیر مستقل و یک متغیر وابسته میپردازد. جامعه آماری پژوهش، شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1392 تا 1401 است که با استفاده از روش غربالگری، 167 شرکت (1670 سال-شرکت) انتخاب شدند. اطلاعات مورد نیاز پژوهش از طریق مطالعه منابع کتابخانهای گردآوری و برای آزمون فرضیههای پژوهش، از روش رگرسیون خطی چندمتغیره استفاده شده است. نتایج تجزیه و تحلیل مدل تجربی نتایج حاصل از تحقیق نشان داد که عملکرد پایداری شرکتی تاثیر مثبت و معناداری بر معیارهای اقتصادی عملکرد مالی (ارزش افزوده اقتصادی و بازار) دارد و همچنین ظرفیت جذب تاثیر مثبت بین عملکرد پایداری شرکتی و معیارهای اقتصادی عملکرد مالی را تقویت میکند.